Meta tags:
Description= شعر و شاعری،داستانهای واقعی،اشعار برانگیخته از دل،شعر و داستانهای عاشقانه;
Keywords= شعر و شاعری،داستانهای واقعی،اشعار برانگیخته از دل،شعر و داستانهای عاشقانه;
Headings (most frequently used words):
آموزش, پلی, از, گیفت, کارت, استفاده, آیتونز, استیشن, ساخت, اپل, اکانت, در, نحوه, ایکس, باکس, حساب, گوگل, آیدی, شارژ, انواع, با, تغییر, خرید, xbox, های, لازم, برای, راهنمای, درکامپیوتر, آیفون, آشنایی, match, لیست, خطا, پسورد, ایمیل, استور, این, نوع, gift, card, به, موارد, ذیل, دقت, کنید, سوالات, متداول, مورد, اپلیکیشن, موبایل, playstation, app, طریق, وب, سایت, دستگاه, بازی, دیجیتال, ps4,
Text of the page (most frequently used words):
بود (38), کارت (28), آموزش (24), گیفت (22), #آیتونز (21), این (21), برای (19), پارمیدا (19), پلی (16), استفاده (16), ولی (15), شما (15), بهزاد (15), خرید (15), شده (13), مسیح (12), اکانت (12), دیگه (12), گفت (12), یعنی (12), گفتم (12), دختر (12), پوریا (11), ساعت (11), شاید (11), کرد (11), خونه (11), ساخت (10), استیشن (10), نظرات (10), دیگران (10), نویسنده (10), عصر (10), همیشه (10), مثل (10), دوست (9), اون (9), روی (9), اپل (8), اما (8), بیشتر (8), توی (8), خیلی (8), باشه (8), باید (8), حساب (7), های (7), خودش (7), باز (7), دلش (7), پشت (7), چرا (7), گوگل (6), رفت (6), تنهایی (6), چیزی (6), کنه (6), فکر (6), حالا (6), حال (6), همه (6), فقط (6), ونوس (6), کنید (6), دانشگاه (6), دوشنبه (6), فنجان (5), اول (5), ایکس (5), باکس (5), قهوه (5), هنوزم (5), لبخند (5), دیدم (5), بازم (5), بیا (5), یاد (5), افتاد (5), کسی (5), داشت (5), بشه (5), دارم (5), وارد (5), دختری (5), اصلا (5), یکم (5), سایت (5), gift (5), card (5), عشق (4), قسمت (4), فروشگاه (4), انواع (4), شنبه (4), کردم (4), بودم (4), دور (4), اومد (4), عاشق (4), تازه (4), راه (4), واسه (4), چقدر (4), یکی (4), میشه (4), دیده (4), میکرد (4), پیش (4), اگه (4), تموم (4), اینکه (4), گفته (4), بغض (4), شیشه (4), بخار (4), هستی (4), میکنه (4), مادرم (4), دادم (4), بعد (4), شدم (4), صورت (4), است (4), دارید (4), منو (4), ازدواج (4), بعدش (4), شارژ (4), نحوه (4), برنامه (4), اعتبار (4), دوستان (3), داستانهای (3), عاشقانه (3), بازدید (3), بدون (3), داستان (3), ذهن (3), لازم (3), صبر (3), منتظرت (3), گرفت (3), خواست (3), بار (3), هدیه (3), نباشم (3), بهش (3), همون (3), رنگ (3), نیستی (3), سرم (3), ایستاده (3), باش (3), نوشته (3), نداشت (3), روز (3), بودو (3), رابطه (3), آخه (3), بازی (3), ثابت (3), لحظه (3), مشکل (3), درست (3), آدم (3), اشک (3), نیاز (3), نگاه (3), نقش (3), چند (3), انداخت (3), همین (3), چون (3), زده (3), اتاقم (3), هنگام (3), حتما (3), کمی (3), میاد (3), کتاب (3), همراه (3), خودم (3), برگشتم (3), لبخندی (3), مگه (3), نکنه (3), اسم (3), اسمی (3), ندارم (3), داشته (3), کنم (3), بهتره (3), میری (3), نمایید (3), باشد (3), آیدی (3), store (3), itunes (3), وضعیت (2), اوقات (2), شرعی (2), لوگوی (2), وبلاگ (2), شکسته (2), انتظار (2), معشوق (2), منتظران (2), مهدی (2), ولنتاین (2), tokakey (2), com (2), لیست (2), نشستم (2), نیامدی (2), خود (2), دیرش (2), تند (2), دلم (2), منتظر (2), طول (2), هستم (2), دوباره (2), کند (2), جای (2), خواستم (2), فاصلمون (2), هیشکی (2), دستش (2), نمی (2), وقت (2), نور (2), خوام (2), برم (2), خالی (2), انگار (2), زمان (2), دوسش (2), داری (2), سرخ (2), باهاش (2), سرد (2), قرار (2), ذهنش (2), ماه (2), چشاشو (2), راحتی (2), بچه (2), منی (2), خوب (2), کنار (2), داشتن (2), صبوری (2), نبود (2), اینطور (2), نشد (2), هیچ (2), گلوش (2), داره (2), دستشو (2), بالا (2), دست (2), خندید (2), امشب (2), کادو (2), کوچولو (2), سرش (2), چشاش (2), چشم (2), گرفته (2), خواهی (2), عاشقش (2), میدید (2), اینو (2), پنجره (2), دوردست (2), میشد (2), فراموش (2), طرفه (2), جون (2), میزد (2), رسیده (2), شالشو (2), بیرون (2), پاورچین (2), خارج (2), بری (2), زودتر (2), راستش (2), درسی (2), زیبایی (2), خوشم (2), عالیه (2), پسرهایی (2), مختلف (2), گرفتم (2), رفتم (2), سمت (2), ممنون (2), هستید (2), خشکم (2), داشتم (2), تعجب (2), زیبا (2), نداره (2), آقای (2), میتونست (2), بهتر (2), خیابونا (2), قابل (2), خندیدم (2), اینقدر (2), یکسره (2), ببینی (2), آخر (2), کار (2), تنها (2), کارا (2), علافی (2), کجا (2), کلاس (2), بقیه (2), ویزا (2), میتوانید (2), ایران (2), جدید (2), xbox (2), تغییر (2), ایمیل (2), باشید (2), کاربری (2), لاگین (2), دقت (2), موسیقی (2), فیلم (2), جهت (2), مبلغ (2), میباشد (2), شعر (2), یــ, ــاهـو, یاهو, اشعار, لینک, اشتراک, خبرنامه, درباره, دیروز, امروز, 33912, پارسی, بلاگ, پست, الکترونیک, شناسنامه, خانه, rss, نفرین, یادداشت, آنجا, مهمان, میزبان, طاقتی, چرخید, نگرانی, سراغ, قراری, آمد, بنشینم, گفتگو, کشید, فنجانی, تواند, منتظرم, دیر, نکنی, همان, کافی, چشمهامو, بستم, رویاست, جاییه, رسه, پلک, زدم, رویام, شروع, دونم, چشمامو, ببندم, رویا, ببینم, پیچ, فاصله, جرقه, صفر, دستهام, احساس, پرتویی, شور, شیدایی, قلبم, سکون, فراموشی, سپرده, تپیدن, روح, ترین, رویایم, خواب, شبم, روشن, امیدم, بخوام, خاطر, غرورت, نشکن, غرورتو, بشکن, توقعم, زیاده, مغرورم, غرورشو, جاها, عنوان, غرور, بخواد, کاریش, یکیش, سفید, بره, پیشش, تبریک, بگه, میدونست, رفتار, اصلن, نیاد, اتفاقی, بیفته, مشغول, برگرده, قبل, روزی, اولین, اولش, نهایت, دوستیه, سادهء, خواهرو, برادری, ازش, کوچولوتر, خندش, میگرفت, ساده, ابلهانه, حرف, دلشو, نزده, چیزش, براش, تازگی, حتی, خواه, گونش, مال, بودند, بحث, هایی, قدر, ندونستن, روزگار, نذاشت, خوشی, بکشه, انقدر, اینا, عوض, روزای, بدتر, دعواشون, عقایدشون, اینبار, جدی, نمیخواست, زنگ, نزن, تحملش, نبودو, اتفاق, صورتش, خیس, هارو, نگه, آورد, صورتشو, پاک, سرما, حیف, خوشحال, فهمیده, بودعشق, دادن, معنی, عشقو, دونن, فهمیدم, بزرگترین, زور, طرف, پائین, اورد, آسمونو, برقی, درخشید, آسمون, قشنگ, زیرش, ستاره, میومدن, میرفتن, گفتن, فردا, عاشقاس, خوش, اونایی, هستن, همهء, دخترای, وسالشو, ذوقی, میخرن, پیچش, کنن, دنیا, جمع, تنگ, فایده, گذشت, غمگین, فرورفته, درخود, گرچه, آهنی, رامی, کاوید, شیشهء, میگرفتند, محو, میشدند, خاطراتش, خاطراتی, اگرچه, انگیز, شیرین, نشدنی, نشده, دروغ, عقیده, بگیره, اوج, برسه, آوردن, میخواستش, دراز, بنویسه, یادش, عمیق, مونده, تبدیل, قورتش, دادو, نخواست, هوا, دستاشو, گرم, نوک, انگشتاش, میگفت, دستات, سرده, خواندن, دوم, نکنید, مانتوشو, تنش, آهسته, خودشو, حیاط, رسوند, عصبانیت, میگم, سریع, تورو, ندیده, برو, ناراحتی, دهانم, قورت, هرچه, ببینه, ترس, تمام, وجودم, فرا, نشسته, آبروریزی, تعلل, یادم, پرسیدم, راستی, داشتید, خجالت, پایین, انداختم, دخترهای, سرشون, دفتر, مخصوصا, آره, اکثرشو, خوندم, وقتم, مطالعه, کتابهای, سپری, چایی, جلوش, میز, کامپیوترم, صندلی, بلند, قفسه, کتابهایم, نگاهی, انها, وای, همشونو, خوندید, خنده, هیجان, زیباترین, بردم, برایش, چای, بریزم, وقتی, مانتو, آورده, موهای, بلندشو, گردنش, ریخته, مجذوب, سرجام, خوشگلم, جوابی, نداد, بفرمایید, داخل, نرم, نگفتید, میخوام, باشم, سوال, فراریها, میخواد, دردسر, شباهتی, فراریهایی, قبلا, معصومیت, عجیبی, نهفته, ممکنه, بذارید, خونتون, بشم, خانم, کاری, ساخته, خوبه, اصراری, نمیکنم, راست, میگید, روتون, بذارم, لبان, بست, ممکن, چنین, امکان, طور, پدر, مادرتون, نذاشتن, فرستاده, میتونید, صدا, بزنید, بله, جواب, سلامش, مهیار, یوسفی, کارم, ازم, مون, رسیدم, صدای, نظرم, جلب, قدم, اونطرف, بلندی, مانوتی, کوتاهی, کرده, شالی, انداخته, موهایش, زیر, جلوتر, امد, بهم, سلام, دستم, عصبانی, جهنم, نیا, بیای, میرم, برمیدارم, پای, دختربازی, حوصله, علکی, گشتنو, خداشم, خوشتیپ, شاگرد, مخت, تاب, اونم, حله, حاضره, معتقدن, مشکلات, شدید, روحی, درگیرم, میخواستی, معلومه, میکنی, شوخی, نکن, بگو, اوه, چیه, گلت, شکفت, شنیدی, ذوق, کردی, اخه, مادرت, نذارم, باشی, ببرمت, اجتماع, تاآدم, آداب, معاشرت, بگیری, خلاصه, بشی, خدا, دیدی, دید, ازت, خوشش, نمیتونم, بیام, برام, اوووه, ترم, فعلا, بچسبی, تفریح, معنا, بریم, دوری, بزنیم, خوشگل, ببینیم, کیف, بیایم, فکرم, میتونم, پروژه, ترمم, پسر, افسردگی, گرفتی, اتاقت, میشینی, حوصلا, خودت, میدونی, جاهای, شلوغ, بدم, میده, ماشینو, برداریو, بزنی, خبری, نیست, نمیدونم, خراب, خبره, عجله, بابا, میرفتم, سرعت, نابغه, زید, میدات, استاد, اعلام, پایان, جزوه, هامو, کیفم, گذاشتم, دانشجویان, آمدم, محوطه, گذشتم, صدایی, متوقف, ایتساده, همکلاسیهام, صمیمی, البته, بگم, دوستم, میامد, فیزیکی, آمریکا, مجازی, ایدی, ایتونز, کمترین, قیمت, مشاهده, فروشگاهی, توکاکی, ظاهری, امکاناتی, آماده, خدمت, رسانی, دیجیتال, ps4, دستگاه, طریق, اپلیکیشن, موبایل, playstation, app, سوالات, متداول, مورد, استور, پسورد, خطا, آشنایی, match, آیفون, درکامپیوتر, اجرا, اینترنت, متصل, بخش, بروید, اگر, نکرده, اید, منوی, بالای, صفحه, گزینه, sign, انتخاب, رمز, عبور, ادامه, مطلب, راهنمای, کشور, صادر, کننده, کشوری, ساختن, مشخص, نمودید, قابلیت, بعضی, هستند, آخرین, نسخه, یتونز, توجه, تحریم, اتصال, آیتیونز, vpn, نمیتوانید, مابقی, دیگر, موجود, تاریخ, انقضاء, ندارد, مصرف, محدودیت, زمانی, ندارید, نوع, موارد, ذیل, اعتباری, روش, مطمئن, مناسب, رفع, آیند, مبالغ, فروش, میروند, معادل, میتوان, کاربرد, همانند, تلفن, آنلاین, ارسال, شود, تهیه, نماید, صبا, ویژن, سفارش, تبلیغ,
