Meta tags:
description= بچه های ارشد ماشین آلات شهرکرد89 مطالب علمی و دلنوشته بچه ها;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
شده (39), قربانی (34), علی (32), نوشته (31), ۱۳۹۱ساعت (30), nbsp (30), توسط (30), این (24), گفت (19), است (19), بود (18), مرداد (17), شهریور (17), خدا (17), گفتم (15), بچه (15), آقا (14), یکی (14), های (13), روز (13), همه (13), برگرد (13), شنبه (13), ۱۳۹۰ (12), دقت (12), جان (11), سخن (11), کردین (11), نيست (10), کرد (10), میگه (10), یازدهم (10), دوشنبه (9), یکشنبه (8), چند (8), حالا (8), میگن (8), باید (8), وقتی (8), کنم (7), اما (7), کار (7), اگه (7), شما (7), بیرون (7), دست (7), ۱۳۹۱ (6), منو (6), داره (6), دارم (6), اين (6), آخه (6), خونه (6), پیش (6), خیلی (6), بزن (6), توی (6), خلخال (6), بعد (6), ماشین (6), برای (5), رفتم (5), داشت (5), وقت (5), هزار (5), خوب (5), شدم (5), کتاب (5), خيلي (5), جبرئیل (5), ماه (5), اون (5), بار (5), بهشت (5), اينها (5), نمي (5), هاي (5), حرف (5), اينجا (5), زیر (5), نتیجه (5), نیست (5), ازدواج (5), آخر (5), مغازه (5), نمی (5), میشه (5), زندگی (5), دانلود (4), مطالب (4), داغ (4), خلاصه (4), فهميدم (4), داشتم (4), دار (4), تعجب (4), چقدر (4), آرام (4), آدم (4), ميکردم (4), کردم (4), خاطرات (4), میکنن (4), داد (4), اینجا (4), میکنم (4), شیطان (4), میره (4), هستند (4), جایی (4), هیچ (4), میکنه (4), بیست (4), دوم (4), نفر (4), كنند (4), هيچ (4), فقط (4), خواب (4), داده (4), بودند (4), الان (4), واتسون (4), بگو (4), want (4), یارو (4), خودت (4), پایین (4), هست (4), ایشان (4), لذت (4), بودن (4), لذتی (4), آمد (4), قصد (4), خواد (4), تیر (3), وبلاگ (3), پانزدهم (3), باز (3), رفت (3), خارج (3), کنيد (3), واسه (3), اينکه (3), مثل (3), بدون (3), کمک (3), عروس (3), مردم (3), بهشون (3), درد (3), انگار (3), برم (3), حال (3), زدم (3), بيرون (3), اتفاق (3), دارن (3), برام (3), اینها (3), نکن (3), طرف (3), نفس (3), جواب (3), روی (3), بقیه (3), دیگه (3), گرفت (3), لباس (3), علي (3), امام (3), كشيده (3), زنده (3), بودايي (3), ميانمار (3), خون (3), مولا (3), گوش (3), اند (3), مسلمانان (3), شهیدان (3), کند (3), فراموش (3), نکنيم (3), دنیا (3), عطر (3), روشن (3), اخوی (3), نمیاد (3), لحاظ (3), گیریم (3), اول (3), بابا (3), vegetable (3), ضربه (3), خورده (3), خالی (3), بری (3), آلات (3), درست (3), چیه (3), علامه (3), ساده (3), حسین (3), اینکه (3), میکرد (3), کنی (3), هجدهم (3), بگه (3), فحش (3), بخوابیم (3), بودیم (3), حجت (2), مهدی (2), رفاقت (2), خوردن (2), صندلی (2), سوال (2), عرض (2), سلام (2), آرشیو (2), اسفند (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), پست (2), خودش (2), مگه (2), حاجی (2), مارفتني (2), هستيم (2), گفتن (2), دکتر (2), کاري (2), شاخ (2), ميشدم (2), چيه (2), منم (2), بين (2), تشکر (2), رفتن (2), ميکنه (2), مرگ (2), شدن (2), غصه (2), دعا (2), بودم (2), ظلم (2), خودم (2), باشه (2), ديگه (2), فرق (2), قرار (2), نداشت (2), صبح (2), ميميرم (2), نميشه (2), سرش (2), نگاه (2), بهت (2), نظر (2), يعني (2), چشم (2), حاج (2), مَمَّدجواد (2), دفترچه (2), آتیش (2), جهنم (2), خاموش (2), جاش (2), اشک (2), میده (2), بالاخره (2), زنگ (2), یعنی (2), انسان (2), حتی (2), پوست (2), خربزه (2), امروز (2), فردا (2), دوباره (2), ازش (2), استفاده (2), شون (2), فکر (2), میگی (2), دوستان (2), عدالت (2), فرزند (2), زمان (2), صحبت (2), يهودي (2), پنج (2), مسلمان (2), هايي (2), رحم (2), شوند (2), بيست (2), گويند (2), صلح (2), اينان (2), خاك (2), مسلمانند (2), اعتراف (2), مولاجان (2), اگر (2), شوراي (2), امنيت (2), سرخ (2), خانم (2), كرده (2), بريده (2), دهند (2), تمام (2), چرا (2), اصلاحات (2), گونه (2), نشستن (2), نيزه (2), مرا (2), روزهای (2), قامت (2), صلوات (2), لرزه (2), براش (2), کردند (2), ثواب (2), دفعه (2), خاصی (2), گرفته (2), جمع (2), جمعه (2), نیمه (2), هولمز (2), بیدار (2), نگاهی (2), بالا (2), ستاره (2), گیری (2), باشد (2), فیزیکی (2), ساعت (2), شرلوک (2), هلمز (2), رفته (2), چادری (2), شیر (2), uncle (2), seller (2), ممّدجواد (2), یکدیگر (2), احترام (2), هنوز (2), تله (2), داشتیم (2), دور (2), فلسفی (2), ممدجواد (2), کاملا (2), بدید (2), بین (2), میدانم (2), بیشتر (2), دارد (2), سوار (2), باشی (2), همسرم (2), ببخشید (2), بغض (2), راه (2), کرده (2), جلو (2), نشده (2), کربلا (2), عسل (2), خودتو (2), سبک (2), اوهوم (2), میشی (2), کدوم (2), دردها (2), محله (2), فلسطین (2), هرگز (2), نگفتم (2), آرزومه (2), پسر (2), قبل (2), دوستش (2), بهم (2), داری (2), اسکار (2), دهد (2), مدال (2), انتقاد (2), نسبی (2), جانمونی (2), همسفر (2), بیچاره (2), میدن (2), تــــر (2), همیشه (2), دادن (2), لیوان (2), بشکنتش (2), کمتر (2), ولی (2), میخوای (2), مهمونی (2), شبیه (2), امتحان (2), نویسیم (2), اونایی (2), زنه (2), آدامس (2), موزی (2), میخوام (2), تقلب (2), بخت (2), ندارم (2), عزیز (2), نداری (2), صداش (2), مشکلات (2), میگ (2), انگوری (2), دیشب (2), ویــز (2), آشناهای (2), تاکسی (2), همون (2), ارشد (2), شهرکرد89 (2), سعید, شمشی, حجازی, طبائیان, فائزه, اکبری, منیژه, شیروانی, عبدالله, روح, انگیز, رحیمی, غیرفعال, نویسندگان, جلسه, دفاع, دفتر, کمی, خاص, درسی, یادگاری, بهانه, شیرینی, هفته, خیرمقدم, خدمت, همکلاسی, خوبم, موضوعی, ۱۳۸۹, مهر, آبان, آذر, بهمن, پیشین, عناوین, الکترونیک, صفحه, نخست, منوی, اصلی, درباره, قدیمی, خنديد, برد, گفتند, مردنيم, ميتونيد, نميرم, کفرم, ميومد, وهم, ازتعجب, بيمار, نيستم, بيماريت, چرتکه, انداختم, ديدم, تقريبا, همين, قدرا, معلوم, راستي, نگفتي, داري, حافظي, ميرفت, اونجور, يادگرفتم, نظرم, ميرسه, آدما, شدنشون, عزيزه, بله, قبول, سوالم, اينه, خاطر, آيا, الغرض, ماجرا, خوبي, پير, مردا, برا, جونا, آرزوي, خوشبختي, گدا, ميديدم, ميخوردم, حساب, ماشين, ميديم, شاد, نميکردم, دوستشون, سرتونو, نيارم, حرص, نداشتم, رفتني, اونا, ميگفتم, بذار, دلشون, خوش, کلاه, گذاشتن, مهربون, رفتاراي, غلط, اذيتم, نميکرد, چون, کسي, شروع, منتظر, باشم, کارم, اتاق, موندن, وقتي, ناراحت, نميومدم, راست, ميگي, سوالت, فهميده, ايه, گول, ماليد, بميرم, کريم, کريمه, انشاله, سلامتي, ميده, کشور, میمیرم, جوابشو, بدونم, خوشحال, ميشم, بتونم, کمکتون, جوابش, مهمه, ومد, پيشم, بقيه, حالش, عجيب, صبر, کنید, کامل, لود, شود, کولر, گازی, نصب, کنن, میگم, بازی, چهارشنبه, سوری, آتیشی, نگذاشتن, صورتم, ایرونیها, آوردن, آهی, میکشه, نگو, دلم, سرت, شلوغه, زنان, بفرمایید, پیغامگیر, میزنه, جناب, بفهمی, واقعی, گفتی, نسیت, برو, زنگی, تعلق, ایرانیان, آفریده, حلقه, بالای, سرشون, میفروشن, دیدم, بعضیهاشون, کاسبی, هسته, هندونه, تمیز, تخمه, جلوی, دروازه, جارو, خبری, نشد, خسته, همین, قرض, نمیرن, بوق, کرنای, بالهاشون, نمیکنن, بنز, مارک, آنچنانی, میخوان, کدومشون, جای, ردای, سفید, داریم, اومدن, باباشون, وضعیه, مشت, ایرونی, گلایه, خاصیم, http, www, iranpn, com, view, 14022, html, پیشاپیش, بخاطر, سفارش, دیدن, تصاویر, دلخراش, غذرخواهی, اقيانوس, ايستاده, مهدي, خلف, زهرا, حاضر, برخيز, ببين, بشنو, پيرزن, تجاوز, جنين, مادر, آتش, سوختند, ظهر, الفساد, البر, البحر, بما, كسبت, ايدي, الناس, طلب, بايد, دالايي, لاما, الگوي, خويش, دهيد, ابا, صالح, صلاه, آدينه, رسول, دارند, روزي, مرتبه, اقامه, هرچند, دانند, اصغر, گناه, امت, كنيم, توانيم, جهان, تشنه, مولاي, آوارگان, مظلومان, نشايد, فغان, بيوه, زني, بشنوي, اجابت, نكني, زماني, يابن, اميرالمومنين, ناموس, قمه, دستان, برانند, قطعنامه, صادر, كند, صداي, كبير, شنود, شان