If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: volani.blogfa.com - .

site address: volani.blogfa.com redirected to: volani.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Friday 19 June 2026 22:46:25 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=کوێستان كوردستان و كوهستان;

Headings (most frequently used words):

-

Text of the page (most frequently used words):
است (36), بود (35), شده (30), باران (27), های (27), برای (25), نمی (24), اند (24), خانه (23), این (19), دیگر (19), دوست (16), روز (15), کسی (14), خاطره (13), دارم (13), همه (12), آبان (11), نوشته (11), ايوب (11), خسروي (11), شاید (11), دلم (11), خود (11), دور (11), سەر (11), nbsp (10), توسط (10), اما (10), بودم (10), میان (10), روی (9), داشت (9), زیر (9), کنم (9), کند (9), کرده (9), کوچه (9), بیشتر (9), مان (8), باشد (8), بوی (8), اگر (8), خودم (8), نیم (7), ندارم (7), ندارد (7), فقط (7), باید (7), چشم (7), پیر (7), کار (7), خوش (7), دست (7), رنگ (7), دانم (7), کرد (7), وبلاگ (6), یادم (6), شهر (6), روستا (6), خاطرات (6), هایم (6), نگاه (6), بارانی (6), سقف (6), رفته (6), دنبال (6), گویی (6), جمع (6), چاره (6), ۱۳۹۹ساعت (6), نان (5), شود (5), آشفته (5), حال (5), نیست (5), بودن (5), صدای (5), هنوز (5), یاد (5), زیبا (5), پنجره (5), هوای (5), دارد (5), هیچ (5), دیگران (5), آنها (5), کنار (5), نمانده (5), سال (5), خیال (5), بسیار (5), کردم (5), اوقات (5), پیاز (5), تنهایی (4), عزیز (4), كامياران (4), بازار (4), پاییز (4), زنده (4), مرگ (4), ۱۳۸۹ (4), آذر (4), خاطراتم (4), یکشنبه (4), کردن (4), حتی (4), روزی (4), چشمان (4), خلوت (4), سیر (4), شبهایی (4), چند (4), باره (4), گوشهایش (4), چقدر (4), شنبه (4), پیش (4), گشته (4), گیرد (4), پیکرشان (4), دارند (4), شان (4), روزها (4), آنقدر (4), بلند (4), امید (4), آنجا (4), کردی (4), خیلی (4), دانستم (4), خاکی (4), فرو (4), کاری (4), لرم (4), مشغول (4), جوانی (4), مدرسه (4), نەبو (4), هێشتا (4), بوبو (4), داری (4), ئەو (4), هەتاو (4), راه (3), آرد (3), سنگین (3), كوهستان (3), آتش (3), روشن (3), ۱۳۹۰ (3), تیر (3), ۱۳۹۹ (3), نداشت (3), دوستم (3), بودند (3), خوب (3), لعنت (3), خاطر (3), چکه (3), زیرا (3), همیشه (3), اینکه (3), توانستم (3), هایش (3), دوباره (3), باز (3), بام (3), همچنان (3), ادامه (3), آمده (3), بیرون (3), هوا (3), کهنه (3), رشته (3), امروز (3), زندگی (3), مرد (3), کاهگل (3), وجود (3), آبی (3), درخت (3), آنکه (3), ۱۳۹۲ساعت (3), رنج (3), انسانها (3), گردد (3), جایی (3), آید (3), همین (3), کوه (3), گرفته (3), افتاده (3), چشمه (3), خشک (3), کارند (3), تنها (3), بیش (3), مال (3), داده (3), رابطه (3), خالی (3), تمام (3), هایی (3), سلام (3), قافیه (3), احساس (3), بهانه (3), اکنون (3), عشق (3), دیدم (3), بودی (3), برایت (3), گذشتی (3), مادرت (3), گرم (3), آمد (3), اتاق (3), فکر (3), گاهی (3), کردیم (3), گذشته (3), بودیم (3), مثل (3), یکی (3), روستای (3), روزهای (3), سیروان (3), کوێستان (3), گەڵ (3), بەڵام (3), چەکی (3), انتها (3), ئیلام (2), سرزمین (2), شعر (2), پیوندها (2), کردستان (2), آنچه (2), شاهینی (2), پالنگان (2), جنگل (2), چنار (2), مانند (2), پاییزی (2), آرشیو (2), مهر (2), ۱۳۹۲ (2), مطالب (2), نخست (2), چکار (2), پینه (2), سوراخ (2), چکمه (2), چتر (2), مجبور (2), بگویم (2), رفتن (2), زدم (2), بهایی (2), داشتم (2), بزرگ (2), آورد (2), صبح (2), دوختم (2), گلی (2), آلود (2), نبود (2), بامی (2), رمق (2), مردی (2), راست (2), سرما (2), کوبید (2), پیرمرد (2), بگیرد (2), فردا (2), آسمان (2), برگهای (2), مانده (2), پناه (2), امشب (2), سار (2), پشت (2), چوبی (2), قرمز (2), خورد (2), گرفت (2), سرد (2), خیس (2), کاهگلی (2), دیوارهای (2), جانم (2), مرده (2), سلامت (2), مسرور (2), دیگری (2), مصیبت (2), رخت (2), باعث (2), اعماق (2), جاده (2), پای (2), قله (2), معنایی (2), مردم (2), روند (2), دنیای (2), شدن (2), گذارد (2), ونه (2), جرات (2), باغ (2), کمتر (2), تنک (2), تپه (2), روزگار (2), هایشان (2), سایه (2), جای (2), زاهدان (2), بسته (2), زمین (2), بینم (2), چرا (2), بلکه (2), غرور (2), چیز (2), رود (2), بیگانه (2), سالهاست (2), خودشان (2), جدایی (2), سست (2), نازک (2), محبت (2), غرق (2), غروب (2), احوال (2), شعرها (2), کنند (2), سینه (2), گذاشته (2), عاشق (2), کتاب (2), توصیف (2), نباشد (2), بعد (2), تان (2), لباس (2), آسمانی (2), پیراهن (2), اناری (2), زیبایت (2), چیزها (2), کاش (2), بسیاری (2), زیبای (2), روبروی (2), نکردی (2), تازه (2), چشمانم (2), مهمان (2), برابرم (2), وقار (2), ثابت (2), کنی (2), نداشتم (2), دوری (2), نبودم (2), بار (2), هرگز (2), مشرف (2), گذر (2), هایمان (2), بردیم (2), زنش (2), بچه (2), کشیدن (2), سپری (2), شدند (2), معلم (2), فرستادند (2), اجاره (2), کوتاه (2), کمی (2), دماغش (2), شکسته (2), کشتی (2), مدتی (2), اضافه (2), تجربگی (2), غذایش (2), غذا (2), ابتدا (2), گرفتن (2), سرش (2), آمدن (2), پسر (2), شما (2), بذله (2), بازی (2), دوستانه (2), جوانان (2), جمعی (2), رفتیم (2), کردند (2), کودکان (2), مرور (2), خروارها (2), باشی (2), غبار (2), هەڤاڵ (2), جەرگی (2), کۆچی (2), جێگەی (2), نێوی (2), نەبونەتە (2), هەتا (2), هەمو (2), ناسیوە (2), زەیتون (2), چەتەی (2), ئاڵا (2), سێدارە (2), هێنایە (2), بابی (2), روگەی (2), کردە (2), گردێ (2), کچانی (2), شار (2), هەتاویان (2), هەڵ (2), لەچکی (2), ئیتر (2), راویان (2), جوان (2), قدم (2), زدن (2), هوایی (2), تکرار (2), زده (2), افتند (2), رۆژێک (2), هەبێ (2), توم (2), هەڵناکەم (2), روزگاری (2), چیزی (2), پنهان (2), میانه (2), داستانهایی (2), گیانم (2), بیصدا, ترانگی, مرضیه, کامکار, ژان, درد, ئاریو, ولاتی, کوردان, شیراز, بوکی, زاگرووس, زیلان, کورد, کوردستا, خوبان, تقدیم, عزیزانم, فنجان, هیشور, حسین, خورا, سرمست, کوردی, فارسی, امیر, تافگه, یزدان, معزز, پشاباد, لانی, ستیره, لکی, دما, ئاسمو, ساره, یری, گروه, كوهنوردي, زاگروس, خالو, حسين, كوهكن, كامياراني, کردهای, جنوب, اناران, نیوز, پاییزان, بيساران, کوردستان, ئازاد, سرنمی, روه, یشت, گذشت, هورامان, بهشت, گمشده, بارش, برف, کوهستانهای, ببر, برفی, فرهاد, شهري, زيبا, آداب, كردن, بهار, نخستين, پاييزي, كردستان, گویز, سرده, رده, تفرجگاهي, نارون, درختي, كوه, زرنه, ئاویه, آبیدر, خدمات, تمدن, بشر, تابستاني, آتشين, گوزيبان, كاني, رمگ, مادر, جوتیار, ييلاق, هاي, موضوعی, مرداد, شهریور, فروردین, اردیبهشت, ۱۳۹۱, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, صفحه, منوی, اصلی, بیرەوەریەکانم, نوسراوەکانم, خۆشەویستیەکانم, ئێرەدا, دائەنێم, نوسته, دوستداشتنی, اینجا, درج, نایم, سپاس, درباره, قدیمی, ۱۳۹۱ساعت, نکرد, کفشهای, دار, سوراخم, گرچه, لاستیکی, نبودند, گمانم, برایش, خریده, کلاه, پوشیدن, صفایی, فراق, قید, برگزیدم, کنجکاو, امان, بایست, پرداختم, تنهاییم, اندوهی, صائقه, نکند, تاریکی, غلطان, ناهنجارش, آوردم, بردم, ترانه, بارید, دودکشی, دودی, لولید, یقه, پالتو, گزند, محافظت, غلطانی, سنگی, ارتفاع, نرنجاند, شکم, گرسنه, شنید, دوشنبه, روزه, داشته, مطمئن, مبارزه, عمر, باغی, هیاهوی, سارهای, مهاجر, رهگذری, لشکر, برگها, پریدند, رقصیدند, قدر, انبوه, درختان, گرفتند, کودکی, تیرکمان, کمینشان, نشسته, کباب, کودک, یتیم, سفره, مرغ, ماهی, شناسد, گردشی, بجویم, عطری, بیابم, ترک, خورده, همراه, دارکوبی, بید, حیاط, خوراک, نگریستم, زرد, سبز, غوطه, برکه, آرام, دیدار, برد, بدانم, ماندن, تنگ, مشام, دامه, دیوارها, اعلام, انسانهاست, آدم, متاثر, تصویر, چهرهایشان, نگریم, پوزخند, بازماندگانیم, بشناسیم, وکاری, کارهایمان, برویم, مجلس, ختم, بگوییم, سرت, خوشبخت, مایوس, بدبخت, شویم, خونی, حیوانیت, رگهای, جوشیده, نابودی, گشایش, عقده, گستراندن, دام, یکدیگرند, خوشی, ماست, مفرح, همدردی, وهمدلی, بربسته, مشقت, افتاد, مسرت, حادثه, ومرگ, ظاهر, نگران, خوشحال, گردیم, ساخته, عرضگان, کشانده, سخره, فتح, ماشین, بخندم, بگریم, خدای, سرآمده, ویا, لوله, آهنی, وپلاستیکی, زندانی, کوزه, منتظر, زنی, ناگفته, پونه, ونسرین, ونسترن, هست, تعفن, نوشین, رهگذر, وبیشه, برند, سوزانند, ونمی, رویانند, درختی, کدام, زخم, تیشه, وتجربه, سوزی, دیروز, بسترشان, نیمی, ونیم, سختی, توانند, ریشه, ازگاوآهن, کشاورز, پاس, سارشان, شخم, زنند, رمقی, جانشان, ایشان, بمیرند, توده, خاکستر