Meta tags:
description= خوابهاي يِک ديوانه دَر جَهان ِ مُسَطَّح;
Headings (most frequently used words):
مي, از, تو, می, دوباره, به, من, که, روز, شب, بهار, باز, ما, اینگونه, در, را, است, روزانه, رود, بالا, خوابهاي, يِک, ديوانه, دَر, جَهان, مُسَطَّح, آن, هیچ, تر, رفت, روزی, رسید, سوال, شد, خاکستری, خانه, تکانی, پیوا, سینوسپیوا, آنچه, گذشت, نمی, گنجد, دوست, توالی, رنگ, دستان, ديدم, هوشيار, شدم, 31, خرداد, 90, face, book, استریو, جبر, عاقلتر, كند, صورت, اختيار, دهد, خود, پیاده, رفتار, آدمیزاد, لاف, زیست, محیطی, اینرسی, صفر, مناسبت, دوم, مهر, صد, هشتاد, هشتمین, سال, the, scientist, does, not, study, nature, because, it, is, useful, نیمه, شبان, مست, ملاقات, کلمه, بر, گشتم, گذر, کند, آغاز, شوی, هوش, روم, اینجا, بندر, گمبرون, صدای, لارسپیوا, اینچنین, بیدار, شویم, طبق, عادت, صبح, با, روي, پل, معلق, قدم, زدم, شكلك, كن, رفيق, آيد, شما, شويم, غصه, نخور, معاصر, فيلسوف, كه, شوي, پاي, عرفان, نگذشته, تابستان, شود, پیوندهای, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی,
Text of the page (most frequently used words):
است (40), شده (39), ساعت (33), نوشته (32), توسط (32), دیوانه (31), مسطح (30), شود (21), ۱۳۸۹ (20), نمی (20), بود (18), اين (17), این (15), هیچ (15), ۱۳۸۸ (14), شما (14), باد (13), آید (12), خود (11), باشد (11), ۱۳۹۰ (10), تمام (10), باز (10), همان (10), کند (9), کنم (9), کرد (9), آرام (9), ندارد (8), مرا (8), دارد (8), كند (8), دست (8), صبح (8), هوش (8), فيس (8), های (7), براي (7), برای (7), رود (7), خانه (7), لحظه (7), رفيق (7), هست (7), اگر (7), روز (7), هنوز (7), بوك (7), عكس (7), ۱۳۸۷ (6), اسفند (6), خواب (6), یار (6), اصابت (6), قاعده (6), دور (6), جهان (6), چند (6), کلاه (6), ساید (6), دیگر (6), بهار (6), وقتی (6), #دوباره (6), آدمهای (6), مهر (5), خرداد (5), بالا (5), لطفا (5), آتش (5), سپید (5), روی (5), شوم (5), اینجا (5), روزگاری (5), ابتدای (5), لای (5), پنجره (5), اردیبهشت (4), ۱۳۹۱ (4), ۱۳۹۷ (4), روزانه (4), نامه (4), سمت (4), صفر (4), اما (4), پایان (4), هستم (4), داشت (4), چون (4), شدت (4), امّا (4), گلسرخ (4), حتی (4), باران (4), زمان (4), هيچ (4), وقت (4), چرخد (4), سال (4), انگار (4), کوچه (4), زند (4), عادت (4), دانم (4), پایین (4), کردم (4), امروز (4), ومن (4), گلویت (4), پشت (4), اپیزود (4), فوتبال (4), دوست (4), گروه (4), ولی (4), ویروس (4), چیز (4), بعد (4), جان (4), شادی (4), بودم (4), زیادی (4), خوب (4), درد (4), مورد (4), اعضا (4), جمله (4), معمولا (4), رنگ (4), کلام (4), احتیاط (4), اند (4), آرشیو (3), آبان (3), بهمن (3), مرداد (3), غروب (3), پدر (3), همآغوشی (3), عاشق (3), داد (3), سوراخ (3), شليك (3), چيز (3), ولي (3), عدم (3), حال (3), صدای (3), کنید (3), سنگ (3), معلق (3), خواهد (3), بارد (3), بلند (3), ثانيه (3), چشم (3), كدامين (3), چنین (3), داریم (3), چشمانت (3), جفت (3), ترجیحا (3), یکجا (3), برد (3), فردا (3), شروع (3), همیشه (3), سیم (3), گفت (3), دارند (3), دنیا (3), فرط (3), بزرگ (3), دلم (3), تاریخ (3), اول (3), نیست (3), روزی (3), زنی (3), دسته (3), میز (3), ادامه (3), فرو (3), سیگار (3), آدمی (3), دیدم (3), پیچیده (3), نگاه (3), رفت (3), گیرد (3), کثیف (3), برم (3), فیلمهای (3), تخیلی (3), حافظ (3), بساط (3), دارم (3), لاف (3), عابر (3), جبر (3), اعضاي (3), مجموعه (3), پروفايل (3), لايك (3), باشند (3), سخن (3), کلاهم (3), بگو (3), نبوده (3), خاکستری (3), طوفان (3), آذر (2), فروردین (2), شهریور (2), ۱۳۹۲ (2), ۱۳۹۵ (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۳۹۸ (2), پیشین (2), پیوندهای (2), نيست (2), قار (2), برف (2), يكي (2), کشتی (2), مداوم (2), ایم (2), لذت (2), رفیق (2), حسنك (2), وزير (2), فحش (2), طناب (2), هفت (2), بگذشته (2), گلوله (2), دنده (2), چپم (2), مواخذه (2), عصر (2), پلو (2), مرغ (2), دوغ (2), همه (2), جاي (2), داده (2), لطفاً (2), هاي (2), رفته (2), آورم (2), تصویر (2), مسی (2), طرح (2), نخورد (2), درشت (2), روي (2), قدم (2), زدم (2), كاش (2), بقيه (2), بيشتر (2), ديگر (2), نمي (2), چرخش (2), آدمي (2), نيمه (2), چندان (2), آغوش (2), كشد (2), مهربان (2), قلبت (2), ظهر (2), روم (2), سلام (2), لبخند (2), نوح (2), فرمود (2), جانداری (2), برآمدگی (2), سفینه (2), شویم (2), برمی (2), گلابتون (2), تازه (2), زمین (2), بماند (2), بالاتر (2), حسنک (2), طنابی (2), راست (2), کشیدن (2), طبق (2), چشمهایش (2), چشمهایم (2), بندم (2), هندیها (2), فعلا (2), بوسهل (2), خدای (2), جزر (2), کنار (2), بندر (2), لارسپیوا (2), بچه (2), هوا (2), گرم (2), مألوف (2), گلو (2), گلوی (2), سردت (2), پذیرد (2), آیم (2), سوی (2), لبهای (2), مرمر (2), دستهایت (2), ارام (2), کشی (2), بوسه (2), گورم (2), برخیزم (2), گروهی (2), بیزارند (2), صورت (2), معتقدند (2), باشگاه (2), مورینیو (2), سفت (2), روزها (2), لولو (2), عهد (2), کودکی (2), آنتی (2), شوی (2), دخترک (2), فیلسوف (2), لاله (2), فلانی (2), ارسطوی (2), شوق (2), سرعت (2), شدن (2), چشمان (2), شبیه (2), زور (2), کشیده (2), فشار (2), چاه (2), تاریک (2), سراغ (2), تجربه (2), چرخ (2), آسیاب (2), بچرخد (2), زیاد (2), دیده (2), قدرت (2), یاد (2), حجم (2), شعر (2), خواهی (2), رسید (2), پای (2), عوض (2), گفتی (2), حالا (2), فلافل (2), اضافی (2), خندم (2), خاموش (2), برایم (2), تنها (2), برقصد (2), تواند (2), خاردار (2), قُل (2), وجود (2), لولد (2), سامانه (2), مواد (2), شوینده (2), پیامک (2), بانک (2), کاسه (2), فلان (2), باکتری (2), برادر (2), کیبورد (2), برابر (2), پیاده (2), اختيار (2), انگشتانم (2), شوي (2), قطار (2), شیشه (2), رسد (2), اطلاق (2), شوند (2), بين (2), گرفته (2), بيش (2), نام (2), اسامي (2), اتفاق (2), اولين (2), لاگين (2), افراد (2), سوالات (2), گزينه (2), فيلمهاي (2), ميزان (2), كلا (2), روشنفكري (2), كليه (2), صحبت (2), فاقد (2), آمد (2), شدم (2), بال (2), پرده (2), اینگونه (2), آنچه (2), کامل (2), گذارم (2), پنج (2), حرف (2), جسم (2), روح (2), عاریت (2), سرد (2), سیزده (2), تاب (2), شبت (2), دروغ (2), بخشی (2), سیاه (2), نسیم (2), خوابهاي (2), يِک (2), ديوانه (2), دَر (2), جَهان (2), مُسَطَّح (2), blogfa, com, طنزواره, داستان, ورزشی, فرهنگی, متفرقه, موضوعی, آرشيو, تیر, مناجات, کلیک, موسيقي, رياضي, chizzaro, جهت, مكان, قبله, مجوی, خورخه, كامپوس, چيلاورت, انگلیس, کروواسی, پتروس, فداكار, سينه, دختران, شاليكاران, بیا, شراب, انداز, زنان, مورچگان, 180, درجه, شمال, غربی, مصاحبه, محسن, نامجو, road, runner, آهسته, الاغ, معشوقه, پروا, پروانه, وحدتهایی, ضریب, اتصال, ثبت, برسان, سبز, محبت, هجوم, هستیم, مرد, گرفتار, دچارت, کوی, قحط, رستیم, پشم, گوساله, ببر, قهرمان, moanayara, عکاسباشی, فعلن, باشی, دانه, سیب, شادمانی, آمپول, دردی, شایان, ذکر, عناوین, وبلاگ, پست, الکترونیک, مطالب, قدیمی, سير, تكاملي, ناخودآگاه, خرگوشي, انسان, تني, سيم, سپيد, خورش, ملس, آويزان, پاياني, هشدار, هايش, خاريد, سوراخهايم, شمارم, پهلوي, شكلكهايم, زرشك, نسكافه, اخبار, ورزشي, ناصر, حجازي, بستري, خودكار, كيبورد, ترجيح, نوع, ترجيحات, عرفاني, وايرلس, يعني, دهكده, جهاني, پهلوان, رسم, شكلكهايي, خطا, چاي, صبحدم, گلبرگ, اشعار, اجتماعي, قامتم, رفیع, چین, چروکم, رفع, ترفيعات, افزايش, قوا, افشره, تاثیرات, اروتیکی, تصاویر, آندرانیک, جعفرقلی, مونتاژ, هوایی, خدا, شعائر, سبحانی, عشایر, سلطانی, تاریخی, لیونل, ختافه, آفتابه, تربیعات, ربانی, نعلبکی, چینی, ترجیحات, عرفانی, تير, هدف, نبود, توانيد, دهيد, شكلك, رويّه, علي, السويه, خيس, نفر, قبراق, جوشيده, قهوه, كرده, بيدارمان, باشيم, جايي, تعريف, معناي, عبور, كمي, دقت, شفق, دميده, فلق, نوبت, نيّت, استوا, نصف, ببيند, آيا, گمشده, كتابها, هستي, گويد, ترانه, توفيري, منم, خاك, رفيقي, توالي, متوالي, دمای, عصرهایی, سارا, گرینویچ, انار, بیدارم, ديد, کنیم, یکی, پذیرا, سازند, نزدیک, کُشد, کِشد, کلاهها, حتما, گاه, یاران, قطعا, یادها, تشویقاً, هایی, آنکه, مامور, سوار, بمانی, سمبه, مشهور, خروس, یعنی, کجایی, سردی, قلقلک, صمیم, قلب, خندید, تنی, دندانهایی, گلابتونها, کشتن, لبخندزنان, چیزهایی, زیر, بیدار, بیند, ببینم, اینچنین, نویسم, ایتالیاییها, اسپانیاییها, آلمانیها, کار, پیشنهاد, قرار, عنوان, جامعه, آماری, نمونه, تفاوتها, بنویسم, جلوتریم, دلی, لرزذ, گریه, مفرط, آنقدر, لرزد, کشتیها, نورهایشان, بینم, مردمانش, گفتند, دریا, خلیج, رها, کافی, شاپ, ساحل, گمبرون, ملموس, انگشت, جعفر, یحیای, نرغال, کلاغ, مادر, فولادی, آجرهای, نان, نمای, زری, تنگ, نیلی, سرزمین, برفی, آرش, یوزپلنگهایش, دود, مانایارا, ادب, نویسان, رمزگشایی, لولوی, ترساند, هندیزیستهای, شکر, سابند, مخلوط, کنند, خیزم, چهارم, تقریبا, مردم, متضاد, تقسیم, بندی, روزنامه, خوانند, روال, تفاوت, اکثریت, غالب, ایتالیایی, پیرتر, بامزه, مثل, گواردیولا, ممکن, مدیر, ورشکسته, هرگز, بین, قادر, نابود, کردن, مدیران, خوشبخت, چهارشنبه, بحث, ناهارخوری, همزمان, بارسا, گاف, گیجه, گیرم, دستم, دراز, سختی, پنیر, رنده, سوّم, رمزعبورخوار, همانقدر, ترسناک, شاید, بدتر, خاصیت, اکونومیک, پراکنند, چپانند, نیز, رایگان, قیمت, گزاف, حدیث, دیگری, دوّم, اوّل, آغاز, برق, تعارف, بگذار, پیاله, بزن, نوشیدم, جام, غرق, تنفس, گذر, گوگل, ترجمه, جرز, صبحانه, لالایی, شبانه, دختر, عمو, صدا, غروبهای, نارنجی, وصلت, همچنین, افزود, نیمه, شبان, مست, ملاقات, کلمه, گشتم, شنیدم, گوشی, سرخی, کوچک, دهانت, آدم, بودنهایی, هایت, پیچم, پیچانم, گوشم, دهان, کوچکیست, گشایی, بوی, ناف, روده, پیچک, ابروانت, فلسفه, شخص, شخیص, زودتر, بیان, منحنی, بارها, آویخته, جایی, سودای, ناقص, لیلای, باکره, مجنون, چاهش, سراید, بازوانت, زاویه, انگشتانت, لیلایی, بصیرتی, معنایی, انبساط, منبسطی, امید, مجنونت, مجنونش, قعر, خورشید, دورتر, مردی, بارانی, چتری, ابرویی, دندانهایت, بیاید, تندتر, نچرخد, دندان, بشود, نشود, آرامی, اقیانوس, the, scientist, does, not, study, nature, because, useful, کشف, کشفهای, موجود, زنده, کشته, شتاب, بیشتری, تازد, روحهای, recycle, bin, چیزهای, گرفتم, مثلا, فایلی, خاص, پاک, برود, داخل, سطل, مربوطه, خالی, نشده, آورد, اشتباه, اختیار, اندازد, احمق, جایگزین, ساعتها, قبر, انتظارت, نشستم, قرارمان, قدرتمندی, آمدی, بودی, صدایت, دیدت, سالهاست, کارگردان, تغییر, کاینات, مزه, کرده, فایلهایم, چشمهایت, اندیشم, خواند, شکل, شعرهایی, بواسطه, مخابرات, فرستی, فهمم, جنس, اینبار, خریده, مرغوب, هستی, کاشف, دیدهای, وسیع, اینروزها, هیچکس, اندازه, اضافه, مناسبت, دوم, هشتاد, هشتمین, عقربه, رقصد, دوره, ساز, آواز, دهم, شال, میانه, برایت, سوخته, اینرسی, توت, فرنگی, همین, دوگانگی, تنباکو, اسانس, گردد, ناموسی, پُکی, قلیان, بنما, بکشیم, دیروز, آقای, زرشک, گازدار, صبحها, رفتار, آدمیزاد, زیست, محیطی, ناشناس, تبلیغ, ظاهرن, زده, آیا, دانید, کیبور, دستگاههای, مرتبه, دستشویی, مشت, مزخرفات, فسفات, انگشتان, کارای, خاصی, نوشتم, روزهای, ذهن, بیست, توالت, عمومی, شلوغتر, عبارتی, اینایی, گرفت, بویمت, ابر, بوسمت, ياران, داند, شمارد, شمارمت, ابتداي, توانايي, ياراي, چاهتر, عاقلتر, دهد, نزن, کره, جزو, دیالوگهایی, ارزش, مونولوگ, چرا, بالاست, هیچوقت, گوش, تخسی, عوامل, دخیلند, استریو, برونگرا, افرادي, كاشانه, بريده, دنياي, مجازي, دنبال, موضوعاتي, خلا, درونيشان, گردند, تصوير, ناميده, حسب, شخصيت, دروني, فرد, پرسنلي, جمعي, نفري, دريا, ساير, معرفي, استاتوسگذاري, مشاغل, سنگين, محسوب, بسته, ساعات, هواي, شخصي, شان, استاتوسها, خوشحالم, سخنان, بزرگان, اطلات, علمي, نوسان, نشان, زيبا, تشريف, داشته, استاتوس, دلتان, عجيب, 