Meta tags:
description= زنگ آخر جهان ادبی هنری;
Headings (most frequently used words):
که, تا, است, جنگ, انگشتی, قعر, این, قصه, تلخ, از, زنگ, جهان, نقد, بر, به, انتشار, شعر, می, باران, آخر, ادبی, هنری, یوسف, رستمی, نگاه, علیرضا, نوری, کتاب, خبر, میرد, خیابان, سهمی, بی, خیال, شاعران, پیش, آن, دنیا, بیایند, بخوان, بخواند, ما, آدمها, زندگی, کار, سختی, نیست, سر, ترس, بهار, نه, نقدی, آخرجهان, کلمات, من, پارس, کنند, گاهی, ور, ایستادن, مجالی, برای, دیدن, ناکار, آمدی, قالب, کلاسیک, دیجیتال, یا, علی, ابدالی, آقای, بختیاری, طلسم, فردا, باشم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (100), بختیاری (57), است (56), سامان (43), برای (42), شده (38), هفته (36), نوشته (34), شعر (32), ساعت (32), توسط (31), نمی (22), #خیابان (20), های (19), مجموعه (18), کند (17), نیست (17), همه (17), کلمات (16), دارد (15), اما (15), باشد (15), زندگی (15), چهارم (14), پیش (14), تلخ (13), همین (13), شود (13), گاهی (13), مخاطب (12), تیر (11), خواهم (11), دور (11), کنم (11), آقای (11), بیست (11), ۱۳۸۵ (10), ۱۳۸۶ (10), ۱۳۸۷ (10), ۱۳۸۸ (10), ۱۳۹۰ (10), خانه (10), کلماتی (10), راهی (10), شنبه (10), تنها (10), شاید (10), بود (10), قصه (10), خالی (10), علی (9), دوم (9), اوّل (9), مهر (9), سوم (9), اینکه (9), نام (9), راه (9), شاعر (9), قعر (9), دست (9), جهان (8), مرداد (8), ۱۳۹۱ (8), شما (8), وقتی (8), انگشتی (8), همیشه (8), مرگ (8), خود (8), بودن (8), زنگ (8), آدمها (8), بگذارید (8), خرداد (7), آذر (7), دستی (7), رسم (7), کلمه (7), روز (7), حتا (7), کرد (7), اثر (7), تازه (7), کار (7), کنی (7), باشم (7), سهمی (7), باران (6), هیچ (6), فروردین (6), ۱۳۸۹ (6), امروز (6), باید (6), بشود (6), یکشنبه (6), خواب (6), کشد (6), اول (6), تخت (6), کنند (6), اند (6), کسی (6), تند (6), گیرد (6), شدن (6), چشم (6), راست (6), رود (6), اگر (6), پنجره (6), آخر (6), جنگ (6), آنکه (6), آدم (6), مردم (6), حسین (5), اسفند (5), بهمن (5), پست (5), بماند (5), چهارشنبه (5), هنوز (5), کشم (5), کنیم (5), نوشتن (5), خواهد (5), خودم (5), بعد (5), شلوارم (5), فکر (5), قدم (5), بلند (5), داستان (5), نظر (5), قرار (5), متن (5), دیگر (5), فضای (5), روی (5), نقدی (5), تمام (5), شبها (5), ترس (5), سختی (5), فرداهای (5), ماه (5), سطرهای (5), سپید (4), ایلام (4), گاه (4), اردیبهشت (4), شهریور (4), بیستم (4), کاتی (4), کوتی (4), گرفته (4), خفه (4), زنم (4), کمتر (4), بیشتر (4), دردی (4), ندارد (4), گرامی (4), چقدر (4), دوست (4), دارم (4), عشق (4), امتداد (4), شوم (4), یکم (4), خاک (4), باز (4), آنچه (4), ابدالی (4), خودمان (4), آمده (4), چرا (4), سطرها (4), دراز (4), دانم (4), عینک (4), میان (4), اشاره (4), چیز (4), اینجا (4), هفتم (4), داده (4), گفتم (4), میشود (4), رنگی (4), شوند (4), کرده (4), بگویم (4), بالا (4), بهار (4), اشعار (4), عادت (4), امید (4), نفس (4), مورد (4), داریم (4), مولف (4), گوئی (4), حتی (4), روایت (4), تصاویری (4), نگاه (4), بیان (4), شاعران (4), زنند (4), پوشم (4), تنهایی (4), ساده (4), سالم (4), روزنامه (4), انتخاب (4), پایمان (4), درختان (4), انتظاری (4), دنیا (4), قابل (4), گردند (4), برگردیم (4), بازی (3), اتفاقی (3), شکربیگی (3), هستم (3), مجازی (3), خودت (3), بچسبانم (3), سوراخی (3), توانی (3), چیزی (3), شبیه (3), قطار (3), ناقص (3), همکاران (3), خودش (3), کودکم (3), بشوم (3), مشتری (3), نقد (3), سلام (3), دارند (3), صفربیگی (3), دیجیتال (3), پشت (3), همان (3), پای (3), کردیم (3), کلاسیک (3), پنجشنبه (3), رنگ (3), قهوه (3), فوت (3), کافیست (3), سفت (3), بینی (3), ماهی (3), بیهوده (3), نشان (3), نوع (3), متاسفانه (3), شعار (3), کتاب (3), خاصی (3), واقع (3), برخی (3), تصویر (3), کشیدن (3), کوه (3), زیاده (3), کلی (3), سطور (3), ایجاد (3), برخورد (3), قرص (3), مفهوم (3), بوده (3), زده (3), شهر (3), بانو (3), مستقیم (3), امروزی (3), دهه (3), سطر (3), تلاش (3), طرح (3), جلد (3), زنیم (3), جیغ (3), داشت (3), مرا (3), سپرده (3), بزنند (3), زیر (3), فقط (3), هشتم (3), ترسم (3), جمعه (3), اشتباه (3), کاش (3), نان (3), چند (3), باشی (3), وقت (3), دود (3), روزی (3), نباشد (3), فردا (3), بعضی (3), خوردن (3), بستنی (3), زند (3), دوش (3), دریای (3), پنجم (3), راحت (3), خوبی (3), خیال (3), برود (3), روبرو (3), دوشنبه (3), اطلاعات (3), نگاهی (3), انتشار (3), همواره (3), قبل (3), com (2), فخرایی (2), اسماعیل (2), گریز (2), چای (2), ۱۳۹۲ (2), وبلاگ (2), دنیای (2), شعری (2), معطل (2), بمانی (2), یقه (2), خزیدن (2), ایستگاه (2), باد (2), پاهایم (2), ابتدای (2), رونده (2), گنجایش (2), میزش (2), کتش (2), پسرم (2), زنش (2), خبری (2), دنده (2), چندم (2), دارید (2), کردن (2), دگردیسی (2), پیله (2), آنقدر (2), گربه (2), بوق (2), ماشین (2), شهری (2), جلیل (2), حرمت (2), هست (2), اینجاست (2), دهد (2), میو (2), شوخی (2), مصاحبه (2), جریان (2), شنیده (2), اید (2), گویم (2), بوی (2), مقدمه (2), نویسی (2), بگذریم (2), جدید (2), جدا (2), قالب (2), بخوانید (2), دیدن (2), گیر (2), فنجانی (2), نکرد (2), سرنوشت (2), جهنم (2), کشید (2), چشمهات (2), دانستم (2), رفت (2), پیاده (2), داشتم (2), کنار (2), بنشینید (2), مهم (2), گیری (2), پارس (2), خطوط (2), رساند (2), ستاره (2), سوی (2), جان (2), خوابند (2), دریا (2), موفقیت (2), خیلی (2), تواند (2), میل (2), سومی (2), آقا (2), طرف (2), ببرد (2), جملات (2), بینیم (2), همراه (2), آورد (2), رسد (2), ابراهیم (2), آتش (2), لازم (2), خورشید (2), نکرده (2), بمانم (2), نگفته (2), ایجاز (2), برسد (2), دهیم (2), دچار (2), دهنده (2), کارگیری (2), روند (2), تحول (2), کاملا (2), ذهنی (2), ویژگی (2), معمولی (2), پرنده (2), تکرار (2), ادامه (2), جدیدی (2), قسمت (2), دیوار (2), دشت (2), گیرند (2), خیره (2), اهمیت (2), یافته (2), انتزاعی (2), توان (2), تصاویر (2), بسیار (2), توالی (2), مسائل (2), داشتن (2), استفاده (2), توانیم (2), مختصات (2), زبانی (2), ادبی (2), باره (2), چاپ (2), کاری (2), حالا (2), دیر (2), انتشارات (2), رسیده (2), خوشبختانه (2), دوستان (2), شان (2), بیرون (2), سایه (2), آخرجهان (2), نوروز (2), حامله (2), کوچه (2), ساله (2), بال (2), خواندم (2), سیاه (2), چاله (2), کهکشانی (2), دلی (2), گرم (2), نیستم (2), گریه (2), ششم (2), نبودی (2), کشتم (2), لبخندی (2), زخمی (2), زایمان (2), سقط (2), خون (2), خوابیدن (2), تبصره (2), بگیری (2), سعی (2), بشوی (2), ارتفاع (2), مشخص (2), بروی (2), برگردی (2), دودمانت (2), سیگاری (2), بسنده (2), عینکت (2), وعده (2), بغلتانی (2), جای (2), خوش (2), کنید (2), عکسی (2), فوری (2), بخواهیم (2), لیسمان (2), نشیند (2), ساحلی (2), تحمل (2), گرده (2), کشیده (2), افتاده (2), آبستن (2), تکیه (2), عصا (2), توفانها (2), متری (2), اتفاق (2), بیایند (2), آیند (2), ببرند (2), بینید (2), راحتی (2), واین (2), مانده (2), شانه (2), آزاد (2), رفته (2), شاعرانه (2), داغ (2), بریم (2), روزانه (2), اصلن (2), باشند (2), سروده (2), خبر (2), موفقیتهای (2), زبان (2), مهمترین (2), پیچیدگی (2), بتوان (2), رسیدن (2), علیرضا (2), نوری (2), blogfa, آفاق, شوهانی, هرمز, پور, آرش, نصرت, الهی, مصطفا, عبدالحسین, ایرانژاد, قانون, سیب, سید, محمد, آتشی, آمارانت, مهرانفر, آباد, اراده, تیرداد, راد, ترانه, کوتاه, معاصر, رسول, مجله, مظاهر, شهامت, موش, صحراهای, شبلی, نیافتاد, صدا, واران, ردیف, دندان, شکسته, کیومرث, مرادی, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, الکترونیک, ارزش, زیستن, خاطر, مطالب, قدیمی, میتوانی, تصمیم, کنون, میخ, ریشم, بزنم, میابم, هرزه, زشت, آلت, زنانه, زور, میزنم, فحش, بدهی, چمدانی, بنوشی, مثلا, زهر, ماری, تاخیر, بیاندازی, عاشقیت, واینکه, چمدان, بتکاند, ریلی, موازی, انسانی, چسبنده, پایی, لنگ, دروازه, درهایی, بسته, طلسم, خرید, بگذارم, خدا, شاهد, باراندازی, قاعدتا, شوید, کشتی, الا, لنگر, بشاشد, فلسفه, نیمروز, گاوی, عمیق, ماغ, بره, مسیح, چرند, واریز, بشم, توش, الو, عامو, خانم, شرجی, اونجا, حواله, دانشگاه, علوم, پزشکی, بندر, عباس, اضافه, کاریتان, هجی, وصله, ناجور, صبحانه, شلوارش, گشاد, تنگ, کشویش, مرد, فقراتم, خورد, نفر, پدرم, خیزم, مادرم, خوابم, نویسم, همصدا, بچه, جایی, دلها, مثل, پاریس, شکر, بیگی, مهتاب, رشیدیان, خدنگ, اکرم, عبادجوهری, مهرزادمیرزایی, دفاع, صادر, آماده, دهان, بچپانند, لعنتی, قلقلکم, پاک, چون, لقمه, عزیزشان, البداهه, برسم, لمپنیسم, معر, هوچی, کرنایی, پسندد, هایش, واضح, خوابانم, خوبش, پذیرم, اینگونه, مشترکیم, مدتهاست, استقرار, عرق, ریزی, میانه, قدی, لاغر, اندک, ریشی, چانه, جامانده, دوی, بله, ناسیونالیزم, محلی, جریانی, گندش, عالمی, درگیر, سرمان, لاک, طریقی, مشتی, جیب, گذرانیم, سرعت, صفحات, اسامی, سوار, جریاناتی, جدیدتر, شنویم, حساب, جماعت, شعرا, شمای, روزت, ناکارآمدی, ایرنا, ناکار, آمدی, ببخشید, بلیت, دیگری, واژگان, مسلح, دادیم, شاملوهای, قدو, نیم, شاعرند, مهیاست, جاذبه, میز, مهارش, سگی, رژه, میرفتند, پسر, اجی, مجی, برجایی, وردی, عصرانه, بخار, وادی, رفتی, سیمرغ, خداحافظ, شدیم, کمی, لذت, میگفتم, شنیدن, هاااا, کجا, لطفا, شروع, صندلی, دیدید, میتوانید, ایستادن, مجالی, مالم, پاچه, بینند, سیخ, متورم, گردش, اکسیژنی, نیمکره, مغزم, مویرگی, پیدا, قلبی, سینه, دستانم, میوه, بدهد, سرشارم, چال, ازتو, ریشه, بدواند, تازگی, کور, کمرم, زایش, دیرین, گردم, نیستی, کوسه, مرجانهایی, دستم, ریزم, اندازه, بلغزد, پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر, ایران, گیلان, بیشتری, آرزو, جوری, سرودی, تری, بردارد, رغم, باطنی, مدرنیستی, شاخه, نباتش, شراب, حافظ, مادر, مرده, بگیرد, روزها, جاهای, محدودی, سطوری, خوریم, سمت, محاوره, متمایل, جاهاست, جذابیت, دلچسبی, سطرهائی, فخامت, براق, سیاهی, کرم, خنیاگران, وصیت, نامه, کاهد, صمیمیت, مطلوبتری, خلق, شاعراست, مزاحم, تمامی, دهم, عمق, بسوزم, خواستم, شعرها, رومانتیک, ملموسی, رسیم, اقرار, ابراز, توانائی, کافی, جسارت, نرسیده, فوتش, روشن, نرسم, وارم, مجبور, نباشم, توضیح, تاکید, الزاما, کارهای, اطلاق, درازگویی, باعث, گشتن, توقع, اجتناب, ترجیح, اجزا, بپردازد, نگری, آزار, نویسیم, گلی, بسپارد, کوزه, بزند, ضرب, المثل, نیز, تصنیف, بنان, شجریان, بروز, مایه, فرهنگی, تلمیحات, قدیم, تکنیک, یکسان, ولی, نتوانسته, ابتکار, هیجان, ناشی, نوآوری, گردد, طبیعی, فرایند, جدی, تامین, عاشق, دوستش, زنی, بگیرم, تختش, بدوزم, وضوح, آشکار, مواجه, ایم, سطح, لایه, مندی, تاویل, پذیر, فکرمی, صبح, تحریر, خوانی, چکاندن, حنجره, خروس, زرده, سرخ, تخم, شکنم, گمان, مکررات, شویم, فضا, دادن, قاب, دریافت, قطعی, تحمیل, رفتار, منجوق, دوزی, پیراهن, نشسته, آفتاب, آینه, انتهای, ارتباط, فرامتنی, تحت, تاثیر, وارگی, نحوی, عنصر, زیادی, برجستگی, اگرچه, حفظ, شاعرانگی, متوسل, زیبایی, برآمد, داد, موضوع, محل, مناقشه, لیکن, گذشته, کارهایی, مشاهده, نمود, اکثر, شعرهای, ملموس, روائی, استواری, پیوستگی, محور, عمودیست, طوری, صرفا, جهت, انسجام, منظمی, سبب, نتوانیم, منفک, بدانیم, قولی, حذف, هریک, مسیر, فهم, اختلال, لغات, ترکیبات, فارسی, تنوع, موضوعات, خصوصی, توجه, اجتماعی, خودآگاه, سمبل, نشانه, نمایی, حقیقت, طور, بپردازیم, حدودی, فکری, اوایل, بیابیم, ارفاق, آثاری, متعلق, اصولا, حروف, چینی, دقت, حرفی, سیاوش, برادران, شماطه, داری, دقیقه, حال, درباره, بگذاریم, شعریست, سرا, صفحه, خطر, بیخ, گوش, بهانه, دیدار, اکنون, قامت, درختی, تناورند, نسل, جوانه, نیاورند, عزیز, آورم, فراوانی, نقدشان, راهنمایی, کردند, ستایم, خاطراتم, سال, الان, آنجا, نیافته, رفتن, هفتادیها, رقم, ۸۳منتشر, گرماگرمی, ۸۰مسیرش, دوستانی, شعرشان, چندان, بنویسم, عمو, کوچکی, غریب, رودی, طغیانی, زیبا, ابر, ایست, وزد, عاشقیتان, بیند, جنسیت, درخت, پرندگانی, میزنند, دشتی, دیوانه, خزم, قربانتان, نبودم, هفدهم, درازی, نامهایی, بغل, بتواند, بلرزاند, بدتر, یعنی, چشمم, اشتب, دلم, لانه, نگیرد, کشتمت, فحشایی, دانه, گندم, تراوید, آتشهایی, چشمهای, وزید, بمبهایی, اینها, مغزی, گذشتی, مسخره, چهره, محدبت, جاری, تورا, سرت, ستون, نیافتی, آید, نقش, مشجر, تیرهای, برق, سنگفرش, عابری, آفتابی, تنش, رگانم, تهی, سرم, جنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ, میبینی, چشمهایشان, فرداها, تاکنون, فرداتر, خیس, بخورم, تغذیه, فرداباشم, دوازدهم, نباشی, لابد, توجیهی, دلیلی, روشنتر, هستیم, ذهنمان, پلکمان, صورتمان, فهمیم, بمیریم, وقتها, نگاهمان, پیمایی, وزنمان, کنترل, قاطی, خوانیم, سوت, زنان, چشمهایمان, هضم, رویم, کردنها, نکردنها, داشتنهایی, رنگارنگ, سیاست, مات, نبوده, سرزنش, باور, نبودن, سخت, ترین, درد, نعشی, کشیم, انسان, گور, نسپاریمش, گیج, انگشت, اندیشم, برگها, خیابانها, زنانمان, خوابیدیم, فرزندانمان, فاصله, گرفتند, انداممان, دستهایمان, چتر, نشد, بارانهای, متمادی, بخوان, بخواند, معتادیم, ترک, کردنش, تیتر, اخبار, خندیدیم, نخدیدیم, روزن, استنشاق, آرام, بندم, لمیده, کاناپه, روزنه, پوشانم, خیالم, کفشهای, همسایه, سطل, زباله, 