Meta tags:
description= درباره ی فیلم های خون آشامی توایلایت;
Headings (most frequently used words):
توایلایت, خلاصه, دانلود, کتاب, های, دم2, توایلایت4_سپیده, 2_ماه, نو, 1_گرگ, میش, درباره, فیلم, خون, آشامی, مقدمه, وب, 5_سپیده, دم1, توایلایت3_کسوف, 3_کسوف, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بلا (86), کند (54), خون (49), ادوارد (41), شود (34), است (26), رنزمی (26), برای (25), آشام (24), گوید (24), ولی (23), کنند (22), جیکوب (21), بعد (20), آلیس (19), ۱۳۹۲ (18), شده (17), #توایلایت (16), این (16), آرو (15), دهد (14), تواند (14), نوشته (13), مونا (12), آشامان (12), های (11), خود (11), ساعت (10), توسط (10), وقتی (10), تبدیل (10), خلاصه (9), هفته (9), خانواده (9), نمی (9), خواهد (9), شوند (9), دیگر (9), دانلود (8), کتاب (8), همه (8), کالن (8), اینکه (8), دوم (7), بود (7), روز (7), روند (7), آخر (7), جین (7), دیدن (7), دارند (7), فهمد (7), تیر (6), مرداد (6), ازدواج (6), چهارشنبه (6), ولتری (6), کشته (6), آیند (6), عروسی (6), رزالی (6), قدرت (6), خیلی (6), گروهی (5), خانه (5), کمی (5), زندگی (5), ندارد (5), ویکتوریا (5), دست (5), شروع (5), گرگینه (5), طرف (5), دور (5), بیند (5), فکر (5), ادامه (5), حمله (5), فیلم (5), کارلایل (5), کرده (5), دارد (5), نشان (5), یکی (5), فقط (4), دوستام (4), 2_ماه (4), 1_گرگ (4), میش (4), خودش (4), تصمیم (4), فورکس (4), نجات (4), آشامی (4), نظر (4), جیمز (4), کمک (4), بکشد (4), خانم (4), استفی (4), میر (4), جاسپر (4), همین (4), هایی (4), نمای (4), رود (4), قبول (4), کشد (4), عصبانی (4), همراه (4), تبریک (4), گیرد (4), بچه (4), مقابل (4), رسند (4), امیر (3), ساناز (3), دنیا (3), خنده (3), وبلاگ (3), دوست (3), 3_کسوف (3), سوم (3), اوّل (3), خرداد (3), هستم (3), بیست (3), عقب (3), ابتدا (3), یعنی (3), فرار (3), محافظت (3), بلاخره (3), درون (3), موضوع (3), گردند (3), اگر (3), کنم (3), باهم (3), لشکر (3), باید (3), قبل (3), انسان (3), ماه (3), عسل (3), مانند (3), چیزی (3), خوشحال (3), باز (3), عجیبی (3), شکم (3), جنین (3), زایمان (3), میرد (3), لیوان (3), درباره (3), شکار (3), جنگل (3), بغل (3), شدند (3), سپر (3), راه (3), افراد (3), سپس (3), هرکی (3), blogfa (2), com (2), مریم (2), دیگه (2), نگین (2), امپراطوری (2), شعبه (2), اول (2), 4_سپیده (2), آرشیو (2), اردیبهشت (2), چهارم (2), شهریور (2), سلام (2), خوب (2), یکم (2), سال (2), وبو (2), زدم (2), مادرش (2), کرد (2), پیش (2), پدرش (2), شهر (2), برود (2), اون (2), نزدیک (2), ساله (2), باعث (2), بفهمد (2), سعی (2), افتد (2), جلد (2), نویسنده (2), پنجم (2), تولد (2), سالگی (2), کنترل (2), آنجا (2), دلیل (2), متوجه (2), انتقام (2), پسرش (2), بگیرد (2), صخره (2), دریا (2), تلاش (2), زنده (2), مرده (2), ذهن (2), خواند (2), سمت (2), دهند (2), چون (2), پنجشنبه (2), تشنه (2), جمع (2), خاطر (2), کار (2), چند (2), پیشنهاد (2), چارلی (2), ویسنده (2), کارت (2), خودشان (2), آماده (2), گذشته (2), مصمم (2), وارد (2), میاید (2), رفتن (2), هنگام (2), خوردن (2), آید (2), صحنه (2), آمده (2), تغذیه (2), نگه (2), داشتن (2), بخورد (2), خوبی (2), کردن (2), مرفین (2), زنند (2), بیرون (2), نشون (2), بخاطر (2), چشمانش (2), توایلایت4_سپیده (2), دم2 (2), ببیند (2), اعضای (2), گویند (2), بروند (2), سریع (2), بکند (2), شیر (2), درگیری (2), برمی (2), عنوان (2), منتقل (2), رشد (2), نگران (2), نام (2), کودک (2), فناناپذیر (2), بقیه (2), خبر (2), نیمه (2), گذرنامه (2), جعلی (2), متقاعد (2), خطری (2), توانایی (2), مغز (2), نیروی (2), لحظه (2), خطرناک (2), توانند (2), صادر (2), همان (2), پسر (2), راستی (2), هست (2), وبم (2), sevome, همکلاسیاش, harry, love, علی, اکبر, خدا, لحظات, یاد, ماندنی, نهال, داداردودور, جالبستان, sikher, بابک, طرفدارلن, یشیم, تاشکیران, سارا, angry, girl, فروغ, سمپادی, سمل, تَمامِـــــ, مَنــــ, بِدونـِـــ, تُــو, حانی, دلم, بخواد, pab, داداش, مهدی, تیک, تاک, زهره, پیوندها, دریاچه, خصوصیات, ویژگی, موضوعی, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, چهارده, سالمه, عاشق, البته, همشون, نود, مطالب, قدیمی, دوشنبه, هفتم, ایزابلا, سوان, دختر, متفاوت, دوباره, گرفت, کوچک, بارانی, شمال, غربی, واشنگتن, واقع, تغییر, مدرسه, همکلاسی, مرموزش, آشنا, ودر, موقعیتی, جان, طوری, دود, ماشین, تصادف, اصل, 109, ظاهر, پسری, رسید, رفتارهای, غیرعادی, دوری, عاشقش, مشکلی, بودن, مسافر, لورن, گذر, خطر, خطرمی, اندازند, موفقمی, شنبه, داستان, جشن, زخمی, بکشه, مانعش, فردای, دچار, افسردگی, شدید, میشود, خواب, وحشتناک, بینه, گشتن, مردم, آسیب, زنن, کشند, کشتتش, پرتاپ, ماند, پرتاب, خودکشی, ایتالیا, بدهند, پیدا, قول, زودی, هیچکس, راز, باخبر, مگر, بازمی, بیستم, دبیرستان, فارغ, التحصیل, مرا, کنی, لشکری, جوان, بکشند, مرگ, میان, تعداد, بسیار, طایفه, خواهند, مخالفت, اذیت, ببین, کنیم, اولم, اینو, خواستی, متحد, پیروز, وادوارد, نفر, ندیده, بودم, بزرگ, بمانند, هیچ, شانس, چرا, هنوز, نشده, تاریخ, معلوم, پدربلا, بگوییم, جلدسوم, توایلایت3_کسوف, پخش, گرگ, حقایقی, مورد, بازگو, خواسته, زیادی, فرا, رسد, ساقدوشش, محراب, کشیش, عقد, جاری, مهمانی, گفتن, قرار, اینگونه, پدر, مادر, بدرقه, برزیل, صبح, صبحانه, حالت, تهوع, عادت, ماهیانم, افتاده, تکان, باردار, ناراحت, زنگ, زند, چنین, امکان, معاینه, روبرو, چهره, مریض, بالا, داند, چگونه, موجودی, بلاست, تحمل, حمل, بمیرد, منصرف, حمایت, روزها, گذرد, ضعیف, پیشنهادی, داده, مطرح, شاید, ریزد, مزه, تکرار, سونگرافی, توانستند, جنسیت, بفهمند, داشتند, اسم, انتخاب, کردند, مشغول, صحبت, بودند, ناگهان, بردارد, کمرش, شکند, دولا, درد, بیهوش, مجبور, بیاورند, برند, وسوسه, اتاق, برد, میاورد, احیا, جایش, گاز, فایده, فهمند, دخالت, ازمی, تمیز, نمرده, اینطوری, دم1, جلدچهارم, مدتی, بینایی, قوی, حتی, گرد, غبار, جدیدش, اشام, دخترش, سوال, بدود, گوزن, خواست, اینکار, نظرش, عوض, خونش, خورد, اند, تحقیر, عصبانیتش, فروکش, کلید, هدیه, شدن, روزهای, کنار, گذرانند, دارای, لمس, تفکراتش, رفته, ایرینا, خدمت, درصدد, بین, بردن, گیرند, مقابله, برابر, روابط, دوستانه, بخواهند, دعوت, نامه, فرستند, یافتن, کسی, تابحال, ضرری, نداشته, ترک, یادداشتی, گذارد, نزد, وکیلی, درست, درصورتی, بتوانند, اولین, گروه, هستند, باتوضیحات, مقابلش, نیروهایی, مقاومت, علت, افکار, بخواند, سپرمحافظت, تقویت, بتواند, علاوه, نیز, شیطانی, حفظ, جمله, عجیب, اشامان, جدید, باران, برف, وادار, هرطور, محافظ, انتقال, زیرا, ذهنی, فلج, محافظش, تنها, چاره, هاست, چادری, سرما, امان, بماند, نگرانی, انتظار, ورود, مقداری, پول, تهیه, صورتی, کشور, دیگری, ناراحتی, چادر, جنگلی, گفته, نبرد, بینند, محافظانش, سوی, اما, تعجب, متوقف, شدنش, بیان, اعلام, جنگ, هرکاری, نیست, کشنده, ازپا, بیاورد, سپرمحافظ, دورتادور, کاری, وضعیت, دستور, کلی, بجنگند, مهم, شاهدی, ثابت, گاه, زیبا, قدبلندیاشاره, معمولی, وجود, تفاوت, درآمده, میگوید, غذا, از18, نکرده, صورت, باقی, مانده, ناچار, فرمان, بازگشت, همدیگر, خوشبخت, لبخند, 5_سپیده, نهم, زدیم, میشیم, بزنین, بزارینwww, jalebestan3, مطلب, عکسم, رمز, داره, رمزشو, میدم, پایین, صفحه, عمومی, تونین, برین, اونجا, خواین, بحرفین, تبادل, لینکم, موافقم, 100درصد, خواد, منو, ومپایر, لینک, کنه, بعدهم, بده, لینکش, زنه, حتما, بزاره, اگه, نزاره, ایشالله, نظرات, وبش, _0_بشه, معرفی, امیدوارم, مطالبم, خوشتون, بیاد, زدین, خوشحالم, مقدمه,
Text of the page (random words):
درباره ی فیلم های خون آشامی درباره ی فیلم های خون آشامی توایلایت مقدمه ی وب سلام از اینکه به وبم سر زدین خیلی خوشحالم من مونا هستم و این وبو برای معرفی فیلم توایلایت و فیلم های خون آشامی دیگه زدم امیدوارم که از مطالبم خوشتون بیاد هرکی به وبم سر می زنه باید حتما نظر بزاره اگه نزاره ایشالله نظرات وبش _0_بشه با تبادل لینکم موافقم 100درصد هرکی می خواد منو با عنوان ومپایر لینک کنه بعدهم خبر بده که لینکش کنم راستی پایین صفحه یه چت عمومی هست می تونین برین اونجا و با هرکی می خواین بحرفین تو ادامه ی مطلب هم عکسم هست ولی رمز داره رمزشو فقط به دوستام میدم راستی من و دوستام یه وب گروهی زدیم خوشحال میشیم سر بزنین و نظر بزارینwww jalebestan3 blogfa com ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۴ ۵۳ ب ظ توسط مونا خلاصه ی توایلایت 5_سپیده دم2 بلا بعد از مدتی چشمانش را باز می کند و می فهمد که قدرت بینایی اش خیلی قوی شده و می تواند حتی گرد و غبار را ببیند بعد ادوارد را می بیند که میاید و زندگی جدیدش را به او تبریک می گوید بعد بلا می فهمد که تبدیل به خون اشام شده بعد از ادوارد درباره ی دخترش رنزمی سوال می کند و ادوارد می گوید که او پیش رزالی است اعضای دیگر خانواده ی کالن می آیند و به او تبریک می گویند ادوارد