Meta tags:
description= کلبه مهربانی;
Headings (most frequently used words):
می, که, در, به, رابطه, تو, ها, بعضی, تر, یک, هستی, مثل, از, کنی, ای, را, یا, است, هستند, هم, اما, احساس, وقتی, تا, خود, خانه, او, نشان, نمی, قهوه, اند, نیاز, آنها, کنند, نه, سلول, نخستین, لباس, زن, داستان, زیبا, تنها, شد, بودن, این, دهد, ربط, انفرادی, راه, آن, دنیا, شیشه, همیشه, نیز, بار, کمک, زود, تک, های, تن, کفش, دیر, دل, کلبه, مهربانی, قضاوت, نامه, شب, چله, عشق, مجازی, دوست, متن, زیبایی, حتما, بخوانید, برای, پناه, گریه, ام, مردانه, اسفالت, دعا, چه, واژه, گنگ, محدودی, چقدر, سوال, کلی, آیا, اکنون, فقط, کسی, داری, نوع, هر, چندی, طعم, چشیدی, مدت, میرد, بگذریم, هوس, چند, لیوانی, خورند, یکی, پس, دیگری, کافه, ورود, دارند, خروج, ندارند, باید, دور, تمام, باشی, زندگی, دانی, بیرون, حکومت, تغییر, کرده, گویند, گاهی, حتی, زنده, شک, گفته, آزادانه, چرخی, دیوار, خوردی, فهمی, زندانی, میانه, جمع, عریانی, پنهان, ثروتمند, ساده, چاق, لاغر, شاد, جوان, مسن, آنچه, دهی, مهمانی, بازگشت, آموزد, جایگاهش, کمد, هاست, تخت, مانند, هوا, دیده, شوند, لحظه, نبودند, توانی, بودنشان, با, ات, لمس, محض, آنکه, مقصد, رسیدند, کناره, درب, ورودی, خواهی, ماند, صاحب, تنهایی, وارد, خواهد, موبایل, مهمی, دستان, زمانی, طول, کشد, بیاموزی, مهم, نبوده, بلکه, آنهایی, بوده, اتصال, آنان, طریق, ایجاد, شده, نیمکت, مسافر, خسته, روی, نشسته, بندی, گویی, من, بسته, سرما, گرما, باد, باران, اثبات, کند, نیکمت, باز, فریب, مسافری, دیگر, خورده, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
نوشته (26), ۱۳۹۲ (26), شده (25), ساعت (21), توسط (20), بانوی (20), پارسی (20), است (18), کنی (15), رابطه (13), دوست (12), مرد (11), خود (11), دویدن (11), آذر (10), کرد (10), اما (10), بیست (10), مرا (10), وقتی (10), راه (10), بود (10), مثل (9), برای (9), این (9), بعضی (9), رفتن (9), عمو (9), مجازی (9), های (8), خدا (8), کمک (8), شنبه (8), واژه (8), هستی (8), آنها (8), پرواز (8), چون (8), بودند (8), گفتی (8), زندگی (7), آبان (7), ايميل (7), روز (7), خودت (7), کنم (7), هستند (7), باید (7), زیرا (7), کار (6), ندارم (6), خداوندا (6), روی (6), #بیاموز (6), نامه (6), خانه (5), چهارشنبه (5), خونه (5), نهم (5), کند (5), چیزی (5), دوم (5), نمی (5), احساس (5), تمام (5), باشی (5), هایی (5), اینترنت (5), دنیای (5), بچه (5), فقط (4), عشق (4), بودن (4), گفت (4), بيمه (4), شما (4), اين (4), وجود (4), بعد (4), کنه (4), داد (4), کردن (4), دارم (4), قدم (4), باز (4), اند (4), کنند (4), همیشه (4), لباس (4), دیر (4), آموختی (4), یکشنبه (4), کردم (4), غذای (4), ولی (4), نان (4), اندک (4), دختر (3), نظر (3), فکر (3), براي (3), شدم (3), پرسيد (3), ندارين (3), کنين (3), شروع (3), جواب (3), داشت (3), اونجا (3), تنها (3), بار (3), داشته (3), باشه (3), مانده (3), هایم (3), مردانه (3), باشد (3), اینکه (3), گریه (3), دست (3), نشان (3), داری (3), قهوه (3), نیاز (3), سلول (3), دور (3), دنیا (3), نیز (3), نخستین (3), ساده (3), زیبا (3), زود (3), لمس (3), پنجم (3), یاد (3), آنقدر (3), درد (3), اشتیاق (3), توی (3), دادم (3), پشت (3), متوجه (3), پول (3), کوچولو (3), نیست (3), ایمیل (3), بودم (3), اون (3), خیلی (3), گفتم (3), چیه (3), دوباره (3), همه (3), همین (3), غذا (3), عجايب (3), نام (3), ترشیده (3), احتیاجی (3), قضاوت (3), باش (3), دلیلی (3), خرده (2), خسته (2), وبلاگ (2), کسی (2), مشکلی (2), مانند (2), جوان (2), مسن (2), شانزدهم (2), آره (2), آبدارچي (2), مايکروسافت (2), نماينده (2), شغل (2), اگه (2), سال (2), يکي (2), برنامه (2), تصميم (2), گرفت (2), انتخاب (2), آدرس (2), زودي (2), خريد (2), تونه (2), زندگي (2), بره (2), برابر (2), نمي (2), صندوق (2), گوجه (2), فرنگي (2), رفت (2), تکرار (2), رئيس (2), هيئت (2), مديره (2), خارجي (2), تون (2), هاي (2), زمين (2), داستان (2), شوم (2), مسیر (2), آسایش (2), دلم (2), غیر (2), پُر (2), گردان (2), افتاده (2), خواهد (2), راستی (2), میان (2), آغوشت (2), تنهایی (2), حتی (2), غمگین (2), چقدر (2), کلی (2), دهد (2), ربط (2), یکی (2), انفرادی (2), بیرون (2), کرده (2), شیشه (2), جمع (2), لحظه (2), توانی (2), بودنشان (2), کفش (2), آنکه (2), وارد (2), زمانی (2), طریق (2), نشسته (2), سرما (2), دیگر (2), بخواهی (2), قدر (2), بگیر (2), زمین (2), اندازه (2), شوی (2), سنگ (2), یادم (2), چنان (2), رسیده (2), عرفان (2), نظرآهاری (2), دعای (2), همان (2), رسید (2), فرشته (2), ششم (2), خواستم (2), سفر (2), محل (2), بخورم (2), کره (2), سفارش (2), نوت (2), بوکم (2), میشه (2), الکترونیکی (2), خواندن (2), موسیقی (2), خوشی (2), پیش (2), برسم (2), پسرک (2), خوش (2), مردم (2), بله (2), امروز (2), جائیه (2), گرفتم (2), داریم (2), عوض (2), مگه (2), برمی (2), گرده (2), خواهر (2), خودم (2), عالمه (2), قبل (2), گذراندم (2), یافت (2), نکردم (2), چشم (2), نفس (2), دانش (2), هفت (2), گانه (2), بزرگ (2), آموزگار (2), دخترک (2), داشتن (2), تصاحب (2), نیستم (2), پدر (2), زمان (2), بپسندد (2), شادم (2), باشم (2), اتوبوس (2), مال (2), مادر (2), بگویند (2), عاشق (2), شدی (2), ازدواج (2), ارشاد (2), نتوانستم (2), خیابان (2), بلند (2), خواب (2), زدی (2), تاکسی (2), نوبتم (2), گرفتی (2), کنارت (2), گذشتم (2), مورد (2), بزن (2), دلایلِ (2), خاصِ (2), خودشان (2), زیاد (2), کلبه (2), مهربانی (2), blogfa, com, روایت, خیابانی, جزیره, هنر, سپید, نفیسه, خدای, زهره, اردیبهشت, مرضیه, انتها, عشـــــق, آریــــایـے, هـنـــــــــــر, عشـــــــــق, art, love, زمانه, لال, پرست, یادگار, ناگفته, قلبی, تپیدن, سوز, شخصی, بهرام, خانجانی, سوگند, زیباست, خدايا, مرسي, منو, پرسپوليسي, آفريدي, مخور, vampirediaris, تنهاست, یاخداست, حیوان, فانتزی, فصل, پیوندها, مرداد, شهریور, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, مطالب, قدیمی, پانزدهم, براستی, مجبوری, کدبانو, رفتار, همانند, شبیه, برسی, خانم, پنجشنبه, مدتي, احتمالاً, شرکت, کنجکاوي, ولي, حال, تونستين, امپراتوري, خودتون, بيارين, تونين, کجاها, رسيدين, داشتين, پنج, ديگه, بزرگترين, فروشان, آمريکاست, آينده, خانواد, ريزي, عمر, بگيره, نمايندگي, زنگ, سرويسي, وقتي, صحبت, شون, نتيجه, رسيد, گاري, کاميون, ناوگان, خودش, ترانزيت, پخش, محصولات, فهميد, طريق, بگذرونه, زودتر, ديرتر, برگرده, درنتيجه, پولش, کمال, نوميدي, ترک, دونست, دلاري, جيبش, سوپرمارکتي, کيلويي, بخره, يعد, فروخت, کمتر, ازدو, تونست, سرمايش, عمل, دلار, برگشت, متأسفم, يعني, کسي, نداره, کامپيوتر, استخدام, شدين, بدين, فرم, مربوطه, برا, بفرستم, همين, طور, تاريخي, بايد, بيکاري, سِمَتِ, تقاضا, باهاش, مصاحبه, تميز, عنوان, نمونه, ديد, ایمانم, خدشه, عاری, شایسته, خدمت, گذاری, راهی, نیک, خویی, پاس, راستگویی, دوا, گردم, جایِ, زخمی, الها, یاریم, برپا, سقفی, دلیلِ, سازش, مجرایِ, بانیِ, آرامش, نباشد, هوایِ, نخواهم, ایزدا, رضایِ, انگیزه, آبادیم, سفیرِ, شادیم, امید, مِهر, انگیزد, وجودم, خیر, برخیزد, نباشم, میانِ, چشمِ, خاری, گره, بگشایم, کاری, دعا, دقیقا, دهن, آسفالتش, قسمت, خدایا, وقت, کردی, مجدد, بررسی, اسفالت, قلبش, فکرش, سکوتش, حرفش, قولش, حضور, زینتی, بنوازد, سینه, مینوازند, سمفونی, هزار, مومان, کاش, قلم, سکوتی, حرفی, شاید, تار, پود, پیراهنت, بکش, انگشتانت, تلفیق, آغوش, اپرای, انگیزی, میشود, نکرد, احاطه, کردند, ملتمس, طرح, چشمهایم, باریدن, ابر, پناه, گنگ, محدودی, سوال, آیا, اکنون, نوع, چندی, طعم, چشیدی, مدت, میرد, بگذریم, هوس, چند, لیوانی, خورند, دیگری, کافه, ورود, دارند, خروج, ندارند, دانی, حکومت, تغییر, گویند, گاهی, زنده, گفته, آزادانه, چرخی, دیوار, خوردی, فهمی, زندانی, میانه, عریانی, پنهان, ثروتمند, چاق, لاغر, شاد, آنچه, دهی, مهمانی, بازگشت, آموزد, جایگاهش, کمد, هاست, تخت, هوا, دیده, شوند, نبودند, محض, مقصد, رسیدند, کناره, درب, ورودی, خواهی, ماند, صاحب, موبایل, مهمی, دستان, طول, کشد, بیاموزی, مهم, نبوده, بلکه, آنهایی, بوده, اتصال, آنان, ایجاد, نیمکت, مسافر, بندی, گویی, بسته, گرما, باد, باران, اثبات, نیکمت, فریب, مسافری, خورده, متن, زیبایی, حتما, بخوانید, جزیی, شود, سرزمین, پیمایی, مساحت, اضافه, چیز, جدا, فاصله, آسمان, گسترده, آموختم, کِرم, خاکی, درخت, بادها, نگفتند, حرکت, شناختند, پلنگان, ندادند, دویده, برده, پرندگان, نیاموختند, غرق, فراموشی, سپرده, سنگی, سکون, کشیده, شناخت, کِرمی, سوخته, فهمید, درختی, پاهایش, گِل, بسیار, دانست, حسرت, معرفت, گام, برداری, بهتر, بدوی, روزی, بزنی, دهم, مستجاب, آخرش, دوستت, کتاب, کنار, کاشت, گلت, آرزوی, تازه, دلت, ماندنی, قشنگ, دفتر, خواندنی, چکیده, مدتها, سیاحت, مکانهای, دیدنی, بروم, دررستوران, دنجی, فرصت, استفاده, غذایی, ریزی, فیله, ماهی, آزاد, سالاد, پرتقال, انتهای, لیست, رژیمی, خورید, صدایی, کمی, بدی, اونقدری, بتونم, نون, بخرم, زیادی, همراهم, برات, خرم, پست, شعرها, پیامهای, همچنین, جوک, خنده, دار, صدای, یادآور, روزهای, لندن, سپری, بگی, پنیر, بیارن, افتاد, اجازه, بده, کارم, گرفتارم, خُب, گارسون, پرسید, اگر, مزاحم, بیرونش, وجدانم, منع, بذار, بمونه, برایش, مزه, بیارید, آنوقت, روبروی, نشست, چیکار, هام, خونم, پیام, فرستن, نفهمیده, سئوالی, نپرسد, فرستاده, ضروریه, کامپیوترمیشه, چیزها, دید, شنید, اخبار, ملاقات, نوشتن, رویاها, یادگیری, دارن, یعنی, تصمیم, جوابی, خالی, ابهام, بدهم, بتوانم, غذایم, نمیشه, هست, رویاهامون, ساختیم, شکل, رواونطوری, کردیم, عالی, دوستش, فهمیدی, کامپیوتر, مادرم, بیرونه, اغلب, اونو, بینیم, منم, اونه, برادر, کوچیکم, گرسنگی, جای, سوپ, خوریم, بزرگترم, میره, میگن, فروشی, میکنه, نمیفهمم, بینم, هنوزم, بدن, داره, خانواده, تصور, اسباب, بازی, مدرسه, میرم, دکتربزرگی, بشم, پدرم, سالهاست, زندانه, اشکهایم, صفحه, کلید, بچکد, بستم, صبر, غذایش, حریصانه, بلعید, پرداختم, زیباترین, خالصانه, ترین, لبخندهای, زندگیم, راهمراه, جمله, پاداش, ممنونم, معلم, خوبی, آنجا, بزرگترین, آزمون, خردی, جمعه, یلدات, مبارک, سبد, عاطفه, تقدیم, تحفه, هدیه, تان, زمستانی, دگر, رقصیدن, برف, چله, سوم, گروه, آموز, خواستد, اسامي, هفتگانه, بنويسند, عليرغم, اختلاف, اکثرا, اينها, جزو, بردند, اهرام, مصر, تاج, دره, گراند, کانيون, آمريکا, کانال, پاناما, کليساي, پطرس, مقدس, ديوار, چين, آبشار, نياگارا, هنگام, آموزان, هنوز, کارش, نکرده, آيا, مشکلي, دارد, کمي, مشکل, تعداد, شگفتي, خيلي, زياد, نميدانم, کدام, بنويسم, آنهايي, ببر, شايد, بتوانيم, کنيم, ترديد, چنين, خواند, دنيا, عبارتند, ديدن, شنيدن, چشيدن, خنديدن, اتاق, سکوتي, فرو, حتي, صداي, افتادن, سنجاق, شنيده, چيزهايي, نظرمان, معمولي, ميرسند, ناديده, ميگيريم, حقيقاً, شگفت, انگيزند, ملايمت, يادمان, آورند, ارزش, ترين, چيزهاي, ساخته, انسان, نيستند, نميتوان, مشغول, نکنيد, توجه, کنارشان, بگذريد, دوشنبه, گامی, بامن, ونه, شدنی, درغیر, اینصورت, شدند, ودرخانه, مایه, سرافکندگی, عمه, خاله, منتظرمردی, گذشت, نخواهی, کافی, فهمیده, باشعور, نباشی, بگو, هرچه, خواهیبگو, افتخار, همبستری, همگامی, عزت, پایمال, گیرم, آموزم, خوشبخت, نیازمند, مردی, بدارد, آری, بدون, هستم, حامی, آورخود, توحامی, آور, بایستی, بنشینم, خواستی, طلاقم, بدهی, پوشک, بپزم, آقای, دکتر, هایت, بشویم, اطوبزنم, تیپ, مادرت, زنجیر, انحصارطلبی, کشیدی, نکردی, زنگرفتن, حماقت, پوشیده, دینترا, حفظ, استادیوم, بیایم, شعارهای, نکشیده, میدادی, پارک, خاطرحضور, پاهایم, دراز, دعوایت, ناسزاهایت, فحش, سینما, نیکی, کریمی, موقع, زایمان, فریاد, کشید, زهرمار, مجبور, نشوی, جایت, تعارف, پیچ, وزنت, بیندازی, زیرباران, منتظر, دادی, سوار, فروشگاه, قدت, صدایت, بلندتر, سواره, برو, ماشین, لباسشویی, بنشین, قیمتت, چنده, خوشگله, پیاده, ایرانی, هموطنش, کفشهای, بپوش, کوه, دشت, گذر, اشکهایی, بریز, ریختم, دردها, تجربه, بگذران, بلغز, لغزیدم, پاخیز, مجدداً, سخت, همانطور, انجام, آدم, میشوند, روند, آمدن, خوشحال, دوستشان, آمده, هیچ, شادمانی, سبب, هایِ, چراست,
Text of the page (random words):
کلبه مهربانی کلبه مهربانی نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 42 توسط بانوی پارسی آدم ها با دلایلِ خاصِ خودشان به زندگی ما وارد میشوند و با دلایلِ خاصِ خودشان از زندگی ِ ما می روند نه از آمدن ها زیاد خوشحال باش نه از رفتن ها زیاد غمگین تا هستند دوستشان داشته باش به هر دلیلی که آمده اند به هر دلیلی که هستند بودنشان را دوست داشته باش بی هیچ دلیلی شادمانی های بی سبب همین دوست داشتن هایِ بی چون و چراست نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 36 توسط بانوی پارسی قضاوت قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن از خیابان ها کوه ها و دشت هایی گذر کن که من کردم اشکهایی را بریز که من ریختم دردها و خوشی های من را تجربه کن سال هایی را بگذران که من گذراندم روی سنگ هایی بلغز که من لغزیدم دوباره و دوباره بر پاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن همانطور که من انجام دادم بعد آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 23 32 توسط بانوی پارسی نامه یک زن نامه یک زن ایرانی به مرد هموطنش پیاده از کنارت گذشتم گفتی قیمتت چنده خوشگله سواره از کنارت گذشتم گفتی برو پشت ماشین لباسشویی بنشین در صف نان نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلند تر بود زیرباران منتظر تاکسی بودم مرا هل دادی و خودت سوار شدی در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو پشت سر من بلند گفتی زهرمار در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت فحش خواهر و مادر بود در پارک به خاطرحضور تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم نتوانستم به استادیوم بیایم چون تو شعارهای آب نکشیده میدادی من باید پوشیده باشم تا تو دینترا حفظ کنی مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی تو ازدواج نکردی و به من گفتی زنگرفتن حماقت است من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده ام عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصارطلبی کشیدی عاشق که