Meta tags:
keywords= داستان های عاشقانه, وبلاگ ، پارسی بلاگ;
Description= داستان های عاشقانه;
Keywords= داستان های عاشقانه;
Headings (most frequently used words):
داستان, از, آموزنده, ثروتمندتر, بیل, گیتس, های, کجا, روزی, روزگـاری, تنهاییــــــــ, روز, مرگ, من, نزدیک, است, حکمت, آمیز, ما, اینها, دفاتر, شرکت, گوگل, روزگاری, که, بـهانه, بسیـار, برای, گریـستن, داریـم, قشنگ, بسیار, زیبای, عشق, رنگین, کمان, مروارید, کوتاه, درس, زندگی, دختر, بچه, ساله, جالب, کلاه, فروش,
Text of the page (most frequently used words):
این (44), های (35), است (33), بود (28), گفت (27), کرد (24), بچه (24), برای (24), روز (20), نمی (20), قورباغه (19), شما (14), زدی (14), #داستان (13), همه (13), نویسنده (12), بهش (12), کرم (12), عشق (12), نزدیک (12), کاش (12), همونی (11), زخم (11), زبون (11), ساعت (11), نظرات (10), عصر (10), سیاه (10), خودم (10), کردند (10), گفتم (9), روزنامه (9), کلاه (9), کند (9), تنها (9), دکتر (9), بیل (8), گیتس (8), ولی (8), اما (8), خواهم (8), تغییر (8), وبلاگ (8), کنم (7), کسی (7), جبران (7), کار (7), چون (7), بعد (7), نگاه (7), دست (7), زیر (7), میمون (7), همیشه (7), سکوت (7), مثل (7), دختر (7), عاشق (7), بـود (7), جوان (6), بهم (6), خود (6), وقتی (6), حالا (6), پول (6), فکر (6), همان (6), روزی (6), درخت (6), اگه (6), دفعه (6), حرف (6), رنگین (6), کمان (6), مروارید (6), شده (6), سادگی (6), عاشقانه (6), شنبه (5), پوست (5), حال (5), پسر (5), دیدم (5), فقط (5), کنار (5), همین (5), پدر (5), درد (5), بالا (5), زندگی (5), دیگر (5), زیبای (5), قول (5), مطب (5), مرگ (5), خاطرات (5), تنهایی (5), بـه (5), چیزی (4), چرا (4), کنی (4), قبل (4), دنیا (4), قدرت (4), چند (4), وقت (4), خودت (4), فروش (4), خیلی (4), شدم (4), سرش (4), روی (4), حتی (4), دیگه (4), یاد (4), رفت (4), راه (4), کجا (4), آنجا (4), اینکه (4), عوض (4), همدیگر (4), دیدند (4), آخر (4), شدن (4), چشم (4), بسیار (4), ایران (4), ساده (4), نسل (4), شیخ (4), نوشابه (4), کنند (4), کوچه (4), توانست (4), ایـن (4), روزگـاری (4), اینترنتی (4), دوست (4), دلتنگی (4), کلبه (4), بهمن (3), گوید (3), ثروتمندتر (3), نیست (3), تونی (3), اوج (3), تمام (3), آره (3), بخواهی (3), دهم (3), کردی (3), خرد (3), سال (3), زمانی (3), متوجه (3), تصمیم (3), کردم (3), پیش (3), باز (3), ندارم (3), توی (3), پرواز (3), داشتم (3), مرا (3), اومد (3), بودم (3), جنگلی (3), گرفت (3), بیدار (3), کردن (3), برداشت (3), رسید (3), زمین (3), بزرگ (3), برایش (3), یکی (3), پایین (3), کوچولو (3), دور (3), استفاده (3), دخترک (3), داشت (3), ساکت (3), آقا (3), اینقد (3), داد (3), میزدم (3), امروز (3), یـک (3), شاخه (3), بید (3), گریه (3), آسمان (3), قولش (3), بال (3), قولت (3), نبود (3), درخشان (3), کرده (3), هستم (3), روزگاری (3), کنیم (3), اسمش (3), خان (3), دوستی (3), همدیگه (3), یکشنبه (3), جای (3), میشد (3), مردمی (3), تمیز (3), خاطره (3), خاکسار (3), هنگام (3), دونستی (3), بغض (3), خدا (3), نوشت (3), قحطی (3), کـه (3), بازدید (3), خوشگل (3), مطالب (3), ساله (2), مسلمان (2), احساس (2), هست (2), کنه (2), خواهی (2), پرسیدم (2), توانم (2), آقای (2), داده (2), بخشم (2), بهت (2), بخوام (2), کارت (2), اون (2), دادی (2), بار (2), بله (2), اداره (2), فرد (2), سالن (2), خلاصه (2), فرودگاه (2), ماه (2), شدند (2), گذشته (2), گرفتم (2), پیدا (2), خدایا (2), اینجا (2), اومدم (2), مجله (2), بردار (2), چشمم (2), خورد (2), جیبم (2), بخشیدمش (2), آخه (2), دید (2), مال (2), افتاد (2), طراحی (2), اندیشه (2), نفر (2), آموزنده (2), ندارد (2), گذشت (2), استراحت (2), لذا (2), گذاشت (2), چگونه (2), ودید (2), پرت (2), جمع (2), شهر (2), نوه (2), چنین (2), آمد (2), قضیه (2), کلاهش (2), انداخت (2), داری (2), جالب (2), باشه (2), بشین (2), فرشته (2), ازم (2), آدامس (2), هنوز (2), قدرتی (2), صدایی (2), میگفت (2), آدم (2), توان (2), سخن (2), زده (2), گرفته (2), ترس (2), مزاحم (2), پرید (2), پنجره (2), فریاد (2), کمی (2), عقب (2), ثانیه (2), ماشین (2), شاخ (2), میکنم (2), اینجوری (2), مردم (2), دستش (2), پروانه (2), آنقدر (2), هایش (2), رسد (2), هستی (2), نیستی (2), خداحافظ (2), نتوانست (2), بماند (2), درست (2), نداشت (2), التماس (2), ببخش (2), درآورده (2), بده (2), سرتا (2), پای (2), مرداد (2), بـهانه (2), بسیـار (2), گریـستن (2), داریـم (2), گریستن (2), خندیدن (2), سختی (2), آمیز (2), جونش (2), مملکت (2), میرزا (2), کوچک (2), شاه (2), عدالت (2), جوک (2), ایرانی (2), دیده (2), دارد (2), زمانهای (2), شرکت (2), مشغول (2), فلزی (2), داخل (2), آمده (2), مراجعه (2), باید (2), اطراف (2), اینها (2), بعضی (2), سبزی (2), رفتن (2), قیمت (2), خرید (2), ترین (2), شهریور (2), نشاط (2), بهار (2), جدا (2), کشتی (2), چقدر (2), خورشید (2), آخرین (2), شود (2), نبض (2), لحظه (2), دیوار (2), دهد (2), خالی (2), قلب (2), باشد (2), ایــن (2), روزهــا (2), شـده (2), تمـام (2), عشـق (2), روزهـا (2), واقـعی (2), مـان (2), ازدواج (2), هـا (2), نبـود (2), ولــی (2), هـای (2), کمک (2), قـحطی (2), مبــادا (2), آرشیو (2), روزانه (2), دوستان (2), لوگوی (2), اخبار (2), درباره (2), شکسته (2), وابستگی (2), عاشقی (2), امید (2), علی (2), باران (2), سایه (2), عسل (2), ظهور (2), tan (2), خنده (2), جیگر (2), عکس (2), ولایت (2), ستاره (2), xxx (2), همواره, زیاد, اصلا, آروم, بشی, تازه, لطف, بخشیدم, داشتنت, ببخشی, فرق, اینه, نداشتنم, یعنی, اندازه, کشور, آفریقایی, وام, واقعاً, صحبت, مرتب, خندید, پرسید, طوری, دارم, محبتی, دونی, طبیعی, نداشتم, مجانی, بودی, فروختی, جناب, عالی, معروفید, شناسدتون, منو, شناسی, بوده, الان, دربان, تئاتره, دعوتش, فلان, فروخته, نیم, تحقیق, بکنم, تشکیل, دادم, بروند, ببینند, گروهی, رسیدم, مبنای, احساسی, قدری, جمله, ذهن, موند, پسره, دلم, خواد, ببخشم, سود, دچار, مسئله, بخشی, پسرجون, بخشیدی, میاد, حسب, تصادف, دوباره, توجه, خواستم, منصرف, بشم, خوشم, بخرم, نشریه, تیتر, حقیقت, مایکروسافت, اندیشیدم, فرودگاهی, نیویورک, سالها, اخراج, تازگی, پرسیدند, ثروتمند, دوشنبه, اسفند, نکته, رقابت, سکون, فروشی, مدتی, وخوابید, شدکه, بالای, تعدادی, برداشته, اند, بگیرد, خاراند, کارراکردند, اوکلاه, راازسرش, ازاوتقلید, میمونها, کلاهها, بطرف, وروانه, سالهای, تعریف, وتاکید, اگر, وضعی, برخورد, درختی, وهمان, اتفاق, شروع, خاراندن, نهایتا, رابرروی, نکردند, هااز, امد, وکلاه, رااز, ودر, محکمی, گوشی, فکرش, فروردین, مواظب, باشید, درگیر, میشید, ممکنه, قوی, جور, کتک, بخورید, نتونید, سادگیا, روبراه, بگم, ادعا, سبکبال, نفروخت, سیلی, قلبمه, قدرتمند, درونم, ملتمسانه, رحم, قدرتش, زدن, نمیکنه, دریغ, نای, گفتن, علت, ناگهانیمو, فهمیده, کشیده, مهربونش, بیان, حرفاش, خورده, غرور, ارزشمو, پاهاش, میکرد, نمیشنیدم, میگه, نمایی, برداشتم, جلو, نمیفروشم, میفروشم, دوستم, اونورخیابونه, میفروشه, ازش, ناراحت, نباشین, عصبانی, قلبتون, میگیره, بابای, میبرنتون, بیمارستان, دخترتون, گناه, داره, منم, کمال, صلابت, عین, عصبانیت, هیچی, نمیگفتم, سمج, صبرم, لبریز, سرمو, آوردم, بیرون, برو, نمیخـــرم, رویی, شماها, میخواین, بگیرین, دیگران, نشین, ترسید, رنگش, پریده, چشماشو, ناخودآگاه, نفهمیدم, زبونم, بند, البته, جواب, سوالو, فهمیدم, کاسه, چهار, کـتـک, بـدی, دختـر, بچـه, هفـت, سـالـه, خـوردم, درددلم, بدین, دستگیرتون, میشه, پشت, چراغ, قرمز, تلفن, طرفم, شونه, میکشیدم, نابودت, زمینو, زمان, میکوبمت, بفهمی, افتادی, زور, ندیدی, میکشی, دسته, قدش, بگیرید, کوتاه, درس, چهارشنبه, تیر, شیفتگی, زیبایش, داند, رفته, منتظر, بخشید, بتواند, بگوید, درخشانم, ندیدید, جهید, بلعید, درسته, قورتش, خودش, خوابش, برد, گرم, مهتابی, خواب, بودند, چیز, علاقه, نکرده, ببخشدش, خشک, برگ, سوسن, نشسته, شکستی, ودرخشان, دوم, بخشمت, فصل, نمیکنی, هوا, آنها, دنباله, ادامه, مطلب, هیچ, ریز, قشنگ, بهانه, داریم, شرم, تمسخر, میهنان, نپسندیم, نشنیدن, نخواندن, نگفتن, لطیفه, توهین, اراده, جمعی, عادت, زشت, ضدارزش, تبدیل, رخشان, بنی, اعتماد, ترکه, ستارخان, شاید, باقرخان, شجاع, نترس, یکه, ارتش, حکومت, مرکزی, براومد, سرباز, مشروطیت, آزادی, فداکاری, آزاد, رشتیه, مهار, گاو, وحشی, مطلق, تلاش, ادعای, خدایی, نکنه, اونقدر, جنگید, فدای, سرزمینش, لره, کریم, زند, موسس, سلسله, زندیه, زیست, نیک, سیرت, پرور, ممکن, شدت, عمل, احتراز, قزوینی, نام, علامه, دهخدا, لحاظ, اخلاقی, منحصر, بفرد, دیوان, پارسی, خوبی, نهاد, بودیم, ترک, رشتی, اصفهانی, عده, رمز, کشف, قفل, شکستند, سازیم, خندیم, شادیم, فرهنگ, جدید, قابل, اطمینان, متفاوتی, بخندیم, ایمیل, بفرستیم, بخوانیم, عادتهای, قجری, هموطن, آنکه, بمیرد, باشیم, جشن, افتخار, دفاتر, گوگل, انسانند, کجاییم, مرتضی, پزشک, انساندوستی, مشهد, طبابت, نقل, پولی, خواست, صندوقی, میز, ویزیت, ریال, تعیین, اکثر, مواقع, ریالی, صنــــــــدوق, انداخته, شبیه, انداختن, شنیده, شستن, عفونی, انبوه, تعجب, بازیتان, جوابی, اشکم, آورد, دخترم, آلودگی, جاهای, نیاورند, ریزم, خجالت, کشند, صندوق, نیاندازند, ابتدا, محله, سرشور, ایشان, شناختم, هرروز, نزد, حوصله, پرخاش, مگر, بازرسی, ایی, گیری, خیر, سبزیجات, پرسم, ارزان, انها, بیماران, تجویز, روحش, شاد, حکمت, خزان, حنا, فرو, بستن, گشادن, زندگیم, شرار, منگر, جسم, غبار, دامان, یار, دوری, بیقراران, موج, سبکرو, آفتاب, شبنم, وصل, زنده, دار, بیش, پیرهن, امروزِ, رسیدنِ, فردای, بدونِ, دونسنتی, قطره, بارون, ابر, حسی, بندر, کاج, کشیدن, پرنده, غمگین, رفتنت, آتیشی, جونم, کشیدی, اینقدر, راحت, گفتی, پیشواز, رود, عابر, تهی, کوله, باری, روم, دیرین, میان, میگذارم, بدان, خاطرم, تپد, روزهایم, رویایی, معنا, کوبیده, نمیدانستم, جسد, خونینشان, قلبم, دفن, سنگین, میشود, ناخن, روحم, خراش, سنگینی, گریزان, اینک, تکان, پیوسته, میگردم, سوال, بارها, پرسیده, آیا, عوضی, خاتمه, یافت, آذر, حسرت, پوچ, بدون, تنه, حریف, کوچکت, غرق, لبخند, دقایقت, افسوس, اسیر, مشت, مونست, محتوا, دلت, کاغذ, نشانی, آرزوی, محقر, پست, انقدر, ناگفته, هایی, ناگزیر, زود, دیر, یادت, دادند, بدرقه, چشمانت, هایت, بودنش, سرانجام, چشمان, صبورت, نازنینم, گمانم, خویش, تنهاییــــــــ, پنج, اشـتهایمـان, مصـرف, تـجمـل, فـخرفـروشی, سیـری, نـاپذیر, لبـاس, لـوازم, آرایـشی, لـوکس, گرفـته, ماشـین, چنـد, میلیونی, بسـتنی, روکـش, طـلا, شـکست, عشقــی, بــازار, هـرزگی, هایشـان, نــام, تمــام, مـیکنند, تیــپ, لبــاس, ســـاده, پـوشیــدن, دیــگر, ارزشــی, نــدارد, کجــا, خـدایش, بیــامرزد, نجـابت, مــتانت, دیـگر, خریــداری, مـیگویـند, تـاریخ, مصـرفش, گـذشته, دیـگه, چــادر, بـدون, آرایـش, آمــدن, بـیـرون, دوسـتی, بــا, دخـتـر, همـکلاسی, میگـویند, دوسـت, اجــتـماعــی, قــحطی, محـبت, تـاکیـد, قــحـطـی, اســت, سنت, تاریخ, میخکوبشان, میکنیم, قــبــلـنــا, ســاده, جهـیـزیـه, لهـاف, تـشک, ظــروف, مهم, خونه, کلاس, نیاوران, تهرانپارس, داشته, اصـلا, چـیـزیی, نـام, طـلاق, کنایه, بودن, غـرق, شـدن, بعـضی, دنـیای, فـانی, دخـتران, بـا, مهـریه, سنـگین, نمایـشگاه, عـرضه, تـقاضـا, کـم, شـد, تـمـاشـاچـی, بســیار, شوهر, غــیــرت, مـردانگی, مــد, مـوشک, ویرانی, هـم, جان, فـرزندش, میگذشت, اینـها, نمیدانست, جـیره, بندی, روغـن, بـرنـج, صـف, طـولانی, نـیمـه, سرد, بـرای, لـیتر, نـفت, کسـی, نمـیزد, صحبـت, نمیکرد, وقـتی, وانت, آوری, جبهه, وارد, میشدند, بسته, مواد, غـذایی, پـتو, لـباس, خـانه, سرازیـر, چـه, دره, خـونـه, بـاز, مهـمانی, دلیـل, برهـان, نمیخواست, غـذاها, سـاده, خانـگی, بویـش, نیـاز, هـود, نداشـت, اگـر, مـهمان, ناخـوانـده, میامـد, کـمی, خـورشـت, زیـاد, میکردند, آدمـا, دلشـان, نـداشت, آدمـای, شبـا, موقـع, خـواب, میگـن, خـدایـا, شـکر, نـدادی, بـازهـم, شــکر, روزها, روزگـار, عـجیـبی, شـنیدن, کلمه, لـرزه, افتـاده, سوی, بـازار, هجـوم, میبریم, شـرت, مـورد, عـلاقه, گـیرمـان, نیـاید, زیتـون, مدیتـرانه, نایــاب, آدامـس, ریلـکس, نوشـابه, کـوکا, کــولا, فــریــزرمـان, مـرغ, درجـه, خــالی, شــود, مبـادا, بمـب, لینکهای, لینک, عضویت, خبرنامه, آمار, 99517, rss, تالارهای, گفتگو, تفریحات, فاوا, قالب, لیست, فارسی, love, مسأله, شرعی, جوانان, پتار, welcome, تکیه, باد, انتها, رندانه, تره, گلناز, منجی, صادق, عاشقانها, داشتنی, دردودل, ورود, افراد, ممنوع, شمالی, تنهاترین, خوشتیپ, پیامرسون, رنگ, ایلجیما, زیبا, توتیام, مهتاب, سبز, hnabii, dopaza, جست, وجوگر, خرسند, قال, رسول, الله, ذکر, عباده, نمین, فیلتر, روانشناسی, جوونی, کجایی, دنیای, روزای, سرزمین, آبادمکران, شتابان, آریایی, sayeh, گلچین, فرهنگی, واجتماعی, اتاق, متفرقه, آشنا, دوران, دانشجویی, محمود, صدف, طلاست, شیدائی, قاطی, پاطی, بخوای, نبات, حوانوشت, مساوی, پیشرفت, غزلواره, ممنوعه, داداش, درود, بــــر, پادشاهـــــم, کـــوروش, بــــزرگ, کشکول, انجمن, تربیت, بدنی, مهربانه, فانی, پسری, ازنسل, سلامتی, مهدی, صلوات, خـــــــــــــــــــــــــــاکی, آسمون, شیطون, حاجی, ستوده, magicschool, دهاتی, نویس, ایستگاه, نرجس, شهدا, شرمنده, ایم, سکـوتـــ, شبـانـه, طلا, باغبادران, نامه, جهاد, تکسوارعشق, خوب, بهترین, سرگرمی, خوش, امدید, صراط, مبین, بسوی, سیر, سلوک, صوفی, شهد, آرامش, درطوفان, سبک, سری, قلم, یادداشتهای, رضا, سروری, آبی, دیدبان, ستون, فقرات, کمر, adamak, زازران, همراه, اخر, بارانی, انسان, بیاببین, چیه, رفاقتیم, کوه, استوار, مناجات, خسته, گمنام, یکبار, بنویس, ببینی, نوشتن, لذتی, صداقت, cyberom, utm, مهندسی, پیوند, ارتباط, ict, dcl, پاتوق, سرا, غلط, مجنون, ایستگـــــــــــــــــــــــــــاه, انـــــــــــــــــــــرژی, خورجین, دلنوشته, برترین, موبایل, اتش, جویان, دریغااااااااا, شاهتور, اهل, دلیم, ایرانیان, سلام, خاموش, همسایه, خیال, عکسدونی, بیا, بگیریم, اهلبیت, نجات, فدائیان, دنـیــــای, مـــــــن, فوتبال20, اجتماعی, مکاشفه, مسیح, اختراعی, تحقیقی, زمزمه, باغ, تور, پسرای, ایرونی, behtarinamkhoda, شهید, قنبر, امانی, گروه, جرقه, داتکو, مردود, جیغ, بنفش, بزرگترین, سایت, بازار, شیرین, محمد, deltangi, manna, جزتو, بنفشه, صحرا, تلخی, هنر, شکســــته, حرم, الشهدا, قافیه, رازهای, موفقیت, جوجولی, گمشده, ابـــــــــــرار, مهاجر, تنهام, har, chi, delet, mikhad, دلتنگ, همیشگی, یاربسیجی, رویای, شبانه, معیار, عدل, تنهاااااا, پروانگی, بالتازار, اطلاعات, عمومی, سفیر, بوستــان, نهــج, الفصـــاحـه, أنّ, الارض, یرثها, عبادی, الصالحون, نغمه, حقوقی, فقهی, نفس, بلوچستان, حامل, نور, ابدی, خیس, شعر, سرخ, حبـــــــــــــــاب, خیــــــــــــــــال, قاصدک, آبان, تماس, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
ن وبلاگ سرگرمی خوش امدید دوست خوب تکسوارعشق جهاد ولایت جیگر نامه عکس های باغبادران جیگر طلا سکـوتـــ شبـانـه سه ثانیه سکوت شهدا شرمنده ایم گل نرجس به یاد او ایستگاه دلتنگی داستان نویس جوک و خنده یه دختر تنها دهاتی magicschool دکتر علی حاجی ستوده tan tan تنها شیطون ظهور آسمون عشق قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی برای سلامتی مهدی صلوات پسری ازنسل امروز فانی مهربانه انجمن تربیت بدنی کشکول درود بــــر پادشاهـــــم کـــوروش بــــزرگ عسل آق داداش با ما و اندیشه تا به تا اینجا آنجا همه جا سکوت شکسته عشق ممنوعه و دلتنگی غزلواره فکر نو مساوی پیشرفت حوانوشت شاخه نبات هر چی بخوای ایران من قاطی پاطی شیدائی وبلاگ صدف عشق طلاست