, بدهكار, پوشان, يزيدي, جامگان, كلينگتون, يمن, قدو, كنون, قرباني, چيز, گويد, گويي, اتفاقي, نيافتاده, براي, سرهاي, هديه, اشتون, تحريم, دولت, لغو, خواهد, آغاز, كشي, أَلا, إِنَّهُمْ, هُمُ, الْمُفْسِدُونَ, لكِنْ, يَشْعُرُون, خيمه, سوزاني, ديگر, اصحاب, اخدود, هماني, هلوكاست, نامند, اشك, روان, هاست, عمود, آهنين, سرهاست, حلقوم, جاي, سرها, نبستند, بستند, ريش, خضاب, پيشاني, شكسته, ديگري, نخواهد, كرد, اميد, ظهور, مولي, سرورمان, حضرت, البته, نزديك, میانمار, بلند, غیرت, غیرتهای, ايم, یادمان, نرود, کبوتران, عزیزی, اید, شهید, میراث, گرانبهایی, زانوانمان, انداخته, کمکمان, تحملش, برسد, همچون, سیمرغی, بودید, دلهره, داريم, قفسی, گنجشک, کوچکی, حتي, جشن, پتوی, حسابی, گرفتند, جوهر, ریخته, صورت, سیاه, چراغا, صورتت, کلی, میدی, مجلسمونا, اخه, وقتشه, اومد, بفرما, زمزمه, میریخت, مجلس, هوای, کسی, چراغارو, سنگر, دعای, کمیل, آسمان, نگریست, بینداز, بینی, میلیون, روحانی, خداوند, بزرگ, حقیریم, شناسی, زهره, برج, مشتری, اوایل, تابستان, مریخ, محاذات, قطب, قدری, تاملی, سپس, بدبخت, مهمی, بگیری, چادر, دزدیده, کارآگاه, معروف, معاونش, صحرا, نوردی, زدند, خوابیدند, بیخیال, خشک, میخواد, گرون, بشه, you, have, lemon, alone, cherry, strawberry, apple, can, couple, ورژن, انگلیسی, عمو, سبزی, فروش, خاک, چوک, بگذارید, نیز, میگذارد, محلی, یکم, روحـــی, حیوونکی, تاپم, بردم, نمایندگیش, نمیکنه, اعتماد, ندادم, لامصب, المپیک, رشته, استقامتی, وجود, طلا, قطعن, دنیایی, حرفهای, نگفته, مرسی, ینی, سالم, برمون, درس, خونده, شغلی, ماشینی, هیچی, نداره, میپرسی, کردی, فامیلمون, فرستاده, نمیدونم, replay, اشتباهی, سند, ایرانی, میتونه, هرچیزی, میوفته, زمینو, فوت, ضدعفونی, کنه, سایتای, حفاری, نفت, کیلومتر, اصل, مطلب, برسی, بیا, یادش, بخیر, یادته, کنکور, برگرداندار, بگم, ببین, اقعا, دمش, گرم, شماها, اندر, حکایت, عاقبت, سوخته, نیستی, کوفت, بلندی, یافت, نامور, لؤلؤ, شاهوار, سپهرش, رسانید, صدف, کنارش, پرورید, خود, حقارت, حقا, نیستم, دریاست, کیستم, خجل, پهنای, دریا, قطره, باران, ابری, چکید, رحمت, بزرگوار, محمد, تقی, جعفری, فیلسوف, آلایش, متواضع, کتابی, تحلیلی, مینویسند, استقبال, فراوانی, علمای, حوزه, روبرو, میشود, طوری, فروشی, اسلامیه, بازار, تهران, ویترین, پشت, یکدست, میکند, گذارد, گذری, وارد, میشوند, میپرسند, چیست, چگونه, کیفت, کمیت, قیمت, نمیشناخته, لبخندی, میزند, ظاهر, لهجه, شیرین, اندازد, میگوید, سطحش, بالاست, طلبه, نمیخوره, لبخند, میکنند, آیند, مردان, تجربه, نمیکنی, دانید, شیعه, روسفید, دانم, یکبار, عمرت, نوشت, مناسبش, شام, عروسیمونِ, نذر, نام, مبارک, دهانم, وجودم, کشید, گلویم, همسایه, سمتم, دید, اشکهایش, اجازه, جاری, حسینِ, انتهای, کوچه, رسیدم, لحاف, ابر, خوابیده, فانوس, ظلمت, تاریکی, خویش, آخرین, صدا, درآوردم, لحظه, نگذشته, زنی, میانسال, مندرس, چهره, غرق, ترس, دادم, سلامی, توام, تحویلم, بسته, گوشت, طرفش, گرفتم, آورد, سریع, دستم, قاپیدش, ممنون, خداحافظی, بست, قدمی, داشتی, میگفتی, ایکسه, کلیسای, امروزم, حتما, نباشه, عتراف, عزیزم, مرور, کلاکت, شاید, اونجوری, قدرتو, ندونستم, خوشتر, نباشد, لیلی, مجنون, پروایی, عاشقتم, سیاهه, گیربکس, دنده, حالت, گاز, فول, لحظاتی, کشیدن, برگه, همتون, لطفا, ماهی, لططفن, تعریف, آره, جنگل, وحشی, حمله, نتونستم, فرار, اونم, خورد, چطوری, بند, هموناس, صدای, سازش, میرسه, کجاش, داغه, هفدهم, گیرد, کاره, سینما, اورد, شاهزاده, روند, متفکرین, روشنفکر, محضر, شرمنده, فاز, شعار, راستشو, ناف, بسیج, بریدن, فهمید, معنی, مچکر, میشیم, وبلاگو, بسیجی, دربست, مانکنه, هنگ, پسره, مجسمه, هروقت, میبینی, پاشی, یادت, کافیه, ناجور, ببینی, شیش, مخته, میزان, دوستی, محبت, هایی, مشخصه, هـــــــر, رکیک, صمیمــی, خوابیدن, آدمم, مرغی, جغدی, راس, بمیر, خوابیدنت, غلطی, کنیم, وقتایی, شریکی, چیپس, پفک, خوری, توهم, حقت, اجحاف, یاد, کوچیک, آموزش, کامپیوتر, زبان, مسائل, تاریخی, انقده, بشکنن, چلفتی, مامانه, قضا, بلا, باباهه, چیکار, دقیقا, همینه, چطور, حقیقت, دونین, دروغایی, مقابل, واست, میبافه, بخشه, ببند, لامصصصب, موهاتو, میکنی, خوشگل, عروسی, کلنجار, میای, فرداش, فُرم, خوشگلتر, باباش, پولدارتر, وسط, پیشرفت, خانواده, بودی, موقع, سوالاتی, بلدیم, نستعلیق, بلد, نیستیم, بدترین, بیستم, دکه, روزنامه, بخرم, اومده, دارید, مرده, بهش, طعم, دیگشو, خدایا, شکرت, 