شدم گفتی مادرت باید مرا بپسندد من باید لباس هایت را بشویم و اطوبزنم تا به تو بگویند خوش تیپ من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن گفتی بچه مال مادر است وقتی خواستی طلاقم بدهی گفتی بچه مال پدر است اما من دیگر احتیاجی ندارم که تو در اتوبوس بایستی تا من بنشینم احتیاجی ندارم که تو نان آور باشی احتیاجی ندارم که توحامی باشی خودم آنقدر هستم که حامی خود و نان آورخود باشم با تو شادم آری اما بدون تو هم شادم من اندک اندک می آموزم که برای خوشبخت بودن نیازمند مردی که مرا دوست بدارد نیستم من اندک اندک عزت نفس پایمال شده خود را باز پس می گیرم به من بگو ترشیده هرچه می خواهیبگو اما افتخار همبستری و همگامی با مرا نخواهی یافت تا زمانی که به اندازه کافی فهمیده و باشعور نباشی گذشت آن زمان که عمه ها و خاله هایم منتظرمردی بودند که آنها را بپسندد و درغیر اینصورت ترشیده می شدند ودرخانه پدر مایه سرافکندگی بودند امروز تو برای هم گامی بامن ونه تصاحب من که من تصاحب شدنی نیستم نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۲ ساعت 21 3 توسط بانوی پارسی داستان زیبا از يک گروه از دانش آموز خواستد اسامي عجايب هفتگانه را بنويسند عليرغم اختلاف نظر ها اکثرا اينها را جزو عجايب هفت گانه نام بردند اهرام مصر تاج محل دره بزرگ به نام گراند کانيون در آمريکا کانال پاناما کليساي پطرس مقدس ديوار بزرگ چين آبشار نياگارا آموزگار هنگام جمع کردن نوشته هاي دانش آموزان متوجه شد که يکي از آنها هنوز کارش را تمام نکرده است از دخترک پرسيد که آيا مشکلي دارد دختر جواب داد بله کمي مشکل دارم چون تعداد شگفتي ها خيلي زياد است و نميدانم کدام را بنويسم آموزگار گفت آنهايي را که نوشته اي نام ببر شايد ما هم بتوانيم کمک کنيم دخترک با ترديد چنين خواند به نظر من عجايب هفت گانه دنيا عبارتند از ديدن شنيدن لمس کردن چشيدن احساس کردن خنديدن دوست داشتن اتاق در چنان سکوتي فرو رفت که حتي صداي زمين افتادن سنجاق شنيده مي شد آن چيزهايي که به نظرمان ساده و معمولي ميرسند آنها را ناديده و دست کم ميگيريم حقيقاً شگفت انگيزند با ملايمت به يادمان مي آورند که با ارزش ترين چيزهاي زندگي ساخته دست انسان نيستند و آنها را نميتوان خريد آن قدر خود را مشغول نکنيد که بي توجه از کنارشان بگذريد نوشته شده در سه شنبه سوم دی ۱۳۹۲ ساعت 21 9 توسط بانوی پارسی شب چله دو قدم مانده به رقصیدن برف یک نفس مانده به سرما و به یخ چشم در چشم زمستانی دگر تحفه ای یافت نکردم که کنم هدیه تان یک سبد عاطفه دارم همه تقدیم شما یلدات مبارک نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23 17 توسط بانوی پارسی عشق مجازی مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم دررستوران محل دنجی را انتخاب کردم چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم فیله ماهی آزاد با کره سالاد و آب پرتقال سفارش دادم در انتهای لیست نوشته شده بود غذای رژیمی می خورید نه نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد عمو میشه کمی پول به من بدی فقط اونقدری که بتونم نون بخرم نه کوچولو پول زیادی همراهم نیست باشه برات می خرم صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود از خواندن شعرها پیامهای زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم صدای موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم عمو میشه بگی کره و پنیر هم بیارن آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم من خیلی گرفتارم خُب غذای من رسید غذای پسرک را سفارش دادم گارسون پرسید که اگر او مزاحم است بیرونش کند وجدانم مرا منع می کرد