Meta tags:
author= ژانگ ژی ژ;
Description= غلام همت آنم که زیر چرخ کبود
زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است ژانگ ژی ژ;
Keywords= ژانگ ژی ژ;
Headings (most frequently used words):
با, گور, طـــومـــار, قصر, سست, بنیاد, امل, منشأ, دختری, گوشواره, مروارید, به, شده, چون, زالویی, بر, درخت, مادر, قحبه, یاد, سین, لحمه, ستون, خانه, او, میکشد, قلاب, را,
Text of the page (most frequently used words):
بود (88), مجید (63), خانه (60), گفت (59), توی (56), این (56), گفتم (50), است (49), دارد (44), روی (44), اما (41), کرد (37), خودش (36), بعد (35), کند (32), های (30), چند (30), همه (29), شود (29), دست (29), شده (28), کرده (27), میکند (26), سمت (26), محسن (25), نمی (24), بودند (24), نگاه (23), میکنم (23), بیرون (23), برای (22), چیزی (22), شعر (21), طومار (21), بچه (21), کنم (21), معصومه (21), قندی (21), میروم (20), نیست (20), رفت (20), همین (19), کنار (19), نبود (19), زندگی (18), باز (18), بهش (18), افتاد (18), خانلری (17), مقدم (17), طرف (17), فکر (17), عقب (17), دیگر (17), کسی (17), داد (16), رفته (16), کار (16), هیچ (16), همان (15), سقف (15), باشد (15), خون (14), بار (14), راه (14), باید (14), اگر (14), رفتن (14), دور (14), حوض (14), شاید (14), سهیل (14), جدید (13), یکی (13), پیش (13), موتور (13), بالا (12), دوست (12), تمام (12), خودم (12), اصلا (12), بلند (12), همینطور (12), سال (12), ملکا (12), ژانگ (11), پایین (11), سرش (11), گریه (11), بیمارستان (11), اتاق (11), ماشین (11), سرم (11), پشت (11), زمین (11), قدیمی (11), تلفن (11), حرف (11), داشت (11), گرفت (11), خاک (11), ایرج (11), زیر (10), مادر (10), برمیگردم (10), دارم (10), بهتر (10), کنی (10), نظر (10), طاقچه (10), جای (10), درخت (10), آمد (10), ستون (10), کوتاه (9), وسط (9), پیاده (9), دنبال (9), آید (9), گرفته (9), چشم (9), دنیا (9), ندارد (9), دار (9), میگفت (9), اینجا (9), اینکه (9), دیده (9), کردم (9), انداخت (9), گذاشت (9), ابولفضل (9), خواب (9), دانم (9), یعنی (8), تابستان (8), غزل (8), خودت (8), آسمان (8), دختر (8), نشسته (8), میشود (8), آنجا (8), میکنی (8), وقت (8), روشن (8), چیز (8), سعی (8), قدم (8), بگیرد (8), حیاط (8), میکرد (8), داده (8), صدای (8), داری (8), جان (8), فقط (8), محل (8), بده (7), آزاد (7), عکس (7), فیلم (7), صورتش (7), میشوم (7), خیابان (7), بزرگ (7), انگار (7), اتفاق (7), پیدا (7), هست (7), آمده (7), عید (7), بگوید (7), بخاری (7), همانجا (7), میشد (7), بدهد (7), آدم (7), کردند (7), دسته (7), حال (7), همیشه (7), نشست (7), ایوان (7), روز (7), شدیم (7), اگه (7), کشید (7), دستش (7), کلوپ (7), بیابانی (7), ملیحه (7), زمستان (6), نشان (6), پای (6), امید (6), ندارم (6), ادامه (6), پاک (6), لحظه (6), میبینم (6), برود (6), صدا (6), دستم (6), شیشه (6), نشده (6), آقا (6), کنند (6), سوار (6), چرا (6), خوب (6), ایستاده (6), حسین (6), خبر (6), تنگ (6), تکان (6), داشتند (6), زور (6), گفته (6), قرار (6), دارند (6), گلابی (6), حیف (6), کون (6), مرا (6), پاییز (5), گوشواره (5), گوش (5), سپید (5), اسم (5), داستان (5), صفحه (5), ببیند (5), گوشه (5), برمیگردد (5), میرود (5), بخیه (5), نگاهش (5), معلوم (5), شکسته (5), بپرسم (5), کجا (5), شبیه (5), سینه (5), موقع (5), برده (5), زده (5), فاصله (5), کمی (5), وقتی (5), نفر (5), ماهی (5), پدر (5), زنگ (5), محبوبه (5), نداشت (5), دلش (5), خیلی (5), خاله (5), داشته (5), میرفت (5), بشود (5), البته (5), آورد (5), تنها (5), دیدن (5), دوباره (5), منتظر (5), کوچه (5), بیشتر (5), خوش (5), قلیان (5), بالای (5), ماه (5), جمع (5), کردن (5), قفل (5), یقه (5), باشه (5), آخه (5), پاره (5), خونه (5), پول (5), خواهد (5), نفس (5), کوچک (4), جایی (4), بهار (4), بنیاد (4), ایران (4), خود (4), جلوی (4), بزند (4), نزدیک (4), چشمهایش (4), صورت (4), خونش (4), میرسم (4), میگیرم (4), تلاش (4), میگویم (4), سخت (4), بکشد (4), گذاشته (4), برمیدارم (4), هنوز (4), روبرو (4), میرویم (4), خاکی (4), ثانیه (4), زحمت (4), گیر (4), دقیقه (4), مینشینم (4), حرکت (4), نمیدانم (4), میفتم (4), یاد (4), تاریکی (4), افتاده (4), حتما (4), بخواهد (4), نور (4), آبی (4), آخرین (4), کردی (4), میزد (4), میزدند (4), وحید (4), همسایه (4), میکردند (4), خانواده (4), رفتند (4), صبح (4), بتواند (4), فشار (4), جریان (4), شدند (4), چون (4), دیوار (4), زمان (4), ماند (4), اتوبان (4), مانده (4), بیخود (4), نمیشد (4), خانم (4), واقعا (4), دید (4), خوابید (4), بودم (4), دیدم (4), بگو (4), دندان (4), بهت (4), منو (4), اون (4), هرکی (4), گذاشتم (4), مامانش (4), خونشون (4), حالت (4), دهد (4), خورد (4), شانه (4), زیبایی (4), کیفیت (4), مثبت (4), خودمان (4), امیدوار (3), شهر (3), عشق (3), تغییر (3), انتخاب (3), یادداشت (3), دختری (3), قصر (3), سست (3), امل (3), طنز (3), داستانک (3), تومار (3), ترک (3), رباعی (3), دریا (3), پرنده (3), انگیز (3), ترانه (3), حافظ (3), سریال (3), میخواهد (3), قصه (3), میزنم (3), میکشد (3), اولین (3), همانطور (3), میزند (3), درد (3), رویش (3), خیره (3), طوری (3), دستمال (3), میخواهم (3), پارک (3), باش (3), میگردم (3), عصبانی (3), میگوید (3), مگر (3), راضی (3), درست (3), راست (3), هربار (3), میشویم (3), خلوت (3), میان (3), بام (3), تازه (3), باهاش (3), هرچه (3), سالها (3), سراغ (3), جوابش (3), مثل (3), ببینمش (3), خراب (3), بیفتد (3), عمر (3), حتی (3), ازش (3), باغچه (3), میگفتند (3), آنها (3), میگذاشتند (3), تبریک (3), رشته (3), ولی (3), هیچوقت (3), بهانه (3), میداند (3), چطور (3), دلتنگ (3), چیزها (3), غرب (3), پایش (3), سالهای (3), انقلاب (3), مادرش (3), فرودگاه (3), اند (3), اول (3), رستوران (3), صدایی (3), جدا (3), جدایی (3), بخورد (3), فهمید (3), لباس (3), آخی (3), بیست (3), پنجره (3), هایش (3), باور (3), درختی (3), کاشته (3), روزها (3), آفتاب (3), افتد (3), آوردند (3), ناراحت (3), شوند (3), خالی (3), گذشته (3), برش (3), چهره (3), خودشان (3), ریخت (3), فرار (3), گنجشگ (3), شنبه (3), بشه (3), رساند (3), مشکل (3), صادق (3), داره (3), نگفتم (3), میخوره (3), گلویم (3), ایستاد (3), بوده (3), حرفی (3), سوراخ (3), بگی (3), تکلیف (3), بدی (3), بره (3), برد (3), رفتم (3), میزنی (3), آخر (3), نبوده (3), سری (3), بینم (3), ببند (3), فهمیده (3), لگد (3), مگه (3), دیگه (3), رفتین (3), برم (3), نداره (3), بیاد (3), بازها (3), بخاطر (3), چیست (3), درونم (3), اندازد (3), گلو (3), فریاد (3), چشمش (3), ساعت (3), احساس (3), وجود (3), گور (3), کاهد (3), گوییم (3), پارسی (2), دادی (2), عمو (2), مروارید (2), منشأ (2), ایتالیا (2), نام (2), خواهی (2), آقای (2), عاشقانه (2), معشوق (2), بخواب (2), پرتاب (2), وایرا (2), بهترین (2), انرژی (2), واهی (2), متن (2), احتیاط (2), ترین (2), ایم (2), تلویزیون (2), انقدر (2), واکنش (2), ریز (2), میشوند (2), میخورد (2), میز (2), میپاشد (2), تعجب (2), بدو (2), خلاص (2), ببخشید (2), ببینی (2), کشیدی (2), نگاهم (2), خداحافظی (2), میکشانم (2), ساکت (2), اینقدر (2), تقلا (2), میگیرد (2), هوا (2), سرد (2), داخل (2), دستی (2), آورم (2), میفتیم (2), چشمانش (2), دوخته (2), اشکهایش (2), آنی (2), جلو (2), میگذارم (2), نمیبینمش (2), طبقه (2), واسه (2), زنم (2), ندیدی (2), یادم (2), میگویند (2), معمولی (2), قول (2), شان (2), بست (2), بودن (2), بروم (2), آیم (2), دنبالش (2), براق (2), صورتم (2), تخت (2), دوبار (2), میبندم (2), خوابم (2), بنا (2), سمتش (2), صدایم (2), کنارش (2), شکستی (2), ابروی (2), اثری (2), میکشم (2), ابرویش (2), ابرو (2), لبها (2), بند (2), سوال (2), آنطور (2), روزی (2), برمیدارد (2), بروی (2), زاویه (2), دستهایش (2), سمتم (2), میدود (2), اوست (2), خوبی (2), رفتی (2), طاقت (2), نیاوردی (2), برداشتم (2), سرعت (2), چهارشنبه (2), دورش (2), قرمز (2), باری (2), برو (2), بیار (2), بگیر (2), رضا (2), علی (2), احمد (2), مهناز (2), مرضیه (2), مهدیه (2), سلام (2), بهشان (2), میدادند (2), نوبت (2), خارج (2), جایش (2), چوبی (2), شیروانی (2), بدون (2), نشود (2), ببرد (2), توپ (2), کله (2), میخواهی (2), ظهر (2), بوی (2), نمیتواند (2), اقتصادی (2), پدرش (2), میدانستند (2), آرمان (2), آمریکا (2), قصد (2), کاری (2), شرق (2), برایم (2), غلطی (2), نمیزد (2), زودتر (2), بلاخره (2), شلوار (2), دامادی (2), برایش (2), بوق (2), خواننده (2), مخالف (2), ممنوع (2), الورود (2), عقلش (2), آمدن (2), حساب (2), وضعیت (2), ممکن (2), غصه (2), دوتایی (2), عادت (2), سبک (2), ماندند (2), آویزان (2), گذر (2), محکم (2), اشک (2), سبز (2), میدان (2), هواپیما (2), ردی (2), سبزی (2), خدا (2), لیسانسش (2), لیسانس (2), دخالت (2), نکرده (2), درباره (2), بکند (2), نیامدن (2), تنه (2), مسعود (2), مشکلی (2), میگذشت (2), نمیداد (2), بزنی (2), میخورند (2), دانه (2), میبردند (2), سرزده (2), خبرنداده (2), کیف (2), کننده (2), قبول (2), پرده (2), صاحب (2), میچید (2), دخترها (2), چایی (2), سفید (2), شلوغ (2), نخورده (2), انداخته (2), بین (2), ترشی (2), لیمو (2), موزائیک (2), میکردم (2), عروس (2), ذغال (2), ساله (2), صداها (2), نصف (2), لانه (2), نبودند (2), سابق (2), آورده (2), داداش (2), تویی (2), میخواد (2), کفترآقا (2), معامله (2), دروغ (2), میگه (2), تیزی (2), دهانش (2), قرآن (2), جوب (2), افتادیم (2), بزرگتر (2), گردنم (2), نشد (2), شدم (2), قطره (2), هندل (2), درآورد (2), اینو (2), بکشم (2), نزن (2), عمل (2), اونو (2), درم (2), تورو (2), دوید (2), بهم (2), بیای (2), تکلیفو (2), انداختم (2), گرفتم (2), براوو (2), بلد (2), اهل (2), کنه (2), بذارم (2), جیک (2), پولشو (2), بودی (2), اجازه (2), ببندد (2), گفتن (2), خواست (2), دفعه (2), میدم (2), بودیم (2), میگم (2), ربطی (2), سوئیچو (2), میخوام (2), شروع (2), پرسیدی (2), ابولفضلُ (2), شیره (2), نقطه (2), بسته (2), سوئیچ (2), غربتی (2), خورشید (2), گرگ (2), روباه (2), آنهایی (2), طعمه (2), شکار (2), بردند (2), خاموش (2), گیرد (2), بیا (2), دوشنبه (2), بیاید (2), زند (2), خواستم (2), قلبش (2), بیند (2), بیاندازد (2), بزنم (2), بگیرم (2), رگش (2), جمعه (2), راهش (2), نمرد (2), نفسش (2), بگذارد (2), باطری (2), لرزید (2), دهان (2), چقدر (2), متر (2), بولدوزرها (2), زورش (2), کمتر (2), توانست (2), اذیت (2), عادی (2), برسد (2), حالش (2), لازم (2), جلوتر (2), ناصر (2), جیب (2), رسید (2), مفت (2), چراغ (2), طبق (2), معمول (2), پاهای (2), گذرش (2), جعبه (2), زیبا (2), متوجه (2), قناعت (2), هرقیمتى (2), ماندن (2), کامیون (2), زندگى (2), کارکتر (2), جایى (2), براى (2), اشکال (2), اندیش (2), بدهیم (2), امیدوارى (2), داریم (2), بدتر (2), طـــومـــار (2), 1397, ترجمه, فارسی, بازنویسی, بلاگ, اسپایکا, گرافیکس, پایگاه, خبری, تحلیلی, فرزانگان, مهندس, محی, الدین, اله, ارواحنا, فداک, زینب, دهکده, هدهد, بلوچستان, خنده, وشادی, تفریح, دان, خــــــــــــــــاطــــــــــــره, هـــا, معماری, نوین, what, مهاجر, نوری, چایی_بیجار, upturn, مطلوب, نگاره, لینک, دوستان, امروز, دیروز, تاکنون, 136953, بازدیدها, خبرنامه, تیر, کنید, بایگانی, 100, والیبال, ولاسکو, مهدی, فرجی, نقیضه, نبرد, منزوی, ونگوگ, مترو, قهرمان, ملی, فوبیا, صدر, بیتی, سوفور, شهید, جبهه, بخور, زیباترین, ریحانه, جباری, دروازه, دولت, تشریح, انحطاط, اقیانوس, اعدام, پیوند, دانلود, پیوندهای, روزانه, غلام, همت, آنم, چرخ, کبود, زهرچه, رنگ, تعلق, پذیرد, روبروی, محبوبش, پخش, شخصیت, بال, بپرد, میدهند, درشت, زیباتر, جست, ببوسمش, صحنه, میترکد, غرق, نگرانش, دستمالی, بیاورم, ببندم, بغلم, یکجوری, نمیخواستم, آسیب, سرت, معذرت, تندتر, میفتد, زندان, ببرمش, بردنش, نمیخواهد, زانو, بغلش, میبرمش, ناغافل, مانتو, اندازم, میبرم, غافلگیرم, فرمان, سنگ, لاستیک, میتوانیم, برویم, بیایم, گیجی, پیدایش, هفت, طبقات, نظافتچی, دنبالم, میپرسم, منی, بله, خونین, سرمن, نمیپرسم, شاکی, گند, خونت, اصرار, میبردم, پانسمان, بانداژم, بانداژ, بازگشت, انتهای, طفلی, زاییده, مراقبت, حالا, سرخونین, کلانتری, نزدیکی, میکوبد, چهار, زیردست, دکتر, چشمهایم, چشمانم, ترس, قبلی, نبودن, ذوق, نشوم, سرحوصله, کارم, مسیر, یقین, دلیلی, برنبودنش, نزدیکش, مدتها, خیالاتی, مطمئن, میبرد, آسانسور, راهروهای, تاریک, میرسیم, عنانم, بدست, وارد, سوز, هوای, بارانی, پیشانی, اذیتم, تند, روبه, دورخودمان, میچرخیم, چشمها, چشمهاست, پارگی, بینی, شکستگی, نمیتوانم, زبانم, خودتی, اشتباهیست, هرگز, میشناسم, نمیشناسد, بگردد, سوالی, میدانم, آنقدر, نمیبنیم, آثار, هنری, فاخر, اینطرف, آنطرف, مختلف, خوبش, بلدم, غریبی, دنبالت, لذاتی, تجربه, بچرخم, میچرخد, یابم, نشانی, نمیبینم, روبرویم, پشتم, سفت, قلاب, ساز, حیات, معنا, قرمزها, شما, یادت, بزرگم, دفترچه, تلفنو, بردار, نمره, شمسی, خانمُ, برام, نمیگفتیم, نپرسیدیم, میگویید, برایمان, بپرسیم, نداشتند, سربخاری, میشدند, برمیداشتند, برسانید, بگویید, هایشان, میخوردند, ابلاغ, جوابی, نمایندگی, کلمه, بخیر, تعدادشان, قطع, همتون, رسوند, اینور, قضیه, بغض, میگرفت, فراموش, دارِ, ترجیح, تلقین, آمریکایی, نشانش, اینا, اوناست, نکند, نمیدهد, زلزله, میریزاند, هرحال, هرعقل, سلیمی, صفای, ایرانی, بتوانی, پنیر, تبریز, نان, بربری, چنار, تبریزی, سرو, صنوبر, میبینی, آبگوشت, پاچه, بگردی, میتوانی, روزهای, تعطیل, دایی, پسردایی, پسرخاله, بپیچد, دیوارش, بچگی, هایت, جوری, قانع, اصولا, آدمی, نباید, چیزهای, دسترس, اسیر, خیال, رویا, درسم, ظاهر, حرفش, منظور, دیگریست, ابتدای, مهمی, شرقی, غربی, مرگ, استعمار, پذیرفته, دانشجوهای, برجسته, برگشته, همینجا, حین, مهم, تائیدش, هولش, مادری, پوشید, کراوات, برادرش, قرض, کنان, میفرستند, حجله, فرستادند, خبرها, مجبور, خرجش, دربیاورد, ظرفشوی, پوشیده, آنجلس, مردم, میخواند, چندمدتی, نگذشته, درس, رها, چسبید, اهمیت, فعال, سیاسی, مسبب, آوارگی, بیچارگی, دام, گروههای, هستی, میرسید, فعالیت, هایی, پرخطر, اختلافشان, بالاگرفت, فرزندشان, غربت, اینها, توافق, نگویند, خاطر, عین, مینشستند, صحبت, بعدها, دادند, عجیب, زوج, جداشده, تاریخ, چینی, طرح, بنفش, دامن, چارقد, قجری, صورتی, تکیه, هرسال, بردارند, خاکش, بگیرند, نگاهی, بیندازند, بگویند, بکشند, فراخور, شخص, العملی, بدهند, بکنند, ردپای, میریزد, ردپاهایش, موزاییک, برخود, ابرها, میزنند, میبارند, سرسبزترین, سرنوشت, هرجا, برگردد, برنگشت, هول, وصلت, نگیرد, چندان, پسردائی, دامادش, سرشان, تحصیل, درسش, نداشته, نگرفته, نخواست, جور, اواخر, دوره, سرعتش, کاسته, هرطور, خواند, فوق, دکترا, مرتضی, برخلاف, نمیکرد, امور, سپرده, تصمیم, اجبار, مشورت, منتظرش, بمان, حسابی, مقابل, عمارت, علم, گردو, نمیگذاشت, گردوها, میوه, خوردن, آخرش, سیب, پسر, خواهرش, خواهان, ماجرای, موضعش, نمیآمد, ازدواج, رویه, گذشت, غمگین, چهل, هنرپیشه, مرده, ملوک, شاد, میشنوی, خندان, چرایش, شادند, غروب, میرسد, نمیچیند, برنمیداشت, میماند, سبد, میچیدند, میشستند, میهمانان, عصر, توک, حالشان, احوالشان, بپرسد, خوشحال, بیخبر, سربزند, دوستش, قاعده, همدیگر, میرفتند, اسباب, برنامه, ببینند, میگذاشت, مینشسند, چای, میکشیدند, امامزاده, یحیی, بیوه, میرفته, مواظب, باشید, پوست, چشمهای, خودتان, بروید, بگیرید, بیاورید, بیاورند, نکشیده, ورودی, زیرزمین, گرد, سنگی, کلفت, کنده, منقّش, دبه, آبغوره, نهار, بیاورد, شاخه, ترش, دراز, میکشیدم, قرص, نمیکردم, میتواند, بریزد, خنکی, میگذاشتم, بزرگی, میکشید, خدم, حشم, اولاد, زنان, میچرخیدند, خدمات, میپرسیدند, کام, میدهد, میترسیدند, آقایشان, ناراضی, ازشان, اخم, کلامی, میزان, رضایت, میفهمیدند, گرداندن, الو, اوقات, تلخ, شکانده, شلنگش, سیزده, چارده, دعوا, میلرزید, خیس, میشنیدم, تصویر, محو, کلیتی, جابه, تیشه, میریخت, ریشه, ساکن, گنجشک, جوجه, بخت, ندیده, پسرها, شبه, ریش, سبیل, درآوردند, گنده, همگی, نمیشدند, نمیخوردند, نمیزدند, تلفنی, بردارد, بگذارند, اتاقی, ستونش, ستونی, پنج, نمیخوام, تاحالاشم, پیزی, مارا, شنید, پرسید, نداد, سکوت, چیه, داداشت, بدونه, دوخت, زبانش, تته, پته, جون, مامان, نخواستم, نمک, شوم, زخمش, عباس, قسم, مشت, خواباند, درگیر, خواباندمش, دادن, دستهایم, درگیری, نبودم, دستهای, بدجور, گردن, جانم, دسگز, نزدم, یکباره, نیرویی, دستانش, انداختمش, کیسه, آشغال, پاشیده, هردویمان, ریخته, دورتر, سلاح, فلزی, سپر, گوشتی, سرکوچه, باک, نیمچه, بندازم, سوراخش, بیام, موتورش, هیچکس, نتواند, نتونی, جلویش, گندم, پایینش, نکردم, هرچی, همزمان, خوشم, نمیاد, تونی, بذاری, بگم, الانم, دومن, قرارمون, اینطوری, راهم, کشیدم, کارو, اوسکل, طرفی, زری, بندازی, رفیقمو, پیشم, محسنُ, فراری, تموم, روگرفت, میرم, استغفرالله, صدایش, راهی, چندی, میایم, چروک, صاف, شلوارش, برداشت, کشاندم, آوردم, منه, واست, ساعته, وایسادی, میخوری, تکلیفُ, میگی, بودنش, انتظار, چنین, بگویم, خبرداری, بچرخه, سواری, سواره, دیدیم, کفتر, پشتش, دارن, میرن, داستانارو, میچینی, عنتر, مال, مرغُ, میکنه, سهیلُ, دورو, میپلکه, پاشده, پلکه, کونش, میخوای, بیخودی, دوروبر, داود, پلکی, اسگول, یتیم, بودش, جدیدا, اوضاعش, اوضاع, هیشکی, تغییری, وقته, خبرنداری, پوک, خبردارم, بیخبری, منظورت, کیه, موتورو, بریم, نشون, بدم, خوردی, میخواستی, چیکاره, حسنش, میومدی, میگفتی, سرظهرهیشکی, مغازه, میومدم, درو, میبست, توضیح, میداد, عرق, زین, بازش, طناب, میخوابم, جاش, میبندمت, شوخی, فهمیدی, ناشیگری, میخواسته, شکایت, هارا, کلام, بعدی, پاش, آخرت, دلیل, شوکه, میای, کاریاشو, هرکاری, خودتم, بابا, تاحالا, لندهور, پرید, قبل, نری, جرت, پریدم, مامانشم, چیکار, شرط, باخته, کلید, نمیخواد, نخواد, چیزای, بعدا, نمیذاشت, اومدن, سنگلاخی, خرده, تضرع, زاری, ارواح, مادرم, میگن, آدمه, سوئیچش, خبره, خبرا, کلوپه, دستشو, بردش, سهیلم, جرات, بگه, کجاست, بستش, نمیذاره, اومده, توهم, بگیری, اسکل, جاکش, راجع, خونواده, بزن, آره, رفتیم, شنیدم, رساندم, صلاة, دورتادور, عملی, گعده, چارتایی, بساط, حشیش, هروئین, پرکرده, داغ, دراندشت, سیاه, کاغذ, جلب, توجه, آرام, درنیامد, ایستادم, تماشا, خوابانده, مجردا, صدد, وصل, احتمالا, بکشاندش, بستنش, دویدم, آوردی, بستی, نکن, نره, ولدالزنا, مادرشو, فحش, نده, دیوث, رسیدم, گفتند, گردنی, نشانده, هرکس, میخواست, دیگران, لودرهای, شهرداری, چندسال, رسانده, شنیده, پاتوق, دزدها, دویدند, اطراف, پلکیدند, نیروی, حجم, وسیعی, خرابی, گشتند, دیو, پسربچه, شانزده, هفده, هجده, قیافه, تخمی, قافله, دختربازها, جامانده, دستشان, گوشت, نرسیده, دنبه, زبان, چرب, نرم, تری, وار, روشهای, مسالمت, آمیز, کشیدند, گله, آمدند, روششان, دیگری, فرق, بازو, تسلیم, گروهی, برسرش, آوار, فیض, جمعی, اکثرشان, مادرقحبه, لحمه, آبها, بخار, بیابان, طوفان, آتش, روى, تعبیرش, سین, آزارم, چنگ, جسمم, هیولای, مهیبی, دهشتناک, رود, آوردش, رشد, کارش, تعریفش, اشتباه, کنارم, بدوم, پاهایم, خورده, یارای, حرامزاده, گائیده, بیچاره, بدهم, داشتم, حکیمی, طبیبی, افتادم, بیاورش, قلبم, دزدد, کسانی, خرد, قلب, بکنم, قحبه, درصد, پولدار, خنگ, تحت, تاثیر, نطق, قرا, کوبیده, زنده, ندهد, ضربه, بیماری, خاص, همواره, نیز, سریعا, احتضار, ملیح, برایت, خاطرات, بسازم, بگذارم, ظاهرا, مریضی, لعنتی, راهت, داوطلب, دنیای, جهد, التماس, خواهشی, کارگر, مچی, لرزش, انگاری, دروغی, واقعی, تشنج, عقل, لیز, خفه, مواجه, چاره, آنکه, لرزیده, انبوهی, انصافا, آسانی, عطف, رابطه, لبشان, کجای, یکدیگر, یکشنبه, زالویی, هرصورت, شرایط, توانِ, عبور, بیداد, روزن, حالی, دانست, رفتنش, وضعیتی, بفهمد, لرزد, درز, مقداری, مقدارش, نفوذ, سرفه, بلافاصله, دیوارهای, طبیعی, اندازه, عرض, پرس, نخورد, میلیمتری, توانی, تواند, یادش, ناتوانی, همچنان, ورود, توانش, ساعتی, بیدار, کشیدن, فریادی, نهایت, حضور, آسفالت, مرد, بینشان, بدل, گذشتند, تلو, تلویی, خوردند, معوج, برداشتند, برگشتند, ضرب, زیادی, گرداند, ببینم, موقعیت, آماده, کوبید, هیکل, لاجانش, برساند, زوری, گودی, هرشب, واکمن, هیولایی, مجانی, بنوشد, جنگد, بتنی, انگشتانش, سربازان, بیشمار, هیولا, حقش, نبش, فلسطین
Text of the page (random words):
ت منظورت به کیه گفتم موتورو روشن کن بریم بهت نشون بدم موتور را از جک انداخت نشست هندل زد و دوتایی سوار شدیم و راه افتادیم به سمت محل سرکوچه ایستاد موتور را گذاشت کنار دست کرد از زیر باک نیمچه اش را درآورد گفت بگو کی بوده تا اینو بندازم تو سوراخش از پایین بکشم بیام تا بالا موتورش را پارک کرده بود وسط کوچه طوری که هیچکس نتواند از کنارش گذر کند من سمت راست کوچه سمت چپ قندی ایستاده بودم این طرف جوب گفتم قندی یه حرفی نزن که نتونی عمل کنی چشمهایش را ریز کرد دو دندان جلویش را که قد یک گندم از هم فاصله داشتند را گذاشت روی لب پایینش فشار داد و گفت یا سوراخ اونو می درم یا سوراخ تورو اگه نکردم تو هرچی بگی با من کردی و این را که می گفت همزمان با دسته تیزی زد توی سر خودش گفتم قندی من خوشم نمیاد شر بشه اگه می تونی اونو بذاری کنار بگو تا بهت بگم گفت تا الانم شر شده ولی فقط دومن منو گرفته گفتم قرارمون نبود اینطوری بشه و راهم را کشیدم به رفتن دوید خودش را رساند بهم گفت قرار بود تکلیف کارو روشن کنی فکر کردی با اوسکل طرفی بیای یه زری بندازی وسط رفیقمو پیشم بده کنی محسنُ فراری بدی تموم شه بره همینطور بی حرف توی صورتش نگاه کردم یقه ام روگرفت کشید سمت خودش گفت یا روشن میکنی یا خودم میرم سراغ محسن تکلیفو با اون روشن میکنم سرم را انداختم کنار و زیر لب گفتم استغفرالله صدایش را برد بالا و گفت زر نزن اسم بگو فقط همسایه ها از پنجره ها کله آورده بودند بیرون و داشتند نگاه میکردند گفتم نمیخوام خون بشه گفت تاحالاشم خون شده یکی تو دل من یک پیزی سهیل ملکا که صدای مارا شنید از دور به سرعت خودش را رساند به قندی و پرسید داداش چی شده قندی جوابش را نداد و همینطور به نگاه کردن توی چشم های من ادامه داد چند ثانیه ای سکوت شد کسی جوابش را نمیداد رو کرد به من و گفت مشکل چیه صادق گفتم مشکل تویی آقا ملکا مشکل تویی داداشت میخواد بدونه با کفترآقا سر سهیل چه معامله ای کردی قندی نگاهش را دوخت به ملکا ملکا همینطور با تعجب چشم دوخته بود به چشم های من زبانش قفل شده بود همانطور که چشم های قندی قفل شده بود به چشم ملکا ملکا با تته پته گفت به جون مامان داره دروغ میگه من معامله دسته تیزی آمد خوابید توی صورتش و دهانش پر خون شد چیزی نگفتم نخواستم نمک شوم روی زخمش گفت داداش داره گه میخوره به قرآن به عباس قسم گه میخوره بعد آمد سمت من یقه من را گرفت و با مشت خواباند توی صورتم درگیر شدیم خواباندمش توی جوب افتادیم روی هم از این طرف به آن طرف من بزرگتر بودم اما ملکا هم کم زور نبود چند بار که این ور و آن ور شدیم خوابید روی من و گلویم را گرفت به فشار دادن دستهایش را گرفته بودم توی دستهایم و سعی می کردم گردنم را آزاد کنم اما نمی شد دنبال درگیری نبودم اما دستهای عصبانی اش بدجور قفل شده بود به گردن من یک چند دقیقه ای تلاش کردم و باز نشد انگار که جانم تمام شده باشد دسگز زور نزدم یکباره خودش شل شد بی هیچ نیرویی دستانش باز شد گردنم آزاد شد بلند شدم انداختمش از روی خودم کنار خونش مث یک کیسه آشغال که از آسمان می افتد پاشیده شد روی زمین نگاه کردم دیدم لباس هردویمان خون است و روی زمین قطره قطره خون ریخته تا دورتر و از قندی فقط یک سلاح فلزی مانده در سپر گوشتی ملکا ستون خانه پنج شنبه 98 1 8 5 8 ص ژانگ ژی ژ نظر عید یک خانه قدیمی ساز است که دور تا دورش اتاق است و وسط حیاط دارد و حیاط حوض آبی دارد و حوض ماهی قرمز دارد و ماهی زندگی دارد و حیات ماهی قرمز در حوض آبی حیاط معنا پیدا میکند و کسی نیست در آن که بگوید آه ماهی قرمزها کنار حوض باغچه است و توی اتاق ها طاقچه خانه شما طاقچه دارد ندارد خانه ما اما دارد آخرین باری که در یک خانه طاقچه دار زندگی کردی کی بود یادت نیست مادر بزرگ و پدر بزرگ من به طاقچه میگفتند بخاری مادر بزرگم میگفت برو دفترچه تلفنو از سر بخاری بردار بیار نمره تلفن شمسی خانمُ بگیر برام نمیدانم چرا به طاقچه میگفتند بخاری اما میگفتند ما هم با این که به طاقچه نمیگفتیم بخاری اما هیچ وقت نپرسیدیم که چرا به طاقچه میگویید بخاری اصلا برایمان سوال نشده بود بپرسیم که چه آنها میز تلفن نداشتند تلفن را میگذاشتند سربخاری تلفن که زنگ میزد بلند میشدند برمیداشتند و ایستاده با تلفن حرف میزدند وحید بود از آن سر دنیا زنگ زده بود عید را تبریک بگوید و میگفت به رضا و علی و حسین و احمد و مهناز و محبوبه و مرضیه و مهدیه هم سلام برسانید و تبریک بگویید و رضا و علی و حسین و احمد و مهناز و محبوبه و مرضیه و مهدیه همه با بچه هایشان همانجا نشسته بودند آش رشته میخوردند همان موقع تبریک بهشان ابلاغ میشد و آنها هم شاید جوابی میدادند و شاید یکی به نمایندگی از همه یک چیزی میگفت و بلند میشد چند کلمه ای با وحید حرف میزد و به وحید میگفت یاد عمو بخیر نوبت مجید میشد مجید زنگ میزد و یکی دو نفر دیگر از خارج رفته ها که آن موقع تعدادشان همین چند تا بود بعد تلفن قطع میشد این طرف کسی که داشت تلفن حرف میزد میگفت مجید به همتون سلام رسوند و اینور قضیه همین جا تمام میشد ولی از آن طرف کسی خبر نداشت که بعد از تلفن چه میشود آن طرف شاید مجید بغض میکرد و دلش میگرفت که عید را ایران نیست شاید هم اصلا عید را فراموش کرده بود شاید آن خانه حوض دارِ دور اتاق قدیمی در دل مجید جایش را داده بود به خانه چوبی های شیروانی دار آن طرف خانه های بدون طاقچه یک کسی مثل مجید باید ترجیح بدهد که هیچوقت دلش برای این خانه قدیمی ها تنگ نشود یا اگر تنگ شد به خودش تلقین کند که تنگ نشده اگر دلش بهانه گرفت دست خودش را بگیرد ببرد خانه آمریکایی نشانش بدهد و بگوید خانه قدیمی های اینا خیلی بهتر از خانه قدیمی های اوناست و اگر دلش گفت سقف شیروانی کجا خانه حوض دار کجا بهتر است به حرف دلش گوش نکند و بگوید این خانه ها را توپ هم تکان نمیدهد اما آن خانه ها را یک زلزله کوچک هم میریزاند به هرحال هرعقل سلیمی میداند که خانه های هیچ جای دنیا صفای خانه های حوض دار ایرانی را ندارد در همه جای دنیا شاید بتوانی پنیر تبریز و نان بربری پیدا کنی همه جای دنیا درخت چنار و تبریزی و سرو و صنوبر میبینی آبگوشت و آش رشته و کله پاچه را هم اگر یک کمی بگردی میتوانی پیدا کنی اما خانه مادر بزرگ را چطور میخواهی پیدا کنی چطور میخواهی خانه ای پیدا کنی که ظهر روزهای تعطیل صدای خاله و دایی و پسردایی پسرخاله ها در آن بپیچد و در دیوارش بوی بچگی هایت را داشته باشد پس برای مجید بهتر است که دلتنگ این چیزها نشود و خودش را یک جوری قانع کند که اینجا همه چیز بد است آدم چرا باید دلتنگ چیزی شود که میداند هیچ وقت نمیتواند آن را ببیند اصولا آدمی که غرب را برای زندگی انتخاب کرده اقتصادی تر از هر آدم دیگر فکر میکند آدم اقتصادی پایش روی زمین است و میداند که نباید دلتنگ چیزهای دور از دسترس شود و خودش را اسیر خیال و رویا کند آن وقت که مجید داشت میرفت گفت درسم که تمام شد برمیگردم ایران و می آیم توی یکی از همین اتاق ها زندگی میکنم پدرش راضی نبود مجید برود خارج میگفت آدم اگر میخواهد چیزی بشود باید در خانه خودش بشود نه در خانه همسایه و البته این ظاهر حرفش بود همه میدانستند که منظور او چیز دیگریست سالهای ابتدای انقلاب بود و آرمان چیز مهمی بود آرمان چه بود نه شرقی نه غربی مرگ بر استعمار و آمریکا رفتن چیز پذیرفته ای نبود همه دانشجوهای برجسته ای که آمریکا بودند برگشته بودند همینجا و داشتند برای انقلاب کار میکردند و مجید در همین حین قصد رفتن کرده بود مجید اصلا از این چیزها سر در نمی آورد میگفت من تنها یک زندگی بهتر میخواهم کاری هم به شرق و غرب ندارم و این چیزها برایم مهم نیست و شاید حرف غلطی هم نمیزد مادرش هم تائیدش میکرد و سعی میکرد زودتر هولش بدهد آن سمت مجید با زور مادر و خانواده مادری اش بلاخره داشت میرفت کت و شلوار دامادی پوشید کراوات زد و مادرش ماشین برادرش را برایش قرض گرفت گل زد و تا فرودگاه بوق بوق کنان رفتند و مجید را انگار که میفرستند به حجله فرستادند رفت آن طرف فکر کردند آن طرف هم برای مجید با دسته گل ایستاده اند اما از این خبرها نبود مجید مجبور بود صبح تا شب و شب تا صبح کار کند که بتواند تازه خرجش را دربیاورد اول