Meta tags:
description= MAN &TO;
Headings (most frequently used words):
به, یاد, همدرد, هم, سازم, روز, man, to, ها, چه, زود, غبار, سال, مي, گيرند, انگار, همين, هاي, گذشته, نزديك, بود, كه, بهار88, بهانه, سفر, حسرت, دل, حرف, دلم, دربی, شدم, شو, د_خ_ت_ر, خ_س_ت_ه_ا_م, chance, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۸۹ (52), شده (38), زهره (36), دارم (35), دوست (35), نوشته (33), ساعت (33), اين (31), توسط (30), است (29), همه (28), هاي (26), نمی (25), اما (25), این (22), برای (19), براي (19), بود (18), روز (17), نمي (17), دعا (16), بزرگ (16), دلم (15), شايد (15), كنم (15), کنم (14), عشق (13), خاطر (13), دست (13), تمام (13), عاشق (12), شود (12), اگر (12), هميشه (12), نيست (12), كسي (12), باشد (11), هيچ (11), های (10), لحظه (10), حرف (10), حتی (10), امروز (10), حتي (10), نفس (9), حالا (9), داشتن (9), آسمان (9), ستاره (9), ديگر (8), خودم (8), همين (8), مرا (8), حال (8), خدا (8), خسته (8), جای (8), روزها (8), بودن (8), چشم (8), کسانی (8), روي (8), كوچك (8), هايي (8), زندگي (8), ترين (8), پاييز (7), دیگه (7), هست (7), هیچ (7), تنها (7), خیلی (7), اندازه (7), مثل (7), فقط (7), دانم (7), بهار (7), اينكه (7), راه (6), خواهد (6), منم (6), رفت (6), نیست (6), پشت (6), چون (6), دونم (6), وقت (6), خواب (6), شدم (6), خوب (6), باز (6), خودت (6), برايم (6), سال (6), بخش (6), قصه (6), هواي (6), پري (6), خودش (6), مرگ (6), كرد (6), دنيا (6), فكر (6), كند (6), كردم (6), نكند (6), خانه (5), مقصر (5), عالمه (5), گریه (5), سکوت (5), اند (5), خاطره (5), راحت (5), سری (5), صبح (5), زندگی (5), هایم (5), دونی (5), چیز (5), باشم (5), بگذار (5), خواهم (5), محو (5), هيچگاه (5), دريا (5), عطر (5), بعد (5), هنوز (5), گذشته (5), سايه (5), فراموش (5), عميق (5), چند (5), بدون (5), دليل (5), كنند (5), كني (5), زنجير (5), داداش (4), ۱۳۹۰ (4), دنياي (4), نام (4), فاصله (4), کسی (4), چقدر (4), نامه (4), سخت (4), کرده (4), خوش (4), تنهایی (4), بیشتر (4), ادمهایی (4), خودشون (4), اینکه (4), زدن (4), سرد (4), بودی (4), انها (4), گرفته (4), گاهی (4), خوابم (4), وقتی (4), وجود (4), هاست (4), کردم (4), مال (4), آدم (4), برايت (4), جاي (4), مهم (4), بايد (4), صاف (4), خاطرات (4), انگار (4), پاييزي (4), هايش (4), بلند (4), كساني (4), عاشقانه (4), ميان (4), اشكار (4), نگاه (4), تصوير (4), داد (4), حسرت (4), یاد (4), بازي (4), معنايش (4), چيزي (4), شكست (4), جوري (4), بزرگي (4), يعني (4), بگو (4), بار (4), خيال (4), چيز (4), man (4), روم (4), سكوت (3), انتخاب (3), بهم (3), زندگيم (3), بوده (3), داره (3), کنید (3), گناه (3), آنها (3), سبز (3), جایی (3), شاید (3), همین (3), اشک (3), درد (3), تجربه (3), گذاشته (3), ابد (3), گفتم (3), جامعه (3), باش (3), قطره (3), اشکی (3), تنگ (3), اگه (3), ندارم (3), نیستی (3), بینم (3), گفتی (3), خیال (3), خنده (3), نوشتن (3), رفته (3), باد (3), شوند (3), کدام (3), پلک (3), خود (3), باران (3), چشمانت (3), امده (3), گرم (3), دارد (3), هايم (3), اسمانم (3), نان (3), پرواز (3), تابستان (3), سرزمينمان (3), قول (3), گذشت (3), نويسم (3), دور (3), نزديك (3), بهانه (3), زمستاني (3), نشدني (3), داند (3), سرشار (3), غوغا (3), خاك (3), پرنده (3), چشمان (3), بگويد (3), هركس (3), ديوار (3), دختر (3), كشيد (3), زيادي (3), بيرون (3), ارام (3), همان (3), هزار (3), شانه (3), اينه (3), تازه (3), مهربان (3), چيست (3), عين (3), وقتي (3), شدن (3), نيستي (3), پيش (3), بچه (3), خواهي (3), ارديبهشت (3), شروع (3), بگذريم (3), ترسم (3), چرا (3), گوشه (3), كرده (3), عمو (3), اسمون (2), خونه (2), مهمون (2), فارغ (2), اسممو (2), zohre (2), کرد (2), حداقل (2), رنگ (2), میده (2), كنار (2), توی (2), قدیمی (2), آری (2), دادم (2), آسان (2), گناهی (2), پاکت (2), بغض (2), تنهاییم (2), کیست (2), ذهنم (2), گذر (2), کند (2), اجازه (2), کنن (2), دیدن (2), ببینم (2), مجبورم (2), هرچند (2), تنفس (2), دیده (2), کجا (2), ردیف (2), صفحه (2), تیره (2), آیی (2), نغمه (2), بگذرد (2), شان (2), هاش (2), فکر (2), اینجا (2), میزنم (2), ازش (2), اروم (2), هستی (2), چشمام (2), رفتی (2), محکم (2), بودم (2), یادته (2), باید (2), امید (2), فهمم (2), یادت (2), سخته (2), میشد (2), نبود (2), الان (2), نوشتم (2), شبانه (2), چیه (2), تنهام (2), لعنتی (2), اشکام (2), نداشتن (2), نبودن (2), نداشته (2), دارن (2), ورق (2), دنیای (2), مجازی (2), تاب (2), شبه (2), ساله (2), دهند (2), مدام (2), دارند (2), شبها (2), برد (2), دید (2), خوبست (2), تصویر (2), زند (2), تاریکی (2), غافل (2), یکبار (2), مگر (2), خورشيد (2), غروب (2), نکند (2), زندگيت (2), مرهم (2), بوي (2), لبخند (2), ابر (2), ببارد (2), زيباي (2), فهيمه (2), برفی (2), قلب (2), تورا (2), گونه (2), کردن (2), نشناخته (2), انقدر (2), برف (2), صبر (2), كنيم (2), سرت (2), يقين (2), گمان (2), تبريك (2), تولد (2), فصل (2), گفته (2), گويند (2), كشيدند (2), نشده (2), سرنوشتمان (2), كجاي (2), مبارک (2), زود (2), غبار (2), گيرند (2), بهار88 (2), سفر (2), فرداي (2), روشن (2), يادش (2), زينت (2), نقاشي (2), قصيده (2), روحش (2), سبك (2), داشتند (2), سپاريم (2), تقسيم (2), راهي (2), وادي (2), فراموشي (2), گشت (2), قضاوت (2), ميراث (2), عدالت (2), عاشقان (2), نهان (2), _الياس (2), غمي (2), فلسفي (2), تحويل (2), دادند (2), برگشتند (2), مشتي (2), شعر (2), تسليت (2), زبان (2), رنگي (2), چهره (2), حقيقي (2), گريستند (2), كردند (2), حالي (2), دسته (2), ميزند (2), گروهي (2), نيابت (2), دليلي (2), ابري (2), روياهايش (2), بيابد (2), علت (2), زار (2), رگبار (2), گريستن (2), ترجيح (2), گذاشت (2), سادگي (2), گذشتن (2), بادبادك (2), همسايه (2), بام (2), پسرك (2), كارهاي (2), ناتمام (2), داشت (2), ضروري (2), ازار (2), نازنين (2), پاسخي (2), شايسته (2), داده (2), پستوي (2), انكه (2), تشنگي (2), نارنجي (2), چشمانش (2), كافي (2), نامش (2), وداع (2), گذاشتند (2), اقيانوس (2), فنجاني (2), نوشيد (2), كوچ (2), بديل (2), سنگيني (2), قهرمان (2), كوچه (2), بست (2), رسيد (2), قحطي (2), پرستار (2), زخم (2), حديث (2), نابهنگام (2), سفرت (2), سفري (2), بامداد (2), نداشت (2), همدرد (2), سازم (2), تقدير (2), نوبت (2), شما (2), نكني (2), گويد (2), جشن (2), بگيرد (2), راز (2), عجيب (2), نيمكت (2), زيبا (2), برگشتي (2), درست (2), حالاي (2), نياورد (2), معنا (2), خيلي (2), راستي (2), هيچكدام (2), بيايي (2), محض (2), بلوري (2), اخرين (2), برسد (2), قديمي (2), كوچكي (2), حروف (2), لغت (2), اينگونه (2), اسمان (2), شماري (2), ببخش (2), بزند (2), ماند (2), ماه (2), بركت (2), كشيدن (2), ثروت (2), دوري (2), ارديبهشتي (2), ترينم (2), مرموز (2), روشنِ (2), وسط (2), نارنج (2), بيشتر (2), مبادا (2), لرزاند (2), كلبه (2), جدي (2), غمگين (2), لااقل (2), تنهايي (2), حادثه (2), ثانيه (2), كردنش (2), فهميدم (2), ديگران (2), مباداي (2), زدم (2), داني (2), نشود (2), هرچه (2), نشانش (2), كمي (2), غير (2), شرجي (2), كارها (2), برداره (2), مهربونتون (2), بارها (2), رفتن (2), همسفر (2), فكرش (2), روزِ (2), دلت (2), شوم (2), نَه (2), نكن (2), بودند (2), ارزد (2), عوض (2), زنجيرباف (2), كودكي (2), كاش (2), رها (2), دستم (2), مراقبم (2), خیابان (2), blogfa, com, پارساي, تارا, چشمات, ماهان, مان, كيان, حرفهايي, جنس, اينم, افتخار, محمود, ديوونه, نگار, جوادش, نياز, جان, باحال, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, روزه, يلدا, قدم, واهي, گذاشتم, گرد, امدن, خانوادگي, گذاشتن, جدید, خاندانمون, اضافه, پدرم, خانوادگیمو, بزرگوارم, میخوام, زندگیمو, زمستونم, علی, شریعتی, ورزم, مشکی, ارامش, فراز, نشيب, روزگار, دلتگيام, اومدم, سختي, هاشو, جون, خرم, زندگیم, عذابم, واسمون, دوستتون, love, مطالب, گرفند, آنکه, بدانند, میکنند, شادی, رفتنش, تاریک, ترین, روشنایی, ودر, تنهاترین, اوقات, سپردمش, وساده, نگرفت, دادمش, آنان, راهم, شدند, بردنش, کاش, منتظرم, تمبر, بنویسم, عذاب, حسودیم, کشیدنم, فشارد, گلویم, مرد, حالت, ساده, ریزی, شکند, طنین, صدای, بفهمد, گویی, تنهایم, اینا, بفهم, دخالت, ربطی, زندگیت, ندارن, میدن, شعورت, توهین, باورهات, اهانت, دویدن, نرسیدن, چیزهایی, خوام, تلاشی, رسه, ادمهایِ, میز, نشینی, جیزها, فهمن, مسائل, ابتدایی, بوق, مجبوری, کله, بزنی, نیستن, کپک, فهن, تقصیر, گردنِ, مریض, حکم, خفگی, نوع, مردمش, نداره, پررنگ, میشن, کمرنگ, اصلآ, طلبکارانه, رفتار, ایراد, میگیری, میشکافتی, خیالهایم, لباس, میبافتم, اخرین, رمقهای, کمکی, دلیل, بهونه, عصبی, سنگ, سراغ, بنوازد, سطرهای, دلتنگی, جلایش, بخشد, برخاکی, نظر, حوصلگی, قبرستان, متروک, آشنای, ناشناسی, غریبی, خوانم, فاتحه, برا, خاک, زمان, پاشم, رویش, دفن, آرزو, گذرند, یکدیگر, گوسفند, وار, ببرم, دردها, نباشی, پرسه, ثانیه, کندی, میگذره, پُرم, کنی, حرفامُ, خبر, نداری, اعصابت, نریزه, میخوایم, سعی, میکنم, هیجوره, اذیتت, نکنم, زنگ, نزنم, تنگیام, نگم, امیدت, اون, هایی, بخیرای, خوابیدم, مُسکنِ, بدونم, نمیاد, بیاد, زور, قرص, پشتمِ, سقوط, زاشتی, تنم, بلرزه, موندمُ, درٌه, بهت, تکیه, دیواری, کابوس, همیشه, جوره, حالم, بخندم, حقم, زنگی, سفره, پای, تلویزیون, کامپیوتر, حمام, میرم, موبایلمُ, برم, اسی, خوایم, خوبی, درمان, بدی, طوری, فکرت, خودمُ, هام, گذرونم, صدات, دستات, حرفات, برام, بفهمم, قدر, ناز, کشیدن, راستی, نازت, کشیدم, همون, روزا, گیر, دادن, حسی, بین, خواست, مایه, شانس, ردی, ندیدم, بعضی, مثلآ, کابوسهای, چیزایی, دقیق, اسمش, chance, متنفرم, هوای, مسمومی, تونم, صورتم, سوال, بقیه, زیاد, میشم, ماسک, نزاشتن, اعتماد, روزهای, غمزده, هیچوقت, معلومه, مالک, میخواستمت, عادت, خواستن, دیروز, دیوونه, رمقی, دوسمون, باشن, دوسشون, داریم, حقی, گردن, فهمی, حواست, حقه, گله, خواتت, جورایی, سکوتها, فریاد, کلمه, تیکه, دیوار, خشتی, ادم, هیچکدمشون, بیان, نمیشه, ناچار, میاره, دیگرتوانم, بگذریم, برگردم, جرات, دیوانگی, آورم, یکه, هیاهوی, آدمها, مانی, شوی, میروی, سردرد, روند, دعوا, میرند, ساز, برقصم, زاده, تعداد, واین, ومن, دیدنت, چشمانم, روی, ببندم, داری, گشایم, صدایم, چشمهایم, بسته, مانم, چیزی, ورای, بندم, رنگین, کمان, رنگیت, ترجیح, میدهم, برایت, لهجه, زدی, نبض, پنجره, شعرهای, مهمان, کنار, اقاقیا, میرسیدم, تابی, توست, آینه, دستهایم, التهاب, سردند, هایت, دیدم, میان, منطق, کودکانه, نیلوفرانه, فلسفه, اشکهایم, بافتم, زمینی, بودنم, خندیدی, آبی, بدان, خورشيدي, بال, هايشان, هرگز, محتاج, نباشند, شاپرک, باغچه, نازنينت, پژمرده, نشوند, دستهايم, دستي, بجز, گره, ندهم, حرارت, دستانت, وسعت, پاکي, نخندم, لبانت, غنچه, ببينم, انحصار, نبينم, چشمهاي, تقديم, الوار, شاعر, فرانسوی, نخستین, روزگارانی, زیسته, شناخته, قطرات, نخواهم, شیرین, طره, تلخ, ندیده, بفشیه, بنفشه, زرین, آفتاب, گردان, خاطردود, لاله, وحشی, نابودی, توهم, آرزوهای, محال, لبخندی, گاه, نشکفت, خشک, نریخت, ديدي, اخرش, غصه, خورد, باريد, وفاداريمان, شرمنده, سفيد, شديم, اينده, اصلا, فداي, معجزه, نشد, بودنت, كردو, عاشقيم, ننويسي, فرزند, سوم, خلاصه, قديم, ومي, اذر, اتش, زرد, مُهر, چندان, سرخي, زردي, كرديم, ببين, يادت, دفتر, نوشتيم, زيرش, مشتركا, امضا, پاییز, گردشي, رسد, امثال, نميرسد, نخواهد, بعضي, نگفتن, خواستم, خلاف, گمراه, كيست, تواند, قشنگ, نيامدن, تحمل, عمري, نشيني, ميرسد, مدفونم, كردي, خورده, ميميرند, گويم, ندارد, يواشكي, اشفتگي, قطب, سردتر, نگاهي, نگفتي, لعنتي, عجب, عاشقم, عاشقيمان, اشكي, باراني, بغضي, ميريزي, راستش, مزار, ونمك, خ_س_ت_ه_ا_م, روزت, مرزدنيا, قصر, شهر, شاهزاده, مرمري, د_خ_ت_ر, گلايه, شدي, كوچكتر, دیرتر, کوچکم, بودنش, زودتر, فهمید, خيالم, احتمالا, كمت, دانند, شودو, تصور, مردمان, روزگارمان, ديده, نشوم, عاشقش, نميدانستم, جور, مشهور, بزرگتر, كهكشان, استرسه, منتظرمـــــــــــــــــــــــــــــــ, بيني, كنيد, نتيجه, وعده, اســـــــــــــــــــاســـــــــــــــــــــــي, محشر, كنن, كوتوله, ارش, برهاني, پيروز, مستطيل, بيايم, مسلمه, گلـــــــــــــه, پرسپوليسي, واسه, موعود, دربی, نعمتي, قلبم, تير, كشد, زياده, فطريست, معشوق, باشي, وتو, بودي, امنيت, داشتم, ميخورد, بچيند, طاقچه, اطاقش, شمعدان, بگذارد, خواسته, بخواهد, اوج, ظرفيت, ميخواهد, سلام, فرداهاي, نيامده, بينمت, نيامدي, عمر, خاكستري, روبه, پايان, برگرد, چشمانِ, درشت, نجيبت, وقتش, نرسيده, شنوي, يكبار, پنهان, بحال, نزدم, اواسط, تمامش, دعاي, مريض, مستجاب, دردم, دعايت, سردردهايم, قطع, فهمي, نگرانم, بشوي, نشو, بگويند, مغروري, شكستني, نباش, خوشحالم, ساختم, حصير, اشتباه, نكنيء, گرفتم, تعريف, قولت, عمل, روزي, پيشم, بماني, مبادايت, نگه, دار, چشمت, ذوب, حجم, اسير, مردابي, بردارم, بگذارم, خورشيدِ, دسترس, نزديكِ, موج, معصومت, نامم, نامت, مشترك, مشتركِ, تازگي, طعم, حسرتِ, دوستت, وزد, عسلي, شكستن, نخواستن, راندنت, اصلاً, زده, جذبه, پرسيدن, باري, شنيدمش, گفت, درگير, فريادت, بغضت, اخمت, بارانت, تنفست, تقويم, بگيرند, التماس, قسم, ببرند, تصورات, داشتنِto, اتفاقِ, تكِ, دستها, ميهمانيِ, پاسخم, دلتنگي, كدام, عطرِ, يكي, آبان, طلايي, نقطه, ظهر, هوايت, روياهايم, كشف, جزيره, ساحلِ, صخره, اقيانوسِ, ريز, صدفِ, قصرِ, سرخ, نهفته, قراريم, خوشبختم, مّردم, مَردم, لذت, روزهايِ, طولاني, عاشقيشان, رخِ, دردهاي, رويايش, شمع, پيدا, عجيبي, تويي, معلوم, هفت, دنبال, مثلاُ, خوابشان, ببرد, شمارم, بپرد, بوديم, شفافي, بماند, صدايت, مخملي, شنومت, احساس, ثروتي, داري, قاب, ميكنيم, وبه, دهيم, رويم, دنج, آرزوهاي, دورمان, ريزيم, مكان, قابل, بينيِ, ملاقات, باشدآنوقت, ابدي, ابان, زنم, آبرنگِ, منتظر, تنهاست, رطوبت, خشك, بازدم, مدار, صفر, درجه, اتاق, تنهاييم, واجد, شرايطم, برابر, ايستاد, تعظيم, نوشت, تمامِ, هضم, اغازش, اسمونم, لرزید, چشمای, سجاده, فراموشتون, دوستون, واژه, بیزارم, معذور, نتونست, کاهی, کوه, دردای, نگفته, یاری, خصوصاً, کیان, گلم, ممنونم, دوستای, گلی, منو, مدت, کوتاه, موندنی, شبي, همزبانيت, رسيدنت, مبارك, رسيدي, ميروم, نامريُي, آمدنِ, حضور, صعود, قله, آهي, ناحيه, مرطوبِ, درخت, سيبي, آمدن, مناجات, نشسته, عكس, يادگاريمان, بزن, زنده, شهريور, نيلوفريت, بسپار, پاكمان, صبورش, ساحل, بالهاي, سوخته, خاكستر, بكشي, پروانه, اولت, دومي, سومي, هزارمي, بازگشتم, بالاتر, زجر, سنگين, سوار, اورستي, كشم, فراتر, ساعتم, آخرين, لمسِ, حضورت, مانده, اردي, بهشتي, قرارِ, سدها, دلِ, بشكنه, دردِ, ناله, انگيز, خونن, توي, قفس, قناريِ, ياد, عشقمون, سفارشم, اندازت, نميشناسد, اشتباهي, مريضت, مراقب, زمستان, حرفم, گوش, سنجاق, رفتنم, سعي, فراموشم, گذارم, سقف, اغلب, خيس, تَرَكِ, بردارد, تعجب, پرسشگرانه, نلرزد, مهربانت, خيالت, آنقدر, نرم, صدا, شامّه, ببخشد, بكن, زندگيمان, پاشيد, حسودي, رحمي, آمد, زَهرِ, اتفاقات, يافتم, چقــــــــــــــــــــدر, دنجِ, آزار, ندهد, تْنگ, نازك, آسمانم, خستگي, برگردد, هستم, بكش, امشب, علامت, روياهايمان, آرام, چشمي, آگاه, مْردم, اطمينان, حاصل, كردن, آغازش, ترك, درك, فرياد, بريدم, ooرفت, ماندم, خاطرش, ايستاده, نشست, كجا, خاطرِمن, _دل, ظاهر, شيشه, ايش_, خراش, دلش, پَرچين, خوشبختيمان, نكرد, عشقمان, گروگان, گرفت, پاييزِ, برگ, بادِ, صحرا, دامن, مْهرِ, مْهرِبرگشتي, خوشبختي, حدسي, زدي, مقصود, بروم, آنچه, گيرم, كهنه, ماهيگيرِ, صيد, تاريخِ, شدگان, بسپاري, داشتنت, ارزشمندترين, ذخيره, سياره, هرجاي, عالم, شرم, مزاحم, خداحافظي, صاحب, بلندترين, بافتيِ, دشمنش, نگويد, بـــــــــــــــــــــله, جوابِ, بگويم, يادم, بچگي, ديدم, نگو, بياورد, صداي, بافت, عموي, خيالي, نشانم, ديگري, محكمترين, دنياست, حاضر, بگیرد, بچگی, هوا, دوم, دیگر, آرزویم, عبور, دستان, نگران,
Text of the page (random words):
قدير عشقمان را گروگان گرفت پاييزِ برگ و بادِ صحرا با دامن پَرچين خود با خوشبختيمان چه كارها كه نكرد oo مرا بارها شكست و من روي خراش هاي كوچكي كه ديگران بر دلش _دل به ظاهر شيشه ايش_ گذاشته بودند مرهم شدم oo به خاطرِمن نَه من كجا oo به خاطر خودش از پا نشست و من هنوز محض خاطرش ايستاده ام ooرفت و من ماندم oo گذشت و من نوشتم oo ترك كرد و من درك oo فرياد زد و من بريدم oo شروع شد و من تازه بعد از اطمينان حاصل كردن از آغازش آرام و با چشمي باز و آگاه مْردم دريا دل زهره من مي روم اما اين بار نه از آن رفتن هايي كه برگشتي دارد اين بار براي هميشه مي روم از امشب به بعد به علامت يك روز نزديك شدن به مرگ روياهايمان يك ستاره روي ديوار دلت بكش نكند خيال كني من از آن همسفر هايي هستم كه