Meta tags:
description= تنهای تنها سکوتم را به باران هدیه کردم;
Headings (most frequently used words):
تنهای, تنها, سکوتم, را, به, باران, هدیه, کردم, جاش, تو, این, دنیا, نمبود, خدا, رو, شکر, تا, حالا, خدایا, کمکش, کن, همه, رفتن, کسي, با, ما, نموندش, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
فرناز (30), نمي (29), کنم (28), اين (28), بود (21), خيلي (20), اما (19), دارم (16), خوب (16), توي (16), شده (15), منتظر (15), اون (15), کنه (15), محسن (14), ۱۳۸۸ (14), بگم (13), زنگ (13), خدا (13), همه (12), نوشته (12), ساعت (12), براش (12), مرداد (11), بهم (11), دعا (11), بهش (11), چون (11), اگه (11), هوش (11), فقط (11), توسط (10), شدم (10), دونم (10), امروز (10), گفت (10), خبر (10), خونه (10), حالا (9), سلام (9), بياد (9), شنبه (8), شما (8), ديگه (8), دوست (8), خوشحال (8), دوستاي (8), خودش (8), وبلاگ (7), باشه (7), کرد (7), روز (7), کمک (7), بوده (7), سرش (7), داره (7), همتون (7), این (7), يکي (6), حرف (6), بشه (6), کسي (6), کلي (6), کردم (6), اومد (6), بده (6), کنن (6), تکون (6), خدايا (5), خوام (5), هنوز (5), خوبه (5), متاسفانه (5), برم (5), شکر (5), واسه (5), دوس (5), خوبي (5), اصلا (5), لخته (5), الهي (5), محمد (5), تونه (5), ممنونم (5), التماس (5), بعد (5), درد (4), انقد (4), زده (4), ولي (4), داشته (4), بزنم (4), چقد (4), دلبر (4), همون (4), اينجا (4), پست (4), منو (4), منم (4), بيرون (4), رفت (4), نبود (4), خون (4), خاطر (4), بايد (4), دوستا (4), وبلاگش (4), پيدا (4), بزنه (4), هنوزم (4), ازتون (4), نظر (4), بازم (4), بهتره (4), تنها (4), نمی (4), تنهايي (3), گلم (3), نذار (3), خواهش (3), ترسم (3), شنيدم (3), بالاخره (3), خودم (3), اندازه (3), دلم (3), فردا (3), صبح (3), داد (3), يعني (3), گفته (3), دونيد (3), هميشه (3), شوهرش (3), زرگل (3), کرده (3), نتونستم (3), نگه (3), کنين (3), خونمون (3), وقتي (3), اومده (3), گوشيش (3), پشت (3), بيمارستان (3), عکس (3), عصري (3), جلوي (3), داشت (3), جاده (3), يادم (3), حالش (3), نشده (3), عملش (3), همش (3), دست (3), عبور (3), کمکش (3), مامانش (3), گفتن (3), هيچ (3), اومدن (3), ايشالا (3), نزد (3), جوري (3), هست (3), عمل (3), نداره (3), دعاي (3), بهبوده (3), بگو (3), بهتون (3), شبا (3), دیگه (3), اینا (3), شهر (2), دانشجو (2), سوم (2), تنهام (2), احساس (2), ميرم (2), غصه (2), بهت (2), بميرم (2), خواد (2), خوشحالي (2), آدم (2), درمون (2), کور (2), بودم (2), آقا (2), نزنه (2), عشق (2), خوشحالم (2), بدبختي (2), هيچي (2), یکشنبه (2), کار (2), آرزوي (2), خوشبختي (2), همين (2), خلاصه (2), رفتن (2), نموندش (2), خودمون (2), خراب (2), تونستم (2), تبريک (2), گفتم (2), پسر (2), خواست (2), برام (2), حالام (2), تلفن (2), نوشتم (2), حالم (2), فهميدم (2), کردن (2), دوشنبه (2), اميد (2), تازه (2), دختر (2), بره (2), شايد (2), براتون (2), کاش (2), اومدم (2), ديدم (2), رفتم (2), ازش (2), گرفتن (2), دفه (2), ديديم (2), تصادف (2), طرف (2), برگشتم (2), افتاد (2), گريه (2), جمع (2), هوشه (2), دونين (2), ناراحت (2), تونم (2), اتفاقي (2), افتاده (2), ندا (2), طريق (2), بدم (2), اميدي (2), بنويسه (2), نيس (2), محتاج (2), داداشش (2), بگيره (2), محسنشم (2), براي (2), مريض (2), ديروز (2), شيشه (2), روي (2), امروزم (2), گرفتم (2), تغييري (2), دکترا (2), دستش (2), نده (2), نيومده (2), اگرم (2), حال (2), شروع (2), گوش (2), ممنون (2), خواهرشه (2), مثل (2), دردي (2), قول (2), ديشب (2), خورده (2), چيزي (2), بگه (2), جور (2), دوستاشو (2), تموم (2), دهم (2), باهاش (2), بتونه (2), ظهر (2), فکر (2), فاطيما (2), زينب (2), اکيپ (2), نايس (2), پيش (2), مياد (2), اميدوارم (2), نذاشتين (2), کردين (2), دوستاش (2), خود (2), نيام (2), حتي (2), جاش (2), اینجا (2), اتاق (2), نیست (2), مهم (2), تنهای (2), blogfa, com, بهترين, کلبه, هاي, تقديم, فرنگ, رنگ, چرنديات, پیوندها, اردیبهشت, خرداد, تیر, های, پیشین, عناوین, آرشیو, خانه, مطالب, قدیمی, لطفي, خداي, آخه, ميسي, خوانندگان, محترم, زيريها, نگاهي, بندازين, چرت, پرت, باقيش, بخور, ترن, بزرگي, رواني, دادم, نرس, موقعش, کپه, مرگمو, بذارم, خواب, اجلو, چشم, نبينمش, درسته, آرزو, هزارم, دوسش, دوسم, جيغ, وااااااااااااااااااااااي, دونه, فهمه, وااااااااااااااااااااااااااااااي, صبحي, پادگان, ديوونه, محسنت, حالت, بنده, خدايي, متأسفانه, حالمم, واااااااااااااااااي, خریت, دچارم, کرم, کورم, اصلاً, ازم, نمونده, چهارم, خوشنود, باشي, رستگار, چنان, سرانجام, تعريفاي, وادي, متاهلين, پيوست, قولي, نخوندش, صميمي, ترين, زهرا, ازدواج, کارش, عقدش, پنج, باز, گوشيم, خوبيه, جونم, تعريفش, خوبيهاي, داشتم, آوردم, اتفاق, خواستم, بنويسمش, فعلا, شارژم, مجبورم, شارژ, بعديش, قبليم, خونده, باشيد, خودمم, نويسم, داشتنيم, همراهي, پنجم, کمکت, اولين, فرصت, نذاريد, بين, دعاهاي, داغون, لحظه, ديده, برداشته, آورده, داده, آمبولانس, فورا, بردن, شکسته, کتفش, بعدم, زود, بردنش, خودشونه, لکنتي, خنديد, هميشش, گفتيم, خنديديم, نشسته, صداي, کشيده, شدن, ماشين, دويديم, رفتيم, خواسته, نگا, باباپ, خودشه, خونشون, الان, خوشبختانه, ضربه, مغزي, بيارن, بنويسم, آخري, عشقش, گوشي, منه, کجاس, هستم, نويسنده, لطف, نام, بيام, تمام, خوبش, خدایا, چهارشنبه, هفتم, آمين, دستاي, هيچيم, دعاتون, نکنيد, دعاتونه, ندادمش, تونمم, باباش, مريضن, باهات, اونم, اجازه, ندادن, ديروزم, ديدمش, خوردم, تخت, نداشت, سوخت, نکرده, اميدتون, کاري, نفعشه, نزديکي, شيرازه, بستريه, نکرديم, دوستش, بوديم, ديش, داشتيم, فراموشي, وارد, شديم, نظرات, حرفي, فهميديد, الکي, طور, کسايي, بعضي, پنجشنبه, هشتم, ترک, نکردين, انتظارش, کشين, گوشيشم, عمر, رومه, واي, خوني, برطرف, نياز, هوشيش, انتظار, اومدنش, کشيم, تنهامون, بذاره, سال, اعضاي, صورتش, مثلاً, چشمک, اخم, فهميم, زودي, جديد, خونوادش, سراغ, بار, چشماش, انگار, پلک, بدنش, پاش, هوشي, معنيش, تشکر, درخواست, مريضا, مدتي, ميان, اينا, راضيه, راضي, جديدي, بدونن, نيست, دوستاشه, ممنونتونم, دلخوش, کننده, دکترش, بالاي, حواسي, شنيدن, پيششه, بفهميم, پاشو, ببوسم, ببرمش, پيشش, کاريش, نداشته, باشم, نذارم, بفهمه, چند, علت, نگفتم, سرباز, آموزشي, مطمئنم, فرنازو, ذوق, بخوره, بعدشم, بعدا, گير, بدن, بگن, چرا, کارو, کردي, شمام, تصميم, عاقلانه, گيرم, منصفانه, گلادياتورها, دوستايي, نذاشتن, دلداريهاتون, نگو, مادر, سربازه, راحتي, بدون, داداش, مامان, شناسه, جريانو, نظرتون, پسرتون, کمکم, بابت, روزاي, سخت, راهنماييم, نزديکاش, برگرده, راستي, احوال, ميده, خواهراش, ميرن, اتاقش, نگاش, روزا, العملي, نشون, خوره, هجدهم, آرزوهاتون, برسيد, خوايد, دنياس, شفا, جون, آدما, نيفته, پرسم, ببينم, نکن, بمونين, شدنش, عزيزا, مرخص, وقت, تونست, طول, کشه, سالمه, روزي, نامرد, عروسي, بارم, حالشو, بپرسه, جمعه, زدم, جواب, برگشته, کازرون, عصباني, نياوردم, چيزايي, موردش, نگم, داشتي, مهربوني, دعاهاتون, اونو, روزه, مشهده, شيما, بودن, بخونن, مقدمه, تقريباً, سرشه, منتظرن, ببينن, کمتر, مونن, کاملاً, کتفشم, بگيرن, بانداژ, نگهش, داشتن, بهتر, چيش, خوبشه, حکمت, اينجوري, بیست, ششم, الهم, علی, برای, دوستای, آرزوی, خوشبختی, ازشون, صلوات, بفرستن, غیر, فعال, کسی, آره, فوت, آخر, وبلاگه, همینو, بیارن, قسمتش, بیرون, بیاد, زیر, فرنازی, بخوام, لزومی, قسم, بخورم, واقعیت, حوصله, نوشت, ندارم, ببخشید, حتی, بهشون, نویسم, بخونه, نخونه, نیس, یکی, باور, دنیا, نمبود, سکوتم, باران, هدیه,
Text of the page (random words):
تنهای تنها تنهای تنها سکوتم را به باران هدیه کردم جاش تو این دنیا نمبود سلام اصلا حال و حوصله ی نوشت ندارم منو ببخشید که همتون رو این همه ناراحت کردم حتی نمی تونم به وبلاگ دوستا برم و بهشون بگم که آپ کردم می نویسم اما مهم نیست که کی اینا رو بخونه و کی نخونه مهم نیس یکی اینا رو باور می کنه یا نمی کنه دیگه فرنازی نیست که بخوام براش دوستاشو نگه دارم پس لزومی نداره قسم بخورم که اینا واقعیت داره فقط همینو بگم که فرناز بعد از ۵ روز که به هوش اومده بود رفت اتاق عمل تا لخته ی خون تو سرش رو در بیارن اما قسمتش نبود که از اون اتاق بیرون بیاد اون زیر عمل تموم کرد آره فرناز فوت کرد و من اومدم اینجا دارم به دوستاش این خبر بد رو می دم این پست پست آخر این وبلاگه و منم دیگه نمی آم براش آپ کنم نظر این پست رو هم غیر فعال می کنم چون دیگه نمی آم به این وبلاگ پس بهتره کسی نظر نده برای همه ی دوستای فرناز آرزوی خوشبختی می کنم و اینجا ازشون می خوام فقط یه صلوات براش بفرستن الهم صل علی محمد و آل محمد نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19 43 توسط منتظر خدا رو شکر سلام دوستاي خوب و دوس داشتي و مهربوني که با دعاهاتون واسه فرناز اونو تنها نذاشتين و کمکش کردين محمد دوست خوبي که بهم کمک کرد تا کد عبور وبلاگ فرناز رو پيدا کنم چن روزه مشهده و خيلي واسه فرناز دعا کرده اکيپ نايس شيما زينب فاطيما دلبر من و همه ي دوستاي خوبي که هميشه مي اومدن توي وب و منتظر بودن يه خبر خوب از فرناز بخونن دوستاي خوب نمي دونم چه جوري بايد شروع کنم اما بي مقدمه مي گم که فرناز چن روز پيش يعني روز سه شنبه به هوش اومد و حالا