توی رستوران ظرفشوی بود و بعد توی همان رستوران شد خواننده با همان کت و شلوار دامادی که از اینجا پوشیده بود و رفته بود میرفت روی سن یک رستوران کوچک در گوشه و کنار لس آنجلس با صدایی که نداشت برای مردم ترانه میخواند چندمدتی نگذشته بود که درس را هم رها کرد و چسبید به کار مجید از این رو به آن رو شد زندگی که بهش فشار آورد تازه سرش را بلند کرد ببیند دنیا چه خبر است کسی که اینجا میگفت شرق و غرب برایم اهمیت ندارد آنجا که رفت شد خواننده و بعد کم کم فعال سیاسی فکر میکرد مسبب این آوارگی و بیچارگی کسی به جز خودش است افتاد به دام یکی از این گروههای مخالف انقلاب و شد ممنوع الورود به ایران نه اینکه کسی بهش گفته باشد ممنوع الورود هستی اما خب خودش عقلش میرسید که با این فعالیت هایی که دارد آنجا میکند نمیتواند به اینجا رفت و آمد داشته باشد و آمدن و دیدن دوباره اینجا برایش حرکت پرخطر حساب میشد اینجا هم البته وضعیت خوبی در جریان نبود و پدر مادرش سالهای بعد از رفتن مجید اختلافشان بالاگرفت و از هم جدا شدند اما چون مجید تنها فرزندشان ممکن بود در غربت غصه جدایی اینها را بخورد با هم توافق کردند که به مجید چیزی نگویند به همین خاطر تمام سالهای جدایی را در یک خانه کنار هم زندگی کردند و همه جا با هم رفتند و در عین حال از هم جدا بودند و هربار که مجید قرار بود زنگ بزند دوتایی با هم کنار تلفن منتظر مینشستند و به نوبت با مجید صحبت میکردند و بعدها که مجید فهمید از هم جدا شده اند چون همینطور عادت کرده بودند به همین سبک زندگی ادامه دادند و کنار هم ماندند و شدند عجیب ترین زوج جداشده تاریخ سر بخاری کنار تلفن چینی عکس دار قدیمی بود با طرح بنفش از یک زن زن ایستاده با دامن با لباس و چارقد قجری زن صورتی در هم رفته دارد و انگار که دارد گریه میکند چند عکس روی بخاری تکیه داده شده به دیوار یکی دو تا هم آویزان عکس ها را گذاشته بودند که در گذر زمان خاک بگیرد بعد هرسال عید بردارند با دستمال نم دار خاکش را بگیرند و به این بهانه از نزدیک یک نگاهی بهشان بیندازند و بگویند آخی ده سال پیش آخی بیست سال پیش آخی سی سال پیش و هربار محکم تر دستمال را بکشند رویش و بعد شاید به فراخور زمان شخص عکس یک عکس العملی نشان بدهند و شاید گریه هم بکنند بوی اشک می آید یک نفر دارد گریه میکند معصومه است ایستاده پشت پنجره اتاق بالا به ردپای مجید که رفته نگاه میکند و اشک میریزد مجید که رفت ردپاهایش ماند روی موزاییک ها و جای قدم هایش سبز شد از توی حیاط رفت توی کوچه رفت توی خیابان میدان اتوبان فرودگاه هواپیما و آسمان حیاط سبز شد خیابان میدان اتوبان فرودگاه و هواپیما هم همه ردی از سبزی برخود دارند و گوشه آسمان را که نگاه میکنی ابرها همیشه به سبزی میزنند و وقتی میبارند آنجا میشود سرسبزترین جای شهر رد پای مجید این سرنوشت غم انگیز معصومه است که به هرجا که نگاه میکند باید ردی از مجید ببیند و غصه بخورد که مجید قول داده بود برگردد اما برنگشت مادر مجید که مخالف این جریان بود مجید را هول داد که برود آن طرف که از معصومه دور شود و این وصلت سر نگیرد محبوبه مادر معصومه هم چندان راضی نبود که پسردائی اش بشود دامادش خدا خدا میکرد که مجید برود و این عشق از سرشان بیفتد معصومه اما فکر میکرد که مجید میرود تحصیل میکند برمیگردد به همین امید رفت نشست پای درسش که وقتی مجید برمیگردد چیزی کم نداشته باشد هنوز لیسانسش را نگرفته بود که فهمید مجید دیگر نمی آید اما نخواست باور کند هی برای خودش بهانه جور کرد که فکر کند مجید می آید اواخر دوره لیسانس از سرعتش دیگر کاسته شده بود اما هرطور شده لیسانسش را گرفت و بعد از آن هم خواند برای فوق لیسانس و بعد از چند سال هم دکترا مرتضی پدر معصومه برخلاف محبوبه توی کار معصومه دخالت نمیکرد و از همان اول امور را سپرده بود دست معصومه دوست داشت معصومه هر آنطور که فکر میکند درست است برای خودش تصمیم بگیرد و در هیچ جای زندگی چیزی را به معصومه اجبار نکرده بود و معصومه وقتی درباره مجید از پدرش مشورت گرفته بود گفته بود اگر فکر میکنی برمیگردد منتظرش بمان و معصومه منتظر مانده بود درختی که بعد از رفتن مجید کاشته بود حسابی در مقابل عمارت قد علم کرده بود و گردو داده بود معصومه نمیگذاشت کسی از آن گردوها بکند میوه عشق که خوردن ندارد آخرش میشود جریان آن سیب معصومه به نیامدن عادت کرد و خودش همینطور یک تنه ادامه داد محبوبه دوست داشت معصومه را بدهد به پسر خواهرش که او هم خواهان معصومه بود اما معصومه مسعود را دوست نداشت با اینکه مسعود با ماجرای معصومه و مجید مشکلی نداشت اما معصومه از موضعش کوتاه نمیآمد سالها از رفتن و نیامدن مجید میگذشت و معصومه تن به ازدواج نمیداد با اینکه دیگر منتظر مجید نبود و همه هم این را میدانستند اما معصومه خوب یا بد این رویه را پیش گرفته بود و انگار که همینطور بهش بیشتر خوش میگذشت یک