وقتی که می فهمد که بلا تشنه است به او پیشنهاد می کند که به شکار بروند بلا هم قبول می کند ان ها به جنگل می روند بلا وقتی می فهمد که مانند ادوارد می تواند سریع بدود خیلی خوشحال می شود ادوارد یک گوزن شکار می کند بلا هم می خواست اینکار را بکند ولی با دیدن شیر نظرش عوض می شود و بعد از درگیری با شیر خونش را می خورد بعد با ادوارد به خانه برمی گردند و می بیند که همه دور رنزمی جمع شده اند می رود و رنزمی را بغل می کند بعد وقتی که می فهمد جیکوب رنزمی را نشون کرده است از دست جیکوب خیلی عصبانی می شود و او را تحقیر می کند ولی بعد از کمی درگیری عصبانیتش فروکش می کند در ادامه نشان می دهد که آلیس و جاسپر می آیند و کلید یک خانه را به بلا می دهند به عنوان هدیه یعنی بخاطر تبدیل شدن به خون آشام در ادامه بلا و ادوارد روزهای خوبی را در کنار رنزمی می گذرانند آن ها متوجه می شوند که رنزمی دارای قدرت عجیبی است و می تواند با لمس کردن طرف مقابل تفکراتش را به او منتقل کند رنزمی خیلی سریع رشد می کند و این موضوع آن ها را کمی نگران می کند یک روز که بلا به همراه رنزمی و جیکوب به شکار رفته بود یکی از خون آشامان به نام ایرینا که در خدمت آرو است رنزمی را می بیند و به آرو می گوید و آرو فکر می کند که رنزمی یک کودک فناناپذیر است و درصدد از بین بردن او و کالن ها برمی آید آلیس با نمای دور خود این موضوع را می فهمد و به بقیه خبر می دهد بلا و ادوارد تصمیم می گیرند که برای مقابله در برابر لشکر ولتری ها از خون آشام هایی که ا آن ها روابط دوستانه دارند کمک بخواهند و دعوت نامه هایی را برای آن ها می فرستند از طرف دیگر آلیس و جاسپر برای یافتن کسی که مانند رنزمی نیمه انسان نیمه خون آشام است و تابحال ضرری برای خون آشام ها نداشته خانه را ترک می کنند ولی آلیس قبل از رفتن یادداشتی برای بلا می گذارد و از او می خواهد که نزد وکیلی برود و برای جیکوب و رنزمی گذرنامه ای جعلی درست کند تا درصورتی که همه ی اعضای خانواده ی کالن کشته شدند این دو بتوانند فرار کنند اولین گروه خون آشام هایی که برای کمک به آن ها می آیند گروهی است که در آن چند خون آشام با قدرت های عجیبی هستند آن ها هم در ابتدا فکر می کنند که رنزمی یک کودک فناناپذیر است ولی بعد باتوضیحات ادوارد و بلا و رنزمی متقاعد می شوند که رنزمی خطری برای خون آشام ها ندارد یکی از خون آشام ها توانایی اش این است که می تواند بفهمد که خون آشام مقابلش چه قدرت و توانایی دارد و قدرت بلا این است که یک سپر محافظت دارد و می تواند در مقابل نیروهایی که خون آشامان به مغز او منتقل می کنند مقاومت کند و علت اینکه ادوارد نمی تواند افکار او را بخواند همین است بلا تصمیم می گیرد سپرمحافظت خود را تقویت کند تا بتواند علاوه بر خودش ادوارد و رنزمی را نیز از نیروی شیطانی خون آشامان دیگر حفظ کند کم کم خون آشامان دیگر هم از راه می رسند از جمله قدرت عجیب یکی از خون اشامان جدید این است که می تواند باران و برف را کنترل کند و یکی دیگر از خون آشامان می تواند طرف مقابل را وادار کند چیزی که او می