If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: azimidr.blogfa.com - .

site address: azimidr.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Friday 19 June 2026 22:38:01 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:


page from cache: 6 hours ago
Meta tags:
description=پزشک خانواده اطلاعات پزشکی وبهداشتی وخاطرات;

Headings (most frequently used words):

در, از, به, من, عمل, اتاق, که, بود, پزشکی, با, این, جراحی, خدا, استاد, بسیار, همه, ها, منو, دوستم, رو, بیمار, خود, بعد, مثل, ما, داستان, جدایی, است, پزشک, خانواده, تازه, وارد, بخش, شده, بودم, خوبی, داشتم, زمینه, آموزش, میداد, او, دکترسیمون, شبانی, جراح, بسیارماهری, یک, یهودی, متدین, متعهد, اکثر, عملها, کنار, خودش, میبرد, برا, منم, خیلی, جالب, مهیج, اصولا, دنیای, جایگاه, خاصی, داره, لباس, ویژه, میپوشیدیم, وحالی, اونوقت, میکردم, قابل, بیان, نیست, هرگز, تکرار, نشد, معمولا, نزدیکان, پشت, جمع, می, شدند, تا, احوالی, مریض, بپرسند, هم, مسابقه, میدادیم, زودتر, خارج, شیم, توفیلمها, همراهان, جمله, بگیم, تمام, تلاشمونو, کردیم, بقیه, اش, خداست, حالی, هیچکاره, بودیم, وفقط, لطف, مارو, راه, میدادند, اتمام, دوره, چه, حرکت, خندیدیم, جوونی, دیگه, اطلاعات, وبهداشتی, وخاطرات, خوش, آمدید, دعا, حافظی, تقدیم, دوستانم, بهاران, مبارک, امتحانات, برف, مهر, درویش, بابام, بی, انصاف, معلم, دختر, دهاتی, تو, فیلم, عینکم, حسان, حسین, عجب, فضایی, فضای, وبلاگ, وصیتـی, زیبـا, مانـدگار, آلبـرت, انیشتیـن, پدر, پسر, نزدیک, مثنوی, قبولی, رشته, خاطره, عشقبازی, اهالی, دهات, میرویم, فاصله, مرگ, وزندگی, گرفتار, انتظار, سالن, تشریح, زایمان, اولین, روز, معلمی, حج, دخترک, پیر, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
شده (50), بود (48), نوشته (36), ساعت (35), توسط (31), دکترعظیمی (30), است (28), این (26), ۱۳۹۱ (23), بودم (19), برای (18), 2012 (17), شدم (16), کردم (15), گفت (14), کرد (13), شنبه (12), خود (12), داشت (11), بسیار (11), مرا (11), خدا (11), گفتم (10), ولی (10), دیگه (10), همه (10), ادامه (10), برف (10), فروردین (9), دیدم (9), محمد (9), یکی (9), سالن (9), پزشکی (8), چند (8), چون (8), جسد (8), نیست (8), 2013 (7), 2014 (7), دست (7), دکتر (7), قرار (7), دوشنبه (7), آنروز (7), کسی (7), بعد (7), نزدیک (7), بیرون (7), روی (7), میکرد (7), عمل (7), آموخت (7), بابام (7), های (6), هرگز (6), اون (6), دادم (6), مثل (6), اول (6), خیلی (6), منو (6), خودم (6), شود (6), تشریح (6), چشم (6), سخت (6), بودند (6), چرا (6), بیمار (6), روزی (6), باید (6), کند (6), کنید (6), نسبت (6), دوست (6), مهر (6), ۱۳۹۲ (6), وبلاگ (5), پزشک (5), دارد (5), وارد (5), اولین (5), اینکه (5), دور (5), کار (5), دعوت (5), #داستان (5), نمی (5), کنم (5), دید (5), سال (5), وقتی (5), شهر (5), تازه (5), زایمان (5), خارج (5), هیچ (5), باز (5), اینجا (5), اردیبهشت (5), جان (5), راه (5), اگر (5), پنجشنبه (5), گاه (5), بیست (5), ماشین (5), متوجه (5), فضای (5), پدرم (5), بیمارستان (5), دنیا (5), اتاق (5), نمدم (5), خانه (4), بار (4), جراحی (4), نام (4), داره (4), پسر (4), همیشه (4), پیش (4), پدر (4), وقت (4), آمد (4), نظر (4), عجب (4), چهاردهم (4), رفتم (4), صدا (4), بالا (4), شروع (4), حالی (4), نبود (4), دقیقه (4), میکردم (4), صدای (4), گرفتم (4), صبح (4), فقط (4), یادم (4), بهم (4), سوم (4), مطب (4), بقیه (4), رسیده (4), رسیدن (4), گاهی (4), بدون (4), شاید (4), جاده (4), تنها (4), خاطره (4), شعر (4), دانشجویی (4), دوستانم (4), داشته (4), مردی (4), زیر (4), تمام (4), کرده (4), برایم (4), بگذارید (4), بدهید (4), عشق (4), هایم (4), باد (4), حسین (4), خانواده (4), آموختم (4), مادرم (4), همی (4), جنس (3), زند (3), طبابت (3), نشسته (3), پیر (3), دختر (3), ویزیت (3), درمان (3), روز (3), دخترک (3), پسرک (3), خوش (3), پول (3), داشتم (3), بهش (3), شما (3), روستا (3), آخه (3), یاد (3), دعا (3), افتادم (3), زیاد (3), مدرسه (3), بهتر (3), معلم (3), مهم (3), خدمت (3), وضعیت (3), انجام (3), نداشتم (3), نداشت (3), شدند (3), دوستان (3), آخر (3), دوستم (3), اجساد (3), آره (3), میکنی (3), یکشنبه (3), لطف (3), منتظر (3), عالم (3), خدایا (3), گرفتار (3), بخش (3), کوچه (3), هایی (3), میکردند (3), مردم (3), وچند (3), مرگ (3), ببینید (3), راهی (3), ایستاد (3), خبر (3), هشتم (3), رسیدم (3), جلوتر (3), دیده (3), سرد (3), امروز (3), خدای (3), خرداد (3), سالها (3), طلب (3), احساس (3), کنند (3), صورت (3), زندگی (3), کنار (3), آخرین (3), وفقط (3), وجودم (3), تقدیم (3), زنده (3), زندگیم (3), بستر (3), دهند (3), چیزی (3), هایش (3), آنچه (3), هفتم (3), فضایی (3), انسانها (3), همدیگرو (3), حتما (3), میشه (3), میتوان (3), شهریور (3), زیباتر (3), سبز (3), خسته (3), اکنون (3), غریبان (3), بهترین (3), ازم (3), هلال (3), احمر (3), سبزۀ (3), گیتی (3), باغ (3), اسفند (3), بهاران (3), خاطرات (2), اطلاعات (2), خاک (2), کوچک (2), تصاویر (2), تعدادی (2), بیماران (2), زنی (2), کوتاه (2), بلند (2), مادر (2), مرد (2), همراهش (2), بچه (2), چطور (2), چهره (2), بله (2), بیماری (2), جراح (2), کودکی (2), توجه (2), نشد (2), قهاوند (2), همدان (2), وهر (2), عظیمی (2), ماشالله (2), مکه (2), باور (2), رفتن (2), دوران (2), مالی (2), وچه (2), ناشناس (2), معمولا (2), افراد (2), نشون (2), آقای (2), مدیر (2), نگاه (2), اتهام (2), اداره (2), وضع (2), کلاس (2), بودی (2), وبه (2), فارغ (2), عمیق (2), فریاد (2), نزد (2), آوردند (2), درسهای (2), ترم (2), ارایه (2), میشد (2), خصوصا (2), دالان (2), بیشتر (2), بعلت (2), دانشجوها (2), رفتند (2), زودتر (2), ودر (2), محل (2), مورد (2), پنهان (2), درب (2), خبری (2), فرمالین (2), لحظه (2), زده (2), وسیله (2), نمیدونم (2), گذشت (2), میاد (2), زدم (2), بداخل (2), مسئول (2), شنیدم (2), میگفت (2), کنی (2), بخودم (2), برد (2), بیستم (2), گوش (2), توام (2), انتظار (2), دادی (2), فکر (2), چیز (2), نشه (2), قلبی (2), بیا (2), کیف (2), مرکز (2), ترک (2), مشغول (2), مردمی (2), جهان (2), نداشتند (2), میبردند (2), پزشکان (2), فاصله (2), گمان (2), نگریست (2), دادن (2), رویم (2), برسیم (2), آلایش (2), خوب (2), کردند (2), متر (2), کمتر (2), آوردم (2), آرام (2), هوا (2), کشید (2), کیلومتر (2), خودمو (2), اصلی (2), زمین (2), خواب (2), ارتباط (2), دیدن (2), علم (2), مثنوی (2), زمان (2), دوره (2), قبولی (2), باشند (2), پیوند (2), آنرا (2), رشته (2), نمیکرد (2), میزد (2), وبسیار (2), ساده (2), بکناد (2), میگویم (2), گوید (2), کشد (2), ناز (2), باره (2), پشت (2), شیشه (2), دستگاه (2), مصنوعی (2), یکبار (2), زیادی (2), خیابان (2), سینه (2), گرفته (2), تصادف (2), گوشه (2), نیمه (2), استخوان (2), جدایی (2), تیر (2), فرا (2), خواهد (2), رسید (2), تخت (2), مغز (2), هزار (2), دیگران (2), کمک (2), حیات (2), چشمهایم (2), انسانی (2), هدیه (2), قلب (2), کشیده (2), سلول (2), بردارید (2), پیدا (2), آنها (2), باقی (2), بسپارید (2), دفن (2), دهید (2), محبت (2), وصیتـی (2), زیبـا (2), مانـدگار (2), آلبـرت (2), انیشتیـن (2), آموختند (2), انسان (2), تمرین (2), رنگ (2), کنه (2), بودیم (2), هنوز (2), حتی (2), میهمانی (2), قبل (2), عینکم (2), یکم (2), استاد (2), میداد (2), خودش (2), منم (2), جالب (2), ویژه (2), نهم (2), روزگاران (2), سالی (2), محرومیت (2), زیبا (2), زیباست (2), دیگری (2), دهاتی (2), انصاف (2), میکنم (2), اجازه (2), میخوای (2), طوری (2), ناله (2), آروم (2), بیدار (2), بهمن (2), پاک (2), تهران (2), آرزو (2), نکنم (2), نیز (2), دارو (2), توان (2), پرسید (2), ونسخه (2), اینترن (2), رزیدنت (2), حساب (2), دیگر (2), آمین (2), العالمین (2), امسال (2), درس (2), کسانی (2), مؤید (2), سبزه (2), بلبل (2), نشاط (2), آید (2), خنده (2), گویی (2), پیرهن (2), برزن (2), جمعه (2), ایزد (2), جبران (2), blogfa, com, سقوط, آزاد, لیلیوم, پیوندها, 2011, پیشین, عناوین, آرشیو, مجموعه, شخصی, بهداشتی, نگاشته, خادمی, بیمارانش, بوسه, وامید, قدمی, جهت, کاهش, آلام, آدمیان, بردارد, مطالب, قدیمی, پنجم, ذیل, مربوط, میز, باقد, وچهره, معصوم, چین, وچروک, ازجام, سلام, میانسالی, تعجب, بطور, مادزادی, پیرزنها, مبتلا, نوعی, نادر, بافت, کلاژن, بنام, کوتیس, لاکسا, ودقیقا, فتق, معرفیش, وبیماریش, کتبا, گزارش, بعداز, جراید, تیتر, دختری, وبسیارخوشحال, کانون, گرفت, وکمکهایی, درمانش, دریافت, هرچند, نامی, درجایی, رادید, تشخیص, داد, برده, نشانی, لذت, خودشو, دوازدهم, کوچکی, مادرش, معالجه, آوردش, عقب, مانده, ذهنی, وهم, معلولیت, جسمی, هوش, زبان, کشوی, میزم, خرد, پنجا, تومنی, میدادم, بستنی, بخره, لهجه, مخلوط, ترکی, فارسی, بری, ایشالله, حقیقتش, ذهن, اجتماعی, یکروز, همسایه, پایین, مطبم, وگفت, تلفن, باورتون, نمیشه, بعنوان, کاروان, سرشناس, میکنن, ونام, روم, عوض, وابلاغمو, اسرار, سرمو, معنای, تفهیم, تکان, اومدن, نداری, فهمیدی, نکردی, موها, قرطی, هاست, برو, کوتاهشون, انروز, دبیرستان, اسم, پله, میرفتم, شیمی, دبیرستانم, دبیرستانهای, مغرفی, خدمتتم, وبرخلاف, نفرستادن, تربیت, التحصیل, شاگرد, معلمی, متحیر, روسری, نگهداشته, سرش, نیفتد, کشیدمتوجه, بیماررادر, جنین, میچرخاندم, زائو, درد, مرحله, فعال, فرصت, کاری, بغیر, پانزدهم, آناتومی, تنه, درسی, جذاب, وسخت, میکردی, کناری, دانشگاه, 