Meta tags:
description= از میان دل بی تاب من;
Headings (most frequently used words):
از, به, بود, گل, اي, در, مي, من, با, او, اين, آن, بر, كليه, دل, را, تو, يك, داشت, تا, كه, دو, يا, كنم, زين, فروشم, دارم, هر, ها, شد, ما, كنيم, شاخه, هم, فروش, مردمان, گر, بهر, كودك, كار, فال, ديگر, ام, ترا, چشم, سر, روز, چه, هرچه, درد, درمان, حافظانه, غزل, شماره, حافظ, اشاره, تاب, شده, دست, جوان, اش, چند, شيرين, زبان, روزش, فروخت, دوخت, دختر, آه, دخترم, چاره, رنگ, نقش, نبود, كم, روي, كس, نداشت, حال, دور, باز, شود, ميكشيم, نمود, است, نيست, آگاه, گلفروش, دهم, چين, بگفت, نوشته, خط, بخط, میان, بی, نگاهش, التماسي, زار, بفروشد, گلي, اصرار, هاي, مريم, دسته, نخ, بسته, درميان, كوچك, ناز, همچون, واژه, راز, دويد, سو, سوي, گذر, قدمهاي, گريز, يكدگر, خودروهاي, لوكس, مينواخت, جمله, ميگفت, كان, ميشناخت, خريد, شيك, پوش, آقا, خانم, ببر, آنچه, دامن, نمي, خواهي, مرد, كني, هديه, يار, مهربان, بستان, اگر, خواهدت, پيشكش, كن, حاصل, بايدت, قيمت, ارزان, بخواهي, نيم, بخر, دلت, بخش, لبخندي, معشوق, گلت, غمگين, نگه, نفر, ميگشت, آويزان, صبح, وشام, همدم, همنام, مادرش, كنج, جورابي, ليفي, زير, چشمي, نگاه, غصه, ميخورد, ودر, كاي, عزيزم, ببخش, كي, جز, پدر, بودت, بسر, غم, همه, سهمت, دنيا, برد, پيش, بودي, هيچ, جرأت, آزارت, گلفروشي, ربط, كارت, وقت, بازي, كردنت, ني, ويا, برگي, حيف, مهري, زندگيمان, كور, خشت, خامش, پخت, آجر, خانه, كاخ, زآن, ظاهر, جان, آتش, دادو, كوره, سوز, تيره, وتاريك, بي, سرپناهي, عكس, خوشبختي, آهي, مانده, پس, ميبايد, دردم, خواهد, گشود, زپس, بيماري, پور, بدرمانش, پيرهن, رنج, هست, قلكي, گرديد, درمانش, شكست, نون, آب, روزي, دواي, تر, اكنون, بساطم, ين, درماندگي, كجا, آورم, پسر, بينم, بدينسان, دربدر, مردن, رخت, ازين, نكبت, بدر, بردن, ببايد, بردارم, زجان, بهترين, آري, سود, سوداي, خود, خوش, حتم, فروشي, مان, زخود, عوض, داداش, خرج, جراحي, قلب, باقي, ماند, پولش, گوشواري, خرم, طلا, جامه, نو, پيراهنش, منجوق, دوز, دامنش, تفكر, شب, بيغوله, غنود, نرم, وآرام, قصه, نوازش, سوزش, گفت, دادش, نويد, لخوش, لالائي, شنيد, راه, خويش, نا, بيك, هگذر, دختري, ديدند, گلدار, خبر, آويخته, گردنش, بندي, كاين, حكايت, پخش, چو, براي, پير, زمن, چون, برگ, گلها, دگر, مادري, تنها, ئي, شما, خوب, جانبخشند, اذن, خدا, نياز, بيماران, دهيم, پاداشش, گردن, نهيم, فروشيمش, داريم, اجرجراحان, كوچكي, مادری, غمین, برکلیه, 368, 354, 30, برای, خنده, قاب, وحدت, کثرت, مهمان, کویر, عشق, حياط, منتظر, بهار, آمد, گذشته, می, خواست, یلدا, نامهربانی, حرف, مهماني, درقاب, فروغ, کلیه, تازگی, تازه, میشوم, زمان, فراموشی, پرواز, خیرات, سرد, دوقطعه, رشک, پنهان, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (66), است (54), شده (50), اين (42), آرمان (42), خود (34), نوشته (33), ساعت (30), توسط (30), خواست (30), عشق (28), این (20), گفت (19), چون (19), ۱۳۹۰ (18), خانه (18), ۱۳۸۷ (17), جان (16), مهر (15), ۱۳۹۱ (15), دور (15), داشت (15), دلم (14), شود (14), نمي (14), هاي (13), باز (13), حاجت (13), شاخه (12), های (12), رنگ (12), خويش (12), راه (12), 1390 (12), طلبیم (12), همه (11), درد (11), چرا (11), شکست (11), ترا (11), پرواز (11), باغ (10), بهر (10), دارم (10), چشم (10), نيست (10), نگاه (10), دارد (10), دست (10), روز (10), هوس (10), ببست (10), تمام (9), دوست (9), شنبه (9), هست (9), دگر (9), بسته (9), ديگر (9), قصه (9), بال (9), حال (9), اما (9), اگر (9), ديدم (9), ببين (9), 1391 (9), روی (9), آذر (8), آتش (8), حافظ (8), دیگر (8), خویش (8), درون (8), خسته (8), نمود (8), كرد (8), كنم (8), زآن (8), گويم (8), نشان (7), رفته (7), آبان (7), شهریور (7), آنچه (7), آمد (7), داد (7), يكي (7), گاه (7), نقش (7), بیست (7), برد (7), زين (7), كليه (7), تاب (7), آخر (7), چینی (7), کرده (7), #حافظانه (7), راز (6), شعر (6), ۱۳۸۶ (6), ماند (6), چند (6), مانده (6), كنند (6), اشاره (6), اند (6), سرد (6), میان (6), هستي (6), گرد (6), آورد (6), هرچه (6), كند (6), سنگ (6), آسمان (6), ازآن (6), گفتا (6), مرا (6), ناز (6), كودك (6), روي (6), مرد (6), دوشنبه (6), بند (6), گذر (5), پري (5), اسفند (5), خرداد (5), مرداد (5), ۱۳۹۲ (5), مرغ (5), دلت (5), هيچ (5), آرام (5), سبز (5), اینک (5), خار (5), غزل (5), جام (5), خالي (5), مردم (5), بلند (5), دارند (5), دانه (5), حوض (5), شهر (5), كرده (5), تنهائي (5), حرف (5), دنيا (5), ستاره (5), پير (5), شايد (5), آمدم (5), رفت (5), جمعه (5), باور (5), باشد (5), كار (5), انتظار (5), پاك (5), هزاران (5), روح (5), بار (5), درست (5), شماره (5), بهانه (4), پروانه (4), زندگي (4), تیر (4), خيره (4), باقي (4), یکم (4), گرماي (4), شور (4), پنجشنبه (4), نظر (4), برای (4), قلم (4), سكوت (4), بايد (4), براي (4), شعله (4), ديد (4), درخت (4), لقمه (4), ديوار (4), پدر (4), بساط (4), هميشه (4), نگه (4), چهارم (4), بهار (4), گيرد (4), زبان (4), گرچه (4), ليك (4), ياد (4), كجا (4), نرم (4), دريا (4), آبي (4), روزي (4), نام (4), نبود (4), دهم (4), كنيم (4), جوان (4), فروشم (4), خواهد (4), نداشت (4), صبح (4), قاب (4), نشسته (4), نفس (4), آواز (4), بيابان (4), داند (4), فكر (4), کرد (4), سرخ (4), هزار (4), آنجا (4), حلقه (4), كوير (4), شديم (4), مارا (4), برده (4), زيبا (3), مجازي (3), مريم (3), انبوه (3), سيب (3), كوچك (3), ساز (3), ساقي (3), ساده (3), بهمن (3), فروردین (3), پست (3), صبا (3), گلها (3), پنجرة (3), باشي (3), رشک (3), كوه (3), آري (3), منم (3), شوي (3), گفتمت (3), چمن (3), همچون (3), پنهان (3), آغاز (3), لحظه (3), هرجا (3), گلی (3), بست (3), فریاد (3), صبر (3), آهسته (3), شرم (3), فرو (3), هستم (3), پیدا (3), پیمان (3), بردست (3), فردا (3), افتاده (3), تنها (3), پاسخ (3), داشتند (3), سروده (3), یاران (3), خواهي (3), نيمه (3), حجم (3), پیوسته (3), خموش (3), خمير (3), آنرا (3), دسته (3), فروخت (3), هواي (3), زده (3), كاسه (3), مزد (3), برابر (3), شدن (3), خيرات (3), خودرا (3), نشست (3), مدرسه (3), استاد (3), سال (3), فصل (3), هاست (3), گويد (3), چهارشنبه (3), زمان (3), همراه (3), همان (3), اورا (3), كني (3), حاصل (3), كاي (3), دستي (3), دامن (3), باد (3), پيش (3), جسم (3), پيدا (3), سير (3), مگر (3), زمين (3), بازي (3), شاید (3), یکی (3), زمانی (3), ترانه (3), بودم (3), تازه (3), ادامه (3), لیک (3), بردن (3), همچو (3), توان (3), هشتم (3), درمان (3), خوب (3), خدا (3), برگ (3), مردمان (3), آويخته (3), خبر (3), فروش (3), جامه (3), قلب (3), شيرين (3), چاره (3), پسر (3), سوز (3), تيره (3), وقت (3), فال (3), زير (3), جمله (3), حياط (3), شدم (3), اميد (3), آهنگ (3), خاك (3), بدل (3), پاي (3), نشانه (3), ولي (3), دادم (3), بالا (3), آرماني (3), جانانه (3), درس (3), يلدا (3), حادثه (3), عمر (3), روشن (3), ضمير (3), وصل (3), یکشنبه (3), تار (3), بگو (3), تخت (3), مادر (3), بوده (3), گرم (3), علاءالدوله (3), داده (3), خشكي (3), گفتگو (3), بشقاب (3), یار (3), کار (3), نیست (3), هرکه (3), هفتم (3), بیا (3), گشادی (3), blogfa (2), com (2), دنياي (2), آشنا (2), زاده (2), الهام (2), سفيد (2), طنز (2), پند (2), سايه (2), آفتاب (2), پنجره (2), غمگين (2), سحر (2), قدیمی (2), زدم (2), هايش (2), جنگل (2), سرو (2), شدي (2), دمن (2), بانك (2), سپيدي (2), همشان (2), منتظر (2), جنگلي (2), غنچه (2), هفدهم (2), سرایش (2), بزن (2), دیده (2), امضا (2), راکه (2), پروا (2), سکوتی (2), راهی (2), موج (2), دریا (2), بخود (2), تبر (2), برپا (2), دوقطعه (2), دوم (2), بـا (2), خواب (2), اشك (2), ناله (2), گلو (2), دستهاي (2), مردان (2), پخت (2), تنور (2), ميگفت (2), خراب (2), جوانه (2), اكنون (2), هائي (2), نوزدهم (2), رمضان (2), بهشت (2), هوا (2), پرت (2), پشت (2), بسوي (2), نعمت (2), نذر (2), فشان (2), نگهبان (2), آنكه (2), كنون (2), فروشان (2), خانة (2), گيرند (2), كوچه (2), دراز (2), خريد (2), سفره (2), روزه (2), خاموش (2), ماه (2), ميخواهم (2), مشق (2), ناخوانده (2), نیمه (2), تست (2), تكراري (2), كلاس (2), ليوان (2), دستت (2), سراب (2), حقيقي (2), مرغك (2), آهي (2), بودي (2), نخست (2), اندر (2), معشوق (2), مان (2), ورا (2), فراز (2), سوي (2), مات (2), بزد (2), اينك (2), خواستم (2), كردم (2), التماسي (2), اوج (2), كمند (2), ميخواستم (2), ماهري (2), دود (2), چنگ (2), بوس (2), گرفت (2), محكم (2), ميخواست (2), جهان (2), خاطره (2), پرسش (2), فراموش (2), كودكي (2), يكسال (2), وقتی (2), بیش (2), آنها (2), زمزمه (2), ماندن (2), آغوش (2), شبی (2), بیتاب (2), شاد (2), گردد (2), پایان (2), ابتدائی (2), دوباره (2), گلفروش (2), دوخت (2), دهيم (2), زمن (2), دختري (2), آگاه (2), لالائي (2), روزش (2), بگفت (2), نوازش (2), دختر (2), چين (2), طلا (2), دخترم (2), خوش (2), بينم (2), رنج (2), پيرهن (2), گشود (2), ميكشيم (2), آجر (2), كور (2), كنج (2), يار (2), مهربان (2), قدمهاي (2), واژه (2), چشمهايت (2), آور (2), چراغ (2), فرش (2), پرده (2), عكسها (2), ساعتي (2), دستان (2), بلندي (2), صدا (2), عاشقانه (2), کند (2), آنگاه (2), فتح (2), نیستم (2), برگی (2), کلام (2), بوسه (2), آزاد (2), ودل (2), نوش (2), كشيده (2), عاشق (2), فرياد (2), ديده (2), تيغ (2), قهر (2), ناجوانمردانه (2), گشته (2), فقط (2), انتظاري (2), طوفان (2), كرانه (2), قرباني (2), نامهرباني (2), پيمانه (2), بيرون (2), رنگي (2), خام (2), بيگانه (2), صداي (2), ديوانه (2), آرزوئي (2), پاسخي (2), خفته (2), آيد (2), آشفته (2), تجديد (2), شنود (2), بزرگ (2), سیزدهم (2), راستي (2), نشاط (2), شكيب (2), فرصت (2), شاهباز (2), لانه (2), شوق (2), زدن (2), چگونه (2), پيدايم (2), صبحم (2), نداي (2), امروز (2), خوي (2), تماشا (2), كاشي (2), اندازه (2), تمنا (2), آدم (2), چهاردهم (2), دلا (2), بارد (2), ابري (2), گهي (2), نباشد (2), ميگردد (2), بنفشه (2), سماور (2), جوش (2), بارش (2), باران (2), خوشه (2), سينه (2), اينجا (2), بهم (2), برگشتن (2), تابش (2), خورشيد (2), آورده (2), زهر (2), چنين (2), اول (2), بنمود (2), جواب (2), هان (2), نايد (2), برآن (2), بعد (2), آورند (2), باورم (2), نهاده (2), ايم (2), بودش (2), زدي (2), زيارت (2), تجربه (2), گون (2), نگار (2), همخوانی (2), بشقابی (2), تکه (2), خورده (2), شام (2), امانم (2), روزی (2), سری (2), بشکسته (2), بانگ (2), زنم (2), نمی (2), کوی (2), وحدت (2), کثرت (2), مهرت (2), خامه (2), آرزو (2), کدام (2), بیز (2), بجان (2), تیز (2), برون (2), ریشه (2), مدام (2), آینه (2), همیشه (2), ایم (2), میخانه (2), جلوه (2), صحرا (2), گفتنم (2), شنفتنم (2), بخط (2), توانی (2), سخت (2), برگشتم (2), آوند (2), لرزه (2), دیدم (2), سنگینی (2), پنجه (2), 1392 (2), عشقی (2), برچینم (2), نهادی (2), دینم (2), مرادی (2), لیلایی, تزین, دستخط, مجنون, دلخسته, کسافت, کاری, جملات, بهروز, علي, اصغر, نجفي, اغو, مهربوني, فهيمه, نوري, فاطمه, رضائي, كوك, انجمن, شاعران, ايران, دكتر, كزازي, وصال, رستمي, خالقي, حسين, كريمي, جعفري, ستايشگر, خورها, سراجي, داود, سيدي, جلسات, شکسته, خوابهای, صورتی, محمدرضاهاشمی, حورها, ارسلان, ازياد, كانون, دانشگاه, سمنان, عباس, دوچرخه, سوار, مرواريد, عرفان, زهرا, دري, ناهيد, اميدروياي, ناتمام, rojano, آْزاده, بشارتي, ارديبهشت, وباران, تقديم, ياوران, روزگار, غربتم, ققنوس, پیوندها, اردیبهشت, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, الکترونیک, قاصدك, گفتم, پيامي, خوشم, آنگه, سايد, نغمة, بشنو, تاسپيده, چشمم, سرشاخة, مطالب, ۱۳۷۶, پابند, وفايت, باغبان, رشك, حسرت, بلنداي, صفايت, جنگلباني, سبب, سوزد, اجاقي, ياوه, كامي, برگهايش, زتبرهاي, جفا, خشكد, درختي, اميدش, جنگلبان, وحسرت, بدلم, دگرت, نگفتم, ديرين, ايام, دشت, وسبزه, طبيعت, گفتي, وبرگ, تنتان, مأمنتان, برداري, بروي, بنشيني, اسب, رهوار, حافظي, درختاني, رفيع, توهمه, ساية, لطف, گري, باغباني, آراي, پیشگاهتان, سازم, امیدوار, گردم, ارزشمندشان, دریغ, نفرمایند, http, noktehavagofteha, بجاست, رخصت, فرمایند, سرنامه, تارنمای, دیگری, درج, نگارش, هایم, نمودم, نوشت, ثانیه, شکستم, غمبار, ترین, افتادن, اشکم, منع, ستم, گلخانه, نرستم, شادیش, چکیدم, اینگونه, پلک, نشستم, نگاهی, رسیدست, ازچه, گسستم, بگریخته, آئی, ترسیده, لرزان, جوشش, نبستم, سوزاند, رخم, ریز, بدانند, اشک, خروشنده, ببار, مستم, شكستم, خدایان, رسوا, آئینه, دار, خدائی, آئین, مرامی, نیکی, خریدار, دلی, دادیم, زفریاد, رازش, دیوار, قدم, همّ, خودکام, زجمعی, رهاگشته, زطوفان, هراسی, نگیرد, ناشده, ودیگرنوع, نیزدر, اینجا, بنمایانم, زیر, درهمراهی, دلنوشته, یارانی, منت, خواه, ارزشمندتان, مهرگونه, امر, براین, دیگرم, مهربا, ريا, خـود, شـدن, لبان, عطر, آلودة, نسيم, اتحـاد, ريشـه, گلـدستـه, مشتاق, درخيره, لرزش, شفاف, رسته, لذت, كشيدن, برزمين, بشكسته, بغـض, تركيده, هسته, عزم, آوريم, جزآنكه, هيمه, ديگرهيچ, بساطي, جهنم, براه, چارقد, سجاده, داس, درو, زيرا, طاق, موريانه, جوجه, كبوتران, سقف, شيرواني, زدند, ايستاده, جنبشي, زباد, نميشود, نشائي, گرفته, ريشه, فقر, نزديك, آوردم, 1382, دوازدهم, درجهنم, كفي, پرتاب, جهشي, اينهمه, دربار, ميليوني, بلا, گردانی, گندم, وفور, بازآنجا, شهدي, شراب, عسلي, باهمه, حور, غلمان, خرند, قطعه, زميني, كوثر, شافي, گردند, عدالت, دروازة, جنت, دعا, ميخوانند, كودكان, راوي, مفتي, خير, افشان, عرق, ريختنش, بركت, دانند, لبريزند, نخواهند, سپرد, جائي, زاري, زدۀ, مادرخويش, آبروي, پدرو, شان, نتوانند, كودكاني, هستند, ليسيده, تداوم, خيراتي, ولع, شكم, ورم, فضل, لقمة, دستهائي, زخم, پيچند, تسكين, نانيست, خیرات, آيم, كتاب, نیم, سازد, سالی, رشد, بالد, آغازد, پائيز, نوك, پرگار, شكل, دايره, كمي, بيضي, بدم, نويسد, خودكار, سري, ديكته, متن, اجباري, هردبيري, آزمونها, ترم, بالائي, ازحساب, خوانم, وجبر, ميز, مداد, تسكينت, ونا, نماید, نگاهت, تشنه, بودن, چشمه, شوم, پروازم, مهرم, بيچاره, زددرست, پرورده, ازل, ميدارمت, نهاد, ميان, ناگهانش, ازدل, گشت, چتر, دلگرمي, نااميد, درخود, جانخواهي, وسر, ببالا, آسمانها, ديدو, بلور, اشگ, اندوه, شيون, روياي, پيشش, نميجويم, آيدنهم, جانم, بگير, مقدار, گور, ساختم, آزي, باختم, ريزان, ازحال, خواستگاه, گير, سرير, هور, ومه, بندد, سيمرغ, دررنگ, وفروزان, فلك, درگردشم, سياحت, كارمن, دلخواهم, چندرنگ, دنيايم, هيهات, وبناليدش, اينرا, عاقبت, برشاخه, عريان, راازخودگسست, ظاهري, سفارشهاهرآنچه, بخواست, واستادان, آوردندراست, نسيمي, وعود, سررود, چنان, وظريف, سازيد, لطيف, كهكشاني, رابپوشان, عروس, معني, چشمك, دشتهائي, بكش, پرشكوفه, درختان, شبنما, بنما, ودرساحل, رها, نقاشي, ابر, آبپاشي, كوهي, نهد, ازستيغش, نورخورشيدي, جهد, پرميجست, زآبي, رنگين, كمان, گفتش, بنه, يله, كاري, سفت, پروازي, گشايد, مينوشتم, عمرم, يكسالگي, اعتراف, تحولي, پديد, مردد, اینکه, بنویسم, نثر, داستان, بالاخره, بنويسم, قبلي, پربارتر, شادابتر, دلگير, غمناك, صفحات, پيشين, پاسخهاي, رجوع, صاحبدلي, برگزيدم, مناسبت, دراين, روئي, عرفاني, ديدگاه, خودم, تعريفي, بزرگترين, آدميت, اينكه, باشم, تارنمايم, يكساله, همپايش, يادم, نرفته, سبك, سنگين, نمودن, سكوني, پاسخم, مينشاند, رخوتي, بيهوده, كردن, بدرود, گاهی, ببخشید, درفرصتی, مهلتی, بازیافته, عاریتی, خواندم, بدلشادیم, نگاشته, بودید, حتی, نتوانستم, تای, جوابی, بگذرید, گناه, نیامدنم, نیامدن, دنیا, مجازی, سرودمش, فصلی, تنهائیست, اجبار, چکید, غزلخوانی, چشید, سکوتش, میداد, طعم, تلخ, انگشت, گزید, درازی, بگریست, خندید, بفراموشی, آری, خاموشی, فراموشی, نوبرهمگان, مبارک, باشی, هموطن, بزی, سرافراز, مینهم, گام, دراین, آید, هستی, تازگی, میشوم, خواهم, یابد, آمدنم, یاشروعی, تسلسل, حرکتی, جای, مقصود, ارابه, چرخی, چرخید, مبتدی, گردید, تکراری, كوچكي, مادری, غمین, برکلیه, فروشيمش, داريم, اجرجراحان, نياز, بيماران, پاداشش, گردن, نهيم, شما, جانبخشند, اذن, مادري, گردنش, بندي, كاين, حكايت, پخش, بيك, هگذر, ديدند, گلدار, دادش, نويد, لخوش, شنيد, وآرام, سوزش, تفكر, بيغوله, غنود, پيراهنش, منجوق, دوز, دامنش, پولش, گوشواري, خرم, عوض, داداش, خرج, جراحي, زخود, حتم, فروشي, بهترين, سود, سوداي, ببايد, بردارم, زجان, مردن, رخت, ازين, نكبت, بدر, آورم, بدينسان, دربدر, بساطم, درماندگي, نون, دواي, قلكي, گرديد, درمانش, شكست, زپس, بيماري, پور, بدرمانش, ميبايد, دردم, سرپناهي, عكس, خوشبختي, دادو, كوره, وتاريك, خشت, خامش, كاخ, ظاهر, حيف, مهري, زندگيمان, كردنت, ويا, برگي, جرأت, آزارت, گلفروشي, ربط, كارت, بودت, بسر, سهمت, عزيزم, ببخش, چشمي, غصه, ميخورد, ودر, مادرش, جورابي, ليفي, وشام, همدم, همنام, نفر, ميگشت, آويزان, بخر, بخش, لبخندي, گلت, قيمت, ارزان, بخواهي, نيم, بستان, خواهدت, پيشكش, بايدت, هديه, آقا, خانم, ببر, شيك, پوش, خودروهاي, لوكس, مينواخت, كان, ميشناخت, دويد, گريز, يكدگر, درميان, نگاهش, زار, بفروشد, گلي, اصرار, کلیه, سوم, درخشيدند, اطاقت, نبودي, آوردي, دستاني, فاصله, سنجيدند, گلهاي, بنفش, صورتي, عينكي, سفر, خنديد, عقربه, آنسوي, روشني, حسي, فانوس, محصور, هايت, محو, اطاقي, نيستي, زماني, فردايت, دهد, حرفي, سوغاتم, رهگذري, گيتاري, ترميم, منتظري, فكرت, عروسكهاي, جاي, هرگز, پوسند, خندند, نور, روزنه, شيشه, اطاق, تابيد, چراغم, مهماني, درقاب, فروغ, قله, ذوب, راسخ, آهنم, جذابترینم, دوستی, کندم, موم, برملا, رقص, بباغ, پروري, رافرصت, آبادهاست, خيز, آريم, اندازيم, يادهاست, هوشياري, زمستي, زنيم, ميگسار, ناخن, ودندان, بره, خستيم, بنيادهاست, فضاي, ستون, تيز, تيشه, فرهادهاست, وخون, صددل, پسند, قفس, بيدادهاست, ناقوس, سرشك, نهفته, مهرباني, زشعر, غمزده, لرزيد, عبور, شبانه, سنگلاخ, پيچيد, چسبيد, خشكيد, بركه, زماهي, رودي, نهري, زندگاني, صنوبرها, سروهاي, سربلندش, زمينش, افسوس, مشامم, نوازد, بوئي, ورياحين, بتابد, سوئي, نگاهم, خشك, گرفتند, پيامدهاي, سياهي, غروب, دلنشين, وروزم, شدبي, تفاوت, رنگها, نميدانم, بپا, خويشتن, زچنگال, گرگ, رستم, سوخت, نامهربانی, خواندند, سازي, نوشي, نگفتندش, قانوني, سنجد, وزن, ترك, تسبيحي, پوچي, هردانه, خرابي, سكوئي, معشوقي, نشيند, دربرش, يانه, فراري, ارزدكه, اينجامي, مقابل, ديواري, سربسر, رنگهاي, صدايم, گيج, پيچد, روزن, شرط, آرمانم, وارهيدن, كلاف, بندها, اختيار, روزگاري, صحنه, هاپر, ازبازي, ليا, شرحي, افسانه, انتظارم, غيردلخواهي, بودآنجا, سردمهري, رادر, چشمشان, ديار, بادلم, دیر, نوشتم, بنظرم, بعضي, چيزها, تاريخ, مصرف, ندارند, گيسوانش, پايداري, مهرش, آويخت, رهائي, آمده, سرزمين, رساند, جاودانه, اميدهاست, ديوكش, تابويت, فزا, بويت, سوارشب, شكن, تير, رسد, شاهانه, كويت, سرور, آذري, نورها, تابيده, سويت, گردرآن, زنجيرشب, طولاني, دلجويت, زنداني, حكم, جرم, زيبائي, رويت, يلداي, مويت, گيسويت, یلدا, پنجم, خدائي, سنگدلي, معركه, زائيدن, بكري, تنش, پدري, موازي, زتشويش, پرسم, اثباتگر, سمائي, زنده, عبوديت, گرود, آزاده, شكند, وهمي, سئوال, نگاهي, قولي, باورت, لرزاني, بگنجايش, نرمي, ايمان, بنائي, آنقدر, گرفتاري, روزها, فیض, القدس, مدد, فرماید, دیگران, بکنند, مسیحا, مشكلي, جواني, سربلندي, كلام, ياري, فداو, سبزو, ايراني, ارمغاني, غزلي, آسماني, باراني, بيت, گوهرفشاني, گسسته, روياها, رواني, تاباني, نوراني, شورآور, ارغواني, گفته