Meta tags:
description= سوتک;
Headings (most frequently used words):
چه, سازم, دل, با, این, تو, از, که, نی, ماتم, زده, آواز, ساز, پرواز, بود, در, ای, من, دست, سایه, دو, سوتک, شکسته, بشکسته, ام, بی, لب, دم, ناز, سازدر, کنج, قفس, می, کشدم, حسرت, بال, پر, سوخته, گفتم, مهر, برگیرم, هیهات, همهافسونگریم, خونابه, شد, آن, نهانگاه, غمت, پرده, افتد, اگر, راز, گیرم, نهان, برکشم, آه, جگر, سوز, اشک, دیده, غماز, تار, چشمه, الحان, خدایی, ست, زخمه, ناساز, غزل, به, دامان, خوش, شده, دیالکتیک, افلاطونی, جا, کشان, عالم, آهوی, تنها, ما, سیاستمدار, نیستیم, عزت, الله, سحابی, کما, 60, سال, فقدان, هدایت, رد, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (38), شده (16), ۱۳۹۰ (14), بود (14), سوتک (13), است (13), نوشته (12), ۱۳۸۹ (11), همه (11), اما (11), ساعت (10), توسط (10), هدایت (9), نمی (9), کرد (9), های (8), روی (8), سال (8), دولت (8), سازم (7), صادق (7), جاده (7), نمناک (7), خود (7), مصدق (7), صندلي (7), کیمیایی (7), تنها (6), خاک (6), کرده (6), برای (6), مسعود (6), آبادی (6), سقراط (6), ولی (5), چرا (5), دیده (5), زده (5), روز (5), شود (5), دکتر (5), هيات (5), جاي (5), روي (5), نماينده (5), روشنفکر (5), فیلم (5), موز (5), قانقاراقیوس (5), عشق (4), مهر (4), اسفند (4), فروردین (4), دست (4), خوب (4), گرفته (4), اند (4), سایه (4), دیگر (4), چون (4), روزی (4), کند (4), بیست (4), انگلستان (4), جلسه (4), شما (4), محمود (4), هفته (4), خاطر (3), دوست (3), خانه (3), دختر (3), یعنی (3), راز (3), پاییز (3), خرداد (3), تیر (3), مرداد (3), شهریور (3), دانم (3), خوش (3), هیچ (3), سرخ (3), باشد (3), گرفت (3), کنند (3), گاه (3), شنبه (3), ساز (3), اگر (3), خون (3), دگر (3), قرار (3), دادگاه (3), انگليس (3), ايران (3), نشست (3), پيرمرد (3), بلکه (3), بلند (3), داشت (3), بعد (3), اين (3), سرزمين (3), نويسندگان (3), فردی (3), دهه (3), سیاست (3), سیاستمدار (3), ایم (3), نیست (3), ایران (2), خدایی (2), بیا (2), کجاست (2), زندگی (2), چشم (2), اردیبهشت (2), ۱۳۹۱ (2), خواهد (2), خواهم (2), گلویم (2), سازد (2), خواب (2), یکشنبه (2), نوزدهم (2), کافکا (2), وقت (2), بینم (2), نیستی (2), پوستی (2), باید (2), جامه (2), زیر (2), گذشته (2), مایه (2), کشیده (2), راست (2), آواز (2), گیرم (2), پرواز (2), حسرت (2), ماتم (2), جمعه (2), بهانه (2), دیریست (2), کوچیده (2), خویش (2), بار (2), تنش (2), چنان (2), عمر (2), هزاران (2), اندر (2), خشم (2), درود (2), خیام (2), پیش (2), مگر (2), باد (2), گهی (2), نقش (2), اثری (2), بیستم (2), آزادی (2), مردم (2), یکم (2), براي (2), رسيدگي (2), رفت (2), نشستن (2), شروع (2), نظر (2), جاست (2), همان (2), خويش (2), نمي (2), گفت (2), فضاي (2), دانيم (2), کدام (2), چند (2), دوستان (2), اداها (2), عکس (2), جواب (2), داستان (2), یکی (2), چندی (2), شرمی (2), تمام (2), بخش (2), کنم (2), جمله (2), نوشتن (2), الان (2), راحتی (2), کردم (2), کردن (2), نویسنده (2), آقای (2), بگوید (2), مهمل (2), ندارد (2), کسی (2), کله (2), مجابی (2), عینک (2), سیگار (2), ادبیات (2), قصد (2), ندارم (2), سبیل (2), بررسی (2), گفتگو (2), آنچه (2), زبان (2), نیستیم (2), مدتی (2), ادا (2), ذهنم (2), شعار (2), مربوط (2), نخوري (2), آهوی (2), پنجشنبه (2), گمان (2), حماقت (2), ذات (2), عالم (2), جهان (2), منظر (2), خرقه (2), خنده (2), بزرگ (2), بدون (2), میدانی (2), بوده (2), دیالکتیک (2), افلاطونی (2), قیصر (2), ایجاد (2), خدا (2), وجود (2), البته (2), blogfa, com, نگرش, بوف, تنهایی, مرز, گهر, عیبی, نداره, ماهم, داریم, مرده, خسته, آرامشی, وسعت, دریا, کافه, تریای, متروک, جوجه, اردک, زشت, پروانه, مشرقی, سمپادی, 1356, ماهک, سجاد, مسافر, ناله, بوی, حرف, آبی, نرگس, کوهستان, شهر, یخی, فرهاد, ملک, الموت, چراغ, حضور, ترین, ترسا, بالاسی, مجنون, هواداران, بهروز, وثوقی, پیوندها, آبان, آذر, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, مرگم, بدانم, کوزه, اندامم, ساخت, آنقدر, مشتاقم, سوتکی, کودکی, گستاخ, بازیگوش, یکریز, گرم, خودش, برگلویم, سخت, بفشارد, خفتگان, آشفته, بدین, سان, بشکند, سکوت, مرگبارم, علی, شریعتی, مطالب, قدیمی, بخشی, تاملات, فرانتس, رویی, خواهش, كنان, گویم, لطف, اعتنایی, كنارم, گذرد, منظورش, امیرزاده, نامی, بلندآوازه, آمریکایی, شانه, پهن, قواره, چشمانی, صاف, ملایم, نسیم, چمنزار, رودخانه, غلتان, نوازش, دریاهای, پهناوری, کجا, سراغشان, سفر, نکرده, دریاها, نرانده, بنابر, دختری, زیبایی, بیايم, فراموش, نکن, سوار, اتومبیلی, نرم, پیچ, وتاب, خوران, خیابان, گذری, خادمانی, پرزرق, برق, همراهی, مردانی, ستايش, وبا, نظم, ترتیب, نیم, دایره, پشت, سرت, گام, بردارند, سینه, هایت, درون, ران, باسن, اعتدال, تلافی, لباسی, تافته, داری, چین, پلیسه, واقعاً, شادی, خطر, مرگی, لبخند, آوری, بله, گويیم, گونه, انکارناپذیر, واقعیت, واقف, نشویم, بهتراست, هرکدام, برویم, هفدهم, دامان, غزل, ناساز, زخمه, الحان, تار, چشمه, غماز, اشک, سوز, جگر, نهان, برکشم, پرده, افتد, غمت, نهانگاه, خونابه, افسونگری, هیهات, برگیرم, گفتم, بال, سوخته, ناز, کنج, قفس, کشدم, بشکسته, شکسته, مهدی, اخوان, ثالث, ۱۳۴۰, شصتمین, سالگرد, حالیا, کان, کاروان, کولی, ازین, دشت, غبارآلود, وطرف, دامن, دامنگیر, چیده, هنوز, پرسم, غمناک, زنی, بوئی, آشنا, وآزار, دلخواهی, سگی, وزیده, گمگشته, عهدی, مهربان, پار, پیرار, سیه, خزیده, حصاری, اسیری, عبث, بیزار, سیر, تلخی, باخته, دارو, ندار, قماری, وشاید, درختی, ریخته, همچون, زیرش, قطره, نجوا, داشته, پیامی, تاریکخون, دلمرده, سودا, درفش, قهر, نمای, انتقام, ذلت, عرق, یهودی, نظام, دهر, لجن, زهر, نفرین, درد, دشنام, دیگری, هوش, جاوید, قرون, حیرت, عصیانی, اعصار, ابر, رند, آفاق, مست, راستین, نقشی, مردمی, نفرت, شوق, شور, افلاک, مانده, غمش, آیینه, نازنین, عیاروش, لوطی, شکایت, فرجام, دیرینه, پنهان, سپارد, گفته, طوطی, کدامین, شهسوارباستان, تاخته, چالاک, فکنده, صید, فتراک, جنبد, باغ, خبزد, چونان, چونین, داند, غمگین, منزل, ناپاک, نیک, روشن, جبین, غیب, خوانم, بسته, جلوه, پاک, مفقود, رثای, فقدان, آرزوی, سلامتی, مبارز, سالیان, میهن, عزت, الله, سحابی, کما, گویند, هنگامی, لاهه, دعاوي, ماجراي, ملي, شدن, صنعت, نفت, تشکيل, همراه, زودتر, موعد, مقرر, محل, حالي, پيشاپيش, شرکت, کنندگان, تعيين, نمايندگي, قبل, يکي, گفتند, اينجا, انگليسي, توجهي, نكرد, جال, آغاز, روبروي, منتظر, ايستاده, بنشيند, اصلاً, نگاهش, قاضي, کننده, نشسته, ايد, ماجرا, پيچيده, بالاخره, صدا, آمد, سكوتي, عميق, احاطه, كرده, دكتر, پايان, سخنانش, كمي, سكوت, كرد, آرام, همين, ابتکار, حرکت, عجيب, انتهاي, تحت, تاثير, مستقيم, رفتار, نهايت, نيز, محکوم, فكر, کنيد, جناب, رييس, جايمان, علت, اينكه, دقيقه, نشستم, بدانند, ديگران, يعني, هاي, خيمه, يادشان, رفته, جايشان, نيست, آبا, اجدادي, ماست, آنان, دوشنبه, شکلک, رخت, نویسندگان, هنرمندان, روشنفکران, مردممان, برکند, دارند, مثل, تبعيد, شوروي, هايي, پالتو, شال, گردن, بگيرند, اداي, آمريکاي, جنوبي, بياورند, آقاي, آبادي, وقار, کليدر, باشيد, نمایان, پروا, داده, امثالهم, خوبی, جایشان, نشانده, ۱۳۵۲, اقتباس, اوسنه, بابا, سبحان, کارگردانی, بنا, منتقدان, بهترین, اقتباسی, نام, مصاحبه, اعتراض, اسم, فلان, شخصیت, تغییر, فلانی, پیراهن, گلی, درآخر, توهین, غافل, مواقع, حیثیتی, فرد, مقابلش, باقی, نخواهد, گذاشت, همیشه, جای, دانسته, آوردن, کوچکی, لفاظی, بسنده, درست, ی۳۰, هیاهوی, فعالیت, توده, کمونیسم, انقلاب, اسلامی, پیوست, موسوی, دفاع, هنر, میان, برنده, بیند, جدا, یکبار, خودی, نشان, ندهد, هایش, آید, حالا, گوید, نیستم, ادایی, صحبت, زمانی, میخ, پادویی, کفاشی, بازیگری, درجه, چهل, شهیر, روزگار, تبدیل, اجازه, پیشرفت, سریع, نابجا, دهیم, پای, خیلی, چیز, امضا, قبول, سینما, دلش, خواست, پروایی, سخن, سوال, ببرد, ابراهیم, گلستان, پیدا, برخی, دوران, نویسی, سرآمده, خاطرات, خریدار, بخواباند, امثال, خواهند, فضای, روشنفکریمان, جولان, بدهند, کائوچویی, پیپ, برگ, کلاه, حصیری, عصای, ببری, بشوند, نوین, بزنند, پیشگام, بخوانند, بیش, پراکنده, مطلب, خطاب, آقایان, بگویم, بیخ, حنّاق, نشود, ژست, کرواتش, تفکر, روح, آزاد, اندیش, شهروند, امروز, توقیف, درآمد, دوباره, پایش, دکه, باز, پرونده, مهاجرت, اختصاص, گفتگوی, جواد, منتشر, پنج, صفحه, بافی, خودنمایی, ایست, هستیم, درآوردن, بدجوری, گریبان, گیر, واقعه, خاصی, اشاره, احساس, فشاری, آورند, بیشتری, اشغال, درگیر, مسموم, عصبی, داغان, چیزی, خواهید, اسمش, بگذارید, اداهایی, جنس, ریا, تریپ, تظاهر, نمایش, مرا, وادار, اتفاقی, دیروز, ماه, حتی, حکیم, صدلقمه, خوري, غلام, توغره, بدان, مشو, بنيادمكن, توحيله, ودستان, گرمي, طعنه, مزن, مستان, هفتم, هجدهم, مردمان, گُل, دغلان, گلچهره, سگْ, اصلاح, طلبْ, عینکْ, بدونِ, قابْ, حقّه, پیشه, خندان, ِگریان, پلک, شعارْ, جارْ, چهره, نورْ, بزن, نصیب, بوقلمون, چشمانْ, گُه, گُهین, منظرها, بارد, راستی, شیخک, عبایِ, سیمین, سَگین, اطوار, مایگی, برایمان, وقتی, شدم, ژیلت, حنا, شمسه, یقه, قاب, دماغ, نقل, نبات, دهان, شعر, فریاد, نصیبی, برم, انتخابات۸۸, کشان, چهارم, تاب, نیاورد, سخنان, انفصال, برد, نعره, بسی, گریست, صورت, کوفت, مجذوب, جذبه, یافت, کوچه, بازار, چندان, درخور, درگه, باری, انا, الهو, پرداخت, چرتکه, انداز, تماخره, زمانه, محتسب, خواند, همین, کردار, پندار, ولیک, نابه, هنجار, ظهری, بارانی, امر, روم, دار, اول, میبینی, برایت, اثبات, جهل, مرکب, وجه, اصلا, جوهر, هیجان, انگیزی, هان, هستی, آمده, خواهی, پدران, بلی,