4تا5جسد, تهیه, مشکلات, شرعی, دسترسی, گذاشتیم, قایم, بشیم, وهمه, بریم, جسدها, ومسئول, بانهیبی, جانمونه, بست, مطمئن, بلندتر, ترسیدم, بوی, اندازند, تافیکس, سرسام, آور, جام, تکون, نخوردم, ارواح, دوروبرم, میچرخند, جرات, نکردم, شوم, همونجا, خشکم, ارتباطی, جوری, کردن, طرف, تلنگری, شجاع, باش, ورودی, ونوری, تابید, بذارینش, اونجا, جدید, آورده, تصمیم, بیام, بیاد, فعلی, وماندن, بهتره, ماندم, ازبوی, خفه, نشدی, باباجون, خواستی, بگی, کافیه, سابقه, اینکارهارو, وفوری, قصد, بعدسبیلشو, چرب, وبراحتی, جسدهارو, زیرورو, میکردیم, دوستمو, فرداش, نموندی, رفت, امیدوارم, بدونی, خطابم, توئی, میدانی, امشب, بیقرارم, منتظرت, بدترین, عذابه, آنقدر, کردی, حقم, بزنی, بزرگی, مکرر, مسلم, عزیز, نشو, درویشها, مهمون, هیچکس, یازدهم, ساعت10, خانمی, هراسان, دستم, دامانت, بدبخت, شوهرم, مدتهاست, ریوی, دیشب, بیهوش, ببین, فایده, ببریمش, برداشتم, افتادیم, کیلومتری, گذشتیم, لرزه, فیکون, تایری, کهنه, بازی, ومردانی, سایه, دیواری, خورده, رویت, گذر, غافله, عمر, شباهتی, شان, ایران, مهد, تمدن, حاشیه, کوتاهه, بخونید, روستارسم, مریضی, حال, خرابی, معاینه, وباید, تعیین, استان, برود, امیدی, هست, یاخیر, اغلب, بضاعت, وتوان, بقول, end, stage, تحمل, آفرین, بسپارد, وزندگی, دانی, ابتدای, آغاز, دهد, آنكه, خواسته, باشی, نرفت, دورت, مسیر, آنکه, کجایش, دانیم, رویـم, برسیـم, میرویم, شکر, عاشقانه, مراجعین, روستائیم, بخاری, نفتی, جمعند, وهمچنان, کاملا, حالم, ودیدم, آمدند, ماشینشان, بردند, وحسابی, گرمم, کارمندان, کشاورزی, ماشینم, بسراغم, وعلامت, لندرور, سختی, انرژی, دستهای, ولرزانم, بسختی, لندروری, جلو, میامد, سوز, صندلیهای, پیچیدم, ناامید, میشدم, ورزش, نزنم, طول, بودوسرویس, معلمها, کشیدم, وخامت, اوضاع, تعطیل, فرعی, اختیار, کفم, وماشینم, منحرف, پهلوی, خوابید, بختی, حدود, پرایدمو, خریده, استارت, گانه, یگانه, گذاردم, وراه, 50کیلومتر, آنطرفتر, ولایتشان, مردد, بروم, خیر, وای, پنجره, پذیرایی, نگاهی, انداختم, عشقبازی, اهالی, دهات, چهارشنبه, کلیک, وکیلی, گیر, ندید, غذای, خوابگاه, لواشی, پنیری, قناعت, سرودم, وچون, قول, داده, وبلاگم, عزیزی, تجربه, خواندن, ممکن, ورشته, انتخابی, مشابه, ونوعی, نوستالژیک, ایجاد, کاستی, ببخشایید, ششم, قرائت, صحیح, روخوانی, دین, تشویق, کرفته, ایم, خدایی, وبرای, امثال, بارها, ومخارج, حروف, درست, ادا, بخدا, پیوست, اینرا, صرف, ونحو, نمیدانست, نمازش, حرف, لوطی, منش, عمو, جانم, فوت, ریش, وعبا, قبا, انالله, انا, الیه, راجعون, شانزدهم, همنشین, علی, خدایت, رحمت, تکیه, قضا, کوهی, پشتوانه, بیاید, پدرت, همان, اخم, غره, لیک, شیرینی, شیرین, هردمی, موهایش, صفا, دائم, پدری, جانش, مون, نمیدونستیم, نمیدانم, ممنوع, الملاقات, icu, تنفس, مبارزه, ببینه, شهرک, فرهنگیان, وآن, نقلیه, تردد, پای, پیاده, سرما, رمقم, بریده, دستهایم, لرزید, وقلبم, اظطراب, میگفتم, انشالله, بابای, زمستانی, مظلومانه, وغریبانه, بصورت, بستری, گذشته, سنگینی, باریدن, روح, آنشب, ازدردخرد, شدن, بلکه, ازدردبیدرمان, یتیمی, نالید, جسم, آنجا, ملحفه, سفید, پاکیزه, چهار, طرفش, تشک, رفته, گیرد, آدم, مرده, هستند, کنارم, گذرند, بگوید, افتاده, علت, دانسته, ندانسته, پایان, چنین, تلاش, نکنید, شکل, استفاده, برگردانید, ندانید, بنامم, جسمم, طلوع, آفتاب, نوزاد, شکوه, ندیده, قلبم, دردهایی, پیاپی, آزار, دهنده, ندارد, خونم, نوجوانی, اند, کمکش, بماند, نوه, ببیند, کلیه, زندگیش, ماشینی, بستگی, هفته, خون, تصفیه, عضلاتم, اعصابم, پاهای, کودک, فلج, بزنید, بکاوید, لازم, رشد, لالی, بتواند, رگه, بزند, ناشنوایی, زمزمه, باران, اتاقش, بشنود, ماند, بسوزانید, خاکسترم, گلها, بشکفند, وجود, خطاهایم, ضعفهایم, تعصباتم, همنوعانم, شوند, گناهانم, شیطان, روحم, داشتید, خیری, نیازمند, شماست, کلام, آمیزی, بگویید, خواهم, باشیم, بامید, واقعی, اینگونه, رفتار, آری, فضامجازیست, وحسنش, همین, مجازی, بودنش, نکنند, انگشت, بسوی, نشانه, نروند, یکدیگرو, گناه, میتونن, درک, ومیتونن, خلاف, برخورد, منافع, مادی, ومطامع, حیوانی, حکم, فرما, ونژاد, ملیت, مذهب, نوع, ورزید, ایرونیها, تشنه, سالم, هستیم, واقعا, روابط, انسانیه, میکنه, همدیگه, وعاشق, همدیگر, خدایش, بیامرزدبرایش, مهندس, عمران, پایه, ممتاز, بسیاری, همت, نان, سفره, گذارده, واز, نیکی, برادر, بزرگترم, دلها, حکومت, وپس, مرگش, شهرم, عزادار, بدنیا, آمدم, اختلاف, سنی, نداشتیم, بزرگ, شدیم, رفیق, داشتیم, ورزیدیم, نمیکردم, بتونم, بدم, اما, الان, ومن, نفس, کشم, طاقتی, خندیدم, وشاد, غافل, پاره, تنم, بخاک, سپردم, اوبود, وقتیکه, حسان, سیزدهم, برادرم, روحش, شاد, بهشتیان, متنعم, وخدایش, دنیایی, برگها, انبوهی, میدیدم, وشاخه, نمیدیدم, برگ, درختان, ترند, کدام, تنهایی, نوازند, تفکیک, سره, ناسره, قیافه, متری, دریافتم, عمق, دیدنش, عادت, وشفاف, ازآنست, اندازه, بینند, خرید, عینکی, چشمم, میزدم, آغوش, نرمی, ومهربانی, درگوشم, مبارکت, باشه, بهت, نزدیکان, جمع, احوالی, مریض, بپرسند, مسابقه, میدادیم, شیم, مارو, میدادند, اتمام, حرکت, خندیدیم, جوونی, هیچکاره, توفیلمها, همراهان, جمله, بگیم, تلاشمونو, کردیم, خداست, خوبی, زمینه, آموزش, دکترسیمون, شبانی, بسیارماهری, یهودی, متدین, متعهد, اکثر, عملها, میبرد, برا, مهیج, اصولا, دنیای, جایگاه, خاصی, لباس, میپوشیدیم, وحالی, اونوقت, قابل, بیان, تکرار, فیلم, سعدی, مهری, برون, نیاید, الا, ندارم, آموزه, ماست, کجا, جست, کمترین, دارایی, تقسیم, اوج, پاکدامن, سیرت, برتر, بشویم, وببینم, جور, دقیقا, خواهرم, وبا, وبی, مهربان, داشتنی, تزریقات, ازدواج, پیشم, پینه, بسته, پوست, صورتش, خشک, ضعف, چشمهای, نجیبش, برقی, بلور, دهم, شدیدا, گریست, رضا, اومده, سرت, بگردم, میای, خونه, کارو, بخاطر, پندار, غلطم, نبخشیدم, ندادم, حرفی, بزنه, چیکار, اگه, بگو, بیخبر, دزدکی, جیبم, برداری, سرمه, سرعت, دستشو, محکم, مفاصلشو, وانمود, بیداریش, نشم, رختخوابمو, انداخته, شلوارمو, بالای, سرم, گذاشتم, رختخواب, کارم, برگشته, درو, ومنتظرم, نقاب, حقیقی, وتوسط, نقل, باشد, قریب, نجاتم, وخودم, سکونتم, افغانی, محقرم, شیوه, اجرا, مناسب, دارم, تشکلی, متخصصان, باشم, امروزه, اخلاقی, رایج, الزحمه, همراه, تجویز, اقتصادی, مریضم, رودر, بگیرم, دارویی, بیمارنسخه, انگار, زندگیمو, جعبه, آمپول, دادند, وجهی, تختی, خوابیدم, اسمت, چیه, هرجوری, رساندم, نالان, میانسال, پسرم, نگرانی, نشدم, میمرد, آمپولها, بعدا, دانستم, آنتی, بیوتیکی, کفلین, نیاز, نوجوان, وپیکر, پولم, موبایل, موندم, مجهول, اومدم, برم, سوار, فاجعه, اکسترن, دورشو, گرفتند, سوالی, ندادند, آقا, غریبم, کجاست, بپرسی, سریع, بگیر, کیشی, پسرشونم, استادشون, اومد, بابامو, نسخه, نوشت, امید, ودردمند, بیمارستانی, طالقانی, روش, خوابیده, دانشجو, اومدند, سین, وجیم, تموم, تجربگیم, پاچه, کنارش, نوزدهم, خواهند, صوف, کیجا, بیتی, باباطاهر, عریان, پست, درویشان, ادعا, درویش, سالهامهر, تخصصی, هیچوقت, نگیر, ومرا, قدر, دان, قرارده, آموزگارم, استادم, هفدهم, هنگام, دورخ, خودرو, خیز, برآید, سنبل, برآییم, طاووس, قمری, تکاپو, فکنی, ازین, سوی, بدان, برق, همچو, نیزۀ, زرین, وان, ابر, تیغ, نیرو, رعد, کوس, قوّت, دشت, لالۀ, کشت, نعره, بیدل, بهار, پار, آراسته, خرّم, نیکو, دگر, رسته, نبینی, آیا, برباد, شاداب, خاموش, مرغ, سخنگو, بیایید, بپرسید, دهقان, کان, دولت, دیروزی, برهنه, بید, گرانبار, شاخۀ, ناژو, منقار, زاغ, شیر, بیالوده, بچۀ, هندو, گوهر, ارزنده, لولوء, شهوار, کـز, بـرف, بوَد, بــر, تارک, تیهو, کوراست, کنون, بالش, گرانمایه, خوابگه, دامان, فرو, چیده, دامنش, گِل, آلوده, نگردد, دخترکان, زانو, پوشیده, سرو, سیم, عیان, سیمبری, ساعد, بازو, شاخ, خرامید, مشکو, گرایید, گلخانه, سرخ, زنبور, کندو, بــگریخته, بازار, گردون, سیاهی, پرِّ, پرستو, سپیدی, سینۀ, شهباز, امـسال, گـرامـیسـت, بـسی, آمـدن, ثابتی, گرما, سردی, زمستانتون, زمستان, شعری, حسابی, عرقمو, درآورد, چندسال, ودانشگاه, ییش, هیچی, خوندن, وامتحان, امتحانات, هرروزتان, نوروز, نوروزتان, پیروز, نوازد, واراده, تحویل, احوال, محترمتان, رستاخیز, طبیعت, نغمه, سبزساز, بنفشه, یاسمن, جامه, مبارک, بعدی, آرامش, بیداریشان, آسایش, زندگیشان, عشقشان, ثبات, عهد, مهرشان, وفا, عمرشان, عزت, رزقشان, بركت, وجودشان, صحت, عطا, بفرما, 1392, پروردگارا, دراین, روزهای, پایانی, درسایه, تبارک, عیدهمگی, بودمبارک, ۱۳۹۳, ارادتمند, موفق, سلامتی, باشید, عزیزم, نگهدارتان, برگردم, جای, قطعا, ملاحظه, کامنت, مراجعه, لطفا, بنده, نظرات, صائب, بهره, مند, سازید, ممنونم, حافظی, کننده, ندارند, توفیق, بده, صفحه, آمدید, وبهداشتی, وخاطرات,


