Meta tags:
description= کال ترین شکل زیستن شعر و دیگر هیچ...;
Headings (most frequently used words):
های, کال, ترین, شکل, زیستن, شعر, دیگر, هیچ, این, روزها, یادگاری, برای, مردمی, بی, لبخند, بوسه, آبی, دریا, مرگ, شاعر, چه, فرقی, می, کند, کابوس, قفس, یازده, ترانه, به, لهجه, پرنده, باران, در, یازدهمین, ماه, سال, نوشته, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
های (24), شده (18), نوشته (17), ساعت (17), ۱۳۸۹ (15), توسط (15), احمد (15), صوفی (15), پرنده (13), ۱۳۸۸ (12), این (12), شود (9), ۱۳۹۲ (8), است (8), دست (8), اند (8), چشم (8), ۱۳۹۰ (7), برای (7), فروردین (6), اردیبهشت (6), ۱۳۹۱ (6), بیست (6), خرداد (5), آذر (5), دستی (5), بعد (5), سال (5), نفس (5), لحظه (5), هایت (5), وقتی (5), بهمن (4), اسفند (4), شهریور (4), آبان (4), شعر (4), نیست (4), انتظار (4), روی (4), پنجره (4), شیرین (4), کنم (4), هایی (4), شنبه (4), قفس (4), خسته (4), قدر (4), درخت (4), ترین (4), باشد (4), آرام (4), ۱۳۸۷ (3), مرداد (3), ماند (3), شاعر (3), شدن (3), گلوی (3), هشتم (3), کابوس (3), بگذار (3), خوابی (3), شانه (3), کنند (3), بهانه (3), باران (3), لبخند (3), دریا (3), ماه (3), دوشنبه (3), زمین (3), اکنون (3), میان (3), دنیا (3), کشم (3), دارم (3), بوسه (3), آغوش (3), روزها (3), تیر (2), مهر (2), پست (2), خانه (2), حرف (2), تازه (2), چای (2), حبه (2), قندی (2), گوش (2), پریده (2), ناکام (2), میز (2), صبحانه (2), حنجره (2), خونین (2), آواز (2), بند (2), پشت (2), یاد (2), رفته (2), دراز (2), کشد (2), حتا (2), گاه (2), رفتن (2), هزار (2), شکسته (2), تصویر (2), درد (2), خود (2), بزرگ (2), شکفته (2), کام (2), چهارشنبه (2), قلب (2), فکر (2), صبح (2), باد (2), زمستانی (2), برفی (2), یکشنبه (2), هفدهم (2), باز (2), مانده (2), کودکی (2), اسیر (2), نگاه (2), خوش (2), قصه (2), جنگل (2), صدای (2), کشیده (2), نمی (2), شلیک (2), گوزن (2), خوبی (2), خیس (2), راه (2), پاییز (2), اشک (2), کرده (2), زنی (2), رود (2), هنوز (2), ترانه (2), سوم (2), پنجشنبه (2), هوا (2), فرقی (2), کند (2), آتش (2), لبخندی (2), تمام (2), عطر (2), دور (2), گرفتن (2), لبهایت (2), جمعه (2), بوی (2), توست (2), لبخندها (2), زندگی (2), عشق (2), دوست (2), کوتاه (2), تنها (2), روز (2), نگاهی (2), گذرند (2), دیگر (2), ندارد (2), کال (2), شکل (2), زیستن (2), blogfa, com, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, نیم, خورده, عجول, بال, گشاید, جان, کاغذ, دهد, دردمندی, انگشتانم, پشتم, لرزد, قلبی, ایستگاه, قطار, خوشایند, آغوشی, گشوده, ناز, سرانگشتی, تکیده, آیینه, رنگ, غنیمتی, بریده, استکان, 