Meta tags:
description= دل نوشته های ســــوشـــــیانا من خـــــــــــــــــــــــدایی دارم که در این نزدیکیســــــــــــــــــت!!!;
Headings (most frequently used words):
نوشته, من, های, که, این, دست, یک, دختر, 22, ساله, دل, ســــوشـــــیانا, خـــــــــــــــــــــــدایی, دارم, در, نزدیکیســــــــــــــــــت, welcome, to, soshiyana, blog, fixed, post, قصه, مال, توست, بیا, ای, مهربانترین, شعر, رسوایی, به, نظرت, کدوم, برنده, است, فاطمه, آن, آفتابی, زود, غروب, کرد, نقاشی, ها, مناجــــــــــــــــــــــــــات, یادمان, باشــــــــــــــــــــــــــد, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (34), نوشته (18), شده (18), ۱۳۹۰ (16), های (11), بیست (11), بهار (11), است (11), ساعت (10), توسط (10), همه (9), باید (9), خسته (9), هیچ (7), مـی (7), دست (6), اردیبهشت (6), خودم (6), گاه (6), دانم (6), بود (6), بودم (6), باشد (5), هایم (5), مـنمـ (5), کنمـ (5), نگاه (5), سال (5), ساله (5), گفته (4), آدم (4), کنم (4), سطر (4), نکنیم (4), #یادمان (4), همـه (4), وقتی (4), هست (4), دختر (3), شعر (3), خرداد (3), وبلاگ (3), خانه (3), دارم (3), هایی (3), برای (3), روی (3), یازدهم (3), تنها (3), وقت (3), نیست (3), گویم (3), توبه (3), گناه (3), ولی (3), خوب (3), نمی (3), کسی (3), دستان (3), همان (3), گرفته (3), ندارم (3), نگاهی (3), تغییر (3), دنیا (3), خوامـ (3), احساس (3), بنویسمــ (3), مهمان (3), غریب (3), سکوت (3), روم (3), تنهاییم (3), لحظه (3), نویسم (3), سرایند (3), گردد (3), مهدی (2), جوانی (2), همین (2), چند (2), آرشیو (2), تیر (2), مرداد (2), شهریور (2), یاد (2), گفتن (2), اما (2), سنگینی (2), کنه (2), قلمی (2), برنده (2), اگر (2), ساز (2), شکستیم (2), خویش (2), رحمانیتت (2), توست (2), بودی (2), کردن (2), کرد (2), سزاوار (2), عهد (2), باز (2), توان (2), رفیق (2), همدمم (2), گاهت (2), چندیست (2), دلم (2), انبوه (2), سوی (2), خاکی (2), کوچک (2), فاطمه (2), آتش (2), دود (2), غروب (2), امـا (2), مـن (2), جنگی (2), روزگار (2), خواستم (2), سنگ (2), زندگی (2), بدهم (2), دگر (2), بیش (2), قمار (2), تمام (2), ترم (2), ماست (2), گله (2), آرام (2), تنهایی (2), حتی (2), زمزمه (2), یار (2), مرا (2), دیوار (2), چشمانی (2), رسوایی (2), عاشقی (2), خیالم (2), مینویسم (2), شود (2), قصه (2), گوش (2), ســــوشـــــیانا (2), blogfa, com, رحیمی, مجله, black, پنهان, حرف, هــــای, نوجوان, صفحه, صدا, دهکـــده, احساســات, نزدیکی, عکـــس, عـــکس, عاطفـه, بزرگــترین, مرجع, مقالات, علــمیـ, ردپای, سالهـــ, پیوندها, مناجات, نامه, اشعار, ناب, نثر, دلنوشته, گالری, عکس, موضوعی, اسفند, ۱۳۸۹, فروردین, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, سلام, خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی, خوش, اومدین, سالمه, قصد, بنویسم, جمله, دکتر, شریعتی, هنور, ارزش, چیز, نگفتن, دارند, میکنه, ومنو, مجبور, روایت, مولایم, شمشیر, بگیرم, واژه, خلاسفید, آفرینش, مطالب, قدیمی, طلب, عشق, پایی, خاطرمان, ماند, پرپر, شدنش, نوایی, نکنی, شاخه, گلی, چیدیم, غقلت, مایی, پرواز, شکستن, هنر, انسان, صدایی, امروز, خطایی, باشــــــــــــــــــــــــــد, الرحمن, الراحمین, امید, آمین, ودعایم, مسجوب, گردان, مقبول, دستم, برگیر, مهربانا, بخشودنی, ترین, امیدی, مهربانی, هنوز, گوشم, شنواست, تاب, املا, لیک, گستره, مهربانیت, نتوان, اندازه, جباریتت, شکنی, افزون, شمار, فزون, صدبار, شکستی, یابم, بخشاینده, مستور, کننده, زشتیها, گیر, تهی, بارلاها, مهربا, نیش, قسمش, ددشمنی, مغضوبت, گشت, روزی, منی, رجیم, شیطان, چنگال, اسارت, کشیده, گرد, غبار, فرا, خداوندم, شنوای, رازم, مانوس, اسرار, خداوند, گدای, بیافکنی, ازآن, کرسی, پادشاهی, ملک, پادشاهیت, سوق, دهم, عرش, کبریایت, سرزمینی, موجودیت, حقیر, پرستیده, ستایش, معبودم, خداوندا, مناجــــــــــــــــــــــــــات, چهاردهم, باغ, رویایی, جاده, روستایی, نقاشی, پانزدهم, آنچه, ديدم, ظهور, شهود, ديوار, سوخته, وحى, برافروخته, راه, كوچه, مسدود, آفتابی, زود, ششم, ادامه, بپذیرمـ, قبول, بسوزمـ, بسازمـ, منم, کهـــ, اونی, وشط, انگار, فرامـوش, کردمـ, همـیشه, همـین, طوری, بوده, شایدمـ, بجنگمـ, وفق, مـرادمـ, باشه, تمـومـ, وجودش, لشکری, بدبختی, نفرت, تنفر, زشتی, جنگ, مـدهـ, بپا, مـیون, مـنـ, دلمـ, گریه, کنمــ, خدا, شدمـ, تحقیر, آمـیز, پچپچ, خیال, شاید, نمـی, دونمــ, چرا, نویسمــ, نظرت, کدوم, یکم, سوختن, ساختن, فراموش, رسم, دیرین, بزرگترین, اشتباهم, افسوس, بنای, بسازم, آینده, تقصیر, حالا, نمیدانم, بهایی, چنگ, باخته, مانده, سراسر, تهیـــ, گنجینه, عمر, زندگیم, باختم, وهمه, شادی, کودکانه, شور, نشاط, خورده, خود, کرده, تدبیر, بازنده, مغلوبم, کردیــــــــ, شکسته, کردیـــــــ, پیر, دیـــــــ, دوئل, سرنوشت, هوش, باش, توکینه, سوم, مارمولکی, پرده, تلخ, نظاره, اتاقم, خوانده, هیا, هوی, دیواری, رها, خلوت, مونسم, حال, خواند, جایی, آلود, نکند, کجایی, رود, کجا, میان, گرسنه, شهر, عوض, مشتم, پای, چشمانش, سخن, تند, خشمگین, شنید, چشمان, مرد, هوس, بارش, سخنشان, راز, نگاهشان, نیافتم, نشنیدم, مرموز, لرزان, غلتید, چشمانم, خیره, همـــــــــه, ســــــــکوت, کوبد, طبل, دهد, فریاد, دمد, برد, کند, شعله, دامان, حرم, نگاهت, تمنای, وجودم, تازد, بیشه, زار, رمد, هجمه, دلواپسی, رهد, حصار, اسب, سرکش, هجوم, ظلمت, تردید, تراود, آفتاب, طوفانی, دفترم, عطر, گویند, دشنه, فرهادیم, ستون, رویای, افسانه, شیرین, بودن, زمزمک, کوه, سبزه, دشت, دریا, اسمانم, زیبا, رقصد, سوزد, پروانه, شمع, سوزان, فراغت, غرق, اندیشه, اوج, گیردد, نگاهم, حالم, دیدنی, قتی, هجدهم, گفت, شیعه, اثنا, عشری, واقفی, عمل, دیگران, چنین, شرط, حافظه, نبری, حاضری, گوشی, همراه, بکند, لقمه, خور, نزدش, ببری, لایق, باطنت, پسندیده, صاحب, نظری, ظاهرت, چنانی, خجالت, نکشی, فرض, حضرت, ظاهر, مال, بیا, مهربانترین, welcome, soshiyana, blog, fixed, post, خـــــــــــــــــــــــدایی, نزدیکیســــــــــــــــــت,
Text of the page (random words):
دل نوشته های ســــوشـــــیانا دل نوشته های ســــوشـــــیانا من خـــــــــــــــــــــــدایی دارم که در این نزدیکیســــــــــــــــــت welcome to soshiyana s blog fixed post نوشته شده در یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار این قصه مال توست بیا ای مهربانترین فرض کن حضرت مهدی عج بر تو ظاهر گردد ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری خانه ات لایق او هست که مهمان گردد لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری حاضری گوشی همراه تو را چک بکند با چنین شرط که در حافظه دست نبری واقفی بر عمل خویش بیش از دیگران می توان گفت تو را شیعه اثنا عشری نوشته شده در هجدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار شعر رسوایی من و قتی از تو می نویسم حس و حالم دیدنی است اوج می گیردد نگاهم غرق می شود اندیشه در خیالم می گردد می رقصد می سوزد پروانه در شمع سوزان فراغت وقتی از تو می نویسم اسمانم زیبا تر است کوه سبزه دشت دریا زمزمک گوش به گوش لب به لب می سرایند عاشقی هایم را می سرایند قصه ی یک