If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: fayas.blogfa.com - .

site address: fayas.blogfa.com redirected to: fayas.blogfa.com

site title:

Our opinion (on Wednesday 05 August 2026 14:43:50 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments
After content analysis of this website we propose the following hashtags:



Meta tags:
description=مهـ ــرزادیـ ــوونه;

Headings (most frequently used words):

نود, هشتاد, هفتاد, نه, هشت, هفت, شش, پنج, سه, دو, یک, چهار, مهـ, ــرزادیـ, ــوونه, صد, جهار, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
جوجو (95), دودو (94), بود (55), شده (42), این (35), نوشته (34), مهـ (33), #ــرزادیـ (32), ــوونه (32), کرد (32), ساعت (30), توسط (30), توو (27), ۱۳۸۸ (25), گفت (20), خیلی (20), ولی (17), نمی (16), روز (15), همه (15), ۱۳۸۶ (14), هیچ (14), های (13), ۱۳۸۷ (13), اون (13), واسه (13), پیش (13), ۱۳۸۵ (12), بیست (12), پنجشنبه (12), تیر (11), بیشتر (11), فکر (11), جنگل (11), قسمت (11), رفت (11), مهر (10), هفتاد (10), داد (10), داشت (10), هشتاد (10), نامه (10), هفته (10), نود (10), دیگه (9), بودند (9), بابا (9), شدم (9), نوشت (9), مرداد (8), شهریور (8), لنگ (8), دراز (8), اینکه (8), مزرعه (8), بار (8), نبود (8), خانه (7), دوم (7), اگه (7), فقط (7), جشن (7), کردند (7), دوست (7), جودی (7), کردم (7), هدیه (7), نداشت (7), شروع (7), نیست (7), قلب (7), حالا (7), دونست (7), رفتم (7), فروردین (6), آبان (6), آذر (6), چون (6), سلام (6), البته (6), گرم (6), شنبه (6), نوروز (6), است (6), وقت (6), نکنه (6), اونو (6), یکی (6), بشه (6), همو (6), وقتی (6), جیب (6), بعد (6), دست (6), نوشتن (6), دور (6), سکوت (5), خرداد (5), باز (5), جمعه (5), قول (5), خودش (5), باشه (5), هفتم (5), سال (5), پنج (5), هفت (5), روی (5), جدا (5), داشتم (5), منو (5), بودن (5), زیاد (5), اذیت (5), کنند (5), اونقدر (5), زبون (5), حتی (5), همیشه (5), گفتم (5), گذشت (5), عسل (5), انقدر (5), باید (5), زمستون (5), رفته (4), دوباره (4), اردیبهشت (4), اونجا (4), چهارم (4), تولد (4), یکشنبه (4), آیین (4), خود (4), بدن (4), اینجا (4), خسته (4), بالا (4), داره (4), عاشق (4), دانشگاه (4), میومد (4), کنه (4), یاد (4), نهم (4), خوب (4), همش (4), تهران (4), مبارک (4), دیدند (4), کرده (4), نداره (4), چقدر (4), میرفت (4), روزهای (4), لحظه (4), جای (4), همین (4), تنگ (4), سرما (4), امروز (3), دلتنگی (3), بهمن (3), اسفند (3), کسی (3), خودشو (3), زندگی (3), ششم (3), دیگر (3), دانه (3), ایرانیان (3), کار (3), پایان (3), سوم (3), ممنون (3), خدا (3), نکن (3), ولي (3), عشق (3), هشت (3), خلاصه (3), همون (3), بوده (3), داستان (3), چند (3), بچه (3), چرا (3), دیروز (3), خودم (3), فرستاد (3), نکرده (3), هشتم (3), اونها (3), همدیگرو (3), خاطره (3), خوبی (3), تنها (3), جور (3), اومده (3), اول (3), فهمید (3), خُب (3), گاهی (3), منتظر (3), گرفت (3), تصور (3), قابل (3), نزدیک (3), دودوی (3), میذاشت (3), باهم (3), دوری (3), روزها (3), خاطر (3), جوجوی (3), دید (3), کوچیکش (3), ناراحن (3), ناراحنی (3), کول (3), ماه (3), نکرد (3), برف (3), اتوبان (3), زده (3), آره (3), گروه (3), تماس (3), کیفمو (3), زدن (3), گوشیم (3), هزار (2), خاطرات (2), مانده (2), هستی (2), آرشیو (2), ۱۳۸۹ (2), وبلاگ (2), دیـ (2), داده (2), هوا (2), سرد (2), آخرش (2), پیچ (2), چهارشنبه (2), چهار (2), بهتر (2), کشت (2), ارزش (2), برگزار (2), هنوز (2), برای (2), پاکیزه (2), چراغ (2), درگذشتگان (2), باور (2), جهان (2), کنم (2), بیام (2), افتاد (2), زنده (2), نیستم (2), تولدم (2), زیادی (2), بدی (2), دهم (2), کسي (2), نيستم (2), گرچه (2), هميشه (2), زيستم (2), چيزي (2), نگاه (2), ببين (2), بزن (2), خامشي (2), شانزدهم (2), الهی (2), عکس (2), دنیا (2), غافل (2), آقا (2), جرویس (2), بینه (2), قرار (2), آقای (2), همان (2), آخرین (2), فاصله (2), داشتند (2), یتیم (2), اسم (2), عوض (2), دارم (2), بزرگ (2), سمت (2), کشید (2), دوشنبه (2), دکتر (2), شما (2), آخر (2), پسرا (2), دخترا (2), ارائه (2), نشد (2), دیم (2), دادم (2), جونور (2), خرسها (2), خواست (2), خرس (2), مهربون (2), شاید (2), طور (2), داستانیه (2), میشه (2), بیشتری (2), آخه (2), وقتا (2), میشد (2), بیاد (2), سخت (2), پیدا (2), فهمیدند (2), کجا (2), منم (2), گفته (2), ِدودو (2), توی (2), اونجاست (2), وقتها (2), صدای (2), آروم (2), خوابش (2), خوابید (2), درست (2), الآن (2), رفتند (2), زدند (2), صبح (2), عالمه (2), اومد (2), دلتنگ (2), دنبال (2), ناراحت (2), حوصلش (2), حوصله (2), نفهمی (2), خوره (2), بیدار (2), روو (2), تازه (2), جوری (2), فرصتی (2), ببینیم (2), سرش (2), بینیم (2), ببینه (2), فداکاری (2), هوای (2), حرف (2), دیر (2), لونش (2), اما (2), ادامه (2), نیاورد (2), تموم (2), برم (2), نمیدونم (2), اصلا (2), نیومده (2), رسیده (2), شماره (2), درد (2), ببین (2), فرستاده (2), چیزی (2), اومدم (2), تمام (2), عمر (2), خورد (2), بفرسته (2), اینو (2), متوجه (2), بسته (2), گذاشته (2), چکید (2), تحمل (2), امید (2), بازی (2), دونه (2), شرایط (2), خلبان (2), سرعت (2), دقیقه (2), ویراژ (2), کلانتری (2), میکرد (2), نگا (2), طلا (2), blogfa, com, magenta, یـک, دختر, فروردینی, سبزم, کلبه, آبی, شکلات, داغ, نشین, پرهیاهو, روزگار, اندیشـــــــــــــــــه, دلشـــــــدگان, مادر, زمـین, دسـت, مرد, تولدی, نام, هستا, بغض, گرفته, نیلی, بازگشـت, عـاشق, افکار, محبوس, استاتیر, پیوندها, قصه, موضوعی, آرشيو, پیشین, عناوین, پست, الکترونیک, پروفایل, مدیر, ــرزاد, مهربان, زاد, نفس, ندید, ــوانه, چهره, نیناس, گون, ــوانگی, بینی, مطالب, قدیمی, یاهو, بازیگوشی, بذاره, بپوشونه, واسش, لباس, گذاشتم, حتما, سردتره, لوسکم, مواظبت, روزه, آسمون, سوراخ, توش, ریزه, زمین, کیک, خواد, تامی, عمو, روزا, منه, اولش, کلاف, پیچه, ولنتاین, سپندارمذگان, مونده, تازشم, خجسته, پوشیدن, جامه, آراستن, سفره, سین, کاشتن, سبزی, گونه, کدام, رویید, نشانه, رونق, نوع, نشانگر, میان, باستان, برگزاری, ویژه, بسیاری, برجای, مکان, برپایی, آراستند, میزی, کوزه, گلدانی, آتشی, افروخته, گذاشتند, پایانی, روشن, روان, بازمی, گردند, روشنی, شادمان, شوند, همچنین, سپیده, شستشو, خداوند, آفرینش, رساند, آنان, پادشاه, باستانی, قوم, آریایی, پایه, گذار, نیکو, دانسته, اند, جمشید, سعی, تورو, نوزده, اتفاق, عجیبی, موندم, فهمیدم, اونقدراهم, باقالیا, دوستای, بهم, تبریک, گفتن, اتفاقا, خوبه, سیب, زمینی, دلیلشم, میدونم, آدم, تحت, تاثیری, هستم, امتحانامو, نداده, بودم, نشو, تاب, بياور, بمان, ديگر, نمانده, آينه, رفتن, بلند, سايه, بودنم, چگونه, شعله, کشم, مرا, صدا, آتشم, جنون, تيره, دلي, اخمي, تنهايي, بکن, نوري, تاريکي, بگو, دلبرانه, کُشي, برهنه, زير, تيغ, ترانه, خوان, آواره, قفس, حضور, وفور, دودوشو, میداشت, قربون, انگشتاتون, بشم, اونا, میذارم, فینگیلتر, خودشونو, میارن, ماهگیشون, تصمیم, میگیرن, تشکیل, ازدواج, دوتا, فینگیلا, بلفی, لیلیبیت, هستن, زنان, کوچک, جنایت, مکافات, منتشر, خفت, خودمونه, باباهم, ملاقات, میذاره, انتظار, میرسه, کمک, نیاز, پندلتن, درازش, عموی, جولیا, چودی, نویسه, سنی, سایه, صداش, میکنه, 18ساله, میفرستتش, جروشا, بدش, ضمن, ابهاماتی, برطرف, خوندم, دوران, عنفوان, کودکی, بسیار, دوسش, کاراکتراشو, واقعا, رمان, جلد, پیشا, کتابچه, لای, روزنامه, همشهری, یابیدم, چندتا, هاش, شکمش, مرده, بیت, عمرشو, هفدهم, موضوع, کبک, ترم, سرم, بسی, مشغول, چهاردهم, انقد, استرس, داشتن, کلاْ, دادن, دفاع, یوهووووو, جهار, واقع, امتحانات, افتاده, امتحان, محترم, عید, باد, اونکه, عاشقم, دلمو, وزن, باشد, جانور, درون, داخل, تفاوت, هایی, خواستند, بمونند, قبلاً, خرسهای, دلشون, باشند, تنهاییشونو, واجوری, راهشون, کدوم, خوششون, نمیومد, جوجه, مرغ, شیطون, کنار, زیبا, بامزه, داشتنی, خدای, سیزدهم, کودکه, کودک, درونه, وجود, لمس, چیزای, دنیای, گرفتند, خوشحال, راضی, اینها, قصد, کردن, دوستش, حرفهای, همدیگه, آوردند, تقریباً, کارشون, دوستیشون, تونستند, ارتباط, برقرار, مرغها, پانزدهم, عیدی, یادت, نره, سالگیتون, لحظش, انتظاره, مال, یادگاره, دارمت, نباشی, قلبم, نمیزنه, تپش, ِجوجو, صدبار, میزد, حاضر, چیز, بارها, آرزویی, آرزو, زمان, بایسته, ابد, بمونه, مرگ, تقریبا, گوش, وقتایی, چشماشو, بست, دودوئه, چشماش, سینش, قلبش, آمد, استقبال, همگی, تراوشات, کودکانه, ذهنم, توجه, امتحانامه, نباشم, مدت, یهو, جیم, فنگ, عذرم, بپذرید, دودییش, دودیی, گذاشت, جیبشو, پاهاشونو, نهر, قشنگی, وسط, فرو, کلی, بهشون, خوش, بعضی, کاراش, تماشا, کمکش, اولی, پبش, گیرشون, توئه, روزی, جمع, کوچیک, سفت, چسبیده, قلبشو, نمیشد, هرچقدر, دلتنگش, تُندتُند, تپید, دودوییش, بازهم, باشم, تونم, زنبورها, لذت, بردند, آزادی, زبان, یکدیگر, ناسزا, مطمئن, ریخت, لیسبدن, ظهر, ولو, راه, انگولکش, نوک, نوکش, بعدش, رفع, آشتی, لِه, ساختند, دلخور, شدند, طبیعی, ذره, دستشون, میداد, پنجم, تعطیلات, تابستونیم, کمه, امتحانمو, شکست, فرقی, جایی, ثانیه, شماری, اونوقت, ساده, بهانه, تراشی, عادت, کاملاً, خلوت, وقتشو, بگذرونه, وضعیت, نیا, بعداً, فرصت, دیدارهای, هفتشون, خودشون, کاری, کرند, اوضاع, طوری, کمتر, تونست, بزنه, خیال, دودویی, روزایی, هوایی, تکرار, باران, خطا, خواهم, اگر, سپردن, خطاست, دلدادگی, دیوانگیست, بارونی, تنهایی, تمومی, حوصلگی, معنا, خستگی, مفهومی, رگهای, جاری, قبول, بنویسه, خوشحالی, نبرد, سرشار, انرژی, ترمی, دارن, میشند, بنویسیم, زیادموافق, حال, مخالفت, بدهند, لانه, خبری, انگشتاش, کبود, نرم, خالی, سردترین, روزهاش, پوشوند, سوز, باعث, سکون, نشده, حالی, حجم, بهش, بده, هربار, نوشتند, ابرو, دلش, خون, اشکال, نکنیا, هزارتا, زود, برمی, گردم, سارا, درسم, خواستم, قزوین, کرج, نمیرم, میندازم, جاده, آمل, هرجای, لعنتی, نشم, بسکه, کوفتی, اذیتم, اینه, بیزارم, شیرین, تونید, تلخشو, کنید, هرچند, مگر, بروکراسی, شدید, درگیر, گندی, صحبت, موافقت, پیشش, امو, دادین, شورا, نبودند, نمیکرد, پایین, غلطی, مرتکب, فرموده, مهرماهه, بیش, ماهه, کارمن, طول, بکشه, آموزشیه, گردش, تاریخ, هرچی, واسم, درآر, بردم, میگم, نپیچون, اینجاست, خونسرد, صدم, پرونده, زنجان, انتقال, آموزش, منشی, بهترین, قشنگترین, رقم, قبل, بره, آماده, آشنای, سپرده, زمانش, رسید, دوس, داشتنیش, قدر, پرسید, تویی, منتظرم, بیای, باورش, طرف, قالش, شایدم, مُرده, اینطور, رسه, کسیو, ندارم, مواظبش, یخبندونه, مژه, هام, مثل, فیلما, سفید, ببخش, نتونستم, باهات, بگیرم, شنید, بغضی, ترکید, حرفی, نزد, سردتر, زجرآورتر, یکم, بلیت, گرفتیم, امام, رضا, طلبه, شهادت, نذاشت, غصه, روح, رُو, کنده, برده, ناراحنه, نخواست, بفهمه, نیستی, بفهمی, سخته, تنهاست, راهی, انتخاب, فکرش, اونه, کلاه, شال, گردنشو, نپوشه, بخوره, درآره, لوسک, حرفاشو, مبادا, قلم, بیفته, فراموش, صبر, نباشه, اندازشو, براش, نگفته, حالاها, ستاره, خیره, وقته, مشهد, برگشتما, نکردم, داریم, تدارکات, فارغ, التحصیلی, میبینیم, انشالله, هاتون, بگم, گمم, کیو, دعوت, صاحابشو, بیامرزه, رسوندمون, زودتر, رسیدیم, نشست, ترمز, خفنی, دهن, رفتیم, صندلی, جلویی, مجموع, نظر, پرواز, جناب, چاله, اندازای, فضایی, فرمود, راستش, گوووشیه, عزیزم, شبدوی, سیاه, قشنگم, دلم, برات, shabadoo, نوشتم, پرید, نفرینه, بندم, دزده, سرطان, بگیری, نمیری, جووری, سرطانی, باشی, ۱۲۰, کنی, زنگیدم, ۱۱۰, اشغال, جالبه, هست, هروی, موبایلش, گوشیش, آخرشم, بری, اصلی, پاسداران, بماند, پلیس, جماعت, بگذریم, بله, تووشم, تومن, پول, میرفتم, فروشی, مثلاْ, وااااای, دیدم, کیفم, پنجره, ماشین, حضرت, عالی, میره, پیاده, میکردم, احساس, ماشینی, کنارم, آقاهه, پلاکشو, پلاک,


Text of the page (random words):