سایه محمود خاطرات دوران دانشجویی سخن آشنا مطالب متفرقه اتاق دلتنگی باران امید فرهنگی واجتماعی گلچین sayeh آریایی به کجا چنین شتابان سرزمین همیشه آبادمکران دنیای این روزای من جوونی کجایی حرف دل خاطرات من روانشناسی _ مطالب جالب شرکت نمین فیلتر قال رسول الله ص ذکر علی عباده خرسند جست وجوگر dopaza اس ام اس عاشقانه hnabii مهتاب سبز توتیام داستان های زیبا مطالب عاشقانه به امید ایران اس ام اس های خوشگل یه دختر تنها از ایلجیما خوشگل تر همه چی از همه رنگ عاشقی خوشتیپ پیامرسون تنهایی من عاشقانه تنهاترین تنها شد پسر شمالی ورود افراد بی حال ممنوع وابستگی یه دختر دردودل تک شاخ دلتنگی دوست داشتنی ترین عاشقانها صادق وبلاگ من آخرین منجی گلناز کی خوشگل تره رندانه عشق بی انتها تکیه بر باد welcome وابستگی جوانان پتار شاخه شکسته مسأله شرعی درباره ی رپ و دوست شدن با شما love m وبلاگ فارسی لیست وبلاگ ها قالب وبلاگ اخبار ایران اخبار فاوا تفریحات اینترنتی تالارهای گفتگو خرید اینترنتی طراحی وب عضویت در خبرنامه لوگوی وبلاگ لوگوی دوستان آمار بازدید بازدید کل 99517 بازدید امروز 1 rss روزی روزگـاری روزی روزگـاری بمـب بود مـوشک و ویرانی هـم بـود و کسی کـه از مال و جان و فـرزندش میگذشت بود و نبـود اینـها را قـحطی نمیدانست جـیره بندی روغـن بـرنـج صـف هـای طـولانی در نـیمـه شب سرد بـرای 20 لـیتر نـفت کسـی از قحطی دم نمـیزد کسی از قحطی صحبـت نمیکرد وقـتی کـه وانت ها برای جمع آوری کمک های مردمی به جبهه ها وارد کوچه ها میشدند و بسته هـای مواد غـذایی پـتو و لـباس از تمـام خـانه ها سرازیـر میشد چـه روزگـاری بـود کـه دره خـونـه همیشه بـاز بـود مهـمانی ها دلیـل و برهـان نمیخواست غـذاها سـاده و خانـگی بـود و بویـش نیـاز بـه هـود نداشـت و اگـر مـهمان ناخـوانـده میامـد کـمی آب خـورشـت رو زیـاد میکردند روزگـاری آدمـا دلشـان درد نـداشت آدمـای که شبـا موقـع خـواب میگـن خـدایـا دادی شـکر نـدادی بـازهـم شــکر ولــی ایـن روزها روزگـار عـجیـبی شـده از شـنیدن کلمه قـحطی بـه لـرزه افتـاده و بـه سوی بـازار هجـوم میبریم که مبـادا تی شـرت مـورد عـلاقه مـان گـیرمـان نیـاید مبــادا زیتـون مدیتـرانه ای نایــاب شود حتی آدامـس ریلـکس و نوشـابه کـوکا کــولا مبــادا فــریــزرمـان از مـرغ درجـه یـک خــالی شــود ایــن روزهــا اشـتهایمـان برای مصـرف و تـجمـل و فـخرفـروشی سیـری نـاپذیر شده از لبـاس و لـوازم آرایـشی لـوکس گرفـته تا ماشـین های چنـد ده میلیونی و حتی بسـتنی با روکـش طـلا ایــن روزهــا شـکست عشقــی مــد بــازار شـده تمـام هـرزگی هایشـان را بـه نــام عشـق تمــام مـیکنند تیــپ و لبــاس ســـاده پـوشیــدن دیــگر ارزشــی نــدارد مـردانگی کجــا بـود خـدایش بیــامرزد نجـابت و مــتانت دیـگر خریــداری ندارد مـیگویـند تـاریخ مصـرفش گـذشته دیـگه چــادر و بـدون آرایـش آمــدن بـیـرون دوسـتی بــا دخـتـر همـکلاسی را میگـویند دوسـت اجــتـماعــی قــحطی ایـن روزهـا قحطی عشـق و محـبت های واقـعی است تـاکیـد میکنم واقـعی قــحـطـی غــیــرت اســت بعضی وقت ها سنت های گذشته مـان را به دیوار تاریخ میخکوبشان میکنیم قــبــلـنــا ازدواج هـا ســاده بـود جهـیـزیـه یـک لهـاف و تـشک و ظــروف بـود مهم نبود که شوهر خونه با کلاس اطراف نیاوران یا تهرانپارس داشته باشه اصـلا چـیـزیی بـه نـام طـلاق نبـود کنایه از کم بودن ولــی ایـن روزهـا با غـرق شـدن بعـضی هـا در ایـن دنـیای فـانی دخـتران را بـا مهـریه سنـگین در نمایـشگاه ازدواج عـرضه کردند تـقاضـا کـم شـد و تـمـاشـاچـی بســیار نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 2 47 عصر روز پنج شنبه 92 بهمن 17 نظرات شما تنهاییــــــــ کاش زندگی به همین سادگی بود به همین سادگی خالی از حسرت پوچ از تنهایی بدون بغض کاش او یک تنه می توانست حریف همه ی غم های بزرگ قلب کوچکت باشد کاش او می توانست غرق لبخند کند تمام دقایقت را افسوس که او خود اسیر یک مشت بی کسی است کاش او می