Meta tags:
description= کلاف سبز چرک نویس های دخترکی تقریباً بی قرار;
Headings (most frequently used words):
خاص, سه, شنبه, من, از, خفه, شو, ها, به, های, قرار, که, این, شب, برای, سندی, سارا, یکی, همین, تو, کلاف, سبز, چرک, نویس, دخترکی, تقریباً, بی, خداحافط, تویی, میدانم, دیگر, سراغم, نمیآیی, اینسامنیای, نصفه, نیمه, شکیبایی, پشتکار, تلاش, زحمت, تلقین, زر, مفت, دزدی, زندگی, مسخره, هیچی, نمی, خام, زده, پوست, کرگدن, ای, میخ, میلاد, چشم, دوست, داشتن, زیباست, مرثیه, تقدیم, مخاطب, نهمین, هشتمین, مین, ماه, باور, کن, بدون, وجود, زهره, در, آسمان, نیز, می, توان, تابید, بتاب, ماهکم, وبلاگ, سفر, کردن, رسیدن, مقصد, بهتر, است, ششمین, پنجمین, قصه, تاب, بازی, 21, آذر, چهارمین, سومین, مسافریم, اما, اتوبوس, میدون, نو, بنیاد, پرواز, مارسی, دومین, اولین, اعتراف, نوشته, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (88), است (76), شده (71), نمی (48), های (46), اما (43), نوشته (36), ۱۳۸۹ (35), ضحی (33), نیست (32), کنم (31), شنبه (31), ساعت (30), توسط (30), شود (30), ۱۳۹۰ (27), دیگر (27), توی (27), برای (26), تمام (26), کند (25), حالا (24), ۱۳۸۸ (24), روی (24), بود (24), دلم (22), دوست (22), هایم (21), عشق (21), همه (20), فقط (19), داشتن (19), هیچ (18), دست (18), هنوز (17), روز (17), چیزی (16), نگاه (16), خودم (15), دارم (15), بودم (15), زندگی (15), کسی (15), وبلاگ (14), فکر (14), خود (14), کرده (14), کردم (13), اند (13), چشم (13), عزیز (12), دانم (12), ماند (12), خاص (12), انگار (12), مثل (11), دارد (11), بودیم (11), بازی (11), حرف (11), اون (11), قرار (11), باور (11), باز (10), ۱۳۸۷ (10), همین (10), جمعه (10), ایستاده (10), شاید (10), حتی (10), تیر (10), همان (10), اگر (10), وقتی (10), بزرگ (10), یکی (10), بدون (10), تاب (10), چون (10), پوست (10), نخواهد (10), تنها (9), خواهم (9), پشت (9), باید (9), باد (9), سرد (9), نرگس (9), گرفته (9), تنگ (9), ترس (9), پایین (9), خانم (9), چیز (8), اینجا (8), یعنی (8), باشد (8), کشد (8), بعد (8), بودن (8), شدم (8), چند (8), کرد (8), مان (8), حقیقت (8), خوام (8), زیر (8), دستم (8), ماه (8), زده (8), دیگه (7), دختر (7), خانه (7), راه (7), خسته (7), نقطه (7), خیلی (7), سرم (7), زند (7), پاهایم (7), هست (7), باشم (7), هایت (7), بیشتر (7), همیشه (7), بیست (7), بوی (7), میشه (7), بار (7), کنند (7), بینم (7), وقت (7), میبینم (7), گفت (7), تنهایی (7), آغوش (7), بهمن (7), بهار (7), کنی (7), کاش (7), بچه (6), ۱۳۹۱ (6), کلمه (6), سخت (6), لباس (6), گریه (6), دوباره (6), گاهی (6), یاد (6), نبود (6), خواب (6), بیدار (6), برف (6), میان (6), نشسته (6), خودش (6), سال (6), امروز (6), شوم (6), سبز (6), مردم (6), بغض (6), خاطر (6), کمی (6), بتسی (5), نیمه (5), گفتم (5), بوده (5), آذر (5), تاریک (5), چرا (5), ادامه (5), سیاه (5), زنده (5), کردی (5), شما (5), مدام (5), مرگ (5), فیلم (5), خواهد (5), کار (5), کردن (5), نیستی (5), چراغ (5), خودت (5), خدای (5), اگه (5), سفر (5), ایم (5), چمدان (5), آدم (5), دیگری (5), اتوبوس (5), دور (5), صبح (5), خاطره (5), دهد (5), نفس (5), گیرد (5), لحظه (5), گیرم (5), جایی (5), دونم (5), آرام (5), آسمان (5), باران (5), مغازه (5), جلوی (5), صدای (5), جان (5), روم (5), اندوه (5), هیچی (5), دنیا (4), آبی (4), دارند (4), ترین (4), دروغ (4), هایی (4), برو (4), الان (4), درست (4), اعتراف (4), پرواز (4), انتها (4), احساس (4), داشت (4), بالای (4), سوم (4), خدا (4), آخر (4), بسیار (4), گذشت (4), نکن (4), مرسی (4), اونقدر (4), پنجشنبه (4), برد (4), داری (4), پنهان (4), تند (4), خالی (4), هایمان (4), خیابان (4), آنکه (4), مقصد (4), بابا (4), رسیدن (4), شوند (4), مهر (4), عقب (4), آورد (4), زدم (4), بهتر (4), ترسم (4), شیشه (4), خورده (4), آینه (4), شدن (4), لبخند (4), رنگ (4), وجودم (4), گوش (4), نیز (4), هفت (4), باش (4), اسفند (4), هوای (4), رفتن (4), گفته (4), وسط (4), تصاویر (4), عکس (4), کوچک (4), جای (4), فاصله (4), جمله (4), شاکی (4), زمین (4), خیال (4), کرگدن (4), خفه (4), اومده (4), بیا (4), the (3), نصفه (3), زهره (3), سارا (3), پست (3), هام (3), فردا (3), حفره (3), مجال (3), اندک (3), واقعه (3), جهت (3), اشتباه (3), ندارم (3), ابتدا (3), برنامه (3), دانی (3), درون (3), دهم (3), نوشت (3), اولین (3), تموم (3), خوب (3), دوم (3), سالگی (3), پیش (3), دونی (3), تویی (3), بودی (3), شدیم (3), تلاش (3), کنیم (3), شنا (3), دقیق (3), رسید (3), هفتم (3), چهاردهم (3), بگیر (3), بگم (3), دوستی (3), آرزو (3), محوطه (3), شان (3), شعر (3), آید (3), تنم (3), یکم (3), برفی (3), خوردن (3), دوش (3), باشه (3), طور (3), اومد (3), گفتند (3), ربط (3), شکسته (3), قدر (3), آغاز (3), امید (3), اصلن (3), قلبم (3), وجود (3), داشته (3), کلاف (3), داغی (3), گذاشتی (3), بارد (3), افتاده (3), دار (3), ویلن (3), مرا (3), اینکه (3), پیاده (3), گذاشته (3), سفید (3), بگوید (3), سپید (3), چرک (3), بیرون (3), شدید (3), نشخوار (3), گفتی (3), دانستم (3), شهریور (3), کنه (3), پرده (3), بهتره (3), داره (3), نشستم (3), بچگی (3), میکنه (3), کرگدنم (3), خاموش (3), آقا (3), تلق (3), امتحان (3), میدانم (3), حیاط (3), خداحافظی (3), میدونی (3), کجا (3), نفر (2), پاره (2), مریم (2), سحر (2), عاشقانه (2), ایران (2), ندارد (2), آرشیو (2), پروفایل (2), نقاب (2), نوشتم (2), مطالب (2), نوزدهم (2), چنان (2), حنجره (2), لرزد (2), صورتم (2), خیس (2), بیرحمانه (2), روبه (2), نیستند (2), سیلی (2), درد (2), منتظر (2), دیدم (2), صدا (2), بماند (2), دوربین (2), برداری (2), نبودی (2), گویم (2), کدام (2), نویس (2), حسی (2), ببیند (2), ابتدای (2), تپه (2), غروب (2), طلوع (2), محو (2), شوی (2), سیاهی (2), روزی (2), روشن (2), باشند (2), کثیف (2), شدی (2), نعمت (2), جانب (2), مخاطب (2), حال (2), برم (2), بینی (2), لبخندی (2), هفته (2), دومین (2), پیدا (2), هجده (2), خواستی (2), تقصیر (2), همسفر (2), سوار (2), زباله (2), نشین (2), آرمان (2), فراموش (2), خلاف (2), تکه (2), کردیم (2), اشتباهی (2), رودخانه (2), کداممان (2), آسفالت (2), قطار (2), دود (2), انتظار (2), مسافر (2), دیدیم (2), رود (2), گمان (2), گوید (2), شویم (2), رفتیم (2), معلوم (2), تصور (2), سلام (2), خودشون (2), چهارمین (2), میدم (2), مخصوص (2), چهارشنبه (2), زمستون (2), هستی (2), پاییز (2), قصه (2), مورچه (2), کوشش (2), مدرسه (2), کفشدوزک (2), کودکان (2), دانه (2), آره (2), دخترک (2), حرکت (2), موهای (2), خندد (2), محکم (2), شوق (2), خون (2), پروانه (2), بدنم (2), قرمز (2), نداشتم (2), قول (2), همون (2), گرمایت (2), مدرس (2), داشتم (2), خشن (2), شهر (2), سنگینی (2), هویی (2), پنجره (2), کوفته (2), خوشحال (2), یکشنبه (2), تهی (2), ولی (2), بخوریم (2), نشود (2), وفا (2), حسابی (2), خشک (2), آور (2), خورد (2), وای (2), روزها (2), نادیده (2), چشمهایم (2), دستهایم (2), معصومیت (2), سرسره (2), صدایت (2), قدم (2), عابر (2), ناشناس (2), نیستم (2), عذر (2), خواهی (2), کفش (2), سرعت (2), کنار (2), شانه (2), عبور (2), حواس (2), توان (2), زیادی (2), افتادم (2), هوا (2), گرفتم (2), فروشی (2), انقلاب (2), جام (2), چهارم (2), زمستان (2), هایش (2), کمم (2), دیدی (2), فرو (2), باورش (2), سبک (2), نرم (2), شکست (2), بیاید (2), بنفشه (2), امسال (2), بزنم (2), مبارک (2), نزدیک (2), ماندن (2), پای (2), توست (2), زدن (2), گرسنه (2), دخترکی (2), گیر (2), جیغ (2), دلشان (2), نکردم (2), طرف (2), منزل (2), نگفتم (2), سمت (2), بالا (2), مهربانی (2), آلود (2), اشک (2), مهم (2), تقدیم (2), پنجم (2), سقف (2), اندازم (2), گرفت (2), سوزند (2), گوشم (2), کشیده (2), فضا (2), آیند (2), پناه (2), پیچ (2), کشم (2), شنوم (2), ناخن (2), مرثیه (2), ساله (2), عالم (2), سپیدت (2), شکم (2), جنازه (2), بدنت (2), خورشید (2), فضای (2), ظهر (2), تابستان (2), نگران (2), نازک (2), مرده (2), بسته (2), خیره (2), نای (2), تازه (2), چقدر (2), برات (2), دونه (2), خونم (2), رسونه (2), فهمیدم (2), امتداد (2), زمان (2), نوعی (2), خمیره (2), درس (2), درویش (2), معیار (2), ناگهان (2), خواستن (2), عظیم (2), نگاهی (2), مغزم (2), گرداندم (2), احساسم (2), تیز (2), گذارد (2), بین (2), اطراف (2), ابری (2), دیده (2), نقش (2), چنین (2), حافظ (2), یادت (2), دونستم (2), بهم (2), دونستی (2), میخ (2), میلاد (2), زمزمه (2), لبخندت (2), خوشمزه (2), قطره (2), بگیری (2), تاپ (2), مهمه (2), فریاد (2), نشانه (2), انگشت (2), کودکانه (2), رسالت (2), سندی (2), تصمیم (2), ذارم (2), مردمک (2), چشاتون (2), پیچیده (2), ببینند (2), شانزدهم (2), اقتصاد (2), لعنتی (2), دیوانه (2), وار (2), مسخره (2), بریم (2), خریدی (2), ترسیده (2), انقدر (2), همانجایی (2), مردی (2), دوتا (2), ژته (2), گوشت (2), گشنگی (2), آروم (2), قرص (2), اتاق (2), چیکار (2), کناری (2), اینسامنیای (2), اندازه (2), کافی (2), نمیکنم (2), blogfa, com, نویسمت, mad, man, مارمولک, گلد, هزیونای, ارسطو, هیرشاد, همایون, خشندیش, پریای, فاحشه, مقدس, عروسه, نگاشت, کافه, گلاسه, لطفا, سما, مثبت, بلاگ, بیل, نکش, بهاره, استثنایی, کاغذ, تماشاخانه, معین, نیلوفر, زیتون, عمه, محمد, بلوچ, سرخابی, علی, اصغر, پور, خاله, سیب, نیم, تحلیل, ادبی, تحلیلی, موسیقی, فلسفه, پشه, داداش, پرهام, وبلاگی, تکرار, سپر, بلای, ملیکا, وحی, آوا, ماجراهای, پیوندها, آرشيو, پیشین, عناوین, الکترونیک, مدیر, صادقانه, بخون, دنبالم, بگرد, لای, قدیمی, دوس, آهن, ولیعصر, درخت, نارون, بدوم, نشم, خنده, دیر, بازگشت, چشمانم, نامنتظر, تنهایم, تنهای, رویم, چراغی, گرمایی, اطرافم, یگویم, نیاز, وآن, آسمانم, اقل, برابر, خاطری, پرنده, دنیای, بردارند, بسوزانندش, حافظه, فرا, بردار, ماهری, محاسباتت, اشکال, اول, غلط, داده, صفحه, مانیتورش, حدس, آمدند, پریشانم, جایم, پیکرت, ظاهر, روشنایی, نورهایی, دیگردر, اصلا, چشمه, حیوان, تاریکی, رابطه, وزد, گرمم, بپوشم, سردم, رحمانه, ایست, ایزد, تعالی, رنجی, رهایی, عذاب, گناه, ترجیح, بهره, بمانم, محنت, پذیرم, بعدن, پستیست, کاملن, راستی, خوبه, اصرار, دارین, بگین, افسرده, دعا, نشست, اشکهایم, پاک, شمار, وقایع, خاصی, هستند, ساقی, نبه, گردم, قراری, قرارم, اومدی, خوندی, بگی, وبلاگت, مزخرف, بگو, ناراحت, ایمان, سلامت, فهمیم, هرکس, مرکب, دستی, جدا, آری, ترسو, آزار, دهنده, افتادیم, فهمیدیم, جسم, آدامسی, جویده, اسمش, بگذار, چسانیده, ادامس, تبدیل, نشد, پایبندی, عهد, خرسند, فرعی, بلد, نبودیم, سکوی, سوت, همدیگر, دهند, بدانند, مشترکشانند, سکو, رسیدیم, شرق, غرب, بردیم, گرفتیم, قطاری, هایمانـ, آرمانمانـ, گذاشتیم, ایستگاه, سفریم, گیشه, خواهیم, مسافریم, میدون, بنیاد, مارسی, قند, سومین, دختری, اونایی, عطر, دلشون, پیچید, ساز, باشن, live, world, full, people, pretending, someone, they, not, but, when, talk, you, guy, wanna, کشوندی, درسته, درازه, آسون, باهات, قهرم, هفدهم, بهت, بیراه, واسه, لاو, جوابمو, بدی, میی, ساجده, ندیدمت, اغاز, یادتم, خونه, اومدم, باورم, اینا, زمینه, دفترم, جلد, صورتی, میرود, تعطیل, راست, ارام, خاکی, گری, وقفه, روند, کفشدوزکی, نشیند, خانمی, افتم, شانس, پرش, بده, قاصدک, آونگی, ترانه, شال, رقصاند, هاست, خویشاوندند, جلو, کاری, داردش, دللیر, خندیدن, آواز, خواندن, پیچد, رقص, هاله, لحضه, کتانی, شلوار, ماندم, دستامو, دسترسی, نتونستم, شبه, بنویسم, دوستان, ببخشند, پنجمین, هشتم, فروشای, حسودیم, فروختمشون, همراهم, باشی, اونی, اسمت, بیارم, یادتونم, اونا, مجبورن, بفروشن, ششمین, قدرت, حمل, ثقل, بدن, ندارند, کشیدن, جاده, هواپیمایی, بلیت, فروش, سرمه, سلول, سوارند, داشتنی, دوستتون, متن, تونست, ذهنم, ذاشتمش, بلاگفا, some, times, feels, like, worlds, shoulders, سوی, دریایت, برس, مقابله, دریایی, نشستن, صندلی, وحشت, غضب, دریا, بیایی, نترسم, دنیایی, عزیزی, گواراتر, بدانم, نوشت۳, نوشت۲, یادشه, پارسال, نوشت۱, تعلقات, بکنم, نتواند, بدانید, برویم, بیاییم, بخوابیم, امیدوارانه, آود, دلش, گندی, استقلال, فکری, استدلال, سرشار, منطق, احساسات, دخترانه, هزار, مرتبه, چندش, بودنش, لعاب, شدنش, کمبود, هستم, لازم, فکرش, بکنید, قولی, بدهد, عهدی, ببندد, بکشد, بگذارم, انگارم, افقی, فراتر, افق, زیبای, چشماهت, دوزم, غرق, دستاتن, متصل, سوختن, اندیشه, گرفتن, جمجمه, گام, بلند, پروازانه, شبیخون, زخمی, رسوب, آنی, نگاهت, طرد, میدارم, شناسند, تنه, زدند, کلامی, محبت, لگد, خمیده, متوجه, اخیراً, پرت, تابید, بتاب, ماهکم, ششم, وجودت, گذروندم, عدد, خوبیه, پوسیده, ترسیدم, دستانم, سقوط, معنایی, تونه, نگام, طاقت, نچیده, باقی, مونده, مین, نسکافه, بارونی, کتاب, گشتم, سهشنبه, هشتمین, الآن, آخرین, تلاشش, گمم, ببخش, نرگسم, کمکم, بنداز, بقیه, خوریم, نگو, نشکستیم, آرامی, طوفانی, بهمنی, بادی, خنک, هوایی, اندکی, سوز, ادعا, طوفان, سیل, دیدن, عزیزش, کارتون, انتقام, جوانه, دهیم, ساکت, عید, سبزه, خودمان, بکاریم, نخریم, تحویل, تان, زنگ, بگویم, بهارت, سالی, راهش, نهمین, خرداد, شنیدن, نشندین, ریتم, بروی, نمانی, نشنوی, تیغ, دارت, آزارم, احترامت, کاهد, نخواسته, پدرم, نوک, مداد, مادم, آهای, روحم, بیش, خوانی, سطر, فهمی, شنوی, قلب, شدت, تپنده, نگذار, بسپارد, بعضی, کوچند, گذارند, اضافه, ادم, کوچانده, حالی, خودشان, کشند, میبینند, دلخوشی, هایشان, طناب, مدتی, انحنای, دوستم, کوچیده, زنند, مهربانند, بویند, نارنجی, سرزندگی, خواننده, غبار, لبریز, بگریز, سعی, نگاهم, بیاورد, برایش, بالش, قاعدتن, دوخته, سقفی, یکدست, مطمئنم, غریبی, قشر, منتقل, لرزه, تولد, هشت, طاها, چفت, قبل, انکه, پیری, ببلعد, مامان, باغ, آشفته, بگیرم, شادمانگی, ناخنم, خیالات, چنگ, اندازند, زجر, آوری, خاکستری, بندم, پتویم, پتو, ملتمسانه, گلویم, عطش, بیلی, گشایم, تعرق, نمور, دستانت, برده, سردی, مطبوعت, پوپکم, سرخ, لخته, پریود, صورت, مالیخولیایی, صورتت, کوفتگی, پوشاند, سپیدی, آهوکم, جنگل, وحشتناک, اطرافمان, وجهی, وجه, ترسناک, قهوه, کابوس, شبانه, مهربانم, تنهاییم, منی, کمتر, توام, عرق, پیشانی, نگفته, قصاص, نطفه, نبودن, شنوا, بغلم, اماهنوز, نمرده, سفیدت, مهتاب, دامن, لباست, الود, پلک, دید, گردنت, گلوی, حلقت, فهمم, نازنین, ملال, خوایده, خیالی, بغضت, پانزدهم, تنگه, شاهد, طاهای, گلم, دخت, عاشقم, ملیکای, مبهمم, اسمم, ساجی, شکوهم, غافلگیرم, وقته, بلاگم, گیره, نداره, شدیده, موقع, نوشتن, لرزید, نیازی, علم, معرفت, چشیدم, دلخوری, هاته, وهله, پیدایی, نفی, گذرد, ناگزیر, فرستند, حرام, فرشته, نگهبانی, گمارد, باطل, السحر, هرگز, مشترکی, ابدی, پیمودن, پرید, چکید, اصلاح, دیوار, کوه, گرداب, زخم, دهان, الباب, مودب, شنو, خوانده, حسابگر, مطیع, پدید, اساسی, تفاوت, میریزد, پایه, بنا, خواسته, شعله, شناختن, سرچشمه, فوران, آتشفشان, شره, آبشاری, جاری, بستری, شیب, ویران, خویشتن, ساخنتی, قانون, شناسد, اوج, احترام, مجموعه, قوانین, عاطفی, انداختم, گردنی, تخم, مرغ, صبحانه, زیرش, پخش, چیزهایی, هیچکدامشان, حرفی, کمترین, ضربه, تونیم, عاشق, باشیم, زیباست, هجدهم, نخی, عمود, نهایت, ظریف, فکرم, اعتمادی, کجاست, اتمام, میرسد, میرم, پرتاب, بروم, آدمهای, قبلی, نشونه, احتمال, خوندنت, هزاره, نذار, دره, عمیق, بشه, افتادنه, بداهه, نویسی, نازکی, تیزی, برندگی, خونین, اینحا, لاش, شروع, بند, صداهایی, سایه, نوشین, لبان, نحیفی, لبختد, لغزنده, قسم, نشه, پتوم, چمباتمه, وابرهای, سعدی, چای, بعدی, فهمه, جور, نشان, ستم, نکویی, اهل, کرم, مخزن, گنج, درم, معامله, صبحدم, باده, بیاور, صحیفه, رقم, مقیم, حریم, حرم, رقیب, محترم, نماند, جانان, طمع, مبر, بدین, رواق, زبرجد, توانگرا, غنیمتی, شمر, شمع, وصل, سرود, مجلس, جمشید, شکر, شکایت, نیک, شمشیر, نظر, یار, خاکسار, مژده, ایام, فال, عذابم, یرقان, گلوت, بدونی, کیلومتر, آدماش, بگن, کوچکم, حداقل, تظاهر, طوسی, رفته, ابرها, فشار, بهشان, چیه, تکرارت, عمق, کیه, مکث, کشوندت, کیکیه, مجبور, همکلاسی, نصفش, باشمش, اتوبان, شلوغ, ریزد, چشمم, افتد, عینکم, حکایت, دستت, دادم, خوشت, نشانم, نداده, گوله, شکستنی, گلوله, احساسی, نشنید, نذاشتم, صدام, بشنوی, میگم, اصن, تنهـــا, کَـسه, زنید, سکوت, ضعف, عظمت, عشقش, خرد, خاکسترش, میمونه, بفهمید, دوازدهم, بگیرمش, سرش, بگذارد, آرامش, تباه, یکباره, گردد, بانمک, چفتشان, چهار, مینیاتوری, سبابه, بگیرد, مراقبم, عظیمی, بزرگی, جفت, چشمهایت, میخکوب, اجزای, ظریفش, پرتت, خوشحالی, خوردنش, ملق, اشکش, کیف, دغدغه, ترفند, کوبد, شلادابم, کودک, میشود, نهم, نمیشد, اشکهات, بدوزی, چشمهات, سوزن, شکاندم, رفت, ابرو, خراب, هفتگیمون, لیز, بخوره, بیفته, بشکنه, پوشم, کبودی, پوشانم, اورم, حمام, گذارم, اشکهام, داغ, برود, فاضلاب, شهری, همانجا, پوشیدم, کرشمه, کنان, طوری, جدیدم, بفهمند, کلفت, زود, رنج, ناراحتی, حاالا, خندان, خیالتان, تخت, نمیکنید, کرگدنتان, جنس, اعلا, فروشگاه, جرینگ, کوبیدم, رسیدم, برداشتم, قیمت, مندرج, کارت, اعتباری, آوردم, فروشنده, اندازد, گیریم, خروارها, شنیدم, صداش, برایم, دبیرستان, دانشگاه, نسشته, آنگه, کتابم, بیاندازم, ربطی, گرگ, دانند, وقتها, برایت, شماره, تلفن, گذاشت, نکنیم, نبین, عشقای, نمیگم, تیکه, چوبی, اسب, کودکی, منه, وزه, فرفره, بادکنک, هواست, حمیده, جورابهای, رنگی, تور, افشار, عروس, آخرش, بزرگترهای, دلنشین, خودتان, نبودید, امامزاده, طاهر, روزهایی, عجیب, هوایت, روزمره, کلاس, سیاست, بلندیان, مسیرم, روزهای, متروی, کرج, مرد, کوری, بزند, بگذاری, سیر, خرده, پولی, مهمانش, تاکسی, عوض, قظره, اشکی, گونه, بریزد, کوچه, پیچم, مسجد, بازش, نشینم, مادر, کشیدم, ضلع, مثلث, آمد, علوی, مردانه, وقتهایی, آوردی, کوچکتر, بشود, زنانه, راستش, رات, بخاهی, کرکس, گلهایی, آنها, ورزیدی, تابی, ستون, بام, رویش, قایمکی, لبهای, سرخمان, فهمیدی, شاتوت, همسایه, ۱شتی, تابستانه, پارک, بستنی, دسته, جمعی, لیس, میوه, هلو, دزدیدیم, پیراهن, آسمانی, پدرانه, داد, خام, هیس, تعطیلات, چگونه, گذراندید, شدنو, صبر, جویدی, بهترین, عمرت, دیداریه, نیس, صداشو, صلحی, باعث, سبکی, ممنون, ببخشید, عقلش, کمه, چرند, میگه, اومدیم, خوراکیای, تورو, عصبانی, آخه, جون, پیداشون, کشو, داریم, میریم, آها, خوره, نمیشه, چقد, ترسویی, مگه, ندیدی, گذاشتشون, خوابش, نفهمیدم, کجای, قایمشون, هیسسسس, دمپای, بزن, دمپایی, میده, دزدی, آینده, بروز, لطفن, شکیبا, باشید, شکیبایی, پشتکار, زحمت, تلقین, مفت, اردیبهشت, مطالعه, زدمش, اسپیکر, نوازی, سنتور, رهایم, شدیدن, توانم, انهم, آبرو, حفظ, خوابم, نمیرود, اتومبیلی, بلوک, زویا, پیرزاد, میکرد, نمیشوی, خیالت, آسوده, نمینویسم, وشوقی, سرازیر, میکرده, خطوط, ریز, چسبیده, سراغ, نمیروم, خوبم, خداحافط, سراغم, نمیآیی, تقریباً,
Text of the page (random words):