Text of the page (random words):
به روزگاران مهری نشسته بر دل کز دل برون نیاید الا به روزگاران نوشته شده در یکشنبه نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 10 27 am توسط دکترعظیمی مثل تو فیلم ها تازه وارد بخش جراحی شده بودم استاد بسیار خوبی داشتم که در همه زمینه ها به من آموزش میداد او دکترسیمون شبانی جراح بسیارماهری بود یک یهودی متدین و متعهد در اکثر عملها منو کنار خودش به اتاق عمل میبرد برا منم خیلی جالب و مهیج بود اصولا جراحی در دنیای پزشکی جایگاه خاصی داره من و دوستم لباس ویژه ی جراحی رو میپوشیدیم وحالی که اونوقت میکردم قابل بیان نیست و هرگز تکرار نشد معمولا نزدیکان بیمار پشت در اتاق عمل جمع می شدند تا احوالی از مریض خود بعد از عمل بپرسند منو دوستم با هم مسابقه میدادیم که زودتر از اتاق عمل خارج شیم و مثل توفیلمها به همراهان بیمار این جمله رو بگیم ما تمام تلاشمونو کردیم بقیه اش با خداست این در حالی بود که ما در اتاق عمل هیچکاره بودیم وفقط با لطف استاد مارو به اتاق عمل راه میدادند بعد از اتمام دوره پزشکی چه بسیار به این حرکت خود خندیدیم جوونی بود دیگه نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 11 0 am توسط دکترعظیمی داستان عینکم مرا در آغوش کشید وبه نرمی ومهربانی درگوشم گفت مبارکت باشه ماشالله بهت خیلی میاد عینکم رو میگفت اولین عینکی بود که به چشمم میزدم او برایم خرید تا آنروز گمان میکردم همه دنیا به اندازه من می بینند ولی آنروز متوجه شدم که دنیا بسیار زیباتر وشفاف تر ازآنست که من سالها به دیدنش عادت کرده بودم بله آنروز من دریافتم که خیابان عمق دارد قیافه ها رو میشه از چند ده متری هم دید برگ درختان سبز ترند وهر کدام به تنهایی چشم نوازند تا قبل از آن از دید عمیق و تفکیک سره از ناسره در وجودم خبری نبود برگها را انبوهی سبز میدیدم وشاخه های زیر آنرا نمیدیدم او مرا به میهمانی دیدن زیباتر دنیا برد وخدایش او را به میهمانی دنیایی زیباتر حسین برادرم را میگویم روحش شاد ودر نزد بهشتیان متنعم باد نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 10 46 pm توسط دکترعظیمی جدایی حسان از حسین اوبود وقتیکه که من بدنیا آمدم اختلاف سنی زیادی نداشتیم با هم بزرگ شدیم رفیق بودیم همدیگرو دوست داشتیم به هم عشق می ورزیدیم هرگز فکر نمیکردم که بدون او بتونم به زندگیم ادامه بدم اما الان نزدیک به دو سال است که او مرا ترک کرده ومن هنوز نفس می کشم خدای من چه طاقتی به من دادی حتی در این دو سال گاهی خندیدم وشاد بودم غافل از اینکه پاره تنم را بخاک سپردم او حسین بود برادر بزرگترم مردی که بر دلها حکومت میکرد وپس از مرگش مردم شهرم عزادار شدند حسین مهندس عمران پایه یک ممتاز بود افراد بسیاری را دیدم که با همت او نان بر سفره خانواده گذارده واز او به نیکی نام میبردند خدایش بیامرزدبرایش دعا کنید نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 11 33 pm توسط دکترعظیمی عجب فضایی است این فضای وبلاگ عجب فضایی است این فضای وبلاگ انسانها رو بهم نزدیک میکنه با همدیگه دوست می کنه وعاشق همدیگر می کنه بدون اینکه همدیگرو دیده باشند واقعا آخر روابط انسانیه خصوصا برای ما ایرونیها که تشنه ارتباط سالم هستیم اینجا میشه تمرین کرد انسانها رو میتوان فارغ از جنس و رنگ ونژاد و ملیت و مذهب دوست داشت و نسبت به هم نوع خود عشق ورزید اینجا میشه تمرین کرد که در برخورد دو انسان حتما منافع مادی ومطامع حیوانی حکم فرما نیست انسانها میتونن همدیگرو درک کنند ومیتونن بر خلاف آنچه که به ما آموختند یکدیگرو با چشم گناه نگاه نکنند و انگشت اتهام رو بسوی هم نشانه نروند آری این فضامجازیست وحسنش هم به همین مجازی بودنش است بامید روزی که در فضای واقعی هم ما اینگونه نسبت به هم رفتار انسانی داشته باشیم عجب فضایی است این فضای وبلاگ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۱ ساعت 12 28 am توسط دکترعظیمی وصیتـی زیبـا و مانـدگار از آلبـرت انیشتیـن وصیتـی زیبـا و مانـدگار از آلبـرت انیشتیـن روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است در چنین روزی تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید بگذارید آن را بستر زندگی بنامم بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند استخوان هایم عضلاتم تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید هر گوشه از مغز مرا بکاوید سلول هایم را اگر لازم شد بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید تا گلها بشکفند اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید عمل خیری انجام دهید یا به کسی که نیازمند شماست کلام محبت آمیزی بگویید اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید همیشه زنده خواهم نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۳۹۱ ساعت 1 7 am توسط دکترعظیمی جدایی پدر از پسر تقدیم به روح پدرم که آنشب نه ازدردخرد شدن استخوان بلکه ازدردبیدرمان یتیمی من می نالید در یک شب سرد زمستانی پدرم مظلومانه وغریبانه در گوشه ای از بیمارستان بصورت ناشناس بستری شده بود شب از نیمه گذشته و برف سنگینی باریدن گرفته بود برایم خبر آوردند خانه ما در شهرک فرهنگیان با فاصله زیادی از شهر بود وآن شب هیچ وسیله ی نقلیه ای در خیابان تردد نمیکرد پای پیاده راه افتادم رفتم سرما رمقم را بریده بود دستهایم می لرزید وقلبم داشت از سینه ام بیرون میزد اظطراب تمام وجودم رو گرفته بود با خودم میگفتم انشالله آن مرد تصادف کرده بابای من نیست نمیدانم چطور به بیمارستان رسیدم پدرم ممنوع الملاقات بود وفقط برای آخرین بار از پشت شیشه icu او را دیدم که زیر دستگاه تنفس مصنوعی با مرگ مبارزه میکرد شاید برای اینکه یکبار دیگه وفقط یکبار دیگه منو ببینه ولی هر دو مون نمیدونستیم این آخرین باره که در کنار جسد بی جانش یادم آمد همه آن خاطره ها با پدرم کودکی ناز که دائم پدری می کشد دست خود از روی صفا هردمی بر سر و بر صورت و بر موهایش زندگی خاطره ای شیرین است لیک شیرینی آن با پدر است با همان اخم پدر یا که یک چشم غره یا که گوید مادر گر بیاید پدرت میگویم پدرم چون کوهی پشتوانه ام بودی تا که این دست قضا کرد مرا بی تکیه پس خدایت همه رحمت بکناد همنشین علی و آل محمد بکناد نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 11 34 am توسط دکترعظیمی خدا نزدیک است انالله و انا الیه راجعون چند روز پیش عمو جانم فوت کرد مردی که ریش وعبا و قبا نداشت وبسیار ساده و لوطی منش بود مردی که در نمازش با خدا حرف میزد من اینرا با چشم خودم دیده بودم ولی علم صرف ونحو نمیدانست ومخارج حروف را درست ادا نمیکرد در هر صورت او بخدا پیوست خدایی که به او خیلی نزدیک بود وبرای امثال من که بارها بعلت قرائت صحیح و روخوانی از دین مورد تشویق قرار کرفته ایم خیلی دور نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1 58 pm توسط دکترعظیمی مثنوی قبولی در رشته پزشکی این مثنوی را در زمان دانشجویی سرودم وچون به یکی از دوستانم قول داده بودم در وبلاگم قرار دادم دوستان عزیزی که دوره دانشجویی را تجربه کردند با خواندن این شعر ممکن است نسبت به قبولی ورشته انتخابی خود احساس مشابه ای داشته باشند ونوعی پیوند نوستالژیک با آن ایجاد کنند کاستی های آنرا بر من ببخشایید سالها دل طلب علم طبابت میکرد با لواشی و پنیری که قناعت میکرد برای دیدن بقیه شعر کلیک کنید ولی خدا وکیلی زیاد گیر ندید شعر دانشجویی دیگه مثل غذای دانشجویی خوابگاه و ادامه نوشته نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 1 46 pm توسط دکترعظیمی خاطره عشقبازی با اهالی دهات 3 صبح از خواب بلند شدم از پنجره پذیرایی که تنها محل ارتباط ما با فضای بیرون بود نگاهی به کوچه انداختم وای خدای من نزدیک به یک متر برف روی زمین نشسته بود مردد شدم امروز مطب بروم یا خیر 50کیلومتر آنطرفتر مردمی منتظر تنها پزشک ولایتشان بودند دو گانه ای برای یگانه گذاردم وراه افتادم ماشین پرایدمو که تازه خریده بودم استارت کردم همه چیز در جاده اصلی که حدود 15 کیلومتر بود خوب بود تا به جاده فرعی رسیدم چند کیلومتر جلوتر اختیار ماشین از کفم خارج شد وماشینم از جاده منحرف و روی پهلوی چپ خوابید با بد بختی خودمو از ماشین بیرون کشیدم تازه متوجه وخامت اوضاع شدم مدرسه ها تعطیل شده بودوسرویس معلمها هم آنروز از جاده نمی گذشت هوا بسیار سرد بود شروع به ورزش کردم تا یخ نزنم این وضع بیشتر از دو ساعت طول کشید رو کش صندلیهای ماشین را بخودم پیچیدم در حالی که کم کم ناامید میشدم لندروری را دیدم که آرام آرام جلو میامد سوز هوا کمتر شده بود ولی انرژی من خیلی کمتر دستهای سرد ولرزانم را بسختی بالا آوردم وعلامت دادم لندرور از من رد شد وچند ده متر جلوتر به سختی ایستاد کارمندان اداره کشاورزی قهاوند بودند که جلوتر ماشینم را دیده بودند بسراغم آمدند مرا بداخل ماشینشان بردند وحسابی گرمم کردند وقتی به مطب رسیدم کاملا حالم خوب شده بود ودیدم بیماران دور بخاری نفتی جمعند وهمچنان منتظر رسیدن من خدا را شکر کردم و آنروز عاشقانه تر مراجعین بی آلایش روستائیم را ویزیت کردم نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 12 18 am توسط دکترعظیمی میرویم گاه می رویـم تا برسیـم گاه می رویم تا