Meta tags:
description= کافه برفی همه چیز را فروختم ، جز آن صندلی که همیشه جای تو بود . شاید آن روز که برگشتی خسته باشی ...;
Headings (most frequently used words):
تو, روز, من, همه, در, به, آن, که, خسته, با, پست, های, ها, شرح, زندگی, کافه, برفی, چیز, را, فروختم, جز, صندلی, همیشه, جای, بود, شاید, برگشتی, باشی, سينما, لاله, زار, حالا, پاشو, برو, استراليا, توي, فيس, بوكت, بنويس, جانم, فداي, ايران, يغما, گلرويي, يادداشتي, درباره, خودكشي, حسين, پناهي, براي, كه, هنوز, اين, فاصله, روي, نقشه, چيزمي, دوبــاره, كـيــمــيــايــي, سال, چون, عید, نو, سواری, می, تازد, دوئل, آخرین, یکی, مونده, آخر, یاد, شب, گردی, مشترکمان, جشن, رویش, خوبی, هاست, رقص, مادیان, زن, سبز, نامه, سرگشاده, کارل, فردریکسون, آنچه, گذشت, مکاشفه, باب, تابلو, نقاشی, او, 10, سکانس, محبوب, دلخواسته, لیلا, گفتی, قرار, قصه, این, باشد, فقط, خیالت, شبها, مست, مستم, ویرجینیا, وولف, بدون, نوشته, پیشین, نویسندگان,
Text of the page (most frequently used words):
این (45), شده (44), های (39), شود (37), نوشته (36), ساعت (33), رضا (31), ۱۳۸۸ (31), توسط (30), توی (27), بود (23), است (21), برای (19), سکانس (19), اسفند (18), همه (18), مثل (18), نوشت (17), روی (17), دست (17), روز (17), بیست (16), بانو (15), کافه (15), بهمن (14), همیشه (14), فیلم (14), گذشت (14), حرف (13), نمی (12), بودم (12), راه (11), کرد (11), بودی (11), بعد (11), هفته (11), ۱۳۹۰ (10), دارم (10), وقتی (10), هنوز (10), جمعه (10), باد (10), سال (10), زندگی (9), چشم (9), هست (9), هام (9), روزها (9), ۱۳۸۹ (8), شدن (8), فقط (8), باید (8), کنار (8), عاشق (8), اما (8), هایی (8), خیلی (8), همین (8), اند (8), کنه (7), دوست (7), اگر (7), باز (7), آخرین (7), دقیقه (7), ثانیه (7), نزدیک (7), هیچ (7), وقت (7), اینجا (7), خودم (7), تیغ (7), جای (7), اسبه (7), حتی (7), بدون (6), یکشنبه (6), کنم (6), بار (6), کسی (6), رفتن (6), نفس (6), آدم (6), حالا (6), واسه (6), ساعتها (6), فکر (6), میشه (6), خیابان (6), خالی (6), کردم (6), آمدم (6), زخم (6), نیست (6), نویسم (6), ۱۳۸۷ (5), آذر (5), مرداد (5), خانه (5), برفی (5), دوشنبه (5), تولد (5), کتاب (5), داد (5), بودن (5), خوب (5), گفت (5), زدی (5), خندید (5), ساکت (5), گرفت (5), چقدر (5), جایی (5), بلند (5), روزهای (5), باشد (5), عشق (5), خوبی (5), سبز (5), بچه (5), انگار (5), صندلی (5), ترس (5), دنیای (5), تنها (5), گفته (5), صدای (5), شنبه (5), اسب (5), آروم (5), شروع (5), اسبت (5), اگه (5), شهریور (4), پنجشنبه (4), پنجم (4), کنی (4), خواهم (4), دارد (4), چهارشنبه (4), بانوی (4), خرید (4), شما (4), رفت (4), چوبی (4), عکس (4), زنده (4), کوچه (4), قرار (4), یکی (4), تمام (4), دیگر (4), کودک (4), آموزگار (4), اول (4), نگاه (4), بغض (4), کردیم (4), گفتم (4), مانده (4), شدیم (4), شدم (4), مرگ (4), کردی (4), گریه (4), گرفتیم (4), کرده (4), دور (4), دیدم (4), ایران (4), عزیز (4), رفتیم (4), اشک (4), خاطرت (4), صفحه (4), قدر (4), بیرون (4), هزار (4), بودیم (4), زدیم (4), آخر (4), ببینی (4), تکون (4), بوی (4), هرگز (4), جاهلیت (4), لحظه (4), چسب (4), شاید (4), میکنم (4), سينما (4), شعرهایت (4), آبان (3), اردیبهشت (3), خرداد (3), مهر (3), پست (3), بین (3), مـی (3), دنیا (3), فردای (3), تردید (3), ترسم (3), چیزی (3), خیال (3), قاب (3), هستم (3), میز (3), گذاشت (3), روزنامه (3), ورق (3), انگشت (3), قصه (3), گوش (3), ایم (3), یعنی (3), دلش (3), نشست (3), زیر (3), دوید (3), شوم (3), گفتی (3), باشه (3), بزرگ (3), دهد (3), دختر (3), کند (3), سوم (3), پرویز (3), شهبازی (3), عیار (3), دوستت (3), رحم (3), کامل (3), دوم (3), فردا (3), ششم (3), بیمارستان (3), ابراهیم (3), روزی (3), سیاه (3), خود (3), تصویر (3), کشیدم (3), دود (3), سوار (3), پلیس (3), هایش (3), زده (3), پیاده (3), گرفته (3), برایم (3), بیشتر (3), فرو (3), گوشم (3), بزرگوار (3), شیشه (3), سرش (3), بالای (3), سنگ (3), باران (3), هامان (3), لای (3), هاش (3), دنبال (3), خدا (3), عباس (3), تابی (3), مان (3), زند (3), همان (3), افتاد (3), بارون (3), نیستم (3), نمایشنامه (3), رقص (3), خوان (3), اون (3), برگ (3), بزن (3), تازه (3), باشین (3), خونه (3), خسته (3), خاطره (3), داشتم (3), هشتم (3), پشت (3), شعر (3), فهمه (3), چون (3), جهان (3), آرا (3), هایت (3), كار (3), خواستی (3), كردن (3), منتشر (3), بسته (3), blogfa (2), com (2), آرشیو (2), یکم (2), آنقدر (2), چرخ (2), خیالم (2), جهت (2), بگذارید (2), شرح (2), دار (2), سالروز (2), بـی (2), هـای (2), شورش (2), بهانه (2), حالی (2), خاطر (2), شبی (2), نبودی (2), مست (2), پانزدهم (2), نزد (2), عطر (2), بگذارم (2), آمد (2), گوشه (2), مجله (2), نقاشی (2), کنارت (2), آهنگ (2), خنده (2), ماشین (2), عوض (2), سطری (2), نقطه (2), گذاشته (2), اعتماد (2), بغل (2), گرم (2), بگذار (2), اپرای (2), وین (2), سفارت (2), دنج (2), بینم (2), داشته (2), تونه (2), نوزدهم (2), هستی (2), لورکا (2), اسمش (2), بازی (2), جایزه (2), جشنواره (2), فجر (2), بهترین (2), ماهی (2), عاشقت (2), خوردیم (2), دلخواسته (2), پنهان (2), محکم (2), زیادی (2), کشیدیم (2), دلم (2), خواهد (2), آنکه (2), وجود (2), زدم (2), دفتر (2), نبودم (2), ببخشید (2), عادت (2), سمت (2), جان (2), زیبا (2), قرمز (2), مهمان (2), هامون (2), صحنه (2), تام (2), ترانه (2), گویم (2), حلقه (2), گردد (2), نهم (2), سالی (2), دیروز (2), کنارم (2), میزان (2), وسط (2), میدان (2), جنگی (2), آتش (2), خون (2), پرچم (2), مردمی (2), ایستاده (2), آغوش (2), مردی (2), برد (2), درست (2), تابلو (2), تنش (2), آباد (2), تشویش (2), دادن (2), فاصله (2), دوازدهم (2), هرچند (2), درد (2), چهارده (2), دعا (2), زودتر (2), خواندیم (2), عاشقانه (2), پرواز (2), سرم (2), پنجره (2), کوه (2), بالا (2), زمزمه (2), خستگی (2), شدند (2), برق (2), داشت (2), لباس (2), گوشواره (2), دورم (2), بغلش (2), برمی (2), نیستی (2), سینما (2), آمدیم (2), مدام (2), هایمان (2), شبیه (2), نشینی (2), سفر (2), بروم (2), احساس (2), کنند (2), دیوار (2), پایین (2), نشر (2), یرما (2), اثر (2), محمد (2), مادیان (2), مادیون (2), وامیسن (2), میمونن (2), ذاره (2), یال (2), یهو (2), خوردن (2), لرزه (2), جور (2), نره (2), تاخت (2), بفهمه (2), بخوره (2), اونقدر (2), بره (2), باش (2), رختخواب (2), کنین (2), هاتون (2), بکشین (2), کنن (2), هوای (2), رویش (2), دیشب (2), عید (2), فریاد (2), خوشه (2), یاد (2), همدم (2), قطعه (2), خیابون (2), جمع (2), کردن (2), دلیل (2), تنهایی (2), دیگه (2), آمدی (2), پیشخون (2), راضی (2), گوید (2), صدایی (2), مهمون (2), نوشتن (2), زدن (2), بودین (2), هشتادو (2), هشت (2), بده (2), دوئل (2), خودت (2), میشم (2), رحـــــــــــم (2), شدنُ (2), منُ (2), نکنه (2), هستیم (2), صورت (2), آزادی (2), ذره (2), بوسه (2), نگرفته (2), چهارم (2), بـردم (2), اين (2), كافه (2), چرا (2), گوشی (2), داشتی (2), كوچك (2), خریده (2), كتابت (2), مانست (2), شنیدم (2), كرد (2), اصرار (2), موضوع (2), كردی (2), شعرها (2), دلیلش (2), فهمیدم (2), مجموعه (2), كامل (2), كرده (2), ریش (2), دانه (2), بقال (2), كمك (2), بنويس (2), خواستم (2), معروفی (2), نویسندگان, فروردین, تیر, پیشین, عناوین, وبلاگ, الکترونیک, مطالب, قدیمی, حول, محور, زنم, رود, محلی, مناسب, تبلیغ, خدمات, صاحبان, مشاغل, کالا, اسپانسر, کامنت, آخــر, مـن, گـیـسـوی, تــو, خـود, بـیـاویـزم, زلفت, افشان, مارا, پریشان, ژانویه, خالق, سوی, فانوس, دریایی, پرده, نمایش, حضـور, تـو, رنـگ, زنـدگـی, محـو, شـونـد, بسـان, آبـی, اسفنجی, فشرده, شـده, بـرزمین, ریزد, هـنوز, وجـود, خـشک, خاک, آلـود, ویرجینیا, وولف, یازدهم, بیاسایم, تلخ, مردافکن, زورش, شراب, مبهم, هیچی, خوشحالم, سلینجر, تفاوت, میان, انسان, تجربه, انسانی, مجرب, اولی, خواهان, مرگی, شرافت, مندانه, دومی, فروتنی, چهاردهم, همخونه, ندیدی, ویرونه, فوریه, نورمن, راکول, بـرای, سـکـوت, مشـتـرکـمـان, خیالت, شبها, مستم, توصیه, پــارو, دریـــــــــــــا, توانیم, میزم, آشنای, تلفن, جواب, بپرسند, صبح, چهارنفره, آشپزخانه, بنشینم, رویت, غرور, زیاد, بیخود, اخم, عمــــر, سکوتت, قداست, سخره, ناقدان, رمان, خواند, رادیو, برایت, شلوارک, گلی, قربان, صدقه, بله, اینها, دهه, ســـی, دوره, کارکترهای, فیلمی, شکافت, بافت, دنده, شیطنت, انتهای, سوزد, پایانی, باشم, آرامش, اتکای, اطمینان, قاطع, انگلیسی, خوابید, دید, کشید, قلقلک, خنداندن, پله, پیر, نیاوران, کفش, پاشنه, مسابقه, شرط, بست, انصافی, نکن, یکبار, برنده, رقصید, چرخید, دیالوگ, کارتون, رستوران, سینماها, کچل, انداخت, آبی, زمستان, اتریش, بوسید, آهو, امیر, شانزدهم, اینم, کلافه, بشینم, موهای, تورو, ببافم, تـازه, تونـه, فهمم, موجود, رشد, بشه, دیـالـوگ, لیلا, چیزهای, عمر, بافتم, فدریکو, گارسیا, اسرار, چیست, دخترک, دِلَکِ, شیله, پیله, گردبادهای, طلائی, دستهٔ, روشنی, همهٔ, هوس, کدام, مدرسه, آخه, شوق, دیدنت, سیمرغ, بلورین, ویژه, هیات, داوران, هفتمین, کاندیدای, فیلمنامه, کارگردانی, بازیگر, نقش, مرد, محمدرضا, فروتن, دومین, عنوان, اتمام, اکران, پیشنهادی, عمیق, درگه, محتاج, نشستم, هاشمی, ببخش, نبودن, اذیتهام, دلتنگی, مُن, دونیه, چیه, بلعیدیم, مبادا, بگذریم, قلابت, قله, خرد, شکستیم, باهم, شدی, بهم, نوشتی, فراتر, اندیشم, سومی, ندارد, نداشت, نبودیم, بگذره, دستم, دوبار, بشمرم, اینجایی, نفره, نکردم, یواش, بری, فصل, آشنایی, خارجی, بخارست, آرژانتین, گرفتن, نوبل, ذهن, تیم, هاوارد, دُن, کورلئونه, پدرخوانده, فورد, کاپولا, فینال, دیوانه, قفس, پرید, فرار, سرخپوست, روانی, شام, دونفره, ناصرملک, مشرقی, فریدون, جیرانی, یلدا, کیومرث, پوراحمد, دادگاه, دفاعیات, حمید, داریوش, مهرجویی, هنکس, نجات, سرباز, رایان, استیون, اسپیلبرگ, مباهله, داوود, روبان, حاتمی, کیا, کروز, واگن, حال, حرکت, متروی, لوس, آنجلس, وثیقه, محبوب, زاهد, بزم, باده, جویم, ربیع, الاول, مولانا, هرکس, قیامت, آشکارا, جـوینـده, عـشق, عدد, خـواهدبـود, ازل, تاابد, خواهدبود, تاریخ, نوشتم, بید, مجنون, باغ, قلمستان, ولیعصر, شاهد, عشقمان, آغازمان, ماندن, دلی, دودلی, برج, عقل, کفه, خوده, نقاش, سپید, سرب, موتور, گلوله, هدف, شعار, مرده, مُرده, زنانی, پیکر, خونین, فرزندشان, کشیده, ریختن, لذت, مشت, گره, بهت, مردان, زنان, تماشای, کارزار, پسر, ایی, مرکز, سرخی, نگهبان, نگهدار, سَرم, چرخاندم, ردیف, سالن, سنگفرش, ناکجا, آبشار, بهشت, آمریکای, جنوبی, تورا, دلهره, نگرانی, کشوری, امنیت, اخلاقی, ضمیر, ناخودآگاهمان, رخنه, فارغ, وحشتناک, آدمک, مکاشفه, باب, امروز, چند, تاخیر, خوام, هوایی, iran, air, خدایا, لطفا, زورتر, موعد, رفتنم, اجازه, نگرانم, دکتر, فضیلت, آرزوی, شفای, عاجل, حاج, آقا, حکیم, خانم, ریاحی, دوستانم, روپوش, رضای, ببر, نوازشم, آرامم, بریزد, دعایی, بخوان, فوت, رسد, زود, فوبیای, دیرتر, ولنتاین, جدول, تونل, بزرگراه, جیغ, آواز, آلوچه, کثیف, جنگلی, آشوب, آرام, سبک, شدیــم, کبوترم, حرفی, برگردانم, ببرد, خاطراتم, یادم, بیاید, دستهای, میگرفتی, میکردی, ببری, سُر, نخورم, میگفتی, زندگیمون, سالم, برسانیمش, یار, گلم, نشاندی, تخته, ساندویچ, گرفتی, پیرمردهایی, کنارمان, گفتند, بدانم, ثبت, نگاهت, روزش, ابری, عشقبازی, معتادند, منی, اسکادای, تنت, بپوشم, بچرخم, مجابم, نبودنت, هجوم, آورد, هایم, آورم, نرمه, انگشتهام, فشار, دهم, آید, سراغم, کشدم, گیرد, پرسد, دوسشون, داری, بگویم, آره, عشقم, گردانم, یله, رگبار, زیـــر, دویدیم, سینه, سرمان, مردم, دیدند, دویدند, شماردند, چهار, رعد, خندیدند, التیام, سرخوردگی, دلضربه, بسیار, هنری, ناب, غیرمجاز, غنج, برایشان, بکر, سازان, جسور, سیاست, نظام, فئودالی, موقع, آکوردون, گردهای, نیمه, صدایمان, کوتاه, خوش, دیر, پانزده, برف, برگردم, عزیزم, امام, موقعی, دانست, میوه, سمی, میخورد, سست, ضعیفی, مُدام, پُرند, هراس, بلعدشان, آدمی, براش, خواندی, صدا, قطره, نفهمیدی, بارونه, چشماش, فهمیدی, نامه, سرگشاده, کارل, فردریکسون, آنچه, مارلو, توماس, آرزو, دخترم, مجبور, ازدواج, مارس, مبارک, هفدهم, بازخوانی, چرم, شیر, رقصیدم, رقصیدن, دیدی, رقصیدنشون, دوتایی, همدیگه, خیره, انقده, کشیدنشون, مادیونه, خُره, کشه, پاهاش, دوئه, لرزیدن, شاخه, دمش, رسه, یالش, خوره, تاب, نوازش, شلاقش, گاهی, ضربه, میون, سوارش, تویی, ریگ, بیار, میخ, نعلش, سمش, بذار, علف, مزه, کاه, یادش, خواست, ببره, هرجا, دون, سفت, نداشتین, نگهدارین, مرغ, کنده, نیفتین, گربه, جست, خیز, لیز, زوزه, نذارین, مردونگیش, لازم, دارین, مردها, مردن, قاطرم, مردونگی, سرشون, نمیشه, جلوی, واساده, بخنده, اومدنش, ریز, جوری, اومدن, عرقش, تون, گیره, بیارین, بشونینش, چهارپایه, اجاقتون, بذارین, غذایی, پختین, دماغش, فرق, نذاره, غذای, تاپاله, دونا, ماریا, ادامه, جشن, هاست, واسم, بنتون, انتخاب, فراموش, طوفان, ویلیام, شکسپیر, جنسی, ساخته, رؤیاها, حضور, کوچک, هاله, خواب, فراگرفته, دشت, خرمن, سینمه, منه, قرارتم, بهارتم, شبونه, دونه, خرس, صورتی, گردی, مشترکمان, قانون, ماریار, میری, برگزیده, خدیجه, علی, زاده, ایمان, آوردم, روزگار, جاهلی, نخستین, تقریبا, اهل, مرور, مجلات, حتما, حوزه, طنز, رها, گزارش, چلچراغ, آشنا, هستند, زندونی, راهه, نگاتیو, جهنم, چهارمین, رهاست, مدتیه, چاپ, جیبی, انتشارات, حوض, نقره, بازار, اومده, خوندش, لطف, وری, خودش, عالی, قشنگی, دفعه, اتهام, اکاذیب, اذهان, عمومی, گرفتنش, شهری, توش, خیابوناش, ترافیک, بیداد, آلودگی, هواش, دویست, دونفر, نصفی, کشت, اومد, جاش, سیل, شهر, کارش, کردنش, پایتخت, تواند, جایش, نشان, بگوییم, ناجورش, مونده, تنپوشم, اینقدر, فراموشم, درگیر, مدارا, میکنی, عجب, رویای, آغوشتو, آینده, شمع, روشن, حسرت, تقویم, تصور, شبم, تاریک, دوری, خداحافظ, برگشتیم, شایدم, امیدوارم, نوروز, سلامتی, کنید, نگشتیم, هشتادوهفت, کاغذها, شوند, شوی, فنجان, چای, گذاری, نگاهم, چشمانت, خسرو, شکیبایی, پیچد, دکان, ببند, عاششقیست, شانزده, ماه, ذهنم, رسید, گذره, اندازه, دوتا, نداشته, مدت, نشستن, رقم, کوچیک, ممنون, ساز, میزبان, تاریکه, عابره, کاغذ, پهن, کمک, گیرم, وسایل, نشسته, خلوت, نتونستم, تصمیم, بگیرم, موندن, گشتم, تنهاییم, نشناسم, منو, داخلی, وزیـرو, جلاد, بلد, تموم, استادم, موتوری, میگه, شینی, تَرک, موتورم, روغن, میدم, اینکه, نخوری, سرتُ, میذاری, پشتم, معلومه, سواری, تازد, کـــــــــــــــــــــــــــن, رحـــــــــــــــــــــــــــــــــم, جرات, عریانی, بال, پـــرواز, چونکه, اوج, پریدن, مراقب, چراغ, کــــــــــــــن, رحــــــــــم, ایثــــار, بیا, ولگرد, خرابم, آبـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاد, رسین, جنبش, حوصلگی, حنجره, قابم, ترسی, زیستم, حریف, جذبه, رحـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم, ایثار, رحـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم, رحــــــــــــــــــــــــم, عاشقتر, خاصیت, عاطفه, پیغام, آور, نزدیـــــک, صاحب, میلادُ, هنوزُ, مـست, سخنـانی, نیاورده, کلاس, حقوق, تجارت, شاعر, یونانی, یانیس, ریتسوس, لاک, هنگامی, بدانند, کجا, روند, خرگوش, مقصد, رسند, بگیر, سیلی, بزند, آوریم, طلبش, روزهایی, نیامده, فيلمِ, بصورت, دوبله, هاي, آفريقا, فرهنگ, جوان, ديگر, سينماها, صداي, اصلي, بازيگران, مسعود, كيميايي, جرم, دوبــاره, كـيــمــيــايــي, دسـتـی, کـه, گـیسوی, آری, هـمـه, سـرتاسـر, عـمر, باخت, براي, روي, نقشه, چيزمي, هفتم, قیصر, امین, پور, واز, بودند, رفتنت, دهان, نقل, نشنیدم, حسین, پناهی, برنمی, فردایش, سرگرم, گشودن, تیغی, بقالی, مقابل, رسم, وداع, كشیدم, نحیف, شكننده, غولی, دیدار, میانه, مهمانی, همراهم, زنگ, خورد, صدایت, صمیمی, محجوب, كلمات, غوغای, موزیك, فرصت, اتاقی, بشنوم, گویی, مهمی, نداری, بپرسی, كوچكی, خواهی, خداحافظی, نفهمیدم, مشغول, مردنت, تنظیم, ویرایش, سپرده, سعی, كردم, عهده, بخواهم, لااقل, انجام, بدهیم, قبول, حذف, دشوار, ورپریدنت, وبا, كنار, گزینش, گردآوری, بخش, بندی, هفت, انتشار, نرسیده, نامی, گمان, نكنم, دكان, پرسه, زنی, قدیم, مسیر, تئاتر, گلریز, اواسط, سلیقه, كتاب, مرا, بگذاری, باخبر, تعداد, هدیه, نازی, دكلمه, نام, فارسی, داند, كنی, تراشی, فروختند, سماجت, دانستم, مات, شناخت, هردوی, دكانش, نیازِ, پادرمیانی, كردنم, خریدن, نبود, شیطان, بالاخره, نگون, بخت, تسلیم, گشود, قواره, بلیط, اتوبوس, كفِ, گذاشتی, لبخند, يغما, گلرويي, يادداشتي, درباره, خودكشي, حسين, پناهي, ولادیمیر, مایاکوفسکی, غمگینم, چونان, پیرزنی, سربازی, جنگ, پسرش, طرف, نوزده, ماهه, حقوقش, ميگن, پيامك, متن, ايرانسل, سومالي, كنيم, سفير, سوئيس, احضار, آمريكايي, بگه, عربستان, نيروهاي, نظاميش, فرستاده, بحرين, جايي, رسيده, هزينه, خريد, سكه, جايزه, ميدن, پاشو, برو, استراليا, توي, فيس, بوكت, جانم, فداي, ايران, کودکی, ناشیانه, گروس, عبدالملکیان, تنم, ندار, موهایت, مرتب, غذا, بخور, مال, گیج, www, 30nema, lalehzar, برفي, جنب, منتقل, لاله, زار, چیز, فروختم, برگشتی, باشی,
Text of the page (random words):
