Meta tags:
description= ویژه در ابتدا كلمه داشت با مادرش زنا مي كرد;
Headings (most frequently used words):
كه, مي, سه, به, نفر, از, يكي, گوسفند, ما, بود, آن, در, حامله, بوديم, خرس, قطبي, چهار, كرديم, با, كرد, چوپانشان, شوهر, مان, اي, دعوا, يك, دشت, رد, شديم, تجاوز, عذاب, وجدان, سر, كدام, اين, براي, ديگري, چيزي, ميشد, مثل, مه, عبور, او, رسيد, ميگفتند, نبوديم, گفتند, وبا, بر, گشتيم, من, را, وسط, گفت, ویژه, ابتدا, كلمه, داشت, مادرش, زنا, عشق, اراده, محكمي, بودن, حتا, چوپان, بوي, ردپاي, تعداد, دندان, هاي, هر, چيز, مربوط, باشد, گاهي, درون, وبه, نوبت, گفتيم, دلم, حا, مله, زياد, آمد, سوزد, زيرا, شد, شهوت, نا, كامي, صداي, نفس, هايش, شنيد, البته, طرز, بي, رحمانه, تنها, شب, ها, آسمان, خيره, ستاره, مردد, مال, است, بخوابد, آخرش, هميشه, خوابيده, شدم, ميكرديم, بيا, بخوريمش, وديگري, تاييد, اما, گوشت, حساسيت, دارم, قبل, بقيه, بوده, آخر, حالي, برگشتیم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (19), شده (18), بود (16), کنی (16), است (15), ساعت (13), نوشته (12), ۱۳۸۵ (11), هاي (11), روز (11), چشم (11), نفر (11), توسط (10), حبیب (10), موسوی (10), برای (10), مثل (10), يكي (10), #گوسفند (10), ۱۳۸۷ (9), های (8), ۱۳۸۸ (8), ۱۳۸۹ (8), توی (8), هایت (8), ماندي (7), اين (7), سرخ (7), پرنده (7), مرداد (6), اما (6), تمام (6), حامله (6), کرده (6), بیچاره (6), فروردین (5), اردیبهشت (5), بهمن (5), کلیک (5), کنید (5), بودن (5), قدر (5), حرف (5), شود (5), حرفي (5), كرد (5), ديگري (5), گفت (5), کند (5), خرس (5), قطبي (5), كرديم (5), بوديم (5), چهار (5), مهر (4), پست (4), دست (4), نیست (4), دهي (4), سال (4), دارم (4), گرفته (4), همواره (4), خودت (4), براي (4), هايي (4), دعوا (4), مان (4), چوپانشان (4), شوهر (4), ستاره (4), وقتی (4), اگر (4), توپ (4), زنی (4), چشام (4), منو (4), شدن (3), اسفند (3), خرداد (3), تیر (3), ۱۳۸۶ (3), خواندن (3), مقاله (3), غزل (3), مدرن (3), فرزند (3), شعر (3), سپید (3), بوي (3), بيشتر (3), شوم (3), نبود (3), لمس (3), عجيب (3), باشند (3), نقره (3), اضطراب (3), جاي (3), بزرگ (3), صداي (3), درد (3), بودي (3), مرا (3), راه (3), بيش (3), داشت (3), ميان (3), چيز (3), مادرم (3), جهان (3), آهو (3), جمعه (3), یکشنبه (3), كدام (3), شديم (3), تجاوز (3), عذاب (3), وجدان (3), دشت (3), عشق (3), بین (3), آبشار (3), کردن (3), کنم (3), پشت (3), کنند (3), ساق (3), بمیری (3), معلوم (3), آتیش (3), گاه (2), علی (2), برگ (2), دیلم (2), کتولی (2), سید (2), نیا (2), تازه (2), آبان (2), آذر (2), شهریور (2), ۱۳۹۰ (2), ۱۳۹۱ (2), خانه (2), آهسته (2), عاشق (2), گفتيم (2), سوم (2), لايه (2), مركزي (2), پياز (2), زنده (2), خلاصه (2), گير (2), تلفن (2), پيش (2), بتوانم (2), نهايتش (2), مال (2), تاكسي (2), دور (2), اطراف (2), كوچك (2), قناعت (2), مذاب (2), رفتن (2), باغ (2), همين (2), رفت (2), نازكانه (2), وقتي (2), بدرقه (2), اسب (2), دانستي (2), كبوتري (2), مانده (2), جهنم (2), آغاز (2), همه (2), فشار (2), رنگ (2), آفتاب (2), زمين (2), نمي (2), زني (2), مرتب (2), علف (2), كند (2), گلهاي (2), كاكتوس (2), چند (2), چشمت (2), باز (2), سرخت (2), افتخار (2), شاید (2), فقط (2), بگیرد (2), اصلاً (2), ریزی (2), کار (2), ميگفتند (2), چيزي (2), ميشد (2), عبور (2), رسيد (2), گفتند (2), وسط (2), وبا (2), گشتيم (2), نبوديم (2), حتا (2), نوبت (2), دلم (2), آمد (2), سين (2), دهم (2), زبان (2), سنگ (2), قهوه (2), تلخ (2), گلابتون (2), هشتم (2), دانلود (2), مجموعه (2), نشد (2), ترکد (2), کرد (2), حالا (2), خاک (2), پولک (2), میانه (2), گریه (2), شار (2), درخت (2), قار (2), چرک (2), اسم (2), دیگر (2), توست (2), اند (2), بیرونت (2), ناخن (2), قلب (2), موقعیت (2), خوبی (2), ابر (2), بودی (2), پاک (2), قایم (2), نقطه (2), انجیر (2), دارد (2), ظهور (2), آقا (2), باش (2), خون (2), همین (2), اشکم (2), تمااااااااااااااااااااام (2), سرم (2), زیر (2), پتو (2), وول (2), خوره (2), لایه (2), کدر (2), امشب (2), بعد (2), روی (2), نمی (2), دیوار (2), ویژه (2), blogfa, com, ایست, ساروی, دروغ, نوید, رضا, هادوی, ecololia, دیوانه, روزگار, پاییزی, لال, سیما, بازیار, سلاطین, بنیامین, کندوک, مهدی, جلیلی, جاها, نیما, صفار, نخاع, آویزان, حمید, شریف, ریحانه, نامدار, میر, کازهی, غرق, انسان, مرتضی, شاهین, جرتینگ, حسین, وبنوشته, ابوالفضل, پاشا, پروانه, خویشی, موید, آبی, ناگهان, منصور, جعفری, خورشیدی, شروه, میثم, ریاحی, پگاه, احمدی, ادبی, صرف, ساده, پیوندها, ۱۳۸۴, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, توانستيم, شويم, لبهايمان, داديم, مطالب, قدیمی, دوشنبه, وضعيت, زندگي, آدرسي, اتوبوس, زير, زمزمه, كردم, تند, عجيبي, لبي, هيچ, وقت, صدايي, نام, تعجب, سختي, ترتيب, انگشت, طوايف, ارديبهشتي, آدرس, جايي, ماه, گفتم, برگشته, چسبيده, عميق, كاه, مزرخف, شانه, بوسه, توانستم, بنويسم, زنگ, مزاحم, اتاق, گلوي, جاده, سيب, انقريبي, بيمار, ديوار, خورد, افق, صبح, گفتن, شيب, مسير, استراحت, شنيدن, آغوش, استغفار, بال, هموار, باور, بلوغ, جوجه, كبوتر, كشيدي, شايد, كردن, كردي, خبر, حضرت, تابوت, كاغذي, بگويد, گلايه, فرستادن, خدايي, دام, دايره, دوستشان, دوران, سينه, شير, مرگ, خود, اتفاق, افتاده, زاد, معصوميت, بنفش, امتحان, صورتي, كبود, خفه, آغوشت, حلقوم, آفرين, پراكنده, شباهت, بدانم, انتخاب, اشباه, نكرده, زده, باشي, ديوانه, بايد, گردن, آويز, تنگ, ياد, آورم, سفره, عقد, سادگي, زيبا, هستي, كار, اندازه, فكر, كنم, عجيبشان, قشنگ, بيرون, آمدي, ميل, زاييدن, فوران, آخته, آسيب, ديده, وجود, ناز, گيري, خطه, لهجه, جنوب, لبنان, بودنش, درهايي, تازي, گهان, مژه, بلند, چهارم, کلاه, ژان, ماتیو, ادرار, اژدهایی