Meta tags:
description= حس زندگی دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من;
Headings (most frequently used words):
تو, چه, که, نظر, زندگی, می, من, اما, عجب, به, یک, برو, حس, دلا, دیشب, کردی, در, کوی, حبیب, الهی, خون, شوی, ای, دل, هم, گشتی, رقیب, ادرکنی, آقا, بچه, بودیم, انتظار, نوروز, مبارک, اصفهانیها, اولین, کسانی, یزید, را, نفرین, کرده, اند, گاهی, راز, ثروتمند, شدن, يك, زن, طرحی, بدشانسیه, بدشانسی, یا, خوش, شانسی, راست, دروغ, ماجرا, رو, نمیدونم, فرض, اگه, شما, جا, پسره, بودین, چیکار, کردین, حالا, دختر, پسر, رنجش, ارزش, مهندس, برنامه, نویس, فکر, کردند, فقط, خودشون, زرنگن, قدر, فهم, نظرتون, مهمه, پس, بدید, حیف, نیست, نمی, دید, بده, اومدی, خوب, نظرتم, بگو, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (68), است (53), بود (51), کرد (47), شده (45), ساعت (32), نوشته (31), گفت (31), شما (28), برای (27), توسط (25), سمیه (25), نمی (24), اما (24), خود (24), همه (23), عشق (22), داد (22), های (21), دست (19), شود (19), بعد (18), مرد (18), علیه (18), کسی (17), السلام (17), مدیر (16), زمین (15), #برنامه (15), زندگی (14), کرده (14), نیست (14), بزرگ (14), بودیم (13), کنه (13), داشت (13), اینکه (13), عامل (13), کند (13), پرسید (13), باز (12), خیلی (12), بچه (12), پسر (11), ۱۳۸۸ (11), چون (11), روز (11), اگر (11), رفت (11), نویس (11), مهندس (11), دلار (11), ماشین (11), love (10), ۱۳۸۹ (10), کردم (10), دوست (10), آنها (10), زیبایی (10), راه (10), رسید (10), باید (9), خانه (9), حالا (9), تمام (9), پیدا (9), آدم (9), خوب (9), was (9), فقط (9), خودش (9), پاسخ (9), بالا (9), آیا (9), فرمانده (9), عاشق (8), هست (8), شرط (8), میشه (8), کنم (8), روی (8), همین (8), the (8), کردند (8), بشه (8), دختر (8), پول (8), سوال (8), چهار (8), راننده (8), شانسی (8), گاهی (8), سلیمان (8), اصفهانی (8), شدیم (8), نفر (7), خدا (7), بدون (7), باشه (7), واسه (7), افتاده (7), خودم (7), شانس (7), باشد (7), ولی (7), نظر (7), روزی (7), خانم (7), داده (7), پدر (7), سپس (7), جواب (7), ارزش (7), آمد (7), پیرزن (7), دارم (6), تنها (6), داشته (6), آسمان (6), هنوز (6), سرزمین (6), بگم (6), اول (6), باشم (6), حال (6), کنار (6), هیچ (6), بار (6), دیگه (6), طرف (6), اصلا (6), سلام (6), سال (6), نگاه (6), وقتی (6), پیش (6), غرور (6), حتی (6), مهم (6), پسره (6), ازدواج (6), قرار (6), کار (6), اگه (6), احساس (6), باعث (6), مورد (6), آید (6), خواست (6), حسابی (6), گرفت (6), افتاد (6), كرد (6), شدم (6), غضنفر (6), حضرت (6), کربلا (6), کیست (6), قاتل (6), لعن (6), کشتی (6), باد (6), ابراهیم (6), عقب (6), داستان (5), ببینید (5), میگه (5), سوار (5), قایق (5), کنن (5), گرفته (5), بودم (5), میان (5), وقت (5), کنیم (5), کنید (5), چیزی (5), تعجب (5), کردن (5), دید (5), ego (5), and (5), شدید (5), بهش (5), واقعا (5), حرف (5), آقا (5), کردیم (5), باشند (5), معیار (5), بعضی (5), جای (5), یافت (5), گوید (5), استاد (5), کنند (5), امتحان (5), شهر (5), دوباره (5), آورد (5), خاطر (5), ترین (5), نام (5), بیمار (5), سقراط (5), هاش (5), اسب (5), بانک (5), خدایا (5), فرزند (5), حسین (5), نوح (5), آذر (4), مهر (4), باران (4), چند (4), باش (4), همیشه (4), ۱۳۹۰ (4), نتیجه (4), بگه (4), اون (4), شخصی (4), جلو (4), توی (4), منشی (4), دفتر (4), خوبید (4), نمره (4), اینه (4), چرا (4), داشتم (4), خورده (4), دیگر (4), حرکت (4), چنین (4), امیدوارم (4), فرا (4), شدند (4), زیر (4), مهمه (4), بهم (4), درباره (4), پست (4), توجه (4), طور (4), عنوان (4), دختره (4), هزار (4), چیز (4), دیگران (4), موضوع (4), مثل (4), ببینیم (4), مردم (4), خبر (4), قدر (4), کوچک (4), صبح (4), بوده (4), زبان (4), جیبش (4), درست (4), فارغ (4), التحصیلی (4), انجیل (4), پیر (4), دلخور (4), هرگز (4), خیابان (4), انداختم (4), بانك (4), کشاورز (4), میشود (4), پیراهن (4), نامه (4), همسرش (4), عرض (4), یزید (4), ملعون (4), آسمانها (4), جبرئیل (4), ناگهان (4), میگوید (4), دهد (4), گواهینامه (4), پلیس (4), یادم (4), بگذرد (4), اشتباه (3), جمعه (3), بیاید (3), تلخ (3), خلوت (3), صدای (3), کوهستان (3), تیر (3), مرداد (3), چقدر (3), داره (3), بذارم (3), بگید (3), خوام (3), مسوول (3), فروش (3), سمت (3), فرهنگی (3), خواد (3), تصمیم (3), خوبی (3), خانواده (3), مگر (3), ناراحت (3), البته (3), واقعی (3), دوستان (3), موجود (3), بزرگی (3), مارمولک (3), قابل (3), لحظه (3), بیرون (3), خالی (3), اتفاق (3), زود (3), island (3), every (3), boat (3), but (3), feeling (3), بنابراین (3), بخاطر (3), جزیره (3), یکی (3), فرار (3), بخونید (3), رفتار (3), http (3), img5 (3), tinypic (3), info (3), files (3), jpg (3), مال (3), قبل (3), پسری (3), گفتم (3), زده (3), خونه (3), ظاهری (3), باطنی (3), دارند (3), مشکل (3), زیاد (3), جلب (3), همسر (3), دارد (3), بلند (3), میکنه (3), دارن (3), ایرانی (3), زمان (3), دچار (3), فردا (3), قبول (3), گفتن (3), زوج (3), گوش (3), بحث (3), علاقه (3), مرا (3), بودن (3), خواهید (3), خداوند (3), روح (3), دیدم (3), دانشجو (3), رفتند (3), رفته (3), برگشت (3), کمک (3), اند (3), هفته (3), فکر (3), بازى (3), رویش (3), برگرداند (3), دهم (3), گذاشت (3), پیشنهاد (3), كثیف (3), خواهد (3), كنیم (3), ادامه (3), كنم (3), دستها (3), داریم (3), همان (3), پشت (3), هنگامی (3), پدرش (3), گذشت (3), جوان (3), داشتن (3), بدی (3), کردی (3), مردی (3), روو (3), گیج (3), پنج (3), دقیقه (3), خارج (3), میگفت (3), آنان (3), درخواست (3), خواهم (3), کانادا (3), شدن (3), قتل (3), ندا (3), هنگام (3), نیز (3), قتلگاه (3), بساط (3), کارت (3), مهربان (3), آشتی (3), آیی (3), مون (3), بچگی (3), آرزومون (3), خاطرات (2), دانشگاه (2), یاد (2), آخرین (2), ستاره (2), شاید (2), دهکده (2), قلب (2), ندیدم (2), صورتی (2), گوشه (2), وجود (2), شعر (2), زیباست (2), جوانی (2), دور (2), آشنا (2), زمانی (2), حسرت (2), کامپیوتر (2), آرشیو (2), اردیبهشت (2), شهریور (2), آبان (2), بهمن (2), اسفند (2), قدیمی (2), گرفتم (2), شرکت (2), پوووف (2), ناپدید (2), نوبت (2), پره (2), دنیا (2), چراغ (2), کدوم (2), آرزو (2), قدم (2), میدن (2), اجتماعی (2), ازش (2), اخلاقی (2), شماها (2), خوش (2), نیستیم (2), تدارک (2), خودشون (2), شکر (2), ختم (2), هایی (2), مامانم (2), نفهمیدم (2), خورد (2), الانم (2), الان (2), مجازی (2), دوره (2), گرفتن (2), گفتیم (2), هستیم (2), برو (2), سعی (2), کوچکی (2), تصور (2), ظاهر (2), چگونه (2), مارمولکی (2), غیر (2), مدت (2), امکان (2), اتفاقی (2), دلش (2), کنجکاو (2), میخ (2), بررسی (2), شخص (2), خراب (2), دیوار (2), پایش (2), بین (2), هستند (2), واستون (2), نباشه (2), چیکار (2), عده (2), دونم (2), باشید (2), بده (2), dies (2), all (2), feelings (2), escape (2), made (2), one (2), tried (2), there (2), نجات (2), بالاخره (2), احساسها (2), تلاش (2), ببیند (2), ترک (2), احساسی (2), بیاد (2), اهمیت (2), کلی (2), اومدن (2), اخلاق (2), برگشتن (2), برگشته (2), مغرور (2), امروز (2), منم (2), زشت (2), زیبا (2), خانوادگی (2), انتخاب (2), اثر (2), جوش (2), بازم (2), نداره (2), تفاوت (2), قول (2), بقیه (2), تره (2), بیشتر (2), نکنه (2), اندام (2), اکثرا (2), میگم (2), طلاق (2), ازدواجهایی (2), اینها (2), اختیار (2), انسان (2), معیاری (2), خیال (2), فلانی (2), بینی (2), ایجاد (2), ترس (2), نکرده (2), تکه (2), سراغ (2), همتایی (2), آخر (2), اینقدر (2), عادت (2), کوچه (2), گرفتیم (2), راستی (2), تبریک (2), بدید (2), نظرتون (2), قبلی (2), گذاشتم (2), ندارم (2), پای (2), برآید (2), دعا (2), خواند (2), نهایت (2), فهم (2), امید (2), دیر (2), حرفای (2), درد (2), لاستیک (2), پنچر (2), اولین (2), ورقه (2), بدهند (2), فرستاد (2), فکری (2), پذیرفت (2), دیگری (2), نداشتیم (2), دوشنبه (2), تاریخ (2), شنبه (2), مسافرت (2), نشسته (2), بودند (2), محترمانه (2), روى (2), کشید (2), سرگرم (2), کننده (2), جوابش (2), بدهید (2), ولى (2), ماه (2), کلمه (2), چیست (2), وقتى (2), اطلاعات (2), جستجو (2), بیسیم (2), دارید (2), گذاری (2), هستید (2), مالی (2), آنرا (2), كسی (2), نشان (2), انتظار (2), خیر (2), برچسب (2), مبلغ (2), پرداخت (2), نمایشگاه (2), نمود (2), ودر (2), حالی (2), اشک (2), ریخت (2), برساند (2), حتما (2), جعبه (2), گشود (2), خواسته (2), برایش (2), دانشکده (2), نامش (2), دلخوری (2), رنجش (2), طبیب (2), علت (2), روانش (2), سرِ (2), خون (2), سرش (2), ایستادم (2), بسته (2), ماند (2), ساعتِ (2), بخت (2), هام (2), دعوا (2), پُشتم (2), شنیدم (2), نیم (2), پارک (2), کلاغ (2), برمی (2), نگران (2), رفتم (2), نفس (2), استفاده (2), قربان (2), دزدی (2), دیدید (2), اسلحه (2), تقاضای (2), میداند (2), بگویند (2), ارتش (2), وحشی (2), سخت (2), شکست (2), میتواند (2), بگوید (2), همراه (2), همسایه (2), آمدند (2), پیری (2), میکرد (2), خوده (2), بدشانسیه (2), عجب (2), ماده (2), شیمیایی (2), هیدروژن (2), مونوکسید (2), امضا (2), حالت (2), بسیار (2), مقدار (2), کنترل (2), طرحی (2), کاری (2), بزرگترین (2), عصبانی (2), زدن (2), صحبت (2), بندی (2), حضور (2), محل (2), سرانجام (2), طوره (2), آلمان (2), سفر (2), خلاصه (2), بلدی (2), نقاشی (2), گدای (2), فرستاده (2), خطاب (2), گناهی (2), نزده (2), میرسانند (2), پیامبر (2), محمد (2), عبدالله (2), نازل (2), وحشت (2), خاتم (2), الانبیا (2), آرام (2), نفرین (2), برداشت (2), ۱۸۰ (2), سرعت (2), صندلی (2), صندوق (2), میکند (2), زند (2), اتوبان (2), دنده (2), کانادایی (2), تواند (2), بدارم (2), گونه (2), هامون (2), یادمون (2), قضاوت (2), داشتیم (2), هارو (2), کاش (2), صبور (2), blogfa, com, پرهاي, زمزمه, انتهایی, جاده, دوران, خلیفه, پروردگار, تنهایم, سکوت, ابدی, مجنون, فروغ, دوستت, عزیزم, azadeh, مختصر, حورتن, لبخند, تنهایی, مرگ, صراط, مستقیم, تاوان, شیرینم, کلبه, پاییزی, طلوع, وحدت, هادی, سایه, کویر, هرچه, ذهن, دلم, میگذرد, korei20, غروب, بارانی, انس, اکسیر, سخن, خوشتر, فرزاد, رویایی, فریده, آشیانه, death, ونوسی, نرگس, خودت, هوامون, برگزیده, لیوانی, پاتوق, بهاری, دلکده, shopolak, سفرم, مهرپرور, غریبه, مانا, دخت, بندر, میوه, ممنوع, ستار, العیوب, فریادگر, شقایق, تنهاترینم, خسته, ترینم, نجوای, شکفتن, خدایاعاشقان, باغم, پرواز, پیوندها, موضوعی, خرداد, فروردین, پیشین, عناوین, وبلاگ, مطالب, بعدش, تونم, آرزومو, پاداش, مرخصی, اینا, میارم, مزیت, آرزوشو, چاپلوسی, آوردم, گیرید, نظرات, دوشون, ناهارتوی, باشن, توئه, ساحل, بدم, ماساژور, منبع, انتهای, آبجو, عمرم, ومیگه, هاوایی, بادبانی, شیک, نگرانی, غمی, نداشته, باهاماس, ظاهرمیشه, برآورده, زدند, یهو, جادو, مالش, ناهار, سلف, رزم, مجبورید, همش, مناسبت, خواین, تون, اقتصادی, بگیره, نکته, ذارم, بینید, گذره, نفسی, میاد, میره, بینن, درک, بهتر, نمیشده, بیارم, بگذریم, جاواسه, جبران, اشم, بینه, روضه, رسما, واسم, موقع, امتحانا, گره, خوبه, ترمو, سفارش, دوستامه, نمرات, درخشانیم, یادت, نشه, فکرش, دوستای, واقیعت, ازت, یادی, دنیای, بدانند, الحق, الانصاف, سراغمو, نکردیم, بودیمو, پاس, نمیداشت, نباشیمو, اومدی, نظرتم, بگو, شویم, بتواند, باشدپس, حدی, توانیم, قشنگی, شدیدا, منقلب, مراقبت, عشقی, همانطور, یکدفعه, غذایی, دهانش, متحیر, مساله, کارش, تعطیل, مشاهده, چکار, قسمت, تاریک, ندارد, موقعیتی, زنده, مونده, کوبیده, سوخت, هنگامساختن, حین, دربین, میخی, کوفته, نوسازی, ژاپنی, دارای, فضایی, دیوارهای, چوبی, ژاپن, میده, تکراری, اگرم, موافقن, مخالف, داستانو, خوندم, یادآوریش, گید, kill, save, because, last, with, asked, leave, him, come, water, rising, wasn, moving, also, got, down, see, who, only, left, boarded, scared, about, get, drowned, day, storm, sea, where, lived, once, upon, time, بکش, مردند, ولش, ساخته, بالاتر, اومد, خواستند, تکانی, نخورد, پیاده, ساخت, الا, ترسیده, طوفانی, دریا, اونجا, جاییکه, احساسات, روزها, خوشتون, میدیم, بیان, براتون, میزنم, همینجا, درسته, اونقدر, بعدی, ایرانیا, قیافه, 7bove1ncc9os0acc26ou, zxg2qde98ik2gon2pq99, اینم, داماد, وعروسیشونه, p5gnoqkg8bcxydv6htrz, رفتن, جنگه, بمونه, عکساشونو, داغون, جنگ, زیباییش, انتخابش, هنوزم, حرفش, فکرم, مشغول, باور, نمیشد, دختربعد, باهاش, مجروح, تشریف, هوشمند, وبلاگش, قشنگ, خوندنش, فعلا, خودمونو, نقاشیو, زبانو, گرم, الحمدالله, خوبم, حیف, اخلاقیات, شرافتتون, متعهد, همسرتون, کسایی, قسمتتون, شفاف, پسرا, دخترای, خوشگلی, خوشگلیشون, ظاهره, برعکس, افرادی, همسرشو, صرفا, اصالت, دیانت, ویژگیش, سکته, تصادف, بره, خلاء, تأکید, زوجایی, همو, خوان, آستانه, بالایی, یعنی, حساسیت, ندارند, برخورددیگران, رنجششون, نمیشه, مشکلی, وزن, زیباییشون, چشم, بزنه, قدیمیا, علف, دهن, بزه, شیرین, اومده, اهمیتی, پایین, اقتدار, استقلال, فکریشو, نقش, مدیریتی, حمایت, گریشه, بهتره, زیباتر, آقایان, الویت, عرف, قدشون, فاحش, چاقی, لاغری, تفاوتشون, ایران, اساسی, شرافت, سخاوت, تغییررویکرد, ملاک, ثروت, زیباییه, اصلااینطور, بکشین, دادگاه, آمار, بیداد, عمری, کمتر, ازدواجهای, چهره, متعاقبا, مالها, شکل, موهبت, بسا, مرور, اولویت, بدند, فرده, سازندگی, ایجادش, بها, تاثر, برانگیزه, افراد, میزارن, منطقی, پشتش, بجای, علاقشون, بذارن, خودنمایی, بیجا, فخر, فروختن, ترسه, اونو, منت, بذاره, موقعیت, خواستگار, پات, مثلا, مشکلات, دونید, جوونای, کله, داغه, اشکالی, خدای, گرایش, شون, متمایل, ضایع, دارشون, ضرر, عقده, بهانه, جویی, شیرینی, زندگیشونو, دلیلشم, همون, عشقه, نباشن, پرانی, معنی, شناسم, نمیان, مرغ, ساز, فامیلمون, خیلیا, پسرو, طوری, دخترو, جلوه, جامعه, گریز, نیومدن, نبود, رنگ, میشد, معیارها, فامیل, نامزد, بذار, دامادشون, عروسشون, نگاهشون, جوون, دنبال, اینطور, نیستما, انگار, جورایی, بازار, سرتره, حیفه, تخته, جور, چقد, خودمم, طورما, خوشبختن, بینیم, سریع, ارزیابی, میکنیم, پیشاپیش, ولنتاین, عشاق, کادوهای, خوشگل, بگیرید, لطفا, درستی, دختری, همچین, شرایطی, ترحم, عکسشون, بزنم, تیکه, بندازیم, گنده, میرم, خودمون, آبجیش, دونیم, ضمن, زبونمون, بلد, خاصی, برادر, سمج, پاشو, کفش, اصطلاح, خدايا, فرصتی, پاک, تجربه, بتوانم, آنچه, خواهي, مبادا, دلی, آهی, دلِ, مسوزان, حذر, راهی, زشب, ماهی, خدایی, بشویید, هایتان, ناروا, مغزهایتان, اندیشه, خلاف, زبانهایتان, گفتار, ناپاک, بپر, هیزید, ناجوانمردیها, ناراستی, سفره, کاسه, خوراک, نان, نشیند, دکان, کفه, ترازوهایتان, میزان, آواز, ملاصدرا, مکان, نیاز, فرود, ایمان, کارگشا, یتیمان, امیدان, گشتگان, تاریکی, ماندگان, نور, شودو, محتاجان, اعتقاد, پاکی, طهارت, پرهیز, معامله, ابلیس, خوبیم, ببخشید, ملاصدارس, کپی, پیسته, بخوره, تلنگری, هممون, کدام, مسأله, آسان, راحتی, دادند, برگرداندند, سوالی, اتاق, جداگانه, امتحانی, شروع, گفتند, خودرومان, آنجایی, زاپاس, طولانی, نتوانستیم, گیر, بیاوریم, بگیریم, دلیل, رسیدیم, برگشتند, متوجه, گرفتند, وعلت, ماندن, توضیح, دهند, خودشان, اعتماد, کامل, داشتند, پایان, ترم, خوشگذرانی, پرداختند, زرنگن, طولانى, هوائى, یکدیگر, هواپیما, مایلى, همدیگر, استراحت, عذر, پنجره, پتو, پرسم, دانستید, دانستم, مجدداً, معذرت, چشمهایش, خوابش, ببرد, دیگرى, ندادید, نتوانستم, چرت, پاره, رضایت, نخستین, مطرح, فاصله, تپه, رود, پائین, آمیزى, حملش, آنگاه, طریق, مودم, کامپیوترش, اینترنت, وصل, کتابخانه, کنگره, آمریکا, بدرد, بخورى, نکرد, براى, همکارانش, الکترونیک, یکى, chat, نتوانستند, کمکى, خواب, بیدار, مودبانه, بخوابد, کمى, مکث, تکان, سوالت, خوابید, پیروز, شكست, خصوص, كسانی, هیچگاهارزش, دهید, مرتب, آراسته, شرایط, ناگواری, ممكن, اشتباهی, حوادث, مناطق, لباس, مندرس, بپوشیم, گرسنه, بمانیم, مجبوریم, بسیاری, مواقع, خوریم, توهین, مشكل, نشده, درس, طوریكه, هنوزهم, بگذارید, كار, بكنیم, انداخت, لگدكوب, شاگردانشنشان, مچاله, ضمانتی, نسبتاً, شاگردان, نداده, دعای, فرشتگان, مناجاتهایمان, ایم, وروی, جلد, وصفحات, ورق, وکلید, گشت, آنجا, قلبش, پشیمانی, اوراق, وکاغذ, وبه, امور, نماید, لازم, فورا, حاکی, ازاین, اموال, بخشیده, وباید, سری, بزند, ندیده, اقدامی, بکند, تلگرامی, دستش, فوت, اقتاد, فوق, العاده, تجارت, موفق, وپدر, سالها, میز, دهی, کتاب, مقدس, باعصبانیت, فریادی, ودارای, داری, طلا, کوب, توبینهایت, وشاد, هستم, بیش, اطاق, مطالعه, خصوصی, دانست, توانایی, خرید, خره, روزفارغ, هدیه, بخرد, سختی, توجهش, واز, صاحب, التحصیل, ماهها, اسپرت, شیشه, بیماری, روان, غفلت, نسبت, غافل, سوزاند, داروی, جان, رساند, مشو, کینه, مگیر, آرامش, مده, بدان, ناراحتی, آمدم, آشنایان, نداد, اعتنایی, خودخواهی, طرز, رنجیدم, رنجیدی, معلوم, رفتاری, دیدی, پیچد, رنجیده, شدی, مسلم, یافتی, دلسوزی, شفقت, دارویی, برسانم, کارها, دانستی, جسمش, رفتارش, سالم, دیده, حکیم, متاثر, تندی, برگشتم, دیدمش, پخشِ, ماشینی, آسفالت, کشیده, جوویِ, کنارِ, هول, دویدم, طرفش, مبهوت, مَنگ, هاج, واج, نِگاش, توو, دستِ, چپش, کادو, پیچ, محکم, چسبیده, بودش, نِگام, آستینِ, مانتوش, ساعتَش, نگام, چهل, گیجْ, درب, داغانْ, نِگا, دقیق, پُکیده, بووق, ترمزی, فریاد, ناله, کوتاه, جانم, رووش, مُرافعه, قهر, گذشتم, صدا, پاشنه, دوید, طرفِ, کلید, بنشینم, بروم, صِدام, چکمه, برنگشتم, کتِ, شمردم, بهشان, پریدند, دورتر, نشستند, کمی, گشتند, جلوم, رژه, نیامد, کلافه, عصبی, شاخه, گلی, دستم, سَرْ, خَم, پژمرد, طاقتم, طاق, جام, ناراحتیم, گَند, زدم, برگ, کَنده, لهیده, یقه, دادم, جیب, راهم, کشیدم, نرسیده, درِ, صداش, پشتِ, تندِ, صِدای, پالتوم, پخش, وقتِ, سنگ, راست, دروغ, ماجرا, نمیدونم, فرض, بودین, کردین, نكته, میزند, كنید, همسرم, مجددا, زوجی, نزدیك, ایستاده, بله, دزد, شقیقه, اورا, كشت, وارد, پولهارا, دریافت, یكی, مشتریان, نمیدانستند, کماکان, دولتی, جوانان, مستعد, جنگیدن, آزمایش, میکردند, افسران, شکسته, دیدند, آزاد, گذاشتند, پسرش, میخواست, اسبهای, تربیت, میدیدند, گله, سرزنده, آورده, شانسش, روزگاری, چین, کارهای, مزرعه, انجام, میداد, پیرمرد, همدردی, بدشانسی, باوریم, طرح, میدانست, پنجاه, دادخواست, ندادند, تومورهای, سرطانی, ترمز, خودروها, منفی, گذارد, فرسایش, اجسام, گاز, سوزاننده, زیادی, عرق, استفراغ, عنصر, اصلی, اسیدی, سوی, دولت, علل, دادخواستی, مبنی, حذف, دانشجویی, گذراند, سبب, جایزه, 100, چشمان, وکیل, دیدن, صحنه, آشفته, پریشانی, جویا, مسنی, کیف, شعب, مراجعه, موجودی, میلیون, افتتاح, رئیس, شعبه, دلایلی, مایل, شخصاً, ملاقات, طبیعتاً, هنگفتی, سپرده, پذیرش, ملاقاتی, ترتیب, تعیین, ساختمان, مرکزی, راهنمائی, گرمی, خوشامد, دیری, نگذشت, پیرامون, موضوعات, متنوعی, آنکه, حساب, بانکی, کنجکاوی, داستانش, تازگی, ارث, رسیده, پرداختن, سرگرمی, همانا, انداز, آنجائی, بدل, مایلم, فرصت, ببندم, شکم, اندامی, لاغر, نحیف, شنیدن, خنده, مشتاقانه, مثلاً, موافق, وکیلم, حاضر, مان, رسمی, برنده, نگذارد, ظاهراً, وکیلش, صورت, مشتاق, جریان, کجا, لبخندی, عمل, راز, ثروتمند, فهمیدید, میفهمه, ترجمه, طورن, مادرت, جنبه, برگردم, کشمت, هفتم, ششم, پنجم, چهارم, سوم, دوم, امرار, معاش, قصد, وهمسرش, نوزده, رها, همسرغضنفر, احوال, بشیم, مینویسم, نوشتن, خوندن, میکنم, منو, بخونی, مگه, زنش, میفهمید, گدایی, نگفته, قرعه, اجابتست, گمان, نمیکنی, حوا, جدایی, یافتن, جستوجو, میانه, گذارش, بیاختیار, چشمانش, جاری, ابری, تسخیر, دیگربار, معصیتی, شدهام, بلکه, ستم, پیامبران, آخرالزمان, عجله, شوید, کودکان, فراموش, نکنید, عذاب, کلامی, قوم, فوران, وزش, اضطراب, چندان, امواج, تلاطم, سرگردان, مدتی, ایستاد, مضطرب, نمیکند, نبیالله, اینجا, سرزمینی, زاده, صلی, الله, آله, اشرف, اولیا, کشته, قاتـلان, غرق, مرکبش, میگذشت, گودال, استغفار, خطایی, بلا, محمدبن, قلم, اعظم, نگاشته, برد, قاتلان, جنبو, اضطرابی, عجیب, سراپای, رسیدهایم, علی, ابیطالب
Text of the page (random words):
گیج شده بوده به راننده اصفهانی میگوید پس این مأمور ما چی میگه اصفهانی می گوید چی میدونم والا جناب سرهنگ حتماً الانم می خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می رفتم نوشته شده در ساعت 9 13 توسط سمیه اولین کسانی که یزید را نفرین کرده اند حضرت آدم علیه السلام در کربلا هنگامی که حضرت آدم علیه السلام به زمین فرستاده شد میان او و همسرش حوا جدایی افتاد آدم برای یافتن همسرش به جستوجو پرداخت در میانه راه گذارش به کربلا افتاد پس بیاختیار اشک از چشمانش جاری شد و ابری از غم دلش را تسخیر کرد سر به آسمان بلند کرد و گفت خدایا آیا دیگربار دچار معصیتی شدهام که این حال به من دست داده است خطاب رسید ای آدم گناهی از تو سر نزده است بلکه در این سرزمین فرزند تو ـ حسین علیه السلام ـ را با ستم به قتل میرسانند عرض کرد خدایا حسین کیست آیا از پیامبران است ندا آمد نه پیامبر نیست ولی فرزند پیامبر آخرالزمان ـ محمد بن عبدالله ـ است عرض کرد خدایا قاتل او کیست خطاب آمد نامش یزید است که ملعون آسمانها و زمین است در این هنگام به جبرئیل رو کرد و گفت درباره قاتل حسین علیه السلام چه باید کرد جبرئیل گفت باید او را لعن کرد آدم علیه السلام چهار بار یزید را لعن کرد و راه خود را در پیش گرفت و از سرزمین کربلا خارج شد 1 کشتی نوح در کربلا عجله کنید همه سوار بر کشتی شوید کودکان را فراموش نکنید عذاب خداوند نازل شده است این کلامی بود که حضرت نوح علیه السلام به قوم خود میگفت از آسمان و زمین آب فوران میکرد وزش باد شدید نیز وحشت و اضطراب مردم را دو چندان کرده بود همه بر کشتی سوار شدند و کشتی بر امواج پر تلاطم آب سرگردان شد مدتی در راه بود که ناگهان از حرکت ایستاد نوح علیه السلام مضطرب و نگران گفت خدایا چه شده است چرا کشتی حرکت نمیکند ناگهان ندا آمد ای نبیالله اینجا سرزمینی است که فرزند زاده خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله و پسر اشرف اولیا کشته میشود نوح علیه السلام پرسید قاتل او کیست ندا آمد قاتل او ملعون آسمانها و زمین است نوح علیه السلام چهار بار قاتـلان آن حضرت را لعن کرد تا سرانجام کشتی به راه افتاد و از غرق شدن نجات پیدا کرد 2 عبور حضرت ابراهیم از قتلگاه ابراهیم علیه السلام به سرزمین کربلا رسید آرام آرام با مرکبش میگذشت که ناگهان به گودال قتلگاه رسید و اسب او را به زمین زد ابراهیم علیه السلام زبان به استغفار گشود و عرض کرد خدایا از من چه خطایی سر زده است که به این بلا دچار شدم جبرئیل نازل شد و عرض کرد ای ابراهیم از تو گناهی سر نزده است در این سرزمین فرزند آخرین فرستاده خدا ـ محمدبن عبدالله ـ را به قتل میرسانند ابراهیم علیه السلام پرسید قاتل او کیست جبرئیل گفت قاتل او ملعون آسمانها و زمین است که قلم بر روح اعظم لعن او را نگاشته است در این هنگام ابراهیم دست خود را به طرف آسمان بالا برد و در حق قاتلان آن حضرت لعن و نفرین کرد 3 باد و سلیمان علیه السلام سلیمان علیه السلام بر بساط خود در آسمان در حال حرکت بود ناگهان باد به جنبو جوش افتاد و بساط سلیمان از کنترل وی خارج شد سلیمان علیه السلام تعجب کرد و وحشت و اضطرابی عجیب سراپای او را فرا گرفت پرسید چه شده است باد جواب داد ما به قتلگاه حسین علیه السلام رسیدهایم سلیمان پرسید حسین علیه السلام کیست باد گفت او فرزند علی بن ابیطالب و دختر خاتم الانبیا ـ محمد مصطفی ـ است که در این سرزمین به دست قومی جفاکار به قتل میرسد سلیمان پرسید نام قاتلش کیست پاسخ داد او ملعون زمین و آسمانها است در این هنگام سلیمان دست به آسمان برداشت و یزید را لعن کرد باد به خود آمد و بساط سلیمان را برداشت و از زمین کربلا دور کرد 4 ادامه نوشته نوشته شده در ساعت 16 36 توسط سمیه گاهی گاهی گمان نمیکنی و می شود گاهی نمی شود که نمی شود گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود گاهی گدای گدایی و بخت نیست گاهی تمام شهر گدای تو میشود نوشته شده در ساعت 21 1 توسط سمیه روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه وهمسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها میکنه خلاصه همسرغضنفر گفت حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم غضنفر گفت من برای تو نامه مینویسم همسرش گفت ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه خلاصه غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید شما چیزی فهمیدید من که نفهمیدم این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده حال ترجمه از زبان همسرش خط اول حالت چه طوره زن خط دوم بچه ها چه طورن خط سوم مادرت چه طوره خط چهارم شنیدم سر و گوش ت می جنبه خط پنجم فقط برگردم خونه خط ششم می کشمت خط هفتم غضنفر از آلمان نوشته شده در ساعت 0 24 توسط سمیه راز ثروتمند شدن يك زن یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است زن در پاسخ گفت خیر این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است پس انداز کرده ام پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید با تعجب از پیر زن علت را جویا شد پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند نوشته شده در ساعت 19 38 توسط سمیه عجب طرحی دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می گذراند به سبب طرحی که داده بود جایزه اول را گفت او در برنامه خود از 50 نفر خواسته بود که دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی دی هیدروژن مونوکسید از سوی دولت را امضا کنند و برای این درخواست این علل را عنوان کرده بود 1 عنصر اصلی باران اسیدی است 2 مقدار زیادی آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ میشود 3 وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است 4 باعث فرسایش اجسام میشود 5 حتی روی ترمز خودروها اثر منفی می گذارد 6 حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است از پنجاه نفر 43 نفر دادخواست را امضا کردند و 6 نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند اما فقط یک نفر میدانست که ماده شیمیایی دی هیدروژن مونوکسید همان آب است عنوان طرح دانشجو این بو د ما چقدر زود باوریم نوشته شده در ساعت 23 17 توسط سمیه عجب بدشانسیه تو پست قبلی گفتیم شانس یا بد شانسی اما این دیگه خوده خوده بدشانسیه نوشته شده در ساعت 23 25 توسط سمیه بدشانسی یا خوش شانسی روزی روزگاری کشاورز پیری در چین زندگی میکرد که اسب پیری داشت که کارهای مزرعه اش را انجام میداد یک روز اسب