Meta tags:
description= تمرین تفکر;
Headings (most frequently used words):
سفید, فلسفه, فیلم, روبان, مساله, اختلال, هاي, تمرین, تفکر, فروشنده, تناقضات, اخلاقی, طبقه, متوسط, ما, پیش, از, سقراط, نکاتی, چند, درباره, نسبت, بین, فایده, اجتماع, تحلیل, اسب, تورین, ساخته, بلاتار, رد, دريدايي, ژاك, دريدا, تقابل, دوگانه, مباحث, كلامي, وعقلانيت, جديد, روشنفكري, ديني, نگاهی, به, اثر, میشاییل, هانکهروبان, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی,
Text of the page (most frequently used words):
است (98), این (41), دارد (31), خود (29), های (28), فلسفه (26), اين (24), طبقه (24), فیلم (22), شده (20), پیش (19), هاي (17), میکند (17), اما (15), نوشته (14), توسط (14), برای (14), اخلاقی (14), مصطفی (13), محمددوست (13), عماد (13), متوسط (12), فرهادی (12), ۱۳۹۲ (11), وجود (11), بودن (11), هايي (11), نیز (11), ساعت (10), همه (10), ديني (10), قرار (10), بازي (10), #درباره (10), همان (10), مساله (10), ندارد (9), پرسش (9), فرض (9), فهم (9), جهان (9), تقابل (9), هانکه (9), فلسفی (9), نیست (9), اخلاق (9), باید (9), میشود (9), دين (8), عقل (8), همواره (8), مانند (8), اند (8), هایی (8), فروشنده (8), خانه (7), شود (7), متافيزيكي (7), اگر (7), تناقضات (7), انها (7), کنیم (7), میکنند (7), بین (7), شنبه (6), بين (6), نمود (6), پديده (6), داشته (6), آنها (6), واقع (6), مسائل (6), دست (6), نشان (6), فارماكون (6), عدم (6), سینمای (6), سینما (6), روبان (6), سفید (6), کرد (6), تحلیل (6), هستند (6), ارزش (6), هنوز (6), مرد (6), رعنا (6), ۱۳۹۵ (5), پاسخ (5), روشنفكري (5), امروز (5), بررسي (5), بحث (5), سيستم (5), تنها (5), ذهن (5), مثل (5), چالش (5), افلاطون (5), اسطوره (5), باشد (5), کند (5), قالب (5), سینمایی (5), بلکه (5), نگاهی (5), روزمره (5), زندگی (5), بسیاری (5), کردند (5), دیگری (5), ۱۳۹۰ (4), ۱۳۹۱ (4), مختلف (4), نيست (4), حال (4), بشري (4), ميتوان (4), ميكند (4), پيش (4), تناقض (4), دنبال (4), دغدغه (4), انجام (4), زمان (4), چيزي (4), هرگونه (4), تجربه (4), چرا (4), قبل (4), بدون (4), بشر (4), دوگانه (4), درون (4), دريدا (4), حضور (4), متافيزيك (4), هستي (4), مهم (4), جدید (4), شکل (4), کنش (4), مبنایی (4), اندیشه (4), ترین (4), اگاهی (4), فراتر (4), اصل (4), یعنی (4), سقراط (4), نوعی (4), زامبی (4), ارزشی (4), کرده (4), بهمن (3), مرداد (3), فروردین (3), خرداد (3), ۱۳۹۶ (3), ديگر (3), انواع (3), هيچ (3), امر (3), آيا (3), گونه (3), نگاه (3), براي (3), نيستند (3), ذات (3), كنيم (3), اساسا (3), كانت (3), زبان (3), ومكان (3), حسي (3), يعني (3), ميشود (3), اعتقاد (3), بايد (3), ويا (3), خاص (3), قواعد (3), علم (3), ايجاد (3), مباحث (3), بیست (3), یکم (3), ساخته (3), ژاك (3), دادن (3), آلوده (3), قدرت (3), خشن (3), تكثر (3), بود (3), نهم (3), ادامه (3), مطرح (3), ویژگی (3), عین (3), ایده (3), فرم (3), جمله (3), البته (3), نظر (3), دریافت (3), نقد (3), وابسته (3), مخاطب (3), آیا (3), دقیقا (3), اصلی (3), اختلال (3), کار (3), چشم (3), ادراک (3), میدهند (3), برخی (3), سیاسی (3), چنین (3), نباید (3), همین (3), سیاست (3), بنیادی (3), کسی (3), دیگر (3), خودش (3), فایده (3), خرد (3), نسبت (3), یونانیان (3), سنتی (3), زنی (3), متجاوز (3), فرودست (3), بشدت (3), دچار (3), فقیر (3), تعارض (3), میدهد (3), بخوبی (3), یکی (3), تفکر (3), همگی (3), تمرین (3), آرشیو (2), اردیبهشت (2), آذر (2), اسفند (2), شهریور (2), وبلاگ (2), قدیمی (2), بعبارت (2), تاريخ (2), مشتركي (2), بالا (2), خارج (2), ايمان (2), خدايي (2), ميگيرد (2), دوم (2), ماهيت (2), ثابتي (2), هرچيزي (2), ناميد (2), همانطور (2), استفاده (2), مدرن (2), واز (2), عالم (2), سنتي (2), چگونه (2), الوهيت (2), مثابه (2), وعقلانيت (2), توهم (2), آشكار (2), معنويت (2), پروژه (2), طرفداران (2), معمولا (2), ميكنند (2), تركيب (2), تلفيق (2), چيز (2), ميتواند (2), ومكانمند (2), دهد (2), كنيد (2), گرفته (2), برخاسته (2), مضمون (2), مفهوم (2), كور (2), سوال (2), وارد (2), خدا (2), پرداختن (2), سركوب (2), نظرم (2), دفاع (2), وعلم (2), نظام (2), زباني (2), كلامي (2), مثلا (2), حيات (2), مرگ (2), مواجهه (2), جديد (2), ديد (2), بعنوان (2), بطور (2), شايد (2), مان (2), دوگانگي (2), مثال (2), خاستگاه (2), تزلزل (2), بلاتكليف (2), عنوان (2), ميكنم (2), زني (2), اغوش (2), رنج (2), غياب (2), مشغول (2), نظم (2), ابژه (2), ترين (2), توت (2), خداي (2), ديالكتيك (2), دريدايي (2), تمام (2), تاکید (2), گنجانده (2), پیام (2), بوسیله (2), دیالوگ (2), محتوا (2), توان (2), فیه (2), نیاز (2), برخلاف (2), چون (2), لایه (2), بزنیم (2), عمیق (2), کشف (2), معنای (2), داشت (2), بنابراین (2), محور (2), فرهنگ (2), میشاییل (2), اثر (2), دوشنبه (2), ششم (2), دلوز (2), فیلسوف (2), تجربیات (2), متفاوت (2), تصاویر (2), میداند (2), سابقه (2), دوربین (2), تعیین (2), سازماندهی (2), انکه (2), جدیدی (2), میکنیم (2), دیدن (2), زیر (2), نهفته (2), کنم (2), هرچند (2), جامعه (2), گران (2), حملاتی (2), علمی (2), اهالی (2), اجتماعی (2), کنند (2), نیستند (2), قصه (2), خوانی (2), میگیرد (2), بخاطر (2), رها (2), تغییر (2), بدانیم (2), حیات (2), واجد (2), آشکار (2), مسلم (2), کمتر (2), مقبولیت (2), عقلانیت (2), ابزاری (2), سودمند (2), پارادایم (2), خوب (2), سنجیدن (2), چیز (2), سود (2), هیچوجه (2), زیادی (2), نکاتی (2), چند (2), اجتماع (2), بعد (2), ارسطو (2), اساسی (2), پیشا (2), سقراطیان (2), ایجاد (2), نحوی (2), نتوانسته (2), ثبات (2), برود (2), خاطر (2), پیشرفت (2), حرف (2), طریق (2), سایر (2), مضاعف (2), شناخت (2), انگاره (2), بتوانیم (2), صیرورت (2), ثابتی (2), کمیت (2), کماکان (2), گویی (2), بصورت (2), دار (2), پول (2), برخود (2), میبینیم (2), خصوصی (2), بابک (2), منفی (2), رابطه (2), دیگریِ (2), قضا (2), همسرش (2), تجاوز (2), کلیشه (2), اوست (2), تعلق (2), قشر (2), خطا (2), روی (2), داده (2), نقش (2), لحظه (2), تئاتر (2), هشدار (2), قسمت (2), اعظم (2), لذت (2), میبرد (2), طبقاتی (2), طبقات (2), آغاز (2), سقوط (2), _اخلاقی (2), فرهیخته (2), فرهیختگی (2), سکولار (2), میتوان (2), فاصله (2), گذاری (2), رسمی (2), blogfa, com, متن, ادبي, شعر, سينما, موضوعی, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, مطالب, دوازدهم, واحدي, ونحله, وخوانش, طول, جواب, اديان, مذاهب, مشترك, وآن, يگانه, نيرو, نيروهايي, فوق, واگر, سلب, مورد, تهديد, پذيريم, قطعا, سيال, نميتوان, روشنفكر, كسي, انتقادي, دنيا, تبعيت, نميكند, قدسي, دران, بهترين, حالت, ميداند, جمع, براستي, چيست, انسان, زده, عقلاني, كردن, بيشتربه, كمرنگ, شدن, دامن, ميزند, احياي, استدلال, ونه, باشند, پديد, ويتگنشتاين, دعوت, يافتن, واحد, تلاش, كمي, ميفهميم, بسان, چهارشنبه, بیستم, بخوبي, رسانده, ساده, معتقد, فقط, زمانمند, موضوع, شرط, وقت, زيادي, صرف, بخواهيد, تعريف, باز, تعريفتان, زماني, ومكاني, ايد, راه, تجربيات, حواس, پنجگانه, آناليز, وپردازش, بپردازد, سخني, بدين, سازي, عليت, اينجاست, اطلاعاتي, غير, تجربي, تقاضا, تحليل, كند, اتفاقي, افتد, نظري, صادر, وهمه, مند, تخصصي, پديدار, بيرون, محدود, وآغاز, جبر, واختيار, ومحدود, نامحدود, منجر, سري, ينحل, خواهد, اينها, عين, انگاري, تام, وجه, ندارم, عقيده, بجاي, اعتقادات, توجه, گفته, متعلق, واره, ودين, بخواهيم, باهم, وبخواهيم, روي, زمين, گلف, توپ, پينگ, پنگ, فوتبال, بسياري, ماها, زمينه, آخرت, وسيستم, مجازات, اخروي, عقلانيت, ودربيشتر, موارد, تضاد, ميرسيم, مشكل, كجاست, وآيا, شدني, ايمانوئل, فيلسوفي, شناسند, يكبار, مفصل, نموده, حدودي, قرون, متمادي, انديشيد, زندگي, كرد, ودنيايش, ساخت, اكنده, وتضاد, فكري, ومعرفتي, قوام, يافته, برون, ظاهرباطن, مرد_زن, گفتار_نوشتار, خوب_بد, زيبا_زشت, وعمق, وسطح, وبسياري, حضوري, پررنگ, اعتبار, استوار, وايا, سيستمي, عيب, مبحثي, پردازد, متافيزكي, راكه, بنيان, نهاد, نام, ملا, وسايه, سايه, ظاهرا, محكم, بلا, تكليف, پديدهايي, دوجنسه, زامبي, واژه, معناي, متقابل, زهر, وپادزهر, حمل, ميكندو, نقل, مصري, نوشتار, معرفي, انرا, تقبيح, اغاز, گاه, تاسيس, شبحي, متزلزل, كننده, سراسر, ميگريزد, روزنه, انديشم, مرگي, درآغوش, عدمي, ميگرفته, بوسه, چونان, پاك, غريبه, شكنجه, ميشوم, ميكشم, زارم, بيزارم, كرده, وعده, پوچ, ابديت, نهايت, نيچه, بازگشت, ابدي, همانت, كجاي, تلخم, بگذارم, فيلسوف, پساساختارگراي, فرانسوي, بنانهاد, ردهايي, دوسوي, اريكه, نمايي, زير, ميكشد, وبيرون, وغيره, سعي, فروكاستن, كثرت, بلاتكليفي, قطب, نوعي, تحميل, الودگي, درسراسر, تمدن, سوژه, چندي, غرب, عرفان, مضامين, حتي, منظم, ساختاري, ميدارد, انفجار, سخره, رسانه, همگي, فريبكار, بزهكاري, تنوع, جنسي, تكثير, تمايز, وضوح, توده, _روشنفكر, _مرد, _مدرن, شرق, _غرب, دسيسه, وافريده, كوشيد, طرد, نمايد, جايگاه, فرعي, حاشيه, اكنون, درهم, تنيدگي, گرديده, یکشنبه, مفاهیم, کلیدی, آثار, داستانی, سلیس, زعم, مملو, مهارت, رعایت, ابزارهای, تصویر, موزیک, بطرز, رسایی, دریافته, عبارتی, تناسب, دانیم, تمایز, محل, مجموع, عبارت, توصیف, رمزگشایی, طاقت, فرسا, برگمن, مستلزم, دریافتنی, هالیوود, متمایز, بعدی, توانیم, مستتر, مطالبی, آید, تخصصی, تلاشی, مرتب, سازی, دلالت, معناها, مفاهیمی, بازنمایی, پدیده, اثری, هنری, پیشاپیش, اعتراض, موضوعیت, بخواییم, مفهومی, اول, کاتولیک, بورژوازی, مهمترین, کارگردان, آلمانی, دانست, ژیل, فرانسوی, خلق, تاثرها, آنچه, اهمیت, اندازی, بدیع, قاب, ادمی, اعطا, حالات, عموما, مارا, مدد, بخواهیم, اختیارمان, میگذارد, هنگام, تماشای, اختیار, اندازِ, متفاوتی, زاویه, دید, میتوانیم, شیوه, بیندیشیم, انسانی, یادداشت, کوشیده, شرحی, مختصر, جهت, معنایی, ارائه, نهایت, سخن, بگویند, اسب, تورین, بلاتار, https, telegram, trasahesh, اوقات, جانب, شناسی, تحصلی, سیاسی_مدنی, جنس, هپروتی, انتزاعی, سیر, قطعیت, واکنش, سعی, ورزی, متمایل, موضوعات, مسائلی, اساس, پذیرفتنی, متافیزیک, چندین, قرن, چنان, اکادمی, رایج, وجهی, داستان, خلط, امروزه, حوزه, رضایت, تحصل, گراها, دشوار, کارشناس, تبدیل, شوند, کنشگر, بهتر, مبنا, مقوله, امکان, دهند, اینکه, لااقل, چریک, مدار, اشتباه, نگیرند, امری, خنثی, محبوس, کتاب, اقسام, مدل, زیستن, هنجارگذاری, آفرینی, سروکار, بدلیل, بودنش, شدیدترین, تاثیرات, ولو, تاثیراتش, عمومی, نباشد, دنیای, آگاه, جهانی, تحت, تاثیر, نیروهایی, چیزهایی, سرنوشت, دخیل, توهمی, عوامل, نامرئی, واقعی, میپردازد, آنچنان, زمانی, عام, پیدا, نهادها, ساختارها, شهروندان, نسبتی, ویژه, یکدیگر, گرفتند, گسترش, فراگیری, سرمایه, داری, ظهور, ادرنو, هورکهایمر, سوبژکتیو, میگویند, عاقل, فرصت, رسیدن, اهداف, قوه, تشخصیص, نیک, کنجکاوی, کاری, صرفا, وسیله, یابی, هدفی, مطلوب, بنیاد, امور, ایمان, فهمیدن, اثرات, ابتدا, قید, تعبیری, الا, ثمری, دربرندارد, سودی, خواندن, دردی, درمان, بزرگی, داشتن, سودمندی, ملاک, غالبا, مراد, کاسب, کارانه, امروزی, متوجه, بدل, غیرقابل, بدیهی, اجماع, شمار, مردمان, سپردن, محکمه, نمیکند, بیراه, بگوییم, پیشرفتی, نداشت, رفتی, سنخ, نحوه, خالق, بودند, تغییرات, فراوان, جریان, حرکات, فکری, حاصل, تکانه, اناکسیمندر, کسنوفانس, هراکلیتوس, پارمنیدس, بااهمیت, وحدت, کثرت, حقیقت, وقتی, میزنیم, اولی, علوم, رکودی, دیده, عظیم, توسعه, تاحدود, ماست, میراث, رکود, جمودش, هایش, بنیادین, مربوط, هستی, اولا, منشا, بگردیم, آرخه, میگفتند, تغیر, منشاء, بگیریم, مهار, بشناسیم, دوهزار, پانصد, سال, اختلاف, جالب, ساختاری, عرضه, الگویی, حدس, رفتار, طبیعت, پیشنهاد, میبریم, اتش, هیچگاه, زیاد, نمیشود, مقدار, کلی, برابر, هراکلیتوسی, قانونی, بقای, انرژی, اوصاف, دوره, درخشان, سقراطیان_, خلاصه, تمامی, تاریخ, فشرده, شده_, پاسخی, کلیات, دادند, غربی, گرفت, گامی, تشتتی, رصد, دال, ضرورت, افرینش, افرینشی, فیلسوفی, نیچه, میکرد, اصغر, مغز, استخوان, فکر, بچه, فاسد, نکرده, مطلق, کثیف, غذایی, خرید, خورد, برخورد, دانش, اموزش, فاشیستی, پایین, روتین, تکرار, حریم, ژستی, بیش, براحتی, تماس, مستاجر, شنود, رفیقش, میشنود, قضاوتی, روسپی, بوده, متوسطی, تصور, درگیر, طرز, بغرنج, تری, اوج, آنجایی, اتاق, اینجا, طبق, قضاوت, تعصبی, تنفر, انتقام, روشن, علاوه, درگیری, ماجرایی, بدن, حالا, مالکیت, خدشه, بازستاندن, صریحا, گوشزد, ارتباطی, میخواهد, پیچیده, وضعیت, درک, حکم, جزمی, تعلیق, بینیم, فرو, مایلیم, تصورشان, خانواده, دارند, شان, عواطف, درجریان, شخصی, عشق, خیانت, وسوسه, عملی, بری, پاردایم, چیزی, نفی, پشت, پرسوناهای, پنهانش, دیالکتیکی, نمایشی, صحنه, میرود, بازی, همزمان, تلاقی, _در, ریشه, درونش, _را, گفتن, کلمه, هرزه, منتقل, قصد, شیفتگی, روبرو, معرض, فروپاشی, محکومش, پنهان, تناقضاتش, اگاه, نااگاهی, روست, گمان, روایتی, رئالیستی, سبک, انان, پرداخته, مدافع, انهاست, رفتارهای, پرده, آنکه, نقادانه, خویش, بیفکند, التفاتی, خودشیفتگی, مضامین, سخنان, هوادارانش, تشکیل, انتخاب, دلایلی, دلایل, اقتصادی, فرهنگی, اندک, فرصتی, اندیشیدن, هنر, صحیحی, برقرار, نیز_, نقدهای, شنیده, بودم, نارضایتی, نسبی, قسمتی, مخاطبان, میتواند, بهترین, کارهای, باشد_, الی, جدایی, تعارضات, مثبت, گمانم, ایران, بازنماینده, نمیتوان, خلا, بررسی, احکام, تنیده, زمینه, context, اقتصادی_اجتماعی, پیوند, خورده, تئاتری, میلر, حین, روایت, کارکتر, اجرا, محتوای, حول, میچرخد, بولد, خبر, فروریختن, ساکنان, نمایندگان, همیشگی, ابتدای, میگوید, آستانه, استعاره, عالی, دوستانش, بازیگر, معلم, معلمی, روشنفکر, نماینده, مدعی, حتی, شوخی, هایشان, اشاره, صلیب, حضرت, عیسی, نشانه, تفاوتی, مذهب, تشخیص, داد, حرفهای, کلاس, درس, گاو, تاکسی, شاگردش, هستیم, ماهایی, ادعای, داریم, مایی, حساب, آوریم, احساس, علت, علاقه, هیستریک, ابد, روز, راستای, تیز, اسکلت, کالبد, شیک, حفظ, مداری, فضیلت, لحظات, منحصر, فرد, روزمرگی, بوته, محک, گذاشته, اینجاست, داوری, سطحیِ, همسایه, گردن, اینجور, ادم, افتابه, انداخت, شهر, گرداند, دستش, میرسید, نمیگذاشت, زنده, ناموس, ایدئولوژی, بازتولید, سرکوب,
Text of the page (random words):
میشود و محتوای آن نیز نوعی تعارض طبقاتی است که حول مرد فقیر فروشنده میچرخد بخوبی مساله طبقات را بولد میکند فروشنده با خبر فروریختن خانه ای که ساکنان ان طبقه متوسط اند آغاز میشود هشدار میدهند که خانه دارد سقوط میکند خانه ای که عماد و رعنا بعنوان نمایندگان طبقه متوسط در ان زندگی میکنند فرهادی حرف همیشگی اش را ابتدای فیلم میگوید خانه ی ارزشی _اخلاقی طبقه متوسط در آستانه سقوط است فیلم با این استعاره عالی آغاز میشود عماد رعنا و دوستانش بازیگر تئاتر هستند عماد معلم است و از قضا معلمی فرهیخته و روشنفکر است همه ی آنها نماینده قشر فرهیخته یا مدعی فرهیختگی هستند این را حتی از شوخی هایشان مثلا اشاره به صلیب حضرت عیسی توسط عماد که نشانه نوعی بی تفاوتی به مذهب و سکولار بودن است میتوان تشخیص داد حرفهای عماد در کلاس درس درباره فیلم گاو و دفاع او از زنی که در تاکسی با او مواجهه شده بود پیش شاگردش همگی بخوبی نشان میدهد که رعنا و عماد یکی از ما هستیم ماهایی که همگی ادعای فرهیختگی سکولار بودن و اخلاقی بودن را داریم مایی که طبقه فرودست را دیگریِ خود به حساب می آوریم و با فاصله گذاری از انها احساس لذت میکنیم علت علاقه هیستریک ما به ابد و یک روز را نیز میتوان در راستای همین فاصله گذاری تحلیل کرد اما از نگاهی تیز بین این طبقه بشدت از تناقضات اخلاقی رنج میبرد و هنوز اسکلت های سنتی اش را زیر کالبد شیک خود حفظ کرده است اما باید اخلاق مداری و فضیلت های طبقه متوسط در لحظات منحصر به فرد که روزمرگی و نظم با چالش میشود به بوته محک گذاشته شود به رعنا تجاوز میشود و اینجاست که تناقض های اخلاقی و