خواهد را ببیند بلا تصمیم می گیرد هرطور شده سپر محافظ خود را به افراد دیگر انتقال دهد زیرا یکی از افراد آرو به نام جین می تواند طرف مقابل را از نظر ذهنی فلج کرده و سپس بکشد و سپر محافظش تنها راه چاره ی آن هاست بلا چادری در جنگل به پا کرده تا رنزمی از شر سرما در امان بماند و با نگرانی انتظار ورود آرو را می کشد سپس بلا به جیکوب مقداری پول و گذرنامه های جعلی ای که برای او و رنزمی تهیه کرده را می دهد تا در صورتی که او و ادوارد کشته شدند آن دو باهم فرار کنند و به کشور دیگری بروند و ادوارد با ناراحتی قبول می کند آرو و لشکر خون آشامان هر لحظه نزدیک تر می شدند تا بلاخره می رسند بلا و جیکوب از چادر بیرون می آیند و به همراه خانواده ی کالن ها و دیگر خون آشامان به جنگلی می روند که آلیس گفته بود نبرد در آنجا رخ می دهد آن ها به جنگل می رسند و می بینند که آرو به همراه دیگر محافظانش دارند به سوی آن ها می آیند اما آرو با دیدن دیگر خون آشامان و گرگینه ها خیلی تعجب می کند متوقف می شود آرو ابتدا به بلا برای تبدیل شدنش به یک خون آشام تبریک می گوید و سپس با بیان این که رنزمی برای خون آشامان خطرناک است اعلام جنگ می کند بلا ادوارد و رنزمی هرکاری می کنند نمی توانند آرو را متقاعد کنند که رنزمی برای خون آشامان خطرناک نیست جین مغز می خواهد آن ها را با نیروی کشنده ی خود آن ها را ازپا در بیاورد ولی بلا سپرمحافظ خود را دورتادور همه می کشد به همین دلیل جین نمی تواند کاری بکند با دیدن این وضعیت جین عصبانی و آرو کمی نگران می شود و دستور حمله ی کلی را صادر می کند ولی در همان لحظه آلیس و جاسپر از راه می رسند و آلیس با نمای دور خود به آرو نشان می دهد که اگر بجنگند آرو و جین و بقیه ی افراد مهم ولتری ها کشته می شوند و بعد می گویند که شاهدی دارند که می توانند ثابت کنند که رنزمی خطری برای خون آشامان ندارد آن گاه به پسر زیبا و قدبلندیاشاره می کند آن پسر می گوید که از ازدواج یک انسان معمولی و یک خون آشام به وجود آمده است با این تفاوت که مادرش هنگام زایمان از پا درآمده بعد میگوید که هم می تواند غذا بخورد و هم از خون تغذیه کند و از18 سالگی به بعد رشد نکرده و به همان صورت باقی مانده و آرو هم به ناچار فرمان بازگشت را صادر می کند در آخر هم نشان می دهد که ادوارد و بلا همدیگر را بغل می کنند بعد هم بلا رنزمی را بغل می کند و آلیس هم با نمای دور خود می بیند که جیکوب و رنزمی باهم خوشبخت می شوند و ادوارد هم ذهن آلیس را می خواند و به هم لبخند می زنند نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۶ ۳۲ ب ظ توسط مونا دانلود کتاب توایلایت4_سپیده دم2 ن ویسنده خانم استفی میر جلدچهارم نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۱۶ ب ظ توسط مونا خلاصه ی توایلایت4_سپیده دم1 فیلم با پخش کارت عروسی ها شروع می شود که جیکوب با دیدن کارت عروسی عصبانی می شود و به گرگ تبدیل می شود همه دارند خودشان را برای عروسی آماده می کنند شب قبل از عروسی ادوارد به خانه ی بلا می رود و حقایقی را در مورد گذشته اش بازگو