Meta tags:
description= IQ یادداشت های یک;
Headings (most frequently used words):
های, iq, یادداشت, یک, دنیای, عجیب, ما, گلی, خانم, جواب, یا, آزمایش, دوراهی, عید, همینجوری, 21, لباسشویی, عمه, جان, اندر, اوضاع, اقتصادی, عجب, دوره, ای, شده, گرفتاری, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (20), این (19), شده (17), ساعت (13), ۱۳۹۰ (12), ۱۳۹۱ (12), نوشته (12), برای (12), توسط (10), های (9), ماشین (9), علی (9), البته (8), خونه (8), بودن (8), ۱۳۹۲ (7), کلی (7), بچه (7), همه (7), اون (7), گفتم (7), عید (6), بهمن (6), هست (6), چند (6), بعد (6), افتاده (6), گوشیش (6), کردیم (6), #دوراهی (6), وبلاگ (5), اسفند (5), فروردین (5), کردن (5), خوب (5), خلاصه (5), چیزی (5), بهش (5), حالا (5), است (5), ولی (5), باز (5), تئاتر (4), ۱۳۸۹ (4), تیر (4), مرداد (4), پست (4), میشه (4), خدا (4), شنبه (4), راه (4), بریم (4), رفتیم (4), تازه (4), اگر (4), جواب (4), تاکسی (4), دیگه (4), کنم (4), باید (4), پدر (4), آزمایش (4), تموم (3), دنیای (3), سلام (3), نویسی (3), برچسب (3), مهر (3), چهارشنبه (3), اینجا (3), نمایش (3), کار (3), شدم (3), درس (3), دارن (3), گذشته (3), رفت (3), افتادیم (3), یکی (3), حدود (3), ازدواج (3), دیگر (3), زیر (3), اقتصادی (3), عنوان (3), زیادی (3), فکر (3), چرا (3), مثلا (3), پیاده (3), تومن (3), شروع (3), مال (3), شهر (3), اتفاق (3), خیلی (3), کرده (3), میکرد (3), شغل (3), همون (3), دوم (3), یخچال (3), دلیل (3), گلی (3), باش (2), منتظر (2), دوباره (2), چراغ (2), دلتنگی (2), همینجوری (2), آرشیو (2), آذر (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), آبان (2), ۱۳۹۸ (2), قدیمی (2), چقدر (2), دلم (2), نوشتن (2), تنگ (2), بده (2), کمی (2), خلوت (2), تمرین (2), باعث (2), ترم (2), سختی (2), میکردم (2), بگم (2), وقت (2), بودم (2), شکر (2), هفته (2), سرم (2), موضوع (2), داشتم (2), مادر (2), هنوز (2), حرف (2), عجب (2), دوره (2), اسم (2), سال (2), دیدم (2), داره (2), همانطور (2), اصلا (2), کسی (2), باشم (2), خودم (2), بعضی (2), 500 (2), زیاد (2), صحبت (2), ترمینال (2), توی (2), میگفتن (2), چشم (2), بسیار (2), رفتن (2), برم (2), برگردیم (2), اوضاع (2), هایی (2), دعوا (2), هوای (2), نبود (2), نمیشد (2), نگاه (2), زدن (2), هستم (2), رسیدن (2), مورد (2), جیب (2), ماهی (2), داریم (2), گذاشتیم (2), نمیدونم (2), جیبش (2), رسیدیم (2), سرد (2), گوشیم (2), ابزار (2), نگران (2), دقیقه (2), بیاره (2), زور (2), طبقه (2), آسانسور (2), خالی (2), افتاد (2), ساید (2), میزش (2), پیچیدیم (2), ضربه (2), نخوره (2), قرار (2), کجا (2), یکشنبه (2), نمیشه (2), استخر (2), عصر (2), اینها (2), دوس (2), فقط (2), بابا (2), عیدی (2), خون (2), سفره (2), بدی (2), خوبه (2), انتخاب (2), دوشنبه (2), مادرت (2), پنج (2), یادداشت (2), blogfa, com, پسر, ترشیده, برایت, نویسم, آرزوهاتم, آرزوهامی, مــــــــــــــریــــم, پاییــــــــزی, کامپیوتر, علمی, تفریحی, مهتاب, میترا, انتظار, داداش, کوچولو, کوچک, پارلا, جودی, ابوت, گاه, نوشتهای, میثم, پارسی, مقالات, ملا, فاطمه, نیلو, نانازی, همسری, قافیه, rhyme, پیوندها, استادن, سیروس, شاملو, ابوغریب, غربت, صنم, صالحی, رای, گیری, اینترنتی, اسکار, بعثت, اصغر, فرهادی, لذت, قرمز, جدایی, نادر, سیمین, نمایشنامه, خوانی, بارون, انقلاب, هنری, سینما, معرفی, کتاب, فیلم, غیره, خاطرات, روزانه, رویداد, موضوعی, شهریور, پیشین, عناوین, الکترونیک, پروفایل, مدیر, خانه, مطالب, خاننده, وبلاگم, عکس, پستر, پرسوناژ, مهم, نیست, پرداخت, نتونم, هام, بخونم, آینده, خواهد, اونهایی, علاقه, بدونن, چیکار, مشغول, اجرای, اجراش, دلتون, بخواد, ننوشتم, یادم, گرفتاری, گرامی, ببریم, دکتر, فرمودن, سری, خالت, مطب, کلا, گوش, اونجا, کوچیک, حال, بازی, هیچکدومش, نمیدونستم, سراسر, سوپرایز, عروسای, خالم, پسرخالم, الان, سالشه, خالمون, اندازه, تیم, فوتبال, اونروز, هاشون, آمده, میدانید, کمر, برایمان, نمانده, فشار, خورد, زمین, ریخت, همچی, کرایه, گرفته, بخاطر, بدهکار, مربوط, سپردم, راهی, اینطوری, هستن, سوال, تمعکار, افراد, وجود, موقع, شدن, 1000, داد, کرایته, گفت, باقیش, تشکر, دادم, کلاه, رفته, خود, گفتیم, دارها, وقتی, بفهمن, نیستی, گرون, میگیرن, همینطوره, حتی, داستان, برام, تعریف, کردم, براش, بالاتر, حساب, سرانگشتی, تعجب, گرد, سوار, مودبانه, کنار, خیابان, ایستاده, جلوی, ترمز, زده, داشت, بقیه, آمدم, توافق, نرسیدن, مسافر, حبیب, خداست, میخواست, بره, مسافربری, کاملا, مشخص, غریبه, پرسید, میگیری, دستان, افتد, زندگی, برابر, مسافرکش, جریان, روزی, دختری, مادرش, اینقدر, نامزدم, نداشته, کمک, نکن, ادبی, وارد, بحث, گفتگو, میشدم, شریفی, مسافرکشی, چون, منی, مفرح, هیچکدامتان, نمیدانید, میگم, بدونید, بنده, عاشق, مردم, باهاشون, موقت, نیز, عشقمان, مفید, وسیله, امرارمعاش, تاحدودی, حدودش, بگویم, انجا, بزرگوارمان, دست, نمیکنند, توقعی, نداریم, اختیار, اینطرف, آنطرف, میرویم, اندر, جمعه, همین, توماشین, پارکینگ, کنن, برداریم, بزاریم, میگفت, حلال, خوشحال, نیم, همونجایی, سریع, لبه, جوب, برداشت, قدیمیه, انقدر, هوا, میدویدن, روشن, میگرده, شاید, باشه, رسید, بستیم, سلامتی, سوتی, ندادیم, همچنان, بردیمش, داخل, میخواییم, درهاش, ببندیم, دیدیم, نیاوردیم, نشستیم, برامون, پیچگشتی, گوفتم, قبلی, جاش, گذاشتی, آزمایی, موفق, شدیم, برسونمیش, خداروشکر, مدت, مهندسین, طراح, غول, بیابونی, ارض, ارادت, همچنین, معمار, ساختمان, پله, تعبیه, کردنشون, بار, ماشینش, بردیم, نشود, اینجاش, جای, همتون, گذاشته, یادشون, میگن, بای, همچین, بزرگا, دوتا, مهندس, دورش, میگردیم, دور, درهارو, روش, مهندسی, معکوس, اینچی, بشکنه, بعدش, یعنی, کاری, دارین, هستیما, ورداریم, بیاییم, لباسشویی, عمه, جان, نپرسید, روم, دوختش, تونستم, سوزن, گیرمون, آمد, بلیت, داشتیم, قلم, بگین, چیزای, داشته, چیزایی, روز, سیزه, ترافیک, میرن, حافظیه, ترافیکش, میکنیم, آمدن, مسافرا, سریال, نوروزی, پنجعلی, بیدار, آخر, اول, صبح, خوابیدن, لنگ, ظهر, تعطیلی, مشق, لباس, پوشیدن, قدیما, یهو, دوست, بهت, زنگ, میزنه, برات, میاد, دیدن, فامیل, خرید, سبزه, وماهی, همراه, هیچکس, نمیده, تکونی, هرکاری, کنی, زیرش, هول, هولکی, میری, حموم, مامان, هفت, سین, پسته, بادم, تخم, کدو, شیرینی, میخوریم, دارم, کلآ, گرفتن, حداقلش, اینه, داری, گزینه, هاش, خودش, چندتا, فلان, آری, بچسبم, درآمد, ادامه, بدم, ندم, آخرش, بگن, نباید, میکردن, بگیریم, دادیم, میگه, بیان, بدن, رفتم, بگیرم, آزمایشی, مرتبه, انجام, متاهل, مراسم, عقدم, بالاخره, خانم, تفریحات, ذهنم, پاک, بنویسیم, ببینم, مثل, قبل, زنده, سرحال, وبلاگی, دوستش, فراموش, واقعا, آدم, عجیبی, عجیب,
