Meta tags:
description= کرم کتاب;
Headings (most frequently used words):
ژان, کریستف, رومن, رولان, قسمت, اثر, کرم, کتاب, کلیله, دمنه, پنجم, چهارم, تنفس, گورستان, سوم, دوم, اول, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (79), است (64), برای (41), بود (40), خود (39), ژان (39), هفته (36), #کریستف (34), کتاب (33), های (31), ۱۳۹۲ (22), باشد (21), زندگی (20), صفحه (20), ولی (18), همین (18), همه (17), شده (17), رومن (17), رولان (17), نمی (16), نوشته (15), هیچ (15), ۱۳۹۰ (14), چهارم (14), خویش (14), کار (13), غیرفعال (12), نیست (12), چیزی (12), شود (12), درد (12), سوم (11), ساعت (11), دوم (11), پدر (11), خانواده (10), میان (10), سال (10), اوّل (9), دارد (9), کند (9), دست (9), قسمت (9), حتی (9), یکی (9), بزرگ (9), اگر (8), اندیشه (8), اند (8), تنها (8), میکند (8), قرار (8), ملکیور (8), میشل (8), چیز (8), وقتی (8), عشق (7), داستان (7), انسان (7), اردیبهشت (7), پیش (7), مادر (7), باز (7), ۱۳۹۱ (7), خانه (7), توسط (7), منا (7), دیگران (7), البته (7), داشت (7), دوستان (7), اما (7), خوب (7), موسیقی (7), هنر (6), رمان (6), روی (6), کنم (6), مهر (6), بهمن (6), چنین (6), داشته (6), کردن (6), ساده (6), آنچه (6), کنند (6), نگاه (6), احساس (6), نخستین (6), نهم (6), نیل (6), اول (6), قدر (6), خواب (6), خودم (6), صورت (6), انگیز (6), سرود (6), کرد (6), نبود (6), اینجا (6), خدا (6), خوش (5), بار (5), هستی (5), اثر (5), شهریور (5), آذر (5), قلب (5), مقابل (5), دوست (5), بیان (5), نیروی (5), دیباچه (5), خواندن (5), میکنم (5), مطالعه (5), دهد (5), چند (5), نویسنده (5), ترجمه (5), چاپ (5), انتشارات (5), 1377 (5), آذین (5), بیست (5), شاید (5), گویی (5), دارای (5), مردی (5), مادرش (5), درون (5), میکرد (5), تازه (5), کننده (5), درست (5), مردم (5), بدان (5), کسی (5), هست (5), جلد (5), كريستف (5), خلاصه (5), مرگ (5), معرفی (4), خون (4), ترانه (4), رنگ (4), جایی (4), وبلاگ (4), جریان (4), کرم (4), آزاد (4), مرد (4), قصه (4), مثل (4), زبان (4), شما (4), همیشه (4), چرا (4), حرف (4), آنها (4), خاک (4), فروردین (4), قهرمان (4), زور (4), بخش (4), قهرمانی (4), کافی (4), امروز (4), بیش (4), باید (4), چشم (4), نیاز (4), وجود (4), صدای (4), سراسر (4), رودخانه (4), مورد (4), عمر (4), فکر (4), هیجان (4), بیشتر (4), حرکت (4), برابر (4), کنار (4), زیبا (4), چون (4), بعد (4), داد (4), زیرا (4), دور (4), سپیده (4), کرده (4), گفت (4), شخصیت (4), دلش (4), دانم (4), گورستان (4), نوشتی (4), دمنه (4), پست (3), پسر (3), انجمن (3), ایران (3), نغمه (3), نزد (3), تلخ (3), نویسندگان (3), روشن (3), سکوت (3), دختر (3), کیمیا (3), گفتار (3), خرد (3), آخر (3), کوچولو (3), جان (3), شناخت (3), جای (3), خالی (3), دهند (3), تصور (3), چهار (3), تمام (3), خرداد (3), همان (3), یاد (3), شنبه (3), درونی (3), اختیار (3), بلکه (3), تواند (3), جرات (3), باشی (3), زمان (3), راست (3), بایست (3), خواستم (3), خواهد (3), هستند (3), ژرف (3), ترین (3), بلند (3), بیرون (3), صفحات (3), توی (3), بودم (3), میشود (3), توصیف (3), قوی (3), ارزش (3), کشتی (3), برند (3), عقل (3), آمیز (3), فرمان (3), حساب (3), ازدواج (3), گوید (3), پایان (3), کودک (3), ندارد (3), رنج (3), یابد (3), کودکی (3), چنان (3), پنجم (3), برخی (3), جمله (3), منزل (3), رود (3), فرزندان (3), بازی (3), تنبیه (3), سخت (3), خیلی (3), تلاش (3), نمیشد (3), واقعیت (3), کاری (3), اعتراف (3), سالگی (3), میدهد (3), استعداد (3), حاج (3), آقا (3), آرام (3), هنوز (3), عزیز (3), دوستانی (3), آدمی (3), اين (3), نخستين (3), دیگر (3), مشغول (3), حکمت (3), طريق (3), کلیله (3), مدرن (2), مهدی (2), پریسا (2), مهربون (2), ادیب (2), روزهای (2), قلم (2), احسان (2), مجتبی (2), کلمه (2), خاتون (2), کارامازوف (2), مرتضی (2), محسن (2), ساله (2), کورش (2), غریبه (2), اوقات (2), فیلتر (2), جوان (2), زمین (2), دانشجویان (2), دوره (2), سایه (2), شکست (2), غیر (2), فعال (2), نرگس (2), گمشده (2), کلاغک (2), خواهید (2), تیره (2), الی (2), نسیم (2), خاطرات (2), کلاسیک (2), خشم (2), غمگین (2), ورق (2), سیاه (2), آتش (2), نوشتن (2), مردان (2), زنان (2), گوش (2), زیاد (2), ضعیف (2), نام (2), گردد (2), جامعه (2), ریشه (2), کوچک (2), آرشیو (2), تیر (2), اسفند (2), قدیمی (2), مرا (2), ششم (2), کسانی (2), راه (2), نیروهای (2), متکی (2), قادر (2), بزرگی (2), قرن (2), نبرد (2), اندازه (2), ناتوان (2), لازم (2), آنرا (2), مانند (2), چشمان (2), طبیعت (2), دید (2), طبیعی (2), شان (2), وبی (2), داشتم (2), رهبر (2), ندای (2), فنا (2), کتابی (2), برادران (2), نزدیک (2), شویم (2), کنیم (2), درک (2), نهفته (2), هزاران (2), منشاء (2), دنبال (2), نکردم (2), دیگری (2), تماس (2), گیرد (2), کلمات (2), دارم (2), شروع (2), بسیار (2), خصوصا (2), خواند (2), گرفتم (2), فصل (2), عزیزانی (2), جمعه (2), فریب (2), سوی (2), ماند (2), روز (2), زناشویی (2), بست (2), مست (2), اسرار (2), روند (2), گذارند (2), رفت (2), اعماق (2), پریده (2), نگریست (2), برخورد (2), بداند (2), شوند (2), لوئیزا (2), تحقیر (2), پدری (2), همچو (2), زحمت (2), عرضه (2), سرزنش (2), بچه (2), وجودش (2), یافت (2), دانست (2), نظر (2), نمود (2), انگار (2), هرگز (2), نظرش (2), نماید (2), بیند (2), واقع (2), نیز (2), نخواهد (2), داند (2), ممکن (2), حدود (2), جدا (2), آشفته (2), احساسات (2), دردها (2), عاجز (2), فریاد (2), وحشت (2), نفس (2), میکشد (2), ترحم (2), خنده (2), سازد (2), چهره (2), هایش (2), دیده (2), نوزادی (2), روح (2), دانته (2), برزخ (2), زبونی (2), نسبت (2), مخالفت (2), نیستند (2), آزار (2), انجا (2), مواجه (2), بیچاره (2), مسئولیت (2), نگهداری (2), عهده (2), ناتوانی (2), اینهمه (2), بودن (2), بند (2), شخص (2), نداشت (2), باد (2), رفتار (2), رسید (2), بدبختی (2), ساخته (2), نشان (2), آشناست (2), مختلف (2), تفکرات (2), مقام (2), تقریبا (2), کارهای (2), چیزهای (2), نیرومند (2), آهنگ (2), سخن (2), خاطر (2), توانایی (2), زمینه (2), بوده (2), آشنا (2), مقدمه (2), بتهوون (2), صبح (2), دیدم (2), میارم (2), خسته (2), ناگهان (2), قبر (2), خوبی (2), میکنه (2), خبر (2), کردند (2), وقت (2), سرم (2), پایین (2), باشه (2), میشه (2), سنگ (2), تاریخ (2), باشم (2), فضای (2), همواره (2), مانده (2), حالا (2), حداقل (2), کسل (2), کنه (2), طور (2), هدف (2), کشان (2), غرور (2), مجبور (2), شهر (2), سابين (2), زندگي (2), دوران (2), اهل (2), موسيقي (2), خواندم (2), احمقانه (2), اینکه (2), معنایی (2), خوانده (2), بودی (2), بینی (2), بکنند (2), مغرور (2), دروغ (2), گناه (2), صادقانه (2), اشک (2), توجه (2), نسخه (2), نظرات (2), blogfa, com, آنسوتر, ابراهیم, پورجاسم, مینا, باشگاه, نسترن, ردپای, آرا, هویت, مهسا, زینب, english, notebook, دنیایی, حفاظت, محیط, زیست, جودی, آموزش, فتوشاپ, نگین, کلبه, روژین, پاتوق, دوستداران, ورمان, الناز, فیلم, رویا, عزیزی, سینما, توگراف, بونو, سریر, قدرت, مارا, لاشی, مهرداد, شاباجی, خراباتیان, محمد, فریادهایی, هیج, رسند, ریل, انتها, مریم, آمدید, رازبلندانزوا, سیمای, باشید, محیا, ایرانیان, بوق, دیگه, دیدنم, محاله, رضا, شاعر, شکسته, مرز, داستانها, کوتاه, ناشناس, تکه, هایی, مهتاب, شعرم, سوانح, طوسی, جوجه, تیغی, ریحانه, طنز, آقای, الکی, سعید, تاب, ستایش, کاریکلماتورهای, شیرین, گاهی, ملس, حسین, بانوی, یوتاب, پزشکی, همدان, زهرا, پژمان, سرد, یخی, سودای, طوفان, وجیزه, تنهایی, امیر, رضوان, داریوش, کاریکلماتوروحمیدرضاکنگیا, سرزمین, شمالی, فرانک, چکاوک, پاکنویس, لاکی, بلاگ, ایست, قلبی, مهد, دلیران, اسماعیل, ومحمد, قارقارهای, هوشمندانه, درمانی, مشهد88, میناو, استاد, اشتباهی, همراز, همیشگی, پریناز, اگردوست, میخواهی, اهلی, مسافرکوچولو, سلاطین, امیرعباس, علیرضا, مهران, عسلویه, آبی, محمدرضا, بارهستی, روبیناز, عسل, حنظل, ققنوس, سینا, گفتن, ناگفتنی, آوای, شهریار, پارس, بانو, سمیرا, ثانیه, نورد, ویونا, دکتر, ندا, ترقه, عین, جیم, کلاسور, مشکی, گوی, غریبم, پیوندها, پائولو, کوئلیو, اشتاین, خوشه, برچسب, آهستگی, سلوچ, آواز, پرنده, شمیم, راز, فال, ماهی, درخت, باران, بیوتن, خسوف, ابدی, همزاد, ماه, خداوند, ببوس, کتابخانه, بابل, کوره, قلندر, قلعه, رقص, مسخ, ساهاب, دستور, زنده, روایت, صحرائی, دوربین, نیستید, ورزیدن, شوهر, کریس, برگ, هبوط, کویر, دیدار, فرشتگان, مارکوپولو, آفرینش, خوشبخت, سلطانه, دریای, زهیر, کشکول, شیخ, بهایی, شاهنامه, فرودسی, فلوانس, اسکاول, شین, شازده, سفر, موتورسیکلت, جنس, آیا, لیلی, دختران, سیاوش, سلوک, کیمیاگر, مبانی, شناسی, آنتونی, گیدنز, رمز, داوینچی, گرگ, میش, بادبادک, موضوعی, آرشيو, آبان, پیشین, عناوین, پروفایل, مدیر, نپرسید, کیستم, آشنای, آورید, مطالب, عنوان, پیروز, گشته, نمیدهم, وسعت, دهیم, حساسیت, قلمرو, پهناور, خوانم, قلمروئی, عناصر, جهانی, دشمن, پایداری, نامم, دیدن, وقضاوت, نقطه, عظیمت, نوبت, عمل, رسد, هیجدهم, ریشخند, سهمناک, لاغر, باش, اندیشی, بگو, پروردگار, سرخ, پوستانی, ولتر, دایره, المعارف, پاریس, آوردند, کمک, جنبه, مسخره, جنایات, اجتماع, هجو, رصد, پروا, بتوانم, اروپای, ببینم, قضاوت, چشمانی, بین, وبرای, رهبری, بیافرینم, شرط, اساسی, رهبرشان, میگردید, گرد, جمع, ناپذیر, پذیر, هدیه, بگوید, جدامان, فراموش, بیچارگی, مشترک, یکسانیم, نباشیم, دشمنی, بدخواهی, چاره, سعادت, دوام, یکدیگر, سپس, بداریم, دوستی, برق, روشنی, تابد, مرشاخ, اوت, 1901, نادیده, جهان, پراکنده, برادری, اندوه, باری, نومیدی, باروری, جسته, 11و10, مطلب, گشتم, بهتر, پیدا, مثابه, پنهان, بودو, هسته, ذات, بیشت, برمی, بهار, 1890, آخرین, ژوئن, 1912, توصیه, سبک, فراوان, اندک, احساسی, براساس, آغاز, انگیزه, رمانی, قطور, مفصل, مجلد, فرصت, حوصله, ولذت, ببرد, تصمیم, بدهم, ازش, بزنم, احتمال, خطا, امیدوارم, همراهی, قبلا, موضوع, مسئله, نشود, آدم, بصیر, نفر, اینان, بالند, نمیخورند, تزلزل, مقصد, معین, صخره, شتافت, حیله, ساز, کلفت, مطبخی, زنی, گرفت, عقد, احمق, معلول, شور, سرکش, وجه, نیرویی, حواس, ماست, نیروهایی, لحظاتی, میدان, میگیرند, شامگاه, ساحل, نیزار, نشست, مردمک, شرمندگی, شناخته, کندپیمان, زناشوئی, شناسند, نقشه, آورند, لحظات, بیخودی, ایشان, سکان, نهند, نیرنگی, شیطانی, کارها, گذاشته, عمدا, بروند, خوانیم, خلاف, انتظار, دختری, ثروت, مهارت, نویسندگی, تصویر, کلی, میخواره, خودخواه, خفه, گاه, رسا, گناهی, کردم, پسرم, خواره, واقعا, روا, بدارم, محروم, نداری, مانعش, بشوی, پایبند, میکردی, گریست, پیر, لاابالی, گری, حامی, اوست, ژشتی, زیباتر, شرافتمند, تخت, دوباره, تکان, خورد, ناشناسی, خاست, تدریج, اطمینان, فزونی, کجا, عظیم, پذیرد, شدت, کاسته, گریه, ادامه, همچنان, امکان, فریبنده, جایگیر, مستقر, فرمانروا, نخورد, کجاست, بکاهد, یعنی, حصه, بهبود, لزوم, بریده, کنده, محصور, مشخص, میسازد, بیدار, میگرید, هرسو, میدود, دلهره, هجوم, تاریکی, فروغ, آزرم, چراغ, اوهام, سرو, مغزی, تیرگی, آورده, پایانی, شدید, اشباح, جهش, کور, نور, جهد, صورتهای, گنده, فرو, سوراخش, چیزها, فهم, کشیدن, میخکوبش, دهانش, انتهای, حنجره, سربزرگ, بادکرده, شکلک, آوری, پرچین, پوست, کبود, لکه, زرد, بخشی, دقیق, سرشار, کودکانه, دلدرد, دنیا, آمده, نمانده, آفتاب, هنگامی, خاصه, زخم, سوزناکی, آنکه, بتواند, تمیز, سرشت, شایان, خواری, نفرت, بنیاد, متزلزل, صفحه65, تحسینش, احترام, مذهبی, اعتماد, ندان, بدارد, محبوب, ایمان, معنوی, دلیل, مطلق, ویرانی, کامل, پرده, طرز, مبهمی, آگاهی, مادری, نازید, برخاست, دریافت, برد, افراد, دسته, بحران, طرزی, دهنده, روبرو, بزرگانی, همبازی, توهین, طرف, شرمساری, دلگیر, میشد, پسرک, نیستی, اکنون, صاحب, برادر, بخاطر, مسئولیتی, خارج, وهر, جدیت, برآید, مدام, بدی, بدتر, جربزه, فاقد, روحی, فرزندی, شوهری, میدانست, عطوفتی, آسانی, دلسوزی, محبت, حیوانی, آثر, همچون, جزئی, ادعای, بتوان, زیاده, پرست, اصلا, وحشتناکی, گونه, کسان, عجیب, مشروب, پناه, برده, امید, فضاحت, اوضاع, اعلی, روحیه, هنرپیشه, متوسط, مواظب, زیر, خویشند, توجهی, حالت, معنای, باشند, نگرانی, خواهانه, مراقب, تاثیری, تماشاگران, فکرش, دچار, آروز, جاه, طلبی, پسرش, منتقل, ابتدا, استعدادفراوانی, خصوصیات, میبینم, مشناسم, نظرم, داستانش, نوعی, تیپ, موشکافی, ظاهری, ایمانی, هنرو, اخلاقی, صورتی, قلنبه, آور, غروری, منشانه, آکنده, ارادتی, چاکرانه, صاحبان, میداد, آرزو, اطاعت, محض, مدعی, قضاوتش, پای, نوع, خرافات, دلباخته, شجاعتی, واقعی, ترسو, خجول, طبیعتی, نیمه, ایستاد, پیرمرد, موفق, تمامی, خودش, بسا, نطفه, رشد, ادای, مقصود, چقدر, خواست, بزند, بنویسد, سازی, خطیبی, شیوا, نهانی, نمیگفت, کوشید, نیندیشد, میریخت, ژرژساند, نابغه, قوه, محرومند, ژوفرواسنت, هیلر, اعضای, مشاهیر, گنگ, الکن, افکار, ناشناخته, گور, ارکستر, سلطنتی, میگیرد, هفتاد, بنیه, علت, اخلاق, شغل, بیکار, نماندن, تعمیر, آلات, خیال, آهنگهایی, نداشتن, تقلید, موسیقدان, اشاره, مایل, شرایط, راند, میگریخت, لرزش, دریا, یکم, یکشنبه, دهم, برگشت, بشاش, الانم, احرام, رفته, دلم, برایش, تنگ, مقبره, همراهیش, میگیره, ایستم, مانم, کاملا, سپرده, بشود, شکی, ندارم, وظیفه, انجام, گوشی, موبایلم, زیبای, قبرستان, دوستم, فاصله, ناکرده, عزیزان, سمت, غسال, روم, انداختم, داغ, بهتره, چشمم, اسمها, مهمه, عمرهای, سپری, محکم, ثبت, شناسنامه, گذارم, اون, نصف, منم, نکرده, منست, خوابیدن, بغض, خلق, حقی, ملایم, پاییزی, تند, حرکاتش, برگهای, باقی, سرمای, اخیر, مراسم, تشییع, زود, رسیده, نیم, آنجا, خبری, معلوم, منتظر, غربت, مهمانی, شبانه, قوم, بکر, بیل, نخورده, برام, غریب, قدم, میزنم, منی, فهمیدم, اراده, بکنه, دلبند, بنده, نداره, بعضی, عقیده, دارند, فقط, نویسم, وبلاگم, راستش, فهمم, میگن, همون, وبلاگهایی, روزانه, تنوع, میذارم, تنفس, پنجشنبه, دوازدهم, رویاهایی, ابلهان, شنونده, تلقین, میکنند, آزادتر, آنی, توانا, کشد, انگیزد, گوهای, توخالی, مزاحم, مسیر, صوت, نواها, احمقی, توفانی, برانگیزد, نمیخواست, کودکانی, گفته, پاداش, برمیگرفت, برعکس, هنگام, لرز, ترس, بستر, گرم, شودو, بگذرد, حضور, مبادا, شوخی, اشکال, جاوید, خویشتن, آرزوها, ارضای, خورده, نوبه, انتقال, گذشت, سود, خودخواهی, مهربانی, نیرو, شیرینی, آمیزد, نرسانده, عامل, انگیزشی, پرحادثه, وابسته, اتفاقات, بیرونی, مراحل, داره, برقراری, ارتباط, اشتیاق, سرگرم, طغيان, هاي, انقلابي, برخلاف, سنت, كهنه, شهرش, دليل, شديد, روبه, دفاع, دختري, دهاتي, سربازي, كشد, فرار, پاريس, نوجوان, دربار, دوك, نوازنده, مخصوص, بيوه, انگيزي, چندي, ميرد, بامداد, دنباله, گريستف, نوجواني, زادگاهش, دوستش, اوتو, عشقش, مينا, سپيده, كودكي, يكي, شهرهاي, كوچك, قديمي, كرانه, راين, گذرد, بودند, متولد, پدربزرگش, ميشل, معلم, لوئيزا, زني, داشتني, سالگي, پدرش, كار, كردن, اوان, فقر, چشد, مختصری, میدهم, سایت, پرشین, بوک, وقفه, ایجاد, ترهستم, بیخبری, بودید, میخوانم, تلاشم, نرسید, دامن, اینترنت, شدم, ارائه, ناامیدی, آمدم, تعریف, بنویسدشما, دانند, زنم, پاراگراف, تنبلی, کوتاهی, تعبیر, نکنید, توجیهی, رمانهای, بیستم, رها, بسیاری, جملات, شنیده, اید, انتخاب, کافیی, کمی, دقت, بزنید, قصد, ندارید, پانزدهم, 152, گرچه, مدتهاست, چیست, اندیشد, هواسناک, کنون, ندیده, میبیند, درمی, یکباره, پایه, سست, میگردد, آید, پنداشتی, تجربه, آموخته, موجودی, زخمش, ارتباطی, تشنجات, جانی, زند, میرد, تناسبی, خیرگی, شوم, موجودات, نوا, هوده, ثابت, نگه, داشتن, پوسیدن, عروسک, خودکار, دانستی, دیدی, حجابی, پندار, زیستی, هوش, فرابافته, دیدگانت, پوشیده, نوجوانی, بهت, زده, فوت, 118, دان, ترا, تحسین, گفتی, شدی, فروتن, صمیمی, گرنه, کفر, درگاه, خدایی, بخشیده, بگوئیم, لحن, انگیزگفت, قطعهء, قشنگی, بنویسم, گوتفرید, نداشتی, بگوئی, لحنی, آلود, میگویی, زشت, دغدغه, هنری, پندی, نسل, میگرفت, درختان, قطع, کاغذها, بیهوده, خندد, سرودی, بسازم, صفحه115, 114, میخواهند, موقعی, حالی, میکنی, مواقعی, خودت, شماری, خاکی, رذل, پلید, میل, داری, بریزی, نبوده, موقع, دلت, شاد, هوا, آسمان, خدای, مهربان, دایی, نمیتوان, سرودهای, فلاسفه, تشويق, شاهان, عادی, تهيه, نگارگران, نويسان, سودی, برسد, کردنِ, دلِ, اميران, تصويرگری, غنی, جوانان, حيوانات, کليله, شمارد, ابن, المقفع, درباره, مجموعه, دانش, مردمان, خردمند, قدیم, گردآوردند, بهرگونه, نوشتند, میراث, گذاشتند, اعصار, قرون, متمادی, گرامی, داشتند, خواندند, عملی, آداب, آموختند, مینوی, نکردن, تصورات, خودشان, باسوادی, مگر, ازکتاب, بگذارند, خودتان, بگید, لطفا,
Text of the page (random words):
صورت تک جمله از رومن رولان خوانده و یا شنیده اید از این کتاب انتخاب شده اند تنها کافیی است کمی با دقت این کتاب را ورق بزنید حتی اگر قصد خواندن ندارید و اما من خلاصه خیلی مختصری از کتاب تا این جایی که خودم خواندم در این قسمت قرار میدهم البته از سایت پرشین بوک جلد اول سپيده دم دوران كودكي ژان كريستف كه در يكي از شهرهاي كوچك و قديمي كرانه رودخانه راين مي گذرد ژان كريستف در خانواده اي كه همه اهل موسيقي و هنر بودند متولد مي شود پدربزرگش ژان ميشل نخستين معلم او در موسيقي است مادرش لوئيزا زني ساده و دوست داشتني است ژان در 12 سالگي پدرش را از دست مي دهد و مجبور به كار كردن مي گردد از همان اوان درد تلخ فقر و رنج را مي چشد جلد دوم بامداد دنباله زندگي ژان گريستف در دوره نوجواني در شهر زادگاهش نخستين دوستش اوتو نخستين عشقش مينا باز دردها و رنج ها جلد سوم نوجوان ژان كريستف در دربار دوك شهر نوازنده مخصوص مي شود و با سابين بيوه جوان كه زندگي غم انگيزي دارد آشنا مي شود چندي بعد سابين مي ميرد جلد چهارم طغيان آهنگ هاي ژان كريستف انقلابي و برخلاف سنت كهنه شهرش است به اين دليل با مخالفت شديد روبه رو مي شود در اين زمان كريستف به خاطر دفاع از دختري دهاتي سربازي را مي كشد و مجبور به فرار مي شود و به پاريس مي رود هنوز جلد چهارم را به پایان نرسانده ام عامل انگیزشی مطالعه این کتاب زندگی هیجان انگیز و پرحادثه یک شخصیت نیست که وابسته به اتفاقات هیجان انگیز بیرونی باشد بیشتر یک حرکت و جریان است که در درون کریستف در مراحل مختلف زندگی اش جریان داره برای همین برقراری ارتباط و اشتیاق خواندن برای عزیزانی که کتاب را برای هیجان های سرگرم کننده مطالعه می کنند ساده نخواهد بود هر چند ارزش تلاش را دارد یکی از اشکال عشق جاوید آدمی است به خویشتن انسان وقتی که خود را برای نیل به آرزوها و ارضای غرور خویش بیش از حد ناتوان می بیند اگر کودک باشد آن همه را به پدر و مادر و اگر مردی باشد که در نبرد زندگی شکست خورده است به نوبه خود آن را به فرزندان خویش انتقال می دهد و در این گذشت غرور آمیز به سود آنها خودخواهی و مهربانی با نیرو و شیرینی مست کننده ای به هم می آمیزد صفحه 69 هیچ دلش نمیخواست به جای کودکانی باشد که خدا به گفته مادرش برای پاداش در میان خواب برمیگرفت و نزد خود می خواند برعکس هنگام خواب در لرز و ترس بود که مبادا خدا با او همچو شوخی کند چه قدر می بایست وحشت انگیز باشد که انسان ناگهان از بستر گرم جدا شودو از فضای خالی کشان کشان بگذرد و در برابر خدا حضور یابد صفحه 81 در صوت ها و نواها حتی اگر احمقی آنها را به کار گیرد چنان نیروی زندگی ای نهفته است که قادر است توفانی در یک قلب ساده برانگیزد شاید هم رویاهایی که ابلهان در شنونده تلقین میکنند آزادتر و اسرار آمیز تر از آنی باشد که یک اندیشه توانا که به زور انسان را به دنبال خود می کشد در شخص بر می انگیزد زیرا حرکت بی هدف و گفت و گوهای توخالی مزاحم روح در مسیر تفکرات خود نیست صفحه 88 نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی ۱۳۹۲ ساعت ۱ ۵۲ ب ظ توسط منا تنفس گورستان بعضی از دوستان عقیده دارند این که من فقط از کتاب می نویسم وبلاگم را کسل کننده می کنه راستش می فهمم چی میگن همون طور که وبلاگهایی که از زندگی روزانه دیگران هست من رو کسل کننده میکنه این پست را برای تنوع اینجا میذارم باد ملایم پاییزی در فضای باز و تقریبا همواره گورستان با تند و کند کردن حرکاتش با برگهای باقی مانده از سرمای چند روز اخیر بازی میکرد برای مراسم تشییع حاج آقا زود رسیده بودم ساعت نه و نیم بود با دوستانی که در منزل بودن تماس گرفتم ولی آنجا هم خبری نبود معلوم بود که حالا حالا ها باید منتظر باشم ولی چه کسی در گورستان احساس غربت میکند اینجا به قدر تمام مهمانی های شبانه قوم و خویش داشتم حتی قسمت های بکر و بیل نخورده اش برام غریب نبود گویی دارم توی خانه خودم قدم میزنم اینجا آشناست حداقل برای منی که در ده سالگی فهمیدم وقتی خدا اراده به کاری بکنه به دلبند شده بنده اش کاری نداره سرم را پایین انداختم بعد از بیست سال هنوز این داغ تازه تازه است سرم که پایین باشه بهتره چشمم باز میشه نه به اسمها اینجا تنها عمر مهمه عمرهای سپری شده است که روی سنگ محکم حک میشه تاریخ ثبت شده بر سنگ های قبر را کنار تاریخ شناسنامه ام می گذارم یکی دو برابر من سن دارد اون یکی نصف منم عمر نکرده این یکی درست هم سن و سال عزیز منست اینجا هزاران عزیز خوابیدن مثل عزیز من بغض میکنم و به یاد میارم که من کسی را خلق نکردم که حقی داشته باشم صدای گوشی موبایلم سکوت زیبای قبرستان را آشفته میکنه دوستم خبر میدهد که از خانه حرکت کردند با حساب فاصله منزل حاج آقا تا گورستان می دانم