می کند و می گوید در گذشته به خاطر اینکه کارلایل او را به خون آشام تبدیل کرده می خواسته انتقام بگیرد و انسان های زیادی را کشته ولی بلا برای ازدواج با او مصمم است بلاخره روز عروسی فرا می رسد و آلیس و رزالی دارند بلا را برای عروسی آماده می کنند و بعد بلا به همراه ساقدوشش که پدرش چارلی است وارد محراب می شوند و کشیش عقد آن ها را جاری می کند و مهمانی شروع می شود و جیکوب برای تبریک گفتن به بلا میاید ولی وقتی می فهمد که بلا بعد از ماه عسل قرار است تبدیل شود عصبانی می شود و به ادوارد حمله می کند و می گوید که اینگونه بلا کشته می شود ولی بعد از آن جا می رود پدر و مادر بلا آن ها را برای رفتن به ماه عسل بدرقه می کنند آن ها برای ماه عسل به برزیل می روند و برای دو هفته آن جا می مانند تا اینکه یک روز صبح بلا هنگام خوردن صبحانه حالت تهوع می گیرد و می گوید که عادت ماهیانم عقب افتاده و تکان خوردن چیزی را درون خود حس می کند و فکر می کند که باردار است و خوشحال می شود ولی ادوارد ناراحت است و به کارلایل زنگ می زند و می گوید که چنین چیزی امکان دارد یا نه و کارلایل می گوید که باید بلا را معاینه کنم آن ها به فورکس باز می گردند و جیکوب برای دیدن بلا می آید ولی با صحنه ی عجیبی روبرو می شود بلا با چهره ی مریض و شکم بالا آمده کارلایل به جیکوب می گوید که نمی داند چگونه موجودی در شکم بلاست ولی بلا تحمل حمل آن را ندارد و جنین دارد از خون او تغذیه می کند و بلا قبل از زایمان می میرد جیکوب به ادوارد می گوید که اگر بلا بمیرد او را می کشد همه سعی دارند که بلا را از نگه داشتن بلا منصرف کنند ولی بلا برای نگه داشتن بچه مصمم است و فقط رزالی از بلا حمایت می کند روزها می گذرد و بلا روز به روز ضعیف تر می شود تا اینکه ادوارد پیشنهادی که جیکوب داده بود را مطرح می کند و می گوید که شاید جنین خون می خواهد ادوارد کمی خون در لیوان می ریزد و به بلا می دهد تا بخورد و بلا می گوید که مزه ی خوبی دارد و هر روز این کار را تکرار می کنند و بلا کم کم خوب می شود آن ها با سونگرافی هم نمی توانستند جنسیت جنین را بفهمند آلیس و رزالی و بلا داشتند برای بچه اسم انتخاب می کردند که جیکوب وارد می شود و همه مشغول صحبت کردن شده بودند که ناگهان لیوان از دست بلا می افتد بلا خم می شود که لیوان را بردارد ولی کمرش می شکند و دولا می شود و درد زایمان شروع می شود به بلا مرفین می زنند تا بیهوش شود و آلیس و ادوارد مجبور می شوند که خودشان بچه را به دنیا بیاورند وقتی شکم بلا را می برند رزالی با دیدن خون وسوسه می شود و آلیس او را از اتاق بیرون می برد ادوارد بچه را به دنیا میاورد و بلا می میرد ادوارد بلا را احیا می کند و همه جایش را گاز می گیرد ولی فایده ندارد و بلا می میرد جیکوب می خواهد رنزمی را بکشد ولی با دیدن رنزمی نمی تواند و او را نشون می کند گرگینه ها وقتی می فهمند که بلا مرده به کالن ها حمله می کنند ولی با دخالت جیکوب از آن جا می روند و در آخر رزالی و ازمی و آلیس را نشان می دهد که دارند بلا را تمیز می کنند و کارلایل می گوید