ميان راه خستگي را بهانه مي كند تا برگردد نَه آسمانم اينگونه خيال نكن من فقط مي خواهم از زندگيت محو شوم تا ديگر خيال من آزار ندهد تْنگ بلوري و نازك دلت را هرچند شايد بگذريم چقــــــــــــــــــــدر نفس نفس زدم تا to را در گوشه ي دنجِ يك روزِ زيباي خدا يافتم و حالا انگار حسودي بي رحمي كسي آمد و زَهرِ اين اتفاقات را بر زندگيمان پاشيد و رفت فكرش را بكن شايد من يك روز روزِ مباداي تو باشم و آن شايد به من حس نفس كشيدن ببخشد شامّه ي بهار خيالت راحت آنقدر نرم و بي سر و صدا مي روم كه حتي نگاه مهربانت به اندازه يِ يك تعجب پرسشگرانه هم نلرزد نمي گذارم سقف اغلب خيس چشمانت يك تَرَكِ كوچك بردارد يك جوري من را ببخش سعي كن فراموشم كني رفتنم را به خاطرات خوش سال پيش جوري سنجاق كن كه عطر و بوي آن را بگيرد مي دانم حرفم را گوش نمي كني اما به خاطر خودت كمي مراقب خودت باش زمستان تو را خوب نميشناسد مي ترسم اشتباهي مريضت كند نكند شبها رو اندازت را پس كني و آن وقت باز هم حرف من و سفارشم هيچ شود توي قفس دلم دو تا قناريِ عاشق به ياد عشقمون دارن نغمه ي غم انگيز مي خونن انگار قرارِ اين بار هم به جاي سدها دلِ من بشكنه از دردِ ناله ي اين دو تا اردي بهشتي ترينم ساعتم روي آخرين لمسِ حضورت مانده تو مي داني من چه مي كشم چيزي فراتر از درد بالاتر از زجر سنگين تر از سوار شدن اورستي بر شانه اي مي روم و تمام اين درد ها را همسفر راه بي بازگشتم مي كنم تمام تو شه ي من همين هاست پروانه ي اولت منم مهم نيست اگر دومي و سومي و هزارمي را به رخ بالهاي سوخته كه هيچ خاكستر شده ام بكشي خاطرات دريا را فراموش نكني به خاطر نيلوفريت بسپار كه شروع عشق پاكمان از دريا و ساحل صبورش بود عكس هاي يادگاريمان را ورق بزن تا زنده شود خاطرات شهريور 87 درخت سيبي آمدن تو را به مناجات نشسته است آهي بلند از ناحيه ي مرطوبِ گونه اي شرجي در حال صعود به قله ي آسمان هاست كسي نامريُي آمدنِ to را به ستاره هايي كه پشت حضور شب به خواب رفته اند تبريك مي گويد من ميروم تا to بيايي ديگر رسيدي رسيدنت مبارك شبي كه عين هميشه عطر همزبانيت همه جا را پر كرده از همه ی دوستای گلی که منو توی این مدت کوتاه اما به یاد موندنی یاری کردن خصوصاً داداش کیان گلم ممنونم این دنیای مجازی هم نتونست کاهی از کوه دردای نگفته ی دلم برداره بارها گفتم از واژه ی رفتن بیزارم اما مجبورم و معذور فراموشتون نمی کنم و دوستون دارم اگه یه وقت سجاده ی سبز دل مهربونتون لرزید و قطره اشکی گوشه ی چشمای مهربونتون مهمون شد من رو هم یاد کنید دعا کنید این فاصله ی لعنتی دست از سر من و اسمونم برداره همین نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۸ ۱۱ ساعت 0 31 توسط زهره حسرت دل براي هضم لحظه اي كه اغازش از to نوشتن است دست كم بايد چند نفس عميق كشيد و به تمامِ قد در برابر خاطره ات ايستاد و تعظيم كرد و شكست و نوشت تمام اين كارها را كرده ام و حالا واجد شرايطم براي از to نوشتن با اينكه تابستان نيست اما مدار صفر درجه ي اتاق تنهاييم دم كرده است تنهاست بي رطوبت دريا خشك است بدون بازدم تو شايد منتظر كسي ست كه شرجي كند اين مه گرفته ي غمگين را تمام ابان را برايت رنگ مي زنم تا شايد يك گوشه ي اين آبرنگِ مرموز مكان غير قابل پيش بينيِ ملاقات man to باشدآنوقت آن را ابدي مي كنيم آن روز و ساعت و ثانيه را گل مي ريزيم هر سال مي رويم يك جاي دنج در آرزوهاي دورمان آن را قاب ميكنيم وبه كسي هم نشانش نمي دهيم تو را چشم مي كنند چون همه چيز داري و من را چشم مي كنند چون to را دارم چقدر صدايت مخملي ست و وقتي نمي شنومت احساس نداشتن ثروتي بزرگ مي كنم چرا باران نمي زند حتي در نخ ابر هم نيست كه ببارد مي خواهد صاف بماند اگر با اين همه كه او صاف است ما كمي صاف بوديم دنيا پر مي شد از شفافي بگذريم راستي همه ستاره شماري مي كنند تا خوابشان ببرد اما من مي شمارم تا خوابم بپرد هرچه كردم دنبال ستاره اي كه نشانش كنم مثلاُ مثل قصه ها مال man to باشد نيست ماه هست كه تويي اما معلوم است براي تنهايي چون من كه در هفت آسمان رويايش هم يك شمع نيست ستاره هم پيدا نشود چيز عجيبي نيست مّردم از بس مَردم بي دليل لذت روزهايِ طولاني عاشقيشان را به رخِ دردهاي نهفته ي بي قراريم كشيدند چه كنم چرا همه فكر مي كنند من خوشبختم تو كه همه چيز را مي داني كشف نشده