چیزی در گذشت زمان هست که همینطور بیخود آدم را غمگین میکند به فیلم های چهل سال پیش که نگاه میکنی دوست داری همینطور بیخود بی اینکه کسی از هنرپیشه های آن فیلم مرده باشد بزنی زیر گریه صدای ملوک را که در یک ترانه شاد میشنوی دوست داری بزنی زیر گریه یک عکس قدیمی که یک خانواده خیلی خندان در آن ایستاده اند هم گریه دار است و چرایش را هم نمیدانم خانه های قدیمی روزها که آفتاب میخورند شادند غروب به بعد خانه های قدیمی هم گریه دارند و این خانه هم قدیمی ست کنار حوض توی حیاط درخت است درخت گلابی گلابی هایش که میرسد کسی نمیچیند همینطور دانه دانه می افتد می افتد توی باغچه توی حوض آن وقت کسی گلابی ها را از توی حوض برنمیداشت همانجا میماند سبد میبردند میچیدند توی حوض میشستند و می آوردند میگذاشتند جلوی میهمانان سرزده عصر تابستان و هیچ وقت کسی از این ناراحت نمیشد که چرا یک نفر خبرنداده آمده خانه شان اصلا با خبرنداده آمدن کیف میکردند دختر خاله خانم یک توک پا آمده بود که حالشان را بگیرد یعنی احوالشان را بپرسد و چه چیز این ناراحت کننده بود خوشحال کننده هم بود یک نفر که بیخبر میرفت خانه کسی سربزند یعنی دوستش داشت شاید اصلا این یک قاعده بود و آدم ها سرزده خانه همدیگر میرفتند نه برای اینکه اسباب زحمت شوند برای اینکه اگر برنامه ای هست مشکلی هست قبول زحمت کنند برای اینکه بی پرده از حال هم با خبر شوند و آن چیزی که واقعا هست را ببینند صاحب خانه هم ناراحت نمیشد گلابی ها را از درخت میچید می آورد میگذاشت جلوی دختر خاله خانم یکی از دخترها چایی می آورد مینشسند توی ایوان چای میخورند و قلیان میکشیدند دختر خاله خانم آمده بود بگوید حسین را دیده که توی کوچه پس کوچه های امامزاده یحیی دنبال یک زن بیوه سن و سال دار میرفته آمده بگوید مواظب این حسین بیشتر باشید حسین پوست سفید و چشمهای آبی دارد حسین حیف است خودتان بروید دست یک دختری خانواده دار را بگیرید بیاورید توی یکی از همین اتاق ها با هم زندگی کنند بچه بیاورند خانه را شلوغ کنند حیف نیست این همه حیاط خالی باشد حیف بود حیاط خالی حیف بود حوض بی ماهی حیف بود درخت گلابی حیف بود دختر خاله خانم گلابی نخورده قلیان نکشیده رفت ایوان خالی شد ورودی اتاق ها چند ستون است که بار پشت بام را انداخته روی سقف زیرزمین ستون ها گرد سنگی و کت و کلفت است و بالای آنها کنده کاری شده و منقّش است به فاصله ای که بین ستون ها تا در اتاق ها افتاده میگویند ایوان دبه های ترشی را میگذاشتند توی ایوان کنار شیشه های آبغوره و آب لیمو بعد کسی که میرفت برای نهار ترشی بیاورد از درختی که شاخه داده بود توی ایوان چند لیمو ترش هم میچید و می آورد آفتاب که می افتاد توی ایوان من دراز میکشیدم زیر نور روی موزائیک ها و سقف را نگاه میکردم که قرص و محکم بالای سرم بود و هیچ وقت فکر نمیکردم که این سقف هم میتواند یک روزی بریزد پایین با خنکی موزائیک ها کیف میکردم و سرم را که میگذاشتم روی ستون ها از گذشته صدا می آمد یک بزرگی نشسته بود توی ایوان قلیان میکشید و دورش نه پر از خدم و حشم که از اولاد خودش پر بود دختر ان و زنان دور و برش میچرخیدند و چایی می آوردند و میبردند و خدمات میدادند میپرسیدند که قلیان خوب است خوب کام میدهد میترسیدند که آقایشان ناراضی باشد ازشان آقا اما همیشه اخم به چهره داشت و کلامی حرف نمیزد و میزان رضایت را خودشان باید میفهمیدند یک بار یکی از عروس ها که بچه سال هم بود موقع ذغال گرداندن ذغال الو گرفته را انداخته بود خانه همسایه و اوقات آقا تلخ شده بود زده بود شیشه قلیان را شکانده بود و با شلنگش افتاده بود به جان همان بچه عروس سیزده چارده ساله صدای دعوا بلند شده بود توی خانه ستون داشت کنار سرم میلرزید و خیس میشد همه صداها را میشنیدم اول صدا می آمد از ستون و بعد یک تصویر محو می افتاد توی آب حوض چهره ها را نمیشد دید اما یک کلیتی معلوم بود کی اما فکر میکرد که بشود این ستون ها را جابه جا کرد صد سال بود نشسته بودند اینجا یک روز دو روز نبود که اما ریخت ستون ها ریخت بنا آوردند افتاد به جان ستون ها افتاد به جان حوض آبی باغچه سقف خانه تا شدیم یعنی نصف شدیم تیشه میزدند به در و دیوار خانه خانه میریخت میزدند به ریشه درخت ها درخت ها می افتاد درخت ها بی ساکن بودند گنجشک ها زودتر از همه فرار کرده بودند از چند ماه پیش لانه های گنجشگ از بالای درخت می افتاد و بچه ای دیگر نبود که پی جوجه گنجشگ برود سر بخت لانه گنجشگ ها بچه ها هم رفته بودند بچه ها نبودند بچه ها را خیلی وقت بود اصلا کسی ندیده بود بچه کجا بود همه بزرگ شده بودند سقف خانه که ریخت همه بزرگ شدند پسرها یک شبه ریش و سبیل درآوردند و دخترها سینه گنده کردند و همگی با هم تا شدیم نصف شدیم و دیگر عید آن عید سابق نبود یعنی هیچ چیزی آن چیز سابق نبود همه چیز تغییر کرده بود بچه ها دیگر دور هم جمع نمیشدند و آش رشته...
|