Text of the page (random words):
سوتک سوتک دیالکتیک افلاطونی سقراط میدانی که همه ی ما روزی موز بوده ایم قانقاراقیوس بلی سقراط این را هم میدانی که پدران ما هم روزی موز بوده اند قانقاراقیوس بدون شک سقراط و البته تو این را که هستی از یک موز به وجود آمده است را رد خواهی کرد قانقاراقیوس صد البته سقراط اصلا مگر می شود جوهر هیجان انگیزی چون موز خود به خود ایجاد شده باشد هان قانقاراقیوس به هیچ وجه سقراط پس او که آن موز اول را ایجاد کرد کسی نیست جز خدا میبینی که به چه راحتی وجود خدا را برایت اثبات کردم و تو را از جهل مرکب قانقاراقیوس تاب نیاورد و سخنان سقراط ِ بزرگ را به انفصال برد و نعره ها زد و بسی گریست و بر سر و صورت کوفت و آن چنان خود را مجذوب ِ جذبه ی او یافت که هفته ها در کوچه و بازار با خرقه ای نه چندان درخور ِ درگه ِ ذات ِ باری به هو هو انا الهو پرداخت و مردم ِ چرتکه انداز را بس به تماخره گرفت و قیصر ِ زمانه را محتسب خواند و پی ِ همین کردار ِ به پندار ولیک نابه هنجار در ظهری بارانی به امر قیصر روم بر دار کشیده شد این است دیالکتیک افلاطونی نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۱ ساعت توسط سوتک جا کشان ِ دو عالم عکس مربوط به انتخابات۸۸ برای این مردمان ِ گُل گمان تا وقت ِ حماقت این دغلان ِ گلچهره سگْ ذات ِ اصلاح طلبْ عینکْ بدونِ قابْ زن ِ حقّه پیشه ی روشنفکر ِ خندان لب ِگریان پلک ِ جا به دو عالم کش ِ شعارْ جارْ به دو جهان زن ِ بی مایه ی خوش چهره نورْ منظر ِ بزن در رو نصیب است آخ که از آن بوقلمون چشمانْ چه گُه َر گُهین منظرها که نمی بارد به راستی که شیخک ِ گل منظر با آن عبایِ سیمین روی ِ سَگین خرقه جز ادا و اطوار و شعار و خنده و بی مایگی چه داشت برایمان من هم می خواهم وقتی بزرگ شدم ژیلت به دست گیرم و حنا به سبیل و شمسه به یقه و خنده به لب و عینک بدون قاب به دماغ و نقل و نبات به دهان و شعر به زبان و فریاد آزادی اندر جهان تا بلکه نصیبی برم از حماقت این همه گل گمان نوشته شده در پنجشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت توسط سوتک آهوی تنها آهوی تنها اثری از صادق هدایت نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط سوتک گرمي نخوري طعنه مزن مستان را بنيادمكن توحيله ودستان را توغره بدان مشو كه مي مي نخوري صدلقمه خوري كه مي غلام است آن را حکیم عمر خیام نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط سوتک ما سیاستمدار نیستیم مدتی است ادا درآوردن ها بدجوری گریبان گیر ذهنم شده اند این مدتی به واقعه ی خاصی اشاره ندارد ولی هر روز احساس می کنم فشاری که این اداها به من می آورند بخش بیشتری از ذهنم را اشغال درگیر مسموم عصبی داغان و یا هر چیزی می خواهید اسمش را بگذارید می کند اداهایی از جنس ریا تریپ شعار تظاهر فیلم نمایش و اند اما آنچه که مرا وادار به نوشتن کرد اتفاقی مربوط به دیروز این هفته این ماه این سال و یا حتی این دهه نیست شهروند امروز که هفته ی پیش از توقیف درآمد و دوباره پایش به دکه ها باز شد پرونده اش را که به بررسی ادبیات مهاجرت اختصاص داشت با گفتگوی محمود دولت آبادی و جواد مجابی منتشر کرد گفتگو پنج صفحه است و الان قصد بررسی مهمل