داوری سطحیِ ارزشی _اخلاقی طبقه متوسط خود را آشکار میکند همسایه ی آنها اعتقاد دارد که گردن اینجور ادم ها باید افتابه انداخت و در شهر گرداند و اگر دستش میرسید نمیگذاشت زنده در برود بی ناموس میبینیم که این طبقه دقیقا ارزش های ایدئولوژی رسمی را بازتولید میکند نگاه سرکوب گر او به دیگری اش و به زن همان نگاه کلیشه ای رسمی است عماد نیز با تا مغز و استخوان سنتی فکر میکند برای او مهم است که در خانه ای که قرار است بچه دار شود قبل از آنها زنی فاسد زندگی نکرده باشد پول مرد متجاوز به مثابه یک زامبی و یک شر مطلق کثیف است نباید غذایی را که با پول او خرید شده خورد برخورد او با دانش اموزش فاشیستی و از بالا به پایین است و برخود خشن روتین در جامعه را تکرار میکند از این فراتر میبینیم که حریم خصوصی گویی ژستی بیش نیست عماد براحتی تماس های مستاجر را شنود میکند و دیالوگ خصوصی رفیقش بابک را میشنود و به دنبال آن درباره ی او قضاوتی منفی و ارزشی دارد چرا که او با زنی روسپی در رابطه بوده است پس طبقه متوسطی که دیگریِ خود یعنی طبقه فرودست را زامبی بی اخلاق تصور میکند خود بشدت درگیر همان پارادایم سنتی است و ار قضا به طرز بغرنج تری دچار تناقض اخلاقی ارزشی است اوج قصه آنجایی است که عماد با کسی که به همسرش تجاوز کرده در یک اتاق قرار میگیرد اینجا عماد طبق قضاوت کلیشه ای و تعصبی که دارد با تنفر در پی انتقام است او کماکان نگاهی شی محور به زن دارد این از برخود او با رعنا روشن است و به علاوه وی درگیری اش با مرد متجاوز را ماجرایی بین دو مرد میداند بدن زن هنوز ابژه اوست حالا که مالکیت اش توسط مرد متجاوز خدشه دار شده در پی بازستاندن حق خود است و صریحا به رعنا گوشزد میکند که این مساله به او ارتباطی ندارد درباره طبقه فرودست فرهادی از ما میخواهد که پیچیده بودن وضعیت را درک کنیم و حکم اخلاقی جزمی را تعلیق کنیم می بینیم که طبقه فرو دست آن زامبی ای که مایلیم تصورشان کنیم نیستند انها هم خانواده دارند بین شان تعلق خاطر و عواطف درجریان است اگر شخصی از قشر فقیر بین عشق به همسرش و خیانت به او دچار تعارض است وسوسه میشود و عملی خطا انجام میدهد طبقه متوسط به هیچوجه نه تنها بری از خطا و تعارض نیست بلکه خود نیز به همان پاردایم اخلاقی تعلق دارد در واقع خودش همان چیزی است که نفی اش میکند ان دیگری و زامبی در واقع خود اوست که پشت پرسوناهای اخلاقی پنهانش کرده است و این رابطه دیالکتیکی خود و دیگری بخوبی در نمایشی که روی صحنه میرود نشان داده میشود عماد نقش مرد فروشنده ی فقیر را بازی میکند او دو نقش را همزمان درون خود دارد او هم خود و هم دیگری اش است و در لحظه ای این دو با هم تلاقی میکنند لحظه ای که عماد پیام خود _در واقع ارزش ریشه ای درونش _را با گفتن کلمه هرزه به بابک روی سن تئاتر منتقل میکند فرهادی قصد دارد خود شیفتگی طبقه متوسط را با چالش روبرو کند به او هشدار میدهد که خانه اش در معرض فروپاشی است و همان دیگری که به بی اخلاقی محکومش میکند درون خودش پنهان شده است همانطور که عماد به تناقضاتش اگاه نیست قسمت اعظم طبقه متوسط که مخاطب فرهادی اند نیز واجد این نااگاهی هستند از این روست که بسیاری گمان میکنند فرهادی تنها به روایتی رئالیستی از سبک زندگی و ارزش های انان پرداخته است و مدافع انهاست و از دیدن خود و رفتارهای خود بر پرده سینما لذت میبرد و بی آنکه نگاهی نقادانه به خویش بیفکند و به نقد فرهادی التفاتی داشته باشد تنها دچار خودشیفتگی است نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 2 57 توسط مصطفی محمددوست ما و فلسفه پیش از سقراط ما و فلسفه پیش از سقراط بیراه نیست اگر بگوییم فلسفه بعد از ارسطو پیشرفتی اساسی نداشت پیش رفتی از آن سنخ که پیشا سقراطیان در نحوه اندیشه ایجاد کردند و به نحوی خالق خرد بودند با وجود تغییرات فراوان در جریان اندیشه بشر هنوز حرکات فکری ما حاصل از تکانه هایی است که یونانیان پیش از سقراط مثل اناکسیمندر کسنوفانس هراکلیتوس و پارمنیدس ایجاد کردند هنوز بشر نتوانسته از پیش فرض های بااهمیت انها درباره تغییر و ثبات