, خمودگي, استخواني, دوستي, شادماني, زباني, خواسته, سكوتم, زمانه, سمايم, تاريكي, پريده, قفسي, امن, لبم, طفل, شيرخواري, ميل, ازهرجوانه, خور, تنهاييم, ميداني, گذشت, ثانيه, ساليانه, حاشيه, اگركه, زبانه, فرار, سركردن, مگوكه, اينچنين, فسانه, سرخوشي, بدنبال, گشتي, غريب, گريه, دغدغه, ديروز, گوي, سرگذشت, گنجشگك, سرشاخك, بام, زطول, هيجان, تفسيري, شروع, گويند, زهم, شنوند, گذرند, گذري, صاف, شبي, جويد, شهرزاد, نغمه, رازي, روايت, يارانش, سيه, كارند, آنانيكه, مرگ, خواهند, نامي, خوانند, گرفتارند, اهل, موي, آزادت, عالم, آئينه, درتو, نمائي, دلخواهي, خودخواهم, بيادت, فريادم, مپنداري, گذشته, همين, يكسو, خرّم, پيغامي, زمينت, نجوايي, تابيرون, كشدپايي, خودگسترده, دامي, شكيبائي, ناكامي, فراموشي, كجابتوان, مستي, وهوشياري, ناسي, زبدنامي, سحرها, آمدوخورشيدمي, رخشيدچون, ديروزي, بامي, شامي, جامي, نيفشاند, آرد, دلارامي, حوصله, قلقل, ماهي, طراوت, اتاق, سكون, حيات, حياطي, آرايد, تابي, مشكل, روب, اندكي, حاليا, مصيبت, چيدند, تاك, كردند, ياكريماني, دايم, استكان, قوري, هياهو, گسترده, عصر, تني, ميكرده, ماهيان, پولك, نوجوانان, وجواناني, شهد, انگور, ميداد, داربست, كنار, اميدي, سيبي, آويز, جاگرفته, پله, شمعداني, گلدان, لاله, عباسي, فراوان, سوزي, كشد, چوبي, بگويي, منتظرانند, غزلخوان, آموزد, آرزوي, حرمت, گرمت, جرقه, مشعل, پيه, بزند, باغچه, جيك, گنجشك, شكاف, بگشا, رمز, افسرده, بشكافد, وچراغي, نمايد, تهي, بگشايد, گوشه, اينبار, كبوتر, آرم, بگوش, كوكب, ميباشند, سما, انوارها, اسرار, وقلب, بسازد, آلايش, كوكبان, همدستي, نرنجانند, سختي, چشند, مانند, وخاك, برخود, پوششي, باحجب, بوالحسن, هردويكسان, بگزيده, سرا, اختران, جلا, سوسو, بسيار, آسمانش, پربار, گرفتيم, سكنا, گزيدنداين, مكان, صفا, بداد, رويمان, بدرقه, كويمان, نعنا, هويي, اويي, مزن, سنگي, زآنكه, سنگت, ميزنند, برتو, سپس, چونكه, حصار, ماري, بركاشانه, مثل, مار, كشت, لاشه, افكند, سئوالي, ميرسد, گردون, كارهر, حساب, ديوان, حقيقت
Text of the page (random words):
ي جان فزا و باز از بويت ببين هر شب يلدا پر از اميدهاست ديوكش در جام تابويت ببين 30 9 1390 يلدا بلندي شب گيسوانش را با تاب و پايداري مهرش از پنجره اميد آويخت تا عشق به رهائي ازآن بالا آمده سرزمين آفتاب خفته را به روز رساند و جاودانه تر شاید دیر نوشتم اما بنظرم بعضي از چيزها تاريخ مصرف ندارند نوشته شده در جمعه دوم دی ۱۳۹۰ ساعت 6 50 توسط ح و آرمان ۱ پاسخ انتظار من ديار خويش را بيگانه ديدم بادلم گرچه خودرا گرد آن پروانه ديدم با دلم سردمهري ديدم ازآن دستهاي بي نشان خويش رادر چشمشان ديوانه ديدم با دلم انتظارم غيردلخواهي چه بودآنجا كه من پاسخي بس ناجوانمردانه ديدم با دلم روزگاري صحنه هاپر بود ازبازي و عشق حا ليا شرحي از آن افسانه ديدم با دلم درس ما و فكر ما و كار ما آزاد بود بندها بر اختيار خانه ديدم با دلم آرمانم وارهيدن زين كلاف و بند بود آرزوئي دور از جانانه ديدم با دلم 10 9 1390 ۲ شرط پيمانه صدايم گيج مي پيچد درون قاب اين خانه كجا بيرون برد روزن صداي ساز ديوانه ز بي رنگي مقابل دور مي بينم كه ديواري كشيده سربسر با رنگهاي خام و بيگانه فراري نيست ماندن هم نمي ارزدكه دل بازي نه اينجامي شوي عاشق نه بيرون حال جانانه خرابي بي بساط عشق نشسته پاي سكوئي نمي داند كه معشوقي نشيند دربرش يانه نگفتندش كه قانوني ترا در راه مي سنجد به وزن ترك تسبيحي كه پوچي داشت هردانه چه بالا بود آرماني كه با آهنگ دل خواندند اگر با ما سر سازي بزن نوشي و پيمانه 13 9 1390 نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 3 5 توسط ح و آرمان نامهربانی نامهرباني گذر دادم تن خودرا از آتش ولي دل سوخت از نامهرباني زچنگال هزاران گرگ رستم به تيغ خويشتن اما قرباني نگاه من به دريا بود و آبي كرانه سبز بود از رنگ دريا نميدانم چرا طوفان بپا شد تمام رنگها شد تيره هرجا شب وروزم يكي شدبي تفاوت غروب سرد و صبح دلنشين هم تمام لحظه ها رنگ سياهي گرفتند از پيامدهاي اين غم نگاهم خشك شد بر انتظاري كه شايد بر بتابد كور سوئي از آن باغ پر از رنگ ورياحين مشامم را نوازد رنگ و بوئي ولي افسوس زآن باغ پر از گل فقط خار از زمينش زد جوانه نه از آن سروهاي سربلندش نه از آن نو صنوبرها نشانه بيابان گشته ديگر زندگاني نه رودي مانده نه نهري ز اميد تمام بركه هاي پر زماهي ز قهر ناجوانمردانه خشكيد كنون باور به تيغ خار چسبيد نگه در سنگلاخ كوچه پيچيد عبور مرد آواز شبانه زشعر غمزده بر پاي لرزيد نشان مهرباني در كجا رفت كه دستي از نوازش نيست بر آن من و تنهائي و رنج نهفته سرشك ديده و فرياد پنهان 22 8 1390 نوشته شده در دوشنبه سی ام آبان ۱۳۹۰ ساعت 4 2 توسط ح و آرمان دو حرف ۱ باغ بوسه حال يك ناقوس را دارم بدل فرياد هاست چون هزاران قفس افتاده را بيدادهاست اي به خاك وخون كشيده صددل عاشق پسند اين ستون بر پا ز تيز تيشه فرهادهاست ما براي بردن جان در فضاي پاك عشق ناخن ودندان بره خستيم