Meta tags:
description= در آستانه ی فصلی سرد;
Headings (most frequently used words):
در, آستانه, فصلی, سرد, گریه, کن, رفیق, دوباره, من, چه, کار, میشه, کرد, یه, شعر, قدیمی, از, خودم, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
مهتاب (13), نوشته (12), شده (12), ساعت (10), توسط (10), زدیم (8), ۱۳۹۰ (7), بیخودی (7), ۱۳۹۱ (6), ۱۳۹۲ (6), شعر (6), پنجشنبه (5), بیست (5), اسفند (4), اردیبهشت (4), مرداد (4), بگوییم (4), داریم (4), خود (4), کردیم (4), این (3), های (3), میکنم (3), یکشنبه (3), آيه (3), آسمان (3), گریه (3), تیر (2), آبان (2), قدیمی (2), شنبه (2), شانزدهم (2), زود (2), رود (2), تصور (2), گفتیم (2), خدا (2), بردیم (2), حال (2), چقدر (2), شما (2), پنجم (2), سال (2), خودم (2), درخت (2), ماه (2), همه (2), اين (2), ششم (2), آنقدر (2), تنگ (2), نمی (2), شهر (2), بوی (2), کوچکتر (2), راه (2), برای (2), گوشه (2), هایت (2), همین (2), کنج (2), کند (2), افسانه (2), رفیق (2), خواب (2), آستانه (2), فصلی (2), سرد (2), blogfa, com, نقش, آزادي, فرهنگ, سازي, راو, استعاره, فصل, شورش, یوسفی, فراز, بهزادي, شهرام, گيان, ستاره, بانو, گۆڤاری, someone, میترا, آزاده, siamand, ِآرام, سروشت, هالی, negar, محیا, میکائیلی, نفس, پیوندها, آذر, بهمن, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, خانه, مطالب, منبع, سایت, تفریحی, پرژن, استار, اینم, قشنگ, خندیدیم, دلی, خوش, حرف, زبان, قفس, هامان, رنگ, نشستیم, سنگ, دیواری, آینه, بخشیدیم, بکنیم, نفر, ماهست, زمان, دیدیم, خسته, ثانیه, باز, زیبایی, هست, پرسه, صبحمان, بشود, حرص, سهممان, نشود, دعوا, قسم, خوردیم, داد, توانا, هستیم, پرسیدیم, همدیگر, محبت, ترسیدیم, بیان, شهامت, حقیقت, زیر, زرنگی, روی, حادثه, حرفی, پول, پرسم, گول, سلامـــــــــــــــــــــــــــــ, عید, همگی, مبارک, باشه, امیدوارم, خوبی, داشته, باشید, جدیدمه, لطفادر, موردش, نظر, بدید, گور, برم, میدانم, جذام, صورتم, مرد, کنارم, میگذارم, سایه, ساکنم, شود, تختش, نشانم, سنجاق, دهم, هستي, تاريكيست, كمي, برام, گفتن, سخت, زيبا, بزرگ, بانوي, فروغ, فرخزاد, آتش, پيوند, زدم, كشيدم, سحرگاه, شكفتن, رستن, هاي, ابدي, خواهد, برد, تكرار, كنان, کوچه, است, چون, دیگر, نیستم, دیار, اخوان, ببین, مجال, گام, برداشتن, دهد, سفید, پایم, فرو, تکان, احساس, خیابان, کشیدم, درختان, نزدیک, مشامم, برسد, امید, آنکه, بودم, بودنم, گیرد, مسئولیت, پذیریم, خوام, بدانم, مشکلات, چیه, دانیم, مشکلاتی, جهان, وجود, داره, کار, میشه, کرد, نهم, نگاه, تمام, ناله, وطن, آوار, ویرانه, عاجزانه, نوزدهم, کامرانی, زاده, شدم, میان, همهمه, خزیدن, خیلی, پیش, پناه, برند, زهدان, مادران, کودکان, مستانه, قعر, زمین, میروند, بادبادک, گوش, خواند, شبانه, هایش, دوباره, زخم, حایی, نبرد, قهرمان, شویم, انیم, همیشه, چهاردهم, مرگ, دست, یقه, بودی, حوصله, خوابمان, اگر, اندکی, وقت, بود, عمیق, خونت, انگار, آزادی, دیدم, تنها,
Text of the page (random words):
