Meta tags:
description= تاریک و خاموش بی تو غمگینم و غمهایم بسیار;
Headings (most frequently used words):
تو, تاریک, خاموش, بی, غمگینم, غمهایم, بسیار, گم, شدن, روز, میلاد, خواب, اخر, اواره, راه, رفتن, لبخند, بزن, باز, هم, دوست, دارم, دلم, تنگ, شده, بود, برات, میدونی, بهشت, کجاست, درود, به, بعضی, ها, سنگ, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
سنگ (17), شده (14), ۱۳۹۲ (12), نوشته (12), ساعت (10), توسط (10), راحله (10), شود (9), فروردین (7), خواهی (7), کار (7), شنبه (6), کنی (6), اردیبهشت (5), است (5), باز (5), بیست (5), تنگ (5), باران (4), زندگی (4), همه (4), چینی (4), دارم (4), بود (4), خود (4), هفدهم (4), خواب (4), رنگ (3), زمین (3), آسمان (3), ستونی (3), کسی (3), چشم (3), هایت (3), نمی (3), روی (3), بلند (3), روزی (3), پنجشنبه (3), دوم (3), وقتی (3), داری (3), برای (3), دلت (3), راه (3), شانه (3), عشق (3), روز (3), های (2), وبلاگ (2), خانه (2), مانی (2), رنگی (2), دستت (2), افتد (2), چیز (2), دست (2), فریاد (2), شوی (2), رنگین (2), کمان (2), نیست (2), هیچ (2), نیستی (2), مثل (2), لغزد (2), گذاری (2), آدم (2), درود (2), چند (2), وجب (2), #میدونی (2), بهشت (2), کجاست (2), دوستت (2), یواشکی (2), دلم (2), تنهاترین (2), تنهای (2), همان (2), نفر (2), لبخند (2), بزن (2), دوست (2), رفتن (2), گریه (2), شرم (2), این (2), زیبایی (2), زیباترین (2), برگ (2), بمان (2), دگر (2), میرم (2), نرو (2), اما (2), چون (2), کنم (2), میلاد (2), شدن (2), تاریک (2), خاموش (2), blogfa, com, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, مطالب, قدیمی, بیستم, دوردست, سکوت, سکون, سرما, بالا, سنگی, سرت, آوار, شوند, باد, ناگهان, حرکت, ایستد, فرازش, بایستی, خیره, خاک, پاشد, انگار, ترک, دارد, توفان, درمی, گیرد, بینی, سرگرم, گرم, قطرات, شویند, برند, دیگر, رنگارنگ, پریده, نبوده, غلتد, فرومی, وقفه, وامی, روزگاری, برسد, آسمانی, بارش, بستر, زیر, ریزش, ریز, گمان, نبرد, اشک, پنهان, بهانه, بگیرد, فراز, بایستد, بزند, بازم, میمونن, هایی, میفهمن, چقدر, دوسشون, بعضی, بین, بازوهای, دوستش, فضای, صدای, آهسته, گفتن, بوسه, پشت, گوشی, حرف, زدن, شبونه, صبح, مان, برات, جمعه, سوم, خداوندا, آنکه, تنهائیم, تنهایم, گذاشت, تنهاییش, تنهایش, مگذار, سلامتیت, ونبودت, داغونم, کرد, درست, نباشد, نیاید, باشد, خدا, بیاید, خوش, بگذرد, لحظه, فراموش, فایده, ندارد, نیشخندهایی, احساسم, میزنی, هفتم, میگویند, بستی, سخت, یافتن, ولی, ماهرانه, چشمانم, میبندم, مسیر, رسیدن, میابم, میکنم, مردانه, بگذار, آغوش, شرح, بیگانه, خرد, آیینه, شعر, ببین, قصر, آواره, چاردیواری, درآ, راستی, دیوانه, مردم, شهر, گشتم, یکی, عاقل, نبود, شاعر, سوختی, پروانه, ابد, دور, گردم, بسوزان, دام, بگذاری, اسیرم, دانه, پریشان, اواره, خوابم, شاید, دیدمت, آخر, پیچیدمت, زین, گویی, کجا, تنها, ببر, آسیمه, خیزم, نوازش, مهربان, زانوی, بسترم, گسترانی, بوی, جاری, آبشاری, موی, گیسوت, تابی, خورد, بازوی, عطر, تنت, پیچد, دنیا, معطر, انگشت, پیشانی, بهار, گاه, اشتباه, خوابی, نیمه, نگاه, اخر, خورشید, دمید, شکوفه, خندید, عاشق, شدم, میانه, جنگـل, ترسیم, غمگینم, غمهایم, بسیار,
Text of the page (random words):
تاریک و خاموش تاریک و خاموش بی تو غمگینم و غمهایم بسیار گم شدن ا ز گم شدن همه می ترسیم اما زیباترین روز زندگی ام روزی بود که با تو در میانه جنگـل گم شدم نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13 9 توسط راحله روز میلاد تو روز میلاد تو بود که زمین عاشق شد و شکوفه خندید چشم گل باز شد و باز خورشید دمید نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13 6 توسط راحله خواب اخر وقتی که خوابی نیمه شب تو را نگاه می کنم زیبایی ات را با بهار گاه اشتباه می کنم از شرم سر انگشت من پیشانی ات تر می شود عطر تنت می پیچد و