كش بنيادهاست مي به هوشياري زمستي مي زنيم اي ميگسار جام در جام هم اندازيم و نوش يادهاست خيز تا جامه به نو آريم و دل را پر دهيم اينك آن گاه است ودل رافرصت آبادهاست آرمان گر عشق خواهي باشد و دل پروري رقص برگ و گل بباغ از بوسه آزاد هاست 17 6 1390 ۲ فتح عشق با یک کلام حرف دلم می شود تمام با یک نگاه خط دلم برملا شود من سنگ نیستم موم هم نه اما گلی به حرف برگی ز مهر نرم و خموش می کندم بی بهانه ای آهنگ دوستی جذابترینم در دل شب است من سنگ نیستم اما برای فتح عشق راسخ چو آهنم آنگاه قله اش مرا ذوب می کند ۱۲ ۶ ۱۳۹۰ نوشته شده در جمعه یکم مهر ۱۳۹۰ ساعت 17 26 توسط ح و آرمان مهماني درقاب فروغ به خانه ات آمدم چراغم گم شده بود و نور تنها از روزنه هاي شيشه اي اطاق تو مي تابيد به باور همه ي عكسها كه در قاب مي خندند به باور همه ي گلها كه در جاي خود هرگز نمي پوسند به باور همه ي عروسكهاي آويخته بر ديوار كه به فكرت زل زده اند تو در سكوت يك نفس عاشقانه منتظري و من از گيتاري كه انتظار ترميم صدا را دارد رهگذري هستم كه خالي از هر سوغاتم خالي از هر حرفي و زماني كه به فردايت اميد دهد به خانه ات آمدم و در اطاقي كه نيستي محو شدم فانوس نشسته بر بلندي محصور جامه هايت از حسي مي گفت كه روشني اش را از دستان آنسوي تر مي خواست ساعتي كه عقربه هايش را گم كرده بود سفر زمان را مي خنديد عينكي كه به تنهائي قاب عكسها را مي ديد گلهاي بنفش آويخته از پرده هاي صورتي فاصله فرش و حياط را مي سنجيدند من به خانه ات آمدم با دستاني خالي از چراغ از هر ره آوردي ياد آور تو نبودي اما چشمهايت چشمهايت در حجم اطاقت مي درخشيدند 15 6 1390 نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 5 5 توسط ح و آرمان فال گل کلیه در نگاهش التماسي زار داشت تا كه بفروشد گلي اصرار داشت شاخه هاي مريم دسته شده دو به دو با نخ به هم بسته شده درميان دست كوچك ناز او بود همچون واژه اي از راز او مي دويد زين سو به آن سوي گذر با قدمهاي گريز از يكدگر خودروهاي لوكس را در مينواخت جمله اي ميگفت كان را ميشناخت گل فروشم گل فروشم گل فروش گل خريد اي مردمان شيك پوش اي آقا گل اي خانم گل من دارم گل ببر از آنچه در دامن دارم گل نمي خواهي تو اي مرد جوان تا كني هديه به يار مهربان شاخه اي بستان اگر دل خواهدت پيشكش كن گر كه حاصل بايدت قيمت هر شاخه اش ارزان بود گر بخواهي چند نيم آن بود از من اين گل را بخر بهر دلت بخش لبخندي به معشوق گلت كودك غمگين نگه شيرين زبان زين نفر ميگشت آويزان به آن كار هر روزش به صبح وشام بود با گل و فال همدم و همنام بود مادرش در كنج ديگر مي فروخت چند جورابي و يا ليفي ز دوخت زير چشمي داشت بر دختر نگاه غصه ها ميخورد ودر دل داشت آه كاي عزيزم دخترم من را ببخش چاره ام كي بود جز اين رنگ و نقش گر پدر بودت بسر اين غم نبود اين همه سهمت ز دنيا كم نبود او ترا بر روي چشم مي برد و سر من به پيش او و تو بودي به بر هيچ كس جرأت به آزارت نداشت گلفروشي ربط در كارت نداشت وقت بازي كردنت مي بود حال ني فروش گل ويا برگي ز فال حيف از آن مهري كه از تو دور شد چشم باز زندگيمان كور شد خشت خامش پخت تا آجر شود خانه ها و كاخ زآن ظاهر شود جان در آتش دادو كوره سوز شد تيره وتاريك بر ما روز شد حال ما بي سرپناهي ميكشيم عكس خوشبختي به آهي ميكشيم مانده ام زين پس چه ميبايد نمود روي بر دردم چه در خواهد گشود زين زپس بيماري پور است و من تا بدرمانش فروشم پيرهن هرچه از كار من و رنج تو هست قلكي گرديد و درمانش شكست ما به نون و آب روزي سر كنيم تا دواي درد او را تر كنيم ديگر اكنون در بساطم آه نيست كس از ين درماندگي آگاه نيست من كجا تاب آورم درد پسر يا ترا بينم بدينسان دربدر چاره ي اين درد ما مردن بود رخت ازين نكبت بدر بردن بود يا ببايد دست بردارم زجان يا فروشم كليه ام از بهر آن بهترين كار است آري اين كنم سود اين سوداي خود شيرين كنم دخترم اي گلفروش خوش زبان حتم دارم مي فروشي كليه مان يك زخود يك كليه از تو مي دهم يك ز هر دو كم كنم دو مي دهم در عوض داداش تو درمان كنم خرج جراحي قلب آن كنم هرچه باقي ماند از پولش ترا گوشواري مي خرم رنگ طلا جامه اي نو چين چين پيراهنش يا كه منجوق دوز دور دامنش روز را با اين تفكر سر نمود شب به بيغوله بر دختر غنود نرم وآرام قصه از روزش بگفت با نوازش از دل و سوزش بگفت گفت او از كليه و دادش نويد لخوش آن كودك به لالائي شنيد روز ديگر باز او در راه بود از فروش خويش نا آگاه بود يك بيك از مردمان ر هگذر دختري ديدند گلدار و خبر آويخته بر گردنش بندي و نقش يك نوشته كاين حكايت داشت پخش كليه اي دارم چو گل اي مردمان هم براي كودك و پير و جوان يك زمن چون برگ اين گلها بود آن دگر از مادري تنها بود كليه ها ئي بهر درمان شما خوب و جانبخشند با اذن خدا بر نياز كليه بيماران دهيم هر چه پاداشش بود گردن نهيم مي فروشيمش كه دل درمان كنيم هرچه داريم اجرجراحان كنيم گلفروش كوچكي گل مي فروخت مادری چشم غمین برکلیه دوخت نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16 22 توسط ح