Meta tags:
description= نابخشوده;
Headings (most frequently used words):
نابخشوده, تو, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
منم (22), مردی (15), نوشته (7), برای (7), ديگر (7), شده (6), میکند (6), است (6), کنارت (5), تمام (5), ميدانى (5), ۱۳۹۱ (4), هستم (4), دستان (4), درد (4), خسته (4), بارها (4), شبهاى (4), روى (4), هايم (4), هفته (3), خانه (3), بود (3), شنبه (3), ساعت (3), توسط (3), امیر (3), روزی (3), میخواهی (3), این (3), آید (3), روزهایی (3), ثانیه (3), کنارتم (3), کنی (3), آغوش (3), وقتی (3), دستانت (3), میگیرد (3), خواب (3), مردانه (3), اونیکه (3), اما (3), کار (3), میکنم (3), همه (3), اين (3), براى (3), حتى (3), هاى (3), چهارم (2), بهمن (2), ۱۳۹۴ (2), های (2), مردت (2), کیست (2), میترسی (2), دختر (2), بهشت (2), میروند (2), موهای (2), شانه (2), میزند (2), روز (2), راه (2), بروی (2), شبها (2), شبهای (2), برایت (2), قهوه (2), زندگی (2), سخت (2), زیبایت (2), بزند (2), سالهاست (2), خاطر (2), بودنت (2), سالها (2), چشمانت (2), میکنی (2), تاریکی (2), حلقه (2), نخواهم (2), چقدر (2), چنان (2), خواستنِ (2), ميدانم (2), وجود (2), عوض (2), كرد (2), مقايسه (2), ميرود (2), كار (2), لعنتى (2), انقدر (2), بخاطرِ (2), همين (2), دورمان (2), بگذار (2), ميان (2), سرت (2), شونه (2), بوسه (2), صدا (2), نابخشوده (2), blogfa, com, دوم, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, عباس, معروفی, توی, کتاب, سمفونی, مردگان, باید, چایی, خورد, شاشیدنش, ارزد, نازنینت, مضطربم, میگذاری, ازم, قول, ابد, بمانم, لحظه, بزرگترها, اجازه, میگیری, شاهزاده, مملکت, بشوی, پایت, مغازه, شهر, وسواسهایت, خرید, روسری, ساده, عاشقانه, بپرستد, پدر, مادرمان, پیر, میشوند, خوبی, برایشان, نبوده, باشی, خدمتشان, کنیم, نترسی, پدران, مادرانمان, یتیمی, کمتر, اشکهایت, میبوسد, پریشانت, برا, فرشته, رحم, امانت, هست, آرامی, ۲۸۹, بارداری, قیافه, افتی, شکمت, خطی, میشود, نمیتوانی, حتی, درست, میگیرم, لحظات, امید, تولد, عرق, پیشانی, دردت, پاک, دخترت, قبل, دوی, شما, میخواباند, بیخوابی, کیک, شکلاتی, اورد, قصه, زندگیت, گوش, پاهای, نوازش, بیارامند, برف, زمستون, میشی, میری, پشت, پنجره, روی, بخار, شیشه, اتاق, اسمت, فال, برات, فنجونش, انگشت, میزنی, فرشتگان, سرنوشت, حرف, اصرار, داری, موهایش, خودت, اصلاح, بلد, نبود, دوست, داشت, ناخنهایت, لاک, کسیکه, نازت, میکشد, قهرهایت, خریدار, هنوز, پنجشنبه, نذر, خواستگاریش, خیریه, عشقت, شکرانه, عید, میروی, سراغ, یتیمها, شادشان, کادو, خریده, روبان, زده, همراهت, بوده, پیاده, قدم, بزنید, کسی, نیست, روزانه, ضریح, پناه, آورد, حاجت, روایش, آهای, پاییز, مضطرب, میپری, بسترت, میگردی, ببینی, نبین, لمس, سردی, روزگار, گرمای, آغوشش, مبدل, کرده, خاطرت, اقیانوس, وسط, خطر, میرود, صدفی, نامت, بگشاید, شاید, مرواریدی, لایقت, بیاید, بعد, همسری, بدن, تناسب, افتاده, بوید, بوسد, اولین, موی, سپیدت, آینه, میبینی, اشک, موهایت, جمع, آغوشم, سفت, میفشارمت, گوشت, زمزمه, امروز, برابر, عاشقتم, شراب, کهنه, نگران, چین, چروکهای, تازه, رسیده, صورت, میشوی, بهترین, زیبارویان, عالم, باتو, بودن, معاوضه, کرد, فرزندانمان, دنبال, سرنوشتشان, اتاقهایشان, میگریی, شبانه, کنار, دریا, میبرد, بیکرانگی, دلتنگیهایت, بگویی, جسمت, تغییر, فکر, دیگر, نیستی, سلولهایت, یاد, آوری, همان, مرد, وحشی, روزهای, اولمان, میشوم, یادت, نرود, تویی, شاه, بیت, غزل, دهم, زمستانى, تلخ, سنگين, بارِ, نابودىِ, خودم, ايينه, شكسته, اتاقم, ميكِشَم, يادت, بغض, ميكنم, نفرتِ, دورانمان, بهمنم, بهمنت, ميكشم, مهم, زندگى, نخواستنش, مادرم, شروع, اصلاً, ميخواهم, نباشَد, چيز, قَسم, فرشتگانى, ندارند, مردم, باورش, دارن, تورا, دنيا, فرشتگانِ, توَهُميَش, البته, ناجوان, ايست, دنياى, كثيف, كردن, دستم, شعر, مغزم, چيزى, ميكند, الكل, سيگار, مذخرفات, نميتوانند, دردى, طولانى, كمى, كنند, تنها, خاطرات, اون, ميدهم, اوج, خستگيمان, اغوش, گُم, ميشُديم, محكم, فشار, ميداديم, گويي, جنين, رحمِ, مادرش, حال, سقط, شدن, تپش, قلب, كوچكت, سينه, ميكردم, ارامش, ميانِ, لذتِ, مُردن, نميكردم, نميدانم, بدان, غمگينم, نبودنمان, بلكه, روزگارِ, دردناكتر, كرده, نفس, كشيدن, برايم, حوصله, سَر, بَرى, كارى, هوشي, خواندن, مانده, محو, ادمهاى, شديم, ذره, خودمان, ارزش, قائل, نشديم, امشب, تصور, كنيم, دستانِ, دارى, خيابان, وليعصر, گذاشتى, دستانمان, صداى, دوستت, دارم, گفتن, خيلى, اهسته, درِ, گوشَت, دارت, گونه, شكايتش, داشتى, قوىِ, ضعيفِ, دور, سختى, خلاص, پستى, درونِ, ماشينِ, خاك, گرفته, اغوشِ, وَلى, عَصر, وَليعَصر, چِقَدر, دِلگير, اَست, بیست, ششم, وَلی, عَصرها, وَلیعَصر, دِلگیر, هَست, عایا,
Text of the page (random words):
نابخشوده نابخشوده وَلی عَصرها وَلیعَصر چه دِلگیر هَست عایا نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ ساعت 0 37 توسط امیر ميدانى چقدر شبهاى زمستانى ام تلخ و سنگين است چنان كه بارِ نابودىِ خودم را در ايينه ى شكسته ى اتاقم ميكِشَم ديگر كه با يادت بغض ميكنم اما نفرتِ دورانمان را با بهمنم در بهمنت ميكشم ديگر چه مهم است خواستنِ زندگى يا نخواستنش كه با درد مادرم شروع شد و اصلاً ميخواهم كه نباشَد ميدانى همه چيز سخت است ميدانم كه ميدانى و ميدانم كه ميدانى قَسم به تمام فرشتگانى كه وجود ندارند و اين مردم باورش دارن د تورا با دنيا و تمام فرشتگانِ توَهُميَش عوض نخواهم كرد و البته مقايسه ى ناجوان مردانه ايست كه خواستنِ تو را با دنياى كثيف مقايسه كردن ديگر نه دستم به شعر ميرود نه مغزم براى چيزى كار ميكند نه الكل و نه سيگار و نه مذخرفات ديگر نميتوانند دردى از اين شبهاى طولانى حتى كمى كم كنند تنها دل به خاطرات و اون شبهاى لعنتى ميدهم كه در اوج خستگيمان در اغوش هم گُم ميشُديم و انقدر محكم فشار ميداديم كه گويي جنين در رحمِ مادرش در حال سقط شدن بود كه تپش قلب كوچكت را روى سينه هايم حس ميكردم و ارامش ميانِ دستانت را حتى با لذتِ مُردن عوض نميكردم نميدانم كه ميدانى يا نه اما بدان با تمام وجود غمگينم نه بخاطرِ نبودنمان بلكه بخاطرِ همين روزگارِ لعنتى كه از هم دورمان كرد و اين شبهاى پر درد را چنان دردناكتر كرده كه ديگر نفس كشيدن هم برايم كار حوصله سَر بَرى شده است نه دل به كارى ميرود نه هوشي براى خواندن مانده انقدر محو ادمهاى دورمان شديم كه ديگر حتى ذره اي براى خودمان هم ارزش قائل نشديم بگذار همين امشب را تصور كنيم تو در ميان دستانِ من جا دارى و سرت را روى شونه هاى من ميان خيابان وليعصر جا گذاشتى و دستانمان در هم حلقه شده صداى دوستت دارم گفتن هايم خيلى اهسته درِ گوشَت بوسه هاى صدا دارت روى گونه هايم و بوسه هايم كه بي صدا بود و تو شكايتش را داشتى سرت را بگذار روى شونه هاى قوىِ مردت كه ديگر ضعيفِ تو شده است دور از همه ى سختى ها و خلاص از همه ى پستى ها يك شب درونِ ماشينِ خاك گرفته ى من هم اغوشِ من وَلى عَصر ها وَليعَصر چِقَدر دِلگير اَست ٩١ ١١ ٨ نوشته شده در سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 0 52 توسط امیر تو کنارت هستم برای روزی که دستان نازنینت را در دستان مضطربم میگذاری و ازم قول میخواهی که تا ابد کنارت بمانم مردت هستم برای لحظه ای که از بزرگترها اجازه میگیری تا شاهزاده این مملکت بشوی مردی که پا