Meta tags:
description= عشق شیرین;
Headings (most frequently used words):
عشق, تو, شیرین, آغوش, دلتنگی, سخنی, از, دکتر, علی, شریعتی, انتظار, برای, می, نویسم, تفاوت, ازدواج, قصه, چقدر, سخته, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
است (21), برای (21), وقتی (18), چقدر (17), ۱۳۸۸ (15), اما (15), سخته (14), عشق (14), تويی (14), نوشته (13), توسط (12), باشی (11), شده (10), ساعت (10), پانی (10), نیست (9), هستند (9), لحظه (8), the (8), نیستند (8), های (7), نتونی (7), ولی (7), اشک (7), آغوش (7), مرا (6), این (6), باشه (6), love (6), وجود (6), تنها (6), with (6), کرد (6), استاد (6), مرداد (5), کنی (5), کاش (5), تیر (4), خسته (4), آرامش (4), خدا (4), غصه (4), دیگه (4), راه (4), there (4), his (4), هیچ (4), کجا (4), زندگی (4), شیرین (4), معنای (4), #ازدواج (4), باز (4), گفت (4), پرسيد (4), شاگرد (4), گندم (4), زار (4), نمی (4), راحت (4), اون (4), زمان (4), فقط (4), خود (4), آنانی (4), شهریور (3), روی (3), آهسته (3), آیا (3), یکشنبه (3), اونی (3), عشقت (3), گریه (3), میشد (3), همه (3), آسمون (3), بدبخته (3), جمعه (3), خواهد (3), بود (3), میدانم (3), ندارم (3), can (3), کسی (3), where (3), fills (3), قلب (3), دیگر (3), عشقی (3), داد (3), اگر (3), دست (3), خالی (3), جواب (3), ياد (3), ترين (3), خوشه (3), خوای (3), اونوقته (3), فهمی (3), خودت (3), بدون (3), احساس (3), چیزی (3), برایم (3), توست (3), کلمه (3), عاشق (3), بودی (3), آدمها (3), اند (3), حتی (3), زیبایی (3), گناهی (3), گناه (3), آبان (2), سکوت (2), آید (2), تویی (2), نیز (2), درد (2), عاشقی (2), اگه (2), غرق (2), دنیا (2), صدا (2), دلت (2), سینه (2), ساده (2), چشمات (2), قناری (2), بخونه (2), رویاش (2), بیرونه (2), رها (2), دوشنبه (2), هشتم (2), and (2), خواهم (2), داشت (2), همین (2), this (2), much (2), مدت (2), باشد (2), how (2), وقت (2), باشم (2), ماند (2), lonely (2), بروم (2), that (2), never (2), heart (2), چنان (2), another (2), جهان (2), شروع (2), کنم (2), story (2), قصه (2), پنجشنبه (2), یکم (2), يعني (2), همين (2), درخت (2), جلو (2), جنگل (2), رفتم (2), رفت (2), برگشت (2), نمي (2), تواني (2), عقب (2), برگردي (2), برو (2), بياور (2), داشته (2), باش (2), پشت (2), چیکه (2), بعد (2), خودتم (2), بهت (2), بغض (2), کنه (2), داری (2), کردن (2), خوب (2), آروم (2), باید (2), صدای (2), حلقه (2), شکسته (2), کردی (2), افتادی (2), سفر (2), ببری (2), حالا (2), عـشقت (2), بودنم (2), نازنين (2), كردی (2), چشمانم (2), تمام (2), قلبم (2), بیست (2), شان (2), درست (2), درک (2), متنفرم (2), اینها (2), انتظار (2), خيلي (2), اين (2), چشم (2), دلتنگی (2), کدام (2), حرف (2), چهار (2), نمیدانی (2), میدانی (2), عذاب (2), مهربانت (2), دستهای (2), حضورشان (2), نرم (2), کنیم (2), آنان (2), داریم (2), برایشان (2), تعداد (2), شخصیت (2), کسانی (2), لمس (2), سرد (2), سنگین (2), کرده (2), امنیت (2), blogfa, com, خرداد, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, خانه, دیریست, فریادهایم, میکنم, انعکاس, موجهای, فریادم, ساحلی, قلبهای, لبریز, تهی, تهدید, نکند, باد, خیال, دوردستها, میبرد, تار, قدم, میزنی, فکر, میکنی, همانقدر, اندیشم, مطالب, قدیمی, هفتم, نمیدونه, نکشیده, روبروت, چشمش, نگاه, میگیره, بتونی, احساساتت, بریزی, زیر, قدمش, افسوس, نزدیک, ادا, صحنه, خوندن, جدا, ساکت, داغون, خونت, عین, مهمون, بپوسی, ویرون, رفتن, آخر, راهیش, کلامت, پرپر, ناجیش, آسون, بگن, چنده, رنگ, ظاهر, خنده, گلی, مونده, گلدون, غمش, قطره, بارونه, زندونی, بمونی, دیوار, همزبون, بارونی, بشی, بها, روت, صداش, نوزدهم, آنجاست, زمانیکه, ستاره, میدرخشند, احتیاج, know, need, until, stars, all, burn, away, اکنون, جوابی, قدر, میتوانم, بگویم, have, answers, now, but, say, میتوان, ساعات, روز, اندازه, گرفت, measured, hours, day, ممکن, گذشته, long, does, last, جستجوی, دستان, کنار, reach, for, hand, always, همراهی, around, who, could, نخواهم, any, روح, انبوهی, soul, آواز, فرشته, تصوراتی, حاصل, اشتیاق, علاقه, زیاد, angel, songs, wild, imaginings, چیزهای, مخصوصی, very, especial, things, گذاشت, آنرا, came, into, life, made, living, fine, نخواهد, time, جدیدی, پوچ, gave, meaning, empty, world, mine, اولین, سلامش, first, hello, start, حقیقتی, باره, هدیه, simple, truth, about, brings, داستانی, عمرش, دریا, بیشتر, sweet, older, than, sea, اینکه, تواند, وسیع, great, کجای, begin, tell, فرق, برگردم, بلندي, ديدم, انتخاب, كردم, ترسيدم, اولين, كوتاهي, درختي, سخن, آمد, بلندترين, چيست, اميد, پيداكردن, پرپشت, انتهاي, حسرت, هيچ, ميرفتم, هاي, ميديدم, آوردي, مدتي, طولاني, بچيني, شاخه, هنگام, عبور, شاگردي, استادش, چست, تفاوت, چهارم, اشکات, گونت, ریزه, گردی, پیدا, بخندی, امونتو, بریده, غرور, اجازه, تازه, داره, داغونت, آره, اینو, میدونی, صداقت, قبول, نکنی, دونی, شدنت, چیکار, هنوز, هات, نفس, هاته, جاری, پایین, میاد, مثه, چشاتو, ببندی, بینی, همون, گوشه, متروکه, ذهنت, رهام, امید, برسی, پایان, برسونی, بین, برگشتی, نداره, حرفی, یادت, عاشقانه, میخواستت, بودم, آرزوهایت, آرزویم, غمهایت, سوختنم, قـلبت, باك, قلبت, پـاك, سـكوتـت, سخت, شكنجه, دوری, مثل, قرن, وجودم, محو, مجذوب, ناز, پاك, هميشه, دوخته, هستی, احساسم, منزلگه, عـــشـــق, تنهايی, هايم, نویسم, سوم, معاني, فهميد, یاد, میاورد, قبل, انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار, روي, کاغذ, ميشود, بايد, زجر, سختي, هايي, تحمل, براي, کدوم, کلمات, چند, حرفي, زبون, مياد, شبونه, افسردگي, پشيموني, خبري, دلواپسي, تنهايي, براه, بودن, اميدي, شکنجه, صبوری, بیصدا, کوچک, دارد, تجربه, آنها, شير, نقطه, کوتاهي, معني, شايد, سالها, طول, کشد, بفهمي, انتـــــــــــــــــــــــــــــظار, دیگربهانه, ادامه, جزانتظار, آمدنت, کنارم, بروی, میشود, میدانستی, دوستت, دارم, بیش, عاشقم, قلبی, شدن, دردهایم, گوش, میرساندم, شانه, گذاشتم, دلتنگیها, نبودن, هایت, مرهم, اشکهایم, شوق, دیدارت, سرازیر, نبودنت, بهترین, بهانه, ریختن, شگفت, انگیز, ترین, بودشان, قدرتمند, شکوه, توانیم, دریابیم, پیش, میروند, شناسیم, فهمیم, بودند, گفتند, خواستند, همیشه, هستیم, هزار, برابرشان, قرار, گیریم, قفل, زبانمان, زنند, اختیار, سلب, شود, غرقه, حضور, مست, شویم, زمانی, روند, یادمان, حرفها, داشتیم, نگفتیم, شاید, انگشتان, نرسد, آدمهای, معتبر, بودنشان, سرشار, حضورند, نبودنشان, تاثیرشان, گذارند, همواره, خاطر, مانند, دوستشان, ارزش, احترام, قائلیم, مردگانی, متحرک, فروختگانی, هویتشان, ازای, فانی, واگذاشته, اعتبار, هرگز, آیند, مرده, زنده, اشان, یکی, عمده, مبتنی, فیزیک, ابعاد, جسمانی, آنهاست, قابل, فهم, شوند, بنابراین, اینان, هویت, جسمی, دارند, انسانها, دسته, سخنی, دکتر, علی, شریعتی, دانم, توانی, سردم, دستانت, بگیری, عرش, دردم, کوچت, بخواهد, ازفریاد, هستم, دستانم, راهت, گذارم, خوبی, پرخاطره, خاطرم, بماند, بیا, کوچه, تنگ, پاهایت, منتظر, هرم, نفسهایت, چرا, شدند, همان, دقایقی, نبودند, مردن, بمانی, بجنگی, امروز, بگريم, برسم, اوج, ابرها, هجوم, آوردند, نهم, یابم, ابد, امانم, بده, درهیچ, ملموس, محسوس, مانوس, یافته,
Text of the page (random words):
عشق شیرین عشق شیرین آغوش تو آغوش تو گناه نیست من در آغوش تو آرامش یافته ام که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست آغوش تو گناه نیست من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام که هیچ گناهی با امنیت محسوس نیست آغوش تو گناه نیست من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام که درهیچ گناهی زیبایی ملموس نیست پس امانم بده که تا ابد در دل این زیبایی آرامش یابم نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان ۱۳۸۸ ساعت 14 34 توسط پانی دلتنگی چقدر امروز شکسته ام می خواهم از تو بگريم تا برسم به اوج ابرها دیگر حتی چشمانم هم در هجوم اشک ها کم آوردند آیا میدانی مردن راحت است اما وقتی بمانی باید بجنگی چرا حتی لحظه ها سنگین شدند همان دقایقی که با تو حتی یه لحظه هم نبودند سینه ی سنگین و پر غصه ی من پر از بغض است تو کجا و دست های خالی و سرد من کجا بیا کوچه ی این دل تنگ است اما خالی از صدای پاهایت سرد است اما منتظر هرم نفسهایت کاش می شد فقط خوبی ها و لحظه های خوب و پرخاطره با تو در خاطرم بماند اگر کوچت