If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: Toomar.ParsiBlog.com - .

site address: Toomar.ParsiBlog.com

site title:

Our opinion (on Saturday 15 August 2026 8:22:53 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
page from cache: 4 hours ago
Meta tags:
author=;
Description=غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است ژانگ ژی ژ;
Keywords=ژانگ ژی ژ;

Headings (most frequently used words):

با, گور, طـــومـــار, قصر, سست, بنیاد, امل, منشأ, دختری, گوشواره, مروارید, به, شده, چون, زالویی, بر, درخت, مادر, قحبه, یاد, سین, لحمه, ستون, خانه, او, میکشد, قلاب, را,

Text of the page (most frequently used words):
بود (88), مجید (63), خانه (60), گفت (59), توی (56), این (56), گفتم (50), است (49), دارد (44), روی (44), اما (41), کرد (37), خودش (36), بعد (35), کند (32), های (30), چند (30), همه (29), شود (29), دست (29), شده (28), کرده (27), میکند (26), سمت (26), محسن (25), نمی (24), بودند (24), نگاه (23), میکنم (23), بیرون (23), برای (22), چیزی (22), شعر (21), طومار (21), بچه (21), کنم (21), معصومه (21), قندی (21), میروم (20), نیست (20), رفت (20), همین (19), کنار (19), نبود (19), زندگی (18), باز (18), بهش (18), افتاد (18), خانلری (17), مقدم (17), طرف (17), فکر (17), عقب (17), دیگر (17), کسی (17), داد (16), رفته (16), کار (16), هیچ (16), همان (15), سقف (15), باشد (15), خون (14), بار (14), راه (14), باید (14), اگر (14), رفتن (14), دور (14), حوض (14), شاید (14), سهیل (14), جدید (13), یکی (13), پیش (13), موتور (13), بالا (12), دوست (12), تمام (12), خودم (12), اصلا (12), بلند (12), همینطور (12), سال (12), ملکا (12), ژانگ (11), پایین (11), سرش (11), گریه (11), بیمارستان (11), اتاق (11), ماشین (11), سرم (11), پشت (11), زمین (11), قدیمی (11), تلفن (11), حرف (11), داشت (11), گرفت (11), خاک (11), ایرج (11), زیر (10), مادر (10), برمیگردم (10), دارم (10), بهتر (10), کنی (10), نظر (10), طاقچه (10), جای (10), درخت (10), آمد (10), ستون (10), کوتاه (9), وسط (9), پیاده (9), دنبال (9), آید (9), گرفته (9), چشم (9), دنیا (9), ندارد (9), دار (9), میگفت (9), اینجا (9), اینکه (9), دیده (9), کردم (9), انداخت (9), گذاشت (9), ابولفضل (9), خواب (9), دانم (9), یعنی (8), تابستان (8), غزل (8), خودت (8), آسمان (8), دختر (8), نشسته (8), میشود (8), آنجا (8), میکنی (8), وقت (8), روشن (8), چیز (8), سعی (8), قدم (8), بگیرد (8), حیاط (8), میکرد (8), داده (8), صدای (8), داری (8), جان (8), فقط (8), محل (8), بده (7), آزاد (7), عکس (7), فیلم (7), صورتش (7), میشوم (7), خیابان (7), بزرگ (7), انگار (7), اتفاق (7), پیدا (7), هست (7), آمده (7), عید (7), بگوید (7), بخاری (7), همانجا (7), میشد (7), بدهد (7), آدم (7), کردند (7), دسته (7), حال (7), همیشه (7), نشست (7), ایوان (7), روز (7), شدیم (7), اگه (7), کشید (7), دستش (7), کلوپ (7), بیابانی (7), ملیحه (7), زمستان (6), نشان (6), پای (6), امید (6), ندارم (6), ادامه (6), پاک (6), لحظه (6), میبینم (6), برود (6), صدا (6), دستم (6), شیشه (6), نشده (6), آقا (6), کنند (6), سوار (6), چرا (6), خوب (6), ایستاده (6), حسین (6), خبر (6), تنگ (6), تکان (6), داشتند (6), زور (6), گفته (6), قرار (6), دارند (6), گلابی (6), حیف (6), کون (6), مرا (6), پاییز (5), گوشواره (5), گوش (5), سپید (5), اسم (5), داستان (5), صفحه (5), ببیند (5), گوشه (5), برمیگردد (5), میرود (5), بخیه (5), نگاهش (5), معلوم (5), شکسته (5), بپرسم (5), کجا (5), شبیه (5), سینه (5), موقع (5), برده (5), زده (5), فاصله (5), کمی (5), وقتی (5), نفر (5), ماهی (5), پدر (5), زنگ (5), محبوبه (5), نداشت (5), دلش (5), خیلی (5), خاله (5), داشته (5), میرفت (5), بشود (5), البته (5), آورد (5), تنها (5), دیدن (5), دوباره (5), منتظر (5), کوچه (5), بیشتر (5), خوش (5), قلیان (5), بالای (5), ماه (5), جمع (5), کردن (5), قفل (5), یقه (5), باشه (5), آخه (5), پاره (5), خونه (5), پول (5), خواهد (5), نفس (5), کوچک (4), جایی (4), بهار (4), بنیاد (4), ایران (4), خود (4), جلوی (4), بزند (4), نزدیک (4), چشمهایش (4), صورت (4), خونش (4), میرسم (4), میگیرم (4), تلاش (4), میگویم (4), سخت (4), بکشد (4), گذاشته (4), برمیدارم (4), هنوز (4), روبرو (4), میرویم (4), خاکی (4), ثانیه (4), زحمت (4), گیر (4), دقیقه (4), مینشینم (4), حرکت (4), نمیدانم (4), میفتم (4), یاد (4), تاریکی (4), افتاده (4), حتما (4), بخواهد (4), نور (4), آبی (4), آخرین (4), کردی (4), میزد (4), میزدند (4), وحید (4), همسایه (4), میکردند (4), خانواده (4), رفتند (4), صبح (4), بتواند (4), فشار (4), جریان (4), شدند (4), چون (4), دیوار (4), زمان (4), ماند (4), اتوبان (4), مانده (4), بیخود (4), نمیشد (4), خانم (4), واقعا (4), دید (4), خوابید (4), بودم (4), دیدم (4), بگو (4), دندان (4), بهت (4), منو (4), اون (4), هرکی (4), گذاشتم (4), مامانش (4), خونشون (4), حالت (4), دهد (4), خورد (4), شانه (4), زیبایی (4), کیفیت (4), مثبت (4), خودمان (4), امیدوار (3), شهر (3), عشق (3), تغییر (3), انتخاب (3), یادداشت (3), دختری (3), قصر (3), سست (3), امل (3), طنز (3), داستانک (3), تومار (3), ترک (3), رباعی (3), دریا (3), پرنده (3), انگیز (3), ترانه (3), حافظ (3), سریال (3), میخواهد (3), قصه (3), میزنم (3), میکشد (3), اولین (3), همانطور (3), میزند (3), درد (3), رویش (3), خیره (3), طوری (3), دستمال (3), میخواهم (3), پارک (3), باش (3), میگردم (3), عصبانی (3), میگوید (3), مگر (3), راضی (3), درست (3), راست (3), هربار (3), میشویم (3), خلوت (3), میان (3), بام (3), تازه (3), باهاش (3), هرچه (3), سالها (3), سراغ (3), جوابش (3), مثل (3), ببینمش (3), خراب (3), بیفتد (3), عمر (3), حتی (3), ازش (3), باغچه (3), میگفتند (3), آنها (3), میگذاشتند (3), تبریک (3), رشته (3), ولی (3), هیچوقت (3), بهانه (3), میداند (3), چطور (3), دلتنگ (3), چیزها (3), غرب (3), پایش (3), سالهای (3), انقلاب (3), مادرش (3), فرودگاه (3), اند (3), اول (3), رستوران (3), صدایی (3), جدا (3), جدایی (3), بخورد (3), فهمید (3), لباس (3), آخی (3), بیست (3), پنجره (3), هایش (3), باور (3), درختی (3), کاشته (3), روزها (3), آفتاب (3), افتد (3), آوردند (3), ناراحت (3), شوند (3), خالی (3), گذشته (3), برش (3), چهره (3), خودشان (3), ریخت (3), فرار (3), گنجشگ (3), شنبه (3), بشه (3), رساند (3), مشکل (3), صادق (3), داره (3), نگفتم (3), میخوره (3), گلویم (3), ایستاد (3), بوده (3), حرفی (3), سوراخ (3), بگی (3), تکلیف (3), بدی (3), بره (3), برد (3), رفتم (3), میزنی (3), آخر (3), نبوده (3), سری (3), بینم (3), ببند (3), فهمیده (3), لگد (3), مگه (3), دیگه (3), رفتین (3), برم (3), نداره (3), بیاد (3), بازها (3), بخاطر (3), چیست (3), درونم (3), اندازد (3), گلو (3), فریاد (3), چشمش (3), ساعت (3), احساس (3), وجود (3), گور (3), کاهد (3), گوییم (3), پارسی (2), دادی (2), عمو (2), مروارید (2), منشأ (2), ایتالیا (2), نام (2), خواهی (2), آقای (2), عاشقانه (2), معشوق (2), بخواب (2), پرتاب (2), وایرا (2), بهترین (2), انرژی (2), واهی (2), متن (2), احتیاط (2), ترین (2), ایم (2), تلویزیون (2), انقدر (2), واکنش (2), ریز (2), میشوند (2), میخورد (2), میز (2), میپاشد (2), تعجب (2), بدو (2), خلاص (2), ببخشید (2), ببینی (2), کشیدی (2), نگاهم (2), خداحافظی (2), میکشانم (2), ساکت (2), اینقدر (2), تقلا (2), میگیرد (2), هوا (2), سرد (2), داخل (2), دستی (2), آورم (2), میفتیم (2), چشمانش (2), دوخته (2), اشکهایش (2), آنی (2), جلو (2), میگذارم (2), نمیبینمش (2), طبقه (2), واسه (2), زنم (2), ندیدی (2), یادم (2), میگویند (2), معمولی (2), قول (2), شان (2), بست (2), بودن (2), بروم (2), آیم (2), دنبالش (2), براق (2), صورتم (2), تخت (2), دوبار (2), میبندم (2), خوابم (2), بنا (2), سمتش (2), صدایم (2), کنارش (2), شکستی (2), ابروی (2), اثری (2), میکشم (2), ابرویش (2), ابرو (2), لبها (2), بند (2), سوال (2), آنطور (2), روزی (2), برمیدارد (2), بروی (2), زاویه (2), دستهایش (2), سمتم (2), میدود (2), اوست (2), خوبی (2), رفتی (2), طاقت (2), نیاوردی (2), برداشتم (2), سرعت (2), چهارشنبه (2), دورش (2), قرمز (2), باری (2), برو (2), بیار (2), بگیر (2), رضا (2), علی (2), احمد (2), مهناز (2), مرضیه (2), مهدیه (2), سلام (2), بهشان (2), میدادند (2), نوبت (2), خارج (2), جایش (2), چوبی (2), شیروانی (2), بدون (2), نشود (2), ببرد (2), توپ (2), کله (2), میخواهی (2), ظهر (2), بوی (2), نمیتواند (2), اقتصادی (2), پدرش (2), میدانستند (2), آرمان (2), آمریکا (2), قصد (2), کاری (2), شرق (2), برایم (2), غلطی (2), نمیزد (2), زودتر (2), بلاخره (2), شلوار (2), دامادی (2), برایش (2), بوق (2), خواننده (2), مخالف (2), ممنوع (2), الورود (2), عقلش (2), آمدن (2), حساب (2), وضعیت (2), ممکن (2), غصه (2), دوتایی (2), عادت (2), سبک (2), ماندند (2), آویزان (2), گذر (2), محکم (2), اشک (2), سبز (2), میدان (2), هواپیما (2), ردی (2), سبزی (2), خدا (2), لیسانسش (2), لیسانس (2), دخالت (2), نکرده (2), درباره (2), بکند (2), نیامدن (2), تنه (2), مسعود (2), مشکلی (2), میگذشت (2), نمیداد (2), بزنی (2), میخورند (2), دانه (2), میبردند (2), سرزده (2), خبرنداده (2), کیف (2), کننده (2), قبول (2), پرده (2), صاحب (2), میچید (2), دخترها (2), چایی (2), سفید (2), شلوغ (2), نخورده (2), انداخته (2), بین (2), ترشی (2), لیمو (2), موزائیک (2), میکردم (2), عروس (2), ذغال (2), ساله (2), صداها (2), نصف (2), لانه (2), نبودند (2), سابق (2), آورده (2), داداش (2), تویی (2), میخواد (2), کفترآقا (2), معامله (2), دروغ (2), میگه (2), تیزی (2), دهانش (2), قرآن (2), جوب (2), افتادیم (2), بزرگتر (2), گردنم (2), نشد (2), شدم (2), قطره (2), هندل (2), درآورد (2), اینو (2), بکشم (2), نزن (2), عمل (2), اونو (2), درم (2), تورو (2), دوید (2), بهم (2), بیای (2), تکلیفو (2), انداختم (2), گرفتم (2), براوو (2), بلد (2), اهل (2), کنه (2), بذارم (2), جیک (2), پولشو (2), بودی (2), اجازه (2), ببندد (2), گفتن (2), خواست (2), دفعه (2), میدم (2), بودیم (2), میگم (2), ربطی (2), سوئیچو (2), میخوام (2), شروع (2), پرسیدی (2), ابولفضلُ (2), شیره (2), نقطه (2), بسته (2), سوئیچ (2), غربتی (2), خورشید (2), گرگ (2), روباه (2), آنهایی (2), طعمه (2), شکار (2), بردند (2), خاموش (2), گیرد (2), بیا (2), دوشنبه (2), بیاید (2), زند (2), خواستم (2), قلبش (2), بیند (2), بیاندازد (2), بزنم (2), بگیرم (2), رگش (2), جمعه (2), راهش (2), نمرد (2), نفسش (2), بگذارد (2), باطری (2), لرزید (2), دهان (2), چقدر (2), متر (2), بولدوزرها (2), زورش (2), کمتر (2), توانست (2), اذیت (2), عادی (2), برسد (2), حالش (2), لازم (2), جلوتر (2), ناصر (2), جیب (2), رسید (2), مفت (2), چراغ (2), طبق (2), معمول (2), پاهای (2), گذرش (2), جعبه (2), زیبا (2), متوجه (2), قناعت (2), هرقیمتى (2), ماندن (2), کامیون (2), زندگى (2), کارکتر (2), جایى (2), براى (2), اشکال (2), اندیش (2), بدهیم (2), امیدوارى (2), داریم (2), بدتر (2), طـــومـــار (2), 1397, ترجمه, فارسی, بازنویسی, بلاگ, اسپایکا, گرافیکس, پایگاه, خبری, تحلیلی, فرزانگان, مهندس, محی, الدین, اله, ارواحنا, فداک, زینب, دهکده, هدهد, بلوچستان, خنده, وشادی, تفریح, دان, خــــــــــــــــاطــــــــــــره, هـــا, معماری, نوین, what, مهاجر, نوری, چایی_بیجار, upturn, مطلوب, نگاره, لینک, دوستان, امروز, دیروز, تاکنون, 136957, بازدیدها, خبرنامه, تیر, کنید, بایگانی, 100, والیبال, ولاسکو, مهدی, فرجی, نقیضه, نبرد, منزوی, ونگوگ, مترو, قهرمان, ملی, فوبیا, صدر, بیتی, سوفور, شهید, جبهه, بخور, زیباترین, ریحانه, جباری, دروازه, دولت, تشریح, انحطاط, اقیانوس, اعدام, پیوند, دانلود, پیوندهای, روزانه, غلام, همت, آنم, چرخ, کبود, زهرچه, رنگ, تعلق, پذیرد, روبروی, محبوبش, پخش, شخصیت, بال, بپرد, میدهند, درشت, زیباتر, جست, ببوسمش, صحنه, میترکد, غرق, نگرانش, دستمالی, بیاورم, ببندم, بغلم, یکجوری, نمیخواستم, آسیب, سرت, معذرت, تندتر, میفتد, زندان, ببرمش, بردنش, نمیخواهد, زانو, بغلش, میبرمش, ناغافل, مانتو, اندازم, میبرم, غافلگیرم, فرمان, سنگ, لاستیک, میتوانیم, برویم, بیایم, گیجی, پیدایش, هفت, طبقات, نظافتچی, دنبالم, میپرسم, منی, بله, خونین, سرمن, نمیپرسم, شاکی, گند, خونت, اصرار, میبردم, پانسمان, بانداژم, بانداژ, بازگشت, انتهای, طفلی, زاییده, مراقبت, حالا, سرخونین, کلانتری, نزدیکی, میکوبد, چهار, زیردست, دکتر, چشمهایم, چشمانم, ترس, قبلی, نبودن, ذوق, نشوم, سرحوصله, کارم, مسیر, یقین, دلیلی, برنبودنش, نزدیکش, مدتها, خیالاتی, مطمئن, میبرد, آسانسور, راهروهای, تاریک, میرسیم, عنانم, بدست, وارد, سوز, هوای, بارانی, پیشانی, اذیتم, تند, روبه, دورخودمان, میچرخیم, چشمها, چشمهاست, پارگی, بینی, شکستگی, نمیتوانم, زبانم, خودتی, اشتباهیست, هرگز, میشناسم, نمیشناسد, بگردد, سوالی, میدانم, آنقدر, نمیبنیم, آثار, هنری, فاخر, اینطرف, آنطرف, مختلف, خوبش, بلدم, غریبی, دنبالت, لذاتی, تجربه, بچرخم, میچرخد, یابم, نشانی, نمیبینم, روبرویم, پشتم, سفت, قلاب, ساز, حیات, معنا, قرمزها, شما, یادت, بزرگم, دفترچه, تلفنو, بردار, نمره, شمسی, خانمُ, برام, نمیگفتیم, نپرسیدیم, میگویید, برایمان, بپرسیم, نداشتند, سربخاری, میشدند, برمیداشتند, برسانید, بگویید, هایشان, میخوردند, ابلاغ, جوابی, نمایندگی, کلمه, بخیر, تعدادشان, قطع, همتون, رسوند, اینور, قضیه, بغض, میگرفت, فراموش, دارِ, ترجیح, تلقین, آمریکایی, نشانش, اینا, اوناست, نکند, نمیدهد, زلزله, میریزاند, هرحال, هرعقل, سلیمی, صفای, ایرانی, بتوانی, پنیر, تبریز, نان, بربری, چنار, تبریزی, سرو, صنوبر, میبینی, آبگوشت, پاچه, بگردی, میتوانی, روزهای, تعطیل, دایی, پسردایی, پسرخاله, بپیچد, دیوارش, بچگی, هایت, جوری, قانع, اصولا, آدمی, نباید, چیزهای, دسترس, اسیر, خیال, رویا, درسم, ظاهر, حرفش, منظور, دیگریست, ابتدای, مهمی, شرقی, غربی, مرگ, استعمار, پذیرفته, دانشجوهای, برجسته, برگشته, همینجا, حین, مهم, تائیدش, هولش, مادری, پوشید, کراوات, برادرش, قرض, کنان, میفرستند, حجله, فرستادند, خبرها, مجبور, خرجش, دربیاورد, ظرفشوی, پوشیده, آنجلس, مردم, میخواند, چندمدتی, نگذشته, درس, رها, چسبید, اهمیت, فعال, سیاسی, مسبب, آوارگی, بیچارگی, دام, گروههای, هستی, میرسید, فعالیت, هایی, پرخطر, اختلافشان, بالاگرفت, فرزندشان, غربت, اینها, توافق, نگویند, خاطر, عین, مینشستند, صحبت, بعدها, دادند, عجیب, زوج, جداشده, تاریخ, چینی, طرح, بنفش, دامن, چارقد, قجری, صورتی, تکیه, هرسال, بردارند, خاکش, بگیرند, نگاهی, بیندازند, بگویند, بکشند, فراخور, شخص, العملی, بدهند, بکنند, ردپای, میریزد, ردپاهایش, موزاییک, برخود, ابرها, میزنند, میبارند, سرسبزترین, سرنوشت, هرجا, برگردد, برنگشت, هول, وصلت, نگیرد, چندان, پسردائی, دامادش, سرشان, تحصیل, درسش, نداشته, نگرفته, نخواست, جور, اواخر, دوره, سرعتش, کاسته, هرطور, خواند, فوق, دکترا, مرتضی, برخلاف, نمیکرد, امور, سپرده, تصمیم, اجبار, مشورت, منتظرش, بمان, حسابی, مقابل, عمارت, علم, گردو, نمیگذاشت, گردوها, میوه, خوردن, آخرش, سیب, پسر, خواهرش, خواهان, ماجرای, موضعش, نمیآمد, ازدواج, رویه, گذشت, غمگین, چهل, هنرپیشه, مرده, ملوک, شاد, میشنوی, خندان, چرایش, شادند, غروب, میرسد, نمیچیند, برنمیداشت, میماند, سبد, میچیدند, میشستند, میهمانان, عصر, توک, حالشان, احوالشان, بپرسد, خوشحال, بیخبر, سربزند, دوستش, قاعده, همدیگر, میرفتند, اسباب, برنامه, ببینند, میگذاشت, مینشسند, چای, میکشیدند, امامزاده, یحیی, بیوه, میرفته, مواظب, باشید, پوست, چشمهای, خودتان, بروید, بگیرید, بیاورید, بیاورند, نکشیده, ورودی, زیرزمین, گرد, سنگی, کلفت, کنده, منقّش, دبه, آبغوره, نهار, بیاورد, شاخه, ترش, دراز, میکشیدم, قرص, نمیکردم, میتواند, بریزد, خنکی, میگذاشتم, بزرگی, میکشید, خدم, حشم, اولاد, زنان, میچرخیدند, خدمات, میپرسیدند, کام, میدهد, میترسیدند, آقایشان, ناراضی, ازشان, اخم, کلامی, میزان, رضایت, میفهمیدند, گرداندن, الو, اوقات, تلخ, شکانده, شلنگش, سیزده, چارده, دعوا, میلرزید, خیس, میشنیدم, تصویر, محو, کلیتی, جابه, تیشه, میریخت, ریشه, ساکن, گنجشک, جوجه, بخت, ندیده, پسرها, شبه, ریش, سبیل, درآوردند, گنده, همگی, نمیشدند, نمیخوردند, نمیزدند, تلفنی, بردارد, بگذارند, اتاقی, ستونش, ستونی, پنج, نمیخوام, تاحالاشم, پیزی, مارا, شنید, پرسید, نداد, سکوت, چیه, داداشت, بدونه, دوخت, زبانش, تته, پته, جون, مامان, نخواستم, نمک, شوم, زخمش, عباس, قسم, مشت, خواباند, درگیر, خواباندمش, دادن, دستهایم, درگیری, نبودم, دستهای, بدجور, گردن, جانم, دسگز, نزدم, یکباره, نیرویی, دستانش, انداختمش, کیسه, آشغال, پاشیده, هردویمان, ریخته, دورتر, سلاح, فلزی, سپر, گوشتی, سرکوچه, باک, نیمچه, بندازم, سوراخش, بیام, موتورش, هیچکس, نتواند, نتونی, جلویش, گندم, پایینش, نکردم, هرچی, همزمان, خوشم, نمیاد, تونی, بذاری, بگم, الانم, دومن, قرارمون, اینطوری, راهم, کشیدم, کارو, اوسکل, طرفی, زری, بندازی, رفیقمو, پیشم, محسنُ, فراری, تموم, روگرفت, میرم, استغفرالله, صدایش, راهی, چندی, میایم, چروک, صاف, شلوارش, برداشت, کشاندم, آوردم, منه, واست, ساعته, وایسادی, میخوری, تکلیفُ, میگی, بودنش, انتظار, چنین, بگویم, خبرداری, بچرخه, سواری, سواره, دیدیم, کفتر, پشتش, دارن, میرن, داستانارو, میچینی, عنتر, مال, مرغُ, میکنه, سهیلُ, دورو, میپلکه, پاشده, پلکه, کونش, میخوای, بیخودی, دوروبر, داود, پلکی, اسگول, یتیم, بودش, جدیدا, اوضاعش, اوضاع, هیشکی, تغییری, وقته, خبرنداری, پوک, خبردارم, بیخبری, منظورت, کیه, موتورو, بریم, نشون, بدم, خوردی, میخواستی, چیکاره, حسنش, میومدی, میگفتی, سرظهرهیشکی, مغازه, میومدم, درو, میبست, توضیح, میداد, عرق, زین, بازش, طناب, میخوابم, جاش, میبندمت, شوخی, فهمیدی, ناشیگری, میخواسته, شکایت, هارا, کلام, بعدی, پاش, آخرت, دلیل, شوکه, میای, کاریاشو, هرکاری, خودتم, بابا, تاحالا, لندهور, پرید, قبل, نری, جرت, پریدم, مامانشم, چیکار, شرط, باخته, کلید, نمیخواد, نخواد, چیزای, بعدا, نمیذاشت, اومدن, سنگلاخی, خرده, تضرع, زاری, ارواح, مادرم, میگن, آدمه, سوئیچش, خبره, خبرا, کلوپه, دستشو, بردش, سهیلم, جرات, بگه, کجاست, بستش, نمیذاره, اومده, توهم, بگیری, اسکل, جاکش, راجع, خونواده, بزن, آره, رفتیم, شنیدم, رساندم, صلاة, دورتادور, عملی, گعده, چارتایی, بساط, حشیش, هروئین, پرکرده, داغ, دراندشت, سیاه, کاغذ, جلب, توجه, آرام, درنیامد, ایستادم, تماشا, خوابانده, مجردا, صدد, وصل, احتمالا, بکشاندش, بستنش, دویدم, آوردی, بستی, نکن, نره, ولدالزنا, مادرشو, فحش, نده, دیوث, رسیدم, گفتند, گردنی, نشانده, هرکس, میخواست, دیگران, لودرهای, شهرداری, چندسال, رسانده, شنیده, پاتوق, دزدها, دویدند, اطراف, پلکیدند, نیروی, حجم, وسیعی, خرابی, گشتند, دیو, پسربچه, شانزده, هفده, هجده, قیافه, تخمی, قافله, دختربازها, جامانده, دستشان, گوشت, نرسیده, دنبه, زبان, چرب, نرم, تری, وار, روشهای, مسالمت, آمیز, کشیدند, گله, آمدند, روششان, دیگری, فرق, بازو, تسلیم, گروهی, برسرش, آوار, فیض, جمعی, اکثرشان, مادرقحبه, لحمه, آبها, بخار, بیابان, طوفان, آتش, روى, تعبیرش, سین, آزارم, چنگ, جسمم, هیولای, مهیبی, دهشتناک, رود, آوردش, رشد, کارش, تعریفش, اشتباه, کنارم, بدوم, پاهایم, خورده, یارای, حرامزاده, گائیده, بیچاره, بدهم, داشتم, حکیمی, طبیبی, افتادم, بیاورش, قلبم, دزدد, کسانی, خرد, قلب, بکنم, قحبه, درصد, پولدار, خنگ, تحت, تاثیر, نطق, قرا, کوبیده, زنده, ندهد, ضربه, بیماری, خاص, همواره, نیز, سریعا, احتضار, ملیح, برایت, خاطرات, بسازم, بگذارم, ظاهرا, مریضی, لعنتی, راهت, داوطلب, دنیای, جهد, التماس, خواهشی, کارگر, مچی, لرزش, انگاری, دروغی, واقعی, تشنج, عقل, لیز, خفه, مواجه, چاره, آنکه, لرزیده, انبوهی, انصافا, آسانی, عطف, رابطه, لبشان, کجای, یکدیگر, یکشنبه, زالویی, هرصورت, شرایط, توانِ, عبور, بیداد, روزن, حالی, دانست, رفتنش, وضعیتی, بفهمد, لرزد, درز, مقداری, مقدارش, نفوذ, سرفه, بلافاصله, دیوارهای, طبیعی, اندازه, عرض, پرس, نخورد, میلیمتری, توانی, تواند, یادش, ناتوانی, همچنان, ورود, توانش, ساعتی, بیدار, کشیدن, فریادی, نهایت, حضور, آسفالت, مرد, بینشان, بدل, گذشتند, تلو, تلویی, خوردند, معوج, برداشتند, برگشتند, ضرب, زیادی, گرداند, ببینم, موقعیت, آماده, کوبید, هیکل, لاجانش, برساند, زوری, گودی, هرشب, واکمن, هیولایی, مجانی, بنوشد, جنگد, بتنی, انگشتانش, سربازان, بیشمار, هیولا, حقش, نبش, فلسطین