تقريباً خوبه من که وقتي شنيدم خيلي خوشحال شدم اميدوارم خبر خوبي هم واسه شما بوده باشه لخته خون هنوز تو سرشه و منتظرن ببينن توي چن روز تغييري توي اندازه يا جاش پيدا مي شه يا نه اگه نه که بايد عملش کنن و اگه کمتر شد که منتظر مي مونن که کاملاً جمع بشه کتفشم که نمي شد گچ بگيرن و فقط با بانداژ نگهش داشتن تا بهتر بشه خلاصه الهي شکر همه چيش رو به بهبوده و اين فقط به خاطر دعاي دوستاي خوبشه و حکمت خدا که نمي خواست اون توي اين سن کم اينجوري بشه اين که از فرناز گلم و حالا از محسن نامرد بگم که مامانش گفت 5 شنبه عروسي خواهرشه و مياد و بهش مي گم زنگ بزنه بهتون و اگه شد باهاش حرف بزنه اما اون اومد و حتي يه بارم بهش زنگ نزد حتي به منم زنگ نزد که حالشو بپرسه جمعه شب خودم به گوشيش زنگ زدم و مامانش جواب داد و گفت امروز بعد از ظهر برگشته کازرون خيلي عصباني شدم اما به روي خودم نياوردم يه چيزايي هم در موردش شنيدم که بهتره هيچي نگم عزيزا من نمي دونم آپ کنم يا نه دوس دارم ديگه توي اين وبلاگ نيام تا خود فرناز از بيمارستان مرخص بشه و هر وقت تونست بياد آپ کنه مي دونم طول مي کشه اما حالا که خودش سالمه و مي دونم يه روزي مي تونه آپ کنه مي گم بهتره ديگه من نيام اينجا حالا بازم از خودش مي پرسم ببينم چي مي گه اگه گفت آپ کنم مي کنم اگرم گفت نکن ديگه که نمي کنم و ازتون مي خوام که منتظر بمونين تا خودش بياد و از خوب شدنش براتون بنويسه خيلي از همتون ممنونم و بازم ازتون التماس دعا دارم ايشالا همتون به همه ي آرزوهاتون برسيد و هر چي از خدا مي خوايد بهتون بده ايشالا هر چي مريض توي دنياس شفا بگيره و هيچ دردي به جون آدما نيفته براي همتون آرزوي خوبي و خوشبختي دارم نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 14 43 توسط منتظر سلام ممنونم از کمک همتون بازم يکي گفت بگو يکي گفت نگو يه کم فک کردم و گفتم بهتره با مادر محسن حرف بزنم چون همون جور که مي دونين محسن سربازه و نمي تونه به اين راحتي ها بياد امروز عصري بدون اين که به داداش فرناز چيزي بگم ميرم پيش مامان محسن که منو هم مي شناسه و مي گم جريانو بهش مي گم به نظرتون پسرتون مياد به فرناز کمک کنه يا نه اميدوارم اون بتونه کمکم کنه راستي يادم رفت که از احوال خود فرناز بهتون بگم به هوش نيومده اما ديشب دستش تکون خورده فقط شبا يه کم تکون به خودش ميده به همين خاطر خواهراش همش شبا به بدبختي و التماس ميرن پشت در اتاقش و از شيشه نگاش مي کنن مي گن روزا هيچ عکس العملي نشون نمي ده ولي شبا يه کم تکون مي خوره الهي شکر من فکر مي کنم رو به بهبوده فک کنم خدا داره به دعاي دوستاش و نزديکاش گوش مي ده و کمکش مي کنه که برگرده بازم ازتون ممنونم و التماس دعا دارم ممنون از همتون بابت اين که منو توي اين روزاي سخت تنها نذاشتين و راهنماييم کردين نوشته شده در شنبه دهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 13 32 توسط منتظر سلام دلبر من دانشجو گلادياتورها فاطيما زينب و اکيپ نايس و همه ي دوستايي که تنهام نذاشتن توي اين تنهايي و درد نبود فرناز از همتون و دلداريهاتون ممنونم امروزم خبر دلخوش کننده اي نبود اما داداشش که خيلي با من خوبه بهم التماس