توانست مونست باشد همه ی شب های بی محتوا را کاش تو دلت این همه غم نداشت کاش سادگی همه ی این درد و دل های ساده را می شد برای خدا روی کاغذ نوشت برای خدا نوشت و به نشانی سادگی یک آرزوی محقر برایش پست کرد کاش می شد همیشه انقدر ساده نوشت ساده اما پر از حرف های ناگفته پر از لحظه هایی که ناگزیر زود دیر شد کاش گریستن یادت نمی دادند بغض بدرقه ی چشمانت نمی کردند کاش او می توانست به جای بغض هایت یک آسمان گریه کند کاش او خاطره ی بودنش جای خالی همه ی خاطره های بی سرانجام چشمان همیشه صبورت را پر از پرواز پروانه های عاشق می کرد کاش او نازنینم به گمانم او همان من م خویش از همه ی دنیا جدا کاش زندگی ما آدم ها به همین سادگی بود تنها به همین سادگی نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 1 49 عصر روز یکشنبه 92 آذر 17 نظرات شما روز مرگ من نزدیک است وقتی که خورشید به پیشواز شب می رود و کوچه از آخرین عابر تهی می شود من با کوله باری از غم و درد می روم و تو را با تمام خاطرات دیرین در میان کوچه های ساکت شب تنها میگذارم اما بدان نبض خاطرم هر لحظه به یاد تو می تپد روزهایم را چون رویایی بی معنا به دیوار نیستی کوبیده ام نمیدانستم که جسد خونینشان را باید در قلبم دفن کنم چند وقتی است نگاه ها سنگین شده است هر کس از کنار من رد میشود با ناخن هایش روحم را خراش می دهد دیگر نمی خواهم سنگینی نگاه را احساس کنم من همیشه از سکوت گریزان بودم سال ها است که سکوت کرده ام و اینک ترس من را تکان می دهد و من پیوسته به عقب بر میگردم و از خود این سوال را بارها پرسیده ام که آیا من راه را عوضی آمده ام روزی که حرف ها خاتمه یافت روز مرگ من نزدیک است اگه می دونسنتی قطره ی بارون هنگام جدا شدن از ابر چه حسی داشت اگه می دونستی یه بندر هنگام رفتن کشتی ها چقدر تنها میشد اگه می دونستی درخت کاج هنگام پر کشیدن پرنده ها چقدر غمگین می شد اگه می دونستی با رفتنت چه آتیشی به جونم کشیدی اینقدر راحت نمی گفتی خداحافظ مرگ است که بیش از تو به من نزدیک است چون پیرهن تو که به تن نزدیک است امروزِ به هم رسیدنِ ما دور است فردای بدونِ هم شدن نزدیک است به غم نشاط من خاکسار نزدیک است به غم نشاط من خاکسار نزدیک است خزان من چو حنا با بهار نزدیک است یکی است چشم فرو بستن و گشادن من به مرگ زندگیم چون شرار نزدیک است به چشم کم منگر جسم خاکسار مرا که این غبار به دامان یار نزدیک است چه غم ز دوری راه است بیقراران را به موج های سبکرو کنار نزدیک است به آفتاب رسید از کنار گل شبنم به وصل دیده ی شب زنده دار نزدیک است نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 12 9 عصر روز یکشنبه 92 شهریور 17 نظرات شما داستان داستان های حکمت آمیز ما کجا اینها کجا این ها انسانند و ما هم کجاییم و چه می کنیم دکتر مرتضی شیخ پزشک انساندوستی است که در مشهد مشغول طبابت بود نقل است که دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هر چه می خواست در صندوقی که کنار میز دکتر بود می انداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود اکثر مواقع سر فلزی نوشابه به جای 5 ریالی داخل صنــــــــدوق انداخته می شد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده میشد از قول دختر دکتر شیخ آمده است روزی متوجه شدم پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است با تعجب گفتم پدر بازیتان گرفته است و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد او گفت دخترم مردمی که مراجعه می کنند باید از سر نوشابه های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند این سر نوشابه های تمیز را آخر شب در اطراف مطب می ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند آخر بعضی ها خجالت می کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند خاطره یک سبزی فروش ابتدا که دکتر در محله سرشور مطب باز کرده بود و من هنوز ایشان را نمی شناختم هرروز قبل از رفتن به مطب نزد من می آمد و قیمت سبزی ها را یاد داشت می کرد اما