Text of the page (random words):
رد و پایین می آید خوش به حالش که دارد خواب خوش می بیند و خر و پف می کند ببخشید من خوابم سبک است بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است بیار باده که بنیاد عمر برباد است حافظ منشأ دوشنبه 99 2 1 11 57 ص شعر شعر آزاد شعر نو عاشقانه معشوق دریا آسمان پرنده ژانگ ژی ژ نظر هر آدم زیبایی که می بینم فکر می کنم حتما نسبتی با او دارد گل زیبایی اگر می بینم حتم می کنم که او کاشته باشد پرنده های زیبا را او پرواز داده درختان پر بار را او داشته گوشنوازترین موسیقی ها شبیه سازی صدای اوست و آسمان اگر زیبا بنظر می رسد تلاش می کند شمایل او را بازتاب دهد هر زیبایی به او ارتباط پیدا می کند هر زیبایی از او نشأت می گیرد دختری با گوشواره مروارید چهارشنبه 99 1 6 12 49 ص داستان داستانک گوشواره دختر غم انگیز پرتاب خود وایرا ژانگ ژی ژ نظر توی آینه روشویی آخرین لحظات آویزان بودنشان را نگاه کرد و بعد دست انداخت به گوشواره های توی گوش و با شتاب هرچه تمام تر کشیدشان به طرف پایین گرفت زیر آب رد خون را از روی بدنشان پاک کرد گذاشت توی جعبه در بالکن را باز کرد هرچه حرص و قدرت داشت انداخت توی بازوانش و جعبه را پرت کرد وسط اتوبان بعد پاهای لختش را از لای نرده های تراس رد کرد و همانجا نشست به نگاه کردن به دیدن و البته باریدن گور به گور شده جمعه 99 1 1 8 3 ع ژانگ ژی ژ نظر سوزن را از توی رگ اش کشید بیرون پنبه را گذاشت روش پول خونش را گرفت گذاشت توی جیب و پلیور زهوار در رفته ای که در ده سال اخیر همراهی اش کرده بود را سوار تن کرد و راه افتاد به سمت رفتن طبق معمول همیشه به آخرین اتوبوس نرسید و با پاهای غیر مسلح پیاده راه افتاد به جان خیابان ها و مثل خون شهر را سرازیر شد به سمت پایین تا برسد به گودال اش و باز طبق معمول همیشه گذرش افتاد یا به قصد گذرش را انداخت به خانه سابقش نشست لب جوی روبرو و سیگاری گیراند و خیره شد به چراغ های روشن خانه به پرده ها که گاهی سایه ای از حرکت آدمها رویشان نمایش داده می شد و خبر از زندگی در جریان درون خانه می داد بعد کمی جلوتر رفت دستی کشید به حصارهای آهنی خانه به پنجره ها و چراغ ها که خاموش شد خیالش را جمع کرد و فهمید باید به راهش ادامه دهد شب بی ماه بود و نهایت حضور تاریکی پای بی جان و حالش را که از روی آسفالت گذاشت روی خاک مرد همسایه تنه ای بهش زد و بی اینکه حرفی بینشان رد و بدل شود گذشتند و برای چیزی که هر دقیقه اتفاق بیفتد که لازم نیست حرفی زده شود لازم است هر دو تلو تلویی خوردند و چند قدم کج و معوج روی خاک ها برداشتند و باز به حالت عادی برگشتند چند متر جلوتر ناصر از پشت سر خودش را رساند بهش دست انداخت روی شانه اش و به ضرب زیادی برش گرداند و گفت رد کن بیاد ببینم چند ثانیه چشم در چشم هم قفل ماندند بعد دست کرد توی جیب و دسته ای پول را که انگار برای همین موقعیت آماده کرده بود درآورد کوبید کف دست ناصر و رفت هیکل لاجانش را به زحمت از تل های خاکی بالا کشید تا خودش را بتواند برساند به خانه بالای سر خانه که رسید در چوبی روی خانه را زورش نمی رسید که کنار بزند به درختی که بالای سر خانه کاشته بود دست کشید و خوابید روی زمین به زوری در را هل داد کنار و خودش را انداخت توی گودی خانه دوباره در را بست و صدایی که هرشب موقع خواب گوش می کرد را در واکمن قدیمی اش قرار داد و افتاد به جان خواب و تا صبح خواب دید دارد با هیولایی که می خواهد خونش را مفت و مجانی بگیرد بنوشد دارد می جنگد و تا صبح هی لگد زد به دیوار بتنی خانه تا آنجا که سر انگشتانش رفت و خون راه افتاد خواب می دید که سربازان بیشمار هیولا را می زند تا بتواند حقش را بگیرد تا بتواند پول هایش را جمع کند و دوباره صاحب آن خانه نبش فلسطین و ایتالیا بشود بیست ساعت بعد با صدای داد و بیداد بولدوزرها از خواب بلند شد چند دقیقه ای بی حرکت در جایش به سقف خانه بی نور و روزن اش نگاه کرد و در حالی که نمی دانست چند ساعت از به خواب رفتنش گذشته و نور در بیرون خانه چه وضعیتی دارد سعی کرد که از صداها بفهمد بیرون چه خبر است که احساس کرد خانه دارد می لرزد به خودش لرزید بعد از سقف خانه صدا آمد و از درز های سقف مقداری خاک که البته مقدارش در آن تاریکی دیده نمیشد به داخل خانه نفوذ کرد و او را به سرفه انداخت و بلافاصله باز دوباره این اتفاق افتاد احساس کرد دارد نفس اش تنگ می شود احساس کرد دیوارهای خانه که در حالت طبیعی تنها به اندازه یک عرض شانه از هم فاصله داشتند دارند هر ثانیه به هم نزدیک تر میشوند و او را پرس می کنند سعی کرد با احتیاط طوری که سرش به سقف خانه نخورد بلند شود و در را باز کند و بیرون بیاید اما در حتی میلیمتری تکان نمی خورد فکر کرد بخاطر کم توانی بعد از کار است که نمی تواند در را تکان