90متری, صدایی, بشقابم, یاد, گرسنگان, آفریقا, کتم, فرزندانی, بگیرند, هوا, خوری, چهاردهم, تکان, ماند, باشیم, جمجمه, لبخند, سرهای, معلق, ببوسیم, داشته, باشید, بگویید, کلاهی, بکشد, سوختم, قبول, نسوزید, دوباره, کناری, بغلطانید, سفید, بردارید, پوستری, زدن, نشوید, آجر, بچسبانید, پاهای, سبزها, برگردانید, ادراری, نوزادان, قفس, بازار, میله, تملک, آزادی, نیاکانمان, نوشیدن, خردل, گاز, خویش, اکسیژن, غوغا, مردن, غار, سرزمین, خلقت, چشمانمان, میلی, دیوارها, زنجیرهایتان, بفرستید, پاهایمان, صدای, خمپاره, چشمان, منقلب, سربازان, جوخه, اعدام, دویدن, آرامش, تمامش, استوای, معتدل, دلداگی, شالیزار, جنگل, دریاها, مست, زنید, منحنی, فرسوده, پستوی, حناق, چیزها, عوض, بازد, برخیزند, صفوف, فشرده, فرزندانشان, اضلاع, هندسی, اندازی, رفتگان, محدب, بکنند, برساند, بیاورد, زمستان, اتوبوس, مسافرش, حسرت, مادرانشان, رابلیسند, کودکان, کفشها, صاحبانشان, کارتن, کوچک, پیروزیشان, معصوم, عابران, آواره, دخترکانی, خودشان, آغوشی, خوابانند, توی, بگذرد, اتفاقهایی, مقابل, گذرد, یازدهم, آغوش, قلابی, رودخانه, برگشتند, آسوده, بمیرد, آهسته, پسرانم, کاغذ, سردم, شدنی, نبض, ببندم, نوسان, جوهر, خودکار, بیاورند, بخوابانم, بنشینم, خوشبخت, شاد, باش, بردیا, برنا, شدنشان, دیواری, میرد, تاریکی, اوراددیگر, شترها, فینیقیه, شیشه, آورده, شعرکوتاه, چرایی, آسیب, هجدهم, راهرو, غرفه, داستانسرا, بالاخره, متولد, 1391, توانا, قلبت, سررفتن, شیر, جوشید, آشپز, جغرافیای, تنت, آویزان, پروانه, مفرح, عصاره, ملخی, ابن, خلدون, وجود, چینش, کلماتشان, مبنای, ذهنیت, کتابخانه, مخاطبان, گزینش, معنی, گفتاری, جامعه, احساسی, نوعی, بیگانه, گویی, خللی, درسالت, منظر, غیرعادی, شنویِ, چمدانها, مرور, مضحکی, مرز, گرفتن, آفریند, گسترده, برگ, درازای, وهر, سرشار, رخدادهای, لمس, حالتهای, پذیرش, آگاهانه, جزئیات, روزمره, پیرامون, تلخی, گفتگویی, مخاطبی, حالت, میشناسد, روایتی, کاستن, اندوه, رنج, لبهای, چهار, گوشه, آسمان, موی, آشفته, بترسانم, اثری, یادآوری, دورتر, عکس, واژه, میخواهم, دستشویی, هرچه, ممتد, سوختن, میکند, هولمان, سنگها, دیدم, فهمیدم, موج, بردارم, تنبور, خورده, کمر, معشوقه, نئوآندرتال, روشی, میگیرند, یکی, ویژگیهای, پیوسته, قدرت, برون, رفتهای, خوانشی, میدهد, یشان, شدت, همگرا, همراهی, تبدیل, عینیت, هیچگاه, بار, نگذاشته, لحاظ, مفهومی, دغدغه, عمومی, اساس, تجربه, درونیات, درونی, اجازه, تنفس, نهم, نقدجلیل, برانگشتی, http, www, ettelaat, new, index, asp, fname, 2012, htm, storytitle, سبزينه, یوسف, رستمی, موافقی, مسافری, برگشت, میزد, لطفن, اندازش, چسبیده, ریل, نفرید, کوپه, نفره, مبلها, دادم, بیا, آموزت, شبهایی, لبانت, کردی, روزهایی, پیراهنت, هنری,
Text of the page (random words):
رای نام های ساده در من نیست وهر چه بلند تر جیغ می کشم خفه تر از سیاه چاله های کهکشانی گم می شوم می ترسم شبها که تخت بر درازای من پا می کشد آن چه پیش از تو می خواندم با تو اشتباه بشود ما همیشه تکیه کردیم بی آنکه زیر پایمان سفت باشد این دریای به راه افتاده آبستن است از این خیابان ها جز راهی کشیده تا دور انتظاری نیست از این درختان جز تحمل برگ ها بر گرده انتظاری نیست از این مردم از این مردم آخ از این مردم نوع به کار گرفتن تصاویر مهمترین ویژگی این مجموعه است بختیاری در این مجموعه گاه تصاویری می آفریند که بسیار گسترده تر از یک روایت است تصاویری گاه ساده که میل پیچیدگی خاصی دارند فکر کن چه خط مضحکی است مرز وقتی میشود دستی دراز کرد تا دستی تازه را مرور کنی پرنده ها بر می گردند ماشین ها بر می گردند چمدانها بر می گردند