وشنبه هفتم تیر ۱۳۸۹ ساعت ۴ ۴۵ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و نه سلام راستش کیفمو زدن فک کن واسه خودم داشتم نم نم پیاده روی میکردم که احساس کردم یه ماشینی از کنارم رد شد و خورد به من یه آقاهه اونجا بود داد زد پلاکشو ببین پلاک بعد من از دور دست ها دیدم که کیفم داره از پنجره ی ماشین حضرت عالی میره توو بله اینجا بود که تازه متوجه شدم کیفمو زدن تووشم نزدیک یه تومن پول و طلا بود داشتم میرفتم طلا فروشی مثلاْ گوشیم وااااای زنگیدم ۱۱۰ اشغال بود خیلی جالبه رفتم یه بچه کلانتری هست توو هروی گفتم ۵ دقیقه پیش کیفمو زدن داشت با موبایلش بازی میکرد بی شـ یه نگا به من میکرد بیست نگا به گوشیش آخرشم گفت باید بری کلانتری اصلی توو پاسداران بماند که این پلیس جماعت چقدر منو دور زدند بگذریم خلاصه نفرینه که می بندم به آقا دزده الهی سرطان بگیری ولی نمیری همین جووری سرطانی باشی ۱۲۰ سال هم عمر کنی این داستان های جوجو و دودو هم توو گوشیم می نوشتم که همش پرید گوووشیه عزیزم شبدوی سیاه قشنگم دلم برات تنگ شده اسم گوشیم shabadoo نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۸۸ ساعت ۸ ۳۴ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و هشت سلام خیلی وقته از مشهد برگشتما ولی آپ نکردم خب خلبان پ با سرعت رسوندمون ده دقیقه زودتر رسیدیم و وقتی نشست یه ترمز خفنی زد و با دهن رفتیم توو صندلی جلویی ولی در مجموع به نظر من پرواز خوبی بود جناب خلبان همه ی چاله ها و دست اندازای فضایی رو ویراژ فرمود منم ک عاشق سرعت و ویراژ خدا صاحابشو بیامرزه داریم تدارکات جشن فارغ التحصیلی رو میبینیم انشالله قسمت بچه هاتون نمیدونم به کی بگم توو جشن بیاد سر در گمم کیو دعوت کنم نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱ ۵۹ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و هفت جوجو و دودو قسمت دهم دودو خیلی دلتنگ جوجو بود و این شرایط براش قابل تحمل نبود یه عالمه حرف نگفته با جوجو داشت که حالا حالاها فرصتی نبود همش دوری بود و دلتنگی دراز می کشید به ستاره ها خیره می شد و فکر می کرد ولی جوجو تمام حرفاشو دونه دونه واسه دودو می نوشت مبادا چیزی از قلم بیفته و فراموش بشه جوجو صبر می کرد تا شرایط بهتر بشه لحظه ای نبود که با دودو نباشه اونقدر ناراحت دودو بود که دودو اندازشو نمی دونست با خودش فکر می کرد چرا دودو انقدر دور شده توو این برف و سرما چه می کنه نکنه کلاه و شال گردنشو نپوشه و سرما بخوره نکنه خرس بازی درآره نکنه لوسک بدی بشه نکنه ولی دودو فکر می کرد تنهاست فکر می کرد توو این راهی که انتخاب کرده جوجو به فکرش نیست و فقط اونه که داره اذیت می شه فکر نکرد حالا که نیست جوجو بیشتر از اون ناراحنه چون اون جوجو رو تنها گذاشته و رفته حالا که نیست و رفته نخواست جوجو رو بفهمه و همیشه ناراحن این بود که تو که جای من نیستی بفهمی چقدر سخته فکر می کرد جوجو توو مزرعه هیچ غصه ای نداره فکر اینو نکرد که قلب و روح جوجو رُو هم کنده و با خودش برده دودو فقط خودشو می دید هیچ وقت خودشو جای جوجو نذاشت هیچ وقت بلیت گرفتیم تا ببینیم امام رضا چی می طلبه شهادت نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۸ ۲ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و شش جوجو و دودو قسمت نهم روزهای زمستون سردتر و زجرآورتر می شد جوجو اما با امید دودو زنده بود بعد از سه هفته دودو تماس گرفت جوجو تا صدای دودو رو شنید بغضی که داشت ترکید هیچ حرفی نزد فقط آب شد و چکید دودو گفت اینجا اونقدر سرد و یخبندونه که حتی مژه هام هم مثل توو فیلما یخ زده و سفید شده منو ببخش که نتونستم باهات تماس بگیرم جوجو باز هم می چکید و دل دودو از اینکه پیش جوجو نیست تا مواظبش باشه به درد اومد چه می شد کرد هر دو تحمل می کردند به امید روزهای دوباره با هم بودن چند هفته بعد یه بسته می رسه دست جوجو جوجو با خودش گفت من که کسیو ندارم توو این زمستون توو این برف واسه من هدیه بفرسته هدیه رو باز کرد باورش نمی شد از طرف دودو بود جوجو عاشق این هدیه بود ارزش اونو خیلی خوب می دونست فکر می کرد دودو قالش گذاشته و رفته شایدم یخ زده و مُرده ولی اینطور نبود شب دودو تماس گرفت تا ببینه بسته رسیده یا نه جوجو پرسید این تویی دودوی من دودو هم گفت آره منتظرم تا تو بیای جوجوی من دودو لو رفت چون از دو ماه پیش قبل از اینکه بره به اون جنگل خیلی دور هدیه رو آماده کرده بود به آشنای جنگل سپرده بود تا اونو وقتی زمانش رسید واسه جوجوی دوس داشتنیش بفرسته جوجو وقتی اینو متوجه شد بیشتر و بیشتر قدر اون هدیه رو دونست اون شب بهترین و قشنگترین خاطره توو تمام عمر جوجو رقم خورد به قول سارا درسم که تموم شد حتی اگه خواستم برم قزوین هم از اتوبان تهران کرج نمیرم میندازم از جاده آمل یا هرجای دیگه که فقط از این اتوبان لعنتی رد نشم بسکه توو این دانشگاه تهران کوفتی اذیتم کردند دیروز برای بار صدم رفتم دنبال پرونده ای که اردیبهشت ماه از زنجان فرستاده بودن تهران انتقال و 25 خرداد از آموزش فرستاده بودن گروه من هی پیش این منشی گروه می رفتم هی می گفت نه چیزی نیومده هی رفتم هی اومدم هی رفتم هی اومدم آخرش رفتم پیش این آموزشیه گفتم گردش کل نامه ام و شماره نامه و تاریخ و هرچی که به درد می خوره واسم درآر بردم گروه میگم این شماره نامه است بزن ببین که اومده انقدر منو نپیچون زد گفت آره اینجاست خیلی خونسرد اصلا به روی مبارک نیاورد گفتم کی رسیده گفت 25 خرداد و الآن مهرماهه بیش از سه ماهه که اومده و شما می گی نیومده چرا انقدر باید کارمن طول بکشه اصلا به من نگاه نمیکرد سرش پایین بود می دونست چه غلطی رو مرتکب فرموده نمیدونم این آقای دکتر ز نبودند امروز رفتم پیشش گفتم نامه امو دادین شورا می دونست چه گندی زده گفت آره خودم دیروز صحبت کردم که موافقت کنند این بود یکی از خاطرات شیرین من حالا می تونید تلخشو تصور کنید که چه جوری بوده هرچند قابل تصور نیست مگر اینکه کسی با بروکراسی شدید درگیر شده باشه واسه اینه که از این اتوبان بیزارم نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲ ۳ ق ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و پنج جوجو و دودو قسمت هشتم زمستون نزدیک بود یه روز دودو با ناراحنی زیادی به جوجو گفت که باید به یه جنگل خیلی دور برم که تا مزرعه هزارتا جنگل فاصله است ولی خیلی زود برمی گردم جوجو خم به ابرو نیاورد ولی دلش خون بود به دودو گفت اشکال نداره دودوی من ناراحنی نکنیا همه ی روزهای سخت تموم میشه دودو رفت جوجو از نوشتن خسته نشده بود نوشتن رو ادامه داد در حالی که دودو هنوز شروع نکرده بود حجم نوشته های جوجو همین جور زیاد می شد و جوجو نمی دونست با این همه نامه چه کنه جوجو منتظر نوشتن دودو بود تا نامه ها رو بهش بده قرار شده بود باهم شروع کنند و هربار که همو دیدند نامه ای رو که نوشتند به هم بدن زمستون با سردترین روزهاش شروع شد برف همه جا رو پوشوند سوز سرما باعث سکون و سکوت مزرعه شده بود جوجو توی لونش داشت از سرما یخ می زد انگشتاش کبود شده بود ولی به نوشتن ادامه می داد آخ که چقدر جای جیب گرم و نرم دودو خالی بود یاد ِدودو بود که جوجو رو گرم می کرد پس می نوشت تا آروم بشه و گرم از دودو اما خبری نبود بدن بدهند لونش لانه اش خانه اش نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰ ۳۸ ق ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و چهار جوجو و دودو قسمت هفتم جوجو حس کرد که دارن از هم دور میشند به دودو گفت حالا که انقدر دیر به دیر همو می بینیم واسه هم نامه بنویسیم دودو زیادموافق نبود حال و حوصله نداشت ولی مخالفت هم نکرد جوجو شروع کرد به نوشتن نوشت و نوشت و نوشت دل کوچیکش به خاطر دوری از دودو تنگ و تنگ و تنگ ترمی شد یه روز به دودو گفت که من شروع کردم دودو هم قبول کرد تا واسه جوجو بنویسه اون شب جوجو از خوشحالی تا صبح خوابش نبرد سرشار از انرژی شده بود باز هم نوشت و نوشت نوشت اونقدر حرف توو اون دل کوچیکش داشت که نوشتن تمومی نداشت بی حوصلگی معنا نداشت خستگی مفهومی نداشت فقط دودو بود و بس دودو بود که توو رگهای جوجو جاری بود که اگه یه لحظه نمی نوشت دق می کرد از تنهایی و دلتنگی چه هوایی چه بارونی هوا هوای دیوانگیست هوای دلدادگی اگر دل سپردن به تو