بدهد نشست اما یادش افتاد شب گذشته با وجود همه ناتوانی خودش در را باز کرده و بسته بلند شد و باز سعی کرد تمام زورش را بیاندازد روی شانه و با شانه اش در را تکان بدهد همچنان که ورود خاک بیشتر می شد نفس اش تنگ تر می رفت و توانش کمتر می شد و ساعتی بعد که صدای داد و بیدار بولدوزرها افتاد شروع کرد به فریاد کشیدن فریادی که حتی گوش خودش را هم نمی توانست اذیت کند و البته فریاد او که در حالت عادی هم تنها چیزی بود که به جایی نمی توانست برسد در هرصورت در آن شرایط نه صدایی می رفت و نه می آمد و صدای یک کم توانِ بدون نفس مگر چقدر برد دارد که بخواهد از چند متر خاک عبور کند پس همانجا ماند همانجا افتاد همانجا خوابید شاید برای همیشه چون زالویی بر درخت یکشنبه 98 10 8 9 22 ع ژانگ ژی ژ نظر یک بار که ملیحه می خواست ایرج را ترک کند و برای همیشه او را در دنیای خودش تنها بگذارد بعد از اینکه هیچ جهد و تلاش و التماس و خواهشی کارگر نشد دم آخر باطری ساعت مچی را گذاشت زیر دندان عقلش فشار داد تا آنجا که افتاد روی زمین به لرزش و انگاری که دروغی یا واقعی تشنج کرده باشد لرزید و کف از دهانش بیرون زد و از حال رفت و همین لحظه باطری کوچک هم از روی دندان عقل لیز خورد رفت افتاد توی گلو که خفه اش کند و ملیحه که با این وضعیت مواجه شده بود چاره ای پیش روی خودش نمی دید جز آنکه دهان بگذارد بر دهان کف کرده و لرزیده ایرج و نفسش را از میان انبوهی از کف و خون بیرون بکشد که انصافا هم کار آسانی نبود اما همان شد نقطه عطف رابطه ایرج و ملیحه که تا آن زمان لبشان به هیچ کجای یکدیگر نخورده بود و در همان حال احتضار کمی که نفسش بالا آمد گفت ملیح می خواستم این چند ماه آخر زندگی را برایت خاطرات خوب بسازم و به جا بگذارم اما ظاهرا این مریضی لعنتی اجازه چند ماه زندگی را هم به من نمی دهد و شاید همین روزها از تو خداحافظی کنم و چه بهتر که تو خودت داری پیش از آن اتفاق راهت را انتخاب می کنی و خودت داوطلب جدایی شده ای ملیحه بعد از این که تحت تاثیر این نطق قرا قرار گرفت دستش را از زیر سر ایرج کشید که اشکهایش را پاک کند سر ایرج کوبیده شد به زمین و باری دیگر از حال رفت و آن شد که بعد از آن ایرج دیگر آن روزها نمرد چند ماه بعد هم نمرد سال های بعد هم زنده ماند و سعی کرد دیگر ملیحه را از دست ندهد ملیحه هم که بخاطر آن ضربه به سر و بیماری خاص ایرج بعد از سال ها هنوز فکر می کرد که اگر ایرج را ترک کند چند روز بعد از دنیا خواهد رفت همواره کنار ایرج ماند ایرج نیز یک روز سریعا با خانواده آمد او را گرفت و زن خودش کرد ایرج فکر می کرد مگر چند درصد ممکن است یک بار دیگر یک دختر پولدار و خنگ سر راهش قرار بگیرد که بخواهد ملیحه را از دست بدهد هیچ گل را زد مادر قحبه جمعه 98 7 12 6 7 ص ژانگ ژی ژ نظر چیزی در درونم دارد آزارم می دهد چیزی از درونم چنگ می اندازد که جسمم را پاره کند بیاید بیرون و خودم را از بیرون بخورد هیولای مهیبی ست دهشتناک در گلویم گیر کرده که نه پایین می رود نه می شود آوردش بالا مانده همانجا رشد کرده و بزرگ شده انقدر که دارد از خودم بزرگتر می شود دارد من می شود دارد از من می زند بیرون نمی دانم چه کارش کنم نمی دانم چطور تعریفش کنم اصلا نمی دانم چیست گفتم درونم است اشتباه گفتم کنارم دارد زندگی می کند من دارم کنار او زندگی می کنم یا شاید من دارم در او زندگی می کنم نمی دانم نمی دانم آخرین بار که می خواستم بدوم از دستش فرار کنم دیدم پاهایم را خورده و مرا یارای رفتن نیست گلو مانده بود برای فریاد دست انداخت گلو را جر داد که سرش را از گلویم بیرون کند حرامزاده مادر خودش را گائیده که مرا بیچاره کند چه می دانم چه می خواهد چه می دانم چیست چه می دانم که چه چیزی بهش بدهم برود که اصلا او چیزی نمی خواهد او می خواهد مرا ببرد پا که ندارم پا اگر داشتم می رفتم پیش حکیمی طبیبی به پایش می افتادم که مرا از دست این خلاص کند این دارد مرا می خورد این دارد مرا می کند این را بیاورش بیرون دستش را کرده در دستم سرش را کرده در سرم چشمش را کرده در چشمش قلبش را کرده در قلبم به جای من فکر می کند به جای من می بیند به جای من دست می اندازد چیزی را می دزدد به جای من شاید دست بیاندازد کسانی را بکشد من نمی دانم چه می شود سرش را بزنم خرد کنم چشمش را بزنم پاره کنم قلبش قلب خودم را بگیرم از سینه بکشم بیرون رگش رگش را پاره بکنم با یاد سین دوشنبه 98 3 13 5 57 ص ژانگ ژی ژ نظر خواب دیدم به آسمان که نگاه می کنم خورشید خاموش می شود به دریا که نگاه می کنم آبها بخار می شوند به بیابان که نگاه می کنم طوفان به پا می شود به خاک که نگاه می کنم آتش می گیرد و به خودم که نگاه می کنم تو می روى جان خودت بیا و بگو تعبیرش چیست مجید خانلری مقدم لحمه شنبه 98 3 11 5 13 ص ژانگ ژی ژ نظر همین که رسیدم توی محل گفتند قندی محسن را با پس گردنی نشانده پشت موتور و برده توی بیابانی بیابانی جایی بود کمی آن طرف تر از محل که هرکس میخواست غلطی دور از چشم دیگران بکند می رفت آنجا لودرهای شهرداری چندسال پیش آمده بودند خانه ها را خراب کرده بودند رسانده بودند به خاک و همانطور گذاشته بودند رفته بودند و شنیده بودیم قرار است اتوبان شود اما هیچوقت نشده بود آنجا برای