خرید نمی کرد پس از چند روز حوصله ام سر رفت و با کمی پرخاش به او گفتم مگر تو بازرسی که هر روز می ایی و وقت مرا می گیری وی گفت خیر من دکتر شیخ هستم و قیمت سبزیجات را برای آن می پرسم تا ارزان ترین انها را برای بیماران خودم تجویز کنم روحش شاد نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 9 38 عصر روز یکشنبه 91 بهمن 1 نظرات شما دفاتر شرکت گوگل نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 5 19 عصر روز سه شنبه 91 دی 19 نظرات شما روزگاری که بـهانه های بسیـار برای گریـستن داریـم روزگاری که بـهانه های بسیـار برای گریـستن داریـم در روزگاری که بهانه های بسیار برای گریستن داریم شرم خندیدن به تمسخر هم میهنان را بر خود نپسندیم کار سختی نیست نشنیدن نخواندن و نگفتن لطیفه های توهین آمیز با اراده جمعی این عادت زشت را به یک ضدارزش تبدیل کنیم رخشان بنی اعتماد یک روز یه ترکه اسمش ستارخان بود شاید هم باقرخان خیلی شجاع بود خیلی نترس یکه و تنها از پس ارتش حکومت مرکزی براومد جونش رو گذاشت کف دستش و سرباز راه مشروطیت و آزادی شد فداکاری کرد برای ایران برای من و تو برای اینکه ما تو این مملکت آزاد زندگی کنیم یه روز یه رشتیه اسمش میرزا کوچک خان بود میرزا کوچک خان جنگلی برای مهار کردن گاو وحشی قدرت مطلق شاه تلاش کرد برای اینکه کسی تو این مملکت ادعای خدایی نکنه اونقدر جنگید تا جونش رو فدای سرزمینش کرد یه روز یه لره اسمش کریم خان زند بود موسس سلسله زندیه ساده زیست نیک سیرت و عدالت پرور بود و تا ممکن می شد از شدت عمل احتراز می کرد یه روز یه قزوینی به نام علامه دهخدا از لحاظ اخلاقی بسیار منحصر بفرد بود و دیوان پارسی بسیار خوبی برای ما بر جا نهاد یه روز ما همه با هم بودیم ترک و رشتی و لر و اصفهانی تا اینکه یه عده رمز دوستی ما رو کشف کردند و قفل دوستی ما رو شکستند حالا دیگه ما برای هم جوک می سازیم به همدیگه می خندیم و اینجوری شادیم این از فرهنگ ایرانی به دور است آخه این نسل جدید نسل قابل اطمینان و متفاوتی است پس با همدیگه بخندیم نه به همدیگه آنقدر این ایمیل را بفرستیم و بخوانیم تا عادتهای قجری در خندیدن به هر هموطن آنکه در دیده ما جا دارد در ما بمیرد و با هم یکی باشیم مثل همیشه مثل زمانهای سختی و مثل زمانهای جشن و افتخار نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 5 3 عصر روز شنبه 91 مرداد 14 نظرات شما داستان قشنگ و بسیار زیبای عشق رنگین کمان و مروارید آنجا که درخت بید به آب می رسد یک بچه قورباغه و یک کرم همدیگر را دیدند آن ها توی چشم های ریز هم نگاه کردند و عاشق هم شدند کرم رنگین کمان زیبای بچه قورباغه شد و بچه قورباغه مروارید سیاه و درخشان کرم بچه قورباغه گفت من عاشق سرتا پای تو هستم کرم گفت من هم عاشق سرتا پای تو هستم قول بده که هیچ وقت تغییر نمی کنی بچه قورباغه گفت قول می دهم دنباله ی داستان در ادامه مطلب ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند او تغییر کرد درست مثل هوا که تغییر می کند دفعه ی بعد که آنها همدیگر را دیدند بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود کرم گفت تو زیر قولت زدی بچه قورباغه التماس کرد من را ببخش دست خودم نبود من این پا ها را نمی خواهم من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم کرم گفت من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را می خواهم قول بده که دیگر تغییر نمیکنی بچه قورباغه گفت قول می دهم ولی مثل عوض شدن فصل ها دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند بچه قورباغه هم تغییر کرده بود دو تا دست درآورده بود کرم گریه کرد این دفعه ی دوم است که زیر قولت زدی بچه قورباغه التماس کرد من را ببخش دست خودم نبود من این دست ها را نمی خواهم من فقط رنگین کمان زیبای خودم را می خواهم کرم گفت و من هم مروارید سیاه و درخشان خودم را این دفعه ی آخر است که می بخشمت ولی بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند او تغییر کرد درست مثل دنیا که تغییر