ترين جزيره ي ساحلِ بي صخره يِ اقيانوسِ سر ريز از صدفِ قصرِ سرخ روياهايم يكي دو روز از آبان گذشته طلايي ترين نقطه ي ظهر دلم هوايت را كرد و من فارغ از اينكه تو با اين دلتنگي چه خواهي كرد و با كدام بخش از هواي پر از عطرِ بهار نارنج هاي ارديبهشتي ات پاسخم را خواهي داد دل به حادثه زدم گمان مي كنم اگر تمام چشم ها به اتفاقِ تك تكِ دستها آسمان را به ميهمانيِ التماس و قسم ببرند باز هم چون تو از سر تصورات من زيادي خيال داشتنِto را كه نمي دهند هيچ مي ترسم آن را هم از من بگيرند دعا مي كنم يك روز مال حالاي تو باشم حتي اگر آن روز روز مباداي دوري باشد كه در تقويم هاي سال بعد گم شده است خنده ات فريادت بغضت اخمت بارانت تنفست همه برايم عشق است اخرين باري كه شنيدمش گفت كه درگير است هم با خودش هم با ديگران انقدر زمستاني و سرشار از جذبه دلم را لرزاند كه فهميدم حق پرسيدن دليل را هم ندارم اصلاً بگذريم هيچكدام مهم نيست مهم اين است كه دلم برايت لك زده حتي براي شكستن و نخواستن و راندنت تا هواي دوستت دارم در عاشقانه هايم مي وزد چشمان تو همان عسلي ست كه خوش طعم ترين حادثه هاي دنيا حسرتِ يك ثانيه تجربه كردنش را دارند نامم با نامت يك حرف و هزار دنياي مشترك دارد مشتركِ تازگي ها دور از دسترس و هميشه نزديكِ من بي تاب موج نگاه معصومت خواهم ماند زيبا مي خواهم دست از سرت بردارم و بر چشمانت بگذارم تا خورشيدِ روشنِ دو چشمت ذوب كند حجم اسير تنهايي مردابي مرا بركت بهار لااقل من را براي روز مبادايت نگه دار همين نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۸ ۰۴ ساعت 9 11 توسط زهره حرف دلم كم مي بينمت دوري نيستي هنوز نيامدي به قولت عمل كني و چند روزي پيشم بماني تا ان بخش از حرف هايي را كه فراموش كردم قصه اش را برايت تعريف كنم تو را غمگين كنم و خودم را ارام اسمانم اشتباه من را نكنيء من تمام عاشقانه ها را جدي گرفتم براي هر كه دلم را لرزاند كلبه اي ساختم حتي با حصير تك ستاره ي زهره مثل من نباش يعني خوشحالم كه نيستي نگرانم كه مبادا بشوي مثل من نشو سخت است اما بگذار بگويند مغروري تا شكستني فهيمه ي زهره سردردهايم ديگر قطع نمي شوند تو كه مي فهمي مگر نه دردم كه بيشتر مي شود بيشتر دعايت مي كنم قديمي ها گفته اند دعاي مريض مستجاب مي شود تو بگو چه كنم دختر مهربان ارديبهشت من تمامش كردم اين بار تو شروع كن عطر بهار نارنج هاي اواسط ارديبهشت گناه تو اين وسط چيست نمي دانم فقط مي دانم كه اين حرف ها را تا بحال براي كسي نزدم تو هميشه مي شنوي يكبار هم بگو بگو راز مرموز پنهان ميان سايه روشنِ چشمانِ درشت نجيبت چيست شايد هم وقتش نرسيده ارديبهشتي ترينم عمر خاكستري زهره ي تو روبه پايان است برگرد نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۲۹ ساعت 20 27 توسط زهره سلام ثروت فرداهاي نيامده اسمانم ظرفيت ميخواهد تجربه ي لحظه اي با تو بودن از دور اما پر كشيدن تا اوج بركت ارديبهشت مي دانم خواسته ام عين اين است كه كسي بخواهد ماه را از اسمان بچيند و روي طاقچه ي اطاقش كنار اينه و شمعدان بگذارد اما تو بگو اگر تو را داشتم به كجاي اين دنياي پر غوغا بر ميخورد وتو اگر مال من بودي چه چيزي جز امنيت مي ماند تا شبانه هاي مرا با دعا به خدا پل بزند ببخش حس زياده خواهي فطريست چه برسد به معشوق كه تو باشي وقتي به تو فكر مي كنم چقدر قلبم تير مي كشد و اين چه نعمتي ست خسته دل تو نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۲۳ ساعت 14 44 توسط زهره دربی امروز يه روز پر استرسه لحظه شماري مي كنم واسه ساعت موعود يعني چي مي شه خب مسلمه كه جشن امروز از ان پرسپوليسي هاي گلـــــــــــــه ما بايد امروز پيروز از مستطيل سبز بيايم بيرون امروز بچه هاي ما محشر به پا مي كنن امروز حال اين ارش برهاني كوتوله بايد گرفته شه اســـــــــــــــــــاســـــــــــــــــــــــي وعده ي ما امروز ساعت 15 00 پيش بيني كنيد نتيجه ي امروز و منتظرمـــــــــــــــــــــــــــــــ نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۲۳ ساعت 12 23 توسط زهره ک و چ ک شدم ب ز ر گ شو كوچك شدم اين اخرين گلايه است وقتي بزرگ بزرگ شدي من كوچك كوچك شدم حتي كوچكتر از بزرگتر شو دنياي من ستاره ي من اسمان من كهكشان من بزرگ شو نميدانستم بزرگ بودن را دو جور معنا مي كنند بزرگ در لغت نامه ي انها