, شوالیه, کوبیده, کلیه, شاعر, سیگاری, همان, طور, سیگارش, استکان, دارش, خاموش, تشبیه, رنگِ, شراب, خنده, اشک, عفونی, آهویی, قدم, زند, میانِ, تخم, ریخته, سُرخان, قبل, بقيه, بوده, آخر, حالي, برگشتیم, وديگري, تاييد, گوشت, حساسيت, بيا, بخوريمش, آسمان, خيره, مردد, بخوابد, آخرش, هميشه, خوابيده, شدم, ميكرديم, اراده, محكمي, چوپان, ردپاي, تعداد, دندان, مربوط, باشد, گاهي, درون, وبه, مله, زياد, سوزد, زيرا, شهوت, كامي, نفس, هايش, شنيد, البته, طرز, رحمانه, تنها, خاف, پنجشنبه, زنم, مزه, بهشتی, بدهد, افسرده, گناهی, یخش, بخیه, بزنم, روم, حجر, الاسود, بخرم, کاش, مشکین, برمت, روشن, مایل, رنگش, عوض, قاشق, مربا, خوری, عسل, ریزم, پرگار, گار, رنگی, بزنی, مجدد, یعنی, سالم, جدید, اعدام, استخان, سپاه, بیابان, خاطر, آوردم, لبانم, مزار, هایی, مقاومتم, مرد, یازدهم, دوستانت, کامل, دوست, داشته, باشی, پیش, بینی, منحصر, فرد, گلی, دخالت, جهاز, عواطف, بعداً, حلاوت, دمید, تقدیم, اوست, باشم, آرام, حال, جمع, ماهی, هیچ, خیس, پُر, قدری, سخت, بگیرم, پشتم, صبحانه, کودکانش, میدان, میان, گین, ریگ, پیچید, خواهم, ساخت, چهارشنبه, سیزدهم, نقدِ, زیرا, گناه, دیدار, شتافتی, مجازات, تاریخی, پنهان, ریزند, رحمی, ساله, شان, خندند, شرم, آستینش, سؤال, چرا, کوه, روح, لاله, زار, گزیده, تاراج, رفته, خونین, خونی, جرعه, تشنه, کبود, قوت, لایموت, پایت, ساقی, دقیاً, الاغ, آورند, سوارت, کله, گوجه, مالیده, جرم, جویدن, شهر, اعتراف, جویده, شوت, منهدم, اجانب, بیشتر, شاخ, مقدس, محاصره, بازوی, تاخت, قطار, دائم, میل, پیاده, امروز, اعلام, پار, اضافه, سنگینی, آستین, حرام, زاده, داد, خوابانده, نکنی, فایده, ندارد, بکَن, اولش, افسانه, نقاط, زیادی, جایی, الحال, رسند, قرار, آنچه, چیزی, نفیر, اسرافیل, بدم, حوالی, زنانه, تاریک, ظواهر, بزن, کارِ, جنون, آآآآآآآی, خطا, نکند, پاد, نرسد, شهادت, آمدست, بیست, خنجر, بغضم, جاری, پیشِ, غصه, یاری, ابرا, بارون, میاد, خاموشی, خونه, چشمام, خوابیدن, هرگز, بگی, دیشب, دیدن, آینه, جون, ممتد, کفشِ, میای, پاپیچِ, تقدیرم, قلبمو, بغضِ, گلو, گیرم, داغی, تنم, شکنه, دردم, عشقِ, سحر, دریا, پهلوم, راهِ, دلو, شنبه, دوازدهم, دوباره, ذارم, خیال, یادم, افته, هاش, تاریکی, پتوم, کشم, جاس, فهمه, بدنش, تکون, پرده, پنجره, لرزه, تنگی, قسمتی, تنهایی, داره, حرفی, زنه, اونم, گوش, تکیه, سفید, اگرم, داش, دیده, اون, شباس, نداره, ابتدا, كلمه, مادرش, زنا,
Text of the page (random words):
ویژه ویژه در ابتدا كلمه داشت با مادرش زنا مي كرد امشب از اون شباس که ستاره نداره اگرم داش دیده نمی شد یه لایه ی کدر آب روی چشام وول می خوره به یه دیوار تکیه می دم و با گچ ِ سفید ِ دیوار ِ رو به رو درد و دل می کنم اونم گوش می ده اما حرفی نمی زنه وقتی از قسمتی می گم که تنهایی داره یا دل تنگی بدنش و تکون می ده و پرده ی روی پنجره می لرزه فقط همین جاس که حرف من و می فهمه بعد پتوم و می کشم رو سرم تو