و دوباره از بر نمیکنم همین که نمینویسم یعنی به اندازه ی کافی از تو وشوقی که به تنم سرازیر میکرده ای دور شده ام خیالت آسوده عزیز دل نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 20 38 توسط ضحی اینسامنیای نصفه و نیمه چراغ مطالعه را خاموش کردم و کناری زدمش دو تا اسپیکر که صدای تک نوازی سنتور در آن پیچیده بود را هم کناری زدم اینسامنیای نصفه و نیمه ای که رهایم نمی کرد دلم شدیدن گرفته و این وقت شب تنها کسی که می توانم با او حرف بزنم خواب است تازه انهم نه تمام حقیقت را فقط تا جایی که آبرو حفظ شود چراغ های خیابان روشن اند و هر از چند گاهی اتومبیلی از روی سرعت گیر پشت بلوک رد می شود ای کاش زویا پیرزاد بود چراغ ها را خاموش میکرد سه ماه است خسته ام خوابم نمیرود نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 20 0 توسط ضحی شکیبایی پشتکار تلاش زحمت تلقین زر مفت خفه شو خفه شو خفه شو این وبلاگ طی چند روز آینده بروز خواهد شد لطفن شکیبا باشید نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 21 0 توسط ضحی دزدی هیس الان بیدار میشه خب چیکار کنم دمپایی م رو زمین صدا میده آروم تر حرف بزن خب چیکار کنم دمپای م هیسسسس بیا اینجا تو از کجا میدونی کجا قایمشون میکنه اون روز خودم دیدم اومد گذاشتشون تو اتاق خوابش فقط نفهمیدم کجای اتاق خب الان اگه بریم تو که بیدار میشه تو چقد ترسویی مگه ندیدی قرص خورد آها یعنی وقتی قرص می خوره دیگه بیدار نمیشه آروم باش رو نک پا راه برو بیا بیا بیا کجا داریم میریم من می ترسم از گشنگی که بهتره چی ترس ترس از گشنگی بهتره پیداشون کردم گذاشته تو این کشو آخ جون خش خش نکن انقدر بیدار میشه ها آخه این خیلی خوشمزه س وای س س س سلام خانم تورو خدا عصبانی نشین خانم ما ما ما فقط اومده بودیم که اومده بودیم که ما اومده بودیم از خوراکیای شما بخوریم گرسنه بودیم خفه شو خانم خانم ببخشید این عقلش کمه چرند میگه ما ما اومده بودیم که اومدیم که که پ ن۱ امروز ی لحظه سبک شدنو حس کردم انگار که چند ماه بغض گذاشتی رو بغض صبر کردی ناخن جویدی و ی هو بهترین خداحافظی عمرت رو یکی تو گوشت فریاد میکنه میدونی که این خداحافظی بدون هیچ به امید دیداریه میدونی این آدم قرار نیس دیگه صداشو تو گوشت زمزمه کنه اما تو این خداحافظی یه صلحی هست که باعث میشه احساس سبکی کنی ممنون از تو پ ن۲ تعطیلات خود را چگونه گذراندید دوتا از زیر دوتا یکی یک ژته سه تا از زیر یک ژته نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 16 39 توسط ضحی من از این زندگی مسخره هیچی نمی خام خواب دیده ام ات دوباره مثل همیشه توی لبخندت شنا کردم و بیدار که شدم دانستم خواب بوده است و یک دروغ گاهی وقتها دلم دیوانه وار برایت تنگ می شود اما میدانم که مرده ای و دیگر نمی شود شماره ای را گرفت و تلفن را گذاشت روی گوش و فکر کرد که حالا صدایت را می شنوم این حقیقت است حتی اگر ما باورش نکنیم دلم دیوانه وار هوای شب بیرون رفتن های تابستانه با تو را دارد توی پارک های بنفشه و خوردن بستنی های دسته جمعی که تو برای برای ما می خریدی و خودت ب لیس زدن های کودکانه مان نگاه می کردی دلم برای مغازه ی میوه فروشی ات که ظهر های تابستان از آن هلو می دزدیدیم تنگ شده دلم برای پیراهن آبی آسمانی ات تنگ شده دلم برای دختر بچه ی نه ساله ای که خودش را توی آغوش پدرانه ات جا می داد خیلی خیلی تنگ شده است و راستش رات بخاهی دلم برای حیاط خانه ات که حالا کرکس ها جنازه اش کرده اند تنگ شده و گلهایی که به آنها عشق می ورزیدی و برای ن به جا گذاشتی این عشق را و برای آن تابی که وسط دو ستون حیاط بسته بودیم و برای پشت بام خانه ات که می رفتیم رویش قایمکی و تو از دست ها و لبهای سرخمان می فهمیدی که از شاتوت های حیاط همسایه ۱شتی خورده ایم تنگ شده است یکی از همان روزهایی که دلم عجیب هوایت را کرده بود بی خیال هر چه زندگی روزمره است بی خیال کلاس سیاست ۸ صبح بلندیان مسیرم را گرداندم سمت روزهای پر خاطره ام متروی کرج پیاده شدم دیگر هیچ مرد کوری نبود که ویلن بزند و هیچ تویی که دستم را بگیری و بگذاری سیر به ویلن اش گوش دهم و بعد خرده پولی مهمانش کنی یک تاکسی می گیرم جلوی خانه ات ک حالا حسابی عوض شده پیاده می شوم سرم را می اندازم پایین و هیچ قظره اشکی هم نیست دیگر که روی گونه ام بریزد توی کوچه می پیچم یادت هست جلوی مسجد را در بازش را می گیرم و می روم تو می نشینم همانجایی که با