Meta tags:
description= زلف. مو .گیسو ادبی - فرهنگی;
Headings (most frequently used words):
زلف, مو, گیسو, ادبی, فرهنگی, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۸۹ (14), نوشته (14), موسوی (12), شده (11), مهدی (11), ساعت (10), توسط (10), سید (10), تبار (10), اين (10), این (10), وبلاگ (9), است (8), زند (7), شود (7), براي (6), دلم (6), دلگیرم (6), شاعر (5), دست (5), ۱۳۸۸ (4), بهمن (4), اما (4), چرا (4), چشم (4), حال (4), تقديم (4), یکی (4), مثل (4), زلف (3), گیسو (3), شعر (3), يعني (3), فرقي (3), ندارد (3), هميشه (3), دوباره (3), ناز (3), ديگه (3), عشق (3), نمي (3), دلت (3), دور (3), شما (3), شايد (3), خدا (3), غزل (3), نیست (3), قصه (3), ولی (3), وقتی (3), شهر (3), باقری (2), داستان (2), فروردین (2), خرداد (2), مرداد (2), ۱۳۹۰ (2), ۱۳۹۱ (2), ۱۳۹۴ (2), های (2), خانه (2), چشمان (2), آتش (2), دارم (2), تير (2), كند (2), برج (2), ميلاد (2), بايد (2), بار (2), گلم (2), اينجا (2), بيخود (2), شور (2), خورده (2), دنيا (2), پدر (2), سرم (2), پاي (2), دلش (2), سازي (2), خواب (2), خودم (2), گناه (2), نيست (2), سرباز (2), خوب (2), روز (2), انسان (2), سلام (2), سهم (2), نقش (2), نشد (2), شير (2), سالهاست (2), وقتي (2), آخر (2), باز (2), جایی (2), نمی (2), مدتها (2), همیشه (2), همین (2), نماند (2), ماند (2), زمین (2), حرف (2), نبود (2), نگو (2), کار (2), ديگر (2), رژيم (2), مادرم (2), گاهی (2), خالی (2), سخت (2), کسی (2), بوده (2), بالای (2), blogfa, com, شيما, اسلامي, فخر, عليرضا, فولادي, توانا, رویا, نویسنده, روزنامه, نگار, لیلا, نازنین, مهرداد, نصرتی, مريم, پاليزبان, بازيگر, عباس, كريمي, نويس, اميررضا, نوري, پرتو, منتقد, سينما, پیوندها, آذر, اسفند, اردیبهشت, تیر, پیشین, عناوین, آرشیو, پست, الکترونیک, رنگی, وبا, شکلی, پذیرای, شماست, ونقدهایی, دلتنگی, دلبردگی, ودلسوزی, مطالب, قدیمی, سبزي, مستت, همدست, مايي, ترسيده, بودم, دقيقا, ديدم, بزن, اغتشاش, آشنايي, آشوب, خنده, هاي, نگاهت, گيسوي, مخملي, آرزوي, رهايي, بستي, نازنينم, انقلاب, سياهت, دارند, طرح, كودتايي, برايت, جنگي, ردپايي, حواي, چشمت, فكر, آدم, ربايي, مغرورانه, همه, بالا, نگاه, مخاطبم, هواي, حوصله, ابري, روزها, برم, چتر, شال, بارون, زنه, بري, صبر, منو, عمريه, جواب, مونده, سوال, صبد, يادته, پرسيدم, عاشقي, خيلي, كمه, مجال, وقت, جاي, عاشق, مني, خيال, كنه, نقشه, تهران, محو, زخمها, هنوز, نمك, تواند, هوار, كور, يعقوب, دلخوش, پسر, پيرهن, نباش, اينبار, دار, طعنه, منصور, گفتم, انا, الشما, رفت, تاييد, زير, برگه, دستور, فرق, شكافته, خون, شكسته, ناجور, كوك, چشمهاي, توست, خوشم, نفر, بدون, پيشكش, كسي, عمريست, دلخوشم, همين, اشتباهتان, اشتباه, عزيزم, صدا, زديد, يكبار, نترس, گناهتان, دستان, لطفا, سفارشي, بشود, پيش, شاهتان, خجالتي, آيد, سياهتان, گيسويتان, شبيه, چرخد, آسمان, زمين, ماهتان, بانو, چقدر, ساده, گيرا, نگاهتان, يكصد, وبيست, چهار, هزار, يكمين, پيامبر, نجات, فرستاد, پيامبري, همديگه, دعا, كنيم, برنده, تقدير, سيمرغ, بينوا, زود, دير, قيصر, قاف, گوش, ماه, امسال, نيامدي, كشت, داغتان, سرها, قسمت, شمشير, خطيم, تعبير, روي, سكه, هديه, بانوي, چله, بهار, دريچه, قشنگ, روشنت, ميباره, دلگيري, تنها, غربت, تموم, نماز, روزه, هاتون, قبول, خوش, شاهنامه, فرقی, کند, سزارین, رستم, زاد, منت, ریلها, دوشم, پای, پیاده, رساند, قطار, کوتاه, همسفر, شوم, بگو, پلنگ, جنونت, فکر, کمین, شکار, آهوی, زخمی, شکوه, جلوه, دلهره, تکان, رفته, نرفته, حالت, عادی, تلخ, سقط, جنین, زنده, بماند, حیف, کودک, عشقم, نکردم, گلایه, رسم, بدرقه, سکوت, کردم, خوردم, ماندن, تمام, قسمتم, حالی, روزا, گرفتند, زماني, شاعراني, مختار, نيستند, اختيارات, بگذار, حتي, حواسم, وزن, مرا, كنار, گذاشتم, دانم, مراعات, هيچ, منظره, نكن, قيافه, گيرند, قافيه, بيرون, برويم, رديف, جان, نوروز, مبارك, بعد, جدید, خبر, داری, دلیل, پری, فرشته, قبیل, خسته, بازی, شاهی, پشت, اسبی, درگیر, فیل, بودنم, معمایی, کودکی, ناگزیر, معجزه, رود, نیل, دنیا, مرگ, همدستید, مثلث, عشقی, سریع, بکشید, مستطیل, سرنوشتم, شبیه, اسماعیل, سالها, بریده, عمری, گلستان, خورد, خلیل, اهل, بیت, شدم, مثنوی, چشمه, قانعم, توی, بحر, طویل, میرم, دستهای, انتظار, خیابانی, کوچه, روم, مرد, آبانی, انبوهی, اندوه, لبخند, بچسبانی, مردم, بخندانی, درد, بودنت, انتظارت, جای, مهمانی, اینجا, تبارم, خواهند, میر, سیّد, آنجا, جدّم, تنهای, آرانی, هوا, زیباست, سرنوشت, بچه, پایین, تهرانی, برای, ثبت, تاریخ, ادبی, فرهنگی,
Text of the page (random words):
زلف مو گیسو زلف مو گیسو ادبی فرهنگی برای ثبت در تاریخ با دستهای خالی از یک دست چشم انتظار هر خیابانی این کوچه ها را می روم هر شب سخت است نقش مرد آبانی سخت است با انبوهی از اندوه لبخند را بر لب بچسبانی هر شب به هق هق طی شود اما هر روز مردم را بخندانی درد است مهدی بودنت وقتی جایی کسی در انتظارت نیست وقتی که جای خانه ات خالی ست وقتی که هر جا مثل مهمانی اینجا تبارم را نمی خواهند یک موسوی بی میر بی سیّد آنجا پدر جدّم کسی بوده یک شاعر تنهای آرانی بالای شهر من هوا خوب است بالای شهر من زمین زیباست این سرنوشت من ولی بوده یک بچه پایین شهر تهرانی نوشته شده در ۱۳۹۴ ۱۱ ۰۴ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار بعد از مدتها با یه کار جدید تو که از حال من خبر داری من چرا بی دلیل دلگیرم از پری از فرشته از انسان هر چه از این قبیل دلگیرم مثل سرباز خسته از بازی مثل شاهی که پشت پا خورده مثل اسبی که سالهاست دلش شده درگیر فیل دلگیرم موسوی بودنم معمایی است کودکی ناگزیر معجزه ها گاهی از دست مادرم وَ خدا گاهی از رود نیل دلگیرم تو و دنیا و مرگ همدستید باز هم یک مثلث عشقی دور من را سریع خط بکشید من از این مستطیل دلگیرم سرنوشتم شبیه اسماعیل من ولی سالها بریده سرم عمری آتش به این گلستان خورد از نبود خلیل دلگیرم اهل بیت غزل شدم با تو قد یک مثنوی ولی حرف است من به یک چشمه قانعم از تو توی بحر طویل می میرم نوشته شده در ۱۳۹۱ ۱۱ ۰۴ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار نوروز 90 مبارك تقديم به مادرم غزل جان رديف كن تا از اين شعر بيرون برويم وقتي قافيه ها هم براي من و تو قيافه مي گيرند ديگر مراعات هيچ منظره اي را نكن نمي دانم من رژيم را كنار گذاشتم يا رژيم مرا كه حتي ديگر حواسم به وزن هم نيست بگذار اختيارات را براي شاعراني كه مختار نيستند شايد زماني حق ما را گرفتند نوشته شده در ۱۳۹۰ ۰۱ ۱۰ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار یه حالی دارم این روزا نگو که کار خدا و نگو که قسمتم این ست دلت نبود به ماندن تمام قصه همین ست سکوت کردم و خوردم دوباره حرف دلم را نکردم از تو گلایه که رسم بدرقه این ست نشد که زنده بماند چه حیف کودک عشقم و سهم تلخ تو از عشق گناه سقط جنین ست تو رفته ای و نرفته دلم به حالت عادی همیشه دلهره ما پس از تکان زمین ست شکار آهوی زخمی شکوه و جلوه ندارد بگو پلنگ جنونت چرا به فکر کمین ست دوباره آخر قصه یکی نماند و یکی ماند یکی نماند و یکی ماند همیشه قصه همین است نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۱ ۰۲ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار سلام پس از مدتها با دو شعر کوتاه همسفر شما می شوم نه این قطار ما را به جایی نمی رساند باز هم پای پیاده دست کم منت ریلها بر دوشم نیست رستم زاد یا سزارین چه فرقی می کند آخر این شاهنامه خوش نیست