Meta tags:
Description= آدمی با احساسات غریب و زبانی گویا .گاه گاهی مینویسم چون معتقدم با این ابزار زبان دلت قوی تر میشود.علاقه ی مبرمی به شعر دارم .مرا در بهتر شدن نوشته هایم یاری کنید. این معبد پرصلابت...........;
Keywords= این معبد پرصلابت...........;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
های (10), بود (8), شده (7), زیبا (7), توسط (6), نوشته (6), وحیدی (6), پارسی (5), بلاگ (5), نظر (5), عصر (5), کلمات (5), کلیدی (5), مادربزرگ (5), این (5), پاک (4), دارم (3), بیشتر (3), صدای (3), برای (3), چون (3), غریب (3), تمام (3), معبد (3), پرصلابت (3), بازدید (2), همه (2), خبری (2), دیگر (2), میان (2), نقش (2), انگار (2), روی (2), خودش (2), فقط (2), خوش (2), تیک (2), نوازش (2), نان (2), بوی (2), است (2), دلت (2), خجسته (2), کنید (2), رایحه (2), ظهور (2), فطر (2), عشق (2), شود (2), یادداشت (2), درباره (2), امروز, دیروز, بازدیدها, طراحی, تیم, 17329, یاد, گرامی, دوستت, هست, صفای, خانه, حالا, رفته, خاطره, رنگارنگ, کویری, سخت, کوشی, میرسیدی, مقابل, زیبایی, دامنش, ترک, دستش, رنجه, قلبم, جای, میگذاشت, اما, دستانش, نگریستی, چارقد, گلدار, بلندش, چشمانی, صفا, صمیمیت, چروکهایی, میخواستند, بگویند, رنج, روزگاریم, سال, چهره, مادربزگ, کشید, پیراهنش, خود, تجلی, بوستانهای, اطراف, هرکدام, دیگری, برگرفته, الوان, درخشان, طبیعت, سمبلی, شادی, نشاط, نزدیکی, پرنده, جیرجیرک, ملودی, شمعدانهایی, آبرنگ, بدو, ورود, لبخند, میزد, آنجا, هیاهو, دود, ترافیک, ساعت, کوکی, جغد, مزین, گوش, سینی, برنجی, اوقات, دیوار, کاهگلی, آویزان, طاقچه, چپق, کیسه, توتون, پدربزرگ, کرده, هنوز, عطر, سنتی, میکنم, هنوزم, چوب, سوخته, تنورش, تازه, مشامم, میدهد, شیر, بستنی, کاسه, وای, حالی, داشتم, سالها, واقع, وصف, ناشدنی, بهانه, باشد, برگشتنت, خواستم, راه, رفتن, بگذاری, فانوس, هایی, راهت, نگذاشتم, ببخش, مرهم, محبت, چیزی, نیافتم, کلبه, خستگی, جانت, جرعه, مهر, پذیرایت, باشم, دعوت, آمدی, مجبورم, تکه, نانی, ازعشق, میدانم, خبر, ترکم, نمیکنی, اجازه, اراده, دنیایم, گذاشتی, دوست, دیدمت, ادمها, ناخوداگاه, یافتم, نام, دانم, نشان, سلام, بچه, چند, وقتی, دلم, گرفته, کارم, گره, خورده, عاجزانه, میخوام, قلبهای, مهربونتون, دعا, اللهم, عجل, لولیک, الفرج, عید, فطرت, دوستان, وبلاگی, مسلمانان, مبارکباد, ترجمه, شعری, انگلیسی, نگاهی, اندر, آهی, سرکشم, پیمانه, آرم, قبل, اینکه, پیر, شویم, بمیریم, حقیقتی, همتاست, میشناسیم, دیده, رفت, مستانه, کام, رود, جانانه, ساقی, نامه, فروردین, اسفند, بهمن, آرشیو, عناوین, آرشیوشده, صاحب, الزمان, لیست, اسیر, حاج, آقا, مسئلةٌ, عکس, میخوای, کلیک, مهندسی, متالورژِی, گروه, اینترنتی, جرقه, داتکو, پنجره, سپیدی, پیوندها, اخبار, پشتیبانی, لینک, روزانه, صفحه, آدمی, احساسات, زبانی, گویا, گاه, گاهی, مینویسم, معتقدم, ابزار, زبان, قوی, میشود, علاقه, مبرمی, شعر, مرا, بهتر, شدن, هایم, یاری, پیام, رسان, تقوای, الهی, اساس, حکمتی, امام, علی, علیه, السلام, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