1387, مطالب, قدیمی, نشانه, هاست, تفنگی, بسته, زوزه, گرگ, میش, ایستاده, آلود, رویای, ماهی, چاقویی, بازی, پرواز, ترسناک, پدر, پایانی, بینجامند, قار, قاری, دریغ, شهرزاد, تباهی, سایه, تبری, تفنگ, چنان, برآشوبد, تلخی, بنشیند, تنومندترین, ایستند, استوار, شکارچی, عاشقی, چتر, آوری, کافی, آغاز, خورشید, خواند, دشمنانم, افسوس, خوب, دانند, مرا, گلوله, گشته, نبردهایی, دشوار, سربازان, اما, عاشق, سربازانی, فراری, دزد, دریایی, گنجشک, لال, کجاست, نشانی, جاودانگی, شوند, تمبر, یادبود, صخره, ساحل, نیفتاده, گله, پلنگ, گرسنه, دوید, جهانی, یازده, لهجه, یازدهمین, رها, باشی, شاید, ببند, ماشه, بچکان, هجدهم, آسمانی, فراخ, تجربه, ناگهان, سقوط, هیات, گانی, سبز, جوانه, هراسی, اره, تبر, قراری, قبلی, بیفکنند, درختی, قرار, دوازدهم, عمیق, رفت, صندلی, نشست, سیگاری, گشود, روبه, ایستاد, مرگ, پانزدهم, برادران, ناتنی, دسیسه, محکوم, تهمتی, ابدی, نابرادرانی, تنی, قرصی, نان, فروختند, پیراهن, کنجی, خزید, زمهریر, گرم, آدمک, سرد, زمستان, تاراج, غمخند, زرد, نقره, فام, چله, کشیدن, پنجم, ترک, بردارد, لختی, بخند, سیب, اکسیژن, ناشدنی, هوای, عادت, بوق, ممتد, قطارها, بزن, تکان, بده, فراموشی, زمان, تلاش, فایده, بست, رسند, انزوای, ثانیه, شوی, اگر, بخوابی, میرم, پلک, روزهایی, طوفانی, دلم, تنگ, چقدر, پهلو, امن, بندر, جهان, فراموشم, خندی, آبی, شانزدهم, بسراید, آکنده, پریشانی, یادهایی, شمار, شعله, کشند, چهارم, بگذاربه, آرامی, بخواند, صدایی, مهربانی, جستجوی, کسی, باشند, خالی, نیامدن, حالا, شبانه, بلند, بسرایم, خاموش, امشب, رویایی, تواند, حالاست, خیال, لبریز, گیری, عاشقانه, تلخ, افسون, یکی, شدیم, گذاشتم, یادش, بخیر, پناه, رویاهای, مهربان, خاطره, خاکستری, گندم, زار, موهایت, دهان, افتد, دنبال, گردند, مردمی, روم, دختری, آمدن, پایین, پله, دستمالی, سفید, قرمز, درست, وقت, عطش, یادگاری, یکم, شکنند, کنارت, شبیه, تندیس, بلورین, انسانها, صورتکها, جاریست, بغض, لبها, خندند, جوابی, خیره, سلام, کنار, تفاوتی, مقدار, باور, یکدیگر, انسانهایش, بالا, آورد, نیمه, تاریک, مدام, خودش, چرخد, حال, خوشی, هیچ,
Text of the page (random words):
کال ترین شکل زیستن کال ترین شکل زیستن شعر و دیگر هیچ این روزها این روزها حتا زمین هم حال و روز خوشی ندارد مدام دور خودش می چرخد و ته مانده های نیمه ی تاریک اش را بالا می آورد انسانهایش آن قدر در باور یکدیگر بی مقدار شده اند که با بی تفاوتی تمام از کنار هم می گذرند سلام جوابی به جز نگاهی خیره ندارد لبها نمی خندند و دستی نیست تا برای گرفتن دستی دیگر دراز شود تنها بغض و اشک و آه بر صورتکها جاریست این روزها انسانها به تندیس هایی بلورین شبیه شده اند آرام از کنارت می گذرند و با نگاهی کوتاه آرام تر در خود می شکنند نوشته شده در جمعه یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 21 39 توسط احمد صوفی یادگاری درست به وقت ساعت عطش قرمز لب هایت را در دستمالی سفید بگذار من پایین پله ها هر روز به انتظار آمدن ات در چشم های دختری بی لب از دست می روم نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18 17 توسط احمد صوفی برای مردمی بی لبخند 1 لبخندها روی میز صبحانه آن قدر دنبال لب های تو می گردند که دوست ات دارم از دهان تو می افتد 2 بوی موهایت عطر خاکستری گندم زار است وقتی که خاطره ات در چشم های من به آتش کشیده