Meta tags:
description= حریقِ تن;
Headings (most frequently used words):
من, زن, حریقِ, تن, یک, مادرم, هستم, تو, شدی, گريستن, براي, ندايي, كه, پركشيد, به, این, لطیفه, چند, بار, می, خندید, روحش, شاد, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
۱۳۹۱ (44), شده (37), هفته (36), ساعت (34), نوشته (33), حریق (31), است (31), توسط (30), این (25), مادر (25), برای (22), های (20), ۱۳۹۰ (15), خرداد (14), چهارم (12), سوم (12), بود (12), نمی (12), یعنی (12), مرداد (11), شنبه (11), همه (11), پدر (10), خبر (10), دوم (9), هیچ (9), خود (9), زندگی (9), آبان (8), شهریور (8), وقتی (8), بیست (8), كنيد (8), اوّل (7), خانه (7), شعر (7), یکشنبه (7), دیگر (7), فراموش (7), مادرش (7), کرده (7), کند (7), کنم (6), دریا (6), آسمان (6), تنها (6), میکند (6), لطیفه (6), يكي (6), كند (6), خون (6), جهان (6), باشد (6), دارد (6), روزها (6), نیست (6), بهمن (5), ۱۳۹۲ (5), شود (5), میکنم (5), گونه (5), بوسه (5), چهارشنبه (5), جمعه (5), نام (5), یکم (5), برند (5), دست (5), ندا (5), رنگ (5), دانم (5), مرا (5), دنیا (5), فرقی (5), صدای (5), کنند (5), دلم (5), آذر (4), فروردین (4), اردیبهشت (4), مثل (4), بودم (4), خدا (4), کوه (4), دردم (4), چیزی (4), چهره (4), حسابداری (4), سخن (4), کنید (4), نگاه (4), بارها (4), راه (4), دارند (4), اند (4), فقط (4), باید (4), هستم (4), میدهی (4), گـاه (4), مـی (4), نامت (4), بگذار (4), رنج (4), حرمان (4), شمعدانی (4), تنهایی (4), دارم (4), دوشنبه (4), بیستم (4), آفتاب (4), توست (4), آتش (4), چشم (4), دانه (4), اگر (4), شدی (4), شوی (4), اسفند (3), مهر (3), همین (3), گریه (3), شما (3), روز (3), ماندگار (3), عاشقانه (3), خواهم (3), زمان (3), خودم (3), کشور (3), عصر (3), خیابان (3), خواهد (3), کردن (3), آغاز (3), کرد (3), کسی (3), بار (3), کـه (3), الف (3), درست (3), قلب (3), گذارد (3), رفته (3), ماه (3), گوشه (3), هايش (3), رود (3), عروس (3), حسرت (3), صدا (3), انگیزه (3), کاش (3), کدام (3), تمام (3), جـنـسِ (3), منی (3), هرچه (3), میخواهد (3), همیشه (3), هشتم (3), گلدان (3), مادرم (3), خواب (3), شاید (3), دوازدهم (3), آرام (3), گفتن (3), دوستت (3), نوشتن (3), خورده (3), ولی (3), هایت (3), باشی (3), درد (3), آید (3), بودن (3), خوب (3), ببخش (3), هیچگاه (3), راست (3), تیر (2), ۱۳۹۳ (2), عاشقت (2), شدم (2), هربار (2), لرزد (2), ندارد (2), حالا (2), بخوان (2), هنگام (2), چگونه (2), دیوانه (2), وار (2), چهاردهم (2), اوج (2), هایم (2), ستاره (2), ترانه (2), آرامش (2), دستهای (2), آغوش (2), خلاصه (2), بودند (2), مرحوم (2), پنجشنبه (2), ادامه (2), استاد (2), علی (2), جامعه (2), علمی (2), گویم (2), مراسم (2), واقع (2), برگزار (2), خاک (2), جایگاه (2), مورد (2), داشت (2), حضار (2), خندیدند (2), همان (2), گفت (2), گذشته (2), جلو (2), چرا (2), خوردن (2), مشابه (2), انتظار (2), مـن (2), پنج (2), توان (2), زند (2), نرگس (2), دود (2), كشد (2), رسد (2), دوان (2), پنجه (2), خوش (2), هزاران (2), جمع (2), شعرها (2), عقاید (2), اما (2), کوچک (2), کسانی (2), شـونـد (2), باشم (2), چشمان (2), دنیای (2), چیست (2), جوابم (2), باران (2), نفس (2), هوا (2), اسم (2), سنگ (2), صدایت (2), زلال (2), بگیرم (2), پنهان (2), سنبل (2), روزی (2), آزاد (2), غصه (2), عمر (2), ببینم (2), آهسته (2), وقت (2), لقمه (2), روزه (2), نکن (2), عکس (2), چنان (2), کردم (2), خیال (2), ترا (2), قدر (2), نبود (2), بغلم (2), پشت (2), میز (2), اداره (2), غروب (2), الفبا (2), اعداد (2), پیش (2), تولد (2), ایستادند (2), راز (2), زادروز (2), بدانند (2), جست (2), جوی (2), پیدا (2), شدند (2), دهانم (2), کشف (2), دهان (2), کاشف (2), توده (2), برفی (2), خنده (2), بسته (2), اکنون (2), گدازه (2), صخره (2), چاک (2), سینه (2), لرزان (2), شمس (2), لنگرودی (2), حتی (2), زايش (2), اشك (2), نبوده (2), لمس (2), آنقدر (2), بگذارین (2), ماندن (2), نشدی (2), آغوشی (2), داشته (2), بودنت (2), زنم (2), هایی (2), تفکر (2), فروشی (2), حیف (2), فاحشه (2), شدن (2), حساب (2), مکن (2), کمتر (2), مردمان (2), سالها (2), جان (2), مگیر (2), پاسخی (2), جنایتی (2), گیرد (2), ایم (2), بعید (2), باور (2), ساکنانی (2), بخواب (2), ایی (2), حریقِ (2), blogfa, com, پرواز, خاطر, بسپار, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, طرح, حقیر, بسوز, مطالب, قدیمی, لیلا, کردبچه, پیراهن, فصلی, خیس, بهاری, نخواهد, شانه, ساختار, محکمی, سرودنش, وگرنه, بعدها, باورت, خدمت, تبریک, تهنیت, عرض, ولادت, مولی, الموحدین, امیرالمومنین, حیدر, کرار, شیر, مولود, کعبه, فرا, رسیدن, لبخند, خستگیها, نوازش, قایقی, ستیز, برگیسوانم, مرهم, زخمها, مشتی, گندم, سالهای, سخت, قحطی, رفاقت, مردی, شهاب, حافظه, ریتم, صادق, آغوشش, ملودی, پناه, برایم, هجا, خطوط, نازک, ستبرش, واژه, حروف, صلابت, محبت, هفدهم, برگردم, روزهای, کودکی, قهرمان, عشــق, تنـــها, بالاترین, نــقطه, زمین, شــانه, پـدر, بــود, بدتـرین, دشمنانم, خواهر, برادرهای, تنــها, زانوهای, زخمـی, تنـها, شکست, اسباب, بـازی, بـود, معنای, خداحافـظ, فردا, حسین, پناهی, هجدهم, نهايت, تاسف, اندوه, دانشمند, فرهيخته, ایران, مصطفی, مدد, درگذشت, فقدان, خانواده, بزرگوار, تسلیت, ترحیم, مسجدالرضا, میدان, نیلوفر, آپادانا, تشییع, سپاری, پیکر, فقید, صبح, بیمارستان, مهراد, میرعماد, سمت, بهشت, زهرا, قطعه, آوران, صداقت, حرفه, عمل, ارزشمند, قبول, طیف, برخوردار, علیمدد, کار, عرصه, نقش, ارزنده, توسعه, تثبیت, حسابرسی, روحش, شاد, نوزدهم, پیری, جمعی, میراند, تعریف, بعد, لحظه, دوباره, تعداد, کمتری, مجدد, تکرار, اینکه, جمعیت, نخندید, لبخندی, نمیتوانید, یکسان, بخندید, افسوس, مسئله, میدهید, چند, خندید, مـانــدن, کنــار, تــــو, آرزوی, مـــن, بـــــود, آرزویـی, کـــ, مـحــال, شــــد, هفتم, علیرضا, روشن, آمدن, كسي, نمي, كشم, خودت, كنم, تاريكي, انـگـار, سـال, هـاسـت, رفـتـه, تـابـسـتـان, بـگـو, بـهـاری, رفـت, تـا, هـم, زمـسـتـانـی, بـرایـت, بـگـویـم, نـشـسـت, بـر, مـوهـایـم, نـرفـت, هشتاد, هشت, ناجوانمردانه, سويش, شلّيك, تيري, پاكش, نشيند, پاي, ايستادن, سربردامنِ, سرزمين, مادري, معلم, موسيقي, فرياد, روسري, كناري, قرص, ميان, جعد, زلف, سياهش, تابد, تلاش, محاق, بيرونش, بكشد, زمانه, آژنگي, آيين, زشت, خمّارش, چشمانش, جويد, شنبليد, نشسته, شيار, لبانش, سرك, دستان, خونش, حنا, سرود, بخوانيد, قلبش, طپش, ايستاده, مهتاب, گونش, مشّاطه, بگوييد, ازگلِ, بشويد, سرخاب, بماليد, فتّانش, غنوده, سنگفرش, خيابان, عِماري, سپيدي, هِلهِله, كنند, حجله, شنيدن, دلش, مانده, مشت, سينه, كوبد, موي, غزال, رعنايش, كشته, همسايه, ناخن, كشيده, عماري, بزنيد, صدر, كافور, آماده, قناري, صدايش, اهل, محل, مژگان, جگر, پالوده, يال, اسبان, ببريد, وزين, آنان, وارونه, نهيد, هيچستان, گورستان, روند, مردم, بانگ, جرس, آيد, نعره, مستان, زنند, اول, نوشت, مدتها, دوستان, فراری, دعوت, تاکید, شعرهایتان, جلسه, سیاسی, تان, ناخودآگاه, حضور, دراین, مجلس, یافتم, جناح, سبز, معتقدم, احترام, گذاشت, امشب, محفل, شعرمان, بیداد, میکرد, بودیم, مردمانش, فرهنگی, فرهنگ, تقدیم, آقاسلطانی, نتوانستند, آزادانه, فریادزن, عقایدشان, باشند, براي, ندايي, پركشيد, شانزدهم, سلامم, غائب, دیدگان, نشانم, گمگشته, حقیقت, نهان, بدنبال, گردم, کجایم, برده, غـریـبــی, دلـتـنـگـیِ, بـرایِ, تـو, امـّـا, بـارنـد, سـکـوت, خـامـوش, مـانـنـد, اشـک, انـد, بـغـض, دلـتـنـگـی, هــا, میشکند, سکوت, میشود, میزنم, دنیایم, اشک, نان, داری, میدانم, صدایی, کلمه, مینامم, موج, تورا, آهنگ, نفسهایم, آهنگی, میبینم, قطره, نمناک, بهار, جنگل, چشمهایت, رنگی, چشمانت, فراموشکار, اینروزها, تنهایم, دلتنگم, چای, خوری, خوانی, دیواری, هستی, دری, غمگینی, بیاید, خلوت, سید, صالحی, جفت, خویش, گریست, هجرانی, زاد, خاطره, پرنده, یادهای, دفترهای, کاهی, بالکن, پوشاند, سرانجام, طغیان, آزادی, آنها, هویدا, کنارم, عبور, بینند, فاصله, گیرند, ودیعه, گذاشتم, هنگامی, سپارم, مدت, هاست, بینم, سفر, احمدرضا, احمدی, کافر, مــی, شـوم, منم, نبودنت, مهمــانــی, خـدا, روی, لبـهـایم, باشـد, شیرینی, گذاشتــه, افطاری, استکان, خاطـره, گــرم, اذان, دلتنگی, دلـم, سیـر, حسـرت, نبـودنت, سـحر, سکــوتیست, نیت, گاهی, میان, یادت, زهر, کامم, ببین, زنده, برکه, ساکتم, اين, نينداز, آشوب, نرم, توي, بيفتد, فاطمه, وردیان, ژان, سارتر, امیر, جلال, الدین, اعلم, تهوع, غثیان, وحشتناکی, احساس, خودکشی, سرم, جلویم, گرفت, مرگ, تنهاتر, فروغ, فرخزاد, تقاوتی, حرف, صداها, آیم, لانه, ماران, مانند, حرکت, پای, مردمی, بوسند, ذهنِ, طناب, دارِ, بافند, مردمانی, صادقانه, دروغ, گویند, خیانت, پاک, نیازی, قسم, شنیدن, توقع, سیرم, نمیکرد, نگاهت, نوازشت, ندارم, زاهدان, بيستم, شهريور, پديده, سحر, آميزي, غباري, آلود, مخمل, نرگسان, مخمورش, حلقه, وتراوشي, سرشك, باجلوه, شگفت, برآبگينه, جاري, بهانه, سخني, كوتاه, غرورم, شكستي, ودر, پلك, برهم, زدني, مرواريد, هاي, گلگونش, غلتد, هيچگاه, چُنين, پلاني, نزديك, شاهد, نجوايي, گوشم, پيچد, تنهايم, گذاشتي, گريستن, هرشب, میکنند, ظریفی, میسوزد, زیر, اینهمه, پوست, تنم, کلفت, ششم, دوستدار, همراهان, همیشگی, میگردم, خاطرات, مشغله, زیاد, بیدار, باز, بیاورم, قافیه, نثر, وزن, کنار, بگذارم, ساده, بگویم, بازگشتم, زودی, دلنوشته, خلق, جنس, آرامـــــش, همخواب, آدم, بیخواب, رویـــــــــــا, تنهاییت, عشـــــقت, بدان, یازدهم, دلخوش, النگو, زرق, برقش, شخصیتم, اندازه, سهم, میبرم, ریه, میدانی, آور, نباشم, گناه, نیفتی, قوس, بدنم, بیشتر, تفکرم, آیند, لباسم, میزان, ایمان, تنظیم, بدتر, ناموس, وسط, مغزی, اهمیت, تنی, محتاج, درک, نیستم, فرض, شوم, وجدانت, کلاه, میگذاری, آزادیم, محدود, میکنی, میگویی, اطمینان, اجتماع, خراب, نسل, اصلا, مسول, خرابی, هایش, سیمین, دانشور, فرزند, سلام, ارادتمند, آغوشت, اینگوته, ناامیدوار, گفتم, آرامتر, گناهم, آوردنت, تقدیر, دیوانگی, داشتم, درگیر, نساخته, الگوی, مدان, ارزشی, عقلی, لیاقتی, سیاه, میانشان, یافت, خطر, تنگ, نامرد, نادرست, شیطان, حسود, بخیل, خبیث, درآمیزی, آسوده, خواهی, وجودشان, دوست, بدار, حاصل, اندیشیدنم, بوده, بزرگ, بپذیر, آنانی, ترسند, بترس, خوبی, شان, نیز, بدی, حاصلی, داستان, نیستند, لابه, لای, واژگان, زیبایشان, هست, بیندت, شنود, لیاقت, بردن, بیا, بمان, کاری, مگر, امید, آرامشی, پایان, آمدی, دنیاست, دریغ, ندهم, ندانم, بدهم, میلادت, سوال, سال, بپرسی, بخشد, عمری, دوندگی, جابر, مجبور, آفریند, قامت, قنداق, قند, داغ, گویمت, خریت, دیرینه, عقلانیت, آنچه, فرصت, دیدار, زیبایی, خوانده, یاوه, گوش, چاره, مجبورمان, نموده, لطف, مار, افعی, آسان, نخواهی, زیست, بگذرد, دریابی, چیز, گریسته, گذاشته, نابود, سپرده, شبی, قشنگ, توانم, برایت, تصور, هنوز, سان, غربت, روزگارغریب, آورم, خویشتن, دلیل, هراسم, بسیار, برد, دریافتم, گوید, عجیب, کدامشان, هزار, شنیده, جای, عجیبی, مراتب, دخترم, مادرت, کنارت, بازدم, نازکم, معصومیتت, قاب, چشمانم, آغوشم, هفت, پادشاه, مهمان, خوابت, دانی, اینجا, گرو, گرفته, مبادا, هدر, برود, پرنسس,
