If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: cheshmanat.blogfa.com - .

site address: cheshmanat.blogfa.com redirected to: cheshmanat.blogfa.com

site title: ...

Our opinion (on Friday 07 August 2026 0:26:54 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=داستان چشم‌هایت علاقه‌های پراکنده به تو و زندگی;

Headings (most frequently used words):

های, داستان, چشم, هایت, علاقه, پراکنده, به, تو, زندگی, ۴۳, گرادیوا, در, تمام, تاریخ, زنده, بوده, است, ۴۲, ۴۱, نامه, خودمانی, ۴۰, ۳۹, ۳۸, ۳۷, ۳۶, ۳۵, تعبیر, دیگرِ, یک, اپیزود, عاطفی, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی,

Text of the page (most frequently used words):
است (67), های (53), این (46), برای (30), تمام (28), شده (24), کنم (24), زندگی (24), چشم (23), هایت (22), شود (21), آدم (20), بود (20), کرد (20), حرف (18), انسان (17), همین (16), کند (16), روی (15), اما (15), جامعه (14), چیزی (13), هایم (13), نیست (13), کرده (13), همه (12), کسی (12), چند (12), دست (12), ساعت (11), نگاه (11), بعد (11), باید (11), پشت (11), اند (11), پست (10), مثل (9), وقتی (9), بزرگ (9), ارتباط (9), ۱۳۹۵ (8), نمی (8), خواهم (8), بدون (8), بوسه (7), چطور (7), زیر (7), شکل (7), حالا (7), داشت (7), موهایت (7), سیگار (7), بگذار (7), اینکه (7), خود (7), شلیک (7), تنهایی (7), اول (6), بین (6), شاید (6), شعر (6), ثانیه (6), لحظه (6), هایش (6), مگر (6), کنند (6), روز (6), دلم (6), پیدا (6), همیشه (6), کودکی (6), مرگ (6), باشد (6), لون (6), فرار (6), میان (6), بازار (6), فقط (5), خدا (5), #داستان (5), جایی (5), سمت (5), هایی (5), هیچ (5), تصویر (5), شوم (5), هستی (5), دوباره (5), هنوز (5), یادم (5), آید (5), متولد (5), قدم (5), واقعیت (5), دیده (5), بگریز (5), فکر (5), نباید (5), مغزم (5), بودی (5), جان (5), تیر (4), ۱۳۹۷ (4), سلول (4), بار (4), کشید (4), هایشان (4), عمیق (4), ذهن (4), باز (4), حقیقت (4), چیز (4), کنی (4), زنم (4), هستند (4), دود (4), خیال (4), چقدر (4), درباره (4), بینم (4), خودت (4), نظر (4), شدن (4), همان (4), عکس (4), روستایی (4), جنس (4), یکی (4), تکامل (4), پیوند (4), بزن (4), نامه (3), مهر (3), ۱۳۹۴ (3), آبان (3), آذر (3), نوشته (3), خانه (3), دوست (3), فاصله (3), روشن (3), کوچک (3), آمد (3), روزهای (3), نیستم (3), علاقه (3), محاط (3), داد (3), سیزده (3), سفید (3), آزادی (3), گوشه (3), قلب (3), بگویم (3), خودش (3), پیچ (3), مغز (3), لبخند (3), تنگ (3), واژه (3), کردم (3), وقت (3), شوند (3), دهد (3), آغوش (3), کلمات (3), زنده (3), گرفته (3), تنها (3), مطلق (3), شوی (3), گویم (3), غرق (3), خودم (3), آخرش (3), صدایم (3), تپش (3), راه (3), باران (3), درست (3), دیگر (3), بودم (3), نگاهی (3), صحبت (3), پیش (3), پریای (3), سرهنگ (3), ویت (3), کنگ (3), مهم (3), قبل (3), سایگون (3), پلیس (3), البته (3), بوده (3), زور (3), کار (3), ارزش (3), خویش (3), آنان (3), آوری (3), مسئله (3), نیستند (3), روابط (3), ساز (3), منظور (3), هستیم (3), سعی (3), جانم (3), گاهی (3), درآمدم (3), سان (3), بنا (3), تاب (3), پیچیده (3), گرادیوا (3), آرشیو (2), بهمن (2), ۱۳۹۶ (2), اسفند (2), خرداد (2), ۱۳۹۸ (2), اردیبهشت (2), ۱۴۰۱ (2), قدیمی (2), دوشنبه (2), هفتم (2), صحنه (2), تغییر (2), گونه (2), برایم (2), دارم (2), کدام (2), شیطان (2), اندازد (2), نشسته (2), وجود (2), تصور (2), شوق (2), کشف (2), گوش (2), مغزش (2), بالا (2), پلک (2), ساخت (2), مسخره (2), حماقت (2), آخرین (2), خواهد (2), کتاب (2), بست (2), شیرین (2), موی (2), باد (2), دروغ (2), کردند (2), مدام (2), یعنی (2), خیلی (2), کوچه (2), کرج (2), عبور (2), روزی (2), خواهند (2), ترانه (2), تاریخ (2), صدای (2), مهربانی (2), سوار (2), بال (2), منتظر (2), شنبه (2), هشتم (2), توی (2), نشد (2), مقطع (2), زبان (2), مزه (2), شبیه (2), زبانی (2), بیستم (2), بندم (2), سیب (2), ساده (2), گندم (2), رقص (2), آرامش (2), آسمان (2), صورتم (2), زلزله (2), حتی (2), بیشتر (2), چهارشنبه (2), چهارم (2), نگاهت (2), آرام (2), برم (2), باش (2), لبخندهای (2), لمس (2), باشم (2), دلهره (2), روزها (2), سیاهی (2), تویی (2), بریزم (2), اینجا (2), بیست (2), زیاد (2), آمده (2), بوی (2), شدم (2), شدی (2), آغوشی (2), بیاید (2), آنجا (2), عاشق (2), میانه (2), عزیزم (2), دانستی (2), پشه (2), بند (2), اتفاق (2), ثروت (2), تفاوت (2), جهان (2), باعث (2), واقع (2), یاد (2), استثمار (2), فالاچی (2), نزدیک (2), دوستانش (2), گوید (2), ویتنامی (2), گفته (2), گرفت (2), ماه (2), شخصی (2), بورژوازی (2), تفریح (2), آنقدر (2), چنین (2), شهر (2), حمله (2), فقیر (2), بگیرد (2), چاره (2), گرم (2), حیوان (2), رمانتیک (2), تاریخی (2), منظورم (2), توجه (2), بیان (2), متنفر (2), هست (2), شناسی (2), بگذارم (2), دَم (2), آورند (2), آری (2), هایِ (2), ژرف (2), دور (2), نام (2), زیسته (2), زهرآگین (2), خُردان (2), بیچارگان (2), بسیار (2), انسانی (2), درک (2), سخنان (2), نیچه (2), آغاز (2), بهتر (2), مجموعه (2), افراد (2), اینقدر (2), پنهان (2), صورت (2), سخت (2), عشق (2), بلکه (2), شناخت (2), عصبی (2), بنویسم (2), کامل (2), اصلی (2), شریک (2), همبستگی (2), جمعه (2), سنگ (2), کردی (2), بانو (2), دیوانه (2), زیباتر (2), کلمه (2), پوچ (2), تندیس (2), دستم (2), لولی, یادداشت, سپیدها, موضوعی, پیشین, عناوین, وبلاگ, مطالب, خطوط, پیشانی, ارتعاش, آهسته, دیدنی, تعقیب, بفهمم, لحظات, نفس, دخترک, موسیقی, رسید, قهوه, نور, خورشید, ردپای, دلش, برد, شکفتن, شاعر, حساس, پایین, خوابید, نفسش, استراحت, سینما, بزنم, زبانش, بعدِ, ایده, آلِ, لال, نشود, سنت, کور, خطای, ماتریکس, تمرینی, ببازم, بغضِ, بنیادی, دفترش, ردپا, رفتند, برسند, دانست, امید, دوم, فرمول, معنای, تقدسِ, اراده, عافیتِ, رضایتِ, غمِ, شمرد, تار, گذشتند, لبخندهایشان, مرگِ, راستینی, باور, اسیر, خودشان, شدند, جنازه, مدفون, میشد, جوانی, پیر, تردید, خواست, تعبیر, دیگرِ, اپیزود, عاطفی, بعدترها, عصای, چوبی, شعرهای, تصاویری, بُعدی, باشند, سیگنال, جدا, خاطرات, هدست, پاشند, همانجا, حتما, وبلاگم, دایره, درخشان, دریای, آبی, رسم, موج, پریشانش, هزار, قایق, آرزوهای, نهایت, روند, منحنی, زمزمه, زیباترین, کودکان, بیاموزند, چندبار, بسته, مژه, شاپرک, بفرستند, ظهور, عصازنان, احساسم, توهم, منطقی, صدا, هزارتوی, درونم, مچاله, حجمش, بازد, بهانه, شعری, جرئت, نکرد, سالادی, بدمزه, جور, خونِ, سسی, بدمزّه, کدر, دژاووهایی, زمینه, فردا, خواب, خوشبخت, تاریک, آواهای, معناداری, توانست, دفترم, انتقالشان, حساب, ناگهانی, جهش, فلسفی, بیدار, میرم, تبعیدگاه, اسارتگاهِ, نهایتِ, روزنامه, غربتِ, تحمیلی, زجر, قربت, تدریجی, شکنجه, گاه, بهشتی, توصیف, مقدس, گناه, اولیه, زیبایی, یکرنگی, کاشته, ابهت, پوشالی, پوزخند, خون, جادویی, زمان, نگه, دارند, مکان, خلاصه, اتفاقی, آوازه, خوان, اندامم, تابی, خوانند, ابد, جاودانگی, عبادت, دراز, خیره, باری, لبخندت, قادر, راست, گفتند, خدای, دیگری, میوه, ممنوعه, خورده, فرو, آرامشم, فروید, پروازی, تشنج, بانوی, خاکستر, وسط, خیابان, خطر, ترس, نجات, جنون, برگردم, ببینمت, بدوم, بپرم, وقتش, رسیده, جلو, بکشیم, رنگ, عوض, بشویم, مقتول, درخشش, بکنیم, تکرار, ابدیت, بگیریم, بلرزد, عرق, جاری, دلشوره, دلواپسی, جیغ, ممتد, فشار, آبنباتش, لرزش, شقاوت, آسفالت, باخت, امیدش, توست, نجاتش, یکشنبه, ششم, انگار, عمر, ایم, یادش, بخیر, قدیم, شعرهایی, خواندم, واقعا, خیس, آکالیپتوس, کهنه, پاکت, سیگارم, خالی, عصر, سال, دریا, وزید, ستاره, سایه, استقبال, پنهانی, تمنای, شعرهایم, التماس, غزل, پراکنی, نقش, مغرور, بازی, آینه, توهمت, کنارم, نشان, محو, تماشای, روزهایی, مرا, کشاند, آواز, خنده, خندید, گریه, گریست, تازه, داری, بزنیم, پنجشنبه, رضا, آموخت, دوستدار, امیدوارم, مناسبی, ادامه, مسائل, داستانی, کنار, بیایم, کودک, افریقایی, نیش, مالاریا, میرد, صورتی, داشتن, توری, درصد, کاهش, میابد, بیل, گیتس, توان, میلیارد, تهیه, قهرمان, شباهت, آشنا, دانم, دانی, تجارب, واکنش, متفاوت, پرسی, ربطی, توهین, دارد, مفهوم, امر, امروز, مثال, مدیرم, بیاور, بیگانه, پرولتاریا, ناخواسته, سازد, کلتش, پسرک, مردی, نماد, خوانم, حال, کشتن, نکن, ثبت, ورود, برداشته, رییس, فطرتا, نظامی, نبود, قول, ثروتمند, اوریانا, حقوق, ماهش, حقوقی, راننده, کمتر, معنا, ریاست, قبول, دفتر, کارش, گلدان, رسیدگی, گلبرگ, نوازش, پیانو, نواخت, حقیقتا, رفتار, مودبانه, مخصوصا, زنان, چهره, زشتی, شدت, مهربان, پریا, فردی, کسانی, روبنای, شخصیت, کثیفی, مقابل, کمونیست, کوه, مزرعه, رها, برابری, تفنگ, صورتش, فلاکت, بارد, سلاح, بکشد, جلویش, نخواهد, سفارت, امریکا, رستوران, لوکس, داخلشان, منفجر, امنیتی, سربازان, مزدورش, پول, ویتنام, جنوبی, امریکایی, پسر, تیری, رومانتیک, پیانیست, محترم, چریک, هوشی, مینه, آرمان, کمونیسم, تشخص, جنتل, پابرهنه, ترسد, روابطش, رابطه, شناسایی, بحث, موجودی, دوستانمان, بیولوژیکی, دیالکتیکی, روزمرگی, ندارم, حقایق, بروز, بالای, صفحه, توییترم, خاطر, شهرت, هنری, انتخاب, نکردم, فهمم, ظلم, ستمی, تواند, نگویم, پیگیری, فهمید, گفت, مورد, عصبانی, توهینم, دیگران, توهینی, عصبانیتی, خلوتم, خلوت, پُر, دلقکانِ, باوقار, ملت, مردانِ, بزرگِ, بالد, اینان, خداوندگارانِ, امّا, ایشان, آورد, نیز, طلبند, وای, خواهی, کُرسی, میانِ, مَباد, بگذاری, خواهانِ, زورآور, رشک, مَوَرز, شاهباز, هرگز, ساعِدِ, خواه, ننشسته, ازین, ناگهانیان, پناهگاهِ, بازگرد, ناگهان, تازند, چاه, کُند, درمی, یابند, دیری, مانند, بدانند, ژرفناشان, فروافتاده, کارهایِ, پایه, گذرانِ, دوستِ, مگسانِ, زخمگین, بدان, بادِ, تند, خُنَک, وزان, کینِ, پنهانِ, شان, برابرِ, سراپا, کین, بیش, راندنشان, میاز, سرنوشتِ, مگس, تاراندن, بسا, بناهایِ, سرفراز, چکّه, رویشِ, گیاهانِ, هرزه, پای, درآمده, گریزم, چندانی, معمولا, عمدا, دنبال, اعمالی, زند, قبله, عالم, مظلوم, ترین, خوش, پندارترین, ساختار, تزریق, نظرم, بهتری, بارها, خواند, پایانِ, آغازِ, همچنین, هیاهوی, بازیگرانِ, وِز, وِزِ, مگسان, اولین, تعریفی, مشترکمان, کمک, نقد, ارتباطی, ندارد, بردگی, آور, جنبه, ناگریز, تعریف, بلبل, قلابی, مدیر, موفقی, الگوی, ایرانی, لبخندی, سلام, اوضاع, احوال, مهمش, پرسد, احوالپرسی, لحن, مادرانه, روبنایی, دروغین, کاری, اقتصادی, فلذا, سیاسی, سلیطه, ارباب, رعیت, خانم, برده, داده, زیربنا, محضی, اطوارهای, روزانه, سخن, عابر, پیاده, ایستاده, پلی, بزرگراه, شلوغ, پرترافیک, تهران, بینی, نهایتی, مستولی, چیست, ترافیک, مشکل, نوشتار, خواسته, نتوانسته, ببینم, متمایز, داشتنی, دلسوزی, حدت, کمال, تسخیر, شکست, الزاما, بدی, وادی, روزمره, تلاشی, دائمی, راهی, انتها, اگر, نهایتش, برسی, عشقی, کوشش, حاصل, لذت, بودن, تلاش, دردآور, مشغول, بدت, تعارف, آزارت, بدترین, روشی, ممکن, برقراری, افکار, توانا, ناقص, گفتار, همراه, دهان, متمرکز, افتضاحی, پردازش, دنیا, گفتم, شناختت, چرا, تکمیل, دلیل, کاملی, برسیم, بخواهند, معمول, دموکراتیک, منفعت, گرایانه, میانشان, برقرار, واژگان, طنابی, گفتارهای, عادی, ساخته, فکری, عملی, نشأت, ناگسستنی, ابزار, گفتگو, سیستم, نفر, روانشان, عزیزتر, خودمانی, دهم, آخر, عاشقت, تداعی, خیالی, داستانم, حزن, ببوسی, تمنا, خیالتر, دلت, هوایی, هوس, شعرهایت, بغل, برود, آفتاب, سبز, عاطفه, صورتت, محبت, عاقل, زمین, زیرپایت, فرش, احمقانه, یادت, طلبم, آیه, امیدبخش, محمدترین, پیامبری, نازل, یاس, بچینی, مادربزرگ, مرجان, سینه, بندت, بریزی, عطر, ناچیز, حضور, آمدم, ناامیدی, شانه, بغض, نگرفت, شروع, شعور, مردنی, بگو, شعرها, آبیِ, پرواز, سرم, آورم, زنی, فرود, آیی, مصنوعی, ایستاد, مجسمه, پره, پریده, خمیره, آلودش, تجسم, بهارآلود, رسد, بگیری, مقدمه, طوفان, پیچِ, پیچش, تابیده, گرمایش, تابش, خاطراتم, بکشم, نپیچد, حجم, هجمه, نهیبِ, عمیقِ, گیجِ, حضورم, عمقِ, شرم, شنیدنِ, جاذبه, کشد, درون, جهانی, پادشاه, عمق, شانزدهم, savoir, plus, sur, idée, آتش, حاشا, جاریست, ویرانی, فکنده, امیدمان, فریاد, نزن, پراکنده,