زندگی چسب زخم هایی هست که آدم روی زخم های ناجورش می زند 2 یه شهری بود که توش هیچ کس به هیچ کس رحم نمی کرد توی خیابوناش ترافیک بیداد می کرد آلودگی هواش در روز دویست و بیست و دونفر و نصفی رو می کشت یه بارون که می اومد همه جاش سیل راه می افتاد همه جمع شدن فکر کردن که این شهر رو چی کارش کنن کردنش پایتخت 3 یکی داشت توی خیابون راه می رفت با خودش گفت به به چه روز خوبی چه هوای عالی ای چه دنیای قشنگی یه دفعه به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی گرفتنش 4 بچه هایی که مثل من تقریبا اهل مرور روزنامه ها و مجلات این وری بودن حتما در حوزه طنز با نوشته های ابراهیم رها توی مجله گزارش فیلم چلچراغ روزنامه اعتماد و آشنا هستند کتاب چسب زخم یا دنیای زندونی راه راهه بعد از نگاتیو شب نشینی در جهنم و یک قطعه عکس 6 در 4 چهارمین کتاب ابراهیم رهاست که مدتیه چاپ شده این کتاب در قطعه جیبی از انتشارات حوض نقره به بازار اومده خوندش خالی از لطف نیست پی نوشت در روزگار جاهلی لحظه های زیبا داشتم اینجا بود که نخستین بار تو را دیدم اینجا بود که بر تو عاشق شدم اینجا بود که ایمان آوردم محمد در جاهلیت برگزیده شده خدیجه در جاهلیت عاشق شد علی در جاهلیت زاده شد 1 من این جاهلیت رو دوست دارم بانو 1 کتاب قانون ماریار میری نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 23 19 توسط رضا به یاد شب گردی های مشترکمان همدم غم شبونه خرس صورتی می دونه بی قرارتم بارون اشک در بهارتم عکس تو تو قاب سینمه یاد تو همیشه با منه خوشه خوشه های خاطره توی دشت دل یه خرمن چقدر این ترانه را با بغض وقتی خسته بودیم فریاد زدیم پی نوشت ما را از همان جنسی ساخته اند که رؤیاها را و حضور کوچک ما را هاله ای از خواب فراگرفته است نمایشنامه طوفان اثر ویلیام شکسپیر پی نوشت ۲ دیشب که با هم خرید عید رفتیم وقتی واسم از بنتون لباس انتخاب می کردی مثل بچه ها شده بودم پیاده روی دیشب رو هرگز فراموش نمی کنم رضا نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 20 31 توسط رضا جشن تو رویش خوبی هاست ادامه نوشته نوشته شده در جمعه بیست و یکم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21 22 توسط بانو رقص مادیان ها دونا ماریا همیشه بگذارید مردها خیال کنن که خیلی مردن حتی وقتی قد قاطرم مردونگی سرشون نمیشه وقتی می آن خونه جلوی در واساده باشین چشم هاتون بخنده حتی اگه تا وقت اومدنش یه ریز گریه کرده باشین یه جوری نفس بکشین که انگار با اومدن اون هوای خونه تازه شده حتی اگه از بوی عرقش عق تون می گیره بیارین و بشونینش روی چهارپایه نزدیک اجاقتون بذارین بوی غذایی که پختین بخوره به دماغش حتی اگه فرق نذاره بین غذای شما و بوی تاپاله توی رختخواب سفت بغلش کنین حتی اگه نا نداشتین چشم هاتون رو باز نگهدارین مثل مرغ پر کنده توی رختخواب نیفتین مثل گربه جست و خیز کنین مثل ماهی لیز باشین مثل سگ زوزه بکشین نذارین هیچ وقت بفهمه شما خیلی بیشتر از این حرف ها مردونگیش رو لازم دارین دون پی یت رو زن مثل اسبه وقت سوار شدن اسبت رو نوازش کن اما وقت تاخت شلاقش بزن زن مثل اسبه با یال اسبت بازی کن اما گاهی یه ضربه بزن میون چشم هاش تا بفهمه سوارش فقط تویی زن مثل اسبه ریگ و سنگ رو از سم اسبت بیرون بیار اما میخ نعلش رو محکم توی سمش فرو کن زن مثل اسبه بذار اسبت علف تازه بخوره اما نه اونقدر که مزه کاه از یادش بره زن مثل اسبه اسبت رو دوست داشته باش اما نه اونقدر که خیال کنه هر جا دلش خواست می تونه تو رو ببره زن مثل اسبه باید سوار اسب شد و تاخت به هرجا که میشه پی نوشت یرما تا حالا رقصیدن مادیون ها رو دیدی خوان باید رقصیدنشون رو با یه اسب نر ببینی اون ها دوتایی وامیسن کنار همدیگه وامیسن و خیره میمونن به یه جای دور انقده با هم میمونن که نفس کشیدنشون با هم یکی میشه اون وقت این مادیونه که سرش رو بلند می کنه و می ذاره روی یال اسب نر می ذاره و آروم آروم توی گوش اسب خُره می کشه بعد یهو ساکت میشه ساکت ساکت بعد یهو شروع می کنه روی پاهاش تکون خوردن یه لرزه هایی می دوئه روی تنش مثل لرزیدن یه برگ روی شاخه از دمش شروع میشه می رسه به یالش همین جور آروم تکون می خوره و می لرزه حالا اسبه نره که شروع می کنه با این تکون ها تکون خوردن و این اسب نره که آروم آروم بی تاب میشه این بی تابی رو باید ببینی خوان باید ببینی خوان من همیشه مثل یه مادیون برای تو رقصیدم این بی تابی رو باید ببینی بانو نمایشنامه رقص مادیان ها محمد چرم شیر بازخوانی نمایشنامه یرما اثر لورکا نشر نی نوشته شده در دوشنبه هفدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21 55 توسط رضا روز زن روز سبز روز تو 8 مارس روز زن روز تو مبارک آرزو دارم کسی