If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: salvo.blogfa.com - .

site address: salvo.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Wednesday 17 June 2026 19:50:40 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=شلیک;

Headings (most frequently used words):

شلیک, یازدهم, دهم, نهم, هشتم, هفتم, ششم, پنجم, چهارم, سوم, دوم, درباره, من, آرشیو, نوشته, ها, کدها,

Text of the page (most frequently used words):
این (41), کردم (25), بود (21), اینکه (20), کنم (16), میکنم (16), دیگه (16), واسه (16), ولی (15), نیست (13), ۱۴۰۲ (12), نمیدونم (11), اون (11), schedule (10), زهرا (10), person (10), chat (10), خودم (10), ترین (9), فقط (9), اما (9), روزا (9), کردن (9), روز (8), میکردم (8), صبح (8), میشه (8), بابا (8), بودم (8), بودن (8), شده (7), شدن (7), همین (7), پیش (7), کنه (7), خیلی (7), بهم (7), فکر (7), انگار (7), ماه (7), وقتی (7), اردیبهشت (6), خرداد (6), قرار (6), بوده (6), روی (6), حرف (6), الان (6), حتی (6), اگه (6), اتفاق (6), ترس (6), کار (6), همه (6), اوضاع (6), اینجا (6), باشه (6), سالگی (6), دوباره (6), شروع (6), حال (6), میکنه (6), همیشه (6), اولین (6), یکم (6), مرداد (5), فروردین (5), نگاه (5), شاید (5), گرفته (5), زدن (5), خوب (5), واسم (5), بالاخره (5), کردی (5), روزی (5), آینده (5), بیدار (5), داره (5), قراره (5), میشم (5), اول (5), بار (5), بعد (5), دفتر (5), هیچوقت (5), بگم (5), کرد (5), پرده (5), ۱۴۰۱ (4), نوشته (4), آخرین (4), دارم (4), تموم (4), نیستم (4), خودمو (4), بالا (4), پایین (4), حالِ (4), شدم (4), ندارم (4), لحظه (4), دوم (4), دلم (4), هنوزم (4), عادت (4), مامان (4), امید (4), بچه (4), سخت (4), ساله (4), سوم (4), سردفتری (4), بنویسم (4), ذهنم (4), بهش (4), بشه (4), باید (4), باز (4), دادن (4), های (4), سرکار (4), یهو (4), خونواده (4), شدت (4), انجام (4), سال (4), تجربه (4), دست (4), چیکار (4), گریه (4), اشتباه (4), متوجه (4), مالی (4), فلان (4), ۱۴۰۴ (3), دوشنبه (3), خودمم (3), تمام (3), عکس (3), هنوز (3), باهاش (3), صمیمی (3), میگم (3), نزدیک (3), کردیم (3), لیست (3), شماره (3), خاص (3), زمان (3), بدون (3), چندسال (3), کاری (3), تاریخ (3), وسط (3), باشم (3), ازم (3), اینارو (3), بزرگترین (3), پیدا (3), عقب (3), چیزی (3), زندگی (3), ناامیدی (3), اومده (3), نکنه (3), صدای (3), میاد (3), داشتم (3), بیست (3), هشتم (3), بده (3), شدنِ (3), اومد (3), نگرانی (3), بابت (3), نهایت (3), نباید (3), درگیر (3), بودیم (3), خلاصه (3), زدم (3), بیرون (3), چهارم (3), شنبه (3), بهتر (3), تولد (3), عجیبی (3), دائما (3), توصیف (3), میزنم (3), پیاده (3), حالت (3), امروز (3), موزیک (3), بستری (3), آخر (3), متوالی (3), هرچی (3), همون (3), ساعت (3), بدو (3), بازم (3), عین (3), قطعا (3), نداشتم (3), اینقدر (3), آدم (3), میدونم (3), دوران (3), تلاش (3), سعی (3), همش (3), صرفا (3), آدما (3), ماجرا (3), رفتار (3), تغییر (3), سالی (3), حدود (3), ظاهر (3), پست (3), آبان (2), آرشیو (2), دهم (2), مخاطب (2), فراموش (2), ذخیره (2), بعدی (2), شرح (2), دارها (2), شین (2), چندساعت (2), گفتم (2), گفت (2), درگیرِ (2), اسم (2), نوشتم (2), فونت (2), اتوبوس (2), برم (2), پیشش (2), وقته (2), هیچ (2), دیدنِ (2), نسخه (2), خورده (2), سلفی (2), شدید (2), تنها (2), قشنگ (2), بسازم (2), میخواد (2), میسوزه (2), داری (2), خودتی (2), دوست (2), داشتن (2), خودتو (2), کدوم (2), موقع (2), دغدغه (2), چیه (2), میخونه (2), قلبم (2), کند (2), الگوی (2), بخوابم (2), نشم (2), هستی (2), هدفی (2), امیدی (2), بودنش (2), میبینم (2), کسی (2), محل (2), همراهِ (2), اجتماعی (2), میگذره (2), بیاد (2), ساده (2), عادی (2), اومدم (2), مینویسم (2), گذرِ (2), میزنه (2), چون (2), زهرای (2), امیدوارم (2), نتیجه (2), تمامِ (2), مشکلات (2), بیمارستان (2), بمونه (2), مدل (2), هربار (2), بیام (2), درونی (2), روانی (2), خوشحالم (2), بره (2), خدا (2), مدارک (2), وضعیت (2), صفردو (2), معنی (2), گاهی (2), بیهوش (2), چشام (2), تبدیل (2), خستگی (2), اعتراض (2), جهانِ (2), آشفتگی (2), غیرقابل (2), مردم (2), میدم (2), خواب (2), خالی (2), ممکنم (2), پنجشنبه (2), بارون (2), امام (2), رضا (2), خوبه (2), حالش (2), یادم (2), نگران (2), قبل (2), میشی (2), بزرگ (2), تغاری (2), پای (2), توعه (2), انسان (2), روزای (2), پلی (2), میخوندم (2), میزدم (2), میگفتم (2), راضی (2), نشسته (2), نیم (2), بیا (2), خبره (2), راه (2), ساعتی (2), کاش (2), جاش (2), بشینم (2), فارغ (2), بزنم (2), امشب (2), مواجه (2), اونم (2), نفس (2), چهره (2), دیالیز (2), هرلحظه (2), رفتن (2), بیماری (2), کلییییی (2), آیتم (2), مختلف (2), موردش (2), میفته (2), خلقی (2), افتاده (2), میومد (2), رفتم (2), اصن (2), بخوام (2), نوشتن (2), یکشنبه (2), خداروشکر (2), چالشای (2), جمع (2), بخور (2), خودمه (2), مدیریت (2), اجاره (2), حاضر (2), نشدم (2), اضافه (2), نبود (2), تنظیم (2), التحریر (2), بخاطر (2), رضایت (2), ارباب (2), احترام (2), خجالت (2), نمیشد (2), سردفتر (2), اتفاقا (2), جرئت (2), متفاوت (2), نقطه (2), میدیدم (2), کارم (2), هیجان (2), میشدم (2), گذشت (2), گذشته (2), استرس (2), روزامو (2), خرید (2), سیل (2), خوندم (2), چند (2), غلط (2), جمله (2), درون (2), متلاشیم (2), امین (2), حرفایی (2), توجیه (2), معمولا (2), تقصیر (2), زیاد (2), دادم (2), عصبانی (2), بدتر (2), تازه (2), گردن (2), نمیگیره (2), کرده (2), ادامه (2), تکراری (2), حالم (2), قبلی (2), متعالیِ (2), شلیک (2), قالب, طراحی, توسط, وبلاگ, webloog, کدها, تَزرَع, أرضي, شَوكاً, لَعَلَّكَ, غَدّاً, تأتيني, حافياً, درباره, arrow_back, مصراع, مولانا, عاقبت, آیی, منتهات, منم, مشخصاتی, لازم, ممکنه, اونجا, دارهای, سرعتِ, بیشتری, سین, اونقدر, بتونم, براش, بدم, بذار, شکلی, ذهنشم, بمونم, خانم, نوک, سبابه, عکسِ, خندونشو, نوازش, زیرلب, نازک, دلی, طاقت, نداری, دسترس, صحبت, خوبم, ساختِ, محتواس, مکالمه, وجودم, زنده, قدیمی, ترها, انگلیسی, بعضاً, استیکر, نامعلومی, عجله, هاشونو, توجه, زبان, دفترِمدیرگروه, انتشارات, دانشگاه, مربی, آموزش, رانندگی, آرایشگری, پیداش, موهامو, کوتاه, لیستِ, بلندبالایی, هایی, بجز, تعداد, انگشت, شمار, هاشون, دقیقا, ۱۱۰, مخاطبین, ترند, قبلا, بودند, عکسشون, گاهاً, برش, دونفره, زهرخندی, مینشونه, لبم, میلِ, درددل, تعارض, حوصلگی, روزها, خوشی, شانزدهم, بازار, شلوغ, رحم, سرگردونم, تصویر, تورو, باشکوه, درس, بخونم, اسمشم, دلت, متنفری, میخونی, حسی, دشمن, راهِ, صلح, آرزو, دارایی, حسرت, هات, برمیگرده, خطاب, بگذریم, نمیخوام, دراماتیکش, میفتاد, مرگ, ساعتایی, ضربان, چندروز, zepp, life, خوابمو, عملا, برگی, درخت, نمیفته, خدامو, عشقی, برهه, رابطه, خرابه, بلافاصله, رخنه, نامعلوم, کمتر, بخنده, خیابون, کافه, مغازه, اپیدمی, افسردگی, پاییز, ایرانمون, تنگ, قدر, اتاقم, دراز, کشیدم, آشپزخونه, سااااال, اخه, آرشیوشو, حیاتِ, نباتیه, نبضش, یکی, وبلاگای, قدیمیو, صبور, پرانرژی, باحوصله, خرگوشِ, جست, خیز, چیا, بگیره, باهام, مهربون, اسفند, خبرِ, خوشِ, اسنادِ, زندان, بهمن, نتایج, آزمون, شوکه, خوشحالی, نهایی, تخم, مرغامو, سبد, بچینم, کلیه, هرسال, ماهِ, منحوس, اهمِ, کافی, پیرزنا, چقدر, لَختی, حوصلگیِ, دائمی, پرسش, متوقف, کننده, مانع, خواستم, درموردشون, بهارِ, اتفاقای, جورواجور, آبانِ, موضوعات, مبتلا, بیشتر, دایره, لغاتم, گسترده, وقتم, آزادتره, دسترسی, راحت, آستانه, ناهنجارانه, سکوت, سرکوب, مبتلام, متاسفانه, بلد, راحتی, حساشو, مکتوب, وجودِ, خارجی, نداره, تصمیم, عادتِ, نوشتنو, گنجه, بکشم, گردگیریش, تخلیه, متوسل, سرم, اینجارو, هجمه, تاریکی, مهِ, گذر, عمیقا, اصلا, ماجرای, چجوری, چیزایی, میتونه, امسالمو, بهترین, هدیه, وقتِ, تولدم, روزنه, ذهن, تحویل, حفاظت, استعلام, برگشتن, شیراز, صفر, عید, فطر, اینک, پنج, پنجم, جمعه, صفحه, خطوط, مبهم, تاثیر, نظم, وقتا, برگه, میذارم, جلوم, شبا, میشن, محض