لحظه با تو بودن را می سرایند افسانه شیرین تو می گویند از دشنه ی فرهادیم بر بی ستون رویای من وقتی از تو مینویسم خط به خط سطر به سطر دفترم پر می شود از عطر تو می تراود آفتاب در غروب طوفانی ام در هجوم ظلمت تردید ها وقتی از تو مینویسم اسب سرکش خیالم می رهد از حصار بی کسی می رمد از هجمه های دلواپسی می تازد در بیشه زار عاشقی وقتی از تو می نویسم در تمنای وجودم یاد آن حرم نگاهت می کند شعله ور دامان من می برد از کف آب روی من می کوبد بر طبل سر می دهد فریاد می دمد در ساز شعر رسوایی من نوشته شده در سی ام مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار دست نوشته ی یک دختر 22 ساله 2 هم همـــــــــه ی ســــــــکوت باز هم سکوت بود و سکوت من بودم تنهاییم در ان هم همه ی آدم ها من بودم چشمانی که گاه می غلتید بر چشمانم گاه خیره گاه لرزان و گاه مرموز چشمانی که هیچ وقت راز نگاهشان را نیافتم و هیچ وقت نشنیدم سخنشان را حتی زمزمه ی چشمان آن مرد را و آن نگاه هوس بارش را نمی دانم که سخن نگاه تند و خشمگین مرا شنید یا نه نگاهی که در عوض مشتم بود بر پای چشمانش خسته تنها گرسنه و غریب در این شهر بیست و دو ساله ام من میان من و این همه انبوه آدم ها پی دیوار و گرفته و می روم اما به کجا به هر ان کجایی که این دیوار رود به هر ان جایی که دگر نگاهی غریب آلود سنگینی ام نکند به همان جا که یار مرا می خواند یار بیست و دو ساله ام رفیق و همدمم در همه حال مونسم تنهاییم می روم تا لحظه ای با تنهایی ام خلوت کنم لحظه ای رها از این همه نگاه خسته تنها در پی دیواری می روم من با تنهاییم خسته ام خسته از این همه هیا هوی سکوت خسته از این نگاه های غریب خسته از این همه زمزمه ها خسته ام حتی خسته از این مهمان نا خوانده که چندیست مهمان اتاقم شده است مارمولکی که در پس آ ن پرده ی تلخ آرام آرام نظاره گر تنهایی ام است نوشته شده در بیست و سوم تیر ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار دست نوشته ی یک دختر 22 ساله قمار زندگی ای روزگار از تو گله ای نمی کنم که تمام گله هایم از خودم است و از این بیست و دو سال های سرنوشت به هوش باش که از توکینه ای به دل ندارم که از ماست که بر ماست گر چه می دانم در این دوئل بیست و دو ساله بیست و دو سال پیر ترم کر دیـــــــ بیست و دو سال شکسته ترم کردیـــــــ بیست و دو سال مغلوبم کردیــــــــ و من بیست و دو سال بازنده ات بودم ولی هیچ خورده ای بر تو ندارم که خود کرده را هیچ تدبیر نیست که خودم بودم که تمام شادی کودکانه ام را همه ی شور و نشاط جوانی ام را وهمه ی گنجینه های یک عمر زندگیم را در قمار با تو باختم و من مانده ام و این دستان سراسر تهیـــ و حالا نمیدانم دگر چه بهایی بر این چنگ از بیش باخته باید بدهم خوب می دانم که تقصیر از من بود خودم بودم که خواستم آینده ام را تغییر بدهم خودم بودم که خواستم با همین دستان کوچک سنگ سنگ بنای زندگی ام را بسازم ولی کن و صد افسوس و خوب می دانم بزرگترین اشتباهم را فراموش کردن این رسم دیرین روزگار سوختن ساختن را نوشته شده در بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار به نظرت کدوم برنده است نمـی دونمــ چی باید بنویسمــ یا چرا مـی نویسمــ امـا مـی خوامـ که بنویسمــ یا شاید باید که بنویسمــ به خدا خسته شدمـ از این همـه نگاه های تحقیر آمـیز از این همـه پچپچ ها از این همـه هـ هـ بی خیال احساس مـی کنمـ دلمـ گرفته باید گریه کنمــ احساس مـی کنمـ جنگی بپا شده جنگی مـیون مـن و مـنـ احساس مـی کنمـ دنیا با تمـومـ وجودش با لشکری از بدبختی نفرت تنفر زشتی به جنگ با مـن او مـدهـ یا شایدمـ این مـنمـ که مـی خوامـ بجنگمـ این مـنمـ که مـی خوامـ که همـه