در آستانه ی فصلی سرد در آستانه ی فصلی سرد گریه کن رفیق تو با مرگ دست به یقه بودی و من تنها خواب آزادی را می دیدم بوی خونت انگار خواب شهر را عمیق تر می کند اگر اندکی وقت بود با حوصله برای خوابمان گریه کن رفیق مهتاب نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9 33 توسط مهتاب زخم هایت راه به حایی نبرد ما همیشه کوچکتر از انیم که قهرمان شویم مهتاب نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18 35 توسط مهتاب دوباره من افسانه هایش را شبانه به گوش ماه می خواند بادبادک ها مستانه به قعر زمین میروند و کودکان به زهدان مادران پناه می برند من خیلی سال پیش در میان همهمه ی خزیدن به کنج ها از همین افسانه ها زاده شدم مهتاب کامرانی نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 18 48 توسط مهتاب نگاه را پی در پی و عاجزانه بر ویرانه اش آوار می کند هم وطن من از همین کنج تمام ناله هایت را گریه میکنم نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15 6 توسط مهتاب چه کار میشه کرد چقدر مسئولیت پذیریم همه ی ما می دانیم که مشکلاتی در گوشه گوشه ی جهان وجود داره می خوام بدانم راه حل شما برای مشکلات چیه نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 16 0 توسط مهتاب یه شعر قدیمی از خودم کوچه آنقدر تنگ است که بودنم در آن جا نمی گیرد کوچکتر که بودم به امید آنکه بوی درختان از نزدیک به مشامم برسد قد کشیدم حال خیابان آنقدر تنگ شده که با هر تکان احساس میکنم خط های سفید به پایم فرو می رود و آسمان شهر مجال گام برداشتن نمی دهد اخوان ببین آسمان دیار من چون آسمان های دیگر نیستم نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 15 55 توسط مهتاب همه ي هستي من آيه ي تاريكيست كه تو را در خود تكرار كنان به سحرگاه شكفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد من در اين آيه تو را آه كشيدم آه من در اين آيه تو را به درخت و آب و آتش پيوند زدم يه شعر زيبا از بزرگ بانوي شعر فروغ فرخزاد كمي برام شعر گفتن سخت شده نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 16 11 توسط مهتاب این شعر جدیدمه لطفادر موردش نظر بدید ماه را به شب سنجاق میکنم و خدا را بر تختش می نشانم درخت سایه ی ساکنم می شود مرد را در کنارم میگذارم و جذام را بر صورتم میدانم خودم و هم ه این ها را به گور می برم نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 18 20 توسط مهتاب سلامـــــــــــــــــــــــــــــ عید همگی مبارک باشه امیدوارم سال خوبی داشته باشید نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 18 4 توسط مهتاب بیخودی خندیدیم که بگوییم دلی خوش داریم بیخودی حرف زدیم که بگوییم زبان هم داریم و قفس هامان را زود زود رنگ زدیم و نشستیم لب رود و به آب سنگ زدیم ما به هر دیواری آینه بخشیدیم که تصور بکنیم یک نفر با ماهست ما زمان را دیدیم خسته در ثانیه ها باز با خود گفتیم شب زیبایی هست بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود ما خدا را با خود سر دعوا بردیم و قسم ها خوردیم ما به هم بد کردیم ما به هم بد گفتیم بیخودی داد زدیم که بگوییم توانا هستیم بیخودی پرسیدیم حال همدیگر را که بگوییم محبت داریم بیخودی ترسیدیم از بیان غم خود و تصور کردیم که شهامت داریم ما حقیقت ها را زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم روی هر حادثه ای حرفی از پول زدیم از شما می پرسم ما که را گول زدیم اینم یه شعر قشنگ منبع سایت تفریحی پرژن استار نوشته شده در سه شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15 2 توسط مهتاب مطالب قدیمی تر خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین آبان ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ اسفند ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۹۰ دی ۱۳۹۰ آذر ۱۳۹۰ پیوندها نفس محیا میکائیلی negar هالی سروشت ِآرام siamand میترا آزاده someone گۆڤاری ژن ستاره بانو شهرام گيان فراز بهزادي شورش یوسفی استعاره ی این فصل په راو نقش زن در آزادي و فرهنگ سازي blogfa com
|