, میکنن, سلولای, مغزم, عده, معترض, ناپذیر, حنجره, فولادی, فریاد, درونیم, هرج, مرج, میرم, معاشرت, لبخند, شکلات, برمیگردم, خونه, عصر, پادکست, گوشی, بیرونیم, تقریبا, روال, ثابته, دقیقه, بعدش, کلِ, بارِ, شونه, هام, سنگینی, سبک, مودی, ششم, چهاردهم, دلِ, سیر, باریدم, کنار, برگشتنی, آفتاب, گرفت, بهار, اردیبهشتم, پیوند, سبزیِ, اندوهگینِ, بیمارستانِ, میدونستن, هوا, زهرام, اردیبهشتا, بطور, شکستن, lcd, گوشیم, مسافرت, خونوادگی, خاطره, دور, سلامتیشون, باشی, میتونی, هاتو, ازشون, پنهوون, کنی, مبادا, یوقت, بریزن, تنهایی, مسائلی, قواره, بزرگترن, هرشب, بخشِ, سیاهِ, ذهنت, فردا, نداشته, باشمشون, لمسِ, رفتنِ, سنِ, فاصله, ممکن, سنگر, میرن, پیِ, زندگیشون, خبری, مزایاش, مرکز, توجهی, سوگلی, جات, باباس, هندونه, گونه, بوسای, داداشا, سرخه, دعواها, بخوای, زمین, کوبیدن, قهر, فالفور, فراهمه, شیرینیِ, بچگی, هفتم, یادآوری, عزیز, تعلق, کوتاهِ, خوبی, یادآوریشون, لبخنده, نامجوعم, نامه, محسن, نامجورو, پاز, میبینیییییی, میبینی, چقدرررر, لعنتیه, تایید, نگاهشو, نمیگرفتم, نمیشدم, واسش, سیاه, چشمون, هایده, گذاشتم, جایی, دوس, داشتمو, خیلیییی, نتونستم, گوش, لذت, ببرم, میلی, music, box, تلگراممو, دنبال, میگشتم, روزانه, بلند, قهقهه, مخروط, کاجو, پاسکاری, صداگذاری, مرغابیای, دریاچه, سیاست, موسیقی, همهههههه, چییییی, دمنوش, لیمو, کروسان, یاعم, موکاهای, باریستای, حراف, سامبای, مترو, کیفمو, مینداختم, بغلش, رفتیم, خنده, میدویید, دنبالم, میگفت, بشین, بزن, ببینم, میرسیدم, میخوند, قمر, عقربه, خویشتن, میفهمید, روبه, اونموقعا, مستقیم, میرفتیم, چالشا, اعصاب, خردیای, بمب, میشد, بنشونمش, کنارم, تلفن, اصلاااا, میم, اونجام, یجا, محدودیتای, جسمانی, بصورت, نِق, شیوه, کودک, سعادتمندتری, خواهم, غصه, عزادار, داده, انگیزه, پشتش, انداز, سردفتریو, تکمیل, بیخیالِ, نبودم, افسرده, میمونم, زیادی, دنیای, بزرگا, غوطه, موثرترین, عمرم, موثر, سابق, نمیشم, اتفاقایی, منی, بدترین, وضع, غرور, عزت, شدیدا, مظلوم, غمگین, ناخودآگاه, ترحم, آمیز, ابایی, شبایی, پناهی, نمیدونستم, کجا, هدف, مسیرمو, طولانی, پشت, فرمون, زار, دردِ, بیمار, مرکزِ, پیشِ, غریبه, بغضی, آماده, ترکیدن, یاس, استیصالی, داروخونه, شنیدن, کسری, مینشست, داشتنِ, حواست, نمیشه, جدید, غافلگیرت, هممون, مقدار, خودمونو, وفق, دادیم, مرخص, شدنشون, وضعو, ساعتا, حواس, پرت, مذبوحانه, خیلییی, نباشم, خستگیِ, چنددددماه, مریضایی, بیحال, تختا, خون, بدنشون, برمیگشت, ممتدِ, تحمل, دستگاه, بوی, استریل, طبقه, نفرولوژی, بخش, همودیالیز, بهبود, هست, آخرش, چندسالِ, اخیر, کراتین, تااااا, روزارو, کلمه, حرفام, غرغر, پاک, بیخیال, نهم, پیام, واریز, التحریرا, شغلی, بندیش, برای, اینجوری, راضیم, مسیر, پایینا, سختی, آسونیاش, مرخصی, فکرشو, نکن, حواستو, مسئولیتش, نباشه, خودت, کاراتو, همکارت, خسته, خوابت, استراحت, لازمی, کافئین, دارو, مسئولیت, سنگین, سندا, قبضا, هزینه, جاری, کارمندی, عددی, حسابم, حواسم, استقلال, محک, کسب, دستاورد, مدت, اوجِ, نیازِ, دریافتی, بگیرم, سندی, صلاحشون, دریافت, برکتِ, لبخندِ, دفترم, رفتنشون, برگرده, جذب, رجوع, جایگاه, بذارم, تلاشمو, آدمارو, درست, راهنمایی, سرمو, بفرمایید, روم, دختری, طرف, میپرسید, کجان, انقدر, حساس, یجورایی, اونور, بوم, افتادم, هییییییچوقت, مغرور, بازه, آشنا, فامیل, همکار, معمولی, خیلیم, باورم, آفرین, تونستی, برسونی, تحسین, مخصوصا, همسن, سالای, بابارو, بانک, حساب, پوز, شغلمو, مسئول, باجه, سریعتر, اعتماد, توام, میداد, غلبه, میگرفتم, سعدی, بیکاری, مینشستیم, میزدیم, روزایی, هیشکی, نمیومد, شیک, وپیک, مرتب, خوشحال, منتظر, رجوعا, بیان, گلدونامو, غبارپاشی, سپندمو, دود, خوبیاش, میرفتم, دفترمو, تفکیک, اگر, ناشکری, آسون, برام, سرشار, تناقضم, همزمان, هزار, هفته, مرورش, نمیتونه, ایام, ولادت, حوالی, اینا, دفترو, افتتاح, سندو, لوازم, گیر, افتادیم, آخرالزمانی, ماشین, اشهدمو, مشهد, رییس, جمهور, فوت, یکماه, کارای, اندازی, بازسازی, تمیزکاری, وسیله, قرارداد, نوشتیم, تاخیر, بعدِ, کلییییییی, چالش, دوندگی, ماجراهای, جور, واجور, دوبار, خوردن, توافق, عجیب, غریب, افتادن, ۱۴۰۳, مراسم, تحلیفم, برگزار, رسما, متعالی, بپرسه, سالته, پاسخی, ۲۷ساله, امان, حیرت, شتابِ, برگشتم, بغضِ, مداوم, نفر, دیگران, اضافی, پشتم, راستای, سوپرایز, بلکه, هزاااربار, تکرارشون, نمیفهمه, هیچکسو, گرفتار, آدمی, سکوتت, هیچووووووقت, شکنجه, نداده, زندگیم, احساس, استیصال, سراغش, بحث, عذاب, وجدان, بدش, عصبانیتو, زیاده, گناه, معده, درد, سرگیجه, نمیخوابه, نمیخوره, همیشگی, بسه, نمیبینی, حرمت, نگه, نمیداری, بها, میکشه, مستاصل, نشده, علت, منو, باعث, کرنش, کردنش, آرومم, اوج, عصبانیتمو, میبینه, نمیتونم, متوقفش, اشتباهه, یجوری, عصبانیم, واکنشاش, واقعا, کنترلی, رفتارم, رفتارایی, بکنم, انفجااااااااااررررررر, میده, اشتباهی, کلافه, حجم, درک, نکردن, بیراهه, رفتنش, مقابله, مثل, خودتم, روشی, بتونه, خودشو, تبرئه, بجانب, مشغول, کردنه, اولش, آروم, جدی, کمی, دلخوری, رفتارش, هربارم, چیز, رویه, اینه, ناخواسته, ضعف, میذاره, اونه, شاااااید, بزووووور, خوابیده, روزش, لختی, سستی, رسیدم, برداشت, نبوده, تمومش, وضعیتم, دفعه, دستم, بخاطرش, ماجرایی, سطح, وزن, تغییرات, روح, اعتقادی, نمیکردم, چیزای, امسال, موازی, چیزیه, سخته, درونِ, متلاشی, مساعد, روزام, دیدم, روایتِ, یازدهم, پروفایل, خانه, menu,


Text of the page (random words):
روز به روز حالم بدتر شده نمیدونم فقط اینکه از اول سال تا امروز که ۳۱ امین روزش بود شاااااید بزووووور دو سه شب بدون گریه خوابیده باشم این روزا زیاد گریه میکنم نه تقصیر اونه نه من رویه ی تکراری اینه که ناخواسته یه کاری میکنه دست رو نقطه ضعف من میذاره هربارم یه چیز متفاوت ولی با یه الگوی تکراری پرده ی اول من اعتراض میکنم به رفتارش کاری که کرده اولش که من آروم ولی جدی با کمی دلخوری باهاش حرف میزنم اون حق بجانب و مشغول توجیه کردنه مقابله به مثل و خودتم فلان جا فلان کردی و هر روشی که بتونه خودشو تبرئه کنه پرده ی دوم من کلافه و عصبانی میشم از این حجم درک نکردن و بیراهه رفتنش از اینکه هیچوقت اشتباهی که اتفاق افتاده رو گردن نمیگیره ادامه میده حرف میزنه و انفجااااااااااررررررر پرده ی سوم حرفایی میزنم که نباید بزنم رفتارایی که نباید بکنم ولی دست خودم نیست یجوری عصبانیم میکنه واکنشاش که واقعا کنترلی ندارم روی رفتارم با اینکه میدونم اشتباهه ولی نمیتونم متوقفش کنم پرده ی چهارم اوج عصبانیتمو که میبینه تازه متوجه میشه چیکار کرده تازه بازم گردن نمیگیره فقط سعی میکنه آرومم کنه که بدتر میشه اوضاع وقتی میبینم هنوزم متوجه نشده علت این حال منو و صرفا ترس از دست دادن باعث کرنش کردنش شده عصبانی تر و مستاصل تر میشم و اونم عقب میکشه معمولا این موقع حالش بده معده ش درد میکنه سرگیجه داره شب نمیخوابه و چیزی نمیخوره و این جمله ی همیشگی بسه دیگه من هرچی تلاش کردم نمیبینی و حرمت نگه نمیداری و تقصیر خودمه زیاد بها دادم جرئت پیدا کردی و فلان پرده ی آخر که معمولا یه روز بعد اتفاق میفته من عصبانیتو تو خودم حل کردم سعی کردم خودمو توجیه کنم که زیاده روی کردم و گناه داره و فلان عذاب وجدان بابت حال بدش و سراغش رفتن و تلاش واسه تموم شدن بحث و ماجرا و دوباره و دوباره هیچوقت تو زندگیم اینقدر احساس استیصال نداشتم هیچووووووقت اینقدر بخاطر یه آدم خودمو شکنجه نداده بودم و نمیدونم دارم با خودم چیکار میکنم و قراره چی بشه پ ن خدا هیچکسو گرفتار آدمی که نه تنها معنی رفتار و سکوتت بلکه حرفایی که هزاااربار تکرارشون کردی رو هم نمیفهمه نکنه در راستای سوپرایز تولد ۲۷ سالگی خالی کردن پشتم حس اضافی بودن امین ِ دیگران بودنش نفر سوم قرار دادن من و این حال بد و بغضِ مداوم chat person زهرا schedule یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۴ ۹ ۰ ب ظ دهم امشب که برگشتم و تاریخ آخرین پست رو خوندم حیرت کردم از شتابِ گذرِ زمان حدود ۲۰ ماه گذشته و امان از این ۲۰ ماه دو روز دیگه ۲۷ساله میشم ولی هنوز کسی ازم بپرسه چند سالته اولین پاسخی که بدون فکر از ذهنم رد میشه ۲۴ ِ از سالی که گذشت بگم از ۲۶ سالگی که پر از اتفاق بود پر از تغییر ولی بخوام تو یه جمله خلاصه ش کنم سالی که در ظاهر متعالی ولی از درون متلاشیم کرد سه شنبه ۱۲ دی ۱۴۰۲ مراسم تحلیفم برگزار شد و رسما سردفتر شدم دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ روز تولد ۲۶ سالگی با دو ماه تاخیر بعدِ کلییییییی چالش و نگرانی و دوندگی و ماجراهای جور واجور از دوبار بهم خوردن توافق و تا روزی چند بار از شدت استرس و چالشای عجیب و غریب به غلط کردن افتادن و بالاخره قرارداد اجاره ی محل دفتر رو نوشتیم حدود یکماه درگیر کارای راه اندازی بودیم بازسازی و تمیزکاری و خرید وسیله و اون وسط رییس جمهور فوت کرد مشهد سیل اومد روز خرید لوازم التحریر تو سیل گیر افتادیم و اوضاع آخرالزمانی رو تجربه کردم و تو ماشین اشهدمو خوندم و تا اینکه بالاخره ایام ولادت امام رضا همون حوالی ۳۱ اردیبهشت و ۱ خرداد اینا دفترو افتتاح کردیم ۶ خرداد اولین سندو تنظیم کردم و بالاخره شروع شد از هیجان و استرس شروع به کار هرچی بگم بازم نمیتونه حال اون روزامو توصیف کنه با اینکه حدود یه سال گذشته ولی الان که مرورش میکنم انگار همین هفته ی پیش بود و همزمان انگار هزار سال قبل بوده سرشار از تناقضم سالی که گذشت قطعا آسون نبود برام اگر بگم بد بوده ناشکری کردم شاید تفکیک کنم بهتر باشه از خوبیاش اینکه صبح ساعت ۶ با هیجان بیدار میشدم بدو بدو حاضر میشدم میرفتم که ۷ و نیم دفترمو باز کنم سپندمو دود کنم گلدونامو غبارپاشی کنم شیک وپیک و مرتب و خوشحال منتظر بشینم ارباب رجوعا بیان ماه های اول یه روزایی بود که هیشکی نمیومد از شدت بیکاری مینشستیم حرف میزدیم سعدی میخوندم سلفی میگرفتم که ناامیدی بهم غلبه نکنه تجربه ی عجیبی بود یه اعتماد به نفس توام با خجالت بهم میداد وقتی احترام مردم رو میدیدم وقتی رفتم بانک حساب واسه پوز دفتر باز کنم شغلمو که گفتم رفتار مسئول باجه تغییر کرد کارم سریعتر انجام شد وقتی تحسین تو نگاه آدما مخصوصا همسن و سالای مامان بابارو میدیدم که آفرین تو این تونستی خودتو به این نقطه برسونی باورم نمیشد این همه تغییر رو بهش عادت نداشتم همیشه معمولی بودم و از این ماجرا خیلیم راضی بودم اما یه بازه ای یهو متفاوت شد نگاه و رفتار آدما از دوست و آشنا گرفته تا فامیل و همکار و حتی خونواده به جرئت میگم اما هییییییچوقت مغرور نشدم اتفاقا انقدر رو این ماجرا حساس بودم که یجورایی از اونور بوم افتادم گاهی طرف میومد تو دفتر میپرسید سردفتر کجان روم نمیشد بگم خودمم همین دختری که اینجا نشسته با خجالت سرمو کج میکردم میگفتم بفرمایید تمام تلاشمو کردم که آدمارو درست راهنمایی کنم فارغ از جایگاه مالی و اجتماعی آدما به همه احترام بذارم نه صرفا واسه جذب ارباب رجوع بخاطر اینکه برکتِ با لبخندِ رضایت از دفترم بیرون رفتنشون بهم برگرده تو اوجِ نیازِ مالی حاضر نشدم اضافه دریافتی بگیرم یا سندی که به صلاحشون نبود تنظیم کنم صرفا واسه دریافت حق التحریر استقلال مالی و محک زدن خودم واسه مدیریت یه کسب و کار بزرگترین دستاورد این مدت بود اینکه دیگه قرار نیست آخر ماه مث دوران کارمندی یه عددی بیاد تو حسابم باید حواسم به کلییییی آیتم مختلف باشه از مدیریت مالی واسه اجاره و قبضا و هزینه های جاری دفتر گرفته تا مسئولیت سنگین سندا که همش متوجه خودمه حالت خوب نیست دارو بخور خسته ای خوابت میاد استراحت لازمی کافئین بخور قرار نیست کاراتو همکارت انجام بده اینجا دیگه خودتی و خودت حواستو جمع کن قرار نیست اگه اشتباه کردی مسئولیتش متوجه تو نباشه مرخصی تا چندسال اول فکرشو نکن چالشای شروع به کار که هر شغلی داره و جمع بندیش برای من اینجوری بود که راضیم از مسیر با همه ی بالا پایینا و سختی و آسونیاش هنوزم صبح روز بعد که پیام واریز حق التحریرا واسم میاد عین همون صبح ۷ خرداد که خداروشکر کردم خداروشکر میکنم chat person زهرا schedule یکشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۴ ۸ ۱۵ ب ظ نهم هی مینویسم و هی حرفام میشه غرغر و پاک میکنم و بیخیال نوشتن میشم این روزارو بخوام تو یه کلمه توصیف کنم میشه آشفتگی ۳۱ خرداد که بابا با کراتین ۸ _ بستری شدن تااااا ۸ مرداد سخت ترین روزای این چندسالِ اخیر بود ترس از دیالیز ترس از دیدنِ بابا تو اون وضعیت ترس از اینکه آخرش قراره چی بشه اصن امیدی