یک خطاست به تکرار باران خطا خواهم کرد نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲ ۳۶ ق ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و سه جوجو و دودو قسمت ششم اوضاع طوری شد که دودو کمتر تونست به جوجو سر بزنه جوجو هم بی خیال نشد هر وقت که می شد می رفت جنگل پیش دودویی به یاد روزایی که دودو میومد و همیشه با هم بودند جوجو فداکاری نمی کرد همون طور که دودو فداکاری نکرده بود اونها به خاطر دل خودشون بود که هر کاری واسه هم می کرند دودو این وضعیت رو دوست نداشت واسه همین چند بار به جوجو گفت که نیا بعداً همو می بینیم دودو هفته ای یه بار فرصت پیدا می کرد تا جوجو رو ببینه ولی دیدارهای دو سه بار توو هفتشون شد دو هفته یک بار جوجو هیچ فرصتی رو از دست نمی داد به دودو می گفت که همو ببینیم دودو بهانه تراشی می کرد به همون دو هفته یک بار دیگه عادت کرد اون رو هم زیاد می دونست دوست داشت بعد از اینکه سرش کاملاً خلوت شد وقتشو با جوجو بگذرونه ولی واسه جوجو فرقی نداشت اون لحظه ها رو از دست نمی داد هر جایی و هر وقتی و هر جوری که بود باید دودو رو می دید از اول هفته ثانیه شماری می کرد تا آخر هفته بشه اونوقت دودو خیلی ساده می گفت خسته ام باشه هفته ی بعد و دودو غافل از اینکه دل جوجو می شکست تعطیلات تابستونیم خیلی کمه سه شنبه تازه آخرین امتحانمو دادم نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۰ ۵۴ ق ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و دو جوجو و دودو قسمت پنجم ماه ها همین جور گذشت جوجو و دودو روزها و خاطره های زیاد و خوبی رو واسه هم ساختند گاهی وقتها از دست هم دلخور و ناراحن می شدند که طبیعی هم بود یه ذره زبون نفهمی کار دستشون میداد البته بعدش که ناراحنی رفع می شد و آشتی می کردند باز از سر و کول هم بالا می رفتند البته بیشتر جوجو از سر و کول دودو بالا می رفت خُب اگه دودو از سر و کول جوجو بالا می رفت که جوجو لِه میشد سر ظهر که می شد دودو خسته ولو می شد و می خوابید خُب جوجو هم حوصلش سر می رفت اونقدر روو دودو راه می رفت و انگولکش می کرد و نوک نوکش می زد تا بیدار می شد دودو هم بیدار می شد یه کم عسل می ریخت روو جوجو و شروع می کرد به لیسبدن جوجو جوجو مطمئن بود که دودو هیچ وقت اونو نمی خوره ناراحن ناراحت زبون نفهمی زبان یکدیگر را نمی فهمیدند اینجا ناسزا نیست حوصلش حوصله اش اونو او را جوجو نوشته شده در جمعه ششم شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۴ ۱۵ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود و یک جوجو و دودو قسمت چهارم روزها گذشت و گذشت جوجو و دودو از باهم بودن لذت می بردند دودو هر وقت ِ آزادی که داشت میومد مزرعه پیش جوجو و یه روز به جوجو گفت که توو جنگل باید دنبال عسل بیشتری باشم و زیاد نمی تونم بیام مزرعه آخه زمستون زنبورها دیگه عسل درست نمی کنند حالا جوجو می رفت جنگل بازهم هفته ای دو سه بار همو می دیدند البته اگه دودو میذاشت جوجو هر روز می رفت پیش دودو دل جوجو خیلی کوچیک بود همیشه دلتنگ دودو می شد حتی وقتی که توو جیب دودو سفت چسبیده بود به قلبشو جدا نمیشد هرچقدر بیشتر دودو رو می دید بیشتر دلتنگش می شد قلب کوچیکش تُندتُند می تپید و همیشه منتظر دودوییش بود بعضی روزها از صبح می رفت پیش دودو و به کاراش تماشا می کرد البته کمکش هم می کرد روز اولی که جوجو رفت پبش دودو یه عالمه عسل گیرشون اومد دودو گفت به خاطر توئه ها جوجوی من هیچ روزی انقدر عسل جمع نمی کردم بعد از کار هم دودو جوجو رو میذاشت توو جیبشو باهم می رفتند یه دوری توو جنگل می زدند گاهی پاهاشونو توو نهر قشنگی که از وسط جنگل می گذشت فرو می کردند و کلی بهشون خوش می گذشت میومد می آمد میذاشت می گذاشت دودییش دودیی اش دودوی جوجو ممنون از این همه استقبال همگی فکر نمی کردم تراوشات کودکانه ی ذهنم قابل توجه باشه خیلی خیلی ممنون از همه نزدیک امتحانامه شاید نباشم یه مدت از الآن گفتم اگه یهو جیم فنگ شدم عذرم را بپذرید نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۶ ۳۷ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه نود جوجو و دودو قسمت سوم دودو یه جیب داشت سمت چپ سینش درست روی قلبش به جوجو قول داد که جای اون تا همیشه اونجاست جوجو هم عاشق اون جیب بود تقریبا بیشتر وقتها میرفت اونجا و به صدای قلب دودو گوش می کرد آروم می شد و کم کم خوابش می گرفت حتی وقتایی هم که پیش دودو نبود چشماشو می بست تصور می کرد که توو جیب دودوئه چشماش گرم می شد و می خوابید جوجو حاضر نبود قلب دودو رو با هیچ چیز توی دنیا عوض کنه بارها به دودو گفته بود که وقتی اونجاست دیگه هیچ آرزویی نداره آرزو می کرد زمان بایسته و تا ابد توو جیب دودو بمونه حتی لحظه ی مرگ با هر تپش قلب ِدودو قلب ِجوجو صدبار میزد دودو هم به جوجو گفته بود حالا که هستی و دارمت اگه نباشی قلبم دیگه نمیزنه دودو قلب من مال تو این تنها یادگاره جوجو این منم که بی تو هر لحظش انتظاره نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۶ ۲۵ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و نه تولد هزار و صد و هفتاد و پنج سالگیتون مبارک عیدی ما یادت نره نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۱ ۶ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و هشت جوجو و دودو قسمت دوم روزهای اول دوستیشون خیلی سخت بود جوجو و دودو با اینکه همدیگرو پیدا کرده بودند نمی تونستند با هم ارتباط برقرار کنند زبون همو نمی فهمیدند زبون خرسها کجا زبون مرغها کجا خیلی وقتا کارشون سکوت بود سکوت و سکوت کم کم از حرفهای همدیگه سر در آوردند تقریباً هفته ای دو سه بار همدیگرو می دیدند یا جوجو میرفت جنگل پیش دودو یا دودو میرفت مزرعه پیش جوجو البته بیشتر دودو میرفت پیش جوجو آخه نمی خواست جوجو اذیت بشه خُب جوجو رو دوست داشت گاهی وقتا اونقدر منتظر جوجو میشد تا بیاد جوجو همه ی اینها رو می فهمید می فهمید که دودو قصد اذیت کردن نداره می فهمید که دودو چقدر دوستش داره اونها از اینکه روز به روز چیزای بیشتری از دنیای هم یاد می گرفتند خوشحال بودند و راضی شاید فکر کرد این یه داستان کودکه که شروع کردم ولی این طور نیست داستانیه واسه کودک درونه همه ی ما داستانیه که با همه ی وجود میشه اونو لمس کرد نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۲ ۵۴ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و هفت جوجو و دودو قسمت اول یکی بود یکی دیگه هم بود یه خدای مهربون هم بود یکی جوجو بود یکی دیگه هم دودو جوجو یه جوجه مرغ شیطون بود که توو یه مزرعه زندگی می کرد کنار این مزرعه یه جنگل بزرگ و زیبا بود که دودو اونجا زندگی می کرد دودو هم یه خرس مهربون و بامزه و دوست داشتنی بود جوجو و دودو هر دو تنها بودند و دلشون می خواست با کسی دوست باشند و تنهاییشونو پر کنند تا اون روز جونور های جور واجوری سر راهشون اومده بودند ولی نه جوجو و نه دودو از هیچ کدوم خوششون نمیومد تا اینکه یه روز جوجو و دودو همدیگرو دیدند جوجو از خرسها خاطره ی خوبی نداشت قبلاً خرسهای دیگه ای بودند که جوجو رو اذیت کرده بودند ولی دودو قول داد که جوجو رو اذیت نکنه اونها با همه ی تفاوت هایی که داشتند خواستند با هم بمونند واسه هم دودو بر وزن جوجو می باشد توو درون داخل جونور همان جانور است نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۸ ۴۶ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و شش شب تولد عشق دلمو هدیه دادم به اونکه عاشقم کرد منو داد بر باد هدیه رو وا نکرده پس فرستاد دی ری دیم پس فرستاد دی ری دیم پس فرستاد تولد عید خودم مبارک نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰ ۲۲ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و پنج سلام شش دانه امتحان محترم داشتم که هیچ یک برگزار نشد همش افتاد شهریور در واقع کل امتحانات دانشگاه تهران افتاده شهریور فکر کن نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر ۱۳۸۸ ساعت ۱۰ ۷ ق ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و جهار یوهووووو دیروز دفاع داشتم خیلی خوب بود کلاْ دخترا خیلی خوب ارائه دادن پسرا همش استرس داشتن یکی از پسرا می گفت چرا