Text of the page (random words):
iq یادداشت های یک iq یادداشت های یک دنیای عجیب ما سلام واقعا ما آدم ها دنیای عجیبی داریم وبلاگی که خیلی دوستش داشتم رو به کلی فراموش کرده بودم وبلاگ نویسی از تفریحات من بود که از ذهنم پاک شده بود بنویسیم ببینم مثل قبل زنده و سرحال میشه یا نه برچسب ها سلام دوباره وبلاگ نویسی دلتنگی نوشته شده در دوشنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۸ ساعت ۴ ۱۷ ب ظ توسط iq گلی خانم بالاخره اتفاق افتاد پنج شنبه گذشته مراسم عقدم بود متاهل شدم پنج شنبه 17 مرداد نوشته شده در شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۲ ۴۲ ب ظ توسط iq جواب یا آزمایش بعد از یک هفته رفتم جواب آزمایش رو بگیرم تازه آزمایشی که برای مرتبه دوم انجام شده میگه باز هم باید خون بدی پدر و مادرت هم باید بیان آزمایش بدن خلاصه که رفتیم جواب بگیریم آزمایش دادیم پ ن فکر کنم آخرش هم بگن پدر و مادرت نباید با هم ازدواج میکردن نوشته شده در دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۲ ساعت ۷ ۱۶ ب ظ توسط iq دوراهی کلآ سر دوراهی هستم درس رو ادامه بدم یا ندم بچسبم به کار و درآمد یا نه تئاتر رو ول کنم یا نه ازدواج کنم یا نه تازه اینها کلی هاش بود مثلا در مورد کار خودش چندتا دوراهی هست که فلان شغل آری یا نه ولی دوراهی خوبه حداقلش اینه که حق انتخاب داری و چند گزینه برای انتخاب کردن البته فقط دوراهی خوبه سر دوراهی قرار گرفتن خیلی هم بده نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۱۱ ۳۶ ب ظ توسط iq عید عید رو دوس دارم به این دلیل که شیرینی زیاد میخوریم پسته و بادم و تخم کدو عیدی هایی که باید بدی با جیب خالی سفره هفت سین ماهی گلی مامان و بابا سر سفره اون دم دم عید که هول هولکی میری حموم خون تکونی که هرکاری کنی نمیشه از زیرش در رفت اون منتظر عیدی بودن که هیچکس هم نمیده خرید گل و سبزه وماهی گلی همراه علی دیدن فامیل ها بعد از یک سال کلی اس ام اس برات میاد یهو یه دوست قدیمی بهت زنگ میزنه لباس نو پوشیدن البته این مال قدیما بود تعطیلی درس و مشق خوابیدن تا لنگ ظهر بیدار بودن تا آخر شب یا اول صبح سریال های نوروزی فقط بابا پنجعلی آمدن مسافرا تو شهر ترافیک دم در خونه نمیدونم چرا ولی همه میرن حافظیه ما هم ترافیکش رو نگاه میکنیم دعوا سر این که 13 کجا بریم چیزایی که روز سیزه خونه جا گذاشتیم و کلی چیزای دیگه اینها باعث میشه که عید رو دوس داشته باشم پ ن اگر چیزی از قلم افتاده بگین برچسب ها عید نوشته شده در یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۲ ساعت ۸ ۸ ب ظ توسط iq همینجوری 21 ساعت 7 30 عصر بلیت استخر داشتیم ساعت 7 20 عصر سوزن و نخ گیرمون آمد علی دوختش و تونستم برم استخر دیگه نپرسید چی که روم نمیشه بگم نوشته شده در یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۴ ۳۶ ب ظ توسط iq لباسشویی عمه جان راه افتادیم و با علی رفتیم کجا گفتم که خلاصه رسیدیم قرار بر این بود که ورداریم و بیاییم چی گفتم که گفتم اگر کاری چیزی دارین ما هستیما و شروع شد یه ال سی دی خدا اینچی