و آرمان می توان در ابتدائی ماند یا به تکراری دوباره مبتدی گردید همچو چرخی دور خود چرخید لیک هر ارابه ای بردن به هر مقصود گرد حرکتی در جای خود باشد در تسلسل های این دور درون باور ابتدائی هست در پایان آن یاشروعی دیگر از آغاز یک پایان اگر ادامه یابد آمدنم ادامه خواهم داد نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16 3 توسط ح و آرمان به تازگی اش تازه میشوم مینهم گام دراین لحظه که باز عشق می آید و هستی با ناز سال نو گردد و جان تازه شود هموطن شاد بزی سرافراز سال نوبرهمگان مبارک شاد باشی نوشته شده در جمعه سی ام اسفند ۱۳۸۷ ساعت 14 59 توسط ح و آرمان زمان فراموشی من هم دل بیتاب به خاموشی رفت اینک آری بفراموشی رفت یک زمانی خندید گه درازی شبی را بگریست نک انگشت و لب خویش گزید طعم تلخ فریاد که سکوتش میداد در مخ سرد چشید آه از این همه درد که ز آغوش غزلخوانی او خسته چکید از من بگذرید و از گناه نیامدنم نیامدن در این حال و دنیا مجازی که زمانی می سرودمش و ترانه ترانه اش را زمزمه گر بودم اینک اینک فصلی از یک تنهائیست و اجبار بی تو ماندن یاران مرا ببخشید آمدم درفرصتی کم و در مهلتی بازیافته عاریتی خواندم تمام آنچه را که بدلشادیم نگاشته بودید حتی نتوانستم بیش از یکی دو تای آنها را جوابی دهم شاید وقتی دیگر و تا گاهی دیگر بدرود نوشته شده در شنبه سی ام آذر ۱۳۸۷ ساعت 4 17 توسط ح و آرمان پرواز دل نه اينكه فراموش كرده باشم که 10 مهر تارنمايم كودكي يكساله شد و خود من همپايش يكسال پير تر نه يادم نرفته بود اما كه سبك و سنگين نمودن اين يكسال مرا در سكوني مات فرو برد كه گاه بي پاسخم در خويش مينشاند و گاه در رخوتي از يك حس شايد بيهوده طي كردن اما كه بايد مينوشتم نه از گذر عمرم از اين دنياي مجازي يكسالگي ام بايد اعتراف كنم كه تحولي را در من پديد آورد و مردد در اینکه چه بنویسم شعر با نثر خاطره یا داستان بالاخره بايد بنويسم از پست هاي قبلي ام پربارتر و شادابتر يا دلگير و غمناك به صفحات پيشين در پرسش و پاسخهاي هر پست رجوع كردم و اين سروده را كه روزي با الهام از پرواز دل صاحبدلي صبا نام برگزيدم كه بي مناسبت با پرواز دلم دراين دنيا مجازي و حقيقي نبود و اگر چه رنگ و روئي عرفاني دارد ليك از ديدگاه خودم تعريفي بر بزرگترين حس آدميت دارد پرواز دل مرغ دل ميخواست پروازي كند پر گشايد در جهان بازي كند رد هر استاد كاري را گرفت محكم و زيبا پري ميخواست سفت بر يكي رنگين كمان گفتش بنه آن يكي را صد ستاره كن يله از دگر آبي دريا را نشان نقش پرميجست زآبي آسمان ماهري را خواست كوهي را نهد ازستيغش نورخورشيدي جهد جنگلي را گفت نقاشي كنند راه آن از ابر آبپاشي كنند ماه را بر اوج دريا شبنما موج زن بنما ودرساحل رها دشتهائي را بكش از رنگ سبز پرشكوفه كن درختان را به رز كهكشاني رابپوشان چون عروس معني چشمك ستاره بوس بوس بال را گفتا چنان نرم وظريف از صبا سازيد چون او هم لطيف گر نسيمي خواست ازآن پر دود بانك چنگ وعود و ساقي سررود آن سفارشهاهرآنچه دل بخواست گفت واستادان بر آوردندراست مرغ دل پرواز را آغاز كرد در زمين و آسمان پرواز كرد سير دنيا كرد با پر ماهري هر كجا را ديد اما ظاهري عاقبت برشاخه اي عريان نشست خسته بال خويش راازخودگسست گفت هيهات وبناليدش كه هي من چرا ميخواستم اينرا به كي بال دلخواهم نه اين چندرنگ بود سير دنيايم مگر در سنگ بود اين فلك درگردشم همراه نيست زين سياحت كارمن جز آه نيست من پري ميخواستم سيمرغ وش رنگ دررنگ وفروزان شعله كش اوج گير و دور پرواز و بلند بر سرير هور ومه بندد كمند خواستگاه خويش را پيدا كند ني دراز خويش دست از پا كند اشك ريزان خسته شد ازحال خود التماسي كرد از آن بال خود كاي ترا من خواستم من ساختم گرچه در آزي كه كردم باختم اينك اين جانم بگير و دور بر جسم بي مقدار من در گور بر چون نميجويم بهشت خويش را هرچه پيش آيدنهم سر پيش را مرغ دل پرواز را از ياد برد آن همه روياي پيشش باد برد هر بلور اشگ را دامن بزد در چم اندوه خود شيون بزد مات ماند وسر ببالا كرد باز راه دور آسمانها ديدو راز نااميد خسته درخود شد فرو سوي جانخواهي دل آورد رو ناگهانش دستي ازدل گشت باز چتر دلگرمي ورا شد بر فراز جان مرغك را نهاد اندر ميان گفت كاي معشوق من آرام مان من ترا پرورده ام تو بال را از ازل ميدارمت تو حال را ليك هر گه رو بسوي دل كني بال هستي گرد را حاصل كني مرغك بيچاره آهي زددرست گفت اورا كه چه بودي از نخست گفت من مهرم همان بال دلم آن حقيقي عشق و آن حال دلم هر زمان با تو شوم همراه تو با تو در پروازم از يك آه تو نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۸۷ ساعت 14 49 توسط ح و آرمان 2 اشاره اشاره ۱ نيمه ليوان تشنه بودن در میان چشمه ها می نماید در نگاهت حق ونا حق را سراب گرچه آن ليوان دستت را هميشه بهر تسكينت كنند تا نيمه آب اشاره ۲ مدرسه عشق ميز و مشق و مداد هم گم شد در پس قصه های تنهائي تا به كي ازحساب خوانم وجبر ترم ديگر كلاس بالائي زندگي ها كلاس هر روزه آزمونها و تست هاي تكراري هردبيري به يك زبان