100, نصيب, مخصوصا, گلهاي, خوشبو, پانته, صورتيكه, جعفرقلي, بوده, استاتوستان, تصادف, رانندگي, سالم, برده, ايد, احتمال, خوردن, جماعت, بيكار, يخچال, كامپيوتر, هروله, نوتيفيكاسيونهاي, فراخور, لايكهاي, خورده, نخورده, بيخود, نمودن, عزيزانشان, كاملا, ربط, نمايند, علاقه, شديدي, نموده, آمار, كلي, اينكه, فكر, كنند, آورند, تعداد, مشاهده, علاقمندي, خليج, فارس, بيداد, آپلود, كنسرتهاي, جديد, متاليكا, اعتراضي, تاثير, سزايي, شركت, كمپين, جمع, آوري, ميليون, امضا, ليونل, مسي, پوشيدن, پيراهن, منچستر, سيتي, فصل, آينده, فعاليتهاي, جنبي, ارتباط, جملهي, عزيزم, قشنگي, داري, ماشالله, پوست, قربونت, بايد, كار, پاسي, پيدا, جلسه, آنلاين, يكديگر, لحاظ, فكري, عقيده, هستند, خيلي, باحالن, مكالمات, آره, فيلترشكن, قوي, برات, ايميل, كنم, پايان, درونگرا, افرداي, چراغ, وارد, نوتيفيكاسيون, مستعار, طول, يكسال, اثري, گذارند, اتفاقات, ساري, جاري, صفحات, دوستان, اشراف, كامل, تبريك, تولد, سالي, يكبار, طريق, مسيج, بوكي, افتد, face, book, آيد, شويم, غصه, نخور, معاصر, فيلسوف, پاي, عرفان, نگذشته, تابستان, پوسيده, حيله, بيرون, هميشه, گول, لولي, بربط, حناي, سرخ, معروف, روسري, آبي, كوچه, دستان, ديدم, هوشيار, تاراج, وزوزکنان, گام, دروغی, آنگاه, کلامت, هذلولی, معادلی, توان, خوابهایم, تسطیح, کنی, توالی, تولدت, مبارک, مردک, جورهایی, سحر, خواهم, رقصید, شلیک, قرارم, پستو, شایدهای, هرز, روند, ریاضی, تناظر, معتقد, لارس, مردان, دردند, زنها, کشند, حالم, اصلا, گنجد, مناسب, پهلوی, عصرانه, کودک, درونم, مخلص, گُه, گذشت, روبروی, بادی, اتاق, وزد, کاناپه, نشینم, استکان, چای, داغ, ساله, روبرویم, زنم, خوانی, چیزی, عشق, تار, پود, مغلوب, آینه, کلّه, طاس, خواندن, کامنتهای, خصوصی, پیش, زدن, ابدیت, سینوسپیوا, زخمهایی, ناکار, انسانهایی, گویا, گفته, مکالمه, ابتر, دیواری, غایت, سنگی, گویم, گرفتی, سان, برفهای, سپیدان, نحسی, بردی, یادم, معدود, فلافلهایی, جامگان, تحمل, کردند, معکوس, سودآور, بهانه, گرفتن, کتابخانه, کمی, آنسوتر, حرفهای, گفتن, پیشینه, حباب, شباب, اینک, آغشته, چنگ, رباب, شنیده, کتاب, نویسی, ساده, پیرایه, رودررو, شیله, پیله, فونتهای, مگر, صرف, جابجایی, جغرافیا, لگدمال, عزیز, دیباچه, ننویس, متن, نگو, نوشتی, تصحیح, لغات, کتابت, بنویس, دوستت, بدر, آنروز, کوههای, راه, طلبید, نور, کتابهای, خواست, زخم, بیمار, پیوا, تکاند, تکانی, خطرناک, برمیگردد, سکون, مشایعت, کردیم, روبد, حقایق, سوال, رفتن, صلاح, ثواب, نگفتم, زآن, بهر, هزاران, ندیده, نساخت,
Text of the page (random words):
۳۹۷ ۰۲ ۰۱ ساعت توسط دیوانه مسطح خاکستری آدمهای زیادی سیاه آدمهای سیاه آدمهای زیادی سپید آدمهای سپید آدمهای خاکستری اما آدمهای خاکستری همیشه خطرناک اند نوشته شده در ۱۳۹۶ ۱۱ ۲۳ ساعت توسط دیوانه مسطح خانه تکانی وقتی که باد می آید و هر دو پنجره باز است خانه را و خانه را و خانه را می تکاند باد نوشته شده در ۱۳۹۵ ۱۲ ۱۹ ساعت توسط دیوانه مسطح پیوا در جهان زخمهایی ست که نه جسم شما بل روح شما را به شدت ناکار می کند در جهان انسانهایی که روزگاری گویا تمام آنچه گفته می شد مکالمه ای ابتر با دیواری به غایت سفت و سنگی بود با تو سخن می گویم دوست که روزگاری نه چندان دور روح و جسم را به عاریت می گرفتی و کلام را به سان برفهای سرد سپیدان از نحسی سیزده به در می بردی و خوب یادم هست که معدود فلافلهایی تاب ِ جامگان به رنگ شبت را تحمل می کردند دروغ یا همان کلام ِ معکوس لحظه های سودآور بهانه ی آتش گرفتن کتابخانه ای شد که کمی آنسوتر حرفهای تازه برای گفتن بود با پیشینه ای که حباب عهد شباب بود و اینک آغشته به چنگ و رباب شنیده ام کتاب می نویسی ساده و بی پیرایه رودررو و بی شیله پیله با فونتهای درشت مگر می شود تنها به صرف جابجایی جغرافیا بخشی از تاریخ را چنین لگدمال کرد عزیز لحظه های برادر در دیباچه ننویس و در متن سخن نگو لطفا ولی آن پایان که نوشتی در تصحیح نامه ی لغات کتابت بنویس که دوستت دارم دروغ سیزده بدر بود آنروز بگو که نبوده اند و نبوده اند و نبوده اند و کوههای سرد پر از برف و راه دور تو را به عاریت تن می طلبید بگو که تاب ِ رنگ شبت نور آتش کتابهای پیشین را می خواست بگو که زخم هنوز بخشی از این جهان بیمار است نوشته شده در ۱۳۹۲ ۰۲ ۲۷ ساعت توسط دیوانه مسطح 0 نوشته شده در ۱۳۹۱ ۱۲ ۰۶ ساعت توسط دیوانه مسطح سینوسپیوا خواندن کامنتهای خصوصی پنج