به من گفته بود که تنها به این خاطر که دخترم مجبور نیستم ازدواج کنم مارلو توماس نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21 38 توسط رضا نامه ی سرگشاده به کارل فردریکسون در شرح آنچه گذشت بعد از یک سفر کوتاه دو هفته ای که کنارت بودم خوش به دل نشست هرچند دیر و کم به تو گفته بودم که چهارده روز و پانزده روز خیلی کم است وقتی قرار باشد باز به سفر بروم و با برف سال نو برگردم به تو گفتم عزیزم احساس می کنم امام رضا هستم آن موقعی که می دانست دارد میوه ی سمی میخورد خاطرت که هست بزرگوار احساس آدم های سست و ضعیفی را دارم که مُدام گریه می کنند و پُرند از هراس و فکر می کنند در و دیوار بیمارستان بی تو می بلعدشان آدمی که هر بار آهنگ بارون را براش می خواندی بی صدا دو قطره اشک از چشم هاش پایین می آمد که آخر هم نفهمیدی بارونه یا اشک چشماش فهمیدی گفته بودم دو هفته کم است خیلی کم است برای التیام بی تابی این سرخوردگی ها و دلضربه های مدام گفته بودم زندگی مان و روزها و شب هایمان بسیار شبیه اند به سکانس های هنری ناب و غیرمجاز سینما که آدم دلش غنج می زند برایشان خاطرت هست بزرگوار که ما چقدر بکر بودیم برای فیلم سازان جسور حرف هایمان کافه نشینی هامان وقتی از سیاست و نظام فئودالی حرف می زدیم همان موقع صدای آکوردون کوچه گردهای نیمه شب می افتاد روی صدایمان جمعه از سینما که بیرون آمدیم باران گرفت رگبار گرفت زیـــر باران دنبال هم دویدیم با خس خس سینه ی من که همیشه ی خدا گرفته بود برق می زد بالای سرمان آن روز مردم خیابان عباس آباد دو بچه را دیدند که توی پیاده رو دنبال هم می دویدند و بلند بلند می شماردند هزار و یک هزار و دو هزار و سه هزار و چهار رعد می زد می خندیدند گفتم دو هفته کم است برای ثبت نگاهت توی دلم دو هفته ای که مثل برق و باد گذشت و هر روزش ابری داشت پر از باران بالای سر عشقبازی هامان بد عادت شده اند این دست هایی که معتادند به دست های تو و هم این منی که عاشق شده به عطر اسکادای تنت هر قدر هم که لباس های تو را توی خانه بپوشم و بچرخم مجابم نمی کند باز هی هی هی نبودنت به من هجوم می آورد گوشواره هایم را که در می آورم نرمه ی گوشم را با انگشتهام فشار می دهم جای خالی ات می دود می دود می آید سراغم دست هایش را دورم حلقه می کند می کشدم توی بغلش گوشواره هام را می گیرد لای انگشت هاش و می پرسد دوسشون داری می خواهم بگویم آره عشقم خیلی بعد سر برمی گردانم می بینم تو نیستی و یله شده ام توی بغل جای خالی ات می شود حرفی نزد ساکت بود می شود فقط سرم را برگردانم سمت پنجره تا اشک هام را باد ببرد می شود فقط سرم را فرو کنم توی خاطراتم با تو و یادم بیاید وقتی دستهای یخ زده ام را میگرفتی و ها میکردی تا از کوه بالا ببری ام تا سُر نخورم بعد زیر گوشم زمزمه می کردی خاطرت هست چه میگفتی بزرگوار ـ بانو توی زندگیمون بار ما بار شیشه ست انگار کن یک صفحه شیشه این سرش را من گرفته ام آن سرش را تو باید سالم برسانیمش آن بالای کوه خاطرت که هست یار گلم همه خستگی هام تمام می شد وقتی می نشاندی ام روی یک تخته سنگ برایم ساندویچ می گرفتی زیر نگاه پیرمردهایی که با خنده از کنارمان رد می شدند و به من می گفتند که قدر تو را بدانم زود گذشت چهارده روزی که برای فوبیای چهارشنبه ات دعا کردم دیرتر ولنتاین گرفتیم زودتر تولد گرفتیم ماشین ات را زدم توی جدول توی تونل ها و بزرگراه ها جیغ کشیدیم و آواز خواندیم آلوچه کثیف جنگلی خوردیم و دل درد گرفتیم توی کوچه های پر آشوب و آرام و عاشقانه راه رفتیم راه رفتیم راه رفتیم گریه کردیم سبک شدیــم پرواز کردیم کبوترم برای زورتر از موعد رفتنم از همه اجازه گرفته ام حالا باز هم نگرانم هرچند دکتر فضیلت برایم آرزوی شفای عاجل کرد و حاج آقا حکیم هم و خانم ریاحی هم و همه ی دوستانم هم باز می ترسم اما نه از بیمارستان و درد و تیغ و روپوش های سبز بیشتر از تنها بی تو رفتن می ترسم رضای عزیز ببر من رو نوازشم کن آرامم کن بگذار ترس هام بریزد دعایی بخوان و فوت کن می رسد به من پ ن من امروز فقط چند ساعت تاخیر می خوام برای خط هوایی iran air خدایا لطفا نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 11 50 توسط بانو مکاشفه در باب تابلو نقاشی زندگی من سَرم را که چرخاندم تو را دیدم نه در ردیف های صندلی سالن اپرای وین نه در پیاده رو های سنگفرش شده ناکجا آباد نه در کنار آبشار بهشت در آمریکای جنوبی من تورا اینجا همین جا دیدم ایران ایران عزیز ایران پر از تشویش