مي کرد که بگم فرناز با کسي دوست بوده يا نه مي گفت دکترش گفته اگه کسي رو دوس داشته بياد بالاي سرش و باهاش حرف بزنه شايد هوش و حواسي داشته باشه و با شنيدن يا حس کردن اين که يه دوست خوب پيششه بتونه يه اميدي بده و بفهميم که رو به بهبوده خيلي بهم گفت اگه با يه پسر دوست بوده بهم بگو تا برم پاشو ببوسم و ببرمش پيشش قول مي دم کاريش نداشته باشم و نذارم کسي بفهمه فقط بگو کي بوده اما من به چند علت نگفتم چون محسن سرباز آموزشي هست و نمي تونه بياد و اين که من مطمئنم محسن فرنازو دوس نداره و مي ترسم يه چي بگه که تو ذوق همه بخوره بعدشم مي ترسم بعدا فرناز يا محسن گير بدن بهم و بگن چرا اين کارو کردي حالا تا فردا بعد از ظهر فکر مي کنم و منتظر نظر شمام که بگم محسن رو يا نه فردا با نظر شما يه تصميم عاقلانه مي گيرم و يه کار منصفانه مي کنم بهم کمک کنين ممنونتونم نوشته شده در شنبه دهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 2 35 توسط منتظر سلام هنوزم منم ندا هنوزم فرناز خوب نشده و نمي تونه بياد آپ کنه اصلا نمي دونم از اين که من توي وبلاگش اينا رو نوشتم راضيه يا نه ولي بايد راضي باشه چون مي خوام دوستاشو براش نگه دارم و دوستاي جديدي هم براش پيدا کنم مي خوام همه بدونن که فرناز گل من حالش خوب نيست و محتاج دعاي تموم دوستاشه خوب دوستا قول گرفتن که همش آپ کنم و خبر جديد ازش بدم امروز صبح از خونوادش سراغ گرفتم و گفتن هنوز بي هوشه اما ديشب چن بار سرش تکون خورده و همون که چشماش رو هم بوده انگار پلک مي زده بدنش حس نداره اما دکترا مي گن اگه دست يا پاش رو تکون مي داد توي بي هوشي معنيش اين بود که مي خواد به ما چيزي بگه مثل تشکر يا درخواست کمک چون اين جور مريضا بعد مدتي به هوش ميان اما اگه اعضاي صورتش رو تکون بده مثلاً مثل چشمک يا اخم کنه و يعني درد داره اميد بهش هست چون داره درد رو احساس مي کنه اما ما نمي فهميم چه دردي داره فقط خدا کنه به زودي به هوش بياد لخته خوني هم که تو سرش بود هنوز هست و برطرف نشده پس به عمل نياز داره و متاسفانه به خاطر بي هوشيش نمي شه عملش کنن فقط انتظار به هوش اومدنش رو مي کشيم خدايا کمک کن نذار تنهامون بذاره اون فقط ۱۹ سال داشت اگه اتفاقي افتاد من يه عمر جلوي رومه که اون بعد از اومدن به خونه ي ما اين جوري شد واي خدا نذار اين جوري بشه محسنشم که تا ديروز زنگ نزد و گوشيشم ديگه دست خواهرشه خبر تازه اي شد آپ مي کنم و هنوزم ازتون التماس دعا دارم ممنون از اين که خونه ي فرناز رو ترک نکردين و هنوزم انتظارش رو مي کشين نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 14 35 توسط منتظر تا حالا سلام نمي دونم چه طور براش شروع کنم از کسايي که اومدن و گفتن براش دعا مي کنن ممنونم ايشالا خدا به حرف شما گوش بده بعضي ها هم فرناز تو شهر خودمون که نزديکي شيرازه بستريه و هنوز به هوش نيومده ما من و محمد وبلاگش رو نکرديم بالاخره دوستش بوديم و آي ديش رو داشتيم از طريق فراموشي کد عبور و وارد وبلاگش شديم اگرم هک شده بود خودش مي اومد توي نظرات يه حرفي مي زد و شما مي فهميديد الکي نيس به هر حال من امروز اصلا نتونستم برم بيمارستان چون ديروز که رفتم خيلي حالم