دنیا معطر می شود گیسوت تابی می خورد می لغزد از بازوی تو از شانه جاری می شود چون آبشاری موی تو چون برگ گل در بسترم می گسترانی بوی خود من را نوازش می کنی بر مهربان زانوی خود آسیمه می خیزم ز خواب تو نیستی اما دگر ای عشق من بی من کجا تنها نرو من را ببر من بی تو می میرم نرو من بی تو می میرم بمان با من بمان زین پس دگر هر چه تو می گویی همان در خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت می خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13 2 توسط راحله اواره دوستت دارم پریشان شانه می خواهی چه کار دام بگذاری اسیرم دانه می خواهی چه کار تا ابد دور تو می گردم بسوزان عشق کن ای که شاعر سوختی پروانه می خواهی چه کار مردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه می خواهی چه کار مثل من آواره شو از چاردیواری درآ در دل من قصر داری خانه می خواهی چه کار خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه می خواهی چه کار شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن گریه کن پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12 55 توسط راحله راه رفتن همه میگویند چشم را که بستی سخت است راه رفتن و یافتن راه ولی من چه ماهرانه وقتی چشمانم را میبندم مسیر رسیدن به تو را میابم و طی میکنم نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 14 22 توسط راحله لبخند بزن باز هم دوست دارم لبخند بزن باز هم دوست دارم نیشخندهایی را که به احساسم میزنی دلت که تنگ یک نفر باشد خود خدا هم بیاید تا خوش بگذرد و لحظه ای فراموش کنی فایده ندارد تو دلت تنگ است دلت برای همان یک نفر تنگ است تا نیاید تا نباشد هیچ چیز درست نمی شود به سلامتیت که بود ونبودت داغونم کرد خداوندا آنکه را در تنهاترین تنهائیم تنهای تنهایم گذاشت در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش مگذار نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0 0 توسط راحله دلم تنگ شده بود برات دلم برای یواشکی ها مان تنگ شده ء یواشکی حرف زدن شبونه تا صبح ء برای بوسه های پشت گوشی ء با صدای آهسته گفتن دوستت دارم ء نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0 13 توسط راحله میدونی بهشت کجاست میدونی بهشت کجاست ء فضای چند وجب در چند وجب ء بین بازوهای کسی که دوستش داری نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0 10 توسط راحله درود به بعضی ها درود بر آدم هایی که وقتی میفهمن چقدر دوسشون داری بازم آدم میمونن نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0 8 توسط راحله سنگ روی سنگ می گذاری زیر ریزش یک ریز آسمان و سر بلند نمی کنی تا کسی گمان نبرد که اشک هایت را پنهان می کنی به بهانه ی باران سنگ بر سنگ می چینی تا ستونی شود بلند تا روزی دستت را بگیرد و با تو بر فراز سنگ ها بایستد و زندگی را فریاد بزند سنگ روی سنگ می لغزد و می غلتد و فرومی افتد و تو بی وقفه سنگ روی سنگ می گذاری و می چینی و وامی چینی تا ستونی شود بلند تا روزی روزگاری برسد به آسمانی که پس از بارش باران بستر رنگین کمان می شود تو سرگرم و دل گرم سنگ ها می شوی و قطرات باران رنگ هایت را می شویند و می برند و تو دیگر رنگارنگ نیستی بی رنگ شده ای مثل رنگی پریده که نبوده است و نیست تو به سنگ ها خیره می شوی و کسی خاک می پاشد انگار در چشم هایت و آسمان ترک بر می دارد و رنگین کمان نیست می شود و توفان درمی گیرد و تو هیچ نمی بینی و سنگ بر سنگ می چینی سنگ بر سنگ تا ستونی شود که دست در دست او بر فرازش بایستی و زندگی را فریاد کنی ناگهان همه چیز از حرکت باز می ایستد باد و باران و آسمان و زمین و زندگی تو سر بالا می کنی سنگی از دستت بر زمین می افتد سنگ ها بر سرت آوار می شوند تو می مانی و رنگ بی رنگی و سکوت و سکون و سرما تو می مانی و او که سنگ شده است در دوردست ها نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 1 4 توسط راحله مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ blogfa com
|