گفتم نه مشکلی نیست بذار بمونه برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید آنوقت پسرک روبروی من نشست عمو چیکار می کنی ایمیل هام رو می خونم ایمیل چیه پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن متوجه شدم که چیزی نفهمیده برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده عمو تو اینترنت داری بله در دنیای امروز خیلی ضروریه اینترنت چیه عمو اینترنت جائیه که با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید اخبار موسیقی ملاقات با مردم خواندن و نوشتن رویاها کار و یادگیری همه این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی مجازی یعنی چی عمو تصمیم گرفتم جوابی ساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم دنیای مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد ولی هر چی که دوست داریم اونجا هست رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رواونطوری که دوست داریم عوض کردیم چه عالی دوستش دارم کوچولو فهمیدی مجازی چیه آره عمو من توی همین دنیای مجازی زندگی می کنم مگه تو کامپیوتر داری مادرم تمام روز از خونه بیرونه دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم نه ولی دنیای منم مثل اونه مجازی وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه با هم آب رو به جای سوپ می خوریم خواهر بزرگترم هر روز میره بیرون میگن تن فروشی میکنه اما من نمیفهمم چون وقتی برمی گرده می بینم که هنوزم هم بدن داره و من همیشه پیش خودم همه خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم یه عالمه غذا یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتربزرگی بشم پدرم سالهاست که زندانه مگه مجازی همین نیست عمو قبل از آنکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد نوت بوکم را بستم صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید تمام کند پول غذا را پرداختم من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم راهمراه با این جمله پاداش گرفتم ممنونم عمو تو معلم خوبی هستی آنجا در آن لحظه من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 29 توسط بانوی پارسی نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21 24 توسط بانوی پارسی دوست دوست واژه است واژه ای که از لب فرشته ها چکیده است دوست نامه است نامه ای که از خدا رسیده است نامه ی خدا همیشه خواندنی ست توی دفتر فرشته ها واژه ی قشنگ دوست ماندنی ست راستی دلت چقدر آرزوی واژه ی تازه داشت دوست گلت رسید واژه را کنار واژه کاشت واژه ها کتاب شد دوستت همان دعای تو ست آخرش دعای تو مستجاب شد v عرفان نظرآهاری نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 38 توسط بانوی پارسی وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز و دویدن که آموختی پرواز را راه رفتن بیاموز زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند دویدن بیاموز چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی من راه رفتن را از یک سنگ آموختم دویدن را از یک کِرم خاکی و پرواز را از یک درخت بادها از رفتن به من چیزی نگفتند زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند پلنگان دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند اما سنگی که درد سکون را کشیده بود رفتن را می شناخت و کِرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گِل بود از پرواز بسیار می دانست آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت وقتی راه رفتن آموختی دویدن بیاموز و دویدن که آموختی پرواز را راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از