سالها شده بود پاتوق شیره کش ها و بچه بازها و دزدها و بچه ها بچه ها روی خاکی پی توپ می دویدند و بچه بازها دنبال بچه ها اینقدر آن اطراف می پلکیدند که یا نیروی بچه ها تمام شود یا جان خورشید بین حجم وسیعی از خرابی دنبال حال خوش خودشان می گشتند بچه بازها دیو دو سر نبودند پسربچه های شانزده هفده هجده بیست ساله ای بودند که بخاطر قیافه تخمی ای که داشتند از قافله دختربازها جامانده بودند و دستشان به گوشت نرسیده بود آمده بودند دنبال دنبه گرگ بودند و روباه آنهایی که زبان چرب و نرم تری داشتند روباه وار می رفتند روی مخ طعمه و با روشهای مسالمت آمیز شکار می کردند و می بردند در گوشه خلوت خودشان به دندان می کشیدند و می رفتند اما دسته گرگ ها آنهایی بودند که گله ای به شکار می آمدند و روششان با آن دیگری فرق داشت بیشتر روی زور بازو حساب باز می کردند و وقتی طعمه دست تسلیم بالا می برد گروهی برسرش آوار می شدند و فیض عمل را دست جمعی می بردند این دسته بیشتر از غربتی ها بودند و چهره اکثرشان به مادرقحبه ها شبیه بود اسم قندی و محسن را که کنار هم شنیدم بدو خودم را رساندم به بیابانی صلاة ظهر بود و دورتادور بیابانی را عملی ها به گعده های سه تا چارتایی و بساط شیره و حشیش و هروئین پرکرده بودند و آفتاب داغ تابستان وسط بیابانی میان داری می کرد به خلوت بیابانی که نگاه انداختم در آن دراندشت خاکی محسن و قندی شبیه نقطه ای سیاه روی کاغذ سفید جلب توجه می کردند راه را از گوشه ای گرفتم و از پشت آرام به قندی نزدیک شدم جیک ام درنیامد و ساکت و منتظر ایستادم به تماشا قندی محسن را خوابانده بود روی زمین دست و پایش را مجردا بسته بود و در صدد بود تن اش را وصل کند به موتور و احتمالا بکشاندش روی خاک ها کار بستنش که تمام شد رفت سمت موتور که هندل بزند دویدم سوئیچ را برداشتم گفت سوئیچ رو بده من این یکی دیگه به تو ربطی نداره گفتم غربتی گیر آوردی بستی پشت موتور گفت تو دخالت نکن بده من گفت بهش گفته بودم سمت سهیل نره سوئیچو بده میخوام برم گفتم کی سمت سهیل رفته گفت همین ولدالزنا با کف دست گذاشتم تخت سینه اش و گفتم پدر مادرشو فحش نده دیوث کی گفته سمت سهیل رفته گفت رفته که دارم میگم گفتم کی دیده رفته گفت ابولفضل شلوغ دیده گفتم چی دیده گفت دیده با سهیل از کلوپ اومدن بیرون با هم رفتن گفتم همه دیدن یا فقط ابولفضل دیده گفت همه دیدن اما ابولفضل گفته محسن صورتش را به زور از روی سنگلاخی و شیشه خرده های کف بیابانی بلند کرد و با یک حالت تضرع و زاری گفت به ارواح خاک پدر مادرم دروغ میگن گفتم ابولفضل آدمه آخه گفت به تو ربطی نداره سوئیچو بده میخوام برم و سعی کرد سوئیچش را از توی دست های من بکشد بیرون گفتم هرکی با هرکی از کلوپ بیاد بیرون یعنی با هم رفتن گفت ندیدی تو کلوپ چه خبره گفتم بلاخره خبرا بیرون کلوپه یا توی کلوپ گفت از تو کلوپ شروع شده دستشو گرفته بردش بیرون گفتم سهیلم گفته با محسن رفته گفت اون که جرات نداره بگه رفته گفتم ازش پرسیدی گفت نیست اصلا گفتم کجاست گفت مامانش فهمیده قفل و بستش کرده توی خونه نمیذاره بیاد بیرون گفتم مامانش چی فهمیده گفت بهش گفتن با من بوده اومده سراغ من یقه منو گرفته گفتم چون اون یقه تورو گرفته توهم باید بیای یقه اینو بگیری گفت بهت میگم ابولفضل دیده رفتن گفتم آخه تو اسکل حرف ابولفضلُ باور میکنی گفت حرف ملکا رو باور میکنم گفتم ملکا هم مگه دیده گفت نه ولی ملکا خیلی ابولفضلُ قبول داره گفتم ملکا هم جاکش تر از ابولفضل گفت راجع به خونواده من درست حرف بزن گفتم اصلا از محسن پرسیدی ببینی چی میگه رو کردم به محسن و گفتم محسن تو با سهیل از کلوپ رفتی گفت آره رفتیم در خونشون قندی پرید به محسن که مگه دفعه قبل نگفتم دیگه خونه سهیل نری مگه نگفتم جرت میدم پریدم وسط حرف قندی و رو به سهیل گفتم رفتین در خونشون یا رفتین خونشون گفت نه به قرآن فقط تا دم خونه رفتم باهاش مامانشم خونه بود همیشه هم مامانش منو صدا میکرد که برم پیش سهیل گفتم رفتین در خونشون چیکار گفت کلوپ بودیم سهیل به ابولفضل شرط باخته بود ابولفضل بهش کلید کرده بود میگفت نمیخواد پول بدی پیش خودم گفتم اگه ازش پول نخواد چیزای دیگه میخواد بهش گفتم من پولشو میدم بعدا بهم بده ابولفضل نمیذاشت قندی از موتور پیاده شد آمد سمت محسن و گفت تو گه خوردی که میخواستی پولشو بدی تو چیکاره حسنش بودی میومدی به خودم میگفتی محسن گفت سرظهرهیشکی تو مغازه نبود میومدم بیرون درو میبست همینطور که محسن داشت توضیح میداد عرق دستم را با زین موتور پاک کردم و بند دستش را از موتور باز کردم و آزاد شد بلند شد ایستاد قندی بهش گفت بگیر بخواب بینم و براق شد توی سینه من و گفت کی بهت اجازه داد بازش کنی هنوز چیزی معلوم نشده دستش را که انداخت به طناب که دوباره ببندد دستم را گذاشتم روی دستش و گفتم اگه کار محسن باشه من خودم میخوابم من رو ببند به جاش گفت صادق میبندمت ها گفتم ببند گفت میبندم ها شوخی ندارم گفتم اگه کار محسن باشه منو ببند اما اگه فهمیدی کار محسن نبوده چی گفت چی چی کار محسن نبوده ناشیگری کرده زده کون بچه رو خون آورده مامانش فهمیده میخواسته بره از من شکایت کنه اهل محل رفتن بهش گفتن کار قندی بوده این هارا که گفت یک لگد گذاشت توی پای محسن و