Text of the page (random words):
شعر و داستانهای عاشقانه سفارش تبلیغ صبا ویژن شعر و داستانهای عاشقانه آموزش استفاده از گیفت کارت آیتونز آموزش استفاده از گیفت کارت آیتونز جهت خرید برنامه بازی موسیقی فیلم از فروشگاه itunes نیاز به داشتن گیفت کارت gift card آیتونز میباشد که شما به راحتی میتوانید از سایت ما تهیه نماید خرید گیفت کارت آیتونز gift card هدیه آیتونز و یا گیفت کارت اعتباری آیتونز یک روش مطمئن و مناسب برای رفع این مشکل به حساب می آیند این gift card ها در مبالغ مختلف به فروش میروند و معادل مبلغ روی کارت میتوان از سایت ما خرید کرد کاربرد این گیفت کارت آیتونز همانند کارت های شارژ اعتبار تلفن همراه میباشد و یک کد بر روی کارت حک شده است این کد به صورت ایمیل و به صورت آنلاین برای شما ارسال می شود در استفاده از این نوع گیفت کارت gift card به موارد ذیل دقت کنید برای استفاده از گیفت کارت آیتونز حتما باید یک اکانت در آیتونز داشته باشید کشور صادر کننده گیفت کارت آیتونز با کشوری که در هنگام ساختن اکانت آیتونز مشخص نمودید باید یکی باشد در هنگام خرید گیفت کارت آیتونز دقت کنید که قابلیت خرید برنامه هم داشته باشد بعضی از گیفت کارت آیتونز فقط برای خرید موسیقی و فیلم هستند بهتر است همیشه از آخرین نسخه برنامه آ یتونز استفاده نمایید با توجه به تحریم ایران جهت اتصال به فروشگاه itunes و استفاده از این کارت آیتیونز به اکانت vpn نیاز دارید کد gift card فقط یک بار و برای یک اکانت قابل استفاده است نمیتوانید مابقی اعتبار آن را برای اکانت دیگر استفاده کنید اعتبار گیفت کارت و مبلغ موجود در آن تاریخ انقضاء ندارد و برای مصرف اعتبار محدودیت زمانی ندارید راهنمای استفاده از گیفت کارت آیتونز برنامه آیتونز را اجرا کنید به اینترنت متصل باشید از منو سمت چپ به بخش store و itunes store بروید اگر با کد کاربری لاگین نکرده اید از منوی store بالای صفحه گزینه sign in را انتخاب کنید و کد کاربری و رمز عبور را وارد نمایید بعد از لاگین ادامه مطلب نویسنده پوریا دوشنبه 95 8 17 ساعت 1 34 عصر نظرات دیگران انواع آموزش های لازم برای اپل انواع آموزش های لازم برای اپل آموزش استفاده از گیفت کارت آیتونز آموزش ساخت اکانت آیتونز درکامپیوتر آموزش ساخت اپل آیدی در آیفون آشنایی با آیتونز match لیست انواع خطا در آیتونز آموزش تغییر پسورد اپل آیدی آموزش تغییر ایمیل اپل آیدی آموزش خرید از اپل استور آیتونز نویسنده پوریا دوشنبه 95 8 17 ساعت 1 34 عصر نظرات دیگران آموزش ساخت اکانت ایکس باکس آموزش ساخت اکانت ایکس باکس نحوه ی استفاده از گیفت کارت ایکس باکس گیفت کارت xbox آموزش ساخت اکانت ایکس باکس اکانت xbox نویسنده پوریا دوشنبه 95 8 17 ساعت 1 33 عصر نظرات دیگران آموزش استفاده از پلی استیشن آموزش استفاده از پلی استیشن سوالات متداول در مورد گیفت کارت پلی استیشن نحوه ی شارژ اکانت پلی استیشن با اپلیکیشن موبایل playstation app نحوه