که بلا نمرده و بخاطر مرفین است که اینطوری شده و در صحنه ی آخر بلا را نشان می دهد که چشمانش را باز می کند نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۱۱ ب ظ توسط مونا دانلود کتاب توایلایت3_کسوف ن ویسنده خانم استفی میر جلدسوم نوشته شده در چهارشنبه دوم مرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱ ۱۸ ب ظ توسط مونا خلاصه ی توایلایت 3_کسوف بلا از دبیرستان فارغ التحصیل می شود و ادوارد از بلا می خواهد که با او ازدواج کند ولی بلا می گوید که اگر مرا به خون آشام تبدیل کنی با تو ازدواج می کنم در ادامه ویکتوریا لشکری از خون آشامان جوان و تشنه به خون جمع می کند تا بلا را بکشند چون فکر می کند که بلا باعث مرگ دوست پسرش جیمز شده در این میان تعداد کالن ها برای محافظت از بلا بسیار کم است به خاطر همین از گرگینه ها یعنی جیکوب و طایفه اش کمک می خواهند بلا مخالفت می کند و می گوید اذیت می شوند ولی جیکوب می گوید ببین ما باهم کار می کنیم از اولم تو اینو می خواستی و آن ها هم قبول می کنند و با هم متحد می شوند و به لشکر ویکتوریا حمله می کنند و در آخر پیروز می شوند وادوارد ویکتوریا را می کشد بعد چند نفر از خانواده ی ولتری می آیند و جین می گوید گروهی ندیده بودم که بعد از این حمله ی بزرگ زنده بمانند و بعد جین می گوید که ولتری به هیچ کس شانس دوم نمی دهد و چرا بلا هنوز به خون آشام تبدیل نشده و بلا می گوید که تاریخ معلوم شد و بعد خانواده ی ولتری می روند و در آخر بلا پیشنهاد ازدواج ادوارد را قبول می کند و می گوید که باید به چارلی پدربلا بگوییم نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲ ۳۰ ب ظ توسط مونا دانلود کتاب توایلایت 2_ماه نو نویسنده خانم استفی میر جلد دوم نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۱۲ ب ظ توسط مونا خلاصه ی توایلایت 2_ماه نو این داستان با تولد 18 سالگی بلا شروع می شود و در جشن تولد دست بلا زخمی می شود و جاسپر نمی تواند خودش رو کنترل کند و می خواهد که بلا را بکشه که ادوارد مانعش می شود فردای آن روز خانواده ی کالن از آنجا می روند و بلا به همین دلیل دچار افسردگی شدید میشود و هر شب خواب های وحشتناک می بینه تا اینکه کم کم شروع به گشتن با جیکوب می کند تا اینکه متوجه می شود که جیکوب یک گرگینه است و گرگینه ها خون آشام هایی را که به مردم آسیب می می زنن را می کشند از اون طرف ویکتوریا می خواهد انتقام دوست پسرش جیمز را که ادوارد کشتتش را بگیرد و می خواهد بلا را بکشد بلا هم خودش را از صخره به درون دریا پرتاپ می کند ولی با تلاش جیکوب زنده می ماند و وقتی که بلا خود را از صخره به درون دریا پرتاب می کند آلیس با نمای دور خود می بیند و فکر می کند که بلا مرده است و ادوارد ذهن آلیس را می خواند و به سمت خانواده ی ولتری می رود تا خودکشی کند آلیس این موضوع را به بلا می گوید و بلا و آلیس به سمت ایتالیا می روند تا ادوارد را نجات بدهند و در آخر با تلاش آلیس ادوارد نجات پیدا می کند ولی به آرو قول می دهند که بلا را به زودی تبدیل به خون آشام کنند