آدم ها تنها آدم بر نمی گردند در مجموعه انگشتی که تا قعر قصه تلخ است سطرهای وجود دارند که چینش کلماتشان بر مبنای ذهنیت کتابخانه ای مخاطبان در انتخاب و گزینش کلمات نیست به این معنی که بختیاری از کلماتی استفاده کرده که شاید در فضای گفتاری جامعه و احساسی شعر نوعی بیگانه گویی باشد هر چند این انتخاب خللی درسالت شعر و زبان ایجاد نکرده است اما از منظر غیرعادی شنویِ مخاطب امروزی قابل اهمیت است می توانی باشی عصاره ملخی از مقدمه ابن خلدون یا پروانه ای ناقص از دگردیسی در کلماتی مفرح روزی که مختصات آشپز خانه بر جغرافیای تنت آویزان بود وقتی که قل قل قلبت از سررفتن شیر نمی جوشید به امید موفقیتهای بیشتر این شاعر توانا تیر ماه 1391 نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۱ ساعت 18 56 توسط سامان بختیاری انتشار کتاب بالاخره متولد شد انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است راهرو ۱۶ غرفه ۲۳ انتشارات داستانسرا نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 17 40 توسط سامان بختیاری شعرکوتاه چرایی و آسیب ها روزنامه اطلاعات سامان بختیاری نوشته شده در پنجشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 18 52 توسط سامان بختیاری خبر انتشار انگشتی که تا قعر این قصه تلخ است خبر انتشار مجموعه شعر سامان بختیاری نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 16 55 توسط سامان بختیاری نقدی بر شترها از فینیقیه شیشه آورده اند نقدی بر کتاب جلیل صفربیگی در روزنامه اطلاعات نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 20 43 توسط سامان بختیاری نقد نگاهی به مجموعه شعر از تاریکی و اوراددیگر سروده ی حسین شکربیگی در روزنامه اطلاعات نقدی بر مجموعه حسین شکربیگی نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 20 20 توسط سامان بختیاری شعر می میرد برای بردیا و برنا که نه امید عصا شدنشان را دارم و نه می خواهم دیواری باشند که در سایه اش بنشینم تنها خوش باشند و خوشبخت با شاد باش نوروز ۹۰ سپرده ام خودکار بیاورند تا کلمات را بخوابانم نبض این سطر را ببندم به نوسان جوهر بعد ساده بگویم می بینید زندگی در یک سطر هم شدنی است دیر وقتی است جا مانده ام از کاغذ و هر چه کلمه می پوشم باز سردم است به پسرانم سپرده ام شبها که به خانه می آیند آهسته تر گریه کنند تا شعر آسوده تر بمیرد نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 17 25 توسط سامان بختیاری ماهی ها از رودخانه برگشتند با قلابی بر دوش و ماهی گیری در آغوش نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۸۹ ساعت 18 16 توسط سامان بختیاری خیابان اتفاقهایی که از مقابل پنجره می گذرد بگذارید بگذرد در خیابان روبرو دستی از دستی جدا می شود بعضی ها به عشق زل می زنند و مرگ توی سر بعضی ها راه می رود در خیابان روبرو بگذارید این خیابان خیابان باشد با همین درختان معصوم با همین عابران آواره با همین دخترکانی که هر روز خودشان را به رنگی در آغوشی می خوابانند در خیابان روبرو کلمات بر کارتن می خوابند و با کشیدن بهمن کوچک پیروزیشان را دود می کنند بگذارید این خیابان خیابان بماند و کفشها صاحبانشان را به پیش ببرند بگذارید کودکان وق بزنند و در حسرت بستنی مادرانشان رابلیسند در خت برود بهار بیاورد زمستان سقط کند و ایستگاه اتوبوس مسافرش را به خواب بعد از کار روزانه برساند کلمات محدب بشود زایمان بکنند بگذارید خیابان راه خودش را برود تا اضلاع هندسی آن چشم اندازی باشد برای رفتگان جملات از خواب برخیزند و در صفوف فشرده نان فرزندانشان را به خون بزنند این خیابان اگر نباشد خیلی چیزها عوض می شود پنجره رنگ می بازد کلمات منحنی می شوند فرسوده می روند تا پستوی خانه حناق می گیرند پس بگذارید این خیابان خیابان بماند نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 18 42 توسط سامان بختیاری سهمی از جهان سهمی از تمام دریاها برای شما که در ساحلی مست قدم می زنید سهمی از جنگل سهمی از شالیزار سهمی از استوای معتدل دلداگی اصلن تمامش به نام شما از آرامش از خواب و شاعرانه تا زندگی دویدن برای شما همه و همه تنها جنگ را برای ما بگذارید و خیره شدن در چشمان منقلب سربازان جوخه ی اعدام تنها صدای خس خس خمپاره برای ما و از ترس مرگ از سوراخی به سوراخی خزیدن زنجیرهایتان را بفرستید