بی صدا بود ولی تا دلت بخواهد گریه های من پر ازفریاد بود و هق هق من تنها من خسته هر چه باشم عاشق تو هستم و قلبم را با دو دستانم سر راهت می گذارم من تنها من خسته پر از دردم پر از غصه می دانم که فقط تو می توانی دستهای سردم را در دستانت بگیری و مرا با خود تا عرش ببری نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور ۱۳۸۸ ساعت 21 36 توسط پانی سخنی از دکتر علی شریعتی انسانها چهار دسته هستند 1 آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند 2 آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند مردگانی متحرک در جهان خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند بی شخصیت اند و بی اعتبار هرگز به چشم نمی آیند مرده و زنده اشان یکی است 3 آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند آدمهای معتبر و با شخصیت کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند کسانی که همواره به خاطر ما می مانند دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم 4 آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند شگفت انگیز ترین آدمها در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می کنیم باز می شناسیم می فهمیم که آنان چه بودند چه می گفتند و چه می خواستند ما همیشه عاشق این آدمها هستیم هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم قفل بر زبانمان می زنند اختیار از ما سلب می شود سکوت می کنیم و غرقه در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور ۱۳۸۸ ساعت 15 14 توسط پانی انتظار نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودن هایت میشد کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم و دردهایم را به گوش تو میرساندم بدون تو عاشقی برایم عذاب است میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت انتـــــــــــــــــــــــــــــظار شش حرف و چهار نقطه کلمه کوتاهي ست اما معني آن را شايد سالها طول کشد تا بفهمي در اين کلمه کوچک ده ها کلمه وجود دارد که تجربه کردن هر کدام از آنها دل شير مي خواهد تنهايي چشم براه بودن غم غصه نا اميدي شکنجه رو حي دلتنگی صبوری اشک بیصدا هق هق شبونه افسردگي پشيموني بي خبري و دلواپسي و براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشود بايد زجر و سختي هايي را تحمل کرد تا معاني شان را فهميد و درست درک شان کرد متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12 28 توسط پانی برای تو می نویسم برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است برای تويی كه قلبت پـاك است برای تويی كه در عشق قـلبت چه بی باك است برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است برای تویی که آرزوهایت آرزویم است نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 14 7 توسط پانی وقتی چیکه چیکه اشکات روی گونت می ریزه وقتی می گردی اونی رو پیدا کنی که می خوای بعد یه لحظه خودتم گم می کنی وقتی می خوای بخندی اما اشک امونتو بریده وقتی می خوای گریه کنی اما غرور بهت اجازه نمی ده اونوقته که تازه می فهمی بغض داره داغونت می کنه اونوقته که می فهمی کسی رو کم داری اونوقته که می فهمی هر کسی رو رها کردن راحت نیست آره خودتم اینو خوب میدونی که اگه صداقت رو قبول نکنی خدا بهت پشت می کنه وقتی نمی دونی برای آروم شدنت باید چیکار کنی وقتی هنوز تو لحظه هات صدای نفس هاته و اشک جاری اون زمان که اشک از چشمات حلقه حلقه پایین میاد اون زمان که دل اشک هم شکسته مثه دل تو آروم که چشاتو ببندی می بینی همون گوشه ی متروکه ی ذهنت که رهام کردی به امید خدا و خودت راه افتادی تا به آسمون برسی خودت راه افتادی تا سفر رو به پایان برسونی بدون من اما بین سفر احساس کردی که یه چیزی کم داری برگشتی که با خودت ببری حالا حالا اون دیگه نیست اون دیگه وجود نداره دیگه حرفی ندارم فقط فقط یادت باشه که اونی که عاشقانه میخواستت من بودم نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12 38 توسط پانی تفاوت عشق و ازدواج شاگردي از استادش پرسيد عشق چست استاد در جواب گفت به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت استاد پرسيد چه آوردي با حسرت جواب داد هيچ هر چه جلو ميرفتم خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيداكردن پرپشت ترين تا انتهاي گندم زار رفتم