نوشته شده در ۱۳۸۹ ۱۰ ۱۷ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار سلام نماز و روزه هاتون قبول وقتي دلگيري و تنها غربت تموم دنيا از دريچه قشنگ چشم روشنت ميباره اين غزل هديه به بانوي چله بهار آن روي سكه دل ما شير مي شود اين خواب سالهاست كه تعبير مي شود فرقي نمي كند كه سر شير يا خطيم سرها هميشه قسمت شمشير مي شود امسال هم نيامدي و كشت داغتان اين ماه ها به عشق شما تير مي شود قيصر نوشته است سر قاف گوش كن اينجا هميشه زود گلم دير مي شود سيمرغ سهم نقش من بينوا نشد شايد دلم برنده تقدير مي شود براي همديگه دعا كنيم نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۵ ۲۹ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار تقديم به پيامبري كه خدا براي نجات اين انسان فرستاد شايد يكصد وبيست و چهار هزار و يكمين پيامبر بانو چقدر ساده چه گيرا نگاهتان مي چرخد آسمان و زمين دور ماهتان گيسويتان شبيه من و روز و حال من مي آيد اين چه خوب به چشم سياهتان سرباز دل ندارد و بي بي خجالتي ست لطفا سفارشي بشود پيش شاهتان دستان من به دست شما اين گناه نيست اما نترس پاي دل من گناهتان يكبار اشتباه عزيزم صدا زديد عمريست دلخوشم به همين اشتباهتان نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۴ ۳۰ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار اين بار بدون پيشكش به كسي تقديم به خودم به خودم كه بيخود دلت براي دلم شور مي زند سازي خوشم كه يك نفر از دور مي زند سازي كه كوك خواب تو و چشمهاي توست اما دلش شكسته و ناجور مي زند فرق دلم شكافته شد خون من چرا تاييد زير برگه دستور مي زند گفتم انا الشما و سرم رفت پاي تو اينبار دار طعنه به منصور مي زند يعقوب دلخوش پسر و پيرهن نباش دنيا هوار بر پدر كور مي زند اين زخمها هنوز نمك خورده تواند بيخود دلت براي دلم شور مي زند نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۴ ۰۵ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار تقديم به برج ميلاد كه از نقشه تهران محو شد فرقي نمي كنه ديگه به حال من تو عاشق مني يا بي خيال من ديگه نه وقت عشق ديگه نه جاي ناز خيلي كمه گلم اينجا مجال من صبد بار يادته پرسيدم عاشقي عمريه بي جواب مونده سوال من هي صبر از منو هي ناز از تو و هي ناز از تو و اي بد به حال من بارون كه مي زنه يعني بايد بري يعني بايد برم كو چتر و شال من نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۳ ۱۶ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار اين روزها هواي حوصله ام ابري ست دوباره مخاطبم برج ميلاد كه مغرورانه همه را از بالا نگاه مي كند حواي چشمت هميشه در فكر آدم ربايي هر جا كه جنگي به پا شد از چشم تو ردپايي مرداد يا تير خرداد فرقي برايت ندارد چشمان تو دست دارند در طرح هر كودتايي بستي چرا نازنينم آن انقلاب سياهت گيسوي تو مخملي و در آرزوي رهايي آشوب كن در دل من با خنده هاي نگاهت آتش بزن هر چه دارم با اغتشاش آشنايي ترسيده بودم من از تو اما دقيقا كه ديدم سبزي چشمان مستت يعني كه همدست مايي نوشته شده در ۱۳۸۹ ۰۲ ۲۷ ساعت توسط سید مهدی موسوی تبار مطالب قدیمی تر زلف مو گیسو با هر رنگی وبا هر شکلی پذیرای نوشته های شماست شعر داستان ونقدهایی از سر دلتنگی دلبردگی ودلسوزی خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین بهمن ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۱ فروردین ۱۳۹۰ بهمن ۱۳۸۹ دی ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ پیوندها وبلاگ اميررضا نوري پرتو منتقد سينما وبلاگ عباس كريمي داستان نويس و شاعر وبلاگ مريم پاليزبان بازيگر و شاعر وبلاگ شاعر نازنین مهرداد نصرتی وبلاگ نویسنده و روزنامه نگار لیلا باقری وبلاگ شاعر توانا رویا باقری وبلاگ عليرضا فولادي وبلاگ شيما اسلامي فخر blogfa com
|