هنوز خیلی وقت هست آرام آرام از میان عمر های کرده و ناکرده عزیزان مردم به سمت غسال خانه می روم حاج آقا را به یاد میارم چند سال پیش وقتی از حج برگشت صورت رنگ پریده خسته و بشاش و آرام می دانم الانم هم با احرام به خواب رفته دلم ناگهان برایش تنگ شد تا مقبره همراهیش میکنم تا وقتی توی قبر قرار میگیره انجا می ایستم ولی نمی مانم که کاملا به خاک سپرده بشود من شکی ندارم از ده سالگی می دانم که خاک به خوبی این وظیفه را انجام میدهد نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱ ۱۷ ق ظ توسط منا ژان کریستف رومن رولان قسمت سوم ژان کریستف نویسنده رومن رولان ترجمه م ا به آذین چاپ نهم انتشارات نیل سال 1377 سپیده دم صبح را از پیش می راند و صبح از مقابل او میگریخت و از دور من لرزش تن دریا را دیدم دانته برزخ سرود یکم قسمت دوم از بخش اول سپیده دم در این بخش ما با خانواده موسیقدان کریستف و ریشه های این استعداد در کودکی ژان کریستف آشنا می شویم در مقدمه این کتاب رومن رولان اشاره ای به بتهوون می کند این که مایل است شخصیت او برخی از شرایط زندگی بتهوون را داشته باشد مثل زندگی در کنار رودخانه رن و همین استعداد درونی ژان کریستف در موسیقی ژان میشل پدر بزرگ ژان کریستف پس از ازدواج با دختر رهبر ارکستر سلطنتی جای او را میگیرد ولی در هفتاد سالگی با این که دارای بنیه ای قوی و نیرومند است به علت اخلاق بد خود این شغل را از دست میدهد برای بیکار نماندن شروع به تعمیر آلات موسیقی می کند و البته به خیال خود آهنگهایی می سازد که به خاطر نداشتن توانایی و استعداد در این زمینه بیشتر تقلید از کار دیگران بوده است ژرژساند می گوید نابغه های بدبختی هستند که از قوه بیان محرومند و چنان که ژوفرواسنت هیلر یکی از اعضای خانواده ی بزرگ مشاهیر گنگ یا الکن می گفت افکار ناشناخته خود را به گور می برند ژان میشل هم از همین خانواده ها بود هم در گفتار و هم در موسیقی از ادای مقصود عاجز بود ولی همیشه تصور دیگری از خود داشت چقدر دلش می خواست حرف بزند بنویسد آهنگ سازی بزرگ خطیبی شیوا سخن باشد و این درد نهانی او بود از آن با کسی سخن نمیگفت حتی در دل خود نیز به آن اعتراف نمی کرد می کوشید بدان نیندیشد اما بی آن که خود بداند بدان فکر میکرد و دلش خون میریخت بیچاره پیرمرد در هیچ کاری موفق نمی شد به تمامی خودش باشد چه بسا نطفه ی چیزهای زیبا و نیرومند که در او بود اما به حد رشد نمی رسید ایمانی ژرف و دل انگیز به مقام بلند هنرو ارزش اخلاقی داشت اما بیش تر اوقات آن را به صورتی قلنبه و خنده آور بیان می کرد دلش از غروری بزرگ منشانه آکنده بود ولی در زندگی ارادتی تقریبا چاکرانه به صاحبان مقام نشان میداد سخت آرزو داشت آزاد باشد اما در واقع اطاعت محض بود مدعی بود که قضاوتش به عقل متکی است ولی پای بند همه نوع خرافات بود دلباخته ی کارهای قهرمانی بود شجاعتی واقعی داشت و با اینهمه آن قدر ترسو و خجول بود طبیعتی بود که در نیمه راه باز می ایستاد صفحات 56 55 خصوصیات ژان میشل در این کتاب به نظر آشناست گویی از این دست مردان را همیشه میبینم و مشناسم به نظرم رومن رولان در میان شخصیت های داستانش به نوعی تیپ های مختلف در جامعه را معرفی و موشکافی کرده است از رفتار ظاهری با تفکرات و احساسات درونی ژان میشل همه آروز و جاه طلبی خود را به پسرش منتقل ساخته بود و ملکیور پدر ژان کریستف در ابتدا نشان می داد که بدان صورت واقعیت خواهد داد او از کودکی استعدادفراوانی در موسیقی داشت بی شک ملکیور برای بیان آنچه به فکرش می رسید دچار زحمت نمیشد ولی بدبختی آن بود که او هیچ فکر نداشت و حتی در غم آن هم نبود حد اعلی دارای روحیه یک هنرپیشه متوسط بود که مواظب زیر و بم صدای خویشند بی آن که توجهی به حالت و معنای کلمات داشته باشند و همین قدر با نگرانی خود خواهانه ای مراقب تاثیری هستند که روی تماشاگران می گذارند صفحه 56 و البته ملکیور بعد از ازدواج عجیب خود به مشروب پناه برده بود و نه تنها امید روزهای روشن را که ژان میشل می دید بر باد داد بلکه فضاحت رفتار او اوضاع را برای ژان میشل سخت تر هم کرد او ملکیور مرد بدی نبود بلکه نه خوب و نه بد بود و این شاید بدتر از بد باشد مردی بود ضعیف نفس و بی جربزه و فاقد نیروی روحی که با اینهمه خود را پدری خوب و فرزندی خوب و شوهری خوب و مردی خوب میدانست و شاید اگر برای خوب بودن کافی باشد که انسان دارای عطوفتی بی بند