سال پیش انگار دست زدن به ابدیت ِ دم دست می باشد نوشته شده در ۱۳۹۱ ۰۳ ۱۴ ساعت توسط دیوانه مسطح اینگونه در روبروی بادی که از لای شیشه ی پنجره به اتاق می وزد با احتیاط کامل روی کاناپه می نشینم یک استکان چای داغ روی گل میز سمت چپم می گذارم من کودکی پنج ساله کلاهم را روی میز روبرویم می گذارم با احتیاط تمام با کلاهم حرف می زنم کلاه حرف نمی زند من به زور لب خوانی می کنم و چیزی شبیه عشق را در تار و پود کلاهم تصویر می کنم من با احتیاط کامل مغلوب می شوم بلند می شوم و به آینه نگاه می کنم بی هیچ احتیاط به کلّه طاس تو می خندم نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۲ ۲۳ ساعت توسط دیوانه مسطح آنچه گذشت امروز همه چیز خوب است من از دنده ی مناسب و پهلوی راست بلند شدم از خواب خواب عصرانه با کودک درونم صحبت کردم مخلص کلام آن شد که آرام گیرد و گُه اضافی نخورد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۲ ۱۶ ساعت توسط دیوانه مسطح اینگونه نمی گنجد در من دوست حالم اما اصلا خوب نیست هی لارسپیوا زنها به قاعده درد می کشند مردان بی قاعده در دردند من از همان زمان ِ ریاضی به تناظر یک به یک معتقد بودم لارس شایدهای ما بی قاعده به هرز نمی روند شادی را در پس پرده به هم کن پرده را در شادی ِ پستو من شلیک ِ بی قرارم دوست اینجا بی قاعده درد کشیدن یک جورهایی عادت شده است تا سحر که خواهم رقصید پ ن هی مردک تولدت مبارک نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۲ ۱۲ ساعت توسط دیوانه مسطح توالی صبح است تاراج ِ غم در کوچه های من بال بال می زند شادی وزوزکنان به سمت تاریک تو گام بر می دارد تو دروغی آنگاه که کلامت را در زمین در هیچ هذلولی ِ معادلی سخن نمی توان کرد و در خوابهایم چنین تسطیح ِ کلام می کنی نوشته شده در ۱۳۹۰ ۱۲ ۰۴ ساعت توسط دیوانه مسطح رنگ دستان تو را ديدم و هوشيار شدم حناي تو ديگر آن رنگ سرخ معروف كه روسري ات آبي بود و در كوچه باد مي آمد را ندارد يا دارد با طناب پوسيده حيله هاي نو را از چاه بيرون مي كشد آدمي هميشه در گول است اي لولي بربط زن نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۵ ۰۴ ساعت توسط دیوانه مسطح 31 خرداد 90 دوباره مي آيد بهار باز دوباره مي رود بالا ما دوباره باز تو دوباره ما به شما بهار مي شويم غصه نخور معاصر فيلسوف كه مي شوي از پاي عرفان نگذشته بهار تو دوباره تابستان مي شود باز بالا مي رود ما نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۳ ۳۱ ساعت توسط دیوانه مسطح face book اعضاي فيس بوك برونگرا به مجموعه افرادي اطلاق مي شود كه از خانه و كاشانه ي خود بريده و در يك دنياي مجازي به دنبال موضوعاتي كه خلا درونيشان را پر كند مي گردند اين اعضا با يك تصوير كه عكس پروفايل ناميده مي شود و بر حسب شخصيت دروني فرد مي تواند عكس پرسنلي دسته جمعي دو نفري يا عكس گل و دريا باشد به ساير اعضا معرفي مي شوند استاتوسگذاري از جمله ي مشاغل سنگين اين گروه محسوب مي شود كه روزانه بسته به ساعات و حال و هواي شخصي شان استاتوسها بين خوشحالم دلم گرفته و سخنان بزرگان و اطلات علمي در نوسان مي باشد تجربه نشان داده است كه اگر عكس پروفايل شما زيبا و تك تشريف داشته باشد و استاتوس شما اين باشد كه دلتان عجيب گرفته بيش از 100 لايك در ثانيه نصيب شما خواهد شد مخصوصا اگر نام شما اسامي يكي از گلهاي خوشبو يا پانته آ و باشد در صورتيكه نام شما جعفرقلي بوده و استاتوستان اين باشد كه از يك تصادف رانندگي جان سالم به در برده ايد احتمال لايك خوردن اين اتفاق صفر لايك در سال مي باشد اين جماعت بيكار كه معمولا بين يخچال و كامپيوتر در حال هروله مي باشند بعد از اولين لاگين سراغ نوتيفيكاسيونهاي خود رفته و به فراخور لايكهاي خورده و نخورده از خود بيخود شده و شروع به تگ نمودن عزيزانشان در يك عكس كاملا بي ربط مي نمايند اين افراد علاقه شديدي به طرح سوالات دو گزينه اي و چند گزينه اي نموده و آمار كلي در مورد اينكه بقيه چه فكر مي كنند را به دست مي آورند اگر اين سوالات در مورد تعداد فيلمهاي مشاهده شده توسط شما و ميزان علاقمندي شما به خليج فارس باشد كلا روشنفكري بيداد مي كند آپلود مجموعه كنسرتهاي