Meta tags:
description= آویزووووووووووووووووووووون - ;
keywords= avizooon92, htt???/avizooon92.blogfa.com, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
آمارگیر, وبلاگ, نوشته, های, پیشین,
Text of the page (most frequently used words):
این (149), های (126), بود (126), برای (121), است (94), همه (82), اما (80), خدا (64), بعد (61), شده (58), بچه (56), روز (48), قاقاله (46), همان (46), وقتی (44), کردم (42), کرده (42), کرد (39), هیچ (37), خودم (36), حالا (36), باید (35), بودم (35), باز (34), اینکه (34), روی (34), دست (33), آویزون (31), کنم (31), دوست (30), کار (30), پیش (30), گفت (30), ولی (30), زندگی (29), چند (29), خیلی (29), وقت (29), مادر (29), همین (29), هایی (28), گفتم (28), کند (27), باشد (27), حتی (27), خانه (27), تمام (27), بوده (27), فقط (26), کردن (26), بلند (26), ۱۴۰۲ (25), صبح (25), مادرم (25), فکر (25), داشته (24), میکنم (24), ساعت (24), اگر (24), خودش (24), همیشه (23), خانم (23), کوه (23), چشم (22), دارم (22), نمی (22), سال (21), گریه (21), چرا (21), اتاق (21), میشود (21), مثل (21), میکرد (21), امام (21), الله (20), شدن (20), بیشتر (20), شدم (20), وجود (20), حرف (20), لباس (20), دکتر (20), داد (19), پدر (19), هفته (19), شما (18), چون (18), لحظه (18), قرار (18), آمد (18), داشت (18), ماه (18), راه (18), اون (18), مردم (18), همسرم (17), ۱۴۰۱ (17), خوب (17), برایم (17), بودیم (17), پسر (17), اگه (17), بدون (17), جای (17), بیرون (17), خود (17), واسه (17), حال (16), درد (16), کردیم (16), پدرش (16), بار (16), کنار (16), میکند (16), نیست (16), جایی (15), کلیک (15), یکی (15), گاهی (15), دختر (15), وسط (15), دارد (15), داده (15), دیگه (15), کلاس (15), کردی (15), چادر (15), جمعه (14), اینجا (14), بالا (14), پدرم (14), روزی (14), اند (14), پیدا (14), میشه (14), درست (14), نگاه (14), خونه (14), دنیا (14), کسی (14), بودن (13), زیر (13), آخر (13), خوش (13), اول (13), حاج (13), توی (13), مادرش (13), گرفتن (13), فیلم (13), شنبه (13), هنوز (13), اولین (13), شان (13), آدم (13), مطلب (13), انقدر (13), پنج (13), داره (13), ۱۴۰۰ (12), میکردم (12), نظر (12), جان (12), جواد (12), ازدواج (12), خانواده (12), مغازه (12), دیگر (12), رفته (12), میگفت (12), ادامه (12), مرغ (12), عید (12), پول (12), دلم (11), آنها (11), انگار (11), نبود (11), آمده (11), دید (11), داری (11), ندارم (11), بسته (11), زمان (11), چهار (11), شوهر (11), نشده (11), البته (11), چیزی (11), باشه (11), حضرت (11), وام (11), صدای (10), آذر (10), داشتم (10), بماند (10), سلام (10), پنجاه (10), راحت (10), شروع (10), الان (10), گرفت (10), ندارد (10), خاطر (10), زمین (10), خواب (10), بودند (10), خواهر (10), شود (10), دار (10), مرد (10), احترام (10), بفرمایید (10), سجاد (10), باشم (10), جور (10), چیز (10), بیست (10), همون (10), ابالقاقاله (10), کنیم (10), دانشگاه (10), نسل (10), قرض (10), قاسم (10), مریم (10), وبلاگ (9), هست (9), بین (9), دور (9), شهریور (9), اصلا (9), خبر (9), بهترین (9), ترس (9), دارند (9), کاری (9), کنند (9), قبل (9), بازی (9), دقیقه (9), گفته (9), عکس (9), زود (9), جلو (9), آورد (9), کنه (9), چقدر (9), آماده (9), دارن (9), رفتن (9), رفت (9), رفتم (9), هوا (9), علیه (9), گناه (9), علی (8), نوشته (8), بهمن (8), تیر (8), مرداد (8), حالی (8), دیدن (8), داشتیم (8), ذوق (8), سرم (8), هستند (8), دستم (8), گوش (8), آرام (8), نگه (8), شادی (8), نسبت (8), شبکه (8), ایران (8), موقع (8), شاید (8), شوهرم (8), بزرگ (8), زنان (8), اعضای (8), یکشنبه (8), صورت (8), مامان (8), گرفته (8), گاه (8), تازه (8), هزار (8), سخت (8), صبحانه (8), مرا (8), سفر (8), مِن (8), کنید (8), یاد (8), ماشین (8), راضی (8), یعنی (8), دعا (8), صعود (8), بستری (8), نفرت (8), آید (7), اردیبهشت (7), آورده (7), خرج (7), خاله (7), رنگ (7), هایم (7), روشن (7), مادرِ (7), زدن (7), درِ (7), زده (7), سالگی (7), خورد (7), دنبال (7), حساب (7), دیدم (7), نشان (7), هفت (7), بیاد (7), گذشت (7), آنجا (7), خرید (7), موضوع (7), هایش (7), داخل (7), گوشی (7), چهارشنبه (7), خشک (7), سوال (7), جمع (7), نیم (7), خالی (7), اتفاق (7), پشت (7), بقیه (7), آمبولانس (7), بیاید (7), خسته (7), درس (7), داشتن (7), رسد (7), هزینه (7), فائزه (7), پارچه (7), نوشتم (6), چطور (6), امروز (6), دوستان (6), نزدیک (6), روسری (6), کتاب (6), مقابل (6), نکرد (6), سعید (6), پایین (6), طبقه (6), نصب (6), شام (6), مسجد (6), بگویم (6), دیده (6), جیغ (6), گوشه (6), باد (6), میدهد (6), اینترنت (6), استفاده (6), بشه (6), متاسفانه (6), نماز (6), دادم (6), نام (6), پسرم (6), مشکل (6), عیب (6), داشتند (6), دادن (6), برنامه (6), میکردند (6), باشند (6), برادر (6), کوچک (6), میکنه (6), قول (6), وای (6), خواسته (6), دوم (6), کشید (6), نباشد (6), دیگری (6), مهربان (6), گذاشتم (6), کردند (6), آنکه (6), زنِ (6), پیر (6), دغدغه (6), انجام (6), معلوم (6), تخم (6), زنگ (6), ذهنم (6), بند (6), وگرنه (6), روضه (6), رقیه (6), صبر (6), سرِ (6), پنجشنبه (6), علیها (6), ببینم (6), کاش (6), خداوند (6), تراز (6), نترسد (6), زور (6), جامعه (6), مبارک (6), السلام (6), افتاد (6), ترین (6), امسال (6), بهشون (6), میکنن (6), پویا (6), باشیم (6), گوشت (6), نوردی (6), زیاد (6), بیمارستان (6), میکنیم (6), رهبری (6), سشوار (6), حموم (6), اعظم (6), دنیای (5), ۱۴۰۳ (5), بنویسم (5), خیال (5), فهمیدم (5), انسان (5), امید (5), کننده (5), هدیه (5), بزند (5), بغل (5), اندازه (5), تنها (5), دستور (5), پاک (5), صدا (5), وارد (5), کامپیوتر (5), اضافه (5), سراغ (5), برادرم (5), نداشت (5), یکسال (5), دعوا (5), انتخاب (5), تصمیم (5), زمانی (5), دهند (5), خوردن (5), خواهرش (5), میخواهد (5), بلاخره (5), نداشته (5), برایش (5), حتما (5), کیک (5), دیوار (5), اشاره (5), تخته (5), ازش (5), دیشب (5), نفر (5), مگر (5), حضور (5), میاد (5), تغییر (5), توجه (5), میخواست (5), ندیدم (5), دخترش (5), خواستگار (5), بازار (5), سمت (5), متوجه (5), مخصوص (5), میکردیم (5), بلد (5), آقا (5), بهش (5), مادری (5), دلش (5), شنیدم (5), اشک (5), منو (5), زودتر (5), بگیرد (5), ساله (5), ظهر (5), شاد (5), نگاهش (5), سینما (5), دادند (5), گذاشته (5), میشد (5), گویا (5), سرش (5), زبان (5), آشپزخانه (5), نشد (5), عالم (5), گرفتم (5), میخوام (5), نداره (5), بنا (5), یکم (5), نان (5), عاشق (5), همراه (5), راهرو (5), دوباره (5), اینو (5), صلوات (5), تماس (5), عمو (5), عادت (5), ریحانه (5), عزیزم (5), مسیر (5), مخصوصا (5), رشت (5), بهتر (5), حسین (5), رانندگی (5), بابت (5), لذت (5), نباید (5), هاست (5), بعضی (5), شکلی (5), نمونه (5), زنی (5), رسید (5), دخترا (5), خلاصه (5), نخواهد (5), نگران (5), مجلس (5), محرم (5), نبوده (5), بده (5), مسئول (5), چنین (5), تشکر (5), تحویل (5), کدام (5), میگه (5), عمل (5), نمیشه (5), کیف (5), بدوزم (5), ریزی (4), دوس (4), ۱۳۹۹ (4), فروردین (4), ۱۴۰۴ (4), مجازی (4), میخواد (4), مهدیه (4), باعث (4), آشنا (4), شوم (4), تجربه (4), سرخ (4), بدو (4), تلاش (4), رشد (4), مانده (4), دیدنش (4), خوبی (4), نداد (4), فوق (4), اسمش (4), بهانه (4), مختلف (4), ایجاد (4), رضایت (4), هستم (4), مدیر (4), دهم (4), روزها (4), گزینه (4), رسیدم (4), طوری (4), نفس (4), سیستم (4), زیادی (4), لازم (4), میز (4), برند (4), حوصله (4), اباقاقاله (4), دایی (4), کودکان (4), شدیم (4), تخت (4), غیر (4), نوبت (4), شدند (4), دقیقا (4), پخش (4), مدت (4), دوازده (4), باشید (4), سفید (4), بعضا (4), اجتماعی (4), زمینی (4), ایستاده (4), بیدار (4), نور (4), دلیل (4), میدانم (4), نداری (4), وقتِ (4), عمه (4), دادیم (4), میوه (4), نسلی (4), شهر (4), بله (4), بهت (4), گرد (4), آخه (4), کوچه (4), صورتش (4), ایم (4), چهارم (4), سالن (4), خریدم (4), میل (4), ناله (4), جواب (4), کفش (4), بلافاصله (4), طرف (4), خواست (4), ببیند (4), نمیکنم (4), ثانیه (4), طبق (4), نمیشد (4), مقدس (4), سبز (4), کباب (4), مهم (4), خواستم (4), رفتیم (4), مسافرخانه (4), رود (4), نداشتن (4), توصیه (4), زیبا (4), فرصت (4), مشکلات (4), فمینیسم (4), بابا (4), ممکن (4), هایمان (4), خنده (4), آوردن (4), بدن (4), درگیر (4), نشود (4), جوری (4), عروسی (4), مزه (4), مدام (4), کنی (4), خوشی (4), آینه (4), میکنند (4), جوانی (4), تبدیل (4), مشغول (4), باشی (4), وظیفه (4), دیگران (4), خاصی (4), لبخند (4), مون (4), یادم (4), التماس (4), شون (4), هستن (4), عوض (4), وقته (4), شرکت (4), مالی (4), برق (4), کلی (4), فضای (4), بگم (4), کنن (4), برام (4), بزرگی (4), فامیل (4), هیئت (4), حجاب (4), افتخار (4), علم (4), نقش (4), بنده (4), واسم (4), برم (4), شرایط (4), قلب (4), جاری (4), میده (4), مادرانِ (4), بوی (4), پرستارها (4), کادو (4), بخرم (4), خیاطی (4), دردم (4), نمیدانم (4), میداد (4), حقوق (4), خوشحال (4), احرام (4), میگم (4), واقعی (3), خورده (3), زیبای (3), جهان (3), برداشت (3), آزاد (3), اسفند (3), مهر (3), آبان (3), ببینید (3), دیدار (3), استراحت (3), میتواند (3), روح (3), حقیقی (3), انضمام (3), آویز (3), لطف (3), قطره (3), حقیقتا (3), نداشتم (3), ورود (3), اخلاقی (3), خارج (3), دهد (3), توانایی (3), محل (3), هنگام (3), امامزاده (3), اسم (3), همواره (3), میگویند (3), مشتری (3), ثابت (3), شوند (3), حفظ (3), جدید (3), زدم (3), میدانستم (3), چیست (3), بکنم (3), ساده (3), حاجی (3), کشیدن (3), رفیق (3), ندارن (3), خطاب (3), سیاست (3), سنی (3), بزن (3), خودمان (3), ثبت (3), واقعا (3), خریدن (3), گرفتند (3), دوشنبه (3), آدمی (3), نصف (3), قرص (3), دارید (3), عهده (3), مورد (3), هندوانه (3), کوچکم (3), طرفه (3), العینی (3), چوب (3), سرد (3), پیاده (3), مهمان (3), فوت (3), بیش (3), تولد (3), کشی (3), تذکر (3), ببینیم (3), تقلید (3), خون (3), معمولا (3), دری (3), ببرم (3), چشمی (3), کدوم (3), قبول (3), بهشت (3), زمینه (3), مخالف (3), نیستم (3), وابستگی (3), رابطه (3), جوان (3), اونا (3), مانند (3), بگوید (3), یادش (3), تاکید (3), هرگز (3), روزهای (3), گوید (3), تحقیق (3), قدیمی (3), تقریبا (3), فرزندان (3), زنانه (3), عدم (3), جلسه (3), فاجعه (3), قطعا (3), راحتیِ (3), تمیز (3), گونه (3), همسر (3), دائمی (3), لوازم (3), منزل (3), ندارند (3), کمتر (3), بزنه (3), دوری (3), خیس (3), خستگی (3), نشست (3), نکن (3), شکلات (3), صورتم (3), مغز (3), مان (3), نشسته (3), ریز (3), باری (3), موسسه (3), احتیاج (3), گذشته (3), حرکت (3), کودک (3), سرشان (3), خلاف (3), بردم (3), نکند (3), امشب (3), صحبت (3), گاز (3), مطمئن (3), بتوانم (3), نشاند (3), چهره (3), گرم (3), نسبتا (3), میخواستم (3), ششم (3), نگاهی (3), میدونستم (3), حداقل (3), میدم (3), شکستم (3), سیب (3), جدا (3), بنّاها (3), بدیم (3), نقشه (3), ساختمان (3), سنگ (3), بزنی (3), سیبیل (3), ایشون (3), مدار (3), میزنه (3), کشیده (3), پیوسته (3), نجات (3), جمکران (3), میگرفت (3), بدست (3), زبانی (3), همسایه (3), حافظ (3), مصداق (3), میخواند (3), بلکه (3), آرامش (3), آبی (3), سیر (3), ریخت (3), اتوبوس (3), بخواهد (3), صدایی (3), خودت (3), حاضر (3), میگفتند (3), بیستم (3), بخریم (3), بفهمیم (3), دماوند (3), بدهیم (3), شکر (3), رسیده (3), سختی (3), خیر (3), سرویس (3), غافل (3), اصلی (3), چرخ (3), نیمه (3), دسته (3), دراز (3), دریای (3), آباد (3), دریا (3), خودِ (3), توانستم (3), بسیار (3), بیا (3), عده (3), خروج (3), باقی (3), چادری (3), نُه (3), سلیقه (3), نرم (3), رنج (3), ایسم (3), شکل (3), بخوانند (3), عقب (3), ماندگی (3), تلقی (3), آشپزی (3), مهندسی (3), دکتری (3), مدرک (3), فرزندش (3), خواندم (3), فرمود (3), فکری (3), تنهایی (3), تواند (3), مدرسه (3), واقع (3), معنی (3), خور (3), باش (3), کله (3), تعریف (3), بریده (3), گیر (3), خواستن (3), اذیت (3), اونها (3), منِ (3), مهمونی (3), میرفتیم (3), میکردن (3), مهربون (3), اخم (3), یکماه (3), یخچال (3), نقاشی (3), پسری (3), میگوید (3), سعی (3), حساس (3), خواهی (3), بتوانند (3), کارهای (3), نقد (3), حادثه (3), نظرم (3), نمیدونم (3), چیه (3), دبستانی (3), نداریم (3), نیاز (3), زندگیمون (3), پایه (3), تامین (3), قیافه (3), وضعیت (3), دلِ (3), دستِ (3), اخبار (3), همینجا (3), فرق (3), عبادت (3), حدی (3), زبون (3), روزه (3), طول (3), باور (3), کلاه (3), امیدوارم (3), برن (3), پوشش (3), همینطور (3), بعدش (3), اونم (3), نکرده (3), کتابخونه (3), ننوشتم (3), میگیرم (3), منت (3), بیمار (3), نوزادانِ (3), حاکمیت (3), نصیب (3), دلیلی (3), دانستم (3), بگیریم (3), پوشیدن (3), هوس (3), وقتا (3), برگشت (3), کشیدم (3), سنگین (3), برنج (3), تومن (3), نذر (3), خودمو (3), نمیتونم (3), مکه (3), تشک (3), میدونم (3), کمر (3), صالحه (3), حاشیه (3), دعوت (3), مردی (3), منکه (3), بدم (3), خریده (3), پنهان (3), حالم (3), آوری (3), نامه (3), بیهوشی (3), سزارین (3), ماما (3), زایمان (3), شریفی (3), خدمه (3), cmatheme (2), الا (2), صرفا (2), ذهنی (2), چیزهایی (2), خودمون (2), بازنشسته (2), چِک (2), سرگشته (2), قلم (2), شعر (2), سرزمین (2), عزیز (2), قبلن (2), تون (2), وبلاگی (2), سادات (2), بنشینم (2), شوق (2), گره (2), غایت (2), اقناع (2), گلدار (2), کتابخانه (2), محبت (2), توقع (2), عبارت (2), چادرش (2), مادرت (2), بلندی (2), نتیجه (2), دوستی (2), دخترِ (2), العاده (2), روزِ (2), بعدها (2), فجازی (2), مدیریت (2), میخوانند (2), روزمره (2), بدهند (2), چهل (2), ارائه (2), بگیرند (2), غمگین (2), میرفتم (2), جدیدی (2), اتفاقی (2), عمیقی (2), فائق (2), عملی (2), ضبط (2), مهربانم (2), وقوع (2), آینده (2), قصد (2), جنگ (2), بخرند (2), دستمال (2), لیوان (2), خشونت (2), زیره (2), سلاح (2), حلال (2), فرط (2), نوه (2), دستگاه (2), اختیار (2), بالاتفاق (2), لَه (2), بفرما (2), بخرد (2), بعدِ (2), مهمانی (2), مناسب (2), مکان (2), میتوانم (2), بادکنک (2), راست (2), میدهم (2), خواستیم (2), اَه (2), تلویزیون (2), الّا (2), هجده (2), تموم (2), نتونستم (2), احیانا (2), محض (2), آشناییت (2), نسبی (2), جنس (2), نشه (2), اطلاع (2), نوع (2), گذران (2), یاری (2), ایستاد (2), خواند (2), تعبیر (2), مُرده (2), بخواند (2), برکت (2), شرمنده (2), فاتحه (2), بفرستم (2), مریضی (2), قبلی (2), حرفها (2), بازاری (2), بدانید (2), افتم (2), کامل (2), ادعیه (2), سُر (2), وزن (2), عروس (2), طلب (2), ماندن (2), خودشان (2), آمدند (2), کمی (2), منشوری (2), بپوشم (2), کاملا (2), تشریف (2), بیاورد (2), خواستگارها (2), تایم (2), نبودند (2), تداخل (2), پیشنهاد (2), طلبی (2), پیشانی (2), اخلاق (2), جمله (2), غریبه (2), فلانی (2), ارزان (2), میانسال (2), مهربانی (2), خانگی (2), خبری (2), گاها (2), ستّار (2), خوراکی (2), خوبه (2), نمیخواد (2), ازم (2), توضیح (2), بیایم (2), متاسفم (2), شیشه (2), هستی (2), اینها (2), آهی (2), معجزه (2), افاقه (2), پرت (2), حین (2), زشتی (2), منم (2), جوجه (2), زند (2), خرده (2), میزنیم (2), وقتش (2), دستش (2), ساعتی (2), گردان (2), آموزش (2), گرگ (2), حمله (2), کجای (2), بگذارم (2), هُمی (2), جهت (2), انتقاد (2), شنیده (2), جذاب (2), پفیلا (2), تومان (2), وجه (2), اخیر (2), لیست (2), مرور (2), ببرمش (2), تاریکی (2), فرهنگی (2), دردی (2), بروی (2), چاره (2), پخته (2), قابلمه (2), قاطی (2), پرسید (2), سری (2), جسته (2), زاید (2), الوصف (2), خاطرم (2), دخترم (2), چیپس (2), پفک (2), احوال (2), تلفن (2), واضح (2), معرفی (2), راحتی (2), پای (2), خودخواهی (2), مال (2), آنچه (2), كنید (2), زودی (2), رسیدیم (2), آیا (2), لعنت (2), چهارتا (2), همونا (2), کنارش (2), راستش (2), بچگی (2), رُبی (2), هورای (2), علاقه (2), میشم (2), سرو (2), دیروز (2), میدونه (2), دادی (2), پرده (2), بنّا (2), چخماقی (2), مدتی (2), زُل (2), دوربین (2), انداخته (2), بابای (2), هوای (2), شغل (2), نیستن (2), پنجم (2), برکات (2), اعتقاد (2), افسردگی (2), بغض (2), خاک (2), زيارت (2), هاى (2), عمویم (2), اسمم (2), دعاگویم (2), جلوی (2), همانجا (2), اهل (2), دلی (2), فقیر (2), قسمت (2), شال (2), دولا (2), قرآن (2), باب (2), نگفت (2), بدنِ (2), باران (2), دختری (2), دلت (2), میداند (2), خوابیده (2), بدنش (2), اشکی (2), بریزم (2), ملکوت (2), اعلی (2), خلوتی (2), خیابان (2), انگشت (2), حیرت (2), دهن (2), میزدند (2), صورتِ (2), فریاد (2), پاسخ (2), نون (2), سَر (2), ناراحتی (2), نیستیم (2), مَثَل (2), زرق (2), کثیف (2), سعادت (2), آمل (2), سید (2), محمد (2), خان (2), جنگلی (2), قزوین (2), معصومه (2), قبر (2), جاده (2), زیبایی (2), مبنای (2), میدان (2), پارک (2), کارت (2), بانکی (2), فرت (2), تسلیم (2), شبِ (2), قشنگ (2), وحشت (2), انداخت (2), کجا (2), وار (2), اجاره (2), قیمت (2), مناسبش (2), خواستید (2), اِلّا (2), تله (2), کابین (2), محمود (2), تعطیلات (2), کشور (2), آوردم (2), میزد (2), رودربایستی (2), دانه (2), آفتاب (2), ساحل (2), امیدی (2), بکشید (2), دانم (2), خواهند (2), قبیل (2), مردان (2), کانال (2), برخی (2), آمریکایی (2), صادق (2), سوراخ (2), سوزن (2), ورودی (2), میخورد (2), اشتباه (2), فحش (2), حداکثری (2), میدانید (2), ایرانی (2), عصبی (2), ایتالیا (2), تصور (2), نسخه (2), بومی (2), سازی (2), هفدهم (2), عقیده (2), قوانین (2), سرکار (2), بروند (2), آلبوم (2), مسخره (2), جهیزیه (2), فرقی (2), بخت (2), مقابله (2), دوران (2), جایش (2), سپس (2), فشار (2), تحمل (2), دهنده (2), اعصاب (2), القا (2), رفتار (2), بگیرم (2), کیست (2), مبادی (2), آداب (2), فاطمه (2), ماند (2), توسط (2), نمود (2), اقتصادی (2), انطباق (2), یکسان (2), رسانه (2), تولید (2), دیجیتال (2), میگیرند (2), کیسه (2), زنده (2), شبانه (2), زایشگاه (2), پانزده (2), ربع (2), اشتراک (2), نداشتیم (2), دلمان (2), طور (2), مجلسی (2), بخوام (2), رفتنم (2), نزد (2), زینب (2), حرکات (2), منبر (2), زشت (2), دوخته (2), نامی (2), ابرو (2), معقول (2), مردِ (2), گویی (2), صندلی (2), پسرها (2), بدجنسی (2), گوشش (2), دریغ (2), عجیب (2), بفهمم (2), میبردم (2), ذهن (2), درجه (2), بشین (2), عنوان (2), پَس (2), خوردم (2), نمیکنه (2), ضعف (2), ماست (2), مبل (2), کمک (2), فراموش (2), ریخته (2), جزئیات (2), بزنیم (2), دنیایی (2), یکماهی (2), وابسته (2), انیمیشن (2), سوی (2), حدود (2), ادب (2), سرگرمی (2), سرگرم (2), میخکوب (2), قیمتی (2), شنیدن (2), مشکلی (2), شدت (2), حالش (2), اینجاست (2), مداح (2), سیاه (2), عذر (2), حسابی (2), بدهی (2), خواری (2), بیند (2), على (2), قصّاب (2), امیرالمؤمنین (2), عبور (2), نرفتیم (2), طلا (2), انداز (2), قناعت (2), میدادن (2), اشکال (2), بخش (2), استقلال (2), باهاش (2), وامی (2), میدهند (2), تبلیغ (2), ظلمی (2), خودشون (2), هاشون (2), میلیون (2), شوهرش (2), خانمش (2), نگرانی (2), اراده (2), قسطی (2), اللهم (2), امان (2), پست (2), اماکن (2), واقعیت (2), قانون (2), نقض (2), عالی (2), کور (2), خونده (2), مردانی (2), حالت (2), مجبور (2), بخوره (2), آقای (2), هاش (2), اصرار (2), حاجت (2), میتونه (2), زخم (2), هام (2), ختم (2), بهم (2), ترک (2), میبینه (2), شاء (2), گفتن (2), آلوده (2), اختلاط (2), نامحرم (2), نتونستن (2), حیا (2), چادرم (2), نماد (2), زنهای (2), همسرش (2), تبریک (2), دومین (2), قله (2), گذاشت (2), همچنان (2), نورد (2), اومدیم (2), کوچکی (2), ظلم (2), اومدن (2), دَر (2), بپرسم (2), واگه (2), آخرش (2), چایی (2), بخور (2), جناب (2), افتاده (2), آویزووون (2), چونکه (2), میرم (2), میره (2), هشت (2), اونجایی (2), مشترکه (2), جرق (2), گذاشتن (2), دلتنگی (2), توجیه (2), سهمی (2), تلاشی (2), رفع (2), میخوریم (2), مسکن (2), انرژی (2), معمولی (2), تعفن (2), آزار (2), بتواند (2), برساند (2), بخواهند (2), اوضاعشان (2), توان (2), مطلع (2), بدتر (2), نکنیم (2), معدود (2), فهمیدیم (2), سریع (2), سوختگی (2), داغ (2), بنفش (2), مادره (2), خوشش (2), ندیده (2), تعجب (2), کلافه (2), میگفتم (2), نکنه (2), سرما (2), مایه (2), تحویلم (2), باره (2), وقار (2), نورانی (2), هشتم (2), بگیم (2), براش (2), بزرگش (2), سوره (2), روزتون (2), زهرا (2), طرز (2), سوئیچ (2), همگی (2), حدس (2), بزنم (2), آمدن (2), پارسال (2), خودشه (2), رنگی (2), عرق (2), چیزهای (2), قُل (2), رسیدن (2), وضع (2), سوار (2), مگه (2), بکشه (2), نرفته (2), معنا (2), سالی (2), نبودن (2), قسم (2), قدرت (2), قراره (2), بازم (2), انگشتر (2), طلایی (2), بدجور (2), شبی (2), پولش (2), سایت (2), گرفتیم (2), بشید (2), خوشحالی (2), میرسید (2), تمامی (2), جزوه (2), معطلی (2), سفارش (2), بگیرید (2), خندید (2), نده (2), منفی (2), خواهران (2), ریاضی (2), پولدار (2), گنده (2), آوردند (2), پسرش (2), چشمان (2), مریمِ (2), قامت (2), جیرینگ (2), پوف (2), دورهمی (2), میشینم (2), راننده (2), عطر (2), رعایت (2), اوضاع (2), بارون (2), میگیره (2), آوردنش (2), ظهور (2), قدی (2), چشمک (2), فِس (2), چشمم (2), صورتی (2), کمد (2), یوم (2), الوقت (2), المعلوم (2), پایان (2), فَهُوَ (2), یَومُ (2), مانتو (2), هورمونی (2), انتهای (2), محترمه (2), شیطان (2), آشنایان (2), خمس (2), بروم (2), ارز (2), تمتع (2), سفرمان (2), خیار (2), پرداخت (2), نبودم (2), اظهار (2), منجر (2), بخندم (2), روانشناسی (2), شرح (2), اجازه (2), خلاص (2), کلینیک (2), نمیتوانم (2), ویلچر (2), اورژانسی (2), برسم (2), خاراند (2), شور (2), میزنم (2), اِممم (2), آویزووووووووووووووووووووون (2), آمارگیر, بــسم, حــسبی, توکلت, الــــــــــه, مـحـمـد, رســـول, عــلـــــی, ولــــــــی, ولاحــول, قـــوه, بالله, اتفاقات, avizooon92, gmail, com, برون, جغدبارون, نمیدانی, هیس, بمونه, معبود, روزای, دلنوشته, وارش, بینا, حیران, آمار, عشق, ماهم, نویس, ژوان, حدیث, مناره, قرآنی, اقراء, مِنَ, المُحِب, ِالی, المحبوب, زنبور, اویزووون, فامیلمون, جونم, categories, آرشيو, خرداد, پیشین, ᗩll, موضوعاتی, profile, aechive, home, داشتید, دلتون, دوستای, روببینید, بلاگ, hajkhanum, دعایی, بکنیم, ترتیب, ذوقم, گرنه, اینم, وبلاگشون, بیان, مقدار, شیرین, چندین, محبوب, اسپند, سازم, تقدیمش, دریاست, ارادت, دوستم, اُولی, بلندم, اُخری, آمرزیده, اعم, طناب, بارفیکس, بخواهم, معاشرتی, مماشات, شماری, آنقدر, روحیات, بینمان, تعاریفی, همکاری, خانووووم, مهربووووون, پایتخت, صلاة, ظهرِ, رواق, کناری, صالح, تهران, کوثر, خانوم, اصلیش, چتری, رویا, بالای, گشوده, مانعی, ندیدنشان, احساس, بازخوردش, خوشحالم, نوشتن, روتین, مدیرش, ریاست, آزادم, مدیرها, بنشینند, نفری, مینویسم, بهترینش, وبخندند, میخواندم, رویم, ایمیل, ساختم, کنجکاوی, صفحات, صفحه, بلاگفا, بیخ, نفهمد, پله, میشدم, نصاب, فابریک, نامردی, آپشن, جِگر, اِبایی, توانست, خاص, منحصر, فردش, جلب, اختلاف, داریم, تولدِ, سابقه, صلح, بخورهای, کارنامه, صبور, علاج, واقعه, مدل, نگرم, بخری, قهر, آشتی, داستان, هفتم, نارنجی, معده, شَبش, دعاگوی, عزیزانِ, مسئولیت, سمباده, ورنگ, اکرهِ, زاده, نوازش, مرحمت, دیدنِ, بُرش, پِرتی, قبضه, رودرباستیِ, فامیلِ, کارگاه, بری, ایست, چوبیِ, جلوِ, لیسند, زدند, وکی, اُف, تمرین, زِبَر, فتحه, کسره, اعوذ, برب, الفلق, صحیح, بَر, خوانده, قولی, موفقیت, فروشگاه, بگردد, وهدیه, پوشاندن, هوراهای, پیاپی, شمع, برش, کادوهاست, فهیم, رسند, سماق, مکد, بُق, کِز, معطل, گذارند
Text of the page (random words):
همین یک شب که با بد و خوبش بسازی صبح از اینجا رفتیم یاد مَثَل دنیا و بی وفایی و موقتی بودنش افتادم اینکه به دنیا با همه زرق و برقش مثل مسافرخانه های کثیف نگاه کنیم و دل نبندیم که قطعا جایگاه دائمی ما جایی بهتر و پاینده تر است اگر بفهمیم وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقي 9 17 آویزون خدا پنجشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۱ نون و کباب وقتی من رسیدم بسته ی نون و کبابی روی میز آشپزخانه دست نخورده بود و تقریبا همه زن ها داشتند شیون میکردند من مات و مبهوت به صورتِ آن ها نگاه میکردم و میخواستم آشنایی پیدا کنم تا فریاد درونم را پاسخ بدهد چ شده شما برای که گریه میکنید پدر نیم ساعت پیش با من تماس گرفت و با صدایی گرفته بدون هیچ توضیح اضافه به من امر کرد که زود خودت را به خانه عمو برسان قاقاله را حاضر کردم و با توجه به نزدیکی مسیر و خلوتی خیابان های سرِ ظهر زود رسیدم درِ خانه باز بود اما سیاهه ای ندیدم همسایه ها انگار زودتر از من آمده بودند همان ها که انگشت حیرت به دهن روی دستشان میزدند و های های آدمیزاد میگفتند وسط ضجه مویه ی زن ها دختر عمویم ریحانه را دیدم که بی تابی میکرد تا من را دید بغل ام کرد و یک دل سیر اشک ریخت انگار اولین نفر به او خبر دادند درست دم اتوبوس همانجا که پدرش سکته کرده و تا بخواهد آمبولانس با آژیرِ برید کنارش بیاید عمو به ملکوت اعلی پیوسته بود و خدا میداند که اتوبوس خادمین جمکران آن سه شنبه با چ حالی به مقصدشان رسیدند دختر عمو گریه میکرد و روضه میخواند میگفت بدنِ بی جان پدرم در آمبولانس آماده رفتن بود که من رسیدم یکی داد زد که صبر کنید دخترش آمده بگذارید پدرش را ببیند ریحانه میگفت درِ آمبولانس را برایم باز کردند پدرم با پیراهن آبی کم رنگ وکت و شلوار سرمه ای مثل همیشه ساکت و آرام خوابیده بود بدنش سالم و بدون کوچکترین جراحتی بود تا خواستم گریه کنم و اشکی بریزم زن ها اطرافم را گرفتند و دلداریم دادند کسی به من دشنام نگفت به بدنِ پدر عزیزم بی احترامی نکرد و باران شماتت و قهقه و هلهله سر ندادند و از همه مهم تر من دختری سی ساله بودم نه طفلی سه ساله اما بمیرم برای دردهای دلت یا رقیه آن لحظه ها چگونه بر تو گذشت خدا میداند ریحانه ی عمو برای خودش روضه میخواند زنجه هایش دل های همه را میلرزاند و همه زن ها اطرافش های های گریه میکردند ریحانه نه از باب انگیختن احساسات انسان دوستانه ی مردم بلکه به جهت آرامش خودش روضه ی رقیه سه ساله میخواند او که از دوازده سالگی حافظ قرآن بوده خوب بلد بود گریه هایش را مدیریت کند تا مصداق و بشر الصابرین باشد الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وسط حرف هایش بود که شنیدم عمو طبق عادت هر هفته برای ریحانه و مادرش کباب گرفته و خودش راهی شده آن نان و کبابِ روی میز آشپزخانه قسمت پیر زن همسایه شد که با پای درد کُن آمده بود به فاتحه خوانی همان که شال سبز پشمی دور کمرش بسته بود و دولا دولا راه میرفت همان که با گریه میگفت کی مِن بعد هر هفته در خانه ام را بزند و برایم غذای نذری بیاورد من و مادرم آن بسته نان و کباب که اهل خانه دیگر نه زبانی برای خوردنش داشتند و نه دلی برای دیدنش را موقع رفتن به آن پیر زن فقیر دادیم تنها عمویم همان که همیشه موقع صدا زدنِ اسمم چسباندنِ جان فراموشش نمیشد همان عزیزی که سه شنبه ها از جمکران با من تماس میگرفت و دعاگویم بود به صورت ناگهانی و بدون هیچ مشکل قبلی از دنیا رفت سه شنبه این هفته خادمان مسجد مقدس جمکران جلوی درب شش همانجا که پَر سبز بدست به میهمانان خوش آمد میگفت جای او را خالی میبیند پ ن ۱ وقتی خاک ها را روی تن عموی نازنینم میرختند در دلم گفتم امام رضا جان خودتان فرمودید هر كس مرا زيارت كند و از راه دور به زيارت من آيد در روز قيامت در سه موقف به يارى او خواهم آمد تا او را از ناراحتي هاى آن حال نجات دهم او حالا تک و تنها سفر کرده و من میدانم که به یاری اش می آیی ایها الامام الرئوف پ ن۲ چقدر خوبه که شیعه به حضور امام اعتقاد داره وگرنه که شاید من آن لحظه دق می کردم و یحتمل این روزها افسردگی و بغض گلوگیر میهمان لحظه هایم بود ماه رجب و ماه نزول برکات است پیوسته سرود رجبیون صلوات است با احترام بفرمایید ادامه مطلب 2 25 آویزون خدا دوشنبه پنجم دی ۱۴۰۱ بَنّاها به استثنای بابای قاقاله که ساعت شش و نیم صبح نه یک دقیقه زودتر نه یک دقیقه دیرتر در آن هوای نسبتا تاریک باکیف قهوه ای روشن از ساختمان میزنه بیرون شغل بقیه مردهای ساکن در آپارتمان ما آزاده و برای پاشدن از خواب و بیرون رفتن از منزل در بند ساعت و دقیقه و ثانیه اش نیستن درست به همین دلیل مدیر ساختمان که ایشون هم در کار نصب دوربین مدار بسته است و خودش طرفهای ده یازده از خونه میزنه بیرون کروکیِ زنگِ طبقه ما رو برای شاگرد بنّا کشیده و تاکید کرده که صبح زود فقط این زنگ رو بزنه در صورت باز نکردن انقدر بزنه تا بلاخره باز بشه چون مادرِ قاقاله همیشه خونه است و تاکید دوباره کرده به هیچ وجه حق نداری زنگ های دیگه رو بزنی اینو شاگردِ بنّا با سیبیل های چخماقی از بنا گوش در رفته پس از آنکه مدتی زُل زُل نگاهش را به دوربین انداخته بود از پشت آیفون به خودم گفت ماه پیش همه اعضای ساختمان به انضمام آن یک واحد خالی که صاحبش خارج تشریف داره و به صورت ویوئو کال همراه جلسه بوده متفق القول شدند که تا عید نشده راهرو های بلند و درازی که بعد چند سال یک فوج عنکبوت بر گوشه گوشه اش پرده دری دارن رو سنگ آنتیک بزنن و حالا هر روز صبح زود من با صدای زنگ بنّاها از خواب بیدار میشم و با سرو صدای تیر و تختشون دیگه خوابم نمی بره طبق برنامه از پیش تعیین شده دیروز نوبت ما بود که به بنّاها صبحانه بدیم و من اگه کاری داشته باشم خدا میدونه تا لحظه اتفاق اون موضوع چقدر درباره اش فکر میکنم و در ذهنم نقشه میچینم ابالقاقاله قبلا گفته بوده که هر چ دادی دادی و حتی اختیار انتخاب نوع صبحانه با خودم شد اول از نان و پنیر ساده شروع کردم و گفتم گردو هم کنارش میذارم بعد فکر کردم خودم چ چیز از همه بیشتر برای صبحانه می پسندم راستش را بخواهید من از بچگی عاشق سیب زمینی رُبی بودم اسمش را مادرم همین گذاشته بود و وقت هایی که میخواست هورای منو بشنوه می پرسید با سیب زمینی رُبی موافقی فکر کردم خب من دوست دارم اما شاید بنّاها نپسندند گفتم صبحانه مورد علاقه قاقاله تخم مرغ نیمروعه که همه دوسش دارن پس بهترین گزینه همین شد دو تا بنا بودند و چهارتا تخم مرغ شکستم وقتی توی سینی گذاشتم و براشون بردم دیدم سه تا شدند بدو پریدم بالا و زیر گاز رو روشن کردم تا یه ظرف دیگه آماده کنم و چ خوب شد که یکم از سیب زمینی ربی رو برای خودم جدا گذاشته بودم حالا همونا رو کنار بشقاب ریختم تخم مرغ اولی که شکستم سفیده اش شُل و آبکی بود یه لحظه گفتم عیب نداره بنّان دیگه هر چی باشه میخورن حیفه دور بندازم ولی فکر کردم خودم همین تخم مرغ رو به قاقاله میدم آیا این بود که خالی اش کردم تو سطل آشغالی شیطون رو لعنت کردم و دو تا دیگه شکستم این عکس را برای ابا قاقاله گرفتم تا ببینه به بناها چی و چطور صبحانه دادم هر چند که مثل همیشه نیم نگاهی بیشتر نینداخت و گفت هر کاری کردی خوب کردی اگه میدونستم میخوام اینجا بزارم حداقل دورشو مرتب میکردم کلیک پ ن ۱ به همین زودی در کلاس حفظ رسیدیم به ابتدای جزء چهار پ ن ۲ لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّي تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ هرگز به نیكى دست نمى یابید مگر آنكه از آنچه دوست دارید انفاق كنید سرور همه ما زن های عالم شب عروسیش درست همون موقعی که همه خودخواهی ها مال عروسِ مجلسه بهترین پیراهنش همون که خودش بهش احتیاج داشت رو در راه خدا داد 8 59 آویزون خدا شنبه بیست و ششم آذر ۱۴۰۱ این روزها در آن تاریکیِ نه صرفا مطلق درست آمد و کنار ما نشست اگر در همان لحظه از آن زن جوان و نسبتا هیکلی که صورتش برایم هیچ وقت واضح نشد اما از بغل معلوم بود لپ های ور آمده و پری دارد میخواستم در سی ثانیه خودش را برایم معرفی کند حکماً بلافاصله چشم درشت میگرد و میگفت سی ثانیه کار راحتی نیست اقلکندش باید سه چهار ساعتی پای حرفم بنشینی ولی او همین کار مشکل را با زدن یک تلفن به خواهرش برایم انجام داد و من از زیر و بم زندگی اش با خبر شدم بدون اینکه خواسته باشم همه چیز از یک دلشوره ساده و آشنای زنانه شروع شد بچه اش را آرام کنار خودش نشاند چیپس و پفک و بطری آب را به دست دخترش داد و به تندی گوشی را از کیفش در آورد نگاه من رو به جلو بود و هنوز چهره اش را ندیدم اما گوشم می شنُفت که خیلی گرم و صمیمی با خواهرش که نسرین جان خطابش میکرد احوال و سُراغ میکند بعد قربان صدقه زاید الوصف از او خواست که به طبقه بالا برود و ببیند که زیر گاز را خاموش کرده یا نه گفت برای جمع شدن خاطرم گوشی را قطع نمیکنم تا به آشپزخانه ام برسی که مطمئن شوم و بتوانم بی دغدغه راحت هشتاد دقیقه را کنار دخترم بنشینم در این حین از او پرسید حال نَنه چطور است و بلافاصله یک ناسزا به زنِ برادرشان که سری به مادر پیر آنها نمیزند گفت و از صحبت ها و زبان گرمش جسته جسته دستگیرم شد که آنها فقط یک برادر دارند که بعد ازدواج صاف غش کرده طرف خانواده ی زنش گویا شام امشب آن زن هم آش سوپ یا آبگوشت بود چرا که وسط حرفها از پخته یا نپخته بودن نخودهای درون قابلمه از خواهرش سوال میکرد توی سرش صد جور حرف قاطی هم می جوشید کف پایش که از کفش بیرون آورده را می مالید به زمین هنوز فیلم شروع نشده بود که به خواهرش گفت زانوهایش خشک شده و اینکه سخت است هی از این دکتر بروی آن یکی دکتر و جواب هم نگیری و روغنِ کوهانِ شتر هم دیگر چاره نکند پس از آنکه دید از آه و ناله و غوره چکاندن دردی شفا نمی یابد و تیزر فیلم کم کم شروع میشود بس کرد و با یک خداحافظی ما را شاد کرد اولین باری بود که قاقاله را سینما می بردم و این کار برای ما نوعیی زایش فرهنگی محسوب میشد نه که زودتر نخواسته باشم ببرمش بنابه عقبه ی واضحی که از او سراغ داشتم میترسیدم که از تاریکی آنجا بترسد اما یکی از آرزوهایی که این چند ماه اخیر در لیست ذهنی خود مرور می کرد دیدن فیلم در سینما و خوردن پفیلا بوده من هم از دکه دم سینما یک بسته بزرگ پفیلا برایش خریدم پنجاه تومان و علی رغم میل باطنیم و خلاف موارد مشابه به هیچ وجه ناهوا از بسته اش برای خودم کِش نرفتم فیلم بام بالا جالب و جذاب بود بچه ها دوست داشتند جیغ و ویغ می کردند و سالن سینما را گذاشته بودند روی سرشان اما به جهت انتقاد اگر صدای من شنیده شود باید بگویم چرا در فیلم هیبت یک گرگ به این ترسناکی را در آن ظُلُماتِ سینما به مخاطبِ کودک نشان دادند تازه عکسِ گرگِ کتابِ شنگول و منگول که نه حرکت میکرد و نه اندک خشونتی در نگاهش داشت باصد ترفند و هزار الله هُمی یادش رفته بود حالا این گرگ ترسناک و آماده حمله ای که در فیلم دیده را کجای دلم بگذارم پ ن ۱ بی جَهَت بیهوده بیخود بی سَبَب بی فایده عِـشـق وَقتی نیست مَعنایی نَدارَد زیستَـن پ ن ۲ در ادامه مطلب از مشغولیات این روزهایم نوشتم و چند عکس گذاشتم با احترام بفرمایید ادامه مطلب 1 32 آویزون خدا چهارشنبه چهارم آبان ۱۴۰۱ ستّار بعد از ظهر کوتاه زمستان درست همان ساعتی که مرغ های گردان سرگشته و سرگردان برای شام شب های بلندِ شبْ گردان سر کوچه موسسه ی کودکانِ شاد و خندان میچرخند کلاس آموزش الفبای قاقاله شروع میشود همان مرغ های گردانی که برادر دو ساله ی سجاد برایش تیر تیر سوز و بریز میکرد و اشک میرخت همان سجادی که در کلاس هیچ گاه دل به حرف های خاله سارای مهربان نمیداد همان سجاد که انقدر مادرش گوشی دستش داده تا الان در سن پنج سالگی حتی نمیتواند مداد را درست دست بگیرد خب گاهی مادر ها هم احتیاج به استراحت دارند ولی حرف مادرِ سجاد از گاهی گذشته است و انگار بچه را دائم الگوشی کرده ما مادر ها اتاق بغلی کلاس بچه ها نشسته ایم و با هم حرف میزنیم یکی برای گذران زمان مکرومه میبافد دیگری برای تلف نشدن وقتش کتاب ادعیه به دست گرفته و یکی هم مثل من گوشی چک میکند تا ساعت کلاس زودتر تمام بشود حالا برادرِ کوچک سجاد روبروی من در اتاق مادر ها نشسته و از مادرش که رفته داخل کلاس گلایه میکند اشک میریزد و پا بر زمین میکوبد و یک ریز داد میزند که مامان منو زد مامان منو زد این اولین باری بود که مامان سجاد پسر کوچکش را به موسسه می آورد باز هم گلی به جمال آن برادر از زمانی که بچه دار شدم و گریه های قاقاله روزیِ روز و شبم بوده دیگر به هیچ مادری خرده نمی گیرم اگر اعصابش به راه نباشد به بچه اش کم محلی کند یا حتی او را بزند منم که میدانم گریه بچه چ کن فیکونی در جان آدم