شارژ پلی استیشن از طریق وب سایت پلی استیشن نحوه ی استفاده از گیفت کارت پلی استیشن در دستگاه پلی استیشن آموزش خرید بازی دیجیتال ps4 نویسنده پوریا دوشنبه 95 8 17 ساعت 1 33 عصر نظرات دیگران آموزش ساخت حساب گوگل پلی آموزش ساخت حساب گوگل پلی آموزش ساخت حساب گوگل پلی و شارژ حساب گوگل پلی نویسنده پوریا دوشنبه 95 8 17 ساعت 1 33 عصر نظرات دیگران فروشگاه tokakey com سایت فروشگاهی توکاکی با ظاهری جدید و امکاناتی جدید آماده خدمت رسانی می باشد شما میتوانید کمترین قیمت گیفت ها در ایران را در این سایت مشاهده و خرید نمایید خرید گیفت کارت ایتونز خرید گیفت کارت گوگل پلی خرید اپل ایدی خرید کارت پلی استیشن خرید ویزا کارت مجازی خرید ویزا کارت فیزیکی آمریکا نویسنده پوریا دوشنبه 95 8 17 ساعت 1 33 عصر نظرات دیگران قسمت اول داستان ذهن استاد اعلام کرد که کلاس به پایان رسیده کتاب و جزوه هامو توی کیفم گذاشتم و همراه بقیه دانشجویان از کلاس بیرون آمدم از محوطه گذشتم و از دانشگاه خارج شدم که صدایی از پشت سر منو متوقف کرد برگشتم و دیدم بهزاد پشت سرم ایتساده بهزاد یکی از دوستان و همکلاسیهام بود که بیشتر از بقیه باهاش صمیمی بودم البته بهتره بگم تنها دوستم در دانشگاه به حساب میامد بهزاد با این سرعت کجا میری آقای نابغه نکنه با زید میدات قرار داری خندیدم و گفتم نه بابا منو چه به این کارا داشتم میرفتم خونه بهزاد من نمیدونم توی اون خراب شده چه خبره که هم دانشگاه تموم میشه با عجله میری خونه خبری نیست مگه بعد از دانشگاه باید کجا رفت بهزاد بعد از دانشگاه فقط علافی حال میده یعنی ماشینو برداریو و تو خیابونا دور بزنی و دو تا آدم ببینی نه من اصلا حوصلا این کارا رو ندارم خودت میدونی که چقدر از جاهای شلوغ و علافی بدم میاد بهزاد پسر فکر کنم تو افسردگی گرفتی آخه یعنی چی یکسره میری تو خونه و تو اتاقت تنها میشینی چون تنهایی رو دوست دارم چون توی تنهایی فکرم بیشتر کار میکنه و بیشتر میتونم روی پروژه آخر ترمم کار کنم بهزاد اوووه کو تا آخر ترم فعلا باید بچسبی به تفریح به عشق به حال اصلا تنهایی معنا نداره حالا بیا با هم بریم یه دوری بزنیم دو تا دختر خوشگل ببینیم یکم سر کیف بیایم نه بهزاد جون ممنون من نمیتونم بیام همون خونه برام از همه جا بهتره بهزاد اخه مادرت گفته دیگه نذارم یکسره توی تنهایی باشی گفته یکم ببرمت تو اجتماع تا دو تاآدم ببینی یکم آداب معاشرت یاد بگیری خلاصه یکم آدم بشی اصلا خدا رو چه دیدی شاید یه دختری هم تو رو دید و ازت خوشش اومد و بعدش بعدش چی بهزاد اوه چیه چرا اینقدر گل از گلت شکفت اسم دختر شنیدی اینقدر ذوق کردی خندیدم و گفتم شوخی نکن بگو بعدش چی بهزاد بعدش میخواستی چی بشه خب معلومه دیگه ازدواج میکنی ازدواج یعنی کسی حاضره با من با منی که همه بچه ها معتقدن با مشکلات شدید روحی درگیرم ازدواج کنه یعنی کسی با من ازدواج میکنه بهزاد برای چی نکنه باید از خداشم باشه خوشتیپ نیستی که هستی شاگرد اول دانشگاه نیستی که هستی فقط یکم مخت تاب داره که اونم قابل حله به هر حال من حوصله علکی تو خیابونا گشتنو ندارم برم خونه بهتره بهزاد از دستم عصبانی شد و گفت به جهنم نیا اصلا چه بهتر چرا تو بیای میرم یکی رو برمیدارم که مثل خودم پای دختربازی