Text of the page (random words):
انم کوه و و دریا و شب قشنگ اند ولی نمی توانم روزی را برایت ببینم و یا تصور کنم که سر به کوه گذاشته ای خود را برای نابود شدن به دریا سپرده ای و تمام شبی را گریسته ای باور کن که بعید نیست شاید سالها بگذرد که دریابی در این جهان هیچ چیز بعید نیست به ما نگاه نکن که مار خورده ایم و افعی شده ایم تو آسان نخواهی زیست ما را چاره ای نبوده است مجبورمان به بودن و ماندن نموده اند به مهر به لطف به آنچه فرصت دیدار زیبایی اش خوانده اند و تو این یاوه ها را به گوش مگیر من راست می گویمت خریت است آن درد دیرینه ای که بی رنگ عقلانیت جنایتی می آفریند به قامت یک عمر زندگی جنایتی که آسمان را می گیرد و قنداق و قند داغ می بخشد و عمری دوندگی برای جابر و مجبور میلادت آغاز هزاران سوال خواهد بود که روزها و ماه ها و سال ها بپرسی و پاسخی ندهم ندانم که پاسخی بدهم من راست با تو می گویم اگر خوب بود دریغ می کردم اگر آمدی دنیاست دیگر درست بیا و بمان کاری آغاز مکن مگر امید آرامشی ز پایان آن داشته باشی که زندگی را لیاقت از دست بردن آرامش تو نیست خدا همیشه هست تنهایی ات را به او ببخش می بیندت و می شنود خیال و شعر و داستان را به هیچ مگیر که هیچ نیستند در لابه لای واژگان زیبایشان گم می شوی بی هیچ حاصلی از آنانی که از خدا نمی ترسند بترس که خوبی شان نیز بدی است باید بزرگ شوی درد ها را به جان و دل بپذیر نامت را دوست بدار که حاصل سالها اندیشیدنم بوده است هر چه کمتر با مردمان درآمیزی آسوده تر خواهی بود که وجودشان دنیا را بر تو تنگ تر خواهد کرد از بس که نامرد و نادرست و شیطان و حسود و بخیل و خبیث و سیاه دل دارند خوب هم در میانشان می شود یافت ولی تو خطر مکن هیچگاه و هیچگاه و هیچگاه مرا الگوی خود مدان که اگر ارزشی و عقلی و لیاقتی داشتم درگیر زندگی ات نساخته بودم گناهم را برای آوردنت ببخش بگذار به حساب تقدیر بگذار به حساب دیوانگی های من یا هر چه که آرامتر ات می کند مرا ببخش که اینگوته ناامیدوار با تو سخن گفتم چشم انتظار لمس آغوشت هستم ارادتمند تو مادر نوشته شده در دوشنبه بیستم آبان ۱۳۹۲ ساعت 19 59 توسط حریق من زن هستم من زنم با دست هایی که دیگر دلخوش به النگو هایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد من زنم و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو میدانی درد آور است من آزاد نباشم که تو به گناه نیفتی قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند دردم می آید باید لباسم را با میزان ایمان شما تنظیم کنم تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است حیف که ناموس برای تو وسط پا است نه تفکر حیف که فاحشه ی مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه تنی است من محتاج درک شدن نیستم دردم می آید خر فرض شوم دردم می آید آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری و هر بار که آزادیم را محدود میکنی میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است نسل تو هم که اصلا مسول خرابی هایش نبود سیمین دانشور نوشته شده در شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 9 20 توسط حریق تو زن شدی تو زن شدی نه برای در حسرت ماندن یک بوسه برای خلق