بافی های این دو را ندارم اما آنچه که در این گفتگو خودنمایی می کند جمله ایست از زبان محمود دولت آبادی ما نویسنده هستیم ـ سیاستمدار نیستیم این جمله ای بود که بهانه ی من برای نوشتن شد درست است این همان فردی است که در دهه ی۳۰ ۴۰ و در هیاهوی فعالیت توده دم از کمونیسم می زد چندی بعد به انقلاب اسلامی پیوست دو سال گذشته از موسوی دفاع کرد و الان هم که هنر را در این میان برنده می بیند خود را از سیاست جدا می کند فردی که اگر هر چند هفته یکبار در سیاست خودی نشان ندهد خواب به چشم هایش نمی آید حالا به راحتی می گوید من سیاستمدار نیستم اما ادایی که از آن صحبت می کردم زمانی که فردی از راست کردن میخ کج و پادویی کفاشی و بازیگری درجه ده در دهه ی چهل به نویسنده ی روشنفکر و شهیر روزگار ما تبدیل می شود و ما اجازه ی این پیشرفت سریع و نابجا را می دهیم یعنی پای خیلی چیز ها را امضا کرده ایم یعنی قبول کرده ایم که آقای روشنفکر در سیاست سینما و هر چه که دلش خواست بی هیچ پروایی سخن بگوید یک روز کیمیایی را زیر سوال ببرد و روز دیگر ابراهیم گلستان را چرا یکی پیدا نمی شود که به برخی بگوید دوران مهمل نویسی ات سرآمده خاطرات و داستان های بی سر و ته ات دیگر خریدار ندارد چرا نیست کسی باد کله ی این خ را بخواباند تا به کی امثال دولت آبادی و مجابی و می خواهند در فضای روشنفکریمان جولان بدهند و با عینک کائوچویی و پیپ و سیگار برگ و کلاه حصیری و عصای کله ببری بشوند آقای روشنفکر ما و دم از ادبیات نوین بزنند و اما با بی شرمی تمام صادق هدایت را پیشگام خود بخوانند قصد بیش از این پراکنده کردن مطلب را ندارم ولی خطاب به آقایان بگویم تا بیخ گلویم حنّاق نشود صادق هدایت با ژست و سبیل و سیگار و کرواتش نه بلکه با تفکر و روح بلند و آزاد اندیش اش بود که شد صادق هدایت و اما درود بر مسعود کیمیایی که جواب این روشنفکر نمایان را بی پروا داده و امثالهم را طی این سال ها به خوبی سر جایشان نشانده در سال ۱۳۵۲ مسعود کیمیایی با اقتباس از داستان اوسنه بابا سبحان محمود دولت آبادی فیلم خاک را کارگردانی کرد بنا به نظر منتقدان فیلم یکی از بهترین فیلم های اقتباسی ایران نام گرفته اما چندی بعد محمود دولت آبادی در مصاحبه ای به مسعود کیمیایی اعتراض کرده که چرا اسم فلان شخصیت تغییر کرد و فلانی تو فیلم پیراهن گل گلی تنش بود و و اما درآخر با بی شرمی تمام به مسعود کیمیایی توهین کرده غافل از این که مسعود کیمیایی در این مواقع حیثیتی برای فرد مقابلش باقی نخواهد گذاشت چرا که همیشه خوب جای حق را دانسته تنها به آوردن بخش کوچکی از جواب مسعود کیمیایی به لفاظی های دولت آبادی بسنده می کنم نويسندگان ايران دوست دارند مثل نويسندگان در تبعيد شوروي عکس هايي با پالتو و شال گردن بگيرند و اداي نويسندگان آمريکاي جنوبي را در بياورند آقاي دولت آبادي به وقار کليدر خود باشيد باشد تا روزی که این اداها و شکلک ها رخت از تن نویسندگان و هنرمندان و روشنفکران و اما مردممان برکند نوشته شده در دوشنبه بیستم تیر ۱۳۹۰ ساعت توسط سوتک می گویند هنگامی که قرار بود دادگاه لاهه براي رسيدگي به دعاوي انگليس در ماجراي ملي شدن صنعت نفت تشکيل شود دکتر مصدق با هيات همراه زودتر از موعد مقرر به محل دادگاه رفت در حالي که پيشاپيش جاي نشستن همه ي شرکت کنندگان