و بار باشد که به آسانی دلسوزی نماید یا دارای آن محبت حیوانی باشد که بر آثر آن شخص خانواده خود را همچون جزئی از تن خویش دوست می دارد در این صورت ادعای او درست بود حتی ممکن نبود بتوان گفت که او زیاده خود پرست است زیرا برای همین هم به اندازه کافی شخصیت نداشت اصلا هیچ چیز نبود و چه چیز وحشتناکی اند این گونه کسان که در زندگی هیچ چیز نیستند صفحه 57 با این حساب کریستف شش ساله اکنون صاحب دو برادر است که بخاطر بی مسئولیتی ملکیور و کار مادر خارج از خانه مسئولیت نگهداری او بر عهده ژان کریستف بود وهر چند تلاش میکرد که با جدیت از عهده مسئولیت خود برآید مدام با سرزنش در ناتوانی از نگهداری برادران خود مواجه می شد پسرک بیچاره ام خیلی با عرضه نیستی کریستف از شرمساری می مرد و سخت دلگیر میشد صفحه 59 در همین سن سال بود که کریستف با نخستین بحران زندگی اش به طرزی آزار دهنده روبرو می شود او به منزل یکی از بزرگانی که مادرش در انجا کار میکند می رود تا با فرزندان آنها بازی کند با وجود این که همبازی هایش او را مورد آزار و توهین قرار می دهند در مقابل با سکوت و حتی تنبیه از طرف مادرش مواجه میشود برای نخستین بار دریافت که در میان مردم برخی فرمان می دهند و برخی فرمان می برند پی برد که پدر و مادر خود او از جمله افراد دسته اول نیستند سراسر وجودش به مخالفت برخاست صفحه 59 و خاصه آنچه او چون زخم سوزناکی حس می کرد بی آنکه درست بتواند تمیز دهد آن زبونی پدر و مادری که آن قدر بدان ها می نازید در مقابل این مردم بد سرشت شایان تحقیر این خواری و زبونی که او برای نخستین بار به طرز مبهمی بر آن آگاهی می یافت به نظرش نفرت انگیز می نمود بنیاد همه چیز در او متزلزل شده بود تحسینش نسبت به پدر و مادر آن احترام مذهبی که نسبت به آن دو حس میکرد اعتماد وی به زندگی نیاز طبیعی او ندان که دیگران را دوست بدارد و محبوب دیگران باشد ایمان معنوی او که بی دلیل اما مطلق بود این یک ویرانی کامل بود زور زور او را بی پرده او را خرد کرده بود صفحه65 64 نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۶ ۴۱ ب ظ توسط منا ژان کریستف رومن رولان قسمت دوم ژان کریستف نویسنده رومن رولان ترجمه م ا به آذین چاپ نهم انتشارات نیل سال 1377 سپیده دم پیش از آفتاب هنگامی که روح تو در خواب بود دانته برزخ سرود نهم قسمت اول از بخش سپیده دم در حدود بیست صفحه نوزادی و بخشی از کودکی ژان کریستف کوچک است این توصیف ها چنان دقیق و سرشار از احساس است که گویی رومن رولان نوزادی خود را با تمام احساس های کودکانه توصیف میکند حتی دلدرد ساده ژان میشل تازه به دنیا آمده از نگاه رومن رولان دور نمانده است بچه بیدار میشود و میگرید نگاه آشفته اش به هرسو میدود آه چه دلهره ای هجوم تاریکی فروغ بی آزرم چراغ اوهام بی سرو بن مغزی که تازه از میان تیرگی ها سر بر آورده است سایه ی بی پایانی که احساسات شدید و دردها و اشباح مانند جهش کور کننده ی نور از درون آن بیرون می جهد این صورتهای گنده که روی او خم می شوند این نگاه ها که در او فرو می روند و گویی سوراخش می کنند این همه چیزها که از فهم آن عاجز است نیروی فریاد کشیدن ندارد وحشت میخکوبش می کند چشم و دهانش باز می ماند از انتهای حنجره نفس میکشد سربزرگ و بادکرده اش را شکلک های ترحم انگیز و خنده آوری پرچین می سازد پوست چهره و دست هایش تیره و کبود است و جا به جا لکه های زرد رنگ بر آن دیده می شود صفحات 29 و 30 بچه در کنار مادرش در تخت خواب دوباره تکان می خورد درد ناشناسی از اعماق وجودش بر می خاست درد به تدریج و با اطمینان به نیروی خویش فزونی می یافت او نمی دانست این چه چیزی است و تا کجا پیش خواهد رفت به نظر او بسیار عظیم می نمود و انگار هرگز نمی بایست پایان پذیرد از شدت درد کاسته می شد ولی کودک به گریه ادامه می داد زیرا درد همچنان نزدیک خویش در درون خویش حس میکرد مردی که احساس درد میکند از آن رو که می داند منشاء کجاست می تواند از رنج خویش بکاهد یعنی در اندیشه ی خویش آن را در حصه ای از تن خود که ممکن است بهبود یابد و یا در صورت لزوم بریده و کنده شود محصور می کند او حدود درد را مشخص می دارد و آن را از خود جدا میسازد اما کودک این امکان فریبنده را در اختیار ندارد نخستین برخورد او با درد در نظرش بی پایان می نماید آن را در درون خویش جایگیر و در قلب خود مستقر و بر تن خویش فرمانروا می بیند و در واقع نیز همین است