به کوهستان ها فرار کرد و پیرمرد تنها ماند تمام همسایه ها آمدند تا با پیر مرد به خاطر بد شانسی اش همدردی کنند اما او به آنان گفت شانس یا بد شانسی چه کسی میتواند بگوید یک هفته بعد اسب از کوهستان برگشت در حالی که همراه خودش یک گله اسب وحشی جوان و سرزنده آورده بود و همه همسایه ها آمدند تا به خاطر شانسش به او تبریک بگویند او باز هم به آنان گفت شانس یا بد شانسی چه کسی میتواند بگوید بعد زمانی که پسرش میخواست آن اسبهای وحشی را تربیت کند زمین خورد و پایش سخت شکست همه آن را به عنوان یک بد شانسی میدیدند اما کشاورز هنوز میگفت شانس یا بد شانسی چه کسی میداند چند هفته بعد ارتش دولتی به دهکده آنان رسید و تمام جوانان مستعد جنگیدن را آزمایش میکردند هنگامی که افسران ارتش پسر کشاورز را با پای شکسته اش دیدند او را آزاد گذاشتند مردم نمیدانستند چه بگویند ولی کشاورز پیر کماکان میگفت شانس یا بد شانسی چه کسی میداند نوشته شده در ساعت 0 7 توسط سمیه مردی با اسلحه وارد یك بانك شد و تقاضای پول كرد وقتی پولهارا دریافت كرد رو به یكی از مشتریان بانك كرد و پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم مرد پاسخ داد بله قربان من دیدم سپس دزد اسلحه را به سمت شقیقه مرد گرفت و اورا در جا كشت او مجددا رو به زوجی كرد كه نزدیك او ایستاده بودند و از آنها پرسید آیا شما دیدید كه من از این بانك دزدی كنم مرد پاسخ داد نه قربان من ندیدم اما همسرم دید نكته اخلاقی وقتی شانس در خونه شما را میزند از آن استفاده كنید نوشته شده در ساعت 11 57 توسط سمیه راست و دروغ ماجرا رو نمیدونم اما به فرض اگه شما جا پسره بودین چیکار می کردین حالا چه دختر چه پسر و ا نشسته بودم رو نیم کتِ پارک کلاغ ها را می شمردم تا بیاید سنگ می انداختم بهشان می پریدند دورتر می نشستند کمی بعد دوباره برمی گشتند جلوم رژه می رفتند ساعت از وقتِ قرار گذشت نیامد نگران کلافه عصبی شدم شاخه گلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت می پژمرد طاقتم طاق شد از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغ ها گل را هم انداختم زمین گَند زدم بهش گل برگ هاش کَنده پخش لهیده شد بعد یقه ی پالتوم را دادم بالا دست هام را کردم تو جیب هاش راهم را کشیدم رفتم نرسیده به درِ پارک صداش از پشتِ سر آمد صدای تندِ قدم هاش و صِدای نفس نفس هاش هم برنگشتم به رووش حتی برای دعوا مُرافعه قهر از در خارج شدم خیابان را به دو گذشتم هنوز داشت پُشتم می آمد صدا پاشنه ی چکمه هاش را می شنیدم می دوید صِدام می کرد آن طرفِ خیابان ایستادم جلو ماشین هنوز پُشتم بهش بود کلید انداختم در را باز کنم بنشینم بروم برای همیشه باز کرده نکرده صدای بووق ترمزی شدید و فریاد ناله ای کوتاه ریخت تو گوش هام تو جانم تندی برگشتم دیدمش پخشِ خیابان شده بود به روو افتاده بود جلو ماشینی که بهش زده بود و راننده ش هم داشت تو سرِ خودش می زد سرش خورده بود روو آسفالت پُکیده بود و خون راه کشیده بود می رفت سمت جوویِ کنارِ خیابان ترس خورده هول دویدم طرفش بالا سرش ایستادم مبهوت گیج مَنگ هاج و واج نِگاش کردم توو دستِ چپش بسته ی کوچکی بود کادو پیچ محکم چسبیده بودش نِگام رفت ماند روو آستینِ مانتوش که بالا شده ساعتَش پیدا بود چهار و پنج دقیقه نگام برگشت رو ساعتِ خودم چهار و چهل و پنج دقیقه گیجْ درب و داغانْ نِگا ساعتِ راننده ی بخت برگشته کردم دقیق چهار و پنج دقیقه بود نوشته شده در ساعت 1 52 توسط سمیه رنجش روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثر بود علت ناراحتی اش را پرسید شخص پاسخ داد در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم سقراط گفت چرا رنجیدی مرد با تعجب گفت خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است سقراط پرسید اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی مرد گفت مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود سقراط پرسید به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی مرد جواب داد احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم سقراط گفت همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود بیماری فکری و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده بدان که هر وقت کسی بدی می کند در آن لحظه بیمار است نوشته شده در ساعت 23 9 توسط سمیه جوانی از دانشکده فارغ التحصیل شد ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود واز ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود مرد جوان