يعني مشهور و من اينگونه معنايش مي كنم كسي كه عاشقش را كوچك نكند بزرگ است تو مثل هيچ كس نيستي تو بزرگ هر دو لغت نامه اي بزرگ باش و بزرگ شو تا من ديگر ديده نشوم نام تو را با حروف بزرگ و نام خودم را با حروف كوچك مي نويسم كه شايد به تصور مردمان روزگارمان نه از بزرگي تو كم شودو نه از كوچكي من به قول قديمي هاي خوب خدا از بزرگي كمت نكند خيلي ها معنايش را خوب مي دانند اما من درست معنايش را نمي فهمم شايد يعني خدا بزرگي ات را كم نكند احتمالا همين است پس اين را هم براي راحت تر شدن خيالم مي نويسم برسد به دست بزرگي كه اگر بزرگ بزرگ بودنش را زودتر می فهمید دیرتر کوچکم می کرد نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۲۱ ساعت 21 11 توسط زهره د_خ_ت_ر شاهزاده ي مرمري ترين قصر بلوري ترين شهر عاشق ترين مرزدنيا روزت مبارک نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۱۷ ساعت 17 45 توسط زهره خ_س_ت_ه_ا_م زيبا مدفونم كردي و برگشتي راستش فكر مي كردم چند روز كه بگذرد سر مزار اين عشق بيايي و محض خاطر نان ونمك هميشه ي عاشقيمان اشكي باراني بغضي چيزي ميريزي اما هيچكدام حتي نگاهي حتي نگفتي لعنتي عجب عاشقم بود راستي كه گل مي گويند خاك سرد است و تو از قطب هم سردتر من به همه مي گويم كه مرگ تنها يك معنا ندارد خيلي ها يواشكي جوري كه كسي سر از اشفتگي قلب شكست خورده شان در نياورد ميميرند درست عين حالاي من نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۱۳ ساعت 15 46 توسط زهره بازي تقدير گردشي ست نوبت به من هم مي رسد هميشه بازي به شما و امثال شما نميرسد حتي بعد از عمري نيمكت نشيني نوبت من هم ميرسد اين كه راز اين نيامدن چيست عجيب است و صبر و تحمل و سكوت من عجيب تر او كيست كه مي تواند تولد تورا از من قشنگ تر جشن بگيرد هيچ كس يقين دارم هر كس خلاف اين فكر كند گمراه است همين خواستم فكر نكني هركس چيزي نمي گويد معنايش اين است كه نمي داند به قول بعضي ها نگفتن دليل بر نبودن نيست كسي که دست خودش نيست و اگر نخواهد هم باز به تو فكر مي كند zohre نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۱۳ ساعت 15 39 توسط زهره به یاد همدرد و هم سازم روز ها چه زود غبار سال مي گيرند انگار همين روز هاي گذشته ي نزديك بود كه بهار88 بهانه ي سفر نابهنگام سفرت شد سفري كه بامداد نداشت كوچه به بن بست رسيد قحطي هواي تازه شد تصوير حديث مهربان ان پرستار زخم هاي پاييزي قهرمان عشق هاي اشكار در اينه محو شد او بي بديل شايد هم به هزار و يك دليل سنگيني دنيا روي شانه هايش را در عميق ترين لحظه اي كه نامش را وداع با زندگي گذاشتند حس كرد و از اقيانوس نا ارام مرگ تنها فنجاني نوشيد و همان براي كوچ نارنجي چشمانش تا ابد كافي بود او رفت بدون اينكه عشق هنوز از پستوي خانه ها بيرون امده باشد بي انكه كسي به تشنگي پري هاي بي ازار نازنين پاسخي شايسته داده باشد كارهاي ناتمام زيادي داشت كه شايد براي خودش مرگ ضروري تر از انها بود او به سادگي گذشتن سايه ي بادبادك دختر همسايه از بام پسرك هميشه چشم به راه عاشق پر كشيد و بهار را بر اي هميشه حسرت به دل يك ديوار ديگر گذاشت او رفت بدون اينكه بگويد علت زار زدن و رگبار گريستن پري ها چه بوده است شايد ترجيح داد هركس دليلي براي ابري بودن حال و هواي چشمان پري روياهايش بيابد در حالي كه دسته اي پرنده ي عاشق قصه ي زندگي اش را نفس نفس ميزند و گروهي به نيابت از قصه ي حقيقي زندگي اش مي گريستند و كساني زندگي اش را تصوير مي كردند با چند نگاه بزرگ و كوچك و مشتي شعر و تسليت هايي به زبان نمي دانم چه رنگي و چهره هايي سرشار از غمي عميق و فلسفي و پر غوغا او را به دست خاك سرد تحويل دادند و برگشتند و خدا مي داند ميراث عاشقانه هاي او _الياس _ به عدالت ميان عاشقان نهان و اشكار سرزمينمان تقسيم خواهد شد يا راهي وادي فراموشي گشت به هر حال اين بخش را به قضاوت تك تك كساني كه او و دوست داشتن به سبك او را دوست داشتند مي سپاريم قصيده ي روحش بلند پرواز با خاطره هايش فراموش نشدني و سايه ي روشن يادش زينت بخش نقاشي هاي امروز پاييزي و فرداي زمستاني ما باد نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۱۲ ساعت 22 22 توسط زهره پاییز مبارک ديدي اخرش تابستان انقدر غصه ي ما را خورد كه پاييز شد ببين تو يادت نيست ما كجاي اين دفتر خاطرات