چون هیچکس نمی تواند از راز خون آشام ها باخبر شود مگر اینکه کشته شود و یا به خون آشام تبدیل شود و در آخر به فورکس بازمی گردند نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۹ ۹ ب ظ توسط مونا دانلود کتاب توایلایت 1_گرگ و میش نویسنده خانم استفی میر جلد اول نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر ۱۳۹۲ ساعت ۲ ۴۴ ب ظ توسط مونا خلاصه ی توایلایت 1_گرگ و میش بلا ایزابلا سوان با همه ی دختر های هم سن و سال خودش کمی متفاوت بود وقتی مادرش دوباره ازدواج کرد او تصمیم گرفت پیش پدرش به شهر کوچک و بارانی فورکس که در شمال غربی واشنگتن واقع بود برود تا با او زندگی کند زندگی اون از وقتی تغییر می کند که در مدرسه با همکلاسی مرموزش ادوارد کالن آشنا می شود ودر موقعیتی ادوارد جان او را نجات می دهد به طوری که به عقب می دود و یک ماشین را که نزدیک بود با بلا تصادف کند به عقب هل می دهد ادوارد که در اصل خون آشامی 109 ساله بود در ظاهر پسری 17 ساله به نظر می رسید رفتارهای غیرعادی ادوارد کم کم باعث می شود که بلا بفهمد که او یک خون آشام است ادوارد در ابتدا سعی می کرد از بلا دوری کند ولی کم کم عاشقش می شود بلا به ادوارد می گوید که مشکلی با خون آشام بودن او و خانواده اش ندارد و وقتی که سه خون آشام مسافر یعنی جیمز ویکتوریا و لورن از شهر فورکس گذر می کنند زندگی بلا به خطر می افتد و خانواده ی ادوارد به او کمک می کنند که از دست آن ها فرار کند و زندگی خود را به خطرمی اندازند که از او محافظت کنند بلاخره ادوارد موفقمی شود که جیمز را بکشد و بلا را از دست او نجات دهد نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۱ ۲۵ ق ظ توسط مونا مطالب قدیمی تر سلام من مونا هستم چهارده سالمه عاشق خون آشام ها هستم البته نه همشون فقط خون آشام های خوب بیست و یکم اردیبهشت سال نود و دو این وبو زدم خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته سوم شهریور ۱۳۹۲ هفته دوم مرداد ۱۳۹۲ هفته اوّل مرداد ۱۳۹۲ هفته سوم تیر ۱۳۹۲ هفته اوّل تیر ۱۳۹۲ هفته چهارم خرداد ۱۳۹۲ هفته اوّل خرداد ۱۳۹۲ هفته سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ آرشیو موضوعی خصوصیات و ویژگی های خون آشام ها دریاچه خون خلاصه ی توایلایت 1_گرگ و میش دانلود کتاب توایلایت 1_گرگ و میش خلاصه ی توایلایت 2_ماه نو دانلود کتاب توایلایت 2_ماه نو خلاصه ی توایلایت 3_کسوف دانلود کتاب توایلایت 3_کسوف خلاصه ی توایلایت 4_سپیده دم دانلود کتاب توایلایت 4_سپیده دم پیوندها تیک تاک دل زهره هه هه هر هر داداش مهدی pab امیر امپراطوری خنده شعبه اول وب مریم امپراطوری خنده شعبه دوم وب نگین هر چی دلم بخواد ساناز تَمامِـــــ مَنــــ بِدونـِـــ تُــو حانی سمل دو دوست سمپادی ساناز و نگین angry girl فروغ وبلاگ طرفدارلن یشیم تاشکیران سارا sikher بابک خنده یه مریم دیگه جالبستان وب گروهی من و دوستام داداردودور وب گروهی دوستام لحظات به یاد ماندنی نهال فقط خدا دنیا harry love علی اکبر ساناز امیر sevome 9 وب امیر و همکلاسیاش blogfa com
|