, ماند, ملعبه, باد, اینچنین, متمول, روزگارشان, کام, فربه, همچون, منصور, حلاج, عقرب, شکاف, پاهای, لانه, مالش, وقف, مسجد, مساجد, غصب, بیشه, بریدند, سوزاندند, فروختند, زمینشان, ساختند, مستمند, دروغ, گوید, پیشه, گدایی, محتاج, دیوار, مالی, هرطریق, مصرف, اندوزد, خودش, نمیداند, احمق, نیکویی, ورضای, خداوند, رضاست, عین, ریاست, ننگرد, پولی, کیسه, سکه, مستمندی, دیواری, دهد, کردارها, خدایی, انسانی, نیسند, کامگی, وخود, پرستی, خواستن, سرتاسر, فرا, آلوده, چشمش, درویش, نگاهها, خیانت, بتواند, فکرش, آلایش, باتلاق, شست, نشینی, دلها, همدلی, وکسی, مزارش, مرز, محدود, دشمنی, آیند, افراشته, گردند, فامیلی, فامیل, دلهایشان, ازهم, ترشده, کوچکترین, تصادم, گسسته, خواهد, سرشار, نشان, دهند, حالی, ازعاطفه, شوند, فاصله, همدیگر, پریشانند, پول, عاطفه, اعتقادشان, احساساتشان, مشتی, اسکناس, فروخته, آنند, گرد, بپردازند, عمرهایشان, مصروف, کسب, ودر, خوشبختند, بختی, کثافت, حجره, محبوس, شمردن, مشغولند, جنب, جوش, خروشند, فرصت, پرسی, ندارند, خدا, حافظ, لطافت, وسخاوتشان, ازهزار, بیت, شاعران, گویند, شاعر, نباید, بند, قلب, احساسشان, بگذارید, باشند, دانیم, سنگهایی, نامش, خبر, نداریم, بیاید, منظومه, عشقش, بدهد, لیلایش, بسراید, اوضاع, بدا, عاشقی, شعرهای, پریشانش, بگردد, آنچنان, دوستی, آغوشهای, باسخاوت, گشاده, سراغی, چهارشنبه, کشت, چندین, گرفتم, دروازه, بستم, سالها, سوگوار, هستم, ازماجرا, قبل, کوبیدم, زیرکانه, آمدی, گشودی, حرفی, عاشقانه, بشنوی, دیگرگونه, آمدم, منی, توانم, جستم, بردی, آوردنت, گذشتم, جهالت, زنم, ولی, حیف, وشب, لبخندی, پوست, انداخته, تند, دود, هیزم, بلوط, سوزاند, اشکهایم, وادار, ریختن, برشته, ترین, نانهایش, بساط, گشتم, لباسی, بهاری, ستاره, کوهستان, بگذری, ضربان, قلبم, گوشهایم, موج, حرف, درک, خواستی, حجب, حیایی, نایافتنی, اویی, متانت, ارزشی, قامت, رعنایت, سوختن, ازدستم, برنمی, برازنده, عرضه, ادای, نگریستن, اندام, بهشتی, اندوه, دستم, وشاید, عمل, هزاران, ردای, بلندت, نشستم, آفتاب, صورتت, گرمم, سوختم, شهامت, برگردی, کوچ, کوی, افسانه, کودکانه, فرشته, قصه, برگردد, برنبندد, نگرم, رفتنت, دیدارت, وقتی, تنهای, چارچوب, چمباتمه, دستها, بالاخره, خاطرم, برهم, زدی, خواندن, داشتیم, ونوشته, دیکلمه, ازاینکه, دوسنگ, صبور, گوش, شنوای, باشیم, لذت, وگاهی, روایت, حاشیه, رانده, راستیش, افسردگی, خفیفی, تازگی, شکستی, تجربه, طلاق, نقاشی, منوال, کلاسها, سرباز, اداره, یادش, خیر, شوخی, دلیل, سایر, همکارانم, نزدیکهای, عصر, سنگ, ریزه, شیشه, منزلمان, جایم, شدم, سرخ, فشار, آموزشی, تابستان, خانواده, فقیر, حالتی, اولین, برخورد, گیر, لباسهایش, اتو, کشیده, ومرتب, باور, نفره, گفت, نگاش, توله, سگی, دعوا, برگشته, موقعیتی, خندیدن, استفاده, وارد, خنده, وهمین, بریزیم, اذیت, وقتها, ساعت, تصفیه, خرده, ریزهای, نخوردن, زود, خوابیدن, کلافه, تصمیم, گرفتیم, وسیله, بیرونش, کنیم, نقشه, حجم, زیاد, نهایت, داد, فریاد, وقت, خواب, پرتاب, رختخواب, عملی, هفته, منجر, خروج, تهیه, نشد, برداریم, لری, سالی, بزرگتر, نفر, رسیدیم, عنوان, دبیر, ادبیات, نخستی, آشنا, سعی, ودیارشان, آورم, مشرب, شاد, درآمد, همانی, آرزویش, سرم, شادی, گردش, تفریح, شروع, توی, اغلب, ازدوستانم, دشت, گفتیم, خندیدیم, خورشید, اصرار, دوستانم, شام, پاسی, وسرگرمی, همان, کمک, بیمار, پیرزنی, گوشه, آسم, صرفه, بیمارش, شنوم, سلامهای, جواب, دهم, دوی, مهربان, زیرکی, گذاشتم, مدیرش, دوران, کودکیم, شور, شوقی, عجیب, وجودم, نمایان, همانند, آنان, اکثرا, درس, خوانده, واغلب, شهرهای, رفتند, گشتند, میهمانی, وخانواده, دعوت, دلبستگی, نشستن, تخته, سنگهای, آبادی, گلستان, رنگارنگ, دختران, بخت, ذهنم, روم, پسرک, شلوغم, زیبایم, نشکند, خلوتم, فراهم, نامه, نویسم, دیر, زمانی, سابقه, کارم, کسوت, معلمی, نگذشته, سیزده, گذرد, فرزندانت, سالگیش, اندیشه, عیاری, زیبایی, راهزن, پسران, ماجرایی, گفته, رازی, خاک, مدفون, وارم, اجازه, بده, آزرده, بگذار, دوشم, بردارم, هەواڵی, کۆچت, دڵی, تەزاندم, بڕاندم, بڕوام, بەم, زوانە, لێرە, بڕۆی, دوایی, توو, مێشکی, ماسیەکانی, نابێتەوە, ئاوی, باخە, جوانەکەت, چاوەڕێتن, مەڕۆ, زوە, بەفری, پیری, کوێستانی, رومەتت, نەنیشتوە, کۆرپەکانت, زاریان, بابەگیان, ئاڵاوە, نەکردوە, گۆڵە, هەنارەکانت, هەنار, قەڵەمەکان, نێشتوتە, چاوەڕێی, بوم, ببارێتە, دۆڵی, روباری, هەر, گەرمیان, دوایین, هەنارەکانی, باخەکەت, بشۆرێتەوە, گەڵا, رەنگاوڕەنگەکان, نێو, حەوزی, ژێر, دارەکانت, مەلەوانی, کەن, ئەتۆش, هەڤاڵانت, سێبەری, دارێکا, خەریکی, چیرۆکێکی, کۆتایی, داخەکەم, کۆچیی, گەڕانەوەت, خەیاڵاتی, پچڕاندوم, بەڕێزی, کۆچ, کردوم, کاک, سەیفە, ایوب, خسروی, کۆترێک, رۆژاوا, کچێکم, رومەت, گەرد, شاخ, بەرد, دارستانێکی, داران, روا, بوو, ئاشتی, کردبویە, سەنگەر, بەرخۆدانی, ئەکرد, ماڵی, دایکی, توران, ئارەبان, پەیمانی, خوێن, رشتنیان, بەستبو, منداڵی, ساوایان, کۆشتبو, دارە, مەلای, گۆندی, بڕابوو, قەدارە, مەلا, وانەی, ئارەبی, منداڵانی, گۆندێ, ئەخوێندەوە, هەرگیز, بڕوای, دەستی, چڵکن, ڕیشنێکی, کۆڵکن, قۆرئانی, لەسینەدایە, لێوان, لێو, کینەدایە, بڕواتە, پەتێ, کات, روەیشتە, دارێ, سێدارێ, ئیمانی, کچی, مەرگی, زانی, گرتە, دەست, وێنەی, هەتاوێ, روبەرێکی, زێڕین, بەرماڵی, لوتکەی, ناوەندی, شارێ, هەڵیدا, گردەی, ئاڵاگە, ببوە, شارە, ئیمانیان, کردیانە, شانیان, شەڕەف, ویژدان, بانگیان, ئاسمانێ, پەیمانێ, ماوین, ئەرزا, روگەمان, بەرزا, دانانەوێنین, کەس, بەڵێنە, بەڵێنێکی, تەواو, گیانمان, فیدای, خاکمان, تۆرکێکی, تۆرکستانی, ئارەبێکی, بیابانی, بینی, هاتبو, رەشی, ژنان, لادرابو, دڕابو, چاوی, بینینی, کاتی, هاتبون, ئەیمان, راوی, ژنی, بەتاڵ, راوگەیان, خەیاڵ, ماڵ, هاتبوە, دەر, لابردبو, گزگ, ماڵین, راوچی, چەتەکان, یەکیانم, قەنناسی, کچێکی, زۆر, چەندین, کەلاکی, ناپاکی, خستبوە, ئەرزێ, دۆژمن, بلەرزێ, نیە, دیلی, ئەوان, لوتکە, دستان, چترمان, هردویمان, حوصله, شوم, لرزان, سرمازده, بلرزم, لیاقتی, خیابانهای, بیمارمان, جدا, نفس, بدون, ماسک, لعنتیی, ریه, شهرم, انباشته, گورستانهای, سراسیمگی, اندوهگین, دلدادگی, لایق, سود, آشوب, ویروس, عطر, بلای, جانکاه, خونخواهی, نگاههایت, نستاند, آرامد, دلگیر, روفته, آفرید, نسیان, اعتبار, تنهاییهایم, دلشکستگی, غبارگرفته, هستیم, فقدانمان, یادمان, گۆڵم, بیرم, کەی, بیرت, ناکەم, دەفتەری, بیرەوەریەکانت, فرێ, دەی, کەتیبەی, بیرەوەریەکانی, قوڵایی, دڵمدا, کەندوە, قەت, مێشکم, ناسڕیتەە, پایزێکی, ناخۆشە, خوێنی, دەماری, سارد, تینە, تەنیام, مەهێڵە, جمعه, روزهایی, ناپیدایی, رویاهای, شبانه, نهانگاه, درون, کور, سویی, باقی, حسرتی, پایان, دفترچه, نمور, پاره, دزدکی, پایم, ماجراها, پیدا, خودی, گره, نگشوده, نگشایند, بگذشته, لەو, رۆژەوە, تێکەڵی, وایروسێکی, چینیە, ژیان, لام, جوانترە, گەرچیی, ئەندامی, نوکی, رەمبی, ئەنجنە, هەستم, بۆنێ, نەماوە, پشتم, زامار, چەماوە, یادی, مێشکدا, جگە, لەوەم, ناوێ, كوردستان,


Text of the page (random words):
روان و باخە جوانەکەت چاوەڕێتن نا مەڕۆ هێشتا زوە بەفری پیری لە کوێستانی رومەتت نەنیشتوە هێشتا کۆرپەکانت زاریان بە نێوی بابەگیان ئاڵاوە نەکردوە هێشتا گۆڵە هەنارەکانت نەبونەتە هەنار هێشتا قەڵەمەکان وا نێشتوتە نەبونەتە چنار هەڤاڵ چاوەڕێی باران بوم کە ببارێتە سەر دۆڵی روباری سیروان هەر لە گەرمیان هەتا کو کوێستان دوایین هەنارەکانی باخەکەت بشۆرێتەوە و گەڵا رەنگاوڕەنگەکان لە نێو حەوزی ژێر دارەکانت مەلەوانی کەن و ئەتۆش لە گەڵ هەڤاڵانت لە سێبەری دارێکا خەریکی چیرۆکێکی بێ کۆتایی بن بەڵام داخەکەم کۆچیی بێ گەڕانەوەت هەمو خەیاڵاتی لێ پچڕاندوم بۆ برای بەڕێزی کۆچ کردوم کاک سەیفە ایوب خسروی نوشته شده در سه شنبه ۳ تیر ۱۳۹۹ساعت 13 12 nbsp توسط ايوب خسروي سلام خاطره ی دور از من سلام خاطره ی غبار گرفته ی دور دور من هر جا که باشی امید وارم سلامت و همچنان زیبا و با وقار باشی دیگر کاری به کار تو ندارم فقط به من اجازه بده تا تو را مهمان خاطراتم کنم اگر چه شاید تو را آزرده خاطر کند اما بگذار این بار سنگین را از روی دوشم بردارم آن روز نه در فکر تو بودم ونه در اندیشه ی دیگر جوانی و کم تجربگی و عیاری و زیبایی تو و جمعی از چشمان راهزن دیگر پسران روستا برای من ماجرایی بود نا گفته و رازی بود سر به مهر تا به امروز که اگر باز از آن کوچه گذر نمی کردم شاید با من زیر خروارها خاک مدفون می شدند دیر زمانی نبود که من به روستای شما آمده بودم غرق در دنیای کودکان مدرسه شده بودم بیشتر از دو سال از سابقه ی کارم در کسوت معلمی نگذشته بود و اکنون که دارم خاطراتم را مرور می کنم از آن روز بیشتر از سیزده سال می گذرد و تو بسیار آن سو تر فرزندانت را بزرگ می کنی و پسر من هم کم کم