دلهره نگرانی در کشوری که همیشه ترس از دست دادن است ترس فاصله ها است ترس گم شدن ها ترس پلیس ضد شورش پلیس امنیت اخلاقی که در ضمیر ناخودآگاهمان رخنه کرده من اینجا همین جا تو را دیدم فارغ از این دنیای وحشتناک و آدمک هایش به خودم که آمدم برج میزان بود و عقل و دل من در دو کفه میزان به خودم که آمدم تو کنارم بودی خیلی نزدیک نزدیک تر از من به خود من به خود خوده من اگر نقاش بودم تصویر خودم را وسط میدان جنگی می کشیدم سیاه و سپید میدان جنگی پر از دود آتش سرب خون پرچم های سبز موتور سوار پلیس گلوله های بی هدف شعار زنده باد مرده باد مردمی که ایستاده اند مردمی که مُرده اند زنانی که پیکر خونین فرزندشان را به آغوش کشیده اند تصویر مردی که از ریختن خون ها لذت می برد مردی که مشت هایش را گره کرده تصویر بهت زده مردان و زنان که از دور به تماشای این کارزار ایستاده اند و آن وسط ها پسر بچه ایی را می کشیدم که درست در مرکز این تابلو تنش را روی گل سرخی خم کرده تا نگهبان او باشد تا نگهدار او باشد به خودم که آمدم در این سال سیاه تو کنارم بودی سال سال تردید بود بانو سال ماندن و رفتن سال شک و دو دلی به خودم که آمدم مانده بودم مانده بودی همین جا بی شک و دودلی بدون تردید انگار همین دیروز بود که بید مجنون باغ قلمستان ولیعصر را شاهد عشقمان گرفتیم برای آغازمان نوشته در سالی که گذشت تاریخ روزی که بچه شده بودم بغض کردم گریه کردم نوشتم نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21 48 توسط رضا او عشق از ازل است و تاابد خواهدبود جـوینـده عـشق بـی عدد خـواهدبـود فردا که قیامت آشکارا گردد هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود ۶ ربیع الاول دوم اسفند سالروز تولد مولانا پی نوشت زاهد بودم ترانه گویم کردی سر حلقه بزم و باده جویم کردی نوشته شده در یکشنبه دوم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 21 13 توسط رضا 10 سکانس محبوب زندگی من سکانس ۱۰ صحنه مرگ تام کروز در واگن خالی و در حال حرکت متروی لوس آنجلس فیلم وثیقه سکانس ۹ مباهله داوود و جمعه در فیلم روبان قرمز ابراهیم حاتمی کیا سکانس ۸ صحنه مرگ تام هنکس در فیلم نجات سرباز رایان استیون اسپیلبرگ سکانس ۷ سکانس دادگاه و دفاعیات حمید هامون در فیلم هامون داریوش مهرجویی سکانس ۶ سکانس تولد بدون مهمان در فیلم شب یلدا کیومرث پوراحمد سکانس ۵ سکانس شام دونفره ناصرملک و هستی مشرقی در فیلم قرمز فریدون جیرانی سکانس ۴ سکانس فینال دیوانه ی از قفس پرید و فرار سرخپوست از بیمارستان روانی سکانس سه سکانس مرگ دُن کورلئونه پدرخوانده یک فورد کاپولا سکانس دو سکانس گرفتن جایزه نوبل جان نش فیلم ذهن زیبا تیم هاوارد سکانس یک شب خارجی خیابان بخارست به سمت آرژانتین فصل اول آشنایی بانو میشه یواش تر راه بری رضا ببخشید هنوز به راه رفتن دو نفره عادت نکردم نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 22 23 توسط رضا دلخواسته ها گذشت هفته ها روزها ساعتها دقیقه ها ثانیه ها فردا که بگذره انگشت های دستم رو که دوبار بشمرم اینجایی گذشت هفته ها روزها ساعت ها دقیقه ها ثانیه ها اینجا نبودی نبودم نبودیم گذشت هفته ها روزها ساعتها دقیقه ها ثانیه ها هر روز هر روز ورق زدم دفتر سوم را نوشته بودی اول آنکه دوستت دارم دوم آنکه به چیزی فراتر از زندگی می اندیشم و سومی وجود ندارد یعنی هیچ وقت وجود نداشت گذشت هفته ها روزها ساعتها دقیقه ها ثانیه ها به تو نزدیک شدم به من نزدیک شدی بهم نزدیک شدیم آنقدر که نوشتی دلم می خواهد با تو کامل شوم به این حرف فکر کن به این حرف خیلی فکر کن به کامل شدن به باهم کامل شدن گذشت هفته ها روزها ساعتها دقیقه ها ثانیه ها من و تو خرد شدیم شکستیم سبز شدیم بزرگ شدیم قد کشیدیم گذشت هفته ها روزها ساعتها دقیقه ها ثانیه ها گفتم زندگی بی رحم است قلابت را محکم کن تا قله راه زیادی مانده ما در این هفته ها روزها ساعتها دقیقه ها و ثانیه هایی که گذشت عشق را بلعیدیم دوستت دارم ها را خوردیم دلخواسته ها را پنهان کردیم تا مبادا کسی بگذریم گذشت و تو به من گفتی مُن نگاه کن بغض می دونیه چیه گذشت اما من رو ببخش واسه همه نبودن هام واسه اذیتهام بهانه هام دلتنگی هام دوستت دارم بانو رضا هاشمی ۲۵ بهمن ماهی که عاشقت هستم پی نوشت در آن درگه عشق چه محتاج نشستم نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 20 16 توسط رضا عیار ۱۴ دومین فیلم بلند پرویز شهبازی بعد از نفس عمیق با عنوان عیار ۱۴ بعد از