تاریکی زیر پتو یه ساعت ِ تمااااااااااااااااااااام هق هق می کنم بعد یادم می افته امشب ستاره هاش یا پشت ابر قایم شدن یا پشت ِ لایه ی کدر ِ آب که تو چشام وول می خوره بی خیال ِ ستاره ها می شم دوباره سرم و می ذارم زیر ِ پتو یه ساعت ِ تمااااااااااااااااااااام نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 22 31 توسط حبیب موسوی عشقِ منو رد می کنی بد می کنی بیچاره این دل با این دلم بد می کنی بد می کنی بیچاره این دل از شب تا سحر از گریه دریا می شه پهلوم راهِ دلو سد می کنی بد می کنی بیچاره این دل با کفشِ نقره ای میای پاپیچِ تقدیرم می شی قلبمو آتیش می زنی بغضِ گلو گیرم می شی داغی تب توی تنم هی می شکنه رنگ منو دردم رو بی حد می کنی بد می کنی بیچاره این دل خاموشی ی خونه می شی وقتی که چشمام خوابیدن هرگز نشد به من بگی چشام دیشب تو رو دیدن از آینه آتیش می زنی جون منو چشم منو اشکم رو ممتد می کنی بد می می کنی بیچاره این دل خنجر به بغضم می زنی اشکم رو جاری می کنی هی می ری از پیشِ چشام با غصه یاری می کنی آتیش به ابرا می زنی بارون میاد اما پر از غم هی رفت و آمد می کنی بد می کنی بیچاره این دل نوشته شده در جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 2 11 توسط حبیب موسوی کم است آن چه تمام ِ جهان برای همین آمدست توی جهان خطا اگر نکند پاد سنگ سر نرسد به شهادت ِ خون بزن تو کارِ جنون آآآآآآآی ی ی ی بدم حوالی ی خون ریزی ی زنانه ی تاریک خانه های ظواهر ظهور ِ آقا باش یا چیزی بین ِ ظهور ِ آقا باش و بین ِ ساعت و نفیر اسرافیل تمام کن تن تن تن قرار بگیرد از سر ِ آنچه معلوم است تن جایی که دو نقطه ی معلوم الحال به هم می رسند او نقاط ِ زیادی از انجیر دارد این دو نقطه از انجیر دارد از اولش معلوم بود تو او را برای خودت قایم کرده بودی توی افسانه حالا بکَن که دست ِ رو شده ات را پاک کنی قلب ِ رو شده ات را پاک کنی یا نکنی دیگر فایده ای ندارد ابر با سنگینی آستین ِ تو از چرک حرام زاده گی کرد و لو داد آن چه تو خوابانده بودی توی علف ها موقعیت ِ خوبی برای سال روز بود یا نبود یا موقعیت ِ خوبی نبود که امروز را برای تو اعلام کرده باشند یک پار سال اضافه کرده ای به تمام ِ خودت قلب ِ گرفته و بازوی گرفته و درد با تاخت های قطار دائم میل پیاده می کند به بمیری یا بمیری اگر شک کرده ای آن دو شاخ ِ مقدس تو را محاصره کرده اند که بمیری پس ِ این آفتاب توپ توپ توپ توپ شوت می کند منهدم شده ی تو را از اجانب بیشتر شهر بیرونت می کند حتا وقتی ناخن هایت را برای اعتراف جویده باشند الاغ می آورند و سوارت می کنند با کله ای که رب گوجه مالیده اند و بیرونت می کنند به جرم ِ جویدن ناخن هایت دقیاً ساق هایت ساق هایت ساقی هایت ساق هایت هی جرعه اسم راه می شود و تو تشنه مانده ای و کبود قوت ِ لایموت ِ رفتن ِ توست بر کف ِ پایت عشق اسم ِ دیگر لب های خونی توست لب گزیده ی تاراج رفته ی خونین دل است کوه رو به روح لاله زار با شرم از درخت ها آستینش را سؤال می کند چرا چرک شده