پاهایمان عادت دارد چشمانمان به پنجره میلی ندارد دیوارها را پست کنید در سرزمین ما هنوز ابتدای خلقت است و آدمها برای آب از غار بیرون می زنند ما اینجا برای اکسیژن غوغا داریم برای یک نفس راحت مردن برای نوشیدن خردل روزانه در صف گاز سر می بریم خویش را برای تملک آزادی هنوز سر می بریم نیاکانمان را و بازار میله اینجا داغ است داغ سهمی از تمام دنیا به نام شما سهمی از تمام قفس به نام ما ما نوزادان جهان سومی عادت داریم به ترس به شب ادراری شاعرانه به مرگ عادت داریم نوشته شده در شنبه هشتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 19 55 توسط سامان بختیاری بی خیال همه چیز از اول سبزها را به درختان برگردانید پاهای رفته را به تخت خواب کسی نه راست برود نه چپ به دیوار ها تنها آجر بچسبانید تنها پنجره بگذارید دست باد برای شانه زدن آزاد باشد بر شانه های کسی پا نشوید در کوچه هر چه می خواهد باشد از لبخندی کج چا مانده بر پوستری رنگی خبری نباشد همه چیز از اول مرگ را به کناری بغلطانید واین سفید را از روی زندگی بردارید بازی تمام نه دوباره از اول من سوختم قبول نیست شما هم نسوزید آدمها را به خانه خانه را به آدمها خیابان نفس راحتی بکشد روز خوبی داشته باشید به هم بگویید با کلاهی که از سر بر این سرهای معلق را ببوسیم و بی خیال بگذریم از زخمی که در جمجمه شان لبخند می زند می توانیم دوستان خوبی باشیم می بینید به همین راحتی آب از تکان خوردن جا می ماند نوشته شده در چهارشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 16 52 توسط سامان بختیاری سامان بختیاری در شعر ایلام سامان بختیاری در پیاده رو نوشته شده در شنبه چهاردهم آذر ۱۳۸۸ ساعت 17 52 توسط سامان بختیاری شاعران پیش از آن که به دنیا بیایند کتم برای فرزندانی که دست کلمات را بگیرند و به هوا خوری ببرند بشقابم به یاد گرسنگان آفریقا در این 90متری بی اتفاق صدایی نیست جز کفشهای همسایه که سطل زباله را به خیابان می رساند دیگر خیالم راحت است لمیده بر کاناپه روزنه ها را می پوشانم با استنشاق کلمات آرام چشم می بندم در این 90 متری بی روزن چه شبها که خندیدیم چه شبها که نخدیدیم فردا تیتر اخبار شاعران پیش از آنکه به دنیا بیایند به دنیا می آیند در این 90 متری بی اتفاق همه ی ما به مرگ معتادیم و ترک کردنش کار سختی است نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۸۸ ساعت 21 48 توسط سامان بختیاری بخوان باران تا باران بخواند از امتداد بارانهای متمادی دستهایمان چتر نشد چه توفانها که از انداممان بالا کشید چه توفانها ما همیشه در زنانمان خوابیدیم و فرزندانمان از عصا شدن چقدر فاصله گرفتند ما همیشه تکیه کردیم بی آنکه زیر پایمان سفت باشد این دریای به راه افتاده آبستن است از این خیابانها جز راهی کشیده تا دور انتظاری نیست از این درختان جز تحمل برگها بر گرده انتظاری نیست از این مردم از این مردم آخ از این مردم من به امتداد انگشت اشاره ی کودکم می اندیشم به ساحلی دور تر از این دریای گیج نعشی که به دوش می کشیم انسان است بیهوده به گور نسپاریمش مرگ گاهی اتفاقی روی پایمان می نشیند گاهی در خوردن بستنی لیسمان می زند و گاهی بی آنکه بخواهیم با ما عکسی فوری می گیرد نوشته شده در جمعه سی ام مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12 41 توسط سامان بختیاری ما آدمها برای اینکه ۴ ماه نباشی لابد باید توجیهی داشت دلیلی روشنتر از شعر پر رنگ تر از کلمات شاید تب تند انتخاب کردنها و انتخاب نکردنها و چشم به دور داشتنهایی که بیهوده شد شاید اگر که شاعر در بازی رنگارنگ سیاست مات نمی شد برای این ۴ ماه نبوده می شد خود را سرزنش نکرد باور کنید نبودن کنار شما سخت ترین درد است ما آدمها ما آدمها از ترس تنهایی راه می رویم قدم می زنیم و سوت زنان خیابان را در چشمهایمان هضم می کنیم گاهی قاطی هم روزنامه می خوانیم و حتا اگر لازم شد شعار می دهیم و راه پیمایی می کنیم تا وزنمان کنترل بشود بعضی وقتها نگاهمان خالی می شود و تازه می فهمیم که قرار است بمیریم حتا از پشت عینک ترس از صورتمان بالا می کشد و در پشت پلکمان جان می گیرد ما آدمها وقتی با هم هستیم تازه تنهایی در ته ذهنمان جا خوش می کند و آن وقت قدم می زنیم و تند و تند با هم بودن را تکرار می کنیم نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 19 14 توسط سامان بختیاری