توی صورت من ادامه داد همین که خواست کلام بعدی را بگوید یک لگد گذاشتم توی پاش گفتم بار آخرت باشه بی دلیل این بچه رو میزنی شوکه شد چند لحظه ایستاد گفت تو خودت با حتما با این یه سر و سری داری که هر دفعه میای گه کاریاشو جمع میکنی هرکاری کرده خودتم باهاش بودی گفتم جمع کن بابا من تاحالا کون کی گذاشتم که کون سهیل بذارم آخه لندهور محسن را راهی کردم و گفتم تو برو توی محل ما هم بعد چندی میایم محسن صورت چروک شده اش را صاف خاک و خل را از لباس شلوارش بلند کرد و قدم پشت قدم برداشت به سمت خیابان قندی چند قدم دنبالش دوید و محسن را گرفت و گفت این چرا بره این باید اینجا باشه تا تکلیف معلوم شه رفتم دست محسن را از دست قندی آزاد کردم و دست قندی را گرفتم کشاندم آوردم این طرف و گفتم گفتم تکلیف اون پای منه من تکلیفو واست روشن میکنم گفت یه ساعته اینجا وایسادی داری گه میخوری فقط تکلیفُ روشن کن اگه راست میگی گفتم خبر داری برده بودنش واسه کفترآقا عصبانی شد انتظار نداشت چنین چیزی را بهش بگویم گفت زر میزنی گفتم خبرداری بهش براوو داده بودن سوار شه تو محل بچرخه گفت زر میزنی صادق سهیل موتور سواری بلد نیست گفتم همه اهل محل دیدن که براوو سواره همه فکر کردن تو بهش موتور دادی آخر سر دیدیم کفتر آقا پشتش سوار شده دارن میرن گفت همه این داستانارو داری میچینی که فقط بگی کار محسن نبوده گفتم آخه عنتر مال محسن کون مرغُ پاره میکنه که کون سهیلُ پاره کنه گفت ده سری دیدم که دورو برش میپلکه چند سری پاشده رفته خونه سهیل گفتم هرکی دور هرکی می پلکه حتما باید کونش گذاشته باشه گفت همین خود تو گفتم من چی گفت میخوای بگی بیخودی دوروبر داود می پلکی گفتم آخه اسگول به من میخوره کون بچه یتیم بذارم گفت پس کی برده بودش گفتم کی جدیدا اوضاعش تغییر کرده گفت اوضاع هیشکی هیچ تغییری نکرده دستش را گرفت به دسته موتور و گذاشت روی جک وسط و به یک طرف نشست روی موتور گفتم پس خیلی وقته از محل خبرنداری گفت من از جیک و پوک همه خبردارم گفتم پس فقط از دور و بر خودت بیخبری گفت منظورت به کیه گفتم موتورو روشن کن بریم بهت نشون بدم موتور را از جک انداخت نشست هندل زد و دوتایی سوار شدیم و راه افتادیم به سمت محل سرکوچه ایستاد موتور را گذاشت کنار دست کرد از زیر باک نیمچه اش را درآورد گفت بگو کی بوده تا اینو بندازم تو سوراخش از پایین بکشم بیام تا بالا موتورش را پارک کرده بود وسط کوچه طوری که هیچکس نتواند از کنارش گذر کند من سمت راست کوچه سمت چپ قندی ایستاده بودم این طرف جوب گفتم قندی یه حرفی نزن که نتونی عمل کنی چشمهایش را ریز کرد دو دندان جلویش را که قد یک گندم از هم فاصله داشتند را گذاشت روی لب پایینش فشار داد و گفت یا سوراخ اونو می...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

Verified site has: 54 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-54


The site also has references to the 2 subdomain(s)

  advanced.parsiblog.com  Verify   parsiblog.com  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 200 OK
Cache-Control private
Transfer-Encoding chunked
Content-Type text/html; charset=utf-8
Content-Encoding gzip
Vary Accept-Encoding
Server Microsoft-IIS/10.0
X-AspNet-Version 4.0.30319
Set-Cookie a=; domain=parsiblog.com; expires=Fri, 14-Aug-2026 03:34:17 GMT; path=/
Set-Cookie b=; domain=parsiblog.com; expires=Fri, 14-Aug-2026 03:34:17 GMT; path=/
Set-Cookie YarName=; domain=parsiblog.com; expires=Fri, 14-Aug-2026 03:34:17 GMT; path=/
X-Powered-By ASP.NET
Access-Control-Allow-Origin *
Date Sat, 15 Aug 2026 03:34:16 GMT
Connection close

Meta Tags

title=""
charset="UTF-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
name="author" content="ژانگ ژی ژ"
name="Description" content="غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است ژانگ ژی ژ"
property="og:description" content="غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است"
name="DC.description" lang="fa" content="غلام همت آنم که زیر چرخ کبود زهرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="Keywords" content="ژانگ ژی ژ"
name="robots" content="all"
name="robots" content="index,follow"
name="GOOGLEBOT" content="all"
name="GOOGLEBOT" content="index,follow"
property="og:title" content="طـــومـــار"
property="og:type" content="article"
property="og:url" content="htt???/toomar.ParsiBlog.com/"
property="og:image" content="htt???/www.Parsiblog.com/PhotoAlbum/toomar/Thumb_282814.jpg"
property="og:image:type" content="image/jpeg"
property="og:image:width" content="110"
property="og:image:height" content="130"
property="og:site_name" content="پارسی بلاگ"
property="og:locale" content="fa_IR"
name="DC.title" lang="fa" content="طـــومـــار"

Load Info

page size112071
load time (s)0.812995
redirect count0
speed download52653
server IP 188.253.2.18
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"