درخت ها با بی رحمی ی هر ساله شان قار قار می خندند شار شار می ریزند این برگ ها مجازات کردن ِ تاریخی ی تو را پنهان می کنند زیرا تو بی گناه به دیدار ِ او شتافتی پت نقدِ پت ۱ ۲ ۳ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 4 4 توسط حبیب موسوی یک روز یک پرنده به من گفت این آبشار را با اضطراب ِ تو خواهم ساخت یک روز یک پرنده به من پیچید این آبشار را با اضطراب ِ من یک روز یک پرنده به من آخ یک روز پشت ِ میان گین ِ ریگ ها آن قدر من میانه ی میدان ِ آب تو یک روز یک پرنده میانه ی صبحانه گریه ای از کودکانش تو قدری که سخت بگیرم آی پشتم که تلخ ماهی که هیچ آی یک پرنده با پر ِ خیس یک خاک با پُر ِ پولک من دست های تو باشم آرام در حال ِ جمع کردن ِ پولک ها هی حس کنم تن ِ تو باغ را و خاک را و من را یک روز یک پرنده به من گفت آبشار بس است حالا نوبت ِ تقدیم کردن ِ یک پرنده به اوست برای دانلود مجموعه ی پت این جا کلیک کنید نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۸۹ ساعت 4 12 توسط حبیب موسوی بعداً از تو حلاوت دمید جهاز ِ عواطف گلی در کار ما دخالت کرد پیش بینی ی آن روز منحصر به فرد کامل شدن را دوست اگر داشته باشی می ترکد دوستانت می ترکد نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۸۹ ساعت 12 26 توسط حبیب موسوی نو روز شد مقاومتم مرد هر چند بین لبانم مزار هایی بود این روز را به خاطر آوردم تن بر سپاه بیابان اعدام استخان یعنی سالم جدید نشد مجدد شد برای دانلود مجموعه ی پت این جا کلیک کنید نوشته شده در یکشنبه هشتم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 19 22 توسط حبیب موسوی عشق عشق آه ای گلابتون ـ آه ای گلابتون پرگار چشم چشمت که با پر گار رنگی قهوه ای گرفته و اگر زبان بزنی تلخ است یک قاشق مربا خوری عسل می ریزم توی چشم هایت رنگش عوض شود روشن ِ مایل به قهوه ای می برمت ای کاش چشم هایت مشکین بود پس می روم حجر الاسود بخرم بخیه بزنم به چشم های تو تا وقتی زبان می زنم مزه ی بهشتی را بدهد که افسرده گی گناهی از سنگ گس و یخش کرده است نوشته شده در پنجشنبه دهم دی ۱۳۸۸ ساعت 22 54 توسط حبیب موسوی سين سين خاف ما سه نفر بوديم با اراده ي محكمي براي سه نفر بودن يكي از ما خرس قطبي بود ديگري خرس قطبي بود آن يكي چيزي بود كه ميشد مثل مه عبور كرد از او به يك دشت رسيد كه چهار گوسفند حامله در آن به چوپانشان ميگفتند شوهر ما آن چهار گوسفند نبوديم حتا چوپان آن چهار گوسفند نبوديم ما سه نفر بوديم با بوي سه نفر ردپاي سه نفر تعداد دندان هاي سه نفر و هر چيز ديگري كه مربوط به سه نفر باشد گاهي از درون يكي مان رد مي شديم و به سه گوسفند از چهار گوسفند حامله اي كه در يك دشت به چوپانشان مي گفتند شوهر تجاوز مي كرديم وبا عذاب وجدان بر مي گشتيم وبه نوبت مي گفتيم من دلم براي آن گوسفند حا مله اي كه زياد آمد مي سوزد زيرا مي شد شهوت و نا كامي را در صداي نفس هايش شنيد و البته ما به طرز بي رحمانه اي تنها سه نفر بوديم شب ها به آسمان خيره مي