بد شد و امروز بهم اجازه ندادن که برم ديروزم فقط از پشت شيشه ديدمش و کلي غصه خوردم فرناز من افتاده بود روي تخت و هوش نداشت بميرم الهي خيلي دلم سوخت امروزم خبر که گرفتم گفتن هيچ تغييري نکرده و دکترا فقط مي گن اميدتون به خدا باشه و دعا کنين لخته ي خون کاري دستش نده اگه به هوش بياد خيلي به نفعشه ولي نمي دونم چي بگم امروز داداشش اومد گوشيش رو بگيره از من اما ندادمش چون منتظر تلفن محسنشم نمي تونمم بهش بگم اما مي گم مامانش يا باباش يا مريضن و نمي تونه باهات حرف بزنه مي گم که اونم براي اون مريض دعا کنه شما هم از دعاتون کم نکنيد به خدا خيلي محتاج دعاتونه به اميدي که خودش بياد و با دستاي خودش بنويسه که من خوب شدم من هيچيم نيس الهي آمين نوشته شده در چهارشنبه هفتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 2 3 توسط منتظر خدایا کمکش کن سلام من ندا هستم دوست فرناز نويسنده اين وبلاگ به لطف يکي از دوستا به نام آقا محمد تونستم از طريق آي دي فرناز کد عبور وبلاگش رو پيدا کنم و بيام اينجا تا از تمام دوستاي خوبش يه خواهش کنم و يه خبر متاسفانه بد بدم فرناز امروز عصري جلوي در خونشون تصادف کرده و الان حالش خيلي بده خوشبختانه ضربه مغزي نشده اما متاسفانه توي سرش خون جمع شده و به خاطر اين که بي هوشه نمي شه عملش کنن و لخته ها رو از سرش بيرون بيارن نمي دونم بايد چي بنويسم من از همه دوستا خواهش مي کنم براش دعا کنن مي دونين که اون توي اين چن روز همش ناراحت بود و داشت گريه مي کرد اما الهي شکر اين دو روز آخري خيلي خوشحال بود چون محسن عشقش بهش زنگ زده بود حالام که گوشي فرناز دست منه و من خدا خدا مي کنم محسن زنگ نزنه چون نمي تونم بهش بگم فرناز کجاس و چه اتفاقي براش افتاده امروز عصري فرناز اومده بود خونه ي ما که جلوي خونه ي خودشونه با همون لکنتي که داشت کلي خنديد و بر عکس هميشش خيلي خوشحال بود کلي گفتيم و خنديديم وقتي از خونه ي ما بيرون رفت من توي خونمون نشسته بودم يه دفه صداي کشيده شدن يه ماشين توي جاده اومد ما دويديم دم در و ديديم تصادف شده رفتيم طرف جاده و ديديم يه دختر بوده من اصلا يادم نبود که فرناز تو جاده بود و مي خواسته بره اون طرف برگشتم خونمون اصلا نتونستم بهش نگا کنم يه دفه تو خونه يادم به فرناز افتاد و برگشتم ديدم باباپ داره گريه مي کنه و حالش بده ديگه فهميدم که خودشه پشت سر آمبولانس رفتم بيمارستان بي هوش بود و فورا بردن ازش عکس گرفتن سرش شکسته بود و کتفش بعدم زود بردنش توي آي سي يو وقتي اومدم خونه ديدم يکي که ديده بوده فرناز از خونه ي ما اومده بيرون گوشيش رو برداشته و آورده داده به خونه ي ما خيلي داغون شدم کاش امروز نمي اومد خونمون کاش اون لحظه از خونه ي ما بيرون نمي رفت نمي دونم ديگه چي بگم براتون اون دختر خيلي خوبي بود تو رو خدا براش دعا کنين نذاريد از بين بره شايد دعاهاي شما بهش کمک کنه منم براش دعا مي کنم و اولين فرصت که خبر تازه اي شد آپ مي کنم و مي گم چي شده خدايا به اميد کمکت نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 0 15 توسط منتظر همه رفتن کسي با ما نموندش سلام سلام به دوستاي خوب و دوس داشتنيم که منو تا اينجا همراهي کردن تو