سه سالگیش را سپری می کند با آمدن من به آن مدرسه ای که مدیرش دوست عزیز دوران کودکیم بود شور و شوقی عجیب در وجودم نمایان شد عشق به کودکان روستا که خودم را همانند آنان می دیدم و رابطه ی دوستانه ام با جوانان آن جا که اکثرا درس خوانده و بی کار بودند واغلب برای کار به شهرهای دور می رفتند و پس از مدتی که بر می گشتند و من را به میهمانی خود وخانواده شان دعوت می کردند دلبستگی ام را به آن روستای زیبا بیشتر و بیشتر می کرد تا جایی که هنوز دارم نشستن بر روی تخته سنگهای تپه ی روبروی آبادی و گلستان رنگارنگ پیراهن های دختران دم بخت روستا را در ذهنم مرور می کنم و به اعماق خاطره هایم فرو می روم و دوست دارم پسرک شلوغم این خلوت زیبایم را نشکند و چقدر امشب آن خلوتم فراهم است که دارم برایت این نامه را می نویسم در همان روزهای نخست به کمک دوستم خانه ای اجاره کردم پیر مردی بیمار و پیرزنی که گوشهایش نیم سنگین شده بود در گوشه ای دیگر از آن خانه زندگی می کردند پیرمرد آسم داشت و هنوز دارم صدای صرفه های خشک و خس خس سینه ی بیمارش را می شنوم و سلامهای گرم زنش را دارم جواب می دهم هر دوی آنها بسیار مهربان بودند و زیرکی های پیر زن را که گاهی اوقات سر به سرش می گذاشتم را به یاد دارم در ابتدا من و امید آنجا بودیم که با آمدن پسر لری که دو سه سالی از من بزرگتر بود جمع هم خانه ای ها به سه نفر رسیدیم او به عنوان دبیر ادبیات به روستای شما آمده بود روزهای نخستی که با من آشنا شد خیلی سعی کردم او را از غم دوری از شهر ودیارشان بیرون آورم تا جایی که بسیار خوش مشرب و شاد و بذله گو از آب درآمد و او همانی بود که من آرزویش را داشتم سرم به کار مدرسه گرم بود هر روز را با بازی و شادی گردش و تفریح شروع می کردم به خاطر رابطه ی دوستانه ام با بچه ها و جوانان روستا توی دل مردم جا باز کرده بودم و اغلب پس از مدرسه با جمعی ازدوستانم که پای ثابت جمع ما دوست لرم بود به کوه و در و دشت می رفتیم و می گفتیم و می خندیدیم و با غروب خورشید با اصرار یکی از دوستانم برای شام به خانه ی آنها می رفتیم و تا پاسی از شب آنجا به بذله گویی و بازی وسرگرمی مشغول بودیم روزها یکی پس از دیگری به همین منوال سپری می شدند در روزی از آن روزها برای یکی از کلاسها که معلم نداشت جوانی سرباز معلم را از اداره به روستا فرستادند یادش به خیر یا از سر شوخی یا به هر دلیل سایر همکارانم او را هم به خانه ی اجاره ای ما فرستادند نزدیکهای عصر بود با صدای سنگ ریزه ای که به شیشه ی پنجره ی اتاق مشرف به کوچه ی خاکی منزلمان خورد از جایم بلند شدم و او را دیدم جوانی کوتاه قد کمی کوتاه تر از خودم سر دماغش سرخ شده بود نه از سرما بلکه از فشار آموزشی تابستان گذشته اش او هم از خانواده ای فقیر مثل خودم بود گوشهایش حالتی نیم شکسته داشت و اگر کسی اولین برخورد را با او می داشت خیال می کرد کشتی گیر است لباسهایش اتو کشیده ومرتب بود اما کمی خوش باور او هم به جمع سه نفره ی ما برای مدتی اضافه شد دوست لرم می گفت نگاش کن سر دماغش قرمز و گوشهایش شکسته مثل توله سگی است که از دعوا برگشته باشد از هر موقعیتی برای خندیدن استفاده می کردیم تازه وارد هم با کم تجربگی هایش بهانه ی خنده ی ما شده بود بی چاره دوست نداشت که در غذایش پیاز باشد وهمین بهانه ای بود برای ما که در تمام غذا ها پیاز بریزیم و او هم اذیت شود و گاهی وقتها تا بیشتر از یک ساعت به تصفیه ی غذایش از خرده ریزهای پیاز مشغول بود پیاز نخوردن او به جای خود و زود خوابیدن او دیگر داشت کلافه مان می کرد با دوست لرم تصمیم گرفتیم تا با هر وسیله ای که شده از جمع هم خانه ای ها بیرونش کنیم در ابتدا نقشه را با اضافه کردن حجم زیاد تر پیاز به غذا پیش بردیم و در نهایت با کشتی گرفتن و داد و فریاد کردن به وقت خواب او و خود را پرتاب کردن بر روی رختخواب او عملی کردیم که پس از یک هفته منجر به خروج او از جمع ما و تهیه ی خانه ای دور از ما مجبور کرد دور شدن او از ما باعث آن نشد که ما دست از سرش برداریم من و دوست لرم کتاب خواندن را دوست داشتیم و گاهی اوقات برای هم شعرها ونوشته هایمان را دیکلمه می کردیم و ازاینکه هر دوسنگ صبور و گوش شنوای هم باشیم لذت می بردیم وگاهی اوقات هم به روایت خاطرات گذشته مان مشغول و امید را به حاشیه رانده بودیم راستیش این بود که او در افسردگی خفیفی فرو رفته بود تازگی ها شکستی را در زندگی تجربه کرده بود و زنش را طلاق داده بود و بیشتر اوقات یا