به بهبود هست اون روزی که واسه اولین بار رفتم طبقه ی پایین نفرولوژی بخش همودیالیز بوی استریل شدید اولین مواجه م با بزرگترین ترس این چندسال بود صدای ممتدِ غیرقابل تحمل دستگاه ها مریضایی که بیهوش و بیحال افتاده بودن رو تختا و چندساعت خون بدنشون میومد بیرون و برمیگشت کج خلقی و خستگیِ بابا از چنددددماه متوالی بستری بودن سعی میکردم اون ساعتی که سرکار بودم خیلییی درگیر بیمارستان و بابا نباشم ولی تلاش مذبوحانه بود کل اون ساعتا در حواس پرت ترین حالت ممکنم بودم مرخص شدنشون یکم وضعو بهتر کرد الان هممون یه مقدار با اوضاع خودمونو وفق دادیم عادت کردیم نه به بیماری شاید بشه ولی به داشتنِ بیماری که باید دائما حواست به کلییییی آیتم مختلف در موردش باشه هیچوقت نمیشه عادت کرد و هرلحظه یه اتفاق جدید میفته و غافلگیرت میکنه یاس و استیصالی که بعد از هربار داروخونه رفتن و شنیدن کسری نسخه مینشست تو چهره م بغضی که هرلحظه آماده ی ترکیدن بود دردِ دل کردن با همراهِ بیمار تو مرکزِ دیالیز و واسه اولین بار گریه کردن پیشِ یه غریبه چه شبایی از شدت بی پناهی و اینکه نمیدونستم باید کجا برم و چیکار کنم با گریه بی هدف مسیرمو طولانی تر کردم و پشت فرمون زار زدم اونم منی که همیشه حتی تو بدترین وضع یکم غرور و عزت نفس ته چهره م پیدا بوده این روزا شدیدا مظلوم و غمگین شدم ناخودآگاه و از ترحم آمیز بودن انگار ابایی ندارم و دست خودم نیست پ ن نمیدونم تو آینده م چه خبره و قراره با چه روزا و اتفاقایی مواجه شم ولی میدونم که این دوران قطعا سخت ترین و موثرترین دوران تمام عمرم تا این لحظه س میگم موثر چون میدونم بعد این تجربه من دیگه آدم سابق نمیشم نه که بگم افسرده میمونم تا همیشه فقط اینکه دیگه زیادی تو دنیای آدم بزرگا غوطه ور شدم هیچوقت تو این ۲۵ سال زندگی اینقدر بیخیالِ خودم و آینده م نبودم کار میکنم پس انداز میکنم مدارک سردفتریو تکمیل میکنم اما هیچ انگیزه و امید و هدفی پشتش نیست انگار فقط انجام میدم که انجام داده باشم حس می کنم اگه امشب بخوابم و صبح بیدار نشم قطعا انسان سعادتمندتری خواهم بود اگه غصه ی عزادار شدن خونواده رو نداشتم chat person زهرا schedule شنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۲ ۱۱ ۲۵ ب ظ هشتم و نِق به شیوه ی کودک دلم میخواد یجا بشینم و فارغ از محدودیتای جسمانی بصورت متوالی غر بزنم اینجا جاش نیست تو چت با میم عین اونجام جاش نیست پای تلفن با شین اصلاااا کاش میشد بنشونمش کنارم مث اونموقعا که از سرکار مستقیم میرفتیم پیاده روی و از شدت چالشا و اعصاب خردیای دفتر مث بمب ساعتی بودم میرسیدم بهش از چشام میخوند اوضاع قمر در عقربه با اینکه پیشش خویشتن داری میکردم ولی بازم میفهمید روبه راه نیستم میگفت بیا بیا بشین یکم نق بزن ببینم چه خبره و یه ساعت بعد کیفمو مینداختم تو بغلش و بدو که رفتیم با خنده میدویید دنبالم با صدای بلند قهقهه زدن و نیم ساعت مخروط کاجو پاسکاری کردن و صداگذاری رو مرغابیای دریاچه و حرف از سیاست و تاریخ و موسیقی و همهههههه چییییی در نهایت دمنوش به لیمو با کروسان یاعم موکاهای باریستای حراف و سامبای دم مترو امروز داشتم دنبال موزیک میگشتم واسه پلی لیست روزانه م و با بی میلی music box تلگراممو بالا پایین میکردم یهو یادم اومد دیگه خیلیییی وقته نتونستم از موزیک گوش دادن لذت ببرم شاید آخرین بار اون روزی بود که نشسته بودیم و واسش سیاه چشمون هایده گذاشتم و جایی که دوس داشتمو هی میزدم عقب نامه ی محسن نامجورو پلی کردم و باهاش میخوندم و هی پاز میزدم و میگفتم میبینیییییی میبینی چقدرررر لعنتیه و تا تایید نگاهشو نمیگرفتم راضی نمیشدم تموم که شد گفت اولین بار بود که حس کردم نامجوعم قشنگ میخونه ها روزای کوتاهِ خوبی که یادآوریشون لبخنده یادآوری انسان بودن و عزیز بودن و تعلق داشتن chat person زهرا schedule پنجشنبه چهارم خرداد ۱۴۰۲ ۱۱ ۵۷ ب ظ هفتم شیرینیِ ته تغاری بودن فقط تو همون بچگی خلاصه میشه وقتی که مرکز توجهی و سوگلی خونواده جات رو پای باباس گل هندونه واسه توعه و گونه ت همیشه از رد بوسای متوالی داداشا سرخه و تو دعواها همیشه حق با توعه و هرچی بخوای با یه پا زمین کوبیدن و قهر کردن فالفور فراهمه ولی