این معبد پرصلابت سفارش تبلیغ صبا ویژن تقوای الهی اساس هر حکمتی است امام علی علیه السلام این معبد پرصلابت پیام رسان پارسی بلاگ درباره درباره زیبا وحیدی آدمی با احساسات غریب و زبانی گویا گاه گاهی مینویسم چون معتقدم با این ابزار زبان دلت قوی تر میشود علاقه ی مبرمی به شعر دارم مرا در بهتر شدن نوشته هایم یاری کنید صفحه های دیگر لینک های روزانه پشتیبانی پارسی بلاگ اخبار پارسی بلاگ پیوندها پنجره ای رو به سپیدی گروه اینترنتی جرقه داتکو مهندسی متالورژِی عکس میخوای کلیک کن این معبد پرصلابت حاج آقا مسئلةٌ اسیر عشق لیست یادداشت ها فطر رایحه ظهور خجسته مادربزرگ یا صاحب الزمان عناوین آرشیوشده آرشیو یادداشت ها دی 90 بهمن 90 اسفند 90 فروردین 91 ساقی نامه می که از کام رود جانانه شود عشق کز دیده به دل رفت چه مستانه شود حقیقتی بی همتاست که میشناسیم قبل اینکه پیر شویم و بمیریم پیمانه را بر لب آرم نگاهی اندر تو آهی سرکشم ترجمه شعری انگلیسی کلمات کلیدی نوشته شده توسط زیبا وحیدی 91 1 11 6 37 عصر نظر فطر عید فطرت های پاک بر تمام دوستان وبلاگی و تمام مسلمانان مبارکباد کلمات کلیدی نوشته شده توسط زیبا وحیدی 91 5 28 1 17 عصر نظر رایحه ظهور سلام بچه ها چند وقتی دلم گرفته کارم گره خورده عاجزانه میخوام با قلبهای مهربونتون دعا کنید اللهم عجل لولیک الفرج کلمات کلیدی نوشته شده توسط زیبا وحیدی 91 4 14 3 55 عصر نظر خجسته تو را نه نام دانم نه نشان تو را ناخوداگاه یافتم از میان تمام ادمها ی غریب غریب تر دیدمت پس تو را بیشتر دوست دارم چون به دنیایم پا گذاشتی بی اجازه بی اراده پس میدانم بی خبر ترکم نمیکنی بی دعوت آمدی و من مجبورم با تکه نانی ازعشق و جرعه ای مهر پذیرایت باشم در این کلبه برای خستگی جانت جز مرهم محبت چیزی نیافتم فانوس هایی در راهت نگذاشتم بر من ببخش چون خواستم دلت را در راه رفتن جا بگذاری تا بهانه ای باشد برای برگشتنت کلمات کلیدی نوشته شده توسط زیبا وحیدی 91 3 15 2 7 عصر نظر مادربزرگ هنوز عطر نان های سنتی اش را حس میکنم هنوزم بوی چوب های سوخته تنورش و بوی تازه نان مشامم را نوازش میدهد سر شیر و بستنی های کاسه ای وای چه حالی داشتم آن سالها به واقع وصف ناشدنی است ساعت کوکی که با نقش یک جغد مزین شده بود با صدای تیک تیک گوش نوازش سینی برنجی که بیشتر اوقات بر روی دیوار کاهگلی آویزان بود طاقچه ای که چپق و کیسه توتون پدربزرگ در آن جا خوش کرده بود شمعدانهایی خوش و آبرنگ مادربزرگ که انگار با بدو ورود ما به ما لبخند میزد آنجا نه از هیاهو خبری بود نه از دود و ترافیک پاک پاک پاک فقط و فقط صدای پرنده ها و شب ها هم صدای جیرجیرک ها ملودی بود برای خودش مادربزرگ با آن چارقد گلدار و بلندش و چشمانی که پر بود از صفا و صمیمیت چروکهایی که انگار میخواستند بگویند که ما رنج های روزگاریم و هر سال چهره مادربزگ را بیشتر در هم می کشید گل های روی پیراهنش خود تجلی ای بود از بوستانهای اطراف ده هرکدام زیبا تر از دیگری برگرفته از الوان درخشان طبیعت و خودش سمبلی بود از شادی و نشاط و نزدیکی اما به دستانش که می نگریستی به کویری از سخت کوشی میرسیدی در مقابل آن زیبایی نقش های دامنش ترک های دستش رنجه ای بر قلبم بر جای میگذاشت حالا او دیگر از میان ما رفته با آن همه خاطره ی رنگارنگ نه او هست نه خبری از صفای آن خانه و ده دوستت دارم یاد همه مادربزرگ ها گرامی کلمات کلیدی نوشته شده توسط زیبا وحیدی 91 1 18 3 27 عصر نظر 1 2 بازدید امروز 1 بازدید دیروز 0 کل بازدیدها 17329 طراحی شده توسط پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ
|