Meta tags:
description= (¯`v´¯) کــلــبـه دوســـتـــی (¯`v´¯) ...خانه دوست اینجاست...;
Headings (most frequently used words):
کــلــبـه, دوســـتـــی, خانه, دوست, اینجاست, داستان, حسودی, مردی, به, همسرش, چگونه, روشنفکر, شویم, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
کرد (19), خيلی (11), ۱۳۹۰ (9), کنين (9), خانه (8), ساعت (6), اين (6), همه (5), شما (5), لباس (5), روز (5), بچه (5), برای (5), همسرش (5), نوشته (4), روش (4), بود (4), رفت (4), آنها (4), ۱۳۸۹ (3), بهمن (3), ۱۳۹۱ (3), های (3), شده (3), ميده (3), بايد (3), بعد (3), سعی (3), کارتون (3), انجام (3), کار (3), #روشنفکر (3), داد (3), بیدار (3), کند (3), مدرسه (3), اسفند (2), فروردین (2), اردیبهشت (2), خرداد (2), وبلاگ (2), توسط (2), ღیـاسـمـیـــن (2), جـــوونღ (2), روشا (2), جواب (2), چند (2), بار (2), خونه (2), بدين (2), تيريپ (2), روشنفکريه (2), دانشگاه (2), خوندين (2), بگين (2), البته (2), يکی (2), بخورين (2), کارايی (2), کنن (2), حتما (2), موسيقی (2), کلاسيک (2), تونين (2), مهمه (2), قضيه (2), حداقل (2), بقيه (2), حساب (2), فکر (2), اما (2), صحبت (2), کردن (2), مياد (2), نيست (2), روزی (2), راه (2), بندازين (2), خداوند (2), حکمت (2), بیکرانش (2), باید (2), چرا (2), کردم (2), همسرم (2), حسودی (2), میکنم (2), آمین (2), صبح (2), خسته (2), اینکه (2), لباسها (2), حمام (2), آشپزخانه (2), تمیز (2), شام (2), درست (2), شست (2), سپس (2), اتو (2), برداشت (2), کشید (2), مرتب (2), خشکشویی (2), برد (2), صبحانه (2), مرد (2), درحالیکه (2), آرزو (2), مردی (2), کــلــبـه (2), دوســـتـــی (2), blogfa, com, آذر, تیر, مرداد, شهریور, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, آره, داداش, هندونه, برنامه, غذاييت, حذف, تونی, تاحالا, خودم, همين, روشـنفکر, شدم, خواهرتون, اذیت, بهش, گير, ولی, وقـتی, کاری, کارش, نداشته, باشـين, رشته, خيال, شين, فلسفه, واسه, اينکه, گندش, نياد, خارجی, مثله, گاو, غذا, اينم, ديگه, روشنفکرا, گـوش, وقتی, جمع, روشنفکری, هستين, رفتين, همون, داوود, بهبودی, حال, حموم, نريد, شيپيش, باشيد, روشنفکرتر, نظر, رسيد, گدايی, راهتون, بينين, ۵۰۰, تومن, کمک, کنيد, نکنيد, کـنيد, هيشکی, بيـشتر, نميدونه, آروم, نامفهوم, جوری, طرف, هيچی, حرفای, نفهمه, کنه, کاره, ايد, چـــی, بتونين, بيشتر, چرت, پرت, راحت, ميشه, پوشيدنم, جور, بپوشين, بگيرن, روشنفکرين, لباسای, گشاد, گيوه, موی, بنفش, بکنين, نمي, مثلا, بيفتين, جوب, ديوار, هنگام, رفتن, شيلنگ, تخته, اينا, نشون, درسته, ضمن, لازمه, بزارين, محاسنتون, بلند, نشونه, دستاتونو, باهاش, خشک, خوبيه, دليل, تقريباً, پسرای, خوششون, شدنم, کارسخـتی, کافيه, اسم, نويسنده, کارگردانی, حالا, کسی, اسمشونو, نشنيده, حفظ, جمله, ميگين, تاشو, دخترا, مواد, لازم, شافی, کاپ, پيپ, قهوه, کلمبیا, کتاب, شعر, زبان, فرانسوی, محاسن, مقدار, کافی, چگونه, شویم, پاسخ, پسرم, میدانم, اکنون, درس, خودرا, آموختی, خوشحال, خواهم, چیز, روال, گذشته, بازگردانم, ماه, صبر, کنی, دیشب, باردار, شدی, خدایا, نمیدانستم, چیزی, داشتم, اندیشیدم, خیلی, اشتباه, ماندن, خواهش, لطفا, بیا, قرارمان, برگردانیم, سریع, کنار, تختش, زانو, گفت, بسیار, هنوز, کارهای, روزانه, تمام, نشده, تختخواب, عشق, بازی, خواباند, ماشین, ظرفشویی, روشن, گوشت, قلی, لوبیاهای, تازه, آماده, سیب, زمینی, پوست, سبزی, سالاد, بعدازظهر, میز, حین, تماشای, تلویزیون, سازماندهی, تکالیفشان, دهند, شیر, کیک, برایشان, ریخت, سرعت, بردارد, بحث, کردند, جاروبرقی, گردگیری, جارو, عجله, تختها, دقیقا, جای, خاک, گربه, قبضها, صورتحسابها, پرداخت, مانده, حسابها, دفتر, خرج, بررسی, بانک, انداز, باز, خواروبار, فروشی, خریدهایش, ناهارشان, بسته, بندی, برگشت, بردن, حاضر, جایش, برخاست, فردا, عنوان, خواب, آرزوی, برآورده, خدای, عزیزم, میروم, فقط, میماند, میخواهم, بداند, سختی, تحمل, تقاضا, دارم, اجازه, دهی, بدن, جابجا, شود, تنها, ناخوش, برود, میبرد, بعلاوه, حسودیش, بسیاری, تعاریف, تبریک, دریافت, کرده, دلش, خواست, بفهمد, کارهایی, میدهد, داستان, دوست, اینجاست,
Text of the page (random words):
v کــلــبـه دوســـتـــی v بهمن ۱۳۹۰ v کــلــبـه دوســـتـــی v خانه دوست اینجاست داستان حسودی مردی به همسرش مردی ناخوش و خسته شده بود از اینکه باید هر روز به سر کار برود درحالیکه همسرش در خانه به سر میبرد و بعلاوه به او حسودیش شد چرا که همسرش بسیاری تعاریف و آرزو و تبریک در روز زن دریافت کرده بود دلش خواست که همسرش بفهمد که او چه کارهایی انجام میدهد پس آرزو کرد خدای عزیزم من هر روز روزی 8 ساعت سر کار میروم درحالیکه همسرم فقط در خانه میماند میخواهم او بداند که من چه سختی را تحمل میکنم پس تقاضا دارم که اجازه دهی بدن من و او با هم جابجا شود تنها برای یک روز آمین خداوند با حکمت بیکرانش آرزوی مرد را برآورده کرد فردا صبح مرد به عنوان یک زن از خواب بیدار شد از جایش برخاست برای همسرش صبحانه حاضر کرد بچه ها را بیدار کرد لباس های مدرسه بچه ها را مرتب کرد به آنها صبحانه داد ناهارشان را بسته بندی کرد آنها را به مدرسه برد به خانه برگشت و لباسها را برای بردن به خشکشویی برداشت آنها را به خشکشویی داد و به بانک رفت تا حساب پس انداز باز کند به خواروبار فروشی رفت سپس خریدهایش را به خانه برد قبضها و صورتحسابها را پرداخت کرد و مانده حسابها را در دفتر خرج بررسی کرد جای خاک گربه را تمیز کرد و سگ را حمام کرد ساعت دقیقا 1 شد و با عجله تختها را مرتب کرد لباس ها را شست جاروبرقی کشید گردگیری کرد و کف آشپزخانه را جارو و طی کشید به سرعت رفت به مدرسه تا بچه ها را بردارد و در راه خانه با هم بحث کردند شیر و کیک برایشان ریخت و بچه ها را سازماندهی کرد تا تکالیفشان را انجام دهند سپس میز اتو را برداشت و در حین تماشای تلویزیون لباس ها را اتو زد ساعت 4 30 بعدازظهر سیب زمینی ها را پوست کند و سبزی ها را برای درست کردن سالاد شست گوشت قل قلی درست کرد و لوبیاهای تازه را برای شام آماده کرد بعد از شام آشپزخانه را تمیز کرد و ماشین ظرفشویی را روشن کرد لباسها را تا کرد بچه ها را حمام کرد و آنها را خواباند ساعت 9 شب او بسیار خسته بود و با اینکه هنوز همه کارهای روزانه اش تمام نشده بود به تختخواب رفت تا عشق بازی کند صبح روز بعد او بیدار شد و سریع کنار تختش زانو زد و گفت خدایا من نمیدانستم که به چه چیزی داشتم می اندیشیدم من خیلی اشتباه کردم که به خانه ماندن همسرم حسودی می کردم خواهش میکنم آه آه لطفا بیا قرارمان را برگردانیم آمین خداوند با حکمت بیکرانش پاسخ داد پسرم میدانم که اکنون درس خودرا آموختی و من خوشحال خواهم شد که همه چیز را به روال گذشته اش بازگردانم اما تو باید 9 ماه صبر کنی چرا که دیشب باردار شدی نوشته شده در ساعت 10 53 توسط ღیـاسـمـیـــن جـــوونღ چگونه روشنفکر شویم مواد لازم شافی کاپ پيپ موسيقی کلاسيک قهوه کلمبیا کتاب شعر حتما به زبان فرانسوی محاسن به مقدار کافی روش کار اين روش خيلی روش خوبيه به اين دليل که تقريباً همه دخترا خيلی از پسرای تيريپ روشنفکر خوششون مياد روشنفکر شدنم خيلی کارسخـتی نيست کافيه چند تا اسم نويسنده و کارگردانی رو که تا حالا کسی اسمشونو نشنيده حفظ کنين و تو هر جمله ای که ميگين يه دو سه تاشو بندازين در ضمن لازمه بزارين يه کم محاسنتون بلند شه هم نشونه روشنفکريه هم مي تونين دستاتونو باهاش خشک کنين سعی کنين کارايی رو بکنين که بقيه نمي کنن مثلا بد نيست حداقل روزی ۲ بار بيفتين تو جوب يا تو در و ديوار بخورين در هنگام راه رفتن شيلنگ تخته بندازين اينا خيلی جواب ميده و نشون ميده شما خيلی کارتون درسته لباس پوشيدنم خيلی مهمه سعی کنين يه جور لباس بپوشين که همه بگيرن اين قضيه رو که شما روشنفکرين لباسای گشاد گيوه و کش موی بنفش خيلی به کارتون مياد اما روش صحبت کردن بايد خيلی آروم و نامفهوم صحبت کنين جوری که طرف هيچی از حرفای شما نفهمه و فکر کنه شما خيلی اين کاره ايد هر چـــی بتونين بيشتر چرت و پرت سر هم کنين راحت تر کارتون انجام ميشه بقيه رو حساب نکنيد و فکر کـنيد هيشکی بيـشتر از شما نميدونه به هر گدايی که سر راهتون مي بينين حداقل ۵۰۰ تومن کمک کنيد سعی کنين حموم نريد خيلی مهمه اين قضيه هر چی شيپيش تر باشيد روشنفکرتر به نظر مي رسيد بايد حتما موسيقی کلاسيک گـوش بدين البته وقتی تو يه جمع روشنفکری هستين بعد که رفتين خونه مي تونين با همون داوود بهبودی حال کنين هر رشته ای که تو دانشگاه خوندين رو بايد بي خيال شين و به همه بگين که فلسفه خوندين البته واسه اينکه گندش در نياد بگين تو يکی از دانشگاه های خارجی مثله گاو غذا بخورين اينم يکی ديگه از کارايی که روشنفکرا مي کنن خواهرتون رو تو خونه اذیت کنين و هی بهش گير بدين ولی وقـتی تيريپ روشنفکريه کاری به کارش نداشته باشـين اين روشا خيلی جواب ميده من تاحالا خودم چند بار با همين روشا روشـنفکر شدم آره داداش من لپ لپ و آب هندونه رو از برنامه غذاييت حذف کن تو هم مي تونی نوشته شده در ساعت 10 51 توسط ღیـاسـمـیـــن جـــوونღ خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ شهریور ۱۳۹۰ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ خرداد ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ بهمن ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ blogfa com
|