بوسه ای از جنس آرامـــــش تو زن نشدی که همخواب آدم های بیخواب شوی تو زن شدی که برای خواب کسی رویـــــــــــا شوی تو زن نشدی که در تنهاییت حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی زن شدی تا آغوشی در تنهایی عشـــــقت باشی قدر زن بودنت را بدان پ ن بازگشتم به زودی با دلنوشته های خودم نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۹۲ ساعت 13 33 توسط حریق بگذارین ساده بگویم بگذارین شعر و قافیه و نثر و وزن را کنار بگذارم این روزها مشغله های زندگی ام آنقدر زیاد شده که شاید اگر 24 ساعت روز را هم بیدار باشم باز هم وقت کم بیاورم بر میگردم با خاطرات زندگی ام دوستدار همه شما همراهان همیشگی ح الف نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 1 28 توسط حریق پوست تنم کلفت شده است زیر بار اینهمه تنهایی من فقط دلم برای آن دستهای ظریفی میسوزد که هرشب مرا لمس میکنند نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۱ ساعت 14 20 توسط حریق گريستن چه پديده ي سحر آميزي ست زايش اشك غباري مه آلود در مخمل نرگسان مخمورش حلقه مي زند وتراوشي از زلال سرشك باجلوه اي شگفت برآبگينه ي چشم جاري مي شود بهانه سخني كوتاه ست غرورم را شكستي ودر پلك برهم زدني دانه دانه مرواريد از گوشه ي چشم بر گونه هاي گلگونش مي غلتد هيچگاه چُنين در پلاني نزديك شاهد زايش اشك نبوده ام نجوايي آرام در گوشم مي پيچد چرا تنهايم گذاشتي ح الف زاهدان بيستم شهريور 91 نوشته شده در جمعه چهاردهم مهر ۱۳۹۱ ساعت 20 11 توسط حریق دوستت دارم و آفتاب بغلم می کند پشت میز اداره ام می گذارد دیگر غروب است آفتاب هم به خانه ی خود می رود نمی دانم راه خانه ی من کدام است الفبا برای سخن گفتن نیست برای نوشتن نام توست اعداد پیش از تولد تو به صف ایستادند تا راز زادروز تو را بدانند دست های من برای جست و جوی تو پیدا شدند دهانم کشف دهان توست ای کاشف آتش در آسمان دلم توده برفی است که به خنده های تو دل بسته است در قلب منی تو اکنون که رفته ای و از گدازه ی آتش مثل صخره ی چاک خورده ای سینه ام از خون لرزان است شمس لنگرودی پ ن انگیزه ای برای نوشتن ندارم و حتی انگیزه ای برای زندگی کردن نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17 11 توسط حریق آن روزها نگاهت نوازشت حتی بوسه هایت سیرم نمیکرد این روزها ولی کم توقع شده ام به شنیدن صدایت دل خوش میکنم نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 17 8 توسط حریق دوستت دارم و آفتاب بغلم می کند پشت میز اداره ام می گذارد دیگر غروب است آفتاب هم به خانه ی خود می رود نمی دانم راه خانه ی من کدام است الفبا برای سخن گفتن نیست برای نوشتن نام توست اعداد پیش از تولد تو به صف ایستادند تا راز زادروز تو را بدانند دست های من برای جست و جوی تو پیدا شدند دهانم کشف دهان توست ای کاشف آتش در آسمان دلم توده برفی است که به خنده های تو دل بسته است در قلب منی تو اکنون که رفته ای و از گدازه ی آتش مثل صخره ی چاک خورده ای سینه ام از خون لرزان است شمس لنگرودی نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16 53 توسط حریق من از جهان بی تقاوتی رنگ ها و حرف ها و صداها می آیم و این جهان به لانه ی ماران مانند است و این جهان پر از صدای حرکت پای مردمی ست که هم چنان که ترا می بوسند در ذهنِ خود طناب دارِ ترا می بافند مردمانی که صادقانه دروغ می گویند و عاشقانه خیانت می کنند کاش دل ها آن قدر پاک بود که برای گفتن دوستت دارم نیازی به قسم خوردن نبود فروغ فرخزاد پ ن چنان تنهایی وحشتناکی احساس می کردم که خیال خودکشی به سرم زد تنها چیزی که جلویم را گرفت این بود که من در مرگ تنهاتر از زندگی خواهم بود