جديد متاليكا يا فيلمهاي اعتراضي هم در ميزان روشنفكري شما تاثير به سزايي خواهد داشت شركت در كمپين جمع آوري بيش از صد ميليون امضا در مورد فشار بر ليونل مسي براي پوشيدن پيراهن منچستر سيتي در فصل آينده از جمله فعاليتهاي جنبي اين اعضا مي شود ارتباط در فيس بوك با جملهي سلام عزيزم چه عكس قشنگي داري يا ماشالله به اين پوست شروع و با جمله ي نه قربونت برم من فردا صبح بايد برم سر كار تا پاسي از نيمه شب ادامه پيدا مي كند كليه ي اعضاي فيس بوك در اولين جلسه ي صحبت آنلاين با يكديگر معمولا به شدت از لحاظ فكري با هم هم عقيده هستند و كلا خيلي باحالن اين مكالمات معمولا با جمله ي آره من يه فيلترشكن قوي تر دارم برات ايميل مي كنم به پايان مي رسد اعضاي فيس بوك درونگرا به مجموعه افرداي اطلاق مي شود كه با چراغ خاموش وارد فيس بوك مي شوند فاقد نوتيفيكاسيون مي باشند با اسامي مستعار و معمولا فاقد عكس پروفايل مي باشند اين گروه از اعضا در طول يكسال لاگين شدن فيس بوك هيچ اثري از خود به جاي نمي گذارند ولي به كليه ي اتفاقات ساري و جاري در فيس بوك و صفحات دوستان اشراف كامل دارند تبريك تولد شما سالي يكبار از طريق مسيج فيس بوكي توسط اين افراد اتفاق مي افتد نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۳ ۲۸ ساعت توسط دیوانه مسطح استریو سنگ نزن کره خر جزو دیالوگهایی ست که ارزش مونولوگ هم ندارد چرا که سرعت قطار بالاست و هیچوقت به گوش بچه ی تخسی که سنگ به شیشه ی قطار می زند نمی رسد عوامل زیادی در این مورد دخیلند حتی نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۲ ۰۸ ساعت توسط دیوانه مسطح جبر عاقلتر مي كند و صورت ِ اختيار مي دهد خود را می بویمت که ابر باران ِ تو را می بارد از سر ِ اختيار مي بوسمت كه جبر ياران ِ تو را مي داند و مي شمارد و مي شمارمت اي رفيق از ابتداي صفر تا توانايي انگشتانم كه انگشتانم ياراي جبر ِ تو را نيست كه تو در چاهتر مي شوي ومن آه تر نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۱ ۲۷ ساعت توسط دیوانه مسطح پیاده از یک سامانه ی ناشناس که تبلیغ مواد شوینده می کرد ظاهرن پیامک زده بود که آیا می دانید کیبور دستگاههای عابر بانک ده مرتبه کثیف تر از کاسه ی دستشویی ست و یه مشت مزخرفات که مواد شوینده ی ما فلان فسفات را دارد و فلان باکتری را از انگشتان شما یه کارای خاصی می کند نوشتم برادر درد این روزهای من درد باکتری کیبورد عابر بانک نیست ذهن من این روزها بیست برابر از کاسه ی توالت عمومی شلوغتر است و به عبارتی دو برابر کیبورد عابر پیاده که گفتی سامانه ش از اینایی بود که پیامک نمی گرفت نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۱ ۰۶ ساعت توسط دیوانه مسطح رفتار ِ آدمیزاد در لاف ِ زیست محیطی صبحها لاف ِ وجود در عدم ِ یار ظهر زرشک پلو با دوغ گازدار شب می لولد و می لولد آقای خاردار صبح فردا لاف ِ دیروز ِ عدم در وجود ِ امروز پُکی از قُل قُل قلیان بنما تا بکشیم پ ن۱ توت فرنگی همین دوگانگی اش خوب است که هم تنباکو را اسانس می گردد و هم بی ناموسی ِ خاردار را نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۸ ۰۳ ساعت توسط دیوانه مسطح اینرسی صفر وقتی هیچ چیز به ساعت نمی شود و وقتی عقربه های ساعت نمی چرخد و بچرخد را نمی رقصد و برقصد را هم اگر دوره دیده باشد حتی نمی تواند برقصد را می خواهی من ساز و آواز سر دهم و شال و کلاه کنم و میانه را برایت گرم دارم پدر سوخته نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۳۰ ساعت توسط دیوانه مسطح به مناسبت دوم مهر که صد و هشتاد و هشتمین روز سال است من از کشف کثیف ِ کشفهای کثیف تاریخ لذت می برم از این دست فیلمهای تخیلی هم زیاد دیده ام که یک موجود زنده کشته می شود و بعد باز جان می گیرد و با شتاب و قدرت بیشتری به سمت تو می تازد من از روحهای پیچیده زیاد سر در نمی آورم از recycle bin ولی چیزهای زیادی یاد گرفتم که مثلا اگر فایلی با حجم خاص را پاک کنید و برود آن داخل تا وقتی سطل مربوطه خالی نشده با همان حجم سر بر می آورد با یک اشتباه دیگر و یک اختیار دیگر و این دوباره مرا یاد فیلمهای تخیلی می اندازد و من چه احمق بودم که شعر حافظ را