اتمام جشنواره فیلم فجر اکران شد عیار ۱۴ فیلم پیشنهادی ما برای آخرین روزهای سال ۸۸ سیمرغ بلورین و جایزه ویژه هیات داوران در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر کاندیدای بهترین فیلمنامه پرویز شهبازی کارگردانی پرویز شهبازی بهترین بازیگر نقش اول مرد محمدرضا فروتن پی نوشت آخه شوق دیدنت همیشه هست همیشه هست نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 20 47 توسط رضا در مدرسه آموزگار کدام دختر است که شو می کند به باد کودک دختر همهٔ هوس ها آموزگار باد به او چشم روشنی چه می دهد کودک دستهٔ ورق های بازی و گردبادهای طلائی را آموزگار دختر در عوض به او چه می دهد کودک دِلَکِ بی شیله پیله اش را آموزگار دخترک اسمش چیست کودک اسمش دیگر از اسرار است فدریکو گارسیا لورکا پی نوشت تو تمام چیزهای خوبی هستی که من یک عمر توی خیالم بافتم نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 10 53 توسط رضا لیلا دیـالـوگ تـازه مـی بینم آدم چقدر می تونـه یکی رو دوست داشته باشه حالا می فهمم که عشق می تونه مثل یه موجود زنده رشد کنه بزرگ بشه پی نوشت من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافه ام بشینم یه گوشه ی دنج موهای تورو ببافم نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 20 39 توسط رضا گفتی قرار قصه این باشد چقدر خوب است بانوی تو بودن کنار تو راه رفتن آرامش تو اتکای تو اعتماد تو اطمینان قاطع ات می شود کنار تو نشست ساعت ها از آهو و امیر حرف زد می شود کنار تو نشست انگلیسی حرف زد و خندید می شود توی بغل گرم تو خوابید و فیلم دید می شود زیر گوش تو نفس کشید قلقلک ات داد خنداندن تو خوب است می شود دست تو را گرفت روی پله های پیر نیاوران دوید با کفش پاشنه بلند مسابقه گذاشت شرط بست با تو بی انصافی نکن بگذار یکبار من برنده شوم می شود با تو دوید خندید رقصید چرخید دیالوگ های کارتون up را با تو از بر کرد می شود توی رستوران ها توی کافه ها توی سینماها با تو پچ پچ کرد آدم های کچل را دست انداخت می شود با تو از روزهای گرم و آبی حرف زد و هم از زمستان اتریش گفت از اپرای وین می شود با تو تا ته کوچه ی سفارت دوید می شود رو به روی در سفارت تو را بوسید بانوی تو بودن چقدر خوب است می شود با تو آهنگ های دهه ی ســـی را دوره کرد می شود با تو کارکترهای هر فیلمی را صد بار شکافت و باز بافت می شود با تو عکس های خنده دار گرفت می شود کنار تو توی ماشین هی دنده ها را جا به جا عوض کرد و با شیطنت خندید می شود تو را زنده کرد من را زنده کرد ما همیشه در انتهای هر سطری سه نقطه گذاشته ایم یعنی هنوز کسی جایی عاشق است یعنی کسی هنوز جایی دلش دارد می سوزد بانوی تو بودن خوب است می خواهم پایانی باشم برای همه سه نقطه های تو بانوی تو بودن خوب است می شود برای تو عطر خرید می شود تو را قاب کنم بگذارم روی میزم می شود آشنای دست های تو بود می شود تلفن های تو را جواب داد وقتی بپرسند شما می شود گفت من من بانو هستم می شود با تو رفت با تو آمد با تو صبح با تو شب می شود با تو یک میز چوبی چهارنفره خرید و گذاشت گوشه ی آشپزخانه می شود با تو مجله و روزنامه ورق زد می شود من بنشینم رو به رویت تو نقاشی ام کنی می شود کنارت با غرور راه رفت می شود اگر زیاد حرف زدی با تو خندید اگر کم حرف زدی به تو خندید اگر بیخود حرف زدی به تو اخم کرد می شود اگر ساکت بودی یک عمــــر سکوتت را به قداست گرفت بی انگشت سخره ی ناقدان می شود با تو رمان خواند با تو قصه گفت می شود کنار تو رادیو گوش کرد می شود برایت شلوارک گل گلی خرید قربان صدقه ات رفت می شود بله همه ی اینها می شود می توانیم توصیه باید پــارو نزد وا داد باید دل رو به دریـــــــــــــا داد نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 22 16 توسط بانو فقط با خیالت شبها مست مستم بـرای سـکـوت هـای مشـتـرکـمـان پی نوشت ۳ فوریه تولد نورمن راکول پی نوشت ۱ شبی با خیال تو همخونه شد دل نبودی ندیدی چه ویرونه شد دل نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 19 38 توسط رضا تفاوت میان یک انسان بی تجربه و انسانی مجرب در این است که اولی به هر بهانه خواهان مرگی شرافت مندانه است در حالی که دومی به خاطر هر چیزی به فروتنی زندگی را دوست دارد جی دی سلینجر پی نوشت از فردای با تردید می ترسم فردای مبهم هیچی جز تو خوشحالم نمی کنه شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 17 9 توسط رضا ویرجینیا وو...
|