Text of the page (random words):
ز اول شوق آبیِ حرف هایت دیوانه ام می کند و خودت را دیده ای که چقدر ثانیه ثانیه زیباتر می شوی بال در می آوری پرواز می کنی سرم را بالا می آورم لبخند می زنی فرود می آیی روی چشم هایم روی دست هایم روی تمام هستی من روی تمام تنهایی ها روی تمام پوچ پوچ گل های مصنوعی مغزم روی تمام انسانی که داشت تمام می شد داشت تمام می شد و از تو باز روی دو پا ایستاد مرگ را زندگی کرد تنهایی را زندگی کرد آزادی را زندگی کرد و بعد تو بودی و او زندگی اش را زندگی کرد پست شده در جمعه دهم اسفند ۱۳۹۷ ساعت از ر ح نامه خودمانی پریای عزیزتر از جانم گاهی فکر می کنم زبان ما انسان ها بدترین روشی است که ممکن بود برای برقراری آدم های تکامل پیدا کند کلمات در بیان افکار توانا نیستند حالا همین کلمات ناقص وقتی با گفتار همراه شوند آن هم در دهان من که مغزم یک جا متمرکز نمی شود افتضاحی به بار می آورند گاهی میان چیزی که می خواهم بگویم و چیزی که در سلول های عصبی تو پردازش می شود یک دنیا فاصله است همین بود که گفتم بهتر است بنویسم بنویسم تا حالا بعد از این همه روز که من را می شناسی شاید شناختت از من کامل تر شود اینکه چرا تکمیل شناخت برایم مهم است شاید دلیل اصلی اش این باشد که دلم می خواهد حالا که شریک زندگی شخصی هم هستیم به همبستگی کاملی برسیم آدم هایی که همه چیز خود را شریک می شوند نباید بخواهند و سعی کنند با روابط معمول با روابط دموکراتیک و منفعت گرایانه پیوند میانشان را برقرار کنند جنس این پیوند نباید از جنس ارزش ها و واژگان جامعه باشد نباید طنابی از گفتارهای عادی ساخته شود بلکه باید از یک همبستگی کامل فکری و عملی نشأت بگیرد باید از جنس پیوند ناگسستنی میان تمام سلول ها باشد نباید ارتباط زبانی را ابزار اصلی گفتگو کرد باید خود سیستم های عصبی دو نفر همان روانشان با هم در پیوند باشد همیشه سعی کرده ام و خواسته ام و سخت بوده و نتوانسته ام که از نگاه تو ببینم و با مغز تو فکر کنم چیزی که تو را اینقدر برای من متمایز و دوست داشتنی کرده است مهربانی چشم های تو و دلسوزی بی حدت که جانم را تمام و کمال تسخیر می کند اما این شکست من الزاما چیز بدی نیست عشق نباید یک وادی ساده و روزمره باشد بلکه برای من تلاشی است دائمی و راهی بی انتها اگر به نهایتش برسی دیگر عشقی نیست عشق همین کوشش های بی حاصل اما پر از لذت است شناخت ذهن تو و در آن بودن تلاش است اما واقعیت نیست و البته گاهی دردآور است چیزی که سخت ذهن من را مشغول می کند این است که تو همیشه از نگاه من به جامعه بدت می آید بی تعارف آزارت می دهد تصور کن روی یک پل عابر پیاده ایستاده ای پلی روی یکی از بزرگراه های شلوغ و پرترافیک تهران چه چیزی می بینی من غرق شدن تمام جامعه را می بینم حماقت بی نهایتی که بر همه ما مستولی است اما مسئله چیست خود ما هم در همان ترافیک هستیم این مشکل مهم من است و سعی می کنم آن را این بار در نوشتار با تو در میان بگذارم جامعه برای من آدم های نیستند و من فکر می کنم این اولین تعریفی است که به بهتر شدن درک مشترکمان کمک می کند من به مجموعه ای از افراد جامعه نمی گویم و برای همین است که نقد من به جامعه ارتباطی با آدم ها ندارد از نظر من جامعه مجموعه ارتباط های میان افراد است هر چیزی که من می گویم درباره ساز و کار بردگی آور همین ارتباط ها است و همین جنبه از انسان است که من را ناگریز کرده است که از انسان ها فرار کنم وقتی که درباره ارتباط ها حرف می زنم منظورم آن ارتباط هایی نیست که رمانتیک ها تعریف می کنند چیزی برای من اینقدر گل و بلبل نیست منظور من حقیقت پشت این لبخندهای قلابی است مدیر من آن زن موفقی که الگوی