پاييز سال گذشته نوشتيم و زيرش رو مشتركا امضا كرديم كه سرخي ما از تو و زردي تو از ما كه هنوز مُهر نشده روي خط نه چندان صاف سرنوشتمان زرد كشيدند خلاصه كه از قديم و دور گفته اند ومي گويند كه پاييز فصل عاشق هاست و اذر اتش گرفته هم فرزند سوم همين فصل است به عاشقيم يقين دارم كه مي نويسم و گمان مي كنم اگر تبريك تولد پاييز را ننويسي بايد به عاشق بودنت شك كردو مهم نيست اصلا فداي سرت كه يك تابستان ديگر گذشت و باز هم معجزه نشد به قول خودت صبر را با وفاداريمان تا پاييز بعد شرمنده مي كنيم شايد از بس رو سفيد شديم پاييز اينده جاي برف در سرزمينمان برف باريد نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۰۸ ساعت 9 50 توسط زهره تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم تو را به خاطر عطر نان گرم برای برفی که آب می شود دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می دارم تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم برای پشت کردن به آرزوهای محال به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به خاطردود لاله های وحشی به خاطر گونه ی زرین آفتاب گردان برای بفشیه بنفشه ها دوست می دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم تو برای لبخند تلخ لحظه ها پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید دوست می دارم اندازه قطرات باران اندازه ی ستاره های آسمان دوست می دارم تو را به اندازه خودت اندازه آن قلب پاکت دوست می دارم تو را برای دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای همه ی کسانی که نمی شناخته ام دوست می دارم تو را به جای همه ی روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می شود و برای نخستین گناه تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست می دارم پل الوار شاعر فرانسوی تقديم به اسمانم فهيمه نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۰۵ ساعت 11 15 توسط زهره دعا می کنم دعا مي کنم که هيچگاه چشمهاي زيباي تو را در انحصار قطره هاي اشک نبينم و تو برايم دعا کن ابر چشم هايم هميشه براي تو ببارد دعا مي کنم که لبانت را فقط در غنچه هاي لبخند ببينم و تو برايم دعا کن که هر گز بي تو نخندم دعا مي کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکي دريا و بوي بهار را دارد هميشه از حرارت عشق گرم باشد و تو برايم دعا کن دستهايم را هيچگاه در دستي بجز دست تو گره ندهم من برايت دعا مي کنم که گل هاي وجود نازنينت هيچگاه پژمرده نشوند براي شاپرک هاي باغچه ي خانه ات دعا مي کنم که بال هايشان هرگز محتاج مرهم نباشند من براي خورشيد آسمان زندگيت دعا مي کنم که هيچگاه غروب نکند و بدان در آسمان زندگيم تو تنها خورشيدي پس برايم دعا کن دعا کن که خورشيد آسمان زندگيم هيچگاه غروب نکند نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۶ ۳۰ ساعت 0 56 توسط زهره اما حالا رنگین کمان را به یک رنگیت ترجیح میدهم تو مگر از کدام آسمان آبی امده بودی که به زمینی بودنم خندیدی فلسفه ی اشکهایم را می بافتم و تو چشمانت را میان منطق خنده های کودکانه ات جا گذاشته بودی خودت گفتی نیلوفرانه نوشته هایت را خواب دیدم خودت گفتی دستهایم در التهاب بی کسی سردند فکر می کردم بی تابی دل از توست غافل از اینکه دلم عاشق آینه شده بود یادت هست وقتی را که نبض پنجره با شعرهای من مهمان باران می شد و کنار اقاقیا به تو میرسیدم تو با لهجه ی کدام شب با من حرف زدی که فقط یکبار دلم برایت تنگ شد نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۶ ۳۰ ساعت 0 55 توسط زهره چشم هایم را می بندم جز تو چیزی را در ورای تاریکی نمی بینم تصویر تو مرا با خود می برد و من از گذر لحظه ها غافل می مانم وقتی چشمهایم بسته اند همه چیز خوبست تاریکی پلک هایم را دوست دارم و با تو بودن را کسی صدایم می زند پلک هایم را که می گشایم تصویر تو محو می شود تو پشت پلک های من خانه داری ومن برای دیدنت باید چشمانم را به روی همه چیز ببندم واین چه خوبست که هر روز به تعداد چشم بر هم زدن هایم تو را خواهم دید نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۶ ۳۰ ساعت 0 55 توسط زهره نمی دانم به کدام ساز این شبها برقصم خوابم که نمی برد اما تا صبح یک عالمه آدم زاده می شوند در ذهنم که مدام با ه...
|