وقتی بزرگ میشی و کم کم بچه های دیگه میرن پیِ زندگیشون دیگه خبری از ته تغاری بودن و مزایاش نیست تو میشی بچه ی آخر و آخرین سنگر لمسِ بالا رفتنِ سنِ مامان و بابا از نزدیک ترین فاصله ی ممکن اینکه هرشب قبل خواب با تمامِ خستگی بخشِ سیاهِ ذهنت بیدار شه و فکر به اینکه اگه فردا صبح نداشته باشمشون چی اینکه دائما نگران سلامتیشون باشی و تا میتونی مشکلات و دغدغه هاتو ازشون پنهوون کنی که مبادا یوقت بهم بریزن و نگران شن و تنهایی حل کردن مسائلی که از قد و قواره ت بزرگترن تبدیل شدنِ مسافرت خونوادگی به یه خاطره ی دور پ ن واسه اینکه یادم بمونه این روزا بطور عجیبی داره سخت میگذره بستری شدنِ بابا شکستن lcd گوشیم نگرانی بابت اوضاع خونواده و همیشه اردیبهشتا واسم پر از بارون و پیاده روی و موزیک و حس و حالِ خوب بود همه میدونستن هوا که خوبه زهرام حالش خوبه ولی این روزا بهار و اردیبهشتم پیوند خورده با سبزیِ اندوهگینِ بیمارستانِ امام رضا امروز برگشتنی از سرکار یهو وسط آفتاب بارون گرفت زدم کنار یه دلِ سیر باریدم chat person زهرا schedule پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۲ ۱۱ ۵۴ ب ظ ششم این روزا در مودی ترین حالت ممکنم زندگی میکنم یه لحظه خالی و سبک یه دقیقه بعدش انگار کلِ بارِ هستی رو شونه هام سنگینی میکنه جهانِ بیرونیم تقریبا رو روال و ثابته صبح بیدار میشم میرم سرکار با مردم معاشرت میکنم لبخند میزنم به بچه ها شکلات میدم برمیگردم خونه پیاده روی عصر پادکست چک کردن گوشی و خواب و دوباره از اول اما جهانِ درونیم یه مدل آشفتگی و هرج و مرج غیرقابل توصیف انگار تک تک سلولای مغزم تبدیل شدن به یه عده معترض خستگی ناپذیر با حنجره های فولادی دائما در حال فریاد و اعتراض شبا با من بیهوش میشن و صبح به محض باز کردن چشام دوباره شروع میکنن واسه نظم دادن به ذهنم گاهی وقتا یه برگه میذارم جلوم که بنویسم در نهایت صفحه پر میشه از خطوط مبهم و بی معنی و بی تاثیر chat person زهرا schedule جمعه هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ ۲ ۴۵ ب ظ پنجم و اینک بیست و پنج سالگی صفردو صفردو صفر دو عید فطر برگشتن بابا از شیراز و وضعیت عجیبی که پیش اومده تحویل مدارک به حفاظت واسه استعلام سردفتری باز شدن روزنه ی امید تو ذهن و قلبم از خیلی وقتِ پیش فکر میکردم این تولدم باید خیلی خاص باشه مث ۱۸ سالگی اما امید بهترین هدیه ی خدا بود واسم خیلی بهتر از چیزایی که تو ذهنم بود و فکر میکردم میتونه تولد امسالمو خاص تر کنه با اینکه اصلا نمیدونم ماجرای سردفتری قراره چی بشه و چجوری پیش بره اما همین که از اون هجمه ی تاریکی و مهِ ناامیدی گذر کردم و به آینده امیدوارم خوشحالم عمیقا خوشحالم chat person زهرا schedule شنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ ۲ ۵۰ ق ظ چهارم وقتی به سرم زد دوباره اینجارو بسازم تصمیم داشتم عادتِ نوشتنو از تو گنجه ی ذهنم بکشم بیرون گردگیریش کنم و دوباره واسه تخلیه ی روانی بهش متوسل شم اما متاسفانه دیگه زهرای ۱۶ ساله ای که بلد بود به راحتی درونی ترین حساشو مکتوب کنه وجودِ خارجی نداره الان در آستانه ی ۲۵ سالگی ناهنجارانه به سکوت و سرکوب درونی مبتلام هم وقتم آزادتره هم دسترسی راحت تر هم دایره ی لغاتم گسترده تر شده هم موضوعات مبتلا به م بیشتر فقط دیگه ۱۶ ساله نیستم از آبانِ نوشته ی سوم تا بهارِ این نوشته پر از اتفاقای جورواجور بوده و هربار که خواستم بیام و درموردشون بنویسم یه چیزی مانع شد یه مدل لَختی و بی حوصلگیِ دائمی پرسش خب که چی ِ متوقف کننده مث پیرزنا چقدر غر زدم حتی فراموش کردم اومده بودم چی بنویسم که بمونه اینجا شاید یه خلاصه از اهمِ این روزا کافی باشه تمامِ دی درگیر مشکلات کلیه ی بابا و بیمارستان بودیم و مث هرسال دی ماهِ منحوس بهمن ماه نتایج آزمون سردفتری اومد شوکه شدن خوشحالی نگرانی بابت نتیجه ی نهایی و در نهایت اینکه نباید همه ی تخم مرغامو تو سبد سردفتری بچینم اسفند و خبرِ خوشِ تموم شدنِ اسنادِ زندان و ۱۴۰۲ خرگوشِ پر جست و خیز هنوز نمیدونم قراره چیا بهم بده و چی ازم بگیره فقط امیدوارم باهام مهربون باشه چون من دیگه زهرای صبور و پرانرژی و باحوصله ی ۱۶ ساله نیستم chat