درد تا چیزی از وجود او نخورد از او دور نخواهد شد صفحه 36 پدر بزرگ ژان کریستف پیر مردی است که در لاابالی گری های پسر خود حامی خانواده اوست او بعد از سرزنش کردن ژشتی ژان کریستف می گوید هیچ چیز زیباتر از یک انسان شرافتمند نیست صفحه 30 ژان میشل پدر بزرگ ژان کریستف با صدای خفه ای که گاه از خشم رسا می شد چه گناهی کردم که پسرم همچو می خواره ای باشد واقعا لازم بود که در زندگی آن همه زحمت به خودم روا بدارم از همه چیز خودم را محروم کنم ولی تو تو آخر عرضه نداری مانعش بشوی چون هر چه باشد این کار تو است اگر تو او را در خانه پایبند میکردی لوئیزا بلند تر می گریست صفحه 31 در داستان زناشویی لوئیزا مادر کریستف و ملکیور پدر ژان کریستف می خوانیم که او بر خلاف انتظار همه با دختری که نه زیبا بود و نه دارای ثروت بود ازدواج میکند در همین بیست صفحه اول رومن رولان با مهارت نویسندگی خود یک تصویر کلی از خانواده ای که قرار است ژان کریستف در آن بزرگ شود می دهد خانواده ای با یک مادر تحقیر شده و پدری میخواره و خودخواه یک آدم بصیر به قدر دو نفر ارزش دارد اینان به خود می بالند که فریب چیزی را نمیخورند و کشتی خود را بی تزلزل به سوی مقصد معین پیش می برند ولی خود را نمی شناسند و در نقشه های خویش خود را به حساب نمی آورند در یکی از لحظات بیخودی که در طبیعت ایشان است سکان کشتی را از دست می نهند و گویی نیرنگی شیطانی در کار است که کارها همین که به خود وا گذاشته شوند عمدا کج بروند کشتی همین که در حرکت خود آزاد ماند راست به سوی صخره شتافت و ملکیور این مرد حیله ساز یک کلفت مطبخی را به زنی گرفت و آن روز که برابر سراسر زندگی با وی عقد زناشویی می بست البته نه مست بود و نه احمق نه هم این کار او معلول شور سرکش عشق بود نه به هیچ وجه ولی شاید در ما نیرویی به جز عقل و قلب ما و حتی به جز حواس ماست نیروهایی اسرار آمیز که در لحظاتی که آن دیگران به خواب می روند و میدان را خالی می گذارند فرمان وجود ما را به دست میگیرند و شاید ملکیور در آن شامگاه که در ساحل رودخانه نزد دختر رفت و در میان نیزار کنار او نشست در اعماق مردمک رنگ پریده ای که به شرمندگی در او می نگریست به این نیروهای نا شناخته برخورد وبی آن که خود بداند چه می کندپیمان زناشوئی با او بست صفحه 34 نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱ ۲۸ ب ظ توسط منا ژان کریستف رومن رولان قسمت اول ژان کریستف نویسنده رومن رولان ترجمه م ا به آذین چاپ نهم انتشارات نیل سال 1377 این کتاب رمانی قطور مفصل در چهار مجلد است که باید سر فرصت و با حوصله خواند ولذت ببرد برای همین هم تصمیم گرفتم این کتاب را فصل فصل در وبلاگ قرار بدهم و ازش حرف بزنم هر چند این کار احتمال خطا را بیشتر میکند ولی امیدوارم با همراهی دوستان خصوصا عزیزانی که قبلا این کتاب را خواندن این موضوع مسئله ای نشود کتابی که من دارم با یک دیباچه شروع میشود من خواندن این دیباچه را توصیه میکنم این رمان به سبک رمان های کلاسیک با توصیف های فراوان و هیجان اندک نوشته شده است و البته بسیار احساسی و بیشتر براساس احساس و نگاه ژان کریستف به زندگی است که در داستان جریان دارد برای همین خصوصا برای آغاز مطالعه شما نیاز به یک انگیزه قوی خواهید داشت که این دیباچه می تواند آن را در اختیار شما قرار دهد این دیباچه به زبان و قلم رومن رولان است اندیشه ژان کریستف بیش از بیشت سال از عمر مرا در برمی گیرد نخستین فکر آن در بهار 1890 در رم بود آخرین کلمات آن در ژوئن 1912 نوشته شد صفحه 9 کریستف برای من به مثابه زندگی دیگری بود که از چشم دیگران پنهان بودو من در آن با ژرف ترین هسته ذات خویش در تماس بودم صفحه 10 من توی نت زیاد دنبال مطلب در مورد این کتاب گشتم ولی چیزی بهتر از همین دیباچه 12 صفحه ای پیدا نکردم ژرف ترین چیزی که در اندیشه نهفته است به هیچ روی آن نیست که به صدای بلند بیان شود تنها همان نگاه ژان کریستف برای هزاران دوست نادیده ای که در سراسر جهان پراکنده اند کافی شد تا آن برادری اندوه باری را که سر منشاء این اثر بود و آن نومیدی باروری که چنین رودخانه نیروی قهرمانی از آن بیرون جسته است احساس کنند صفحات 11و10 من این کتاب فنا ناپذیر را به آنچه فنا پذیر است هدیه می کنم کتابی که ندای آن می خواهد چنین بگوید برادران به هم نزدیک شویم آنچه را که از هم جدامان میکند فراموش کنیم جز در اندیشه بیچارگی م...
|