خودت تا خدا گام برداری دویدن بیاموز زیرا چه بهتر که از خودت تا خدا بدوی و پرواز را یاد بگیر زیرا باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی عرفان نظرآهاری نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 14 توسط بانوی پارسی نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 4 توسط بانوی پارسی نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 22 1 توسط بانوی پارسی متن زیبایی است حتما بخوانید چه واژه ی گنگ و محدودی است رابطه و چقدر این سوال کلی است که آیا هم اکنون در رابطه ای هستی رابطه فقط نشان می دهد که تو به کسی ربط داری اما نوع ربط را نشان نمی دهد بعضی رابطه ها مثل قهوه اند هر از چندی احساس نیاز به آنها می کنی و وقتی طعم آنها را چشیدی تا مدت ها احساس نیاز در تو می میرد بگذریم از آنها که وقتی هوس قهوه می کنند چند لیوانی قهوه می خورند یکی پس از دیگری اما نه در یک کافه بعضی رابطه ها مثل سلول انفرادی هستند راه ورود دارند اما راه خروج ندارند وقتی در آن رابطه هستی باید به دور از تمام دنیا باشی و زندگی کنی نمی دانی که در آن بیرون حکومت تغییر کرده یا نه می گویند در سلول انفرادی گاهی حتی به زنده بودن خود هم شک می کنی بعضی رابطه ها مثل یک خانه ی شیشه ای هستند همیشه به تو گفته اند و خود نیز احساس می کنی که آزادانه در دنیا می چرخی نخستین بار که به دیوار خوردی می فهمی که زندانی یک خانه ی شیشه ای هستی بعضی رابطه ها مثل لباس هستند کمک می کنند تا در میانه ی جمع عریانی خود را پنهان کنی کمک می کنند که تو خود را ثروتمند تر ساده تر چاق تر لاغر تر زیبا تر شاد تر جوان تر یا مسن تر از آنچه هستی نشان دهی لباس وقتی از مهمانی به خانه بازگشت زود می آموزد که جایگاهش در کمد لباس هاست نه تخت بعضی رابطه ها نیز مانند هوا هستند تا هستند دیده نمی شوند اما نخستین لحظه ای که نبودند می توانی نیاز به بودنشان را با تک تک سلول های تن ات لمس کنی و تو در بعضی رابطه ها و تو در بعضی رابطه ها مثل یک کفش هستی به محض آنکه به مقصد رسیدند در کناره ی درب ورودی تنها خواهی ماند و صاحب کفش به تنهایی وارد خانه خواهد شد و تو در بعضی رابطه ها مثل یک موبایل هستی احساس می کنی که مهمی و همیشه در دستان او دیر زمانی طول می کشد تا بیاموزی که مهم تو نبوده ای بلکه آنهایی بوده اند که اتصال به آنان از طریق تو ایجاد می شده و تو در بعضی رابطه ها مثل یک نیمکت هستی به مسافر تن خسته ای که روی تو نشسته دل می بندی و می گویی این بار او هم به من دل بسته است و نخستین سرما یا گرما یا باد یا باران دیر یا زود به تو اثبات می کند که نیکمت باز هم فریب مسافری دیگر را خورده است نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14 2 توسط بانوی پارسی نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 13 52 توسط بانوی پارسی برای او که تنها پناه گریه ام شد باریدن ابر بر سر این تکرار و چشمهایم در طرح باز آغوشت با دو دست ملتمس غمگین که مرا احاطه کردند حتی چیزی از این تنهایی کم نکرد چه اپرای غم انگیزی میشود تلفیق هق هق من و آغوش تو سر انگشتانت را روی تار و پود پیراهنت بکش شاید میان هق هق گریه هایم حرفی سکوتی چیزی میان آغوشت از قلم افتاده باشد راستی کاش این سمفونی هزار مومان که در سینه ات مینوازند نت زینتی هم برای من بنوازد نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19 4 توسط بانوی پارسی مردانه دلم حضور مردانه می خواهد نه اینکه مرد باشد نه مردانه باشد حرفش قولش فکرش سکوتش قلبش نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15 35 توسط بانوی پارسی