می شود این آغوش مهربان توست که تنها پناه رویاهای کودکی ست یادش بخیر چشم که می گذاشتم گم می شدیم در افسون یکی شدن اکنون پس از سال ها از رفتن ات هنوز میان بوسه هایی تلخ نفس می کشم 3 در آغوش عاشقانه یی کوتاه آرام می گیری وقتی که شب از خیال پنجره لبریز می شود حالاست که شعر می تواند بهانه خوبی باشد تا من در رویایی شیرین در لحظه لحظه هایت زندگی کنم امشب دوست دارم لب های خاموش ات را در شبانه یی بلند بسرایم 4 حالا که چشم های خیس تو پر از بهانه های نیامدن است بعد از تو این آغوش آن قدر خالی از عشق می ماند تا دست هایی خسته به جستجوی کسی باشند تا مهربانی را با صدایی خسته ترانه یی بخواند با لب های تو آه ای عشق بگذاربه آرامی در چشم هایت زندگی کنم نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12 16 توسط احمد صوفی شعله می کشند لبخندها در پریشانی ی یادهایی بی شمار هوا آکنده از بوی توست بگذار باد لبهایت را بسراید نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 21 40 توسط احمد صوفی بوسه های آبی دریا وقتی که می خندی دنیا فراموشم می شود لبهایت امن ترین بندر جهان است برای پهلو گرفتن بوسه های من و من چقدر دلم تنگ می شود روزهایی که دریا طوفانی ست نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۱ ساعت 12 33 توسط احمد صوفی 1 تا تو پلک می زنی من نفس می کشم می میرم اگر تو بخوابی 2 از من دور که می شوی لحظه ها در انزوای ثانیه ها به بن بست می رسند تلاش ساعت ها بی فایده ست وقتی زمان اسیر لحظه های فراموشی ست دستی تکان بده لبخندی بزن من به صدای بوق ممتد قطارها عادت دارم نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 18 57 توسط احمد صوفی نفس که می کشم عطر تو را میان شش های دنیا دست به دست می کنم هوای تو اکسیژن تمام ناشدنی ی زمین است برای درخت های سیب لختی بخند تا دنیا میان لب هایت ترک بردارد نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 14 16 توسط احمد صوفی برای او به گاه کل کشیدن ماه در نقره فام چله بزرگ غمخند زرد پاییز به تاراج می رود اکنون نگاه سرد زمستان در انتظار دست های گرم آدمک های برفی ست در این زمهریر بی لبخند به کنجی خزید ماه نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر ۱۳۹۰ ساعت 20 7 توسط احمد صوفی پیراهن ام را به قرصی نان فروختند نابرادرانی تنی اکنون محکوم به تهمتی ابدی در دسیسه یی خونین آه از دست این برادران ناتنی نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 15 1 توسط احمد صوفی مرگ شاعر شاعر روبه روی قفس بی پرنده ایستاد با لبخندی پنجره را گشود سیگاری آتش زد بر صندلی نشست و آرام به خوابی عمیق رفت نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 11 37 توسط احمد صوفی چه فرقی می کند چه فرقی می کند وقتی قرار باشد درختی را به زمین بیفکنند بی هوا باشد یا با قراری قبلی با اره باشد یا تبر هراسی نیست که جوانه ها در هیات پرنده گانی سبز در ناگهان سقوط آسمانی فراخ را تجربه می کنند نوشته شده در پنجشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 11 24 توسط احمد صوفی کابوس قفس ماشه را بچکان چشم هایت را ببند و به درخت شلیک کن شاید پرنده یی را از کابوس قفس رها کرده باشی نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 8 54 توسط احمد صوفی یازده ترانه به لهجه ی پرنده و باران در یازدهمین ماه سال 1 جهانی در من دوید این پلنگ گرسنه هنوز گله ی گوزن از نفس نیفتاده ست 2 کف های دریا تمبر یادبود صخره های ساحل اند پست می شوند به نشانی جاودانگی 3 در چشم های تو زنی راه می رود که بر شانه اش پرنده یی جا خوش کرده است گنجشک لال ات کجاست دزد دریایی من 4 اشک ها سربازانی فراری اند که در پاییز عاشق شده اند لبخند ها اما خسته ترین سربازان اند باز گشته از نبردهایی دشوار 5 این گلوله ها راه قلب مرا خوب می دانند افسوس دشمنانم در خوابی زمستانی اند 6 پرنده یی که از خورشید می خواند پنجره یی ست که در چشم های صبح شکفته می شود 7 درخت با پرنده آغاز می شود تو با باران کافی ست لحظه یی به یاد آوری شانه های خیس ام را 8 چتر و باران بهانه های خوبی برای عاشقی اند 9 گوزن ها به شلیک شکارچی رم نمی کنند می ایستند استوار و به تنومندترین درخت جنگل فکر می کنند 10 آن قدر قد کشیده یی که بر شانه ات پرنده یی بنشیند تا تلخی این قصه را به خوابی شیرین چنان برآشوبد که صدای نفس های خسته ی تفنگ سایه ی تبری شود برای تباهی جنگل آه شهرزاد من بگذار قصه ها در قار قاری بی دریغ به پایانی خوش بینجامند 11 نگاه ترسناک پدر در کابوس پرواز پرنده یی اسیر در قفس به دست کودکی بازی گوش باز مانده است نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 8 46 توسط احمد صوفی چاقویی گلوی آب را می درد رویای ماهی ها گل آلود می شود نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۹ ساعت 9 28 توسط احمد صوفی ایستاده ام در زمستانی برفی باد در گرگ و میش صبح زوزه می کشد و من با دست هایی بسته به تفنگی فکر می کنم که سال هاست قلب ام را نشانه رفته است نوشته شده در چهارشنبه هشتم دی ۱۳۸۹ ساعت 11 17 توسط احمد صوفی مطالب قدیمی تر شعر حرف تازه ای نیست چای نیم خورده ای ست با حبه قندی گوش پریده که در انتظار دستی عجول ناکام می ماند روی میز صبحانه یا پرنده ای ست که بال می گشاید از جان کاغذ و با حنجره ای خونین آواز می دهد دردمندی ی بند بند انگشتانم را و پشتم را که می لرزد از قلبی که پشت پنجره از یاد رفته است نه پشت در خانه نه ایستگاه قطار نه آه از این انتظار خوشایند به آغوشی گشوده و دستی که به ناز سرانگشتی تکیده دراز می ماند شعر حرف تازه ای نیست قد می کشد در آیینه های پریده رنگ حتا به گاه رفتن شاعر بعد از هزار سال بعد از شکسته شدن تصویر شکسته ای ست که می درد گلوی پرنده را در این بی پرنده گی که یک حنجره آواز خود غنیمتی ست بزرگ بعد از هزار سال بعد از شکفته شدن تصویر پرنده ای با گلوی بریده روی استکان چای و حبه قندی ناکام شیرین کام شیرین کام 18 خرداد 1387 خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ آذر ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ آبان ۱۳۸۸ مهر ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آرشيو blogfa com
|