استاد گفت عشق يعني همين شاگرد پرسيد پس ازدواج چيست استاد به سخن آمد كه به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم انتخاب كردم ترسيدم كه اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم استاد باز گفت ازدواج هم يعني همين و این است فرق عشق و ازدواج نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 13 50 توسط پانی قصه ی عشق where do i begin to tell the story از کجای قصه شروع کنم of how great a love can be از اینکه عشقی می تواند چقدر وسیع باشد the sweet love story that is older than the sea داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریا ها نیز بیشتر است the simple truth about the love he brings to me حقیقتی ساده در باره ی عشقی که او به من هدیه داد where do i start از کجا شروع کنم with his first hello با اولین سلامش he gave me meaning to this empty world of mine معنای جدیدی به جهان پوچ من داد there ll never be another love another time دیگر هیچ وقت چنان عشقی وجود نخواهد داشت he came into my life made the living fine او به زندگی من پا گذاشت و آنرا شیرین کرد he fills my heart او قلب مرا پر کرد he fills my heart with very especial things او قلب مرا توسط چیزهای مخصوصی پر کرد with angel songs with wild imaginings با آواز فرشته ها با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه ی زیاد he fills my soul with so much love او روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد that any where i go i m never lonely و برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند with his around who could be lonely با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند i reach for his hand it s always there و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است how long does it last چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد can love be measured by the hours in a day آیا میتوان عشق را توسط ساعات روز اندازه گرفت i have no answers now but this much i can say من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر میتوانم بگویم که i know i ll need his until the stars all burn away میدانم تا زمانیکه ستاره ها میدرخشند به او احتیاج خواهم داشت and he ll be there و او خواهد بود and he ll be there و او آنجاست نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر ۱۳۸۸ ساعت 16 8 توسط پانی نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 22 12 توسط پانی چقدر سخته چقدر سخته که عشقت رو به روت باشه نتونی هم صداش باشی چقدر سخته که یک دنیا بها باشی نتونی که رها باشی چقدر سخته که بارونی بشی هر شب نتونی آسمون باشی چقدر سخته که زندونی بمونی بی در و دیوار نتونی همزبون باشی چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه چه بدبخته گلی که مونده تو گلدون غمش یک قطره بارونه چه بدبخته قناری که بخونه اما رویاش حس بیرونه چقدر سخته که چشمات رنگ غم باشه ولی ظاهر پر از خنده چقدر سخته که عشقت آسمون باشه ولی آسون بگن چنده چقدر سخته کلامت ساده پرپر شه نتونی ناجیش باشی چقدر سخته که رفتن راه آخر شه نتونی راهیش باشی چقدر سخته تو خونت عین مهمون شی بپوسی خسته ویرون شی چقدر سخته دلت پر باشه ساکت شی ولی تو سینه داغون شی چقدر سخته که یک دنیا صدا باشی ولی از صحنه ی خوندن جدا باشی چقدر سخته که نزدیک خدا باشی ولی غرق ادا باشی به خدا نمیدونه اونی که نکشیده درد عاشقی که چقدر سخته وقتی عشقت روبروت باشه نتونی تو چشمش نگاه کنی که از غصه گریه ات میگیره آه چی میشد اگه بتونی همه احساساتت رو بریزی زیر قدمش اما افسوس که دیگه نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۸۸ ساعت 15 31 توسط پانی مطالب قدیمی تر دیریست که فریادهایم را سکوت میکنم تا انعکاس موجهای خسته ی فریادم آرامش ساحلی قلبهای لبریز از تهی را تهدید نکند باد می آید و خیال مرا تا دوردستها میبرد این تویی که روی لحظه های تار من آهسته قدم میزنی آیا تو نیز به من فکر میکنی همانقدر که من به تو می اندیشم خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آبان ۱۳۸۸ شهریور ۱۳۸۸ مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ blogfa com
|