میکند و چطور جوجه میشود و بر مغز مان نوک می زند گفتم بچه جان گریه کردی مادرت ناراحت شده گریه نکن ولی او باز گریه کرد برای برادر سجاد معجزه شکلات باراکا هم افاقه نکرد و در بین گریه هایش آن را به سمت صورتم پرت کرد در حین پرت کردن هم یک حرف زشتی از دهانش بیرون آمد که من متوجه شدم اما جلو مادران دیگر به روی خودم نیاوردم که شنیدم مادرش بلاخره بعد از آرام کردن و نشاندن سجاد از کلاس بیرون آمد و تا صورت خیس پسر دوم را دید آهی از سر خستگی کشید و او را بلند کرد در آبدارخانه صورتش را شست و آمد کنار من نشست گفت که تا مغازه مرغ سرخ شده را سر کوچه دیده صورتش را به شیشه چسبانده و به من تشر زده که چجور مادری هستی اینها را برایم نمیخری گفتم خب بچه است دلش خواسته گفت نه خواهر مرغ بهانه است به خاطر دوری پدرش چند روزی است که پدرم را در آورده درست یک هفته است که پدرش زندانه برای اینکه از بهت و حیرانی در بیایم با چشم های گرد شده گفتم وای متاسفم آخه چرا به چ جرمی بدون هیچ مقدمه یا توضیح اضافه ای گفت قاچاق مواد و بعد هم ازم قول گرفت که راز دارش بمانم پ ن ۱ با وجود اینکه سجاد پسر گوشه گیریه ولی از این به بعد مواظبم که قاقاله کمتر با سجاد حرف بزنه و بازی کنه اگه چیزی از خوراکی بهش داد نخوره و داشتم به این موضوع فکر میکردم که چقدر خوبه خدا ستارالعیوبه اگه هر کی عیب ما رو بدونه دیگه ازمون دوری میکنه نمیخواد باهامون تعامل داشته باشه و حتی از کنارمون رد بشه عیب های اخلاقی که صد برابر بدترند پ ن ۲ اسم برادر کوچک سجاد ستّار بود با احترام بفرمایید ادامه مطلب 15 7 آویزون خدا یکشنبه دهم مهر ۱۴۰۱ مُعَرّف مرد ها رفیق هایی دارند که فقط در محیط بیرون از منزل همدیگر را می بینند و از زندگی و اعضای خانواده هم خبری ندارند و گاها نمیخواهند که داشته باشند آس جواد همان مرد میانسال و مهربانی که اواسط بازار بزرگ مغازه لوازم خانگی داشت میشود گفت از آن دست رفیق ها برای پدرم بود از بس که خوش اخلاق و با انصاف بوداغلب زنان شهر از جمله مادرم راه مغازه اش را خوب بلد بودند و گزینه اولشان برای خریدِ کادویی آنجا بود سیاست مادرم در خرید غریبه بودن مغازه دار است برای همین یک بار هم ندیدم هنگام خرید به آس جواد بگوید من همسر دوست ات فلانی هستم ارزان تر حساب کن فقط همیشه میگفت آقا آس جواد ما مشتری دائمی شماییم و آس جواد هم بدون نگاه کردن به ما میگفت بله بله مغازه متعلق به شماست گذشت و گذشت تا من بزرگ شدم جوش های غرور در پیشانی ام تُک زد و هورمون های رشد اخلاقم را رفته رفته تندتر میکردند تا جایی که پدر و مادرم بالاتفاق هم نظر شدن که وقت شوهر دادنم هست بی اغراق ما از نسلی بودیم که مثل مطب دکتر به خواستگارها نوبت می دادیم و به گونه ای برنامه ریزی میکردیم که در یک روز دو یا سه نفر با هم بیایند البته قطعا این کار تدبیر و پیشنهاد من بود به خاطر راحتیِ مادرم در تمیز کاری خانه و راحتیِ خودم در آدار وادار کردن و راحتیِ پدرم در خریدن میوه خوب و مرغوبِ مخصوص خواستگار در کل در زمینه خواستگار راه دادن ما آدم های راحت طلبی بودیم بماند که این وسط چند تا از خواستگارها آن تایم نبودند و با هم تداخل داشتند و در نهایت فاجعه ای پیش می آمد که بابتش مادرم آخر شب دستمال به سر میخوابید رسم بود که جلسه اول مادر پسر ها به انضمام خواهر یا حتی عمه و خاله می آمدند و من موظف بودم لباس های کمی تا قسمتی منشوری بپوشم تا کاملا خیالشان از بی عیب و علت بودنم راحت شود و بعد اگر آن ها پسندیدند و ما اُکی دادیم داماد با گل و شیرینی تشریف بیاورد تا اینجای قضیه زنانه بود و اگر وزن نگاه هایِ زنانِ عروس طلب کفه ترازو را به سمت ماندن پایین می آورد دیگر نوبت پدر و برادرم بود که در قالب یک گروه تحقیق آبا و اجداد و عدم سو پیشینه پسر را حتی الامکان بدون اینکه خودشان متوجه شوند دربیاوردند اگر خواستگار محترم یا پدرش بازاری بودند اولین گزینه برای تحقیق همان آس جواد خودمان بود چون هم از قدیمی های بازار است و هم هفت جَد همه را میشناخت این حرف وقتی به ما ثابت شد که صحبتهای آخر برای ازدواج من و پسرِ حاج حیدر قناد بازاری تقریبا تمام شده بود که آس جواد به پدرم گفته بوده خوب است بدانید فلان مشکل هم در خانواده شان هست حالا هر وقت بیاد آن مشکل و اطلاع آس جواد می افتم یک پک کامل از ادعیه ارتباط با خدا را به جانِ خودش و فرزندان اش سُر میدهم حُجره پدر شوهرم کنار مغازه آس جواد بود بازاریان معمولاً وقتِ نبود مشتری به جای کَک پرانی از مغازه ها بیرون می آیند و روی چهارپایه های چوبیشان می نشینن جلو در و آنوقت از هر دری سخنی در یکی از روزهای بلند تابستانی انگار در بین همان حرفها پدرشوهرم به آس جواد می گوید دختر خوب سراغ نداری که وقت بالا زدن آستین برای پسرم شده آس جواد هم نام و نشان ما را داده و به پدر شوهرم تاکید کرده من دختر و قد و قواره اش را هرگز ندیدم فقط پدرش را میشناسم و میدانم دخترش سن ازدواج است آس جواد قصه ما متاسفانه سال پیش بدون هیچ درد و مریضی قبلی به دلیل ابتلا به کرونا فوت کرد دیشب خوابش را دیدم وسط یک زمینی دشت مانند ایستاده و داشت همه جای آن زمین را آب یاری میکرد بعد هم بی توجه به حضور من گوشه ای ایستاد و دو رکعت نماز خواند وقتی بیدار شدم درست موقع اذان صبح بود تعبیر خواب را باز کردم تعبیر مُرده ای که نماز بخواند...
|