وحدت و کثرت و حقیقت و نمود فراتر برود و باید خاطر نشان کنم وقتی که از عدم پیشرفت فلسفه حرف میزنیم به طریق اولی در سایر علوم نیز بطور مضاعف چنین رکودی دیده میشود با وجود پیشرفت های عظیم و توسعه شناخت علمی هنوز علم تاحدود زیادی وابسته به بنیادی ترین پیش انگاره های ماست که میراث یونانیان است و مضاعف بودن این رکود در علم بخاطر جمودش بر سر چالش با پیش انگاره هایش است بنیادین ترین مسائل مربوط به شناخت و هستی را پیشا سقراطیان مطرح میکنند این که اولا باید در جهان به دنبال نوعی منشا اصل و خاستگاه بگردیم که به ان آرخه میگفتند باید بتوانیم برای این همه تغیر و صیرورت در جهان منشاء ثابتی در نظر بگیریم بتوانیم به نحوی ان را مهار کنیم و به این طریق بشناسیم این مساله اساسی را دوهزار پانصد سال پیش یونانیان مطرح کردند تا پیش از سقراط بین انها بر سر صیرورت یا ثبات جهان اختلاف هایی بود جالب است بدانیم که ساختاری که انها برای فهم جهان عرضه کردند الگویی هایی که برای حدس رفتار طبیعت پیشنهاد کردند همان هایی است که امروز به کار میبریم مانند این اندیشه که اتش باید کمیت ثابتی داشته باشد هیچگاه کمیت ان زیاد یا کم نمیشود بلکه مقدار کلی ان برابر است این قالب هراکلیتوسی کماکان در قانونی مثل بقای انرژی وجود دارد با همه این اوصاف بعد از دوره ی درخشان پیش از سقراطیان_ که گویی خلاصه تمامی بحث های تاریخ فلسفه در آن بصورت فشرده گنجانده شده_ با پاسخی که افلاطون و ارسطو به مساله کلیات دادند خرد غربی شکل گرفت و هنوز نتوانسته گامی فراتر از آن بر دارد هرچند که تشتتی که امروز در فلسفه رصد میشود دال بر ضرورت نوعی جدید از افرینش فلسفی است افرینشی که فیلسوفی مثل نیچه بر آن تاکید میکرد نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶ ساعت 2 53 توسط مصطفی محمددوست نکاتی چند درباره نسبت بین فلسفه فایده و اجتماع نکاتی چند درباره نسبت بین فلسفه فایده و اجتماع 1 این پرسش که آیا فلسفه سودی دارد یا فلسفه خواندن چه دردی را درمان میکند معمولا با خودش پیش فرض بزرگی دارد این که فایده داشتن و سودمندی ملاک سنجیدن ارزش همه چیز است و غالبا هم مراد از سود سود کاسب کارانه ی امروزی است کمتر کسی متوجه وجود پیش فرض نهفته در سوال می شود چرا که این پیش فرض امروز بدل به اصلی مسلم و غیرقابل چون و چرا شده این که همه چیز باید سودمند باشد اما این اصل به هیچوجه بدیهی نیست و اجماع شمار زیادی از مردمان هم آن را بی نیاز از سپردن به محکمه خرد نمیکند 2 مقبولیت این اصل آنچنان هم قدیمی نیست این اصل زمانی مقبولیت عام پیدا کرد که نهادها ساختارها و شهروندان در نسبتی ویژه با یکدیگر قرار گرفتند یعنی با گسترش و فراگیری سرمایه داری و ارزش های آن و نیز معنای جدیدی از عقلانیت ظهور کرد که ادرنو و هورکهایمر به ان عقلانیت ابزاری یا سوبژکتیو میگویند عاقل بودن یعنی استفاده از فرصت ها برای رسیدن به اهداف سودمند عقل در این پارادایم جدید دیگر قوه تشخصیص نیک و بد نیست دیگر با کنجکاوی و چالش های بنیادی کاری ندارد بلکه صرفا وسیله ای برای دست یابی به هدفی است که از قبل خوب و مطلوب فرض شده کار فلسفه دقیقا پرسش از بنیاد امور و سنجیدن همین پیش فرض هایی است که عقل ابزاری به آن ایمان دارد بنابراین برای فهمیدن اثرات فلسفه ابتدا باید خود را از قید چنین تعبیری از عقل رها کنیم و الا هرگونه پاسخ به این پرسش ثمری دربرندارد 3 در عین حال باید بدانیم فلسفه امری بی اثر خنثی و محبوس در کتاب ها نیست فلسفه برخاسته از حیات است و عمیق ترین دغدغه ها را درباره حیات دارد فلسفه با انواع و اقسام مدل های زیستن هنجارگذاری ها و ارزش آفرینی ها سروکار دارد و بدلیل بنیادی بودنش واجد شدیدترین تاثیرات است ولو انکه تاثیراتش برای فهم عمومی آشکار نباشد مسلم است که در تجربه های روزمره و در دنیای امروز کمتر کسی آگاه است که در چه جهانی زندگی میکند تحت تاثیر چه نیروهایی قرار دارد و چه چیزهایی در سرنوشت او دخیل اند اگاهی روزمره اگاهی ای توهمی است فلسفه همواره فراتر از اگاهی روزمره قرار دارد و به همان عوامل