فردا باشم می خواهم فرداباشم تا از زنم تغذیه کنم می خواهم فرداهای فردا هم باشم تا خیس بخورم از کودکم می خواهم فرداهای فرداتر هم باشم تا جای من در صف نان خالی نباشد شما تاکنون خالی مرا شنیده اید می خواهم فرداهای فرداهای فرداهای فرداها نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۷ ساعت 1 18 توسط سامان بختیاری زندگی کار سختی نیست زندگی کار سختی نیست کلمات را از راست به چپ بغلتانی و بعد عینکت را روزی سه وعده ها کنی از دودمانت به دود سیگاری بسنده کنی میان این همه آدم خالی بروی و خالی برگردی و سعی کنی شبیه تر بشوی به چشمهایشان با همین ارتفاع مشخص شب ها برای خوابیدن تبصره بگیری از قرص آن وقت میبینی سامان بختیاری شدن کار سختی نیست نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر ۱۳۸۷ ساعت 1 6 توسط سامان بختیاری جنگ جنگ جنگ جنگ جنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ خیابان راست آدمها راست تر فقط نمی دانم چرا این خون دارد از سرم می رود و رگانم عق می زنند تا من تهی بشوم از تو از هر چه پیش از این بوده این سنگفرش حامله نه عابری سقط می کند و نه آفتابی از تنش در می آورد همیشه همین بوده این خیابان همان راه مشجر از تیرهای برق کاری از تو بر نمی آید جز اینکه در نقش پا باشی پس ستون باشی تا نیافتی کاش تورا می کشتم پیش از آنکه زخمی در سرت زایمان کند پیش از آنکه چهره ی محدبت لبخندی بشود جاری چقدر مسخره است تو از این جنگ چند ساله با هر دو پای سالم با هر دو دست سالم با مغزی سالم گذشتی کاش تو را پیش از اینها می کشتم تو ضد چه بمبهایی که نبودی ضد چه آتشهایی که از چشمهای این خیابان می وزید ضد چه فحشایی که از ته ته یک دانه گندم برای نان شدن می تراوید کاش پیش از این می کشتمت که امروز دردی در دلم لانه نگیرد که چرا نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۸۷ ساعت 22 59 توسط سامان بختیاری از سر ترس اشتب اه ی با خودم اشتباه شده ام یعنی چیزی که پیش از این چشمم بود حالا داشت کم کم راهی می شد بدتر از رود یا دستی که همیشه گریه می کرد تا بتواند کلمات را بلرزاند امروز خالی کسی را بغل می کند که من هستم شلوارم شلوارم را که می پوشم پا نیستم دیگر حتا دلی گرم برای نامهایی ساده در من نیست و هر چه بلند تر جیغ می کشم خفه تر از سیاه چاله های کهکشانی گم می شوم می ترسم شبها که تخت بر درازی من پا می کشد آنچه پیش از این تو می خواندم با تو اشتباه بشود نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 13 23 توسط سامان بختیاری بهار ا نه سلام می دانم که نبودم اما آمده ام که بمانم پس مرا بخوانید تنهایی می ترسم حتا از خودم قربانتان سامان بهار ا نه از می پوشم از می خزم از خاک از دشتی که دیوانه شد از پرندگانی که بال می زنند در من در من بال میزنند تا جنسیت درخت کوچه ای که در من می وزد هر ساله عاشقیتان را می بیند با من ابر حامله ایست و دست به هر رودی که می کشم طغیانی می شود زیبا من عمو نوروز کوچکی هستم غریب نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۸۷ ساعت 22 27 توسط سامان بختیاری نقدی بر زنگ آخرجهان سلام به تمام دوستانی که در شعرشان نفس می کشم نمی خواهم چندان بنویسم فقط زنگ آخرجهان مجموعه ای بود از من که در ۸۳منتشر شد در گرماگرمی که هنوز شعر ۸۰مسیرش را نیافته بود و می رفت که شاعران تازه با بیرون رفتن از زیر سایه هفتادیها دهه ی جدیدی را در شعر رقم بزنند که خوشبختانه الان به آنجا رسیده اند و اما زنگ آخر جهان برای من زده شد و آن را به خاطراتم سپرده ام می خواهم بگویم در این سه سال دوستان فراوانی با نقدشان مرا راهنمایی کردند که همه شان را می ستایم اما به رسم حرمت نگاه داشتن نقدی را که باران سپید عزیز بر این مجموعه داشت را در این پست می آورم به امید موفقیت شاعران نسل تازه ی ۸۰ که تلاش شد تا این جوانه ها سر بر نیاورند که خوشبختانه اکنون در قامت درختی تناورند به بهانه ی دیدار با مجموعه شعر سامان بختیاری خطر بیخ گوش زنگ آخر است باران سپید زنگ آخر جهان مجموعه شعریست از سامان بختیاری که در اسفند 83 توسط انتشارات داستان سرا در 80 صفحه با 41 شعر به چاپ رسیده است طرح روی جلد که کاری از سیاوش برادران است ساعت شماطه داری را نشان می دهد که در ساعت دو و ده دقیقه در حال جیغ کشیدن است که فکر می کنم نوشتن درباره طرح جلد