در فکر فرو رفته بود یا مثل بچه ها به نقاشی کشیدن مشغول بود وقتی هم که تنهای تنها بودم در میان چارچوب پنجره ی رنگ و رو رفته ی اتاق مشرف به کوچه ی خاکی چمباتمه می زدم و دور دستها را نگاه می کردم و هرگز به فکر تو نبودم تا اینکه بالاخره از آن کوچه گذر کردی و خلوت خاطرم را برهم زدی ادامه دارد نوشته شده در یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲ساعت 23 57 nbsp توسط ايوب خسروي کوچه ی خاکی از دور خانه ات را می نگرم شاید رفتنت راست نباشد و چشمانم به دیدارت روشن گردد ای عزیز رفته و شاید هم برگردی و کوچ تو از کوی ما افسانه ای کودکانه باشد و فرشته ی خوب قصه ی ما دوباره و چند باره برگردد و از سرزمین دلم رخت برنبندد کاش می شد دوباره ده باره و صد باره و هزاران بار در سایه ی ردای بلندت می نشستم و در زیر آفتاب صورتت سیر سیر گرمم می شد و شاید هم سیر می سوختم برایت کاری که شهامت آن را هرگز نداشتم تو از آن کوچه می گذشتی و من فقط به قامت رعنایت چشم می دوختم و جز سوختن کاری ازدستم برنمی آمد تو برازنده ی بسیاری از توصیف های من بودی اما چه کنم که عرضه ی ادای آن را نداشتم و پشت پنجره ی رنگ و رو رفته ی پاییز آن خانه ی کاهگلی جز نگریستن به اندام بهشتی تو و اندوه دوری از تو کاری از دستم بر نمی آمد وشاید هم بر می آمد اما من مرد عمل نبودم هنوز بوی نان تازه ی مادرت می آید بوی تند دود هیزم بلوط چشمانم را می سوزاند و شاید هم خاطرات کنار تو بودن اشکهایم را وادار به فرو ریختن می کند بی چاره مادرت همیشه من را مهمان برشته ترین نانهایش می کرد و در کنار بساط گرم او زیر چشم دنبال تو می گشتم که با لباسی بلند و زیبا و آبی رنگ به رنگ آسمان یک شب بهاری پر از ستاره ی کوهستان در برابرم بگذری و ضربان قلبم را در میان گوشهایم که بر روی موج حرف های مادرت بسته بودم احساس کنم و تو هم چقدر با وقار از برابرم می گذشتی تو من را درک نکردی و شاید هم می خواستی به من ثابت کنی که خیلی با حجب حیایی اما زیبای دست نایافتنی من که اکنون با اویی متانت تو برای من چه ارزشی داشت جز آنکه رنج هایم را بسیار تر کرد بسیاری روزها وشب ها تو را در لباس زیبای اناری ات می بینم که از میان کوچه ی خاکی روبروی خانه مان با لبخندی آسمانی می گذشتی و پنجره ی چوبی پوست انداخته ی پیر خانه ی ما را زیر چشم نگاه می کردی و دنبال چه بودی نمی دانم اما خوب می دانم که با دل بی چاره ی من چکار که نکردی من آمدم و تو هم آنجا بودی او هم آنجا بود من و تو و او و تو منی که همه ی توانم را از وجود تو می جستم از خانه ی چشمان زیبایت بیرون کردی و به چشمان او پناه بردی و خیال می کردی من که برایت و برای به دست آوردنت از خیلی چیزها می گذشتم نمی دانستم و کاش هم نمی دانستم و می توانستم خودم را به جهالت زنم ولی حیف که نمی توانستم پس از آن شب پر ازماجرا و قبل از آن هم حق با تو بود چقدر از شب ها که در خانه تان را می کوبیدم و تو زیرکانه می آمدی و در را می گشودی به امید آنکه حرفی عاشقانه از من بشنوی اما نمی دانم چرا از آن شب به بعد همه چیز دیگرگونه شد دلم مرد و دیگر تو را نه در لباس آبی ات آسمانی می دیدم و نه در پیراهن اناری ات زیبا لعنت بر من و شاید هم لعنت بر کسی که دلم را کشت تا دیگر دلم خانه ی تو نباشد چندین روزی دلم را پیش تو جا گذاشته بودم و از آن شب به بعد هم دلم را از تو گرفتم و هم دروازه ی دلم را بر روی تو بستم و هم تا سالها سوگوار مرگ دلم بودم و هستم ادامه دارد نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲ساعت 12 8 nbsp توسط ايوب خسروي این آشفته بازار در این آشفته بازار آنچنان آشفته است بازار که کسی از عشق دوستی محبت آغوشهای باسخاوت گشاده شده سراغی نمی گیرد در این اوضاع احوال بدا به حال عاشق بی چاره عاشقی هم بهایی ندارد او هم آشفته است بی چاره او باید از میان کتاب شعرهای بی قافیه به دنبال توصیف حال پریشانش بگردد شعرها هم لطافت وسخاوتشان را از دست داده اند ازهزار من شعر یک بیت هم قافیه ندارد شاعران هم بی احساس شده اند می گویند شاعر نباید در بند قافیه باشد خوش بهانه ای دارند برای قلب های خالی از احساسشان بگذارید خوش باشند و خیال کنند ما هیچ نمی دانیم آنها خیال می کنند از سنگهایی که در سینه دارند و نامش را دل گذاشته اند خبر نداریم اکنون عاشق بی چاره بیاید و منظومه ی عشقش را به کی بدهد تا برای لیلایش بسراید همه سر در گم و پریشانند همه به دنبال پول