نامرئی اما واقعی میپردازد 4 بسیاری از اوقات از جانب برخی از طرفداران جامعه شناسی تحصلی یا برخی کنش گران سیاسی_مدنی حملاتی از این جنس به فلسفه می شود که فلسفه کنش سیاسی ندارد در عالم هپروتی و انتزاعی سیر میکند و یا قطعیت علمی ندارد در واکنش به چنین حملاتی برخی اهالی فلسفه نیز سعی میکنند فلسفه ورزی خود را متمایل به مسائل سیاسی و اجتماعی کنند اما بسیاری از انها در واقع موضوعات و مسائلی را وارد فلسفه میکنند که از اساس فلسفی نیستند البته پذیرفتنی است که پرداختن به متافیزیک های چندین قرن پیش به شکل قصه خوانی چنان که در بسیاری از اکادمی های ما رایج است وجهی ندارد اما نباید هرگونه بحث مبنایی فلسفی را با این داستان خوانی خلط کرد مباحث فلسفی مبنایی هستند و قدرت فلسفه نیز در همین شکل از اندیشه است مبنایی ترین بحث ها درباره اگاهی و اخلاق و سیاست امروزه در حوزه فلسفه انجام میگیرد اهالی فلسفه نباید بخاطر رضایت تحصل گراها و کنش گران مباحث دشوار و مبنایی فلسفی را رها کنند و به کارشناس مسائل سیاسی و اجتماعی تبدیل شوند آن کنشگر ها هم بهتر است فهم خود را از مفهوم مبنا مقوله و امکان تغییر دهند و یا اینکه لااقل فیلسوف را با چریک و سیاست مدار اشتباه نگیرند مصطفی محمددوست https telegram me trasahesh نوشته شده در دوشنبه ششم دی ۱۳۹۵ ساعت 3 48 توسط مصطفی محمددوست تحلیل فیلم اسب تورین ساخته بلاتار مصطفی محمددوست در یادداشت زیر کوشیده ام شرحی مختصر از فیلم جهت نشان دادن لایه های معنایی نهفته در آن ارائه کنم هرچند که در نهایت این خود فیلم و تصاویر هستند که قرار است سخن بگویند ژیل دلوز فیلسوف فرانسوی کار سینما را خلق تجربیات جدید و متفاوت بوسیله تصاویر و تاثرها میداند آنچه که اهمیت دارد چشم اندازی بدیع و بی سابقه است که قاب دوربین به ادمی اعطا میکند ما در حالات روزمره خود جهان و زندگی را عموما در قالب های از پیش تعیین شده ادراک می کنیم قالب هایی از پیش تعیین شده تجربیات ما را سازماندهی میکنند و ادراک روزمره مارا شکل میدهند اما سینما به مدد دوربین بی انکه خود بخواهیم قالب های جدیدی برای سازماندهی ادراک در اختیارمان میگذارد ما هنگام تماشای فیلم بدون اختیار چشم اندازِ متفاوتی را از آن خود میکنیم یک زاویه ی دید جدید و متفاوت از نظر دلوز تنها با سینما است که میتوانیم به شیوه ای از دیدن بیندیشیم که وابسته به چشم انسانی نیست ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه ششم دی ۱۳۹۵ ساعت 3 44 توسط مصطفی محمددوست روبان سفید و مساله اختلال نگاهی به فیلم روبان سفید اثر میشاییل هانکه روبان سفید و مساله اختلال مصطفی محمددوست اگر بخواییم دست به تحلیل مفهومی روبان سفید هانکه بزنیم فیلم دو محور اصلی دارد اول نقد فرهنگ کاتولیک بورژوازی و دوم مساله اختلال در یک نظام روبان سفید را می توان مهمترین فیلم میشاییل هانکه کارگردان آلمانی دانست چه که در فیلم تمام مفاهیم کلیدی و دغدغه هایی که هانکه در آثار خود بر آنها تاکید می کند گنجانده شده است و این دغدغه ها را در قالب داستانی سلیس مطرح می کند به زعم من ویژگی مهم سینمای هانکه این است که در این عین که مملو از ایده های فلسفی است در آن با مهارت تمام فرم سینما و در واقع زبان سینمایی رعایت شده است و پیام هانکه بوسیله ابزارهای سینمایی از جمله تصویر و دیالوگ و موزیک بطرز رسایی دریافته می شود به عبارتی فرم در تناسب با ایده و محتوا قرار دارد البته می دانیم که تمایز فرم و محتوا محل بحث است در مجموع می توان فیلم روبان سفید را با عبارت فیه ما فیه توصیف کرد و از نظر من سینمای هانکه نیاز به رمزگشایی طاقت فرسا ندارد برخلاف سینمایی چون برگمن که فهم و دریافت آن مستلزم تحلیل است اما در عین حال این دریافتنی بودن فیلم هانکه را از سینمایی مانند هالیوود متمایز می کند و ما برای فهم لایه های بعدی فیلم می توانیم دست به تحلیل فلسفی فیلم بزنیم و برای دریافت عمیق تر ایده های فلسفی مستتر در فیلم را کشف کنیم مطالبی که در ادامه می آید نه نقد فیلم به معنای تخصصی سینمایی آن بلکه تلاشی است برای کشف و