را بگذاریم برای وقتی دیگر شاید حالا هم برای نوشتن در باره ی زنگ آخر دیر شده باشد اصولا در باره ی نوع حروف چینی و یا طرح جلد و دقت چاپ هم در اینجا حرفی نمی زنیم با ارفاق آثاری متعلق به اول 70 اگر به طور کلی به این اثر بپردازیم می توانیم تا حدودی مختصات زبانی ادبی و حتی فکری شعر دهه 60 تا اوایل 70 را در آن بیابیم لغات و ترکیبات فارسی امروز تنوع موضوعات در کل اثر اشاره به مسائل خصوصی زندگی توجه به مسائل اجتماعی در نظر داشتن مخاطب معمولی استفاده خودآگاه از سمبل ها و نشانه ها و تلاش در بیان نمایی از حقیقت آنچه که در اکثر شعرهای این اثر کاملا ملموس است روائی بودن آن و استواری و پیوستگی سطور در محور عمودیست به طوری که سطرها صرفا جهت انسجام روایت توالی منظمی دارد و این توالی سبب شده نتوانیم یک سطر را از کل متن منفک بدانیم به قولی حذف هریک از سطرها در مسیر روایت و فهم مخاطب ایجاد اختلال خواهد کرد در واقع در یک ارتباط فرامتنی می بینیم که متن تحت تاثیر داستان قرار گرفته به سوی داستان وارگی پیش می رود به نحوی که عنصر روایت در آن اهمیت زیادی یافته و برجستگی خاصی دارد اگرچه برای حفظ شاعرانگی متوسل به تصاویری انتزاعی شده و به زیبایی از پس آن برآمد اما نمی توان تصاویر از این دست را در فضای شعر امروز قرار داد چرا که نگاه امروزی به تصویر خود تحول یافته و نگاه شاعر امروز به موضوع تصویر خود می تواند محل مناقشه ی بسیار باشد لیکن در فضای اشعار دهه های گذشته می توان از این رو یه کارهایی را مشاهده نمود شعر بانو ص 18 از پس پنجره خیره در انتهای شهر آه می کشد آینه را بانو را می گویم نشسته در روز این آفتاب همیشه به فکر منجوق دوزی پیراهن شب است رفتار مستقیم گاهی سطرها آنقدر در برخورد مستقیم قرار می گیرند شعار زده می شوند که به نظر می رسد مولف می خواهد یک دریافت قطعی را به مخاطب تحمیل کند شعر بانو ص 19 زندگی را قسمت می کند دشت را کوه را شهر را نه شهر را نه دشت را با قاب پنجره به دیوار زده است در برخی از قسمت ها با زیاده گوئی و کش دادن یک فضا رو به رو می شویم که حس جدیدی را برای مخاطب به همراه ندارد جز این که این دراز نویسی های بی مورد ما را از ادامه ی متن به گمان تکرار مکررات باز می دارد آقای شعر ص 7 تخم شب می شکنم تا زرده خورشید سرخ کنم با فنجانی قهوه یا شاید چای پیش از چکاندن حنجره خروس یا تحریر خوانی هر پرنده دیگر هر صبح شعری دم می کنم در بیشتر این اثر با وضوح و آشکار بودن سطور مواجه ایم در واقع مفهوم کاملا ذهنی بوده در سطح قرار دارد و کمتر با لایه مندی متن برخورد می کنیم و این ویژگی متن را از تاویل پذیر بودن دور می کند و اینجاست که فکرمی کنم مولف مخاطب معمولی را در نظر دارد شاید عشق ص 13 دست زنی را بگیرم و به تختش بدوزم شاید اگر دوستش داشتم در امتداد تخت به قرص های خواب عاشق نمی شد به کارگیری ضرب المثل ها و نیز گریز به اشعار کلاسیک و حتی به کارگیری تصنیف های بنان و شجریان نشان دهنده بروز بن مایه های فرهنگی و تلمیحات قدیم و جدید در این اثر است شاید این تکنیک در روند یکسان اثر تحول ایجاد کند ولی متاسفانه مولف نتوانسته به یک ابتکار برسد تا مخاطب در برخورد با آن دچار هیجان ناشی از یک نوآوری گردد و طبیعی است این فرایند مخاطب جدی را تامین نمی کند داستان نگفته ی ما ص 23 تا کوزه در آب کف بزند و کسی در آن طرف رود گلی به آب بسپارد آنچه می نویسیم برای نوشتن کافیست توقع داریم مولف از زیاده گوئی ها اجتناب کرده به ایجاز برسد حتی ترجیح می دهیم که کمتر دچار کلی گوئی شده به اجزا بپردازد اما متاسفانه کلی نگری و زیاده گوئی در برخی از سطور آزار دهنده است امید وارم مجبور نباشم توضیح داده و تاکید کنم که ایجاز الزاما برای کارهای بلند اطلاق نمی شود و نفس درازگویی بی مورد که باعث گشتن به دور خود می شود مورد نظر است داستان نگفته ی ما ص 22 من که به کوه بودن خود عادت دارم تا راست بمانم و به کوه نرسم قصه ص 25 من اما خورشید را روشن نکرده ام که فوتش کنم در برخی از شعرها به حس رومانتیک ملموسی می رسیم که می شود اقرار کرد شاعر در ابراز و به تصویر کشیدن آن توانائی کافی را دارد اما به جسارت لازم نرسیده است ابراهیم تر از آتش ص 71 می خواستم ابراهیم تر از آتش بسوزم در عمق چشمهات زندگی ص 17 من تمامی خودم را به تو می دهم ای عشق بی هیچ مزاحم تازه ای می دانستم...
|