شديم و سر ستاره اي كه مردد بوديم مال كدام يكي از ما است دعوا مي كرديم سر اين كه كدام يكي مان وسط بخوابد دعوا مي كرديم و آخرش هميشه از يكي مان كه وسط خوابيده بود رد مي شدم و به سه گوسفند حامله تجاوز ميكرديم وبا عذاب وجدان بر مي گشتيم بيا بخوريمش اين را يكي از ما كه خرس قطبي بود گفت وديگري كه خرس قطبي بود تاييد كرد اما آن يكي كه چيزي بود كه ميشد مثل مه عبور كرد از او به يك دشت رسيد كه چهار گوسفند حامله در آن به چوپانشان مي گفتند شوهر گفت من به گوشت گوسفند حامله حساسيت دارم ما سه نفر سر اين كه كدام يكي از ما سه نفر قبل از بقيه خرس قطبي بوده دعوا كرديم آخر دعوا در حالي كه سه نفر بوديم از يكي مان رد شديم و به سه گوسفند حامله كه به چوپانشان ميگفتند شوهر تجاوز كرديم و با عذاب وجدان برگشتیم برای خواندن مقاله ی غزل پست مدرن فرزند شعر سپید نیست این جا کلیک کنید نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد ۱۳۸۸ ساعت 19 24 توسط حبیب موسوی سُرخان میانِ چشم تو آهو تخم ریخته که سرخ است یا آهو توی چشم تو قدم می زند که سرخ است یا اصلاً آهویی در کار نیست سرخ است شاید اصلاً اشک عفونی می ریزی شاید فقط سرخ است که یک شاعر سیگاری همان طور که سیگارش را توی استکان نم دارش خاموش می کند از تشبیه چشم به رنگِ شراب خنده اش بگیرد اما چشم تو سرخ است مثل ادرار ِ سرخ اژدهایی که یک شوالیه ی عاشق با اسب کوبیده توی کلیه اش مثل پر سرخ ِ کلاه ژان ماتیو به چشم سرخت افتخار کن به چشم سرخت اما افتخار کن برای خواندن مقاله ی غزل پست مدرن فرزند شعر سپید نیست این جا کلیک کنید نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 18 12 توسط حبیب موسوی نا گهان با مژه هايي بلند و زمين با درهايي تازي باز و لهجه ي جنوب لبنان در باز بودنش خطه هاي ديگري در همين اطراف كه ناز مي كند با در گيري تو در ميان تمام چيز هايي كه وجود داشت مادرم بودي مادرم نه بيشتر از آن و ميل زاييدن من در فوران آخته ي چشمت آسيب ديده بود تو از ميان چند كاكتوس بيرون آمدي كه گلهاي عجيبشان عجيب قشنگ بود به اندازه اي كه فكر مي كنم گلهاي عجيب كاكتوس در راه است يا در كار كه مي شود به تو به سادگي گفت زيبا هستي آن قدر كه دل تنگ مي شوم وقتي به ياد مي آورم بر سفره ي عقد به جاي تو ديگري بايد آهو را به گردن ديگري آويز كند نا مرتب و ديوانه نا مرتب و در گير با جهان علف ها حرفي به من نمي زني بيش از آن كه حرفي به من زده باشي حرفي به من نمي زني كه بدانم در انتخاب جهنم اشباه نكرده ام آه اي پراكنده در شباهت من اي نقره ي مذاب در حلقوم آفرين دور مچ زمين فشار مي دهي و مرا در آغوشت مثل آفتاب خفه شده با صورتي كبود كه معصوميت را در رنگ بنفش آن مي شود امتحان كرد فشار مي دهي تو از ميان همه چيز هاي اتفاق افتاده در زاد گاه من مادرم بودي با سينه هايي كه به جاي شير آغاز مرگ مرا در خود داشت آغاز اين همه دوران دايره هايي كه دوستشان دارم بيش از تمام جهنم ها بيش از فرستادن خدايي كوچك در دام و كبوتري بزرگ براي اين كه بگويد از راه مانده گلايه هاي من كبوتري بزرگ تر از حضرت خلاصه شده اي در تابوت كاغذي تو مي دانستي تو تمام خبر ها را مي دانستي وقتي مرا براي بدرقه كردن اسب بدرقه كردي و نازكانه در صداي خودت بودي و نازكانه در صداي خودت درد كشيدي شايد همين كه جوجه هاي كبوتر از دست رفت در باور بلوغ باغ بزرگ در بال هاي هموار همواره از شنيدن آغوش استغفار همواره در مسير رفتن استراحت به حرف همواره به جاي گفتن در شيب همواره تا صبح تا افق تا ديوار خورد شده ي اضطراب مي ماندي مي ماندي كه من به حرف تو قناعت دارم به جاده و سيب و انقريبي بيمار به اين گلوي گر گرفته كه از نقره ي مذاب حرف زد يك روز و به زنگ تلفن كه مزاحم اطراف اين اتاق كوچك است قناعت دارم مي ماندي كه بر بوسه هاي تو توانستم حرفي بنويسم حرفي عميق تر از كاه هاي مزرخف كه به شانه اي كه تازه از مو هاي تو برگشته است چسبيده باشند مي ماندي مي ماندي مي ماندي من به تاكسي آدرس جايي از ماه بهمن را مي گفتم و تو عجيب مي ماندي تا تاكسي دور شود از ارديبهشتي كه لمس تو بود لمس تو در طوايف ما ه مرداد لمس تو و هر چه در نهايتش ترتيب انگشت بود بر لب تعجب سختي كه يك سال شد يك سال شد پيش از آن كه بتوانم از زن بودن تو بيشتر شوم از لبي كه در نهايتش هيچ وقت جز در صدايي كه نام من بود مال من نبود و پيش از آن كه بتوانم از زن بودن تو بيشتر شوم چه قدر عجيبي اي حرف چه قدر چه قدر مثل لايه هاي مركزي ي پياز بوي تند زنده بودن مي دهي و مثل تلفن و مثل آدرسي كه در اتوبوس زير لب زمزمه مي كردم و مثل خلاصه ي وضعيت يك زندگي ي در گير و مثل لايه هاي مركزي ي پياز بوي زنده بودن مي دهي برای خواندن مقاله ی غزل پست مدرن فرزند شعر سپید نیست این جا کلیک کنید نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین ۱۳۸۸ ساعت 18 43 توسط حبیب موسوی مطالب قدیمی تر ما هم مي توانستيم آهسته آهسته عاشق شويم اما از بس گفتيم نه لبهايمان را از دست داديم خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۸ خرداد ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ فروردین ۱۳۸۸ اسفند ۱۳۸۷ بهمن ۱۳۸۷ دی ۱۳۸۷ آذر ۱۳۸۷ آبان ۱۳۸۷ مهر ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۷ مرداد ۱۳۸۷ تیر ۱۳۸۷ شهریور ۱۳۸۶ مرداد ۱۳۸۶ تیر ۱۳۸۶ اسفند ۱۳۸۵ بهمن ۱۳۸۵ دی ۱۳۸۵ آذر ۱۳۸۵ آبان ۱۳۸۵ مهر ۱۳۸۵ مرداد ۱۳۸۵ تیر ۱۳۸۵ خرداد ۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۳۸۵ فروردین ۱۳۸۵ اسفند ۱۳۸۴ پیوندها صرف ساده تازه های ادبی پگاه احمدی شروه میثم ریاحی آبی ناگهان منصور جعفری خورشیدی پروانه ی بی خویشی من م موید وبنوشته های ابوالفضل پاشا جرتینگ حسین دیلم کتولی غرق شدن یک انسان مرتضی شاهین نیا علی میر کازهی ریحانه نامدار نخاع آویزان سید حمید شریف نیا این جاها نیما صفار کندوک سید مهدی جلیلی سلاطین گم شده بنیامین دیلم کتولی من لال سیما بازیار دیوانه روزگار پاییزی ecololia 4 برگ دروغ نوید رضا هادوی ایست گاه علی ساروی blogfa com
|