10شدن, شدنش, شنیدین, پسرای, پول, دخترای, خواستگار, گاهی, برداری, پات, شوت, کردنش, دکمه, اینتر, رفیق, عصبانیتمان, ممنونیم, سخت, ترین, ضربات, میگفت, کنار, باسرعت, عبور, بگی, نمیدونست, رومون, پشه, گوشم, گرفتمش, خوابوندمش, ظرف, روغن, روونتر, خانوما, هـرقـدر, قربون, صـدقه, برن, محکـم, روبوســی, کنـن, هـمونقدر, هــمـدیـگـه, بـدشــون, مـیاد, ایران, عادت, شکلی, سرقتی, بیوفته, اعم, متفق, القول, دزده, آشنا, بوده, فکرم, دزدها, جزو, دزدن, میدونم, دسته, گلی, دادی, زبون, بشنوم, بگوووووو, قدیمیترین, تاکتیک, مادرا, طول, تاریخ, همچین, کولرش, خواستم, سرمو, بچسبونم, شیشه, خوشی, گریه, هنوزم, هنوزه, کسایی, میـپـرسن, کجا, بلافاصله, شنیدن, میــــرم, جانب, قانع, آرامش, میرسند, تیکه, پیتزا, سیر, شدی, مونه, نمیشه, لعنتیه, روحش, گشنگی, میاد, سراغت, معادلات, مجهولی, روزها, راهی, فهمد, نقطه, جمله, بفهمه, آدمایی, هستن, درکشون, ردشون, همینطوری, زندگیتن, میزنن, آرامشت, اعصاب, پیاده, میشن, تازه, جیباشونو, میگردن, کرایه, بدن, اونایین, دقیقه, گشتن, اسکناس, ۵۰۰۰, تومنی, رحمه, دیروز, نزدیک, مدل, خیر, گذشت, مهمون, ساله, داشتن, زلزله, هفت, ریشتری, کله, سحر, هاشو, تموم, والا, رفتیم, مامانمون, نمیدونین, آرومی, گیر, کردیم, رودرواسی, مینشستیم, گوشه, گلای, قالی, میشمردیم, حرفِ, ننه, مون, زمین, نیفته, اصلا, نسلِ, بامرامی, جزغاله, شدیم, حیف, واللا, نکردین, علمی, دلنوشته,
Text of the page (random words):
و به جاش از پات برای شوت کردنش استفاده کنی نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ساعت 23 48 nbsp توسط علی قربانی دقت کردین دقت کردین هروقت یه خواب خوب میبینی صب پاشی یادت نمیاد اما کافیه یه خواب ناجور ببینی تا شیش ماه تو مخته دقت کردین میزان دوستی و محبت بین دو تا پسر از روی فحش هایی که بهم میدن کاملا مشخصه هـــــــر چی فحش ها رکیک تــــر رفاقت صمیمــی تــــر دقت کردین با کار خوابیدن آدمم کار دارن قبل ۱۲ بخوابیم میگن مرغی بعد از ۱۲ بخوابیم میگن جغدی راس ۱۲ بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت چه غلطی کنیم بالاخره حالا دقت کردین همیشه وقتایی که با یکی شریکی چیپس یا پفک می خوری هی توهم داری که در حقت اجحاف شده تا حالا دقت کردین لذتی که در یاد دادن فحش به بچه های کوچیک هست در آموزش کامپیوتر و زبان و مسائل تاریخی نیست انقده حال میده دقت کردین اگه بچه ها لیوان بشکنن ای دست و پا چلفتی اگه مامانه بشکنتش قضا بلا بود اگه باباهه بشکنتش این لیوان اینجا چیکار میکنه تو خونه ی ما که دقیقا همینه شما چطور دقت کردین وقتی حقیقت رو می دونین گوش دادن به دروغایی که طرف مقابل داره واست میبافه چقدر لذت بخشه کمتر ببند لامصصصب تا حالا دقت کردین وقتی واسه دل خودت موهاتو درست میکنی چقدر خوشگل میشه ولی وقتی میخوای بری مهمونی یا عروسی بعد از ۳ ساعت کلنجار رفتن شبیه خربزه میشی دقت کردین وقتی از زندگی یکی میای بیرون از فرداش خودش روز به روز رو فُرم تر و خوشگلتر میشه باباش روز به روز پولدارتر و مث اینکه این وسط فقط تو جلو پیشرفت کل خانواده شون رو گرفته بودی دقت کردین موقع امتحان سوالاتی رو که بلدیم با خط نستعلیق می نویسیم ولی اونایی رو که بلد نیستیم با بدترین خط می نویسیم نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 21 21 nbsp توسط علی قربانی بیچاره مجسمه هه بیچاره مانکنه هنگ کرده از دست پسره نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 20 