تهوع غثیان ژان پل سارتر امیر جلال الدین اعلم نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16 38 توسط حریق درست مثل يک برکه آرام و ساکتم اين روزها سنگ نينداز و آشوب ام نکن فقط بگذار عکس ات آرام و نرم توي دلم بيفتد فاطمه حق وردیان نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16 37 توسط حریق ببین بی تو هم زنده ام هم زندگی میکنم فقط گاهی در این میان یادت زهر میکند به کامم زندگی را نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 16 17 توسط حریق این روزها روزه ام روزه ی سکــوتیست كه نیت کرده ام در نبـودنت بگیرم و هنگام سـحر دلـم را سیـر کنم از لقمه لقمه ی حسـرت و به وقت اذان دلتنگی ها افطاری ام یک استکان خاطـره ی گــرم و شیرینی بوسه های جا گذاشتــه ات روی لبـهـایم باشـد مهمــانــی خـدا که تمام شود این منم که از پس نبودنت آهسته آهسته کافر مــی شـوم نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 13 2 توسط حریق احمدرضا احمدی همه ی این رنج ها و حرمان ها را چگونه می توان با گل های شمعدانی و تنها گلدان سنبل در بالکن پوشاند روزی سرانجام این رنج ها و حرمان ها طغیان می کنند خود را از گلدان های شمعدانی و گلدان سنبل آزاد می کنند آزادی آنها غصه ها و رنج های حرمان مرا هویدا می کنند کسانی که از کنارم عبور می کنند رنج ها و غصه ها و حرمان را که می بینند از من فاصله می گیرند عمر را در این گل های شمعدانی به ودیعه گذاشتم هنگامی که مادرم را در خواب ببینم این شمعدانی ها را به او می سپارم مدت هاست دیگر خواب مادرم را نمی بینم شاید در سفر باشد شعرها و یادهای دفترهای کاهی نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 12 22 توسط حریق ای کاش از آن همه آسمان تنها پرنده ای بودم خانه زاد ِ خاطره ای پنهان که از هجرانی جفت خویش می گریست سید علی صالحی نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0 33 توسط حریق بگذار شب بیاید و خیابان را خلوت کند تا تو را در آغوش بگیرم تو دیواری هستی که هیچ دری از غمگینی ات کم نمی کند همیشه چای می خوری و شعر می خوانی صدای تو دلتنگم نمی کند تنهایم می کند نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 0 32 توسط حریق چه فراموشکار شده ام اینروزها من رنگ چشمانت را فراموش کرده ام چه فرقی میکند که چشمهایت چه رنگی ست وقتی چشمان تو را در دریا در جنگل در خاک نمناک بهار در زلال قطره های باران میبینم من ترانه صدای تو را فراموش کرده ام چه فرقی میکند صدایت چه آهنگی دارد وقتی آهنگ نفسهایم صدای تو دارد من نامت را فراموش کرده ام هرچه میخواهد باشد من تو را دریا کوه آسمان من تورا موج سنگ ستاره مینامم چه فرقی میکند نام تو چیست وقتی من تو را بی هیچ کلمه ای صدا میکنم و تو بی هیچ صدایی جوابم میدهی من نامت را فراموش کرده ام نام تو هرچه میخواهد باشد من که میدانم تو نه یک اسم که یک دنیا اسم داری من تو را هوا آب نان من تو را نفس اشک باران من تو را دنیایم صدا میزنم و تو جوابم میدهی پس چه فرقی دارد که نامت چیست هرچه میخواهد باشد وقتی تو دنیای منی و همه دنیا در چشمان تو خلاصه میشود وقتی سکوت دنیا را تنها صدای تو میشکند چه فرقی دارد که من با تو دنیا را فراموش کرده باشم نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 4 توسط حریق دلـتـنـگـی هــا گـاه از جـنـسِ اشـک انـد و گـاه از جـنـسِ بـغـض گـاه سـکـوت مـی شـونـد و خـامـوش مـی مـانـنـد گـاه هـ ـ ـق هـ ـ ـق مـی شـونـد و مـی بـارنـد دلـتـنـگـیِ مـن بـرایِ تـو امـّـا جـنـسِ غـریـبــی دارد نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 2 توسط حریق تمام مرا با خود برده ای نمی