تو می نشستم همانجایی که یک پرده بود بین من و تو و مادر نشستم پاهایم را در آغوش کشیدم و سرم شد ضلع سوم مثلث پاهایم مردی آمد مردی ک آقا علوی نبود گفت خانم اینجا مردانه است می دانستم آن وقتهایی که من را می آوردی اینجا من کوچک بودم کوچکتر از آنکه بشود گفت برو توی زنانه کفش هایم را پا کردم مغازه ی حمیده خانم که از آن بریم جورابهای رنگی و تور دار می خریدی سر جای خودش نبود آقا افشار هم نبود که به من بگوید عروس خودم می شوی آخرش من ترسیده بودم آخر هیچ کدام از شما بزرگترهای دلنشین بچگی من دیگر سر جای خودتان نبودید و من انقدر ترسیده بودم که نای رفتن به امامزاده طاهر را نداشتم فقط تمام راه تا خانه را گریه کردم بابا بزرگ دیدی ام پ ن۱ از سال ۸۶ تا حالا بدون تو اخ هواست اصلن ب ما هست پ ن۲ نبین از عشقای تو بچگی هیچی نمیگم جز تو و بادکنک و سرسره هیچی نمی خوام تیکه چوبی باشه اسب کودکی های منه باد اگه می وزه جز فرفره هیچی نمی خوام من از این زندگی مسخره هیچی نمی خوام نوشته شده در جمعه هفتم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 11 6 توسط ضحی شب زده شب تک تیر نمی اندازد تیر باران می کند و این را فقط گرگ ها و شب زده ها می دانند پ ن۱ فردا امتحان اقتصاد است همیشه همه بوده برایم این امتحان و درس ها آن دبیرستان لعنتی این دانشگاه کمی لعنتی فردا امتحان اقتصاد است من هنوز نسشته ام بدون آنگه نگاهی به کتابم بیاندازم ربطی ندارد مهم نیست پ ن۲ دلم تنگ نیست دیگه برای خودم نگاه ک می کنم میبینم خودم هنوز زنده اس گیریم زیر خروارها دروغ اما زنده اس خودم شنیدم صداش و نوشته شده در جمعه شانزدهم دی ۱۳۹۰ ساعت 16 26 توسط ضحی پوست کرگدن م دیگر تصمیم خودم را گرفته بودم نمیشد تا آخر دنیا این طور زندگی کرد نمی شد هی اشکهات را بدوزی به چشمهات سوزن می شکاندم گاهی وسط کار دستم اشتباهی می رفت و چشم و ابرو را با هم خراب می کرد اما دیگر تصمیم خودم را گرفته بودم در فروشگاه را باز کردم از بالای در چیزی گفت جرینگ قدم هایم را تلق تلق تلق کوبیدم به کف سیاه و سفید مغازه و رسیدم به پوست کرگدن ها یکی شان را برداشتم و بی خیال قیمت مندرج کارت اعتباری ام را در آوردم و به فروشنده گفتم آقا این پوست کرگدنتان جنس اعلا باشد ها خانم خیالتان تخت از این بهتر هیچ جا پیدا نمیکنید همانجا پوست کرگدنم را پوشیدم و خوشحال و کرشمه کنان از در مغازه بیرون زدم از کنار همه ی آدم های اطراف طوری رد شدم که لباس پوست کرگدن جدیدم را ببینند ببینند و بفهمند که دیگر پوست کلفت شده ام دیگر قرار نیست زود رنج باشم دیگر پوست کرگدن م نمی گذارد ناراحتی ها اندوه ها از من عبور کنند حاالا دیگر سبز و خندان شده بودم اما از شما چه پنهان گاهی شب که می شود چراغ ها را که خاموش می کنم پرده ها را که می کشم پوست کرگدنم را در می اورم و می بینم که تمام بدنم کوفته است می روم زیر دوش حمام و می گذارم که اشکهام با آب داغ دوش برود در فاضلاب پیچیده شهری صبح که می شود دوباره پوست کرگدنم را می پوشم و کبودی ها را می پوشانم پ ن۱ قرار هفتگیمون مبارک خانم ط خانم س نمی ذارم مردمک چشاتون از لا دستم لیز بخوره و بیفته زمین نمی ذارم مردمک چشاتون بشکنه نوشته شده در جمعه نهم دی ۱۳۹۰ ساعت 18 29 توسط ضحی برای سندی و سندی ها برای سارا و سارا ها دلم لک زده برای بود یک بچه بودن یک بچه ی کوچک که توی آغوش بگیرمش و او سرش را بگذارد روی شانه ام و تمام آرامش دنیا و تمام معصومیت تباه شده ام یکباره به من باز گردد دلم لک زده برای دست های کوچک یک دختر بانمک که محکم چفتشان کند توی دستهایم با چهار انگشت مینیاتوری اش انگشت سبابه ام را بگیرد و با صدای کودکانه اش بگوید مراقبم باش و تو فکر کنی که چه رسالت عظیمی است رسالت بزرگی است که جفت چشمهایت را میخکوب کنی به تمام اجزای ظریفش و تمام حواس پرتت به این باشد که جیغ اش از سر خوشحالی باشد زمین خوردنش از روی ملق بازی و اشکش برای کیف تاب بازی و آخ و آخ و آخ که دلم برای یک بازی بی دغدغه