جایگزین بساط تو می کردم و ساعتها کنار قبر حافظ به انتظارت می نشستم که طبق قرارمان که تو قدرتمندی را هر لحظه سر خواهی رسید و تو نمی آمدی و پای همان بساط بودی هنوز و صدایت را که پنجره ی دیدت را عوض کن می گفتی حالا سالهاست من پنجره ی دیدم عوض شده و تو کارگردان همان فیلمهای تخیلی شده ای ومن که روزگاری قدرت تغییر کاینات را با فلافل و سس اضافی یکجا مزه کرده بودم به فایلهایم می خندم سیگار را خاموش می کنم و چشمهایم را می بندم آرام و به چشمهایت می اندیشم که که برایم شعر حافظ می خواند روزگاری و حالا تنها از شکل شعرهایی که برایم بواسطه مخابرات می فرستی می فهمم که جنس را اینبار از که خریده ای و مرغوب است یا نه و پای بساط هستی یا نه من کاشف پنجره ای با دیدهای وسیع شده ام اینروزها و دیگر هیچکس به اندازه ی هیچ چیز مرا فلافل با سس اضافه نمی کند نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۷ ۰۲ ساعت توسط دیوانه مسطح the scientist does not study nature because it is useful در دهان ِ تو ارسطوی کوچکیست که وقتی لب می گشایی بوی ناف و روده ی چند دور پیچیده در پیچک ابروانت از فلسفه ی شخص شخیص فیلسوف زودتر بیان می کند که منحنی نگاه چشمان را بارها آویخته ام به جایی شبیه دل و دل سودای ناقص چشمان تو بود که در چشمانت لیلای باکره از مجنون و چاهش می سراید و تو هر دم زور می زنی که بازوانت را حتی و زاویه ی لای انگشتانت را پشت این چشم نه که به پشت هر چشم بی لیلایی هم که کشیده می شوی و من هم از تو کشیده تر می شوم و هیچ بصیرتی را معنایی که در فشار دست تو بود انبساط رگ بود در من و من همان منبسطی که رگ را در چشمانت فرو می کردم به امید مجنونت و مجنونش که در قعر چاه آرام آرام به پایین فرو می رفت آن پایین همیشه تاریک است آن پایین از خورشید دورتر و هیچ مردی در هیچ بارانی با هیچ چتری به سراغ هیچ ابرویی نمی آید دندانهایت تجربه ای ست که باران اگر بیاید و چرخ آسیاب تو تندتر هم که بچرخد یا نچرخد و چرخ ِ چرخش نگاه من در دندان ِ آسیاب تو له بشود یا نشود باز هیچ آرامی در اقیانوس ِ آرام تو آرام نمی گیرد من می شوم و شدن را در لای ِ بودنهایی که در لای ِ می بودم هایت چند دور پیچیده ای می پیچم و آرام می پیچانم لاله ی گوشم را که هی فلانی آدمی را دیدم و به سرعت دیدم و در خواب ِ آدمی آدمی دیگر را که از فرط ِ آدم به شوق می آید و من شوق را و تو را و ارسطوی کوچک دهانت را می شنیدم با گوشی که لاله اش از فرط ِ سرخی داد می زد هی فلانی نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۶ ۱۲ ساعت توسط دیوانه مسطح نیمه شبان که من مست از ملاقات کلمه بر می گشتم و او همچنین در ادامه افزود می شود با غروبهای نارنجی وصلت کرد و لالایی شبانه را دختر عمو صدا زد و لای جرز در را صبحانه پ ن ۱ وقتی گوگل ما را ترجمه کرد نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۵ ۱۴ ساعت توسط دیوانه مسطح شب گذر از تو می کند بهار همآغوشی بعد از سیگار را تنفس می کرد دخترک مهربان فیلسوف بزرگ لحظه های خود بود و من در شادی غرق که من از جان نوشیدم و تو از جام جان بگذار پیاله بر لب و آتش بزن به من بهار سیگار بعد از همآغوشی را تعارف می کرد برای دخترک که چشمهایش هنوز برق می زد نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۳ ۱۱ ساعت توسط دیوانه مسطح آغاز می شوی از هوش می روم اپیزود اوّل در ابتدای تو از هوش می رود من که به عادت مألوف از هوش می رود در ابتدای تو از من که گلو می ساید بر لحظه ها آرام ومن لب می ساید بر گلوی سردت که پایان می پذیرد روزی که من از هوش می آیم به سوی ابتدای گلویت که می ساید لبهای مرا بر مرمر ِ پشت دستهایت که ارام می کشی و بوسه بر گورم می زنی که به هوش برخیزم و گلویت را امّا اپیزود دوّم این روزها یک ویروس ِ رمزعبورخوار همانقدر ترسناک است که لولو در عهد کودکی و شاید بدتر و خاصیت اکونومیک این است که ویروس می پراکنند و آنتی ویروس می چپانند نیز که ویروس رایگان در تو فرو می رود و آنتی همان به قیمت گزاف که حدیث لولو چیز دیگری بود امّا اپیزود سوّم تقریبا تمام مردم دنیا را در همان دو دسته متضاد می شود تقسیم بندی کرد گروهی