Meta tags:
description= ...حرفهایی که در دلم ماند...;
Headings (most frequently used words):
که, حرفهایی, در, دلم, ماند, حس, عجیب, همه, کسایی, بی, معرفتن, کلافه, ام, فروردین, روزگار, دوست, مامان, بزرگ, azar, خودش, کلی, حرف, دله, نوشته, های, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۲ (16), نوشته (14), ۱۳۹۰ (12), ۱۳۹۳ (10), شده (10), ساعت (10), توسط (10), پرستو (10), این (10), برای (9), ۱۳۹۱ (8), #فروردین (6), همه (6), مرداد (5), آبان (5), خانه (5), مرغانه (5), مثل (5), یعنی (5), دلم (4), تیر (4), بهمن (4), اسفند (4), بیست (4), مرغ (4), دیگر (4), بود (4), کردم (4), های (3), سلام (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), شهریور (3), نیست (3), کلی (3), چهارشنبه (3), است (3), گوید (3), مادربزرگم (3), خیلی (3), وقت (3), کند (3), حواسش (3), کلمه (3), دارم (3), گفت (3), چرا (3), ششم (3), دوست (3), خوش (3), چین (3), خودم (2), آذر (2), وبلاگ (2), امیدوارم (2), یکشنبه (2), خودش (2), قدمام (2), وقتی (2), محلی (2), تخم (2), الان (2), همان (2), امروز (2), همیشه (2), نظرم (2), شوند (2), مرگ (2), زندگی (2), داشته (2), خوابی (2), حال (2), کردن (2), گفتم (2), فکر (2), دانه (2), شدم (2), بعدترترش (2), خنده (2), خواهد (2), باشم (2), وارد (2), شرط (2), جمعه (2), براتون (2), خوبی (2), اینکه (2), بازی (2), گفتیم (2), بچه (2), خلاصه (2), روزا (2), کلافه (2), ندارم (2), داره (2), میشه (2), حرفهایی (2), ماند (2), blogfa, com, ترنم, افسانه, دلتنگی, سـِـتـآرِـﮧْ, سـوخـتـﮧْ, deli, ستاره, تنها, آخرین, اشتباه, تنهایی, ساکت, نمون, بندوی, sepehr, فریاد, پیوندها, باختم, فکرکنم, خوب, نیستم, خوبید, جور, گرفته, برچسب, آرشيو, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, دوستان, وبلاگم, خوشتون, بیاد, مطالب, قدیمی, دوم, گاهی, سکوت, علامت, رضا, شاید, کسی, دارد, خفه, میشود, پشت, سنگینی, بغض, حرف, دله, پنجم, فکرت, قدم, زدم, اینجا, حتی, خیابونم, خسته, انگار, خیابونا, نیستی, بدجوری, وابسته, azar, سیزدهم, زبان, جای, گویم, ناچار, چیزهای, فقط, بعضی, نباشد, یکی, درمیان, مخصوص, داشتم, صبحانه, ترس, مادرم, رفتم, الکی, خواستم, بگذرد, خیال, خورم, چیزها, هست, کلن, آدم, پیر, غریزه, پررنگ, شود, زورش, رسد, چیزی, منتهایش, عدم, باشد, حساس, گرسنگی, سرما, درد, ساده, دید, عصبانیت, بلند, بشکن, توی, عوض, بحث, اصلن, نمی, معنی, بداند, بعدش, لال, بعدترش, راست, گویدها, دقت, نکرده, بودم, هایش, مفاهیم, معنا, جلوه, کرد, شاگردی, مقابلش, احساس, مدتی, بعد, همین, یادم, افتد, خندم, داااار, مامان, بزرگ, شنبه, فریدون, مشیری, کنج, دیوارش, دوستهایم, بنشینند, آرام, بگو, بشنو, هرکسی, عشق, صفایم, گردد, سبد, بوی, سرخ, هدیه, گشتن, شست, شوی, دلهاست, داشتن, رنگ, ریاست, درش, برگ, گلی, کوبم, روی, قلم, سبز, بهار, نویسم, یار, اینجاست, سهراب, نپرسد, کجاست, چهاردهم, حسین, پناهی, میزی, کار, کاری, تخت, تختی, خواب, جان, جانی, مرگی, یاد, یادی, سنگ, روزگار, هشتم, دوستای, گلم, عید, همگی, مبارک, سال, جدید, خبرای, هیجان, شادی, باشه, واسه, گذشته, البته, بیشتر, مهمون, داری, مهمونی, رفته, روزم, رفتیم, خونه, داییم, گذشت, دختر, داییام, پسر, دایی, هشت, سالشه, گیر, داده, بیاین, اسم, فامیل, کنیم, نشکونیم, نشستیم, باید, مینوشتیم, یدفعه, اعضای, بدن, بودیم, چونه, محمدمهدی, همون, چروک, منفجر, خجالت, کشید, کلام, سالی, موفقیت, آرزو, دوستامم, لطفی, میکنن, نمیدونم, انقدر, حوصله, خودمم, پنجشنبه, حمید, مصدق, هرکس, میدانستم, چهار, فصلش, آراستگیست, همچون, سروی, سرسبز, گمان, میکردم, دوستی, کسایی, معرفتن, دوشنبه, نبض, احساستو, میگیرمو, حالت, دهم, اصلا, سرت, برنگردوندی, ببینی, دنیا, سرم, آوار, جقدر, صحنه, تاریک, رفتن, زندگیم, تکرار, عجیب,
Text of the page (random words):
