Meta tags:
Headings (most frequently used words):
۱۳۸۸, چهارشنبه, فروردین, مسافر, جزيره, آذر, ۱۱, پنجشنبه, اردیبهشت, ۰۳, ۲۶, سه, شنبه, ۲۵, آبان, ۲۲, ۱۳۸۷, درباره, من, پیوندها, پست, های, قبل, بایگانی, ها,
Text of the page (most frequently used words):
2002 (85), 2003 (68), 2004 (37), 2005 (18), 2007 (16), بود (15), اين (12), هاي (12), وقتي (11), 2008 (10), نمي (10), آينه (9), است (9), 2006 (8), خود (8), 2009 (6), morteza (6), همه (6), دارم (6), كند (6), براي (5), شود (5), صداي (5), نظر (5), ارسال (5), توسط (5), چرا (5), آنها (5), دريا (5), دوست (5), سياست (4), پاي (4), خدا (4), شنيدم (4), امواج (4), كنم (4), مهتاب (4), تمام (4), تاريكي (4), ترديد (4), نيلوفر (4), اما (4), شوم (4), خشكي (4), خوب (4), هنوز (4), ۱۳۸۸ (4), صدا (4), كرد (4), بيابان (4), روح (4), باد (4), برده (4), خورشيد (3), مرغ (3), شنوند (3), چهارشنبه (3), وسعت (3), بين (3), شان (3), روشنايي (3), حتي (3), خلوت (3), كشد (3), دست (3), نور (3), گردند (3), كنند (3), تواند (3), خواهم (3), مهاجر (3), اينجا (3), خواب (3), فرياد (3), جسم (3), شبيه (3), پست (2), همواره (2), دادن (2), کنند (2), نفس (2), هنگام (2), كودكي (2), جایی (2), خواندم (2), نیکو (2), سخنی (2), اینکه (2), نيمه (2), ساکنان (2), دریا (2), بعد (2), مدتی (2), صدای (2), نمی (2), پرسد (2), خمار (2), ميكده (2), رانده (2), راه (2), مسجد (2), edit (2), اند (2), تلاطم (2), فهمم (2), فلسفه (2), اسيرم (2), همدست (2), ظلمت (2), تشنه (2), آنقدر (2), بودن (2), بيرون (2), همراه (2), اگر (2), تمناي (2), دارد (2), سوي (2), شوند (2), درست (2), مرداب (2), گونه (2), ببينم (2), دنياي (2), پرنده (2), خاطره (2), سال (2), قصه (2), تلخ (2), هيچ (2), باز (2), همان (2), رفته (2), بيشه (2), حال (2), دانم (2), بدون (2), فروردین (2), آغاز (2), كردم (2), زمين (2), داد (2), بيني (2), پايش (2), پاورچين (2), جوانه (2), كرده (2), تنهايي (2), گوشم (2), داغ (2), چيزي (2), همچون (2), وانفساي (2), درويش (2), مسافر (2), جزيره (2), اشتراک, atom, بایگانی, دنبال, رسيدن, ايم, آنكه, انتها, فهميده, آبي, غسل, نيست, اندوه, شادی, دوشادوش, سفر, هزار, توي, خويش, مانده, هايم, افتا, متولد, گوشش, اذان, مهاجرمن, خدامن, های, قبل, google, news, پیوندها, مشاهده, نمایه, کامل, نام, درباره, دستهایی, کمک, مقدس, لبهایی, دعا, خوانند, سالها, ذهنی, کاوش, فکری, یافتمش, گمشده, این, دُر, آبان, ۱۳۸۷, درك, جادوي, قسم, رنگها, رنگي, بيطرفي, صداقتشان, درستي, صافي, چهره, دروغ, ريا, زلالي, نداشته, نشان, دهد, گردانند, صورتكهاي, سراسر, تزوير, ماسكهاي, مالامال, فريب, بيزارم, گاهي, تقدس, ميكنم, مواجش, غرقت, گوارائيش, دريغ, فقط, استسقا, جفاكار, رحمانه, ولع, مستسقي, قهقهه, زند, جنون, آميز, صاف, ستاره, قبول, ندارم, شبانه, روحانيت, ماه, عاريتي, منتي, دوش, خيانت, ذاتي, ملعبه, كورسوي, نمايد, وجودي, سياهي, معماي, گلهاي, آفتابگردان, توانم, مشهورند, عاشقان, سينه, چاك, كور, ديگري, برمي, طرف, تردي, سختي, نگاه, ساقه, جدا, شاخه, نگاهش, ترد, ولي, چيدنش, وحشت, هميشه, اوست, نگاههاي, آلاله, تسليم, محض, مردابي, متنفرم, ساحره, زيبائيهاست, باشد, ريشه, عاشق, ياد, آورم, خصلت, سخاوت, حريصانه, يدك, طوفانيش, كسي, كام, مرگ, ببرد, عاصي, نهنگ, ابهتش, سرابي, بيهوده, گذارد, آنجا, رنج, سراب, خودكشي, صدفها, رها, ديدن, ساحل, مرز, اشت, معطل, مانند, توانند, مامن, آنهاست, بكشند, رمز, راز, وجودم, مهربانيشان, سرزمين, مادريشان, كوچ, دشتي, برايت, گذارند, ديگر, كوله, باري, شيرين, چون, اينكه, روند, زيبايي, دلفريب, افسوني, پايبند, ماندني, بال, پروازشان, بشكند, شعله, فروز, گشت, درونشان, خاموش, عطش, هارا, فرو, نشاند, دنيا, بگردند, پاكي, آيند, دشت, دارند, حديث, فهمند, زبان, پونه, بلدند, بلوط, دلتنگ, استادند, آوردن, سرخ, همنشينان, شكوفه, گيلاسند, دوستاني, علفهاي, سبز, چيز, كوچك, خوشبختي, لطفي, ندارند, طور, هستند, حرمت, شنبه, زان, ساختن, شكستن, ماندنم, گفت, دليل, زدم, خواهمت, پايان, اشك, جوابم, لبخند, ديدي, بشكن, خودِ, بوي, خدايش, مستم, افسون, وار, ديوانه, مجنون, برد, مرا, خداي, نقش, بست, معجزه, جاي, سجده, درنگ, چشمانم, ظلمتكده, برق, ميزد, روشن, ناديدني, تنها, خواست, خواهش, ببين, كني, رسوايت, آشناست, آنچه, اتاق, تاريكم, تجربه, بودم, سالياني, دور, كابوس, لحظه, اميدي, روزه, آهنگش, نجوايي, بيهودگي, روزمره, آرامش, زمزمه, اينك, گوشتم, فهميدمش, روزهايِ, گذشته, صورتم, گُرافتاد, داغي, اول, بار, سوختنم, افتاده, خودش, ريزد, جسمي, سخت, سنگ, باران, رقص, كوير, بسيار, التماسم, خواند, چشمهاي, اشكم, آهنگ, دريايش, العطشم, ديگران, سالمندي, زهد, اطمينان, نونهالي, ميانسالي, آلودگي, شبهاي, زده, هذيان, گويي, آشفتگي, بيچارگي, ميان, مردن, نمردن, نبودن, عجب, عادت, پنجشنبه, اردیبهشت, مصلوبش, كنيد, آرزو, داده, آرزوهايت, آرزوهايم, نگاهت, نگاهم, صدايت, صدايم, گوييد, جان, ظاهر, ديده, مصلوب, معصيت, آذر,
Text of the page (random words):
مسافر جزيره مسافر جزيره چهارشنبه آذر ۱۱ ۱۳۸۸ مي پرسد اين خمار از ميكده رانده راه مسجد را از درويش به ظاهر خدا ديده و من مصلوب مي شوم از اين معصيت ِ به درويش رفته حال به من گوييد در اين وانفساي جان دادن صدايم كو صدايت را باد برده است با خود نگاهم كو نگاهت را خواب برده است با خود آرزوهايم آرزوهايت را خواب بر باد برده است مصلوبش كنيد اين آرزو بر باد داده را ارسال توسط morteza در ۳ ۳۲ ب ظ 0 نظر پنجشنبه اردیبهشت ۰۳ ۱۳۸۸ ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند عجب تلخ است قصه ی عادت ارسال توسط morteza در ۱۲ ۱۲ ب ظ 0 نظر چهارشنبه فروردین ۲۶ ۱۳۸۸ صداي پاي خدا من صداي پاي خدا را شنيدم در آن نيمه شبهاي ظلمت زده در آن وانفساي هذيان گويي در آن آشفتگي جسم و بيچارگي روح در تلاطم ميان مردن و نمردن بودن و نبودن من شنيدم آن چه را ديگران در سالمندي زهد به ترديد مي شنوند كه من شنيدم آن صدا را به اطمينان و نه در ترديد آن هم در نونهالي جسم و ميانسالي روح با همه آلودگي خود خودش بود چيزي شبيه آب آن هنگام كه مي ريزد بر جسمي سخت همچون بر من ِ سنگ چيزي شبيه باران و رقص آن در بيابان همچون من ِ كوير تشنه ام بود بسيار التماسم را مي خواند از چشمهاي بي اشكم باد برده بود آهنگ العطشم را بر دريايش اين صدا چه آشناست شبيه آنچه در خلوت اتاق تاريكم تجربه كرده بودم سالياني دور در كودكي در كابوس هاي تنهايي لحظه ها در نا اميدي هاي هر روزه آهنگش همان نجوايي بود كه در بيهودگي هاي روزمره ام آرامش را در گوشم زمزمه كرده بود و اينك نه با گوشم كه با گوشتم مي فهميدمش به وسعت همه روزهايِ به تنهايي گذشته داغ داغ بود آن صدا آنقدر كه صورتم گُرافتاد از داغي اش اول بار بود كه تمناي سوختنم افتاده بود از من بود و براي من تنها جسم مي خواست و روح خواهش فرياد روح را ببين مي خواهم اسيرم كني مي خواهم كه رسوايت شوم آن صدا بوي خدايش را مي داد مستم مي كرد افسون وار ديوانه ام مي كرد مجنون گونه مي برد مرا به خلوت خداي اش صداي پايش نقش مي بست پاورچين پاورچين بر زمين آن بيابان معجزه جاي پايش نيلوفر جوانه مي زد سجده مي كرد بي درنگ پس از هر جوانه چشمانم در آن ظلمتكده برق ميزد و روشن مي كرد بيابان را تا ببينم آن چه ناديدني است دل بود بر وسعت آن بيابان فرياد زدم مي خواهمت از آغاز تا پايان فرياد كردم با اشك جوابم داد با لبخند كه اي خودِ من بشكن تا خود بيني گر خود ديدي من بيني خواب بود نمي دانم هر چه بود دليل بر زمين ماندنم را گفت زان پس ساختن آغاز كردم با شكستن ارسال توسط morteza در ۱۱ ۲۹ ق ظ 0 نظر سه شنبه فروردین ۲۵ ۱۳۸۸ سياست آينه ها و مرغ مهاجر من سياست آينه ها را نمي فهمم من فلسفه آب را درك نمي كنم و جادوي مهتاب را به وسعت همه آينه ها قسم من اسيرم بين رنگها و بي رنگي ها من شك دارم به بيطرفي آينه ها به صداقتشان به درستي و صافي شان وقتي چهره هاي پر از دروغ و ريا را با تمام زلالي نداشته شان نشان مي دهد وقتي رو نمي گردانند از صورتكهاي سراسر تزوير از اين ماسكهاي مالامال از فريب من از اين آينه هاي روشنايي همدست تاريكي بيزارم من حتي گاهي به تقدس آينه ها شك دارم من به روشنايي آب شك ميكنم وقتي با امواج مواجش در تاريكي ظلمت غرقت مي كند و در گوارائيش ترديد مي كنم وقتي خود را از تشنه اي دريغ مي كند من از آب فقط استسقا را مي فهمم وقتي آنقدر جفاكار مي شود كه بي رحمانه بر ولع مستسقي قهقهه مي زند من جنون آميز بودن مهتاب را در يك شب صاف پر ستاره قبول ندارم وقتي كه همدست شب مي شود و تو را از خلوت شبانه روحانيت بيرون مي كشد چرا مهتاب همراه تاريكي مي شود چرا ماه به روشنايي عاريتي اش از خورشيد با تمام منتي كه از او بر دوش مي كشد خيانت مي كند و شب چرا تاريكي ذاتي اش را ملعبه دست اين كورسوي نور مي نمايد اگر در فلسفه وجودي شب سياهي است چرا تمناي نور دارد من معماي گلهاي آفتابگردان را هم نمي توانم حل كنم آنها كه مشهورند به عاشقان سينه چاك خورشيد چرا پس به سوي هر كور سوي نور ديگري هم برمي گردند و به طرف آن خم مي شوند من به تردي نيلوفر شك مي كنم وقتي به سختي يك نگاه از ساقه جدا مي شود درست است كه شاخه نگاهش ترد است ولي در چيدنش وحشت