بی غل و غش بی ترفند تنگ شده است و این حقیقت هر روز توی مغزم می کوبد که نه من به قدر هفت سالگی ام شلادابم و نه آن کودک حالا توی آغوش من جان می گیرد و بزرگ میشود نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۰ ساعت 17 4 توسط ضحی یکی از سه شنبه ای خاص از دستت شاکی ام شاکی ام که نیستی که دستم را بگیری و من توی بودن یک دست دوستی جان دادم شاکی ام که هیچ وقت روی خوشت را نشانم نداده ای شاکی ام که پ ن۱ وقتی سر کسی فریاد می زنید و اون فقط سکوت میکنه این نشانه ضعف اون نیست عظمت عشقش را می رسونه اما از درون خرد میشه و تنها خاکسترش برات میمونه بفهمید پ ن۲ دل من تنهـــا نیست بی کَـسه پ ن۳ یکی یه روز بهم گفت که من یه گوله احساسم شکستنی ام آره من همون گلوله احساسی ام که تاپ و تاپ افتادم زمین مهمه که کسی نشنید مهمه که نذاشتم صدام و بشنوی چی میگم من اصن بی خیال نوشته شده در سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ ساعت 11 57 توسط ضحی میخ میلاد و چشم من هوا اونقدر ابری هست که خورشید دیده نشه و چشم من و ابری کنه و دل من اونقدر گرفته هست که شب تا صبح رو زیر پتوم چمباتمه زده باشم و گریه کرده باشم و حالا صبح باشد وابرهای چرک و گرفته توی آسمان کپ کرده باشند و من فکر کنم به خاطر من است شاید توی اتوبوس نشسته ام اتوبان مدرس شلوغ است تک دانه باران می ریزد روی شیشه ی بزرگ اتوبوس و من به قطره ها نگاه می کنم یک قطره اشک از چشمم می افتد روی شیشه ی عینکم و می شود درست حکایت باران و شیشه ی اتوبوس آسمان یک جایی طوسی شده است میخ میلاد رفته است توی شکم ابرها و دارد فشار می آورد بهشان و من فقط آرام زمزمه می کنم کاش می دونستم اون چیه که داره تکرارت می کنه تو عمق وجودم کاش می فهمیدم اون کیه که داره تو رو به مکث می کشوندت کاش می دونستی لبخندت مث خوشمزه ترین کیکیه که تو بچگی مجبور بودم با دوست همکلاسی ام نصفش کنم اما همیشه دوست داشتم خودم تنهایی داشته باشمش شاید فکر اینکه اون بهتره داره عذابم می ده کاش می دونستم چرا یرقان جلوی گلوت و گرفته و ای کاش بدونی که من اینجا کیلومتر ها دور تر از تو نشستم دارم به یاد اون اتوبوس بزرگ که انگار تموم آدماش شده بودن تو و می خواستن بهم بگن کمم و کوچکم به تو فکر می کنم کاش می دونستی و یا حداقل به خاطر من تظاهر می کردی که می دونی پ ن۱ سه بار تو سه روز پشت سر هم به یادت فال حافظ گرفتم و هر بار در اومد رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند من ار چه در نظر یار خاکسار شدم چو پرده دار به شمشیر می زند همه را چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است سرود مجلس جمشید گفته اند این بود غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه توانگرا دل درویش خود به دست آور بدین رواق زبرجد نوشته اند به زر ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند پ ن۲ به جز این شعر هایی که می خونم کی می فهمه که چی می گم پ ن۳ به گریه در وسط شعر هایی از سعدی به چای خوردن تو پیش آدم بعدی نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 11 43 توسط ضحی هر روز با تو بودن مثل این است که دارم روی نخی نازک و تیز راه می روم دست هایم را در دو طرف تنم عمود کرده ام و به بی نهایت این نخ ظریف خیره شده ام و مدام توی فکرم این است که آخر این بی اعتمادی کجاست کی به اتمام میرسد و نخ پاره می شود و من می میرم فکر می کنم خدای نخ در دست مرا می گیرد یا می گذارد پرتاب شوم و بروم بین آدمهای قبلی که روی نخ بوده اند از ناگهان شروع این بند بازی صداهایی از اطراف گفتند به پایین نگاه نکن اما تو مدام از آن پایین و سایه ی نوشین لبان گفتی و نحیفی نگاه من بیشتر و بیشتر به پایین کشیده شد گفتند به عقب نگاه نکن و من مدام گوشم به عقب بود اما خدای نخ در دست به لبختد لغزنده ات توی چشم هایم قسم نگاه نکردم پشت سر را حالا هر روز با تو بودن مثل این است که دارم روی نخ تیز و نازکی راه می روم و تیزