Meta tags:
Description= یادمان وستا;
Keywords= یادمان وستا;
Headings (most frequently used words):
وستا, یادمان, یکی, پیداش, کنه, برای, دوستان, یادت, همچنان, زنده, است, تو, برمی, گردی,
Text of the page (most frequently used words):
وستا (26), بود (14), نظر (12), میکنم (12), عصر (10), نوشت (10), نویسنده (9), موضوع (9), مطلب (9), یکی (8), این (8), شده (7), اما (7), است (6), همه (6), کنه (5), خود (5), تیر (5), شنبه (5), تمام (5), دخترک (5), گاهی (5), بشه (5), یادت (4), دلم (4), صبح (4), فراموش (4), میشه (4), کردم (4), دیگه (4), مرداد (4), زنده (3), برای (3), #دوستان (3), پیداش (3), ارسال (3), توسط (3), دارم (3), عاقل (3), خنده (3), های (3), خیال (3), وحشت (3), نبود (3), بگم (3), خسته (3), زودتر (3), روز (3), اول (3), کرد (3), قصه (3), فقط (3), وقتی (3), قابلمه (3), بار (3), آشپزی (3), انجام (3), خواهش (3), همچنان (2), برمی (2), گردی (2), میشم (2), آنان (2), پاک (2), دارد (2), چهارشنبه (2), وستای (2), داغون (2), پشت (2), دار (2), انسان (2), زندگی (2), پنج (2), دنیای (2), حرفهای (2), نقطه (2), ساده (2), کلی (2), حرف (2), اشک (2), چشمانم (2), کاش (2), کرده (2), ادامه (2), بازی (2), اهل (2), عروسک (2), یاد (2), گریه (2), مامان (2), دختر (2), دنیا (2), اومد (2), اولش (2), مقدمه (2), هوس (2), خاطرات (2), بعد (2), نگفت (2), پسرک (2), عاشق (2), بیخیال (2), کنکور (2), درس (2), معنای (2), نداشت (2), براش (2), جدیدی (2), چند (2), سال (2), گذاشت (2), باران (2), بهاری (2), بودیم (2), چشم (2), زیر (2), بدهید (2), حسودیم (2), کمتر (2), داغ (2), تنبیه (2), دستم (2), نمیدونم (2), دوست (2), کارا (2), کاری (2), بدم (2), ترک (2), خدا (2), چرا (2), مجازی (2), آخر (2), میدونم (2), سلام (2), بهش (2), خبر (2), اگه (2), یادمان (2), http, www, blogskin, انگاری, یابم, نیز, چون, سبب, همراه, شوم, آنکه, بدانند, راز, ابلهانه, زنند, پوزخندهای, عابران, مینگرم, نمایش, درمی, آورم, ذهن, مشوشم, اشکال, امثال, درهم, برهم, کنم, ذهنم, اسیر, اوهام, تاب, نبودت, حالم, بهم, میخوره, نقاب, فریب, چیست, خام, نمیداند, دامن, آدمیت, لکه, کنند, آدم, نامند, ابله, حیوان, نما, مرگ, بشریت, انسانیت, سختی, نیست, سرگیجه, بدی, توم, خواهشاً, تلنبار, ببین, معمولی, نتونستم, اینا, نیستن, میخواسم, ناگفتنی, روزها, میهمان, همیشگی, شرافت, لگد, مال, حیا, قورت, داده, موجودی, نام, زهی, باطل, غصه, عنوان, جمعه, عشق, خاک, هفت, سنگ, دزد, پلیس, برعکس, سالاش, بدبختی, فلاکت, برسد, موعد, راه, رفتن, گرفت, زدن, مراعات, سیاه, کوچولو, اذان, تابستانی, جبر, گذاشتم, زمین, خاکی, ملت, بدبخت, فلک, زده, هسم, ملتی, پدید, آوردن, آفرید, شروع, آهان, بزار, ببینم, چجوری, راست, میخوام, برم, تازه, نمیخوام, دنباله, یبار, ببینمت, فرزاد, رفتنش, ریخت, التماسش, حتی, هرگز, عاشقه, دانشگاه, مغرور, اون, دیگر, مرموز, تجربه, میکرد, حسی, وجود, بیدار, قبل, کاملاً, احساس, هنوز, پیش, دانشگاهی, پســر, واژه, آشنا, سوم, دوم, دبیرستان, دوران, ابتدایی, راهنمایی, بچه, بزرگ, رفت, مدرسه, یکشنبه, شیطنت, مطمئنم, میخونی, نمیتونی, حدس, بزنی, هستم, غریبه, نمیدانم, متوجه, شدی, قدم, تند, مقصد, چتر, میبارید, روزهای, شناختمت, عبور, عجله, داشتیم, خیس, نشناختمت, مقابل, برابر, ظاهر, صحنه, ظهر, باره, افتادم, یادی, آشنای, غریب, هیییییی, روزگار, گنجشکای, درختا, حسادت, هییی, بفهمه, بلای, هاش, میارم, اوه, منو, جیز, خودشو, دست, طفلی, بچسبونه, بگیر, ادب, گرفتمش, سرد, همونجوری, نذاشتم, کمی, خنک, منم, دیه, ستوه, اومدم, امشبم, سوزید, نیدانم, والا, چاقو, میبرم, میسوزه, چجوریاست, هسش, لاک, خودم, بشم, میخواد, چیز, کناره, بگیرم, واسه, بعضی, قبلترا, میدادم, تنگ, ابد, دوشنبه, سردرد, اینبار, باور, رسیدم, فردا, بخاطر, خماری, برمیگشتم, همیشه, بهتره, خواسم, نتونسم, هیچ, علاقه, اومدن, محیط, ندارم, شکر, اعتیادم, شدم, باید, اینطور, آدما, خیلی, سعی, لامصب, واقعیمه, تأثیر, نذاره, برگردی, سرپا, نگه, میدارم, وبلاگتو, منتظرتیم, برگرد, لازم, توضیحه, وبلاگو, دوباره, گرفتم, آدرسو, مطالب, cache, برگشتوندم, امیدوارم, خودش, برگرده, وبلاگش, رفته, ولی, برمیگرده, واسش, کامنت, بزارین, میخونه, شاید, سرعقل, برگشت, سعیمو, کسایی, میتونن, بدن, مرسی, میتونید, وسیله, ارتباطی, بدین, بیاد, سراغ, وبش, بنده, الان, تصور, میکنه, میترسم, حالت, پیدا, بازدیدا, نذارین, خانه, پیام, رسان, درباره, پارسی, بلاگ, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
یادمان وستا سفارش تبلیغ صبا ویژن یادمان وستا پارسی بلاگ درباره ما پیام رسان خانه یکی پیداش کنه سلام دوستان خواهش میکنم یکی پیداش کنه اگه میتونید با یه وسیله ارتباطی دیگه بهش خبر بدین بیاد سراغ وبش این بنده خدا الان تصور میکنه به کلی فراموش شده میترسم اگه این حالت ادامه پیدا کنه بازدیدا کم شه و کم کم وستا فراموش شه خواهش میکنم نذارین فراموش بشه من تمام سعیمو میکنم از کسایی هم که میتونن خواهش میکنم بهش خبر بدن مرسی ارسال شده در 91 5 19 10 22 عصر توسط وستا نظر برای دوستان وستا سلام وستا رفته ولی میدونم برمیگرده واسش کامنت بزارین میدونم میخونه شاید سرعقل اومد برگشت لازم به توضیحه که وبلاگو پاک کرده بود من دوباره گرفتم آدرسو مطالب آخر رو هم کش cache کردم برگشتوندم امیدوارم زودتر خودش برگرده سر وبلاگش منتظرتیم برگرد تا برگردی سرپا نگه میدارم وبلاگتو یک دوست ارسال شده در 91 5 17 9 57 عصر توسط وستا نظر یادت همچنان زنده است تو برمی گردی حرف آخر خیلی سعی میکنم که این دنیای لامصب رو زندگی واقعیمه تأثیر نذاره اما هر از گاهی نمیدونم چرا وقتی آدما مجازی وقتی دنیا مجازی چرا باید اینطور بشه خسته شدم خدا را شکر که اعتیادم به نت ترک کردم دیگه هیچ علاقه ای هم به اومدن به این محیط ندارم پس بهتره کاری که چند بار خواسم و نتونسم انجام بدم ترک برای همیشه هر بار بخاطر خماری برمیگشتم اما دیگه نه تمام شد فردا صبح همه چی پر وستا با سردرد نوشت اینبار به باور رسیدم موضوع مطلب نظر بدهید دوشنبه 16 مرداد 91 11 31 عصر نویسنده وستا تنبیه قابلمه بی ابد گاهی هوس میکنم کاری انجام بدم گاهی دلم واسه بعضی کارا که قبلترا انجام میدادم تنگ میشه گاهی دلم میخواد از همه چیز و همه کس کناره بگیرم تو لاک خودم گم بشم یکی از این کارا آشپزی هسش دوست دارم آشپزی اما نمیدونم چجوریاست که هر بار که آشپزی میکنم یا دستم میسوزه یا با چاقو میبرم نیدانم والا امشبم دستم سوزید منم دیه به ستوه اومدم قابلمه رو تنبیه کردم نذاشتم تا کمی خنک بشه همونجوری داغ داغ گرفتمش زیر آب سرد تا ادب بشه تا یاد بگیر کمتر خودشو به دست من طفلی بچسبونه کمتر منو جیز کنه وستا نوشت مامان بفهمه که چی بلای سر قابلمه هاش میارم اوه چی بشه موضوع مطلب 3 نظر چهارشنبه 11 مرداد 91 11 20 عصر نویسنده وستا هییی گاهی حسودیم میشه به همه چی و همه کس حسادت میکنم به گنجشکای رو درختا هم حسودیم میشه وستا نوشت هیییییی روزگار موضوع مطلب نظر بدهید سه شنبه 10 مرداد 91 8 8 صبح نویسنده وستا یادی از آشنای غریب ظهر بی مقدمه و به یک باره به یادت افتادم صحنه ای که هر دو زیر باران بودیم در برابر چشمانم ظاهر شد مقابل هم و چشم در چشم نشناختمت خیس بودیم و هر دو عجله داشتیم بعد از عبور شناختمت یکی از روزهای سه شنبه بهاری بود باران بهاری میبارید هر دو بی چتر و با قدم های تند در پی مقصد نمیدانم تو متوجه من شدی یا نه وستا با شیطنت نوشت مطمئنم که میخونی اما نمیتونی حدس بزنی که با تو هستم غریبه موضوع مطلب 2 نظر یکشنبه 8 مرداد 91 11 50 عصر نویسنده وستا خاطرات من 2 دختر بچه ما بزرگ شد و رفت مدرسه دوران ابتدایی و راهنمایی رو پشت سر گذاشت پا گذاشت به دبیرستان سال اول و دوم درس بود فقط سال سوم با واژه جدیدی آشنا شد پســر اما براش معنای نداشت پیش دانشگاهی شد و پسرک هنوز در پی دخترک اما دخترک کاملاً بی احساس چند روز قبل از کنکور حسی در وجود دخترک بیدار شد دخترک یه حس مرموز و جدیدی رو تجربه میکرد دیگر درس معنای نداشت براش اون عاشق شده بود دخترک مغرور بود از کنکور بیخیال رد شد دانشگاه رو بیخیال شد و عاشق شد و هرگز نگفت که عاشقه حتی وقتی پسرک گریه کرد التماسش کرد نگفت فقط بعد از رفتنش اشک ریخت وستا نوشت کاش فقط یبار دیگه ببینمت فرزاد من موضوع مطلب 7 نظر شنبه 31 تیر 91 10 6 عصر نویسنده وستا خاطرات من هوس کردم قصه بگم یه قصه دنباله دار و بی ته تازه مقدمه هم نمیخوام بگم یه راست اول قصه میخوام برم اولش بزار ببینم چجوری بود آهان اولش از یکی بود و یکی بود شروع میشه یکی که دو تا را آفرید دو تا هم ملتی را پدید آوردن که من هم جز این ملت بدبخت و فلک زده هسم که به جبر پا گذاشتم رو این زمین خاکی یه روز تابستانی بود با اذان صبح بود که دنیا اومد یه دختر سیاه و کوچولو که از روز اول مراعات مامان کرد اهل گریه و نق زدن نبود زودتر از موعد راه رفتن یاد گرفت تا زودتر به بدبختی و فلاکت برسد برعکس تمام هم سن و سالاش اهل عروسک و عروسک بازی نبود عشق خاک بازی و هفت سنگ و دزد و پلیس بود وستا نوشت ادامه دارد موضوع مطلب یک نظر جمعه 30 تیر 91 8 49 عصر نویسنده وستا بی عنوان خنده ای که میکنم فراموش میکنم تمام غم ها رو و به خیال خود که تمام شد هر چه غم و غصه است زهی خیال باطل خسته ام خسته از موجودی به نام انسان که حیا را قورت داده و شرافت را لگد مال کرده است کاش که وستای داغون نوشت این روزها اشک میهمان همیشگی چشمانم شده موضوع مطلب 8 نظر پنج شنبه 29 تیر 91 4 57 عصر نویسنده وستا حرفهای ناگفتنی اینا نقطه ساده نیستن کلی حرف بود که میخواسم بگم اما نتونستم پس توم خواهشاً دنیای از حرفهای تلنبار شده رو دلم ببین نه سه نقطه ساده و معمولی وستا با سرگیجه نوشت چه شب بدی بود موضوع مطلب 6 نظر پنج شنبه 29 تیر 91 8 11 صبح نویسنده وستا وحشت از سختی زندگی نیست وحشت از نبود انسانیت است وحشت از مرگ بشریت است چه ابله که حیوان های انسان نما خود را آدم می نامند و دامن آدمیت را لکه دار می کنند و به خیال خام خود کس هم نمیداند که پشت آن نقاب فریب چیست وستای داغون نوشت حالم از همه بهم میخوره موضوع مطلب 6 نظر چهارشنبه 28 تیر 91 11 41 عصر نویسنده وستا دارم عاقل میشم در تب و تاب بود و نبودت خود را اسیر اوهام میکنم تا ذهنم را از هر چه که یادت را زنده می دارد پاک کنم ذهن مشوشم را با اشکال و امثال درهم و برهم پر میکنم و به نمایش درمی آورم و به پوزخندهای عابران مینگرم که چه ابلهانه خنده می زنند بی آنکه بدانند راز دلم را همراه می شوم با خنده های بی سبب آنان و خود را نیز چون آنان عاقل می یابم وستا نوشت انگاری دارم عاقل میشم ارسال شده در 91 5 17 9 50 عصر توسط وستا نظر یکی پیداش کنه برای دوستان وستا یادت همچنان زنده است تو برمی گردی http www blogskin ir
|