گويد ديكته هائي به متن اجباري زندگي دور خود سري دارد دم بدم مي نويسد اين خودكار شكل يك دايره كمي بيضي نقش مي گيرد از نوك پرگار فصل پائيز گاه مدرسه هاست گر چه سال از بهار آغازد نیمه سالی به رشد می بالد نیم دیگر نگاه او سازد مشق ناخوانده در دلم حك شد عشق ميخواهم عشق ميخواهم حرف استاد و هر كتاب و قلم بهر دل من به مدرسه آيم نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۸۷ ساعت 13 58 توسط ح و آرمان خیرات سرد خيرات سرد حس تنهائي ماه رمضان در تن مردم خاموش نشست روزه دارند از آن رو كه بساط سفره خالي از شرم خريد نانيست تا به تسكين بهانه زخم پيچند درون خودرا گه نشان مي گيرند كوچه اي را كه دراز است دستهائي به خيرات يكي لقمة سرد تا از آن عشق فروشان ورم كرده ز فضل به هوا پرت شود نگه پر ولع از درد شكم از دم پنجرة خانة خيراتي شهر تا كف كاسه ليسيده تداوم دارد كودكاني هستند هميشه نتوانند لب پنجرة نذر فشان را گيرند كاسه شان پر شده از آبروي پدرو خانة زاري زدۀ مادرخويش هيچ جائي در صف به يك لقمه نخواهند سپرد چون ز جان لبريزند همشان مي دانند اين بساط خيرات بركت چند برابر شدن لقمه فروشان در است كه پدر مزد عرق ريختنش را مي داد به كف آنكه كنون خير افشان شده است كودكان راوي مفتي شده اند و دعا ميخوانند كه نگهبان عدالت دم دروازة جنت شافي نذر فشان ها گردند كه به يك كاسه آش مي خرند قطعه زميني بر حوض كوثر باهمه حور و پري و غلمان جام شهدي و شراب و عسلي تا كه بازآنجا هم دانه هاي گندم از باغ وفور نعمت دور از خویش و بلا گردانی بسوي مردم ميليوني پشت ديوار به هوا پرت كنند اينهمه مانده ز دربار بهشت جهشي پس زده را به هواي كفي از لقمه پرتاب شده درجهنم دارند 16 8 1382 دوازدهم رمضان نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 13 6 توسط ح و آرمان اشاره ها از سروده هاي دور اشاره هائي نزديك آوردم تنور دل درخت را تبر فقر فروخت اكنون به ريشه ها نگاه خيره آتش گرفته است ديگر نميشود به نشائي جوانه ديد يا جنبشي زباد كه نيست بلند ايستاده اي در اين خراب ميگفت پر زدند از سقف شيرواني جوجه كبوتران زيرا كه طاق خانه ما موريانه زد و دسته داس را درو نمود فردا تنور را از چارقد بي بي و سجاده اش پر شعله مي كنند ديگرهيچ بساطي براي جهنم براه نيست جزآنكه هيمه آنرا خود از خود آوريم بايد خمير پخت دل مردم خموش 23 1 87 دوست دارم دوست دارم دستهاي خسته را عزم مردان به حق پیوسته را آن سكوت حجم مانده در گلو بغـض تركيده درون هسته را ناله از لذت كشيدن نيمه شب جام خالي برزمين بشكسته را اشك مشتاق به درخيره شده لرزش شفاف از خود رسته را عطر خواب آلودة چشم نسيم اتحـاد ريشـه بـا گلـدستـه را بي ريا بـا آرمان خـود شـدن عشق خواهي از لبان بسته را نوشته شده در شنبه دوم شهریور ۱۳۸۷ ساعت 20 54 توسط ح و آرمان دوقطعه یاران مهربا ن مهرگونه امر براین داشتند که از سروده های دیگرم همچون غزل ودیگرنوع نیزدر اینجا بنمایانم دوقطعه زیر درهمراهی و پاسخ دلنوشته های یارانی بود که به سرایش در آمد و اینک منت خواه نظر ارزشمندتان است به پیمان امضا شده می شکست قلم را قلم ناشده می شکست تبر آنچه برپا شده می شکست زطوفان هراسی نگیرد بخود دل موج دریا شده می شکست زجمعی که یک تن رهاگشته است ز خودکام تنها شده می شکست قدم های افتاده با همّ جان به راهی ز فردا شده می شکست سکوتی که رازش به دیوار گفت زفریاد پروا شده می شکست دلی راکه دادیم بردست دوست به پیمان امضا شده می شکست مرامی که نیکی خریدار بود به آئین پیدا شده می شکست دل آئینه دار خدائی چرا خدایان رسوا شده می شکست 87 4 11 در خويش شكستم ای اشک خروشنده ببار از دل مستم بر دیده فرو ریز بدانند که هستم آهسته چرا شرم تو سوزاند رخم را از جوشش بی صبر تو من دیده نبستم بگریخته می آئی و ترسیده و لرزان فریاد بزن ازچه دل از خویش گسستم درد است نگاهی که به بن بست رسیدست اینگونه پس پلک به بن بست نشستم هرجا که گلی بود به شادیش چکیدم در منع ستم خار به گلخانه نرستم غمبار ترین لحظه ی افتادن اشکم آن ثانیه ای بود که در خویش شکستم 87 4 10 پی نوشت تارنمای دیگری را برای درج دیگر سرایش و نگارش هایم آغاز نمودم رخصت فرمایند که با سرنامه شاخه ای اینک بجاست http noktehavagofteha blogfa com به پیشگاهتان آشنا سازم و امیدوار آن گردم که از نظر ارزشمندشان دریغ نفرمایند نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد ۱۳۸۷ ساعت 19 26 توسط ح و آرمان رشک پنهان رشک پنهان تو دلت خواست كه همچون چمن آراي دگر باغباني پر شور بهر زيبا گري گل و سرو و چمن و غنچه شوي گفتمت اي توهمه ساية لطف جنگلي هست رفيع با درختاني چند منتظر تا تو شوي حافظي بر همشان بنشيني به قد اسب سپيدي رهوار بروي تا دل آن جنگل سبز بانك برداري آي اين منم مأمنتان اين منم حافظ آن شاخه وبرگ و تنتان گفتي آرام كه آري آري به طبيعت دل خود خو دارم از گل وسبزه ز دشت و دمن و كوه ز ديرين ايام رنگ بر رو دارم دگرت هيچ نگفتم رشک وحسرت بدلم ماند كه اي جنگلبان تك درختي كه اميدش...
|