از مرداب هميشه همراه اوست من از همه نگاههاي نيلوفر گونه پر از آلاله هاي يخ كه خود را تسليم محض آب هر مردابي مي كنند متنفرم درست است كه نيلوفر ساحره زيبائيهاست اما هر چه باشد ريشه در مرداب دارد من حتي عاشق دريا هم نمي شوم وقتي به ياد مي آورم كه خصلت سخاوت را حريصانه يدك مي كشد اما امواج طوفانيش مي تواند هر كسي را به كام مرگ ببرد من عاصي مي شوم وقتي يك نهنگ با آن ابهتش در پي سرابي بيهوده پا به خشكي مي گذارد و آنجا از غم آب و رنج سراب خودكشي مي كند من نمي خواهم صدفها را ببينم كه دريا را رها مي كنند براي ديدن خشكي اما بين ساحل كه مرز بين دريا و خشكي اشت معطل مي مانند نه مي توانند از دريا كه مامن آنهاست دست بكشند نه از دنياي پر رمز و راز خشكي اما با تمام وجودم پرنده هاي مهاجر را دوست دارم كه با تمام مهربانيشان وقتي از سرزمين مادريشان كوچ مي كنند دشتي پر از خاطره هاي خوب برايت مي گذارند و سال ديگر با كوله باري از قصه هاي تلخ و شيرين بر مي گردند من آنها را دوست دارم چون با اينكه هر سال از اينجا مي روند اين دنياي پر از زيبايي هاي دلفريب بيرون از اينجا نمي تواند با هيچ افسوني آنها را پايبند خود كند ترديد هيچ ماندني نمي تواند بال پروازشان را بشكند و شعله پر فروز باز گشت را در درونشان خاموش كند و عطش خاطره هارا در آنها فرو نشاند من آنها را دوست دارم كه اگر همه دنيا را هم بگردند باز بر مي گردند با همان پاكي كه از اينجا رفته اند وقتي مي آيند هنوز دشت را دوست دارند حديث بيشه را مي فهمند هنوز زبان پونه را بلدند و حتي هنوز براي بلوط دلتنگ مي شوند و استادند در به دست آوردن دل گل سرخ هنوز همنشينان خوب شكوفه هاي گيلاسند و دوستاني خوب براي علفهاي سبز بيشه با اين حال يك چيز را خوب مي دانم كه اين پرنده هاي كوچك خوشبختي بدون آب و آينه بدون دريا و مهتاب لطفي ندارند پس من همه شان را هر طور كه هستند به حرمت مرغ مهاجر دوست دارم ارسال توسط morteza در ۱ ۱۴ ب ظ 0 نظر چهارشنبه آبان ۲۲ ۱۳۸۷ در جایی خواندم و چه نیکو سخنی بود گو اینکه پس از سالها تلاطم ذهنی و کاوش فکری یافتمش گمشده ام را آن دُر این بود دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی اند که دعا می خوانند ارسال توسط morteza در ۴ ۲۹ ب ظ 0 نظر درباره من نام morteza مشاهده نمایه کامل من پیوندها google news edit me edit me پست های قبل مي پرسد اين خمار از ميكده رانده راه مسجد را از در ساکنان دریا بعد از مدتی صدای امواج را نمی شنوند صداي پاي خدامن صداي پاي خدا را شنيدم در آن نيمه شب سياست آينه ها و مرغ مهاجرمن سياست آينه ها را نمي ف در جایی خواندم و چه نیکو سخنی بود گو اینکه پس از و آن هنگام كه كودكي متولد مي شود در گوشش اذان مي در هزار توي خويش جا مانده ام نفس هايم از نفس افتا اندوه و شادی همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هن آبي براي غسل دادن نيست خورشيد همواره به دنبال رسيدن ايم بي آنكه انتها را فهميده بایگانی ها 01 27 2002 02 03 2002 02 03 2002 02 10 2002 02 10 2002 02 17 2002 02 17 2002 02 24 2002 02 24 2002 03 03 2002 03 03 