رو از رو میزش باز کردیم و پیچیدیم که ضربه نخوره بشکنه بعدش هم میزش رو پیچیدیم باز هم به همون دلیل همون دلیل دیگه یعنی ضربه نخوره تازه یادشون افتاد که یه یخچال دارن که بهش میگن ساید بای ساید یا یه همچین چیزی از این بزرگا از در رد نمیشد حالا ما دوتا مهندس هی دورش میگردیم به دور در یخچال درهارو به روش مهندسی معکوس باز کردیم و شروع کردیم به زور زدن بار ماشینش کردیم و بردیم و پیاده کردیم و تو آسانسور جا نشود اینجاش جای همتون خالی علی هم گوشیش رو توی ماشین جا گذاشته بود بعد از حدود 40 دقیقه زور آزمایی موفق شدیم به طبقه دوم برسونمیش خداروشکر که طبقه دوم بودن البته در این مدت به مهندسین طراح این غول بیابونی که بهش میگفتن یخچال کلی ارض ارادت کردیم و همچنین به معمار اون ساختمان هم با این آسانسور و راه پله تعبیه کردنشون علی رفت در ماشین که گوشیش رو بیاره ولی گوشیش تو ماشین نبود حالا بردیمش داخل و میخواییم درهاش رو ببندیم که دیدیم ابزار ها رو نیاوردیم چند دقیقه ای نشستیم تا یکی برامون پیچگشتی بیاره علی هم نگران که پس گوشیم چی شد بهش گوفتم اون خونه قبلی جاش گذاشتی ابزار رسید و در رو بستیم به سلامتی اصلا هم سوتی ندادیم علی هم همچنان نگران گوشیش فکر میکرد از جیبش افتاده راه افتادیم که برگردیم همون خونه قدیمیه انقدر هوا سرد بود که همه میدویدن برای رسیدن به ماشین ها تو اون هوای سرد چراغ گوشیش رو روشن کرده زیر ماشین رو میگرده که شاید گوشیم اینجا افتاده باشه رسیدیم در خونه علی سریع از ماشین پیاده شد و یه چیزی که افتاده بود لبه جوب رو برداشت رفتن که در پارکینگ رو باز کنن تا برداریم بزاریم تو ماشین و بریم علی میگفت مال حلال هست نمیدونم چرا ولی خوشحال بود که گوشیش بعد از حدود یک ساعت و نیم هنوز همونجایی که از جیبش افتاده بود بود خلاصه گذاشتیم توماشین رو رفتیم خونه همین نوشته شده در جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۰ ۵ ب ظ توسط iq اندر اوضاع اقتصادی همانطور که همه میدانید دیگر چیزی به اسم کمر برایمان نمانده همه اش زیر این فشار های اقتصادی خورد شد و به زمین ریخت خدا را شکر چند ماهی است که ماشین پدر را در اختیار داریم و با آن به اینطرف و آنطرف میرویم خوب البته وسیله امرارمعاش هم تاحدودی است در مورد حدودش باید بگویم که تا انجا که دیگر پدر بزرگوارمان دیگر برای ما دست در جیب نمیکنند خوب ما هم توقعی نداریم خلاصه شغل شریفی است مسافرکشی و صد البته برای کسی چون منی مفرح همانطور که هیچکدامتان نمیدانید حالا میگم که بدونید بنده عاشق نگاه کردن به مردم و حرف زدن باهاشون هستم و این شغل موقت ما نیز بسیار برای رسیدن به عشقمان مفید است دستان های زیادی اتفاق می افتد چه زندگی هایی که در برابر چشم یک مسافرکش در جریان است مثلا روزی دختری با مادرش دعوا میکرد که اینقدر هوای نامزدم رو نداشته باش و بهش کمک نکن اگر بی ادبی نبود وارد بحث و گفتگو هم میشدم ولی نمیشد حالا برگردیم به موضوع این پست اوضاع اقتصادی بسیار مودبانه کنار خیابان ایستاده بود و چند تاکسی جلوی او ترمز زده بودن با یکی از تاکسی ها داشت صحبت میکرد که بقیه رفتن من هم آمدم سر ماشین رو کج کنم برم که دیدم به توافق نرسیدن خوب مسافر حبیب خداست میخواست بره ترمینال مسافربری و کاملا مشخص بود که غریبه پرسید چند میگیری خوب یه حساب سرانگشتی و گفتم 500 تومن