از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی آن ماشین را برایش بخرد او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد بالا خره روزفارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اطاق مطالعه خصوصی اش فرا خواند و به او گفت من از داشتن پسر خوبی مثل توبینهایت مغرور وشاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم سپس یک جعبه به دست او داد پسر کنجکاو ولی نا امید جعبه را گشود ودر آن یک انجیل زیبا که روی آن نام او طلا کوب شده بود یافت باعصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت با تمام مال ودارای که داری یک انجیل به من می دهی کتاب مقدس را روی میز گذاشت وپدر را ترک کرد سالها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده یک روز به این فکر اقتاد که پدرش حتما خیلی پیر شده وباید سری به او بزند از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود اما قبل از اینکه اقدامی بکند تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی ازاین بود که پدر تمام اموال خود را به او بخشیده است بنابراین لازم بود فورا خود را به خانه برساند وبه امور رسید گی نماید هنگامی که به خانه پدر رسید در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد اوراق وکاغذ های مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود ودر آنجا همان انجیل قدیمی را باز یافت در حالی که اشک می ریخت انجیل را باز کرد وصفحات آن را ورق زد وکلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد در کنار آن یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت وجود داشت روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود وروی آن نوشته شده بود تمام مبلغ پرداخت شده است چند بار در زندگی دعای خیر فرشتگان و جواب مناجاتهایمان را از دست داده ایم فقط برای اینکه به آن صورتی که انتظار داریم رخ نداده اند نوشته شده در ساعت 22 32 توسط سمیه ارزش زندگی ارزش زندگی روزی یك استاد بزرگ یك چك ضمانتی نسبتاً با ارزش را در دست گرفت و به شاگردان خود نشان داد و گفت چه كسی این چك را می خواهد همه دستها بالا رفت او آن چك را مچاله كرد و دوباره آن را به شاگردانشنشان داد و گفت چه كسی این را می خواهد باز هم همه دستها بالا رفت او گفت بگذارید این كار را بكنیم و چك را زیر پا انداخت و آنرا درست و حسابی لگدكوب كرد به طوریكه حسابی كثیف شد و پرسید آیا هنوزهم این چك را می خواهید باز هم همه دستها بالا رفت او گفت دوستان من همه ما یك درس با ارزش گرفتیم مهم نیست كه من با پول چه می كنم شما هنوز آنرا می خواهید چون چیزی از ارزش آن كم نشده است و ادامه داد بسیاری مواقع زمین می خوریم به ما توهین می شود یا مشكل مالی پیدا می كنیم و مجبوریم در كثیف ترین مناطق شهر زندگی كنیم لباس های مندرس بپوشیم گرسنه بمانیم و همه اینها ممكن است پیش بیاید فقط به خاطر تصمیم اشتباهی كه گرفته بودیم یا بخاطر حوادث ناگواری كه برای ما اتفاق افتاده بود در این شرایط احساس می كنیم بی ارزش هستیم اما مهم نیست چه اتفاقی افتاده است یا خواهد افتاد شما هیچگاهارزش خود را از دست نمی دهید مرتب و آراسته یا كثیف و بی پول پیروز یا شكست خورده شما هنوز غیر قابل ارزش گذاری هستید به خصوص برای كسانی كه شما را دوست دارید نوشته شده در ساعت 0 21 توسط سمیه یک مهندس و یک برنامه نویس یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند برنامه نویس رو به مهندس کرد و گفت مایلى با همدیگر بازى کنیم مهندس که می خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید برنامه نویس دوباره گفت بازى سرگرم کننده اى است من از شما یک سوال می پرسم و اگر شما جوابش را نمی دانستید ۵ دلار به من بدهید بعد شما از من یک سوال می کنید و اگر من جوابش را نمی دانستم من ۵ دلار به شما می دهم مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد این بار برنامه نویس پیشنهاد دیگرى داد گفت خوب اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می دهم این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه نویس بازى کند برنامه نویس نخستین سوال را مطرح کرد فاصله زمین تا ماه چقدر است مهندس بدون اینکه کلمه اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه نویس داد حالا نوبت خودش بود مهندس گفت آن چیست که وقتى از تپه بالا می رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می آید ۴ پا برنامه نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به ا...
|