و خالی از عاطفه اند تمام اعتقادشان تمام احساساتشان را به مشتی اسکناس فروخته اند همه در پی آنند تا بیشتر از دیگران به گرد مال بپردازند عمرهایشان را مصروف کسب مال کرده اند ودر خیال خود خوشبختند در بد بختی و کثافت غرق شده اند از صبح تا غروب در حجره هایی خود را محبوس کرده اند و به شمردن مشغولند همه در جنب و جوش و خروشند از این سو به آن سو می روند همه کار دارند و بی کارند فرصت احوال پرسی را هم ندارند سلام خدا حافظ کار دارم هیچ کس کس دیگر را دوست ندارد خود را سرشار از محبت نشان می دهند در حالی که خالی ازعاطفه اند شهر ها بلند و بلند تر می شوند و فاصله ی انسانها از همدیگر بیش و بیش تر دیوارهای جدایی افراشته تر می گردند و رشته های فامیلی سست و سست تر فامیل ها آنقدر دلهایشان دور ازهم است و آنقدر رابطه ها نازک و نازک ترشده است که با کوچکترین تصادم پیوندها برای همیشه گسسته خواهد شد مرز انسانها آنقدر محدود شده است که حتی با خودشان هم بیگانه اند حتی در پی دشمنی با خودشان هم بر می آیند دیگر کمتر کسی به شب نشینی می رود دلها با هم بیگانه شده اند همدلی ها هم نمانده است گویی دل سالهاست که مرده است وکسی هم بر سر مزارش گل نمی گذارد باید بگویم چشم ها را باید شست زیرا چشم ها هم آلوده شده اند دیگر نیست کسی که چشمش را درویش کند نگاهها پر از خیانت شده اند نیست کسی که بتواند فکرش را بی آلایش از باتلاق روزگار به در آورد کردارها خدایی و انسانی نیسند خود کامگی وخود پرستی ها و غرور و همه چیز را برای خود خواستن ها سرتاسر زمین را فرا گرفته است کسی از ره نیکویی ورضای خداوند دست افتاده ای را نمی گیرد اگر هم گرفت نه از ره رضاست بلکه عین ریاست اگر کسی او را ننگرد از آن همه پولی که در کیسه دارد سکه ای به مستمندی افتاده در کنار دیواری نمی دهد آن مستمند هم دروغ می گوید پیشه اش گدایی است نه اینکه محتاج است روزها و سال ها کنار همین دیوار او را می بینم فقط در پی جمع مال است او آنقدر از خود بی خود گشته است که مالی را که دیگران به او از هرطریق داده اند مصرف نمی کند فقط می اندوزد برای کی و چرا خودش هم نمیداند او هم احمق تر از دیگران شده است نمی دانم چه شده است که اینچنین گشته است زاهدان هم متمول شده اند گویی روزگارشان به کام است رنگ زاهدان روشن تر شده و پیکرشان فربه تر دیگر همچون منصور حلاج عقرب در شکاف پاهای پینه بسته شان لانه ندارد دیگر کسی مالش را وقف مسجد نمی کند زمین مساجد هم غصب شده اند و باغ و بیشه هایشان را هم بریدند یا سوزاندند و یا فروختند و بر زمینشان هم خانه ساختند باغ ها وبیشه ها کم و کمتر شده اند می برند و نمی کارند می سوزانند ونمی رویانند جنگل ها تنک و تنک تر گشته اند چند درختی پیر نمانده است تک و تنها هر کدام بر روی تپه ای دور از هم زخم تیشه های روزگار بر پیکرشان وتجربه ی آتش سوزی های دیروز در بسترشان نیمی از پیکرشان خشک ونیم دیگر نیم زنده به سختی می توانند ریشه هایشان را ازگاوآهن کشاورز امروز پاس دارند هر سال بیشتر از سال پیش سایه سارشان را می کارند و شخم می زنند نیم رمقی بیش از جانشان نمانده است هر آن دم ایشان هم بمیرند و از پیکرشان توده ای خاکستر به جای ماند و ملعبه ی باد گردد چشمه ها یا خشک شده اند ویا در لوله های آهنی وپلاستیکی زندانی گشته اند دیگر در راه چشمه نه کوزه ای منتظر پر شدن است و نه زنی ناگفته هایش را با زن دیگر در میان می گذارد ونه بوی خوش پونه ونسرین ونسترن می آید آنچه هست بوی تعفن است که جرات نوشین آب چشمه را از رهگذر می گیرد خدای من دنیای ما را چه بر سرآمده است که به این حال افتاده است همه جا را جاده کرده اند و راه ساخته اند پای بی عرضگان را هم به کنار قله ها کشانده اند و همین جاده ها کوه رفتن را هم به سخره گرفته اند فتح قله دیگر معنایی ندارد مردم با ماشین به کوه می روند نمی دانم باید بخندم یا باید بگریم رنج های دیگران خوشی های ماست و مصیبت های آنها ما را مفرح می کند همدردی وهمدلی از میان انسانها رخت بربسته است اگر کسی در مشقت افتاد باعث مسرت ما می گردد اگر برای کسی در جایی حادثه ای پیش آید با رنج و مصیبت ومرگ دیگران در ظاهر نگران اما در اعماق وجود خوشحال و مسرور می گردیم اگر کسی هم مسرور و خوشبخت شود ما مایوس و بدبخت می شویم خونی است از حیوانیت که در رگهای ما جوشیده است و هر کس در پی نابودی دیگری است هیچ کس در پی گشایش نیست و همه در پی عقده و گستراندن دام برای یکدیگرند