دخترا انقد خوب ارائه می دن نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲ ۱۷ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و سه سلام سرم بسی زیاد مشغول است ترم آخر دانشگاه جدا پایان نامه جدا موضوع کبک و دیگر هیچ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۲ ۳ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و دو لی لی بیت عمرشو داد به شما دکتر گفت چندتا از بچه هاش تو شکمش مرده بودن و نوشته شده در دوشنبه نهم دی ۱۳۸۷ ساعت ۱۲ ۱۸ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد و یک چند روز پیشا این کتابچه رو از لای روزنامه همشهری یابیدم عکس روی جلد منو ب سمت خودش کشید خلاصه رمان های بزرگ جهان بابا لنگ دراز ک من همه ی کاراکتراشو واقعا دوست دارم و جودی ک از همه بیشتر دوسش دارم خوندم و دوران عنفوان کودکی رو بسیار یاد کردم در ضمن ابهاماتی ک از داستان داشتم برطرف شد اسم جودی در یتیم خانه جروشا بوده و چون بدش میومد عوض می کنه 18ساله بوده ک بابا لنگ دراز از یتیم خانه میفرستتش دانشگاه جودی فقط سایه ی اونو می بینه و بابا لنگ دراز صداش میکنه جودی و بابا لنگ دراز 14 سال فاصله ی سنی داشتند چودی در آخرین نامه به بابا لنگ دراز می نویسه عاشق آقای جرویس پندلتن شده همان بابا لنگ درازش و عموی جولیا و ب کمک بابا لنگ دراز نیاز داره باباهم با جودی قرار ملاقات میذاره و انتظار ب پایان میرسه و جودی می بینه ای دل غافل این ک همون آقا جرویس ِ خودمونه جودی خدا خفت نکنه بابا لنگ دراز خلاصه زنان کوچک و جنایت و مکافات هم منتشر شده نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۸۷ ساعت ۷ ۱۷ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هشتاد این دوتا فینگیلا بلفی و لیلیبیت من هستن که در سه ماهگیشون تصمیم میگیرن تشکیل ازدواج بدن و پنج تا فینگیلتر از خودشونو ب دنیا میارن عکس اونا رو هم میذارم الهی قربون اون انگشتاتون بشم نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت ۸ ۳۷ ب ظ توسط مهـ ــرزادیـ ــوونه هفتاد و نه یه روز یه جوجو بود یه دودو داشت دودوشو خیلی دو...
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)
  • صلوات
  • جوجه
  • کبک
  • جودی ابوت
  • بلقی و لیلیبیت
  • جوجو+دودو
  • من ِتو
  • سپندارمذگان همه مبارک

Verified site has: 72 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55 56-60 61-65 66-70 71-72


The site also has 1 references to external domain(s).

 helloyahoomail.net  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Wed, 05 Aug 2026 14:43:40 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/fayas.blogfa.com/
Server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=u1smnOeLBqhj5YBeaC631mFrPhsqlgbVTGFozPA3vAAGAqvRZ%2B9xt8mRLYnGgA%2BC5KiIkVpqpE13YTh2sQ%2Fv%2FQhiCmtQxwFpHDipibE2bdGzIhhmqcw8ziz%2B0YB33m0vEy8T ]
CF-RAY a26693549b32fb95-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Wed, 05 Aug 2026 14:43:41 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=C%2F55L9GbX9Vfpmq2be67EMAfjVAvLRZR63VhsqZAQtTmtc9LYFh74k%2FI%2FV10IYtk1PrLhuXC%2BcdDuIcjlbWbpZPwlJ4hPByiXPQzmJFYmsBqvw%2BNDxNQfiz4RRcq8CSEiI5I ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a26693557e8d4bb6-AMS
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=""
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
http-equiv="content-language" content="fa"
name="description" content="مهـ ــرزادیـ ــوونه"
name="generator" content="blogfa.com"
property="og:title" content="مهـ ــرزادیـ ــوونه"
property="og:site_name" content="مهـ ــرزادیـ ــوونه"
property="og:description" content="مهـ ــرزادیـ ــوونه"

Load Info

page size13917
load time (s)0.475367
redirect count1
speed download29298
server IP 188.114.96.2
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"