می کند دفعه ی بعد که آن ها همدیگر را دیدند او دم نداشت کرم گفت تو سه بار زیر قولت زدی و حالا هم دیگر دل من را شکستی بچه قورباغه گفت ولی تو رنگین کمان زیبای من هستی کرم گفت آره ولی تو دیگر مروارید سیاه ودرخشان من نیستی خداحافظ کرم از شاخه ی بید بالا رفت و آنقدر به حال خودش گریه کرد تا خوابش برد یک شب گرم و مهتابی کرم از خواب بیدار شد آسمان عوض شده بود درخت ها عوض شده بودند همه چیز عوض شده بود اما علاقه ی او به بچه قورباغه تغییر نکرده بود با این که بچه قورباغه زیر قولش زده بود اما او تصمیم گرفت ببخشدش بال هایش را خشک کرد بال بال زد و پایین رفت تا بچه قورباغه را پیدا کند آنجا که درخت بید به آب می رسد یک قورباغه روی یک برگ گل سوسن نشسته بود پروانه گفت بخشید شما مروارید ولی قبل از اینکه بتواند بگوید سیاه و درخشانم را ندیدید قورباغه بالا جهید و او را بلعید و درسته قورتش داد و حالا قورباغه آنجا منتظر است با شیفتگی به رنگین کمان زیبایش فکر می کند و نمی داند که کجا رفته نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 5 50 عصر روز چهارشنبه 91 تیر 28 نظرات شما داستان کوتاه درس زندگی از دختر بچه 7 ساله امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل آقا این گل رو بگیرید منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم بچه برو پی کارت من گل نمیخـــرم چرا اینقد پر رویی شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و دخترک ترسید و کمی عقب رفت رنگش پریده بود وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم اومد جلو و با ترس گفت آقا من گل نمیفروشم آدامس میفروشم دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان دخترتون گناه داره دیگه نمیشنیدم خدایا چه کردی با من این فرشته ی کوچولو چی میگه حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود توان بیان رو ازم گرفته بود و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت رحم کن کوچولو آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه اما دریغ از توان و نای سخن گفتن تا اومدم چیزی بگم فرشته ی کوچولو بی ادعا و سبکبال ازم دور شد اون حتی بهم آدامس هم نفروخت هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه چه قدرتمند بود همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 10 47 عصر روز شنبه 91 فروردین 19 نظرات شما داستان جالب کلاه فروش کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند لذا کلاه ها را کنار گذاشت وخوابید وقتی بیدار شد متوجه شدکه کلاه ها نیست بالای سرش را نگاه کرد تعدادی میمون را دید که کلاه را برداشته اند فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد در حال فکر کردن سرش را خاراند ودید که میمون ها همین کارراکردند اوکلاه راازسرش برداشت ودید که میمون ها هم ازاوتقلید کردند به فکرش رسید که کلاه خود را روی زمین پرت کند لذا این کار را کرد میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند او همه کلاه ها را جمع کرد وروانه شهر شد سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش را تعریف کرد وتاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر درختی استراحت کرد وهمان قضیه برایش اتفاق افتاد او شروع به خاراندن سرش کرد میمون ها هم همان کار را کردند او کلاهش را برداشت میمون ها هم این کار را کردند نهایتا کلاهش رابرروی زمین انداخت ولی میمون ها این کار را نکردند یکی از میمون هااز درخت پایین امد وکلاه رااز سرش برداشت ودر گوشی محکمی به او زد و گفت فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری نکته رقابت سکون ندارد نویسنده همونی که بهش زخم زبون زدی ساعت 10 42 عصر روز دوشنبه 90 اسفند 29 نظرات شما داستان آموزنده ثروتمندتر از بیل گیتس داستان آموزنده ثروتمندتر از بیل گیتس از بیل گیتس پرسیدند از تو ثروتمند تر هم هست گفت بله فقط یک نفر چه کسی سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه...
|