حرفهایی که در دلم ماند حرفهایی که در دلم ماند حس عجیب سرت رو برنگردوندی ببینی داره دنیا سرم آوار میشه جقدر این صحنه تاریک رفتن داره تو زندگیم تکرار میشه حس خوبی ندارم اصلا این روزا نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ ساعت 14 24 توسط پرستو نبض احساستو میگیرمو حالت خوش نیست نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳ ساعت 11 57 توسط پرستو همه کسایی که بی معرفتن من گمان میکردم دوستی همچون سروی سرسبز چهار فصلش همه آراستگیست من چه میدانستم دل هرکس دل نیست حمید مصدق نوشته شده در پنجشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۳ ساعت 17 51 توسط پرستو کلافه ام نمیدونم چرا این روزا انقدر کلافه ام حوصله خودمم ندارم دوستامم که کم لطفی میکنن نوشته شده در جمعه ششم تیر ۱۳۹۳ ساعت 13 26 توسط پرستو فروردین دوستای گلم سلام عید همگی مبارک امیدوارم سال جدید براتون پر از خبرای خوش و هیجان و شادی باشه تا امروز که واسه من به خوبی گذشته البته بیشتر مهمون داری کردم تا اینکه مهمونی رفته باشم یه روزم که رفتیم خونه داییم و کلی خوش گذشت با دختر داییام یه پسر دایی دارم هشت سالشه این گیر داده بود بیاین اسم فامیل بازی کنیم ما هم گفتیم دل بچه رو نشکونیم نشستیم به بازی کردن خلاصه از چ باید مینوشتیم یدفعه گفتیم اعضای بدن از چ ما همه نوشته بودیم چونه این نوشته بود چین من گفتم محمدمهدی چین یعنی چی گفت همون چین و چروک یعنی منفجر شدم از خنده بچه کلی خجالت کشید خلاصه کلام اینکه براتون سالی پر از موفقیت آرزو دارم نوشته شده در جمعه هشتم فروردین ۱۳۹۳ ساعت 12 59 توسط پرستو روزگار میزی برای کار کاری برای تخت تختی برای خواب خوابی برای جان جانی برای مرگ مرگی برای یاد یادی برای سنگ این بود زندگی حسین پناهی نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 17 45 توسط پرستو دوست من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست کنج هر دیوارش دوستهایم بنشینند آرام گل بگو گل بشنو هرکسی می خواهد وارد خانه پر عشق و صفایم گردد یک سبد بوی گل سرخ به من هدیه کند شرط وارد گشتن شست و شوی دلهاست شرط آن داشتن یک دل بی رنگ و ریاست بر درش برگ گلی می کوبم روی آن با قلم سبز بهار می نویسم ای یار خانه ی ما اینجاست تا که سهراب نپرسد دیگر خانه دوست کجاست فریدون مشیری نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 20 10 توسط پرستو مامان بزرگ به زبان محلی جای تخم مرغ می گوید مرغانه مادربزرگم را می گویم الان دیگر خیلی وقت است از همان وقتی که ناچار شد خیلی چیزهای محلی اش را ول کند می گوید تخم مرغ فقط بعضی وقت ها که حواسش نباشد یکی درمیان کلمه های مخصوص خودش را می گوید امروز داشتم با صبحانه ام از ترس مادرم ور می رفتم و هی الکی می خواستم وقت بگذرد تا خیال کند دارم می خورم مادربزرگم حواسش بود همیشه حواسش به این چیزها هست کلن به نظرم آدم ها که خیلی پیر می شوند و غریزه ی مرگ پررنگ می شود و زورش به زندگی می رسد به هر چیزی که در منتهایش عدم داشته باشد حساس می شوند مثل گرسنگی مثل سرما مثل بی خوابی مثل یک درد ساده به هر حال که مادربزرگم مثل همیشه دید و با عصبانیت گفت بلند شو مرغانه بشکن من هم توی همان حال برای عوض کردن بحث گفتم اصلن مرغانه یعنی چی این همه کلمه چرا مرغانه فکر نمی کردم معنی اش را بداند گفت خب یعنی دانه ی مرغ دیگر بعدش لال شدم و بعدترش به این فکر کردم راست می گویدها چرا دقت نکرده بودم بعدترترش هم دیگر به نظرم همه ی کلمه هایش پر از مفاهیم و معنا جلوه کرد و یک حس شاگردی در مقابلش احساس کردم و مدتی بعد از بعدترترش تا همین الان یادم می افتد و هی برای خودم می خندم که مرغانه یعنی دانه ی مرغ چه خنده داااار نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 21 47 توسط پرستو azar انگار قدمام به این خیابونا وقتی که تو نیستی بدجوری وابسته است از بس که با فکرت قدم زدم اینجا حتی خیابونم از قدمام خسته است نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 17 34 توسط پرستو خودش کلی حرف دله گاهی سکوت علامت رضا نیست شاید کسی دارد خفه میشود پشت سنگینی یک بغض نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 14 5 توسط پرستو مطالب قدیمی تر با سلام به همه دوستان امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۳ آبان ۱۳۹۳ مرداد ۱۳۹۳ تیر ۱۳۹۳ فروردین ۱۳۹۳ اسفند ۱۳۹۲ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ دی ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ شهریور ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ آرشيو برچسب ها دلم بد جور گرفته 1 سلام خوبید 1 من که خوب نیستم 1 فکرکنم 0 1 2 به خودم باختم 1 پیوندها فریاد دل sepehr بندوی من ساکت نمون تنهایی آخرین اشتباه ستاره تنها to deli سـِـتـآرِـﮧْ ے سـوخـتـﮧْ افسانه های دلتنگی ترنم blogfa com
|