که روزنامه می خوانند اول صبح و گروهی که بیزارند اینجا روال به همان صورت است با این تفاوت که اکثریت غالب ایتالیایی ها فوتبال را دوست دارند و هر چه پیرتر بامزه تر دسته دیگر هم که خب از فوتبال بیزارند مثل یک گروه که معتقدند گواردیولا ممکن است مدیر یک باشگاه را ورشکسته کند ولی هرگز فوتبال را از بین نمی برد و خب یک گروه دیگر هم معتقدند مورینیو قادر است با نابود کردن فوتبال مدیران باشگاه را خوشبخت کند و از چهارشنبه هر روز این بحث سر میز ناهارخوری ادامه دارد و من که همزمان عاشق بارسا و مورینیو هستم گاف گیجه می گیرم و دستم را دراز می کنم و به سختی پنیر سفت را رنده می کنم اپیزود چهارم دلم برای جعفر بوسهل و یحیای نرغال و کلاغ ِ مادر قح به فولادی و آجرهای نان نمای ِ زری تنگ می شود و نمی دانم نیلی که روزگاری عاشق سرزمین برفی بود هنوز هست یا نیست و آرش هنوز با یوزپلنگهایش می دود یا نه و نمی دانم مانایارا تمام ادب نویسان را رمزگشایی می کند یا لولوی اول صبح هنوز در کوچه بچه ها را می ترساند یا نه اینجا هوا گرم است و نمی دانم هندیزیستهای ما هنوز شکر می سابند و با گل مخلوط می کنند یا نه اما هر روز که بر می خیزم از خواب به عادت مألوف از هوش می رود در ابتدای تو از من که گلو می ساید بر لحظه ها آرام ومن لب می ساید بر گلوی سردت که پایان می پذیرد روزی که من از هوش می آیم به سوی ابتدای گلویت که می ساید لبهای مرا بر مرمر ِ پشت دستهایت که ارام می کشی و بوسه بر گورم می زنی که به هوش برخیزم و گلویت را امّا پ ن۱ و او مداوم و ملموس انگشت در سوراخ ِ تاریخ می کرد اول صبح نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۲ ۱۵ ساعت توسط دیوانه مسطح اینجا بندر گمبرون صدای لارسپیوا می نویسم در کافی شاپ کنار ساحل بندر رها می کنم در باد که اینجا خلیج است و باد که می آید دریا بالاتر می آید و مردمانش می گفتند امروز که آب که بالا می آید باد می آید جزر و مد روی این کشتیها که هر غروب من نورهایشان را می بینم و جزر و مد که می شود می لرزد دلم که خدای تو بزرگ است و آنقدر بزرگ است که در من جا نمی شود و من از فرط خدای تو گریه ی مفرط کردم امروز که من در تو جا می شوم و تو بالا و پایین که می روی دلی می لرزذ پ ن۱ با ایتالیاییها اسپانیاییها آلمانیها و هندیها کار می کنم فعلا به پیشنهاد بوسهل قرار است به عنوان جامعه آماری نمونه تفاوتها را بنویسم فعلا این را می دانم که از هندیها جلوتریم نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۲ ۰۷ ساعت توسط دیوانه مسطح اینچنین چشمهایم را می بندم تا دنیا را ببینم مرا می بیند دنیا که چشمهایش باز است نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۲ ۰۳ ساعت توسط دیوانه مسطح بیدار می شویم طبق عادت روزانه صبح است از دور کلاه بر می داریم از سر و سلام می کنیم که لبخند بر لب داریم و در چشمانت تب که نوح فرمود از هر جانداری یک جفت ترجیحا یکی برآمدگی و آن یک پذیرا سفینه را سازند و به هم که نزدیک می شویم کلاه از سر برمی داریم که گلابتون فرمود یار یا می کُشد یا می کِشد و باد تمام کلاهها را که حتما و گاه یاران را قطعا و یادها را ترجیحا یکجا می برد و فردا تشویقاً شروع ِ تازه می شود در کوچه هایی که باد می آید و یار می آید و کلاه از سر برمی دارد که لبخند می زند و ترجیحا آنکه مامور ِ نوح است تو را و یار را که برآمدگی دارد یا ندارد را یکجا سوار کشتی می کند که زمین بماند و تو بمانی و یار بماند که در کوچه باد می آید و از تمام سوراخ سمبه های مشهور جهان آب می آید و سفینه را بالاتر می برد برای جفت جفت جانداری که صدای مرغ و خروس می آید که یعنی حسنک کجایی غروب بود و باد سردی کلاه را به شدت قلقلک می داد و حسنک از صمیم ِ قلب می خندید که همیشه تنی داشت چون سیم سپید و دندانهایی داشت سپید چون سیم که می گفت تمام گلابتونها طنابی به دست راست دارند برای کشیدن و طنابی به دست چپ برای کشتن چون سیم سپید و گلابتون لبخندزنان می گفت چیزهایی زیر لب نوشته شده در ۱۳۸۸ ۱۲ ۲۲ ساعت توسط دیوانه مسطح و من با تو روي پل معلق قدم مي زدم صبح است دم دمای ظهر و من در چنین عصرهایی تمام شب را به خواب می روم انگا...
|