به پایت در مغازه های شهر می آید تا وسواسهایت را برای خرید یک روسری ساده عاشقانه بپرستد کیست منم برای روزهایی که پدر و مادرمان پیر میشوند و میترسی که دختر خوبی برایشان نبوده باشی من کنارت هستم تا خدمتشان کنیم و نترسی برای ثانیه ای که پدران و مادرانمان به بهشت میروند من کنارتم تا درد یتیمی را کمتر حس کنی مردی که اشکهایت را میبوسد و موهای پریشانت را شانه میزند منم برا ی ثانیه ای که فرشته ای از بهشت در رحم تو به امانت می آید منم که کنارتم و تو در آغوش من هست که می آرامی در تمام آن ۲۸۹ روز بارداری وقتی از قیافه می افتی و شکمت خط خطی میشود و نمیتوانی حتی درست راه بروی منم که کنارتم و شبها تن خسته ات را در آغوش میگیرم مردی که دستانت را در آن لحظات پر درد و امید تولد میگیرد و عرق از پیشانی پر دردت پاک میکند منم مردی که موهای تو و دخترت را قبل از خواب شانه میکند و هر دوی شما را در آغوش مردانه اش میخواباند منم مردی که شبهای بیخوابی برایت قهوه و کیک شکلاتی می اورد تا قصه زندگیت را گوش میکند منم مردی که با دستان خسته اش پاهای خسته تر تو از این زندگی سخت را هر شب نوازش میکند تا بیارامند کیست منم تو برف زمستون وقتی از خواب پا میشی و میری پشت پنجره اونیکه روی بخار شیشه اتاق اسمت را نوشته منم مردی که فال قهوه برات میگیرد و تو فنجونش انگشت میزنی تا برایت از فرشتگان و سرنوشت زیبایت حرف بزند منم مردی که اصرار داری موهایش را خودت اصلاح کنی منم مردی که بلد نبود اما دوست داشت ناخنهایت را لاک بزند منم کسیکه بارها و بارها نازت را میکشد و قهرهایت را خریدار است هنوز منم مردی که هر پنجشنبه سالهاست به خاطر نذر روز خواستگاریش در خیریه ها کار میکند به عشقت و به شکرانه بودنت منم سالهاست که شب عید میروی سراغ یتیمها تا شادشان کنی مردی که تمام این سالها کنارت کادو ها را خریده و روبان زده و همراهت بوده منم وقتی از سر کار میخواهی به خانه بروی مردی که پیاده می آید کنارت که تا خانه با هم قدم بزنید کسی نیست جز من مردی که خسته از کار روزانه به ضریح چشمانت پناه می آورد و تو حاجت روایش میکنی منم آهای دختر شبهای پاییز شبها که مضطرب از خواب میپری و تو تاریکی در بسترت میگردی که ببینی هستم یا نه نبین لمس کن تن مردی را که سردی روزگار را به خاطر تو به گرمای آغوشش مبدل کرده اونیکه به خاطرت ته اقیانوس وسط تاریکی و خطر میرود تا صدفی به نامت بگشاید و شاید مرواریدی لایقت بیاید منم اونیکه بعد از سالها همسری بدن از تناسب افتاده ات را می بوید و می بوسد منم روزی که اولین موی سپیدت را در آینه میبینی و اشک در چشمانت حلقه میزند منم که موهایت را در دستان مردانه ام جمع میکنم و در آغوشم سفت میفشارمت و در گوشت زمزمه میکنم که امروز دو برابر عاشقتم ای شراب کهنه روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی منم که بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتو بودن معاوضه نخواهم کرد برای روزهایی که فرزندانمان میروند دنبال سرنوشتشان و تو در اتاقهایشان میگریی منم مردی که دستانت را میگیرد و تو را شبانه به کنار دریا میبرد تا هر چقدر میخواهی با بیکرانگی آب از دلتنگیهایت بگویی برای روزهایی که جسمت تغییر میکند و فکر میکنی دیگر زن نیستی و میترسی منم که بارها و بارها حس زن بودنت را به تک تک سلولهایت یاد آوری میکنم همان مرد وحشی روزهای اولمان میشوم تا یادت نرود که تویی شاه بیت غزل زندگی من نوشته شده در شنبه سی ام دی ۱۳۹۱ ساعت 16 14 توسط امیر عباس معروفی توی کتاب سمفونی مردگان نوشته بود باید چایی را خورد که به شاشیدنش بی ارزد خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته چهارم دی ۱۳۹۴ هفته دوم بهمن ۱۳۹۱ هفته چهارم دی ۱۳۹۱ blogfa com
|