خیلی از زن های ایرانی است همین روزها هر روز به من با لبخندی سلام می کند و بعد اوضاع و احوال یکی دو کار مهمش را می پرسد منظور من از ارتباط آن لبخند و آن احوالپرسی با لحن مادرانه نیست این ارتباط روبنایی دروغین از واقعیت پنهان است منظور من آن ساز و کاری است که ارتباط اقتصادی فلذا سیاسی من و آن سلیطه را به صورت ارباب و رعیت به صورت خانم و برده اش شکل داده است من جامعه را آن زیربنا آن واقعیت محضی می بینم که پشت اطوارهای بی مزه ی روزانه پنهان است به این سخن نیچه حالا فکر کن پایانِ تنهایی آغازِ بازار است و آن جا که بازار آغاز می شود همچنین آغاز هیاهوی بازیگرانِ بزرگ است و وِز وِزِ مگسان زهرآگین آنجا که من به تنهایی می گریزم مسئله آدم های نیستند از نظر من تفاوت چندانی بین آدم های نیست و معمولا کسی عمدا به دنبال اعمالی که از او سر می زند نیست همه قبله عالم خود هستند همه از نظر خود مظلوم ترین و خوش پندارترین هستند مسئله من چیزی است که شکل و ساختار جامعه به روابط انسانی تزریق می کند به نظرم این صحبت ها راه را برای درک بهتری از این سخنان نیچه باز می کند و فکر می کنم این سخنان را باید بارها خواند پُر است بازار از دلقکانِ باوقار و ملت از مردانِ بزرگِ خویش بر خویش می بالد اینان برای او خداوندگارانِ این دَم اند امّا دَم بر ایشان زور می آورد و آنان بر تو زور می آورند و از تو نیز آری یا نه می طلبند وای بر تو که می خواهی کُرسی ات را میانِ باد و مَباد بگذاری ای عاشق حقیقت بر این مطلق خواهانِ زورآور رشک مَوَرز شاهباز حقیقت هرگز بر ساعِدِ هیچ مطلق خواه ننشسته است ازین ناگهانیان به پناهگاهِ خویش بازگرد تنها در بازار است که با آری یا نه ناگهان بر انسان می تازند چاه هایِ ژرف همه کُند درمی یابند می باید دیری منتظر مانند تا بدانند چه به ژرفناشان فروافتاده است کارهایِ بزرگ را همه دور از بازار و نام آوری کرده اند پایه گذرانِ ارزش های نو همیشه دور از بازار و نام آوری زیسته اند بگریز دوستِ من به تنهایی ات بگریز تو را از مگسانِ زهرآگین زخمگین می بینم بگریز بدان جا که بادِ تند و خُنَک وزان است به تنهایی ات بگریز به خُردان و بیچارگان بس نزدیک زیسته ای از کینِ پنهانِ شان بگریز آنان در برابرِ تو سراپا کین اند و بس بیش از این برای راندنشان دست میاز آنان بسیار اند و سرنوشتِ تو مگس تاراندن نیست این خُردان و بیچارگان بسیار اند و ای بسا بناهایِ سرفراز که از چکّه هایِ باران و رویشِ گیاهانِ هرزه از پای درآمده اند پریای عزیزم من از آدم ها متنفر نیستم من از ارتباط های پر از ظلم و ستمی که بین آن ها هست فرار می کنم اما این فرار نمی تواند باعث شود که هیچ چیزی هم نگویم واقعیت را باید پیگیری کرد باید فهمید و باید گفت اینکه من فقط با تو در این مورد صحبت می کنم و تو هم من را آدم متنفر و عصبانی و بی چاره ای می شناسی برای این نیست که می خواهم توهینم به دیگران را با تو در میان بگذارم نه نه توهینی در میان است و نه عصبانیتی من به خلوتم فرار می کنم و تو خلوت من هستی من انسان را و روابطش را با رابطه ها رمانتیک خودم شناسایی نمی کنم وقتی که بحث این است که آدم چطور موجودی است من به تو یا دوستانمان نگاه نمی کنم نگاه من به انسان نگاه تاریخی است و نگاهی به تکامل البته نه تکامل بیولوژیکی منظورم تکامل دیالکتیکی است من وقتی درباره انسان حرف می زنم به روزمرگی ها توجه ندارم به جایی توجه می کنم که انسان حقایق خود را بروز می دهد عکس بالای صفحه توییترم را دیده ای این عکس را به خاطر شهرت تاریخی یا ارزش هنری اش انتخاب نکردم این عکس برای من تمام فهمم از انسان را بیان می کند سرهنگ لون همان کسی که با کلتش به سر پسرک ویت کنگ شلیک می کند مردی است نماد هر چیزی که من آن را استثمار انسان می خوانم به اینکه در حال کشتن است نگاه نکن این یک لحظه است که ثبت شده و مهم نیست واقعیت بزرگ تر است فالاچی از نزدیک سرهنگ لون را دیده بود قبل از ورود ویت کنگ ها به سایگون و قبل از برداشته شدن این عکس سرهنگ لون رییس پلیس سایگون بود اما فطرتا