51 nbsp توسط علی قربانی جانمونی همسفر دربست بهشت جانمونی همسفر چند روز پیش یکی از دوستان انتقاد نسبی هر کی فهمید معنی انتقاد نسبی چیه به ما هم بگه مچکر میشیم میکرد که چرا جو وبلاگو بسیجی کردم چه کنم دیگه ناف ما رو هم با بسیج بریدن شرمنده که رفتم تو فاز شعار اما راستشو گفتم نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 20 31 nbsp توسط علی قربانی اسکار و مدال به یکی اسکار می گیرد می دهند و با یک همه کاره سینما دست می دهد یکی مدال می اورد و با یک شاهزاده دست نمی دهد هر دو بالا می روند یکی در نگاه متفکرین روشنفکر یکی در محضر خدا نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 8 36 nbsp توسط علی قربانی صندلی داغ داغ داغ کجاش داغه این از هموناس که صدای سازش فردا صبح به گوش میرسه نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22 47 nbsp توسط علی قربانی خالی بند یارو داشت واسه دوستش تعریف میکرد آره چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد دوستش میگه آخه چطوری میشه تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی یارو میگه ای بابا کدوم زندگی تو هم به این میگی زندگی نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22 33 nbsp توسط علی قربانی آقا لططفن لطفا برام یه ماهی دانلود کن نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22 19 nbsp توسط علی قربانی ممدجواد درست لحظاتی قبل از کشیدن برگه از دست همتون گیربکس هزار دنده در حالت تمام گاز فول بار آی که عاشقتم پسر سیاهه نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22 18 nbsp توسط علی قربانی و چه پروایی نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22 12 nbsp توسط علی قربانی آخ که لیلی و مجنون بهشت از روی تو خوشتر نباشد نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22 11 nbsp توسط علی قربانی من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه من به تو هرگز نگفتم با تو بودن آرزومه شاید اونجوری که باید قدرتو من ندونستم نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 22 5 nbsp توسط علی قربانی بچه های پایین محله فلسطین کلاکت اول فلسطین بچه های محله پایین نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 21 58 nbsp توسط علی قربانی دردها دردها نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 21 52 nbsp توسط علی قربانی مرور خاطرات کدوم خاطرات تو رو خدا کم خودتو به اون راه بزن ا عتراف کن سبک میشی عزیزم اینجا کلیسای علی قربانی و امروزم که حتما یکشنبه است حتی اگه نباشه حالا خودتو سبک کن بگو بگو اوهوم داشتی میگفتی ایکسه چند بود اوهوم نوشته شده در شنبه یازدهم شهریور ۱۳۹۱ساعت 21 51 nbsp توسط علی قربانی ماه عسل در کربلا ماه عسل در کربلا به انتهای کوچه که رسیدم شب زیر لحاف ابر خوابیده بود و فانوس ظلمت همه جا را روشن از تاریکی خویش کرده بود جلو رفتم و زنگ آخرین در را به صدا درآوردم چند لحظه ای نگذشته بود که زنی میانسال با چادری مندرس و چهره ای غرق در تعجب و ترس بیرون آمد سلام دادم و او هم سلامی توام با شک تحویلم داد یک بسته از گوشت ها را طرفش گرفتم داشت از تعجب شاخ در می آورد سریع از دستم قاپیدش و گفت ممنون خداحافظی کردم و زن در را بست چند قدمی دور نشده بودم که دوباره در باز شد و زن بیرون آمد و گفت ببخشید آقا مناسبش چیه گفتم شام عروسیمونِ نذر حسینِ نام مبارک حسین ع که از دهانم بیرون آمد همه وجودم تیر کشید و بغض راه گلویم را گرفت همسرم هم که قربانی آن یکی همسایه را داده بود به سمتم آمد وقتی بغض منو دید به اشکهایش اجازه جاری شدن داد پی نوشت همسرم می دانم چه لذتی دارد اینکه سوار بر ماشین عروس باشی میدانم چه لذتی دارد اینکه توی لباس عروس باشی آخر همه اینها را یکبار در عمرت بیشتر تجربه نمیکنی و میدانم لذت همه این لذت ها را اما نمی دانید لذت شیعه حسین ع بودن را و آن دنیا پیش حسین ع روسفید بودن نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 