چی بر وفق مـرادمـ باشه امـا انگار فرامـوش کردمـ دنیا همـیشه همـین طوری بوده و است اونی که این وشط باید تغییر کنه مـنمـ نه دنیا این مـنمـ که باید بپذیرمـ باید قبول کنمـ باید تغییر کنمـ و این مـنمـ که باید بسوزمـ و بسازمـ و این منم کهـــ ادامه نوشته نوشته شده در ششم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار فاطمه آن آفتابی که زود غروب کرد راه آن كوچه كه مسدود شده خانه وحى پر از دود شده آتش از بس كه برافروخته بود در و ديوار همه سوخته بود آنچه ديدم به ظهور و به شهود فاطمه بود در آن آتش و دود نوشته شده در پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار نقاشی ها ی من جاده روستایی باغ رویایی نوشته شده در چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار مناجــــــــــــــــــــــــــات 2 خداوندا ای معبودم ای سزاوار ستایش ای پرستیده شده من این موجودیت خاکی این حقیر و کوچک از سرزمینی خاکی تر از ان دست هایم را به سوی عرش کبریایت به سوی ملک پادشاهیت سوق می دهم باشد که نگاهی ازآن کرسی پادشاهی بر این گدای در گاهت بیافکنی خداوند با تو می گویم سر دلم را که ندارم در این انبوه آدم ها هیچ کس را که شنوای رازم باشد و کسی را مانوس اسرار خداوندم چندیست که گرد غبار غم دلم را فرا گرفته و در چنگال گناه به اسارت کشیده شده ام و شیطان آن رجیم شده ی در گاهت را می گویم همان که روزی از برای هم چو منی مغضوبت گشت همان که عهد و قسمش ددشمنی من است با تو با همه نا مهربا نیش رفیق و همدمم شده بارلاها بر گیر این دستان تهی و نا توان را که جز تو نمی یابم کسی بخشاینده گناه و مستور کننده ی زشتیها گفته بودی صدبار گر توبه شکستی باز آی هر چند می دانم شمار توبه هایم فزون است و عهد شکنی هایم افزون تر از آن و سزاوار جباریتت ولی لیک خوب می دانم که گستره ی مهربانیت را هیچ نتوان اندازه کرد و رحمانیتت را هیچ قلمی را تاب املا کردن نیست و هنوز به گوشم شنواست که گفته بودی نا بخشودنی ترین گناه نا امیدی از مهربانی توست مهربانا دستم را برگیر توبه ام را مقبول ودعایم را مسجوب گردان با امید به رحمانیتت آمین می گویم یا الرحمن الراحمین نوشته شده در یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار یادمان باشــــــــــــــــــــــــــد یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم یا که در خویش شکستیم صدایی نکنیم پر پرواز شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غقلت من و مایی نکنیم یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنی یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم نوشته شده در یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط بهار مطالب قدیمی تر سلام خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی خوش اومدین من بهار و 22 سالمه تو این وبلاگ قصد دارم که از خودم بنویسم و از نا گفته های خودم با این که این جمله دکتر شریعتی هنور به یاد دارم که گفتن ارزش آدم ها به چیز هایی است که برای نگفتن دارند اما چه کنم که گاه گاه نا گفته هایی روی این دل سنگینی میکنه ومنو مجبور می کنه قلمی که به روایت مولایم برنده تر از شمشیر است در دست بگیرم واژه هایی برای گفتن را روی سطر سطر این خلاسفید آفرینش کنم خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ آرشیو موضوعی گالری عکس دلنوشته ها شعر دل نوشته نثر اشعار ناب مناجات نامه پیوندها ردپای دختر بیست و چند سالهـــ بزرگــترین مرجع مقالات علــمیـ عکـــس تو عـــکس عاطفـه جوانی در همین نزدیکی ها دهکـــده ی احساســات صفحه های بی صدا حرف هــــای نوجوان دست های پنهان مجله black 24 مهدی رحیمی blogfa com
|