2002 03 10 2002 03 10 2002 03 17 2002 03 24 2002 03 31 2002 04 07 2002 04 14 2002 04 14 2002 04 21 2002 04 21 2002 04 28 2002 04 28 2002 05 05 2002 05 05 2002 05 12 2002 05 19 2002 05 26 2002 05 26 2002 06 02 2002 06 02 2002 06 09 2002 06 09 2002 06 16 2002 06 23 2002 06 30 2002 06 30 2002 07 07 2002 07 07 2002 07 14 2002 07 14 2002 07 21 2002 07 21 2002 07 28 2002 07 28 2002 08 04 2002 08 04 2002 08 11 2002 08 11 2002 08 18 2002 08 18 2002 08 25 2002 08 25 2002 09 01 2002 09 01 2002 09 08 2002 09 08 2002 09 15 2002 09 15 2002 09 22 2002 09 22 2002 09 29 2002 09 29 2002 10 06 2002 10 06 2002 10 13 2002 10 27 2002 11 03 2002 11 03 2002 11 10 2002 11 10 2002 11 17 2002 11 17 2002 11 24 2002 11 24 2002 12 01 2002 12 01 2002 12 08 2002 12 08 2002 12 15 2002 12 15 2002 12 22 2002 12 22 2002 12 29 2002 12 29 2002 01 05 2003 01 05 2003 01 12 2003 01 12 2003 01 19 2003 01 19 2003 01 26 2003 02 02 2003 02 09 2003 02 16 2003 02 23 2003 02 23 2003 03 02 2003 03 16 2003 03 23 2003 03 23 2003 03 30 2003 04 06 2003 04 13 2003 04 13 2003 04 20 2003 04 27 2003 05 04 2003 05 11 2003 05 18 2003 05 25 2003 06 01 2003 06 08 2003 06 15 2003 06 15 2003 06 22 2003 06 22 2003 06 29 2003 06 29 2003 07 06 2003 07 20 2003 07 27 2003 08 03 2003 08 10 2003 08 10 2003 08 17 2003 08 17 2003 08 24 2003 08 24 2003 08 31 2003 08 31 2003 09 07 2003 09 14 2003 09 21 2003 09 21 2003 09 28 2003 09 28 2003 10 05 2003 10 12 2003 10 19 2003 10 26 2003 11 02 2003 11 09 2003 11 16 2003 11 16 2003 11 23 2003 11 23 2003 11 30 2003 11 30 2003 12 07 2003 12 07 2003 12 14 2003 12 28 2003 01 04 2004 01 11 2004 01 18 2004 01 25 2004 02 01 2004 02 08 2004 02 15 2004 02 15 2004 02 22 2004 02 22 2004 02 29 2004 03 07 2004 03 14 2004 03 14 2004 03 21 2004 03 21 2004 03 28 2004 04 18 2004 04 25 2004 05 23 2004 05 30 2004 06 06 2004 06 13 2004 07 25 2004 08 01 2004 08 01 2004 08 08 2004 08 08 2004 08 15 2004 09 19 2004 09 26 2004 09 26 2004 10 03 2004 10 10 2004 10 17 2004 11 28 2004 12 05 2004 01 30 2005 02 06 2005 02 06 2005 02 13 2005 04 17 2005 04 24 2005 04 24 2005 05 01 2005 05 22 2005 05 29 2005 05 29 2005 06 05 2005 07 31 2005 08 07 2005 08 14 2005 08 21 2005 10 02 2005 10 09 2005 06 25 2006 07 02 2006 08 13 2006 08 20 2006 11 12 2006 11 19 2006 12 17 2006 12 24 2006 01 21 2007 01 28 2007 02 11 2007 02 18 2007 07 29 2007 08 05 2007 08 12 2007 08 19 2007 08 26 2007 09 02 2007 09 30 2007 10 07 2007 10 28 2007 11 04 2007 12 23 2007 12 30 2007 01 13 2008 01 20 2008 04 13 2008 04 20 2008 05 25 2008 06 01 2008 06 22 2008 06 29 2008 11 09 2008 11 16 2008 04 12 2009 04 19 2009 04 19 2009 04 26 2009 11 29 2009 12 06 2009 اشتراک در پست ها atom
|