21 30 nbsp توسط علی قربانی مردان خدا خدا رحمت کند علامه بزرگوار محمد تقی جعفری این فیلسوف بی آلایش را ایشان خیلی متواضع و ساده بودند یک بار ایشان کتابی تحلیلی فلسفی مینویسند که با استقبال فراوانی در بین علمای حوزه روبرو میشود طوری که کتاب فروشی اسلامیه در بازار تهران ویترین پشت مغازه اش را یکدست خالی میکند و فقط این کتاب را می گذارد ایشان یک بار گذری وارد این مغازه میشوند از مغازه دار میپرسند این کتاب چیست و چگونه است یعنی از کیفت و کمیت و قیمت مغازه دار که ایشان را نمیشناخته لبخندی میزند و نگاهی به ظاهر ساده و لهجه شیرین علامه می اندازد و میگوید حاج آقا اون کتاب سطحش خیلی بالاست به درد شما طلبه ها نمیخوره علامه هم با لبخند تشکر میکنند و بیرون می آیند یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که دریاست من کیستم گر او هست حقا که من نیستم چو خود را به چشم حقارت بدید صدف در کنارش به جان پرورید سپهرش به جایی رسانید کار که شد نامور لؤلؤ شاهوار بلندی از آن یافت کو پست شد در نیستی کوفت تا هست شد نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 21 24 nbsp توسط علی قربانی اندر حکایت آخر و عاقبت سوخته ی ما و اقعا که دمش گرم کاملا درست میگه نظر شماها چیه ای ماشین آلات ای کنکور ای برگرداندار ای چی بگم دیگه ببین و خودت بقیه شو بگو نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 21 14 nbsp توسط علی قربانی ممدجواد یادته آی ممّدجواد یادش بخیر نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 21 6 nbsp توسط علی قربانی دِ بیا فقط یه ایرانی میتونه هرچیزی که میوفته رو زمینو با یه فوت ضدعفونی کنه آدم این سایتای دانلود که میره حس میکنه رفته حفاری نفت باید چند کیلومتر بری پایین تا به اصل مطلب برسی فامیلمون یه اس ام اس فلسفی فرستاده بود نمیدونم چی شد replay رو اشتباهی زدم اس ام اس خالی براش سند شد جواب داد دنیایی از حرفهای نگفته مرسی ینی یه آدم سالم دور و برمون نیست به خدا یارو نه درس خونده نه شغلی داره نه ماشینی خلاصه هیچی نداره ازش میپرسی ازدواج کردی با اعتماد به نفس میگه هنوز دم به تله ندادم لامصب تو خودت تله ای اگه توی المپیک رشته ی دانلود استقامتی وجود داشت الان یه طلا داشتیم قطعن لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه یارو میگه ضربه فیزیکی گفتم نه بی محلی کردم یکم ضربه روحـــی خورده حیوونکی اگر به یکدیگر احترام بگذارید یکدیگر نیز به شما احترام میگذارد نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 20 27 nbsp توسط علی قربانی خاک و چوک ممّدجواد ورژن انگلیسی عمو سبزی فروش uncle vegetable seller oh ye do you have vegetable oh ye i want a lemon oh ye i want u alone oh ye uncle vegetable seller oh ye i want a cherry oh ye strawberry oh ye i want an apple oh ye can we be a couple oh ye نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 20 26 nbsp توسط علی قربانی کمک فکر کنم شیر خشک هم میخواد گرون بشه نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 20 21 nbsp توسط علی قربانی بابا بیخیال شرلوک هلمز کارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان را نگریست بعد واتسون را بیدار کرد و گفت نگاهی به آن بالا بینداز و بگو چه می بینی واتسون گفت میلیون ها ستاره هولمز گفت چه نتیجه ای می گیری واتسون گفت از لحاظ روحانی نتیجه می گیریم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است پس باید اوایل تابستان باشد از لحاظ فیزیکی نتیجه می گیریم که مریخ در محاذات قطب است پس ساعت باید سه نیمه شب باشد شرلوک هلمز قدری تاملی کرد و سپس گفت بدبخت نتیجه اول و مهمی که باید بگیری این است که چادر ما را دزدیده اند نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ساعت 20 17 nbsp توسط علی قربانی اخوی عطر بزن شب جمعه بود بچه ها جمع شده بودند تو سنگر برای دعای کمیل چراغارو خاموش کردند مجلس حال