و البته حتی در واقع یک نظامی نبود فالاچی از قول او و دوستانش زندگی اش را می گوید لون یک ثروتمند ویتنامی بود که به گفته اوریانا حقوق یک ماهش که از پلیس می گرفت از حقوقی که در ماه به راننده شخصی اش می داد کمتر بود لون یک بورژوازی به تمام معنا بود او خودش می گوید که برای تفریح ریاست پلیس را قبول کرده او در دفتر کارش به گلدان هایش رسیدگی می کرد و آنقدر آن ها را دوست داشت که هر روز گلبرگ هایشان را نوازش می کرد پیانو می نواخت و حقیقتا رفتار مودبانه ای با انسان ها و مخصوصا زنان داشت با اینکه چهره زشتی داشت اما به شدت مهربان بود پریا چنین فردی تو را در جامعه یاد چه کسانی می اندازد همه این ها روبنای چنین شخصیت کثیفی بوده اما در مقابل کسی که به او شلیک می شود یک کمونیست ویتنامی است یک روستایی که به شهر حمله کرده است یک روستایی فقیر که کوه و مزرعه را رها کرده تا آزادی و برابری را با تفنگ پس بگیرد بی چاره ای که از صورتش فلاکت می بارد سلاح به دست گرفته و به سایگون آمده تا بکشد و جز مرگ چیزی جلویش را نخواهد گرفت به سفارت امریکا حمله کرده دوستانش چند ماه پیش رستوران های لوکس شهر را با آدم های داخلشان منفجر کرده اند لون در امنیتی که سربازان مزدورش که از جنس همان روستایی هستند اما برای پول یا به زور برای ویتنام جنوبی ها و امریکایی ها کار می کنند به سر پسر ویت کنگ شلیک کرده تیری از رومانتیک بورژوازی پیانیست محترم به سر روستایی چریک فقیر پشت یکی گرم است به هوشی مینه و آرمان کمونیسم پشت یکی گرم است به ثروت و تشخص شلیک یک جنتل من برای تفریح به مغز یک پابرهنه شلیک کسی که از مرگ می ترسد به کسی که با مرگ بزرگ شده است شلیک کسی انسان به حیوان یا شلیک حیوان به انسان و این داستانی است که من می بینم چطور با این جامعه کنار بیایم می دانستی هر 30 ثانیه یک کودک افریقایی با نیش مالاریا می میرد در صورتی که با داشتن یک پشه بند توری این اتفاق به چند درصد کاهش میابد می دانستی که با ثروت بیل گیتس می توان 30 میلیارد پشه بند تهیه کرد کدام یک برای ما قهرمان است شباهت بین داستان ها برای تو آشنا نیست می دانم که خودت این ها را می دانی اما تفاوت در تجارب ما از جهان است که باعث واکنش متفاوت ما می شود شاید می پرسی که چه ربطی به توهین های من به جامعه دارد به نظر من نگاه من به مفهوم جامعه و نگاهی به امر واقع در جامعه امروز داستان را روشن می کند مثال من و ن د مدیرم را به یاد بیاور همین اتفاق همین از خود بیگانه شدن پرولتاریا همین استثمار ناخواسته انسان است که هر روز زندگی ما را می سازد پریای عزیزم امیدوارم وقت مناسبی برای ادامه نامه و صحبت درباره دیگر مسائل هم پیش بیاید حرف ها زیاد است دوستدار تو کسی که از چشم هایت زندگی را آموخت رضا پست شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۷ ساعت از ر ح ۴۰ چقدر زیاد انگار یک عمر آمده ایم اما هنوز اول راه است یادش بخیر آن قدیم زیر باران شعرهایی از بوی مو هایت می خواندم زیر باران واقعا خیس می شدم بعد هم زیر یک آکالیپتوس کهنه تمام پاکت سیگارم خالی می شد یادم می آید درست یک عصر گرفته ی دیگر بود که پیدا شدی بعد سال ها بوی دریا می وزید و من گم شده بودم بدون ستاره ای به سمت خانه بدون اینکه سایه ام پیدا باشد من گم شده بودم بدون اینکه وقتی دست هایم را باز می کنم آغوشی به استقبال بوسه هایم بیاید بدون اینکه وقتی چشم هایم را می بندم کسی به صورتم نگاهی پنهانی کند یادم می آید دست هایم از تو تمنای زندگی می کرد یادم می آید شعرهایم به تو التماس نگاه پشت غزل پراکنی هایم آنجا که نقش عاشق مغرور را بازی می کردم دلم غرق در آینه هایی بود که توهمت را در کنارم نشان می داد محو تماشای روزهایی بودم که دست هایت مرا به سمت خانه می کشاند یادم است درست در میانه ی یک بوسه آواز زندگی آمد یادم است درست در میانه ی یک نگاه همین شعر متولد شد متولد شد و زندگی کرد متولد شد و با خنده های تو خندید متولد شد و با گریه هایت گریست متولد شد و با بوسه هایت بزرگ شد بزرگ شد بزرگ می شود بزرگ می شود بزرگ می شود تازه اول راه است وقت داری بیشتر قدم بزنیم پست شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۶ ساعت از ر ح ۳۹ تصویر چهارم حرف هایت را مثل دود سیگار عمیق پک می زنم در نگاهت مثل دود سیگار آرام غرق می شوم لب هایت را مثل دود سیگار آرام فرو می برم آرامشم باش مثل سیگار برای فروید مثل سیگار برای چه مثل سیگار برای خودم بدون دود سیگار فقط می شود سوار لبخندهای تو شد برای پروازی که تو را آخرش تشنج کنم که تو را آخرش زندگی کنم که تو را آخرش لمس بانوی روزهای خاکستر دوباره صدایم کن بگذار کودکی باشم وسط خیابان خطر دوباره صدایم کن تا با تمام ترس هایم در آغوش تو نجات پیدا کنم هنوز حرف حرف شعر دارم برای تو هنوز تصویر تصویر خیال هنوز لحظه لحظه دلهره هنوز تپش تپش جنون بگذار برگردم بگذار ببینمت بگذار بدوم بگذار بپرم تا تو وقتش رسیده ساعت ها را جلو بکشیم تا رنگ روزها عوض شود سفید بشویم و سیاهی را دوباره مقتول درخشش چشم هایت بکنیم و با حرف تصویر لحظه تپش تکرار شیرین این ابدیت که تویی را از سر بگیریم دوباره صدایم کن بگذار گونه هایم بلرزد و بریزم روی لب های تو بگذار دست هایم عرق کند آب شوم جاری شوم پشت هر بوسه بریزم کودکی محاط در دلهره و دلشوره و دلواپسی کودکی با جیغ های ممتد کودکی که زندگی اش زیر فشار مرگ کوچک شده بود کودکی که آخرین آبنباتش را به لرزش دست ها و شقاوت آسفالت باخت کودکی اینجا امیدش به آغوش توست نجاتش باش پست شده در چهارشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۵ ساعت از ر ح ۳۸ چشم هایم را می بندم شعر بیدار می شود در کلمات می میرم و زنده می شوم این تبعیدگاه این اسارتگاهِ تا بی نهایتِ آدم ها این بن بست روزنامه ای و غربتِ تحمیلی و تمام زجر این قربت تدریجی این شکنجه گاه هم برای من از هر بهشتی که توصیف کنی مقدس تر است وقتی که تو گناه اولیه را با تمام زیبایی اش با تمام یکرنگی اش در قلب من کاشته ای و من به سمت خدا و تمام ابهت پوشالی اش پوزخند می زنم وقتی که در چشم های خون گرفته اش شیطان یعنی من و تو و لب های تو سیب های جادویی که زمان را نگه می دارند مکان را مسخره می کنند و هستی را تمام هستی را خلاصه در اتفاقی ساده و همیشه لب های تو گندم های آوازه خوان که سلول هایم را به رقص اندامم را به بی تابی و واژه هایم را به آرامش می خوانند و تا ابد لب های تو جاودانگی در لحظه های عبادت من است که دراز می شوم و در آسمان تنها چشم های تو هستند که به من خیره شده اند موهایت را روی صورتم می باری لبخندت زلزله به پا می کند و قادر مطلق می شوی زیر لب می گویم راست می گفتند که خدای ما در آسمان ها است سیب یا گندم یا هر چیز دیگری میوه ی ممنوعه را خورده ام و حتی چیزی بیشتر از آن پست شده در سه شنبه بیستم مهر ۱۳۹۵ ساعت از ر ح ۳۷ دلم بی صدا یک گوشه توی هزارتوی درونم کز می کند در خودش مچاله می شود حجمش را می بازد وُ با بهانه ی دست های تو تنگ می شود دلم تنگ شده است برای واژه واژه ترانه هایی که در نگاه تو کشف کردم وُ هیچ وقت نوشته نشد حرف هایی که مقطع مقطع آمد و توی هیچ شعری جرئت زندگی پیدا نکرد و همین شعر که سالادی بدمزه است پر از ثانیه های من که می خواهند هر جور شده زیر زبان تو مزه شوند و همین خونِ دل که چیزی جز سسی بدمزّه نشد کدر شده اند دژاووهایی که تو را من را زندگی را روی زمینه ی روشن همین فردا شبیه خواب های خوشبخت تصویر می کردند تاریک شده اند آواهای معناداری که هیچ زبانی نمی توانست از دل تا دفترم انتقالشان دهد و من دلم برای همه چیز تنگ شده است یک آغوش بی حساب و کتاب یک علاقه ی ناگهانی یک جهش فلسفی پست شده در سه شنبه هشتم تیر ۱۳۹۵ ساعت از ر ح ۳۶ بعدترها وقتی که با یک عصای چوبی از کوچه های کرج عبور می کنم شاید شعرهای نو تصاویری چند بُعدی باشند که سیگنال های قلب را از پیچ و خم های مغز آدم جدا می کنند که خاطرات را از عمیق ذهن روی هدست های آن روزی می پاشند همانجا حتما چشم هایت را در وبلاگم خواهم کشید و پشت آن دایره های درخشان یک دریای آبی رسم خواهم کرد که