باشه بهزاد اینو گفت و ازم دور شد من هم راه خونه رو پیش گرفتم به پشت در خونه مون رسیدم و خواستم در رو باز کنم که صدای دختری نظرم رو به خودش جلب کرد برگشتم و دیدم دختری چند قدم اونطرف از من ایستاده بود و به من نگاه میکرد صورت زیبا و قد بلندی داشت و مانوتی کوتاهی به تن کرده بود و شالی به سر انداخته بود که بیشتر به موهایش از زیر آن دیده میشد دختر جلوتر امد و بهم سلام کرد یعنی این دختر کی میتونست باشه و چی کارم میتونست داشته باشه جواب سلامش رو دادم دختر گفت شما آقای مهیار یوسفی هستید بله خودم هستم شما دختر لبخندی زد و گفت فرستاده ای برای شما من هیچ اسمی ندارم شما هر چی دوست دارید میتونید منو صدا بزنید با تعجب گفتم یعنی چی یعنی پدر و مادرتون برای شما اسم نذاشتن دختر شما این طور فکر کنید مگه میشه اصلا چنین چیزی امکان نداره لبخندی زیبا روی لبان دختر نقش بست و گفت حالا که ممکن شده باشه من اصراری نمیکنم حتما راست میگید دیگه ولی چه اسمی دوست دارید روتون بذارم دختر هر اسمی که دوست دارید کمی فکر کردم و گفتم پارمیدا خوبه دختر عالیه من این اسم رو دوست دارم خب پارمیدا خانم چه کاری از دست من ساخته است پارمیدا اگه ممکنه بذارید وارد خونتون بشم از تعجب خشکم زده بود گفتم وارد خونه ما ولی ولی برای چی لحظه ای فکر کردم نکنه پارمیدا از اون دختر فراریها باشه و میخواد برای من دردسر درست کنه اما اما اون شباهتی به دختر فراریهایی که قبلا با بهزاد دیده بودم نداشت توی صورت پارمیدا یک معصومیت عجیبی نهفته بود پارمیدا من میخوام در کنار شما باشم من من از شما چند تا سوال درسی داشتم کمی نرم تر شدم و گفتم خب حالا شد یه چیزی چرا زودتر نگفتید پارمیدا جوابی نداد گفتم خب بفرمایید داخل در رو باز کردم و همراه پارمیدا وارد شدم مادرم خونه نبود پارمیدا رو به اتاقم بردم و خودم رفتم تا برایش چای بریزم وقتی برگشتم دیدم مانتو و شالشو در آورده بود و موهای بلندشو دور گردنش ریخته بود برای لحظه ای مجذوب زیبایی پارمیدا شدم و سرجام خشکم زد پارمیدا لبخندی زد و گفت خیلی خوشگلم مگه نه خنده ای از سر هیجان سر دادم و گفتم شما زیباترین دختری هستید که تا حالا دیدم پارمیدا ممنون چایی رو جلوش گرفتم بعد رفتم و پشت میز کامپیوترم نشستم پارمیدا از روی صندلی بلند شد و به سمت قفسه کتابهایم رفت و نگاهی به انها کرد و کرد وای چه همه کتاب شما همشونو خوندید گفتم آره اکثرشو خوندم من بیشتر وقتم در تنهایی و به مطالعه کتابهای مختلف سپری میشه پارمیدا عالیه من از پسرهایی که سرشون تو کتاب و دفتر خوشم میاد مخصوصا پسرهایی مثل شما از خجالت سرم رو پایین انداختم و گفتم من هم از دخترهای زیبایی مثل شما خوشم میاد تازه یادم افتاد که چرا پارمیدا رو به خونه راه دادم برای همین پرسیدم راستی مشکل درسی ای که داشتید چی بود پارمیدا کمی تعلل کرد و گفت راستش راستش من در همین هنگام در خونه باز شد و مادرم وارد شد ترس تمام وجودم رو فرا گرفت اگه میدید دختری با اون وضعیت توی اتاقم نشسته حتما آبروریزی راه می انداخت آب دهانم رو قورت دادم و گفتم پارمیدا تو باید بری باید هرچه زودتر بری بدون اینکه مادرم تو رو ببینه پارمیدا با ناراحتی گفت آخه چرا با عصبانیت گفتم برای اینکه من میگم حالا