و هوای خاصی گرفته بود هر کسی زیر لب زمزمه می کرد و اشک میریخت یه دفعه اومد گفت اخوی بفرما عطر بزن ثواب داره اخه الان وقتشه بزن اخوی بو بد میدی امام زمان نمیاد تو مجلسمونا بزن به صورتت کلی هم ثواب داره بعد دعا که چراغا رو روشن کردند صورت همه سیاه بود تو عطر جوهر ریخته بود بچه ها م یه جشن پتوی حسابی براش گرفتند نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 16 34 nbsp توسط علی قربانی بر قامت بی سر شهیدان صلوات خدا کند فراموش نکنيم دنیا برای شما قفسی بود که هیچ گنجشک کوچکی حتي تحملش را نداشت چه برسد به شما که همچون سیمرغی بودید دلهره داريم از این میراث گرانبهایی که زانوانمان را به لرزه انداخته است کمکمان کنيد تا فراموش نکنيم که شما برای چه خون داده اید کمک کنيد تا فراموش نکنيم شهید داده ايم خدا کند که یادمان نرود شهیدان چه کبوتران عزیزی بودند بر قامت بی سر شهیدان صلوات نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 16 32 nbsp توسط علی قربانی غیرتهای در خواب بلند صحبت نکن اینجا غیرت ها در خواب اند نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 16 2 nbsp توسط علی قربانی این روزهای مسلمانان میانمار اي اقيانوس ايستاده عدالت يا مهدي اي فرزند خلف زهرا و اي علي حاضر و امام زمان برخيز و ببين و بشنو صحبت از خلخال يك پيرزن يهودي نيست سخن از تجاوز به پنج هزار زن مسلمان است سخن از جنين هايي است كه از رحم مادر بيرون كشيده مي شوند سخن از انسان هايي است كه زنده زنده در آتش سوختند نه يك نفر و نه ده نفر كه بيست هزار نفر ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس برگرد برگرد برگرد آقا جان اينها مي گويند بودايي ها صلح طلب هستند اينها مي گويند بايد دالايي لاما را الگوي صلح خويش قرار دهيد يا ابا صالح اي صلاه روز آدينه برگرد اينان كه در ميانمار به خاك و خون كشيده مي شوند مسلمانند و حب رسول خدا در دل دارند اينان روزي پنج مرتبه تو را اقامه مي كنند هرچند نمي دانند مولا جان تو را به علي اصغر هاي بي گناه اين امت برگرد برگرد اعتراف مي كنيم بي تو نمي توانيم برگرد جهان تشنه عدالت فرزند علي است مولاي آوارگان و مظلومان تو را نشايد كه آه و فغان بيوه زني را بشنوي و اجابت نكني تو امام زماني يابن اميرالمومنين برگرد اينها مسلمانند سخن از خلخال نيست حرف ناموس است مولاجان قمه به دستان بودايي به هيچ كس رحم نمي كنند برگرد مولاجان اينجا اگر سگ يك يهودي را برانند شوراي امنيت قطعنامه صادر مي كند برگرد شوراي امنيت صداي اين ظلم كبير را نمي شنود اينها گوش ها شان بدهكار ما نيست آقا جان سخن از سرخ پوشان يزيدي نيست حرف سرخ جامگان بودايي است آقا جان خانم كلينگتون كه به ميانمار رفت به يمن قدو مش تا كنون بيست هزار نفر را قرباني كرده اند هيچ كس هيچ چيز نمي گويد گويي اتفاقي نيافتاده مولا جان اينجا هم براي سرهاي بريده هديه مي دهند خانم اشتون گفت تمام تحريم هاي دولت ميانمار لغو خواهد شد چرا كه اصلاحات را آغاز كرده است مولا جان اينجا اصلاحات يعني مسلمان كشي أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُون آقا جان سخن از خلخال نيست سخن از خيمه سوزاني ديگر است سخن از اصحاب اخدود است هماني كه اينها هلوكاست مي نامند سخن از خلخال نيست حرف اشك هاي روان بر گونه هاست آقا جان سخن از خلخال نيست حرف نشستن عمود هاي آهنين بر سرهاست آقا جان سخن از خلخال نيست حرف حلقوم هاي بريده است اينجا يه جاي اين كه سر ها را به نيزه كنند نيزه را در سرها مي كنند اينجا آب را بر مسلمانان نبستند مسلمانان را به آب بستند تو را به ريش به خون خضاب شده تو را به گونه به خاك كشيده شده تو را به پيشاني شكسته برگرد برگرد فقط برگرد هيچ اتفاق ديگري مرا آرام نخواهد كرد به اميد ظهور مولي و سرورمان حضرت حجت عج كه صد البته نزديك است پیشاپیش از همه دوستان بخاطر سفارش به دیدن این تصاویر دلخراش غذرخواهی میکنم http www iranpn com view 14022 html نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ساعت 15 