تعجب کرده بود با چشم های گرد شده سوار شد گفتم تاکسی ها خیلی بالاتر میگفتن و این شروع صحبت ما بود تا خود ترمینال از این گفتیم که تاکسی دارها وقتی بفهمن مال این شهر نیستی گرون میگیرن و همه جا همینطوره و حتی داستان خودم رو هم که توی یه شهر دیگه برام اتفاق افتاده بود تعریف کردم براش موقع پیاده شدن 1000 تومن داد بهش گفتم گفتم که 500 تومن کرایته گفت باقیش رو برای تشکر دادم تا حالا زیاد سرم کلاه رفته اینجا اون رو به خدا سپردم و راهی خونه شدم و با خودم فکر میکردم چرا بعضی ها اینطوری هستن سوال سختی هست و جواب های زیادی مثلا تمعکار بودن بعضی افراد وجود داره اگر من از کسی کرایه ی زیادی گرفته باشم بخاطر عنوان پست هست و البته بدهکار بودن که اون هم مربوط به عنوان پست میشه اصلا همچی زیر سر این عنوان هست نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۳ ۵۴ ب ظ توسط iq عجب دوره ای شده راه افتادیم که مادر گرامی رو ببریم دکتر هنوز وقت بود و مادر فرمودن که یه سری بریم خونه خالت و بعد بریم مطب ما هم که کلا بچه حرف گوش کن رفتیم این خالمون هم به اندازه یه تیم فوتبال بچه داره که همه ازدواج کردن و بچه دارن اونروز همه بچه ها با بچه هاشون آمده بودن برای من که سراسر سوپرایز بود بعد از سه سال تازه یکی از عروسای خالم رو دیدم و بچه پسرخالم هم که الان حدود 3 سالشه خلاصه که اونجا کلی بچه کوچیک در حال بازی کردن بودن که من اسم هیچکدومش رو نمیدونستم عجب دوره ای شده نوشته شده در سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۹ ۱ ب ظ توسط iq گرفتاری آخ که چقدر دلم برای اینجا و نوشتن تنگ شده آخ که چقدر دلم برای خاننده های وبلاگم تنگ شده موضوع برای نوشتن تا دلتون بخواد داشتم و ننوشتم و یادم رفت برای اونهایی که علاقه دارن بدونن چیکار میکردم بگم که این چند وقت گذشته مشغول تمرین و اجرای یه نمایش بودم شکر خدا هفته گذشته اجراش تموم شد و کمی سرم خلوت شد البته کمی خلوت شد این تئاتر تمرین کردن باعث شد نتونم خوب درس هام رو بخونم پس ترم آینده ترم سختی خواهد بود کلی هم بده کار شدم که البته مهم نیست و پرداخت میشه این عکس پستر نمایش هست یه نمایش تک پرسوناژ نوشته شده در چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۱۲ ۳۵ ق ظ توسط iq مطالب قدیمی تر خانه پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین مهر ۱۳۹۸ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ بهمن ۱۳۹۱ آبان ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ آبان ۱۳۹۰ مهر ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آرشیو موضوعی روزانه رویداد ها خاطرات همینجوری معرفی کتاب فیلم و غیره هنری تئاتر سینما و برچسب ها انقلاب 1 دلتنگی 1 عید 1 بارون 1 تئاتر 1 نمایشنامه خوانی 1 جدایی نادر از سیمین 1 وبلاگ نویسی 1 چراغ قرمز 1 لذت 1 اصغر فرهادی 1 بعثت 1 صف 1 رای گیری اینترنتی اسکار 1 سلام دوباره 1 صنم صالحی 1 ابوغریب تا غربت 1 سیروس شاملو 1 در صف استادن 1 پیوندها قافیه من i rhyme نیلو نانازی منتظر همسری مقالات ملا فاطمه پارسی باش گاه نوشتهای میثم 75 جودی ابوت دنیای کوچک من پارلا مهتاب و میترا در انتظار داداش کوچولو کامپیوتر علمی و تفریحی مــــــــــــــریــــم پاییــــــــزی تموم آرزوهاتم تموم آرزوهامی برایت می نویسم پسر ترشیده blogfa com
|