سریع تا مادرم تورو ندیده برو پارمیدا مانتوشو تنش کرد و شالشو به سرش انداخت و آهسته از اتاقم بیرون رفت و پاورچین پاورچین خودشو به در حیاط رسوند و خارج شد قسمت اول داستان ذهن خواندن قسمت دوم را فراموش نکنید نویسنده پوریا شنبه 87 6 9 ساعت 3 52 عصر نظرات دیگران ولنتاین بدون مسیح پشت پنجره ایستاده بود مثل همیشه غمگین و فرورفته درخود به دوردست ها نگاه میکرد گرچه از پشت پنجره فقط در آهنی دیده میشد ولی ذهنش دوردست ها رامی کاوید روی شیشهء بخار گرفته دو چشم نقش میگرفتند و محو میشدند بخار روی شیشه ونوس را به یاد خاطراتش می انداخت خاطراتی اگرچه غم انگیز ولی شیرین و فراموش نشدنی تا به حال عاشق نشده بود دروغ چرا شده بود یک طرفه و تو خالی عقیده اش این بود که عشق باید دو طرفه باشه تا جون بگیره و به اوج برسه واسه همین همیشه از به یاد آوردن مسیح ته دلش یه لبخند کوچولو میزد چون به اون چیزی که میخواستش رسیده بود دستشو دراز کرد تا روی شیشه بنویسه دوست دارم مسیح هر جا که هستی و خواهی بود باز به یادش افتاد مسیح هم روی بخار نوشته بود دوست دارم یه بغض عمیق که خیلی وقت بود تو دلش مونده بود ته گلوش در جا میزد تا به اشک تبدیل بشه مثل همیشه قورتش دادو نخواست چشاش پر از اشک شه هوا یه کم سرد بود دستاشو تو هم گرفت تا شاید گرم بشه نوک انگشتاش یخ زده بود مثل همیشه بازم یاد مسیح افتاد همیشه میگفت چرا دستات سرده و یخ زده بازم یه بغض دیگه و می گفتن فردا روز عاشقاس تو دلش گفت خوش به حال اونایی که امشب با هم هستن همهء دخترای هم سن وسالشو میدید که با چه ذوقی چیزی میخرن و کادو پیچش می کنن تو دلش یه دنیا بغض جمع شده بود دلش تنگ شده بود ولی چه فایده مسیح دوسش داشت عاشقش بود یعنی می گفت که گفته بود ثابت میکنه یعنی گذشت زمان اینو ثابت میکنه ولی یاد یه نوشته افتاد دل کسی رو به خاطر غرورت نشکن ولی غرورتو واسه کسی که دوسش داری بشکن با خودش گفت شاید بازم من توقعم زیاده یا خیلی مغرورم ولی نه غرورشو خیلی جاها شکسته بود یعنی دیگه چیزی به عنوان غرور نداشت که بخواد کاریش کنه چقدر دوست داشت با دو تا گل رز یکیش سرخ و اون یکی سفید بره پیشش و بهش تبریک بگه ولی میدونست مثل همیشه باهاش سرد رفتار میشه شاید هم اصلن نیاد که قرار باشه اتفاقی بیفته ذهنش خیلی مشغول بود چقدر دلش می خواست برگرده به دو ماه و ده روز قبل روزی که واسه اولین بار چشاشو دیده بودو اولش با خودش فکر میکرد که نهایت این رابطه یا یه دوستیه سادهء یا یه رابطه خواهرو برادری آخه مسیح ازش کوچولوتر بود حالا خندش میگرفت از اون فکر ساده و ابلهانه تا به حال کسی به اون راحتی حرف دلشو بهش نزده بود همه چیزش براش تازگی داشت حتی خود خواه بازی های بچه گونش که می خواست ثابت کنه که تو فقط مال منی چقدر با هم خوب بودند در کنار بحث هایی که با هم داشتن شاید قدر اون لحظه ها رو ندونستن انگار روزگار نذاشت این خوشی بیشتر از یه ماه طول بکشه انقدر مشکل واسه مسیح پیش اومد که اگه صبوری های ونوس نبود این رابطه خیلی پیش از اینا تموم شده بود ونوس صبر کرد شاید همه چی درست بشه همه چی عوض شه شاید مسیح همون مسیح روزای اول بشه ولی اینطور نشد اینطور نشد که هیچ بدتر هم شد ده روز پیش دعواشون شد مثل همیشه سر