برسیم کجایش را نمی دانیم فقط می رویم تا برسیم بی خبر از آنکه همیشه رفتن راه رسیدن نیست گاه برای رسیدن باید نرفت باید ایستاد و نگریست باید دید شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت کند باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده گاه رسیده ای و نمی دانی و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای مهم رسیدن نیست مهم آغاز است که گاهی هیچ روی نمی دهد و گاهی می شود بدون آنكه خواسته باشی بقیه شو ببینید ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 12 4 am توسط دکترعظیمی فاصله مرگ وزندگی در روستارسم بود اگر مریضی حال بسیار خرابی داشت مرا برای معاینه میبردند وباید تعیین میکردم که بیمار برای ادامه درمان به مرکز استان برود امیدی هست یاخیر چرا که مردم اغلب بی بضاعت بودند وتوان ادامه درمان را نداشتند وچند روزی بقول ما پزشکان بیمار end stage را تحمل میکردند تا جان به جان آفرین بسپارد داستان از اینجا شروع شد ساعت10 صبح خانمی هراسان وارد مطب شد و گفت دکتر جان دستم به دامانت بدبخت شدم شوهرم که مدتهاست بیماری قلبی و ریوی دارد از دیشب بیهوش شده بیا ببین فایده داره ببریمش شهر کیف طبابت رو برداشتم راه افتادیم روستا در یک کیلومتری مرکز بخش بود از کوچه ها گذشتیم خانه هایی که با یک لرزه کوچک کن فیکون میشد بچه هایی که در کوچه با تایری کهنه بازی میکردند ومردانی که در سایه دیواری ترک خورده مشغول رویت گذر غافله عمر بودند هیچ شباهتی به مردمی در شان نام ایران مهد تمدن جهان نداشتند حاشیه رفتم بقیه داستان کوتاهه بخونید ادامه نوشته نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 2 39 pm توسط دکترعظیمی گرفتار گرفتار خدایا هیچکس گرفتار نشه نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 10 41 am توسط دکترعظیمی انتظار گوش کن با توام تو خود میدانی امشب بیقرارم آخه منتظرت بودم و انتظار بدترین عذابه بد یادم دادی آنقدر بهم لطف کردی که فکر می کنم حقم شده به من سر بزنی بزرگی می گفت لطف مکرر حق مسلم می آره عزیز دل منتظر دعوت نشو تو عالم ما درویشها مهمون بی دعوت یه چیز دیگه است امیدوارم بدونی خطابم توئی فقط تو نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1 13 am توسط دکترعظیمی سالن تشریح سال اول پزشکی بودم یکی از درسهای ما که ترم اول ارایه میشد آناتومی تنه یا تشریح بود درسی جذاب وسخت خصوصا وقتی با جسد کار میکردی سالن تشریح جسد ما یک دالان کناری داشت که زیاد تو چشم نبود دانشگاه 4تا5جسد بیشتر نداشت تهیه جسد بعلت مشکلات شرعی سخت بود وقتی دانشجوها وارد سالن می شدند دسترسی به جسد بسیار سخت بود با یکی از دوستان قرار گذاشتیم آخر وقت در دالان قایم بشیم وهمه که رفتند بریم سر وقت جسدها آنروز من زودتر از همه از سالن خارج شدم ودر محل مورد نظر پنهان شدم کم کم همه رفتند ومسئول سالن بانهیبی که کسی جانمونه درب سالن تشریح را بست بعد از چند دقیقه مطمئن شدم کسی نیست دوستم را صدا کردم محمد محمد بلندتر صدا کردم محمد خبری از محمد نبود ترسیدم بوی فرمالین که جسد را در آن می اندازند تافیکس شود سرسام آور بود از جام تکون نخوردم هر لحظه حس میکردم ارواح اجساد دوروبرم میچرخند جرات نکردم به سالن تشریح نزدیک شوم همونجا خشکم زده بود هیچ وسیله ارتباطی با بیرون نداشتم نمیدونم چند ساعت وچه جوری گذشت که دیدم صدای باز کردن در میاد شک نداشتم صدا از طرف اجساد است به خودم تلنگری زدم گفتم شجاع باش درب ورودی باز شد ونوری بداخل تابید صدای مسئول سالن تشریح را شنیدم میگفت بذارینش اونجا آره یه جسد جدید آورده بودند تصمیم گرفتم بیرون بیام هر چه پیش بیاد از وضعیت فعلی وماندن پیش اجساد تا صبح بهتره زدم بیرون مسئول سالن تا مرا دید گفت اینجا چی میکنی گفتم جا ماندم گفت پسر ازبوی فرمالین خفه نشدی باباجون هر وقت خواستی با جسد کار کنی بخودم بگی کافیه آره اون سابقه اینکارهارو داشت وفوری به قصد من پی برد از اون به بعدسبیلشو چرب وبراحتی جسدهارو زیرورو میکردیم محمد دوستمو فرداش دیدم گفتم چرا نموندی فقط گفت یادم رفت نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1 40 pm توسط دکترعظیمی زایمان زنی را که وارد مرحله فعال زایمان شده بود نزد من آوردند فرصت هیچ کاری بغیر از انجام زایمان را نداشتم بیماررادر وضعیت زایمان قرار دادم من در حالی که جنین را میچرخاندم که خارج شود و زن زائو از درد زایمان فریاد می کشیدمتوجه شدم که او با یک دست روسری خود را نگهداشته که از سرش نیفتد و من از این باور عمیق متحیر شدم نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 3 37 pm توسط دکترعظیمی