اين چن روز انقد حالم خراب بود که کلي آپ کردم و خودمم نمي فهميدم دارم چي مي نويسم اگه پست قبليم رو خونده باشيد نوشتم که محسن بالاخره بهم زنگ زد و کلي خوشحالم کرد حالا که فعلا شارژم و مجبورم اين شارژ رو نگه دارم تا تلفن بعديش حالام يه خبر خوب دارم واسه من که خيلي خوب بود و انقد از اين اتفاق خوشحال شدم که خواستم واسه هميشه اينجا بنويسمش يکي از صميمي ترين دوستاي من زهرا يا همون زرگل خودمون ازدواج کرده و من از اين کارش خيلي خوشحال شدم متاسفانه عقدش پنج شنبه شب بود و من نتونستم برم و باز هم متاسفانه گوشيم خراب بود و نمي تونستم بهش زنگ بزنم و تبريک بگم امروز خودش بهم زنگ زد و کلي بهش تبريک گفتم خيلي خوشحال شدم چون شوهرش خيلي پسر خوبيه و زرگل جونم تا دلم مي خواست برام تعريفش رو کرد نمي دونيد چقد از خوبيهاي شوهرش برام گفت اون مي گفت و من خدا رو شکر مي کردم و داشتم از خوشحالي پر در مي آوردم نمي دونيد چقد خوشحال شدم خلاصه که دوست گلم زرگل هم به وادي متاهلين پيوست و به قولي همه رفتن کسي با ما نموندش کسي خط دل ما رو نخوندش خوب براش آرزوي خوشبختي دارم و دعا مي کنم هميشه همين اندازه از شوهرش تعريفاي خوب خوب داشته باشه خدايا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشي و ما رستگار نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 19 31 توسط منتظر کرم کورم اصلاً هيچي ازم نمونده عشق خریت بدبختي چه مي دونم چي دچارم شده واااااااااااااااااي نمي دونيد چقد خوشحالم حالمم خوبه خوبه يه بنده خدايي دلبر من گفته بود که عشق آدم رو کر و کور مي کنه و متأسفانه شما هم گفته بود تا آقا محسنت بهت زنگ نزنه درمون نمي شي و حالت خوب نمي شه دوست گل من دلبر من من درمون شدم کر و کور بودم حالا ديگه ديوونه هم شدم محسن صبحي از تو پادگان بهم زنگ زده وااااااااااااااااااااااااااااااي کي مي فهمه من چي مي گم کي مي دونه که چقد خوبه صبح شنبه ساعت 8 30 آدم انقد خوشحال بشه يعني چي وااااااااااااااااااااااي دلم مي خواد تا فردا صبح ساعت 8 30 داد بزنم و از خوشحالي جيغ بزنم محسن دوست دارم اما درسته بهم زنگ زده ولي هنوز آرزو مي کنم يه هزارم اندازه اي که من دوسش دارم اون دوسم داشته باشه نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 12 20 توسط منتظر لطفي کن و تنهام نذار خداي من آخه احساس مي کنم دارم مي ميرم از غصه مي خوام کپه ي مرگمو بذارم ديگه اما از يه چي مي ترسم اين که تو خواب بميرم و انقد حرف اجلو شنيدم بالاخره به چشم خودم نبينمش خدايا دارم رواني مي شما حالا به دادم نرس تا موقعش بهت بگم باشه خدايا خيلي بزرگي خوانندگان محترم وبلاگ من خواهش مي کنم اون زيريها رو هم يه نگاهي بندازين اين يکي چرت و پرت بود باقيش يه کم به درد بخور ترن ميسي نوشته شده در شنبه سوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 3 3 توسط منتظر مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مرداد ۱۳۸۸ تیر ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ پیوندها چرنديات يک دانشجو شهر فرنگ از همه رنگ تقديم به محسن گلم من و تنهايي هاي من کلبه تنهايي من بهترين اس ام اس ها blogfa com
|