عقایدشون ولی اینبار خیلی جدی با اینکه ونوس نمیخواست ولی مسیح گفته بود دیگه زنگ نزن یعنی تموم دیگه تحملش تموم شده بود شاید ونوس آدم صبوری نبودو شاید اگه بیشتر از این صبر میکرد یه اتفاق خوب می افتاد یه هو به خودش اومد صورتش از اشک خیس شده بود مثل اینکه گلوش دیگه جا نداشت بغض هارو نگه داره دستشو آورد بالا تا صورتشو پاک کنه دستش از سرما سرخ شده بودو بی حس شاید به یه دست دیگه نیاز داشت ولی حیف ته دلش دوباره خندید هنوزم خوشحال بود که فهمیده بودعشق یعنی چی با خودش گفت خیلی ها که امشب به هم کادو دادن معنی درست عشقو نمی دونن ولی من فهمیدم و این خودش بزرگترین هدیه اس پس مثل همیشه به زور خندید یه لبخند کوچولو سرش به طرف پائین بود چشاشو اورد بالا تا از پشت شیشه آسمونو نگاه کنه تو چشاش یه برقی درخشید شیشه پر از بخار شده بود جای آسمون دو تا چشم قشنگ نقش گرفته بودو زیرش نوشته شده بود دوست دارم ونوس هر جا هستی و خواهی بود و چند تا ستاره که هی میومدن و میرفتن هنوزم عاشقش بود نویسنده پوریا شنبه 87 6 9 ساعت 3 50 عصر نظرات دیگران منتظران مهدی خواستم که دیگه عاشق نباشم چشمهامو بستم دیدم فاصلمون تا ته رویاست یه جاییه که هیشکی دستش بهش نمی رسه همون وقت پلک زدم رویام توی نور گم شد بازم حس یه لبخند بازم شروع یه رنگ تازه تازه تر از همیشه می دونم می خوام که دیگه عاشق نباشم می خوام چشمامو ببندم برم تا ته رویا ببینم که تو نیستی توی پیچ و خم فاصله ها اما یه جرقه یه نور می آد فاصلمون صفر می شه دستهام خالی از رنگ احساس بی پرتویی از عشق در سرم نه شور و نه شیدایی قلبم انگار ایستاده در راه منتظر اما در سکون به فراموشی سپرده تپیدن در روح زمان را بیا تازه ترین رویایم باش بیا خواب شبم باش بیا رنگ روشن امیدم باش بیا تا بخوام دیگه عاشق هیشکی جز تو نباشم نویسنده پوریا شنبه 87 6 9 ساعت 3 48 عصر نظرات دیگران فنجان معشوق نشستم تا آنجا که نیامدی خود را مهمان یک فنجان قهوه کردم صبر دیرش شد رفت اما هنوزم منتظرت بودم قهوه هم چه میزبان کم طاقتی ست او هم رفت ساعت هم دیرش شد تند و تند دور خودش می چرخید اما هنوزم منتظرت بودم نگرانی اومد دلم سراغ بی قراری رو گرفت فنجان قهوه باز هم آمد و دلم خواست که باز هم بنشینم منتظر این بار گفتگو با فنجان قهوه بیشتر طول کشید اما باز هم نیامدی او رفت و من هنوزم منتظرت هستم شاید فنجانی قهوه دوباره تنهایی ام را پر کند اما جای لبخند تو را چه چیزی می تواند پر کند منتظرم دیر نکنی برای هدیه همان لبخند کافی ست نویسنده پوریا شنبه 87 6 9 ساعت 3 47 عصر نظرات دیگران 1 2 لیست کل یادداشت های این وبلاگ آموزش استفاده از گیفت کارت آیتونز انواع آموزش های لازم برای اپل آموزش ساخت اکانت ایکس باکس آموزش استفاده از پلی استیشن آموزش ساخت حساب گوگل پلی فروشگاه tokakey com قسمت اول داستان ذهن ولنتاین بدون مسیح منتظران مهدی فنجان معشوق انتظار عشق نفرین شده انتظار دل شکسته rss خانه شناسنامه پست الکترونیک پارسی بلاگ کل بازدید 33912 بازدید امروز 5 بازدید دیروز 1 درباره من پوریا لوگوی وبلاگ من اشتراک در خبرنامه لینک دوستان من اشعار و داستانهای عاشقانه لوگوی دوستان من اوقات شرعی اوقات شرعی وضعیت من در یاهو یــ ــاهـو
|