تعيين شده بود دکتر مصدق رفت و به نمايندگي هيات ايران روي صندلي نماينده انگلستان نشست قبل از شروع جلسه يکي دو بار به دکتر مصدق گفتند که اينجا براي نماينده هيات انگليسي در نظر گرفته شده و جاي شما آن جاست اما پيرمرد توجهي نكرد و روي همان صندلي نشست جلسه در جال آغاز بود و نماينده هيات انگليس روبروي دکتر مصدق منتظر ايستاده بود تا بلکه بلند شود و روي صندلي خويش بنشيند اما پيرمرد اصلاً نگاهش هم نمي کرد جلسه شروع شد و قاضي رسيدگي کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جاي نماينده انگلستان نشسته ايد جاي شما آن جاست کم کم ماجرا داشت پيچيده مي شد و که دکتر مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت شما فكر مي کنيد نمي دانيم صندلي ما کجاست و صندلي نماينده هيات انگليس کدام است نه جناب رييس خوب مي دانيم جايمان کدام است اما علت اينكه چند دقيقه اي روي صندلي دوستان نشستم به خاطر اين بود که دوستان بدانند بر جاي ديگران نشستن يعني چه سال هاي سال است دولت انگلستان در سرزمين ما خيمه زده و کم کم يادشان رفته که جايشان اين جا نيست و ايران سرزمين آبا و اجدادي ماست نه سرزمين آنان سكوتي عميق فضاي دادگاه را احاطه كرده بود و دكتر مصدق بعد از پايان سخنانش كمي سكوت كرد و آرام بلند شد و به روي صندلي خويش قرار گرفت با همين ابتکار و حرکت عجيب بود که تا انتهاي نشست فضاي جلسه تحت تاثير مستقيم اين رفتار پيرمرد قرار گرفته بود و در نهايت نيز انگلستان محکوم شد نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۰ ساعت توسط سوتک عزت الله سحابی در کما آرزوی سلامتی برای مبارز سالیان سال آزادی برای مردم و میهن نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط سوتک 60 سال فقدان هدایت روی جاده نمناک در رثای صادق هدایت روی جاده نمناک اثری مفقود شده از صادق هدایت است اگر چه حالیا دیریست کان بی کاروان کولی ازین دشت غبارآلود کوچیده ست وطرف دامن از این خاک دامنگیر بر چیده ست هنوز از خویش پرسم گاه آه چه می دیده ست آن غمناک روی جاده ی نمناک زنی گم کرده بوئی آشنا وآزار دلخواهی سگی نا گاه دیگر بار وزیده بر تنش گمگشته عهدی مهربان با او چنان چون پار یا پیرار سیه روزی خزیده در حصاری سرخ اسیری از عبث بیزار و سیر از عمر به تلخی باخته دارو ندار زندگی را در قماری سرخ وشاید هم درختی ریخته هر روز همچون سایه در زیرش هزاران قطره خون بر خاک روی جاده ی نمناک چه نجوا داشته با خویش پیامی دیگر از تاریکخون دلمرده ی سودا زده کافکا درفش قهر نمای انتقام ذلت عرق یهودی از نظام دهر لجن در لج لج اندر خون و خون در زهر همه خشم و همه نفرین همه درد و همه دشنام درود دیگری بر هوش جاوید قرون و حیرت عصیانی اعصار ابر رند همه آفاق مست راستین خیام چه نقشی می زده ست آن خوب به مهر و مردمی یا خشم و نفرت به شوق و شور یا حسرت دگر بر خاک یا افلاک روی جاده ی نمناک دگر ره مانده تنها با غمش در پیش آیینه مگر آن نازنین عیاروش لوطی شکایت می کند ز آن عشق نا فرجام دیرینه وز او پنهان به خاطر می سپارد گفته اش طوطی کدامین شهسوارباستان می تاخته چالاک فکنده صید بر فتراک روی جاده ی نمناک هزاران سایه جنبد باغ را چون باد بر خبزد گهی چونان گهی چونین که می داند چه می دیده ست آن غمگین دگر دیریست کز این