person زهرا schedule دوشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۲ ۱۲ ۴۴ ق ظ سوم داشتم یکی از وبلاگای قدیمیو چک میکردم که هنوزم درگیرِ حیاتِ نباتیه و نبضش کند میزنه آرشیوشو نگاه کردم دی ماه میشه ۱۰ ساله ۱۰ سااااال چیه اخه این گذرِ زمان تو اتاقم دراز کشیدم و صدای غر زدن مامان از آشپزخونه میاد همین قدر ساده و عادی با این فکر که نکنه اون روزی بیاد که دلم واسه همین اتفاق ساده و عادی تنگ شه اومدم اینجا و دارم مینویسم این روزا سخت میگذره اوضاع اجتماعی خوب نیست ایرانمون تب داره یه اپیدمی افسردگی همراهِ پاییز اومده و همه رو گرفته تو اتوبوس محل کار خیابون کافه ها مغازه ها دیگه کمتر میبینم کسی بخنده حتی بچه ها فکر به آینده و ترس از نامعلوم بودنش یه لحظه امید بلافاصله رخنه ی ناامیدی تو این برهه ی زندگی رابطه م با خودم خرابه نه خودمو دارم نه خدامو نه عشقی نه هدفی نه امیدی عملا اگه الان بخوابم و صبح بیدار نشم برگی از درخت هستی نمیفته انگار چندروز پیش تو zepp life الگوی خوابمو چک میکردم یه ساعتایی ضربان قلبم خیلی کند شده بود یه چیزی نزدیک به مرگ به این فکر کردم که اگه اتفاق میفتاد دلم واسه مامان میسوزه بگذریم نمیخوام دراماتیکش کنم اینارو نوشتم خطاب به خودم در آینده که بالاخره یه روزی به عقب برمیگرده و اینارو میخونه نمیدونم اون موقع دغدغه هات چیه نمیدونم کدوم آرزو عادت شده و کدوم دارایی حسرت نمیدونم بالاخره راهِ دوست داشتن و صلح با خودتو پیدا کردی یا هنوزم بزرگترین دشمن خودتی نمیدونم الان که اینارو میخونی چه حسی بهم داری ازم متنفری دلت واسم میسوزه یا حس دیگه ای که الان اسمشم نمیدونم حتی فقط اینکه من دلم میخواد خوب باشم درس بخونم تصویر تورو قشنگ تر و باشکوه تر بسازم اما وسط این بازار شلوغ و بی رحم تنها و سرگردونم chat person زهرا schedule دوشنبه شانزدهم آبان ۱۴۰۱ ۱۰ ۵۹ ب ظ دوم این روزها حالِ خوشی ندارم میلِ شدید به حرف زدن و درددل در تعارض با بی حوصلگی به لیست مخاطبین نگاه میکنم عکس دارها صمیمی ترند یا قبلا بودند و دیدنِ عکسشون که گاهاً نسخه ی برش خورده از یک سلفی دونفره بوده زهرخندی مینشونه روی لبم دقیقا ۱۱۰ تا مخاطب تا این لحظه و تاریخ لیستِ بلندبالایی شده از شماره هایی که بجز تعداد انگشت شمار دیگه خیلی وقته با خیلی هاشون هیچ کاری ندارم از دفترِمدیرگروه و انتشارات دانشگاه گرفته تا مربی آموزش رانندگی و آرایشگری که چندسال پیش تو اتوبوس پیداش کردم و قرار بود یه روز برم پیشش موهامو کوتاه کنه قدیمی ترها رو انگلیسی نوشتم بعضاً با فونت خاص و استیکر و از یه زمان نامعلومی فقط با عجله اسم ها و شماره هاشونو ذخیره کردم و رد شدم بدون توجه به زبان و فونت لیست رو بالا پایین میکنم تا ش...
Images from subpage: "salvo.blogfa.com/post/12" Verify
Images from subpage: "salvo.blogfa.com/post/10" Verify
Images from subpage: "salvo.blogfa.com/post/8" Verify
Images from subpage: "salvo.blogfa.com/post/6" Verify
Images from subpage: "salvo.blogfa.com/post/5" Verify

Verified site has: 21 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-21


The site also has 1 references to external domain(s).

 webloog.ir  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/2 200
date Wed, 17 Jun 2026 19:50:40 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=ouPEDTXVoJ3Dz3v7uIZ%2BHOKgZ%2BzaiKBCEm5p2OvZxeUi8Xs%2FftD1pfmt9K1Dibo0x7DCxB4RSOHXzyJW6E99cDW4Z4WUse3qXp0MxA0wQ%2Fpr0keOruVCtGZh5C0rpF4E2A6k ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0d495a3693333a0-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="شلیک"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="شلیک"
property="og:site_name" content="شلیک"
property="og:description" content="شلیک"
name="twitter:title" content="شلیک"
name="twitter:description" content="شلیک"

Load Info

page size19870
load time (s)0.147559
redirect count0
speed download135170
server IP 188.114.97.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"