مرتب سازی دلالت های فلسفی معناها و مفاهیمی که فیلم آن ها را بازنمایی می کند و البته پدیده دریافت اثری هنری وابسته به پیش داشت های مخاطب است بنابراین پیشاپیش این اعتراض از موضوعیت خارج می شود که آیا هانکه دقیقا این ها را در ذهن داشت یا نه ادامه نوشته نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۵ ساعت 7 9 توسط مصطفی محمددوست رد هاي دريدايي رد هاي دريدايي ژاك دريدا فيلسوف پساساختارگراي فرانسوي اعتقاد دارد سيستم متافيزيكي اي كه افلاطون بنانهاد همواره توسط ردهايي از اسطوره آلوده ميشود رد چيزي است كه دوسوي تقابل هاي متافيزيكي را از اريكه ي قدرت نمايي به زير ميكشد آن بين حضور و غياب درون وبيرون وغيره به بازي مشغول است متافيزيك همواره سعي دارد با فروكاستن كثرت و بلاتكليفي اسطوره به دو قطب ويا تقابل نوعي نظم خشن را به همه چيز تحميل ك ند اين پروژه همواره آلوده ي تكثر است اين الودگي درسراسر تمدن متافيزيكي به بازي مشغول است تناقضات دوگانگي سوژه و ابژه كه تا چندي فلسفه غرب به دنبال حل آن بود ه است عرفان هايي با مضامين اسطوره اي كه حتي خشن ترين و منظم ترين قواعد ساختاري متافيزيك را به تزلزل وا ميدارد تا اين انفجار تكثر و ايجاد پديده هايي كه دوگانه گي ها را به سخره ميگيرد مانند رسانه بازي در بين حضور و غياب همگي رد اسطوره فارماكون و توت خداي فريبكار است ميتوان پديده ي بزهكاري ايجاد تنوع جنسي تكثير قدرت عدم تمايز و وضوح هرگونه ديالكتيك دوگانه مانند ديالكتيك توده _روشنفكر زن _مرد سنتي _مدرن شرق _غرب را دسيسه ي خداي تكثر يعني توت وافريده اش فارماكون ديد همان خدايي كه افلاطون كوشيد تا او را طرد نمايد و به او جايگاه فرعي و حاشيه دهد اكنون اين درهم تنيدگي تقابل ها آشكار گرديده است نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18 19 توسط مصطفی محمددوست روزنه هاي عدم را حس ميكنم رد هاي عدم را كه چگونه هستي را آلوده ميكنند به مرگ مي انديشم مرگي كه حيات را درآغوش گرفته عدمي كه هستي را در بر ميگرفته بوسه هاي عدم را بر تن هستي حس ميكنم و چونان زني پاك در اغوش غريبه اي شكنجه ميشوم رنج ميكشم از اغوش عدم بي زارم بيزارم كرده اند با وعده ي پوچ ابديت بي نهايت بودن آه نيچه بازگشت ابدي همانت را كجاي وجود تلخم بگذارم شايد هستي زني باشد كه از ما ميگريزد نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 5 0 توسط مصطفی محمددوست ژاك دريدا و تقابل هاي دوگانه زبان متافيزيكي مان يعني همان زباني كه قرون متمادي بشر با ان انديشيد زندگي كرد ودنيايش را ساخت اكنده است از دوگانگي ها وتضاد ها اساسا با تقابل هاي دوگانه است كه سيستم فكري ومعرفتي بشر قوام يافته است تقابل هاي درون برون ظاهرباطن مرد_زن گفتار_نوشتار خوب_بد زيبا_زشت وعمق وسطح وبسياري ديگر از مثال هايي از اين دست همواره در سيستم متافيزيكي حضوري پررنگ داشته اند پرسش از خاستگاه اين تقابل ها و اين پرسش كه اعتبار آنها بر چه چيزي استوار است وايا اين تقابل ها سيستمي بي عيب و بدون چالش ساخته اند مبحثي است كه ژاك دريدا به انها مي پردازد دريدا تزلزل هاي متافيزكي راكه افلاطون بنيان نهاد با نشان دادن چيزي به نام بلاتكليف ها بر ملا ميكند همواره وسايه به سايه تقابل هاي ظاهرا محكم بلا تكليف ها حضور داشته داشته اند پديدهايي مثل دوجنسه زامبي ها و فارماكون مثال هايي از اين دست اند فارماكون واژه اي است كه دو معناي متقابل زهر وپادزهر را با خود حمل ميكندو افلاطون به نقل از اسطوره اي مصري نوشتار را به عنوان فارماكون معرفي و انرا تقبيح ميكند فارماكون يك بلاتكليف است كه در اغاز گاه تاسيس متافيزيك به عنوان شبحي متزلزل كننده در سراسر تاريخ متافيزيك حضور دارد نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۲ ساعت 4 59 توسط مصطفی محمددوست مباحث كلامي وعقلانيت جديد براي بسياري از ماها در زمينه مسائل كلامي و ديني مثلا جهان آخرت و حيات پس از مرگ وسيستم مجازات اخروي در مواجهه با عقلانيت وعلم جديد همواره پرسش هايي ايجاد ميشود ودربيشتر موارد به تضاد و تناقض هاي...
|