اسفالت خدایا وقت کردی مسیر زندگی من رو مجدد بررسی کند قسمت آسفالتش دقیقا افتاده رو دهن من نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 15 30 توسط بانوی پارسی دعا خداوندا کمک کن تا گره بگشایم از کاری نباشم در میانِ چشمِ کس خاری خداوندا کمک کن از وجودم خیر برخیزد قدم هایم امید وُ مِهر انگیزد خداوندا سفیرِ شادیم گردان پُر از انگیزه یِ آبادیم گردان کمک کن تا نخواهم ایزدا غیر از رضایِ تو نباشد در دلم غیر از هوایِ تو خداوندا کمک کن تا شوم بانیِ آرامش دلیلِ سازش وُ مجرایِ آسایش الها یاریم کن دم به دم برپا کنم سقفی دوا گردم نه جایِ مانده یِ زخمی خداوندا کمک کن پاس دارم راستگویی را شوم راهی مسیر نیک خویی را خداوندا مرا شایسته یِ خدمت گذاری کن خودت ایمانم از هر خدشه عاری کن نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13 56 توسط بانوی پارسی داستان مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد رئيس هيئت مديره باهاش مصاحبه کرد و تميز کردن زمين رو به عنوان نمونه کار ديد و گفت شما استخدام شدين آدرس ايميل تون رو بدين تا فرم هاي مربوطه رو برا تون بفرستم تا پر کنين و همين طور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين مرد جواب داد اما من کامپيوتر ندارم ايميل هم ندارم رئيس هيئت مديره گفت متأسفم اگه ايميل ندارين يعني شما وجود خارجي ندارين و کسي که وجود خارجي نداره شغل هم نمي تونه داشته باشه مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد نمي دونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره يعد به در خونه ها رفت و گوجه فرنگي ها رو فروخت در کمتر ازدو ساعت تونست سرمايش رو دو برابر کنه اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت مرد فهميد مي تونه به اين طريق زندگي ش رو بگذرونه و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه درنتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر مي شد به زودي يه گاري خريد بعد يه کاميون و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت پخش محصولات داشت پنج سال بعد مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان آمريکاست شروع کرد تا براي آينده ي خانواد ش برنامه ريزي کنه و تصميم گرفت بيمه ي عمر بگيره به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد نماينده ي بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد مرد جواب داد من ايميل ندارم نماينده ي بيمه با کنجکاوي پرسيد شما ايميل ندارين ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين مي تونين فکر کنين به کجاها مي رسيدين اگه يه ايميل هم داشتين مرد براي مدتي فکر کرد و گفت آره احتمالاً مي شدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 20 30 توسط بانوی پارسی زن بودن براستی زن بودن کار مشکلی است مجبوری مانند یک کدبانو رفتار کنی همانند یک مرد کار کنی شبیه یک دختر جوان به نظر برسی و مثل یک خانم مسن فکر کنی نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 22 24 توسط بانوی پارسی مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ پیوندها فصل خدا دختر فانتزی کسی که تنهاست یاخداست یا حیوان vampirediaris غم مخور عشق خدايا مرسي كه منو پرسپوليسي آفريدي عشق به سوگند خدا چه زیباست دل نوشته وبلاگ شخصی بهرام خانجانی سوز دل قلبی خسته از تپیدن ناگفته های زندگی یادگار دوست زمانه ی لال پرست هـنـــــــــــر عشـــــــــق art of love عشـــــق آریــــایـے عشق بی انتها اردیبهشت مرضیه فقط خدا من و خدای من زهره شب سپید نفیسه هنر جزیره خرده روایت های خیابانی blogfa com
|