دیوارها پر از اعلام مرگ انسانهاست هیچ کس از مرگ آدم ها متاثر نمی شود به تصویر چهرهایشان می نگریم و با پوزخند به دنبال کسی از بازماندگانیم که شاید بشناسیم وکاری از کارهایمان به دست او باشد برویم در مجلس ختم مرده اش بگوییم سرت سلامت دامه دارد نوشته شده در شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۲ساعت 0 37 nbsp توسط ايوب خسروي یادم آرد روز باران یادم آرد روز باران روز سرد پاییزی خاطره های با تو بودن یا خاطره های بی تو بودن خاطره های بارانی خاطره های خیس در زیر باران ماندن خاطره های کاهگلی کوچه ای تنگ با دیوارهای گلی که هنوز بوی خوش کاهگل را در مشام جانم دارم فقط بی تو روزی که نم نم باران را از پشت پنجره ای چوبی آبی رنگ و رنگ و رو رفته ترک خورده همراه با صدای دارکوبی که درخت بید حیاط خانه مان را به دنبال خوراک می کوبید می نگریستم و برگهای زرد و سبز و قرمز درخت را که در میان رشته های باران غوطه می خورد و در برکه ی زیر درخت آرام می گرفت چقدر دلم را به هوای دیدار تو می برد بی آنکه خود بدانم روز باران روز گردشی غم آلود بود برای من تا در آن تو را بجویم یا در آن از بوی کاهگل عطری از وجود تو را بیابم باران بود و باغی پر از هیاهوی سارهای مهاجر که با هر رهگذری از میان لشکر برگها به آسمان می پریدند و می رقصیدند و چه قدر زیبا در میان انبوه برگهای نیم رمق مانده ی درختان پناه می گرفتند و کودکی تیرکمان در دست در کمینشان نشسته تا شاید نان امشب بوی کباب بگیرد کودک یتیم سار زنده را دوست می داشت اما سفره ای بی نان سار و مرغ و ماهی نمی شناسد یاد دارم روز باران دودکشی بر آمده بود از بامی به بیرون دودی کم رمق از آن در هوا می لولید و پیر مردی که یقه ی پالتو کهنه اش را راست کرده بود تا گوشهایش را از گزند سرما محافظت کند با بام غلطانی سنگی بامی کم ارتفاع را می کوبید تا باران او را هم دوست باشد و پیرمرد را نرنجاند در زیر رشته های باران می شد صدای شکم گرسنه اش را شنید امروز هم دوشنبه است باید روزه بگیرد تا برای فردا نان داشته باشد و پس فردا را مطمئن باشد که زنده است زندگی برای پیر مرد یک مبارزه بود با عمر باران برای من اندوهی بزرگ بود با صائقه هایش به یادم می آورد شبهایی را که تا صبح چشم به سقف خانه مان می دوختم تا نکند دوباره و چند باره سقف چکه کند و باز من در تاریکی شب بام غلطان پیر را با آن صدای ناهنجارش همچنان بر بام گلی خانه مان می آوردم و می بردم و این کار تا باران بود همچنان ادامه داشت هنوز هم از باران خاطره ای خوش در یاد ندارم برای من باران با ترانه بر روی سقف خانه نمی بارید برای من باران در آن شب ها جز خاطره ای غم آلود نبود روز باران روز فراق از تو بود روزی که فقط به خاطر چکه های سقف خانه مان قید همه ی خاطرات با تو بودن را زدم و تنهایی را برگزیدم زیرا تنهایی من را از چشمان کنجکاو تو در امان نگاه می داشت این بهایی بود که م...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 55 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Fri, 19 Jun 2026 22:46:24 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/volani.blogfa.com/
Server cloudflare
Cf-Cache-Status DYNAMIC
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=EvRCgeCK7tiBRry4mmVrxEm%2FiSxDsbN2yb6sk5wiocwn7fGqKdd49gy%2Bf8VlF3yhwRr0uJC%2F5sm8nqFzawWzdVZkdeKiszMHVvVxFFTu8MDtclVfmsxK2Z0Q44zQGG8%2FRcbUQw%3D%3D ]
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
CF-RAY a0e611d4bdfc0df4-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Fri, 19 Jun 2026 22:46:25 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=69o1jUSCETja2t4vEO2cqo78pEeW2C3JBPRJesXrkYj%2BqtLu7ckXO5YDrW86xDbxU4fYwNuA2w%2BIhAiHLb%2Ba4As2d26e6Z6RJaVC6RlZzJPSPe2SG5xL1PueyGJzh%2BnBkWZp8Q%3D%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0e611d61fb1f5df-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="کوێستان كوردستان و كوهستان"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="کوێستان"
property="og:site_name" content="کوێستان"
property="og:description" content="کوێستان كوردستان و كوهستان"

Load Info

page size16619
load time (s)0.533005
redirect count1
speed download31180
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"