اولین روز معلمی من تازه از تربیت معلم فارغ التحصیل شده بودم چون شاگرد اول بودم منو برای خدمت به روستا نفرستادن وبرخلاف دوران پزشکی ام خدمتتم را در شهر همدان شروع کردم وبه یکی از دبیرستانهای مهم شهر مغرفی شدم وقتی از پله ها بالا میرفتم معلم شیمی سال اول دبیرستانم که انروز مدیر دبیرستان شده بود مرا دید و با اسم خودم منو صدا کرد و گفت تو کلاس اول خیلی بهتر بودی این وضع موها ت مثل قرطی هاست برو تا کوتاهشون نکردی حق اومدن مدرسه رو نداری فهمیدی سرمو به معنای تفهیم اتهام تکان دادم رفتم اداره وابلاغمو با اسرار زیاد برای یه مدرسه دیگه عوض کردم آخه دیگه روم نمی شد به آقای مدیر نگاه کنم نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1 36 pm توسط دکترعظیمی داستان حج من محمد پسر کوچکی بود که مادرش همیشه برای معالجه پیش من می آوردش پدر محمد هم عقب مانده ذهنی بود وهم معلولیت جسمی داشت ولی پسرک بسیار با هوش و خوش زبان بود من در کشوی میزم همیشه پول خرد داشتم وهر وقت محمد می آمد یه پنجا ه تومنی بهش میدادم تا بستنی بخره اون هم با لهجه مخلوط ترکی فارسی می گفت دکتر عظیمی ماشالله مکه بری ایشالله حقیقتش باور مکه رفتن برای من در آن دوران بسیار دور از ذهن بود چه از نظر مالی وچه از نظر اجتماعی یکروز همسایه پایین مطبم آمد وگفت تلفن با شما کار داره باورتون نمیشه من دکتر ناشناس روستا بعنوان پزشک کاروان دعوت به حج شدم آخه معمولا افراد سرشناس رو دعوت میکنن در عجب بودم که یاد دعا ی پسرک افتادم ونام به اون نشون شش بار دیگه دعوت شدم نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 10 1 pm توسط دکترعظیمی دخترک پیر در قهاوند همدان پ شت میز طبابت نشسته بودم پیر زنی باقد کوتاه وچهره ای معصوم و پر از چین وچروک وارد شد ازجام بلند شدم گفتم سلام مادر مرد میانسالی همراهش بود گفت دکتر این دختر بچه است تعجب کردم گفتم چطور گفت بطور مادزادی چهره پیرزنها را دارد بله او مبتلا به نوعی بیماری نادر بافت کلاژن بنام کوتیس لاکسا بود که من برای اولین بار او را دیدم ودقیقا ویزیت کردم برای درمان جراحی فتق به جراح معرفیش کردم وبیماریش را کتبا گزارش کردم بعداز چند روز در جراید تیتر دختری که از کودکی پیر زن شد را دیدم وبسیارخوشحال از اینکه دخترک در کانون توجه قرار گرفت وکمکهایی برای درمانش دریافت کرد هرچند هرگز نامی درجایی از اولین پزشکی که او رادید و تشخیص داد برده نشد ولی بی نام نشانی هم لذت خودشو داره تصاویر ذیل مربوط به تعدادی از این بیماران است نوشته شده در شنبه پنجم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 11 35 pm توسط دکترعظیمی مطالب قدیمی تر این وبلاگ مجموعه ای از خاطرات شخصی و اطلاعات پزشکی و بهداشتی است که توسط یک پزشک از جنس خاک نگاشته شده خادمی که بر دست بیمارانش بوسه می زند وامید دارد که قدمی کوچک در جهت کاهش آلام آدمیان بردارد خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین 2014 3 21 2014 4 20 2014 2 20 2014 3 20 2014 1 21 2014 2 19 2013 12 22 2014 1 20 2013 9 23 2013 10 22 2013 4 21 2013...
Images from subpage: "azimidr.blogfa.com/imgres?imgurl=http://www.niazerooz.com/Im... " Verify
Images from subpage: "azimidr.blogfa.com/post/76" Verify
Images from subpage: "azimidr.blogfa.com/post/75" Verify
Images from subpage: "azimidr.blogfa.com/imgres?imgurl=http://www.dl.takmob.net/im... " Verify
Images from subpage: "azimidr.blogfa.com/imgres?imgurl=http://mmghkh.plogger.ir/up... " Verify

Verified site has: 57 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-57


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/2 200
date Fri, 19 Jun 2026 16:01:58 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=8aUcK9sxldX5XL6%2BarhT61d0Yqh1oXFZByc3WLhbybF1mDG3vqUeH%2BgEMYJG0xNxyELzT6DMqdJ%2FSKf28WWh7BUdCdalVRMgcNMHtfY2mYZzi%2Bj%2BOfLHE%2F6%2B33skdbXmsZlx9k4%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0e3c1609c1522a0-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="پزشک خانواده اطلاعات پزشکی وبهداشتی وخاطرات"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="پزشک خانواده"
property="og:site_name" content="پزشک خانواده"
property="og:description" content="پزشک خانواده اطلاعات پزشکی وبهداشتی وخاطرات"

Load Info

page size98618
load time (s)0.329687
redirect count0
speed download67626
server IP 188.114.97.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"