منزل ناپاک کوچیده ست ولی من نیک می دانم چو نقش روز روشن بر جبین غیب می خوانم که او هر نقش می بسته ست یا هر جلوه می دیده ست نمی دیده ست چون خود پاک روی جاده ی نمناک به بهانه ی شصتمین سالگرد صادق هدایت مهدی اخوان ثالث ۱۳۴۰ نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین ۱۳۹۰ ساعت توسط سوتک با این دل ماتم زده نی شکسته با این دل ماتم زده آواز چه سازم بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم و ناز چه ساز در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز با بال و پر سوخته پرواز چه سازم گفتم که دل از مهر تو برگیرم و هیهات با این همه افسونگری م خونابه شد آن دل که نهانگاه غمت بود از پرده در افتد اگر این راز چه سازم گیرم که نهان برکشم این آه جگر سوز با اشک تو ای دیده ی غماز چه سازم تار دل من چشمه ی الحان خدایی ست از دست تو ای زخمه ی ناساز چه سازم ساز غزل سایه به دامان تو خوش بود دو از تو من دل شده آواز چه سازم ه ا سایه نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت توسط سوتک دست رد هر وقت دختر خوش بر و رویی می بینم و خواهش كنان می گویم لطف کن و با من بیا و او بی هیچ اعتنایی از كنارم می گذرد منظورش این است که تو امیرزاده اي نیستی با نامی بلندآوازه تو آمریکایی ای نیستی با شانه های پهن و قد و قواره ای سرخ پوستی با چشمانی صاف و ملایم با پوستی که نسیم چمنزار و رودخانه ی غلتان آن را نوازش کرده باشد تو به دریاهای پهناوری که نمی دانم کجا باید سراغشان را گرفت سفر نکرده ای و بر آب آن دریاها نرانده اي بنابر این چرا باید من دختری به این زیبایی با تو بیايم فراموش نکن تو سوار بر اتومبیلی نرم پیچ وتاب خوران از خیابان نمی گذری من خادمانی نمی بینم که با جامه های پرزرق و برق همراهی ات کنند مردانی که زیر لب ستايش ات کنند وبا نظم و ترتیب در یک نیم دایره پشت سرت گام بردارند سینه هایت درون جامه خوب جا گرفته اند ولی ران ها و باسن ات آن اعتدال را تلافی می کنند تو لباسی از تافته به تن داری با چین های پلیسه ای که پاییز گذشته واقعاً مایه ی شادی همه ی ما بود با این همه با این خطر مرگی که به تن کشیده ای گه گاه لبخند به لب می آوری بله ما هر دو راست می گويیم و برای آن که به گونه ای انکارناپذیر بر این واقعیت واقف نشویم بهتراست هرکدام تنها به خانه برویم بخشی از تاملات فرانتس کافکا نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی ۱۳۸۹ ساعت توسط سوتک مطالب قدیمی تر نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد سوتک به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را برگلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را علی شریعتی خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ پیوندها هواداران بهروز وثوقی از چشم مجنون ترسا بالاسی تنها ترین پاییز حضور عشق چراغ هدایت ملک الموت فرهاد کش شهر یخی کوهستان راز نرگس حرف آبی بوی مهر راز پاییز ناله دل مسافر زندگی سجاد ماهک 1356 سمپادی ها دختر مشرقی عشق یعنی دختر پروانه ای جوجه اردک زشت کافه تریای متروک آرامشی به وسعت دریا خانه ی دوست کجاست بیا ای خسته خاطر دوست عشق مرده عیبی نداره ماهم خدایی داریم ای ایران ای مرز پر گهر بوف تنهایی من نگرش blogfa com
|