دانم کجایم کدام سو بدنبال چه می گردم خودم یا تو نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 1 توسط حریق ای حقیقت نهان در دل جمعه ها گمگشته ای هستم راه را نشانم میدهی آن غائب از دیدگان را سلامم میدهی نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22 41 توسط حریق براي ندايي كه پركشيد اول نوشت مدتها بود از جمع دوستان در شب شعرها فراری بودم وقتی برای شب شعر این ماه دعوت شدم و تاکید کردن خط مش شعرهایتان در این جلسه فقط باید عقاید سیاسی تان باشد ناخودآگاه انگیزه ای برای حضور دراین مجلس را یافتم نه جناح سبز هستم و نه هیچ رنگ دیگر اما معتقدم برای عقاید هم باید احترام گذاشت و این چیزی بود که امشب در محفل شب شعرمان بیداد میکرد و ای کاش در جامعه ای بودیم که مردمانش فرهنگی مشابه فرهنگ جمع کوچک ما را داشت شعر مادر مادر را تقدیم میکنم به ندا آقاسلطانی و همه ی کسانی که نتوانستند آزادانه فریادزن عقایدشان باشند مادر مادر شنبه سي ام خرداد هشتاد و هشت در ساعت پنج عصر ناجوانمردانه به سويش شلّيك مي شود درست در ساعت پنج عصر تيري در قلب پاكش مي نشيند توان بر پاي ايستادن ندارد سربردامنِ سرزمين مادري اش مي گذارد معلم موسيقي اش فرياد مي زند مادرش را خبر كنيد مادر مادر روسري اش به كناري رفته است قرص ماه ميان جعد دو زلف سياهش مي تابد يكي تلاش مي كند كه از محاق بيرونش بكشد مادرش را خبر كنيد مادر مادر زمانه پر آژنگي است بي آيين و زشت دو نرگس خمّارش به گوشه چشمانش مي دود مادرش را مي جويد يكي مادرش را خبر كند مادر مادر گل شنبليد بر گونه هايش نشسته است شيار خون از گوشه لبانش سرك مي كشد دستان را به خونش حنا كنيد سرود مي و رود بخوانيد عروس را به خانه مي برند يكي مادرش را خبر كند مادر مادر قلبش از طپش ايستاده است يكي دست بر چهره مهتاب گونش مي كشد مشّاطه را بگوييد خون ازگلِ چهره اش بشويد سرخاب به گونه هايش بماليد مادرش را خبر كنيد مادر مادر دو نرگس فتّانش غنوده است خون بر سنگفرش خيابان مي دود عِماري سپيدي از راه مي رسد همه با هم هِلهِله مي كنند عروس را دارند به حجله مي برند يكي مادرش را خبر كند مادر مادر حسرت شنيدن آه بر دلش مانده است مادر دوان دوان مي رسد مشت بر سينه مي كوبد پنجه پنجه موي از سر بر مي كند غزال رعنايش را كشته اند همسايه ها را خبر كنيد مادر مادر ناخن به گونه هايش كشيده است عماري عروس را گل بزنيد صدر و كافور آماده كنيد قناري خوش صدايش را مي برند دارند ندا يش را مي برند اهل محل را خبر كنيد مادر مادر مژگان را به خون جگر پالوده است يال و پي اسبان را ببريد وزين بر آنان وارونه نهيد ندا را از هيچستان مي برند همه با هم به گورستان مي روند مردم جهان را خبر كنيد مادر مادر جهان پر از ندا شده است بانگ هزاران جرس مي آيد دل شب از نعره ي مستان مي لرزد همه ندا را صدا مي زنند يكي خدا را خبر كند ح الف نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0 46 توسط حریق انـگـار کـه سـال هـاسـت رفـتـه ای از تـابـسـتـان بـگـو از بـهـاری کـه رفـت تـا مـن هـم از زمـسـتـانـی بـرایـت بـگـویـم کـه نـشـسـت بـر مـوهـایـم و نـرفـت نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 35 توسط حریق آمدن كسي را انتظار نمي كشم به خودت نگاه مي كنم اي تاريكي علیرضا روشن نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 5 توسط حریق مـانــدن کنــار تــــو اوج ِ آرزوی مـــن بـــــود آرزویـی کـــ ه مـحــال شــــد نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 17 توسط حریق به این لطیفه چند بار می خندید پیری برای جمعی سخن میراند لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند او مجدد لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید او لبخندی زد و گفت وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 22 13 توسط حریق روحش شاد با نهايت تاسف و اندوه دانشمند فرهيخته و چهره ی ماندگار حسابداری ایران استاد مصطفی علی مدد درگذشت علیمدد از زمان آغاز به کار در عرصه حسابداری نقش ارزنده ای در توسعه علمی و تثبیت جایگاه حسابداری و حسابرسی کشور داشت وی در صداقت و حرفه ای عمل کردن از جایگاه ارزشمند و مورد قبول همه طیف های حسابداری کشور برخوردار بود مراسم تشییع و خاک سپاری پیکر این استاد فقید ساعت 9 صبح چهارشنبه 17 خرداد از بیمارستان مهراد واقع در خیابان میرعماد به سمت بهشت زهرا قطعه نام آوران برگزار شد مراسم ترحیم این مرحوم عصر روز جمعه 19 خرداد در مسجدالرضا واقع در میدان نیلوفر خیابان آپادانا برگزار خواهد شد فقدان این چهره ماندگار را به جامعه علمی کشور و خانواده این بزرگوار تسلیت می گویم ادامه نوشته نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 23 9 توسط حریق می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشــق تنـــها در آغوش مادر خلاصه می شد بالاترین نــقطه ى زمین شــانه های پـدر بــود بدتـرین دشمنانم خواهر و برادرهای خودم بودند تنــها دردم زانوهای زخمـی ام بودند تنـها چیزی که می شکست اسباب بـازی هایم بـود و معنای خداحافـظ تا فردا بود مرحوم حسین پناهی نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 0 55 توسط حریق پدر واژه ای که حروف صلابت و محبت را با خطوط نازک دستهای ستبرش برایم عاشقانه هجا میکند پدر ترانه ای که ملودی آرامش و پناه را با ریتم صادق آغوشش در حافظه ام ماندگار میکند پدر یعنی کوه یعنی دریا یعنی یک آسمان ستاره یعنی یک شهاب تنها پدر یعنی رفاقت یعنی مردی یعنی مرهم زخمها یعنی مشتی گندم در سالهای سخت قحطی پدر یعنی بوسه ای برگیسوانم پدر یعنی قایقی در ستیز دریا پدر یعنی نوازش گونه هایم پدر یعنی لبخند در اوج خستگیها پ ن ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه و فرا رسیدن روز پدر را خدمت همه شما تبریک و تهنیت عرض میکنم نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 21 57 توسط حریق این شعر را همین حالا بخوان وگرنه بعدها باورت نمی شود هنگام سرودنش چگونه دیوانه وار عاشقت بودم همین حالا بخوان این شعر را که ساختار محکمی ندارد و مثل شانه های تو هربار گریه می کنم می لرزد هربار گریه می کنم و پیراهن هیچ فصلی خیس تر از بهاری نخواهد بود که عاشقت شدم لیلا کردبچه نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 21 37 توسط حریق مطالب قدیمی تر با همین طرح حقیر در حریق تن بسوز خانه آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین هفته اوّل مرداد ۱۳۹۳ هفته سوم آبان ۱۳۹۲ هفته دوم آبان ۱۳۹۲ هفته چهارم بهمن ۱۳۹۱ هفته چهارم آبان ۱۳۹۱ هفته دوم مهر ۱۳۹۱ هفته سوم شهریور ۱۳۹۱ هفته دوم شهریور ۱۳۹۱ هفته چهارم مرداد ۱۳۹۱ هفته اوّل مرداد ۱۳۹۱ هفته سوم تیر ۱۳۹۱ هفته چهارم خرداد ۱۳۹۱ هفته سوم خرداد ۱۳۹۱ هفته دوم خرداد ۱۳۹۱ هفته چهارم اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته دوم اردیبهشت ۱۳۹۱ هفته چهارم فروردین ۱۳۹۱ هفته سوم فروردین ۱۳۹۱ هفته دوم فروردین ۱۳۹۱ هفته اوّل فروردین ۱۳۹۱ هفته سوم اسفند ۱۳۹۰ هفته دوم اسفند ۱۳۹۰ هفته اوّل اسفند ۱۳۹۰ هفته چهارم بهمن ۱۳۹۰ هفته سوم بهمن ۱۳۹۰ هفته اوّل بهمن ۱۳۹۰ هفته چهارم دی ۱۳۹۰ هفته سوم دی ۱۳۹۰ هفته دوم دی ۱۳۹۰ هفته اوّل دی ۱۳۹۰ هفته چهارم آذر ۱۳۹۰ هفته سوم آذر ۱۳۹۰ هفته دوم آذر ۱۳۹۰ هفته اوّل آذر ۱۳۹۰ هفته چهارم آبان ۱۳۹۰ آرشيو پیوندها پرواز را ...
|