51 nbsp توسط علی قربانی ما خیلی خاصیم میگی نه میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که آخه خدا این چه وضعیه آخه ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر میکنن اومدن خونه باباشون به جای لباس و ردای سفید همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن میگن بدون بنز و ب ام و جایی نمیرن اون بوق و کرنای من هم گم شده یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم امروز تمیز میکنم فردا دوباره پر از پوست تخمه و هسته هندونه و پوست خربزه است من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های بالای سرشون رو به بقیه میفروشن خدا میگه ای جبرئیل ایرانیان هم مثل بقیه آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره اینها هم که گفتی خیلی بد نسیت برو یک زنگی به شیطان بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان دو سه بار میره روی پیغامگیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده جهنم بفرمایید جبرئیل میگه آقا سرت خیلی شلوغه انگار شیطان آهی میکشه و میگه نگو که دلم خونه این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا شب و روز برام نگذاشتن تا صورتم رو میکنم این طرف اون طرف یه آتیشی به پا میکنن تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی حالا هم که ای داد آقا نکن بهت میگم نکن جبرئیل جان من برم اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11 20 nbsp توسط علی قربانی از دفترچه خاطرات من و مَمَّدجواد صبر کنید تا کامل لود شود از دفترچه خاطرات من و مَمَّدجواد نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۱ساعت 11 9 nbsp توسط علی قربانی خلاصه حاجی مارفتني هستيم ا ومد پيشم حالش خيلي عجيب بود فهميدم با بقيه فرق ميکنه گفت حاج آقا يه سوال دارم که خيلي جوابش برام مهمه گفتم چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال ميشم بتونم کمکتون کنم گفت دارم میمیرم گفتم يعني چي گفت دارم ميميرم گفتم دکتر ديگه اي خارج از کشور گفت نه همه اتفاق نظر دارن گفتن خارج هم کاري نميشه کرد گفتم خدا کريمه انشاله که بهت سلامتي ميده با تعجب نگاه کرد و گفت اگه من بميرم خدا کريم نيست فهميدم آدم فهميده ايه و نميشه گول ماليد سرش گفتم راست ميگي حالا سوالت چيه گفت من از وقتي فهميدم دارم ميميرم خيلي ناراحت شدم از خونه بيرون نميومدم کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن تا اينکه يه روز به خودم گفتم تا کي منتظر مرگ باشم خلاصه يه روز صبح از خونه زدم بيرون مثل همه شروع به کار کردم اما با مردم فرق داشتم چون من قرار بود برم و انگار اين حال منو کسي نداشت خيلي مهربون شدم ديگه رفتاراي غلط مردم خيلي اذيتم نميکرد با خودم ميگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن آخه من رفتني ام و اونا انگار نه سرتونو درد نيارم من کار ميکردم اما حرص نداشتم بين مردم بودم اما بهشون ظلم نميکردم و دوستشون داشتم ماشين عروس که ميديم از ته دل شاد ميشدم و دعا ميکردم گدا که ميديدم از ته دل غصه ميخوردم و بدون اينکه حساب کتاب کنم کمک ميکردم مثل پير مردا برا همه جونا و آرزوي خوشبختي ميکردم الغرض اينکه اين ماجرا منو آدم خوبي کرد حالا سوالم اينه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آيا خدا اين خوب شدن و قبول ميکنه گفتم بله اونجور که يادگرفتم و به نظرم ميرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزيزه آرام آرام آرام خدا حافظي کرد و تشکر داشت ميرفت گفتم راستي نگفتي چقدر وقت داري گفت معلوم نيست بين يک روز تا چند هزار روز يه چرتکه انداختم ديدم منم تقريبا همين قدرا وقت دارم با تعجب گفتم مگه بيماريت چيه گفت بيمار نيستم هم کفرم داشت در ميومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار ميشدم گفتم پس چي گفت فهميدم مردنيم رفتم دکتر گفتم ميتونيد کاري کنيد که نميرم گفتن نه گفتم خارج چي و باز گفتند نه خلاصه حاجی مارفتني هستيم کي ش فر قي داره مگه باز خند...
|