روی موج های پریشانش هزار قایق پر از آرزوهای قدیمی به سمت بی نهایت می روند آن روز منحنی چشم هایت را پر از زمزمه های انسان خواهم کشید که می خواهند زیباترین ترانه ها را به کودکان بی تاریخ بیاموزند و بعد چندبار پلک هایت را باز و بسته خواهم کرد تا مژه هایت صدای مهربانی را سوار بر بال چند شاپرک بفرستند به سمت جایی که خدا با یک لبخند عمیق منتظر ظهور آدم است روزی که عصازنان از کوچه های کرج عبور کنم حقیقت تمام احساسم را به رخ تمام توهم های منطقی خواهم کشید پست شده در دوشنبه هفتم تیر ۱۳۹۵ ساعت از ر ح ۳۵ تعبیر دیگرِ یک اپیزود عاطفی صحنه ی اول بین آدم ها فقط تغییر خطوط پیشانی و ارتعاش آهسته ی گونه ها برایم دیدنی ست دوست دارم نگاه هر آدم را تعقیب کنم شاید بفهمم کدام لحظات بین شیطان و خدا فاصله می اندازد نشسته بود و از نفس های دخترک به داستان و شعر و موسیقی به بوسه و ثانیه و وجود می رسید بعد چشم های قهوه ای اش را تصور می کرد که چطور زیر نور خورشید روشن می شد شوق ردپای همین کشف های کوچک بود که دلش را می برد به جایی که زندگی فقط یک لحظه از شکفتن می شد شاعر بود و چشم هایش گوش هایش سلول هایش به هر تغییر کوچک حساس شده بود باید هر ثانیه این همه را در مغزش پایین و بالا می کرد شاید برای همین بود که هر بار می خوابید نفسش کم می آمد و مغزش بی استراحت از روزهای بعد پشت پلک هایش سینما می ساخت نمی خواهم بدون تو با آدم ها حرف بزنم من کسی نیستم که زبانش بعدِ این همه ایده آلِ مسخره لال نشود من کسی نیستم که زندگی ام را به سنت چند گوش کر به حماقت چند چشم کور به خطای چند ماتریکس تمرینی ببازم نشسته بود و چند بغضِ بنیادی را در دفترش شکل چند ردپا می کشید که می رفتند تا به چشم هایش برسند او می دانست حالا انسان است و فقط بدون آخرین امید خدا خواهد شد صحنه ی دوم مگر می شود با چند فرمول معنای علاقه را در یک کتاب محاط کرد مگر می شود بر تقدسِ یک بوسه ی بی اراده چشم ها را بست و به عافیتِ رضایتِ آدم ها تن داد مگر چند بار می شود غمِ شیرین فاصله را زندگی کرد سیزده تا شمرد و حالا سیزده تار موی سفید داشت آدم ها مثل باد می گذش...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 27 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-27


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  loolivash.blogfa.com  Verify


The site also has 1 references to external domain(s).

 fr.wikipedia.org  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Fri, 07 Aug 2026 00:26:54 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/cheshmanat.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=hm6iuMxV4TWHzvdtdmc59mJWMMPY4K36HNQKOLt46oHQ4P3sd1oGXE64iWFgKrzJcpwe3uwqk9I10GobuOzuBTCSBqg%2BsKKuQSXkGOcCrB%2FSGqeDwWiEb3GdbJf%2F9xhQmzUsp%2BWmw2o%3D ]
CF-RAY a2722706e9519eca-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Fri, 07 Aug 2026 00:26:54 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=ZITErO0EnOpb97XTtpDmdKdLWzcHmgwcoXfO0ryaxsthwcdiIQYHQnQPzuLKjLpMOR7bB9LwHNuoToGJwEOcux2ANneX3lykufkChZOHTYHTXpxxTM54FQzDOCWgxVp%2FpbJnDJUCc9c%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a27227085898d0a2-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="داستان چشم‌هایت علاقه‌های پراکنده به تو و زندگی"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="داستان چشم‌هایت"
property="og:site_name" content="داستان چشم‌هایت"
property="og:description" content="داستان چشم‌هایت علاقه‌های پراکنده به تو و زندگی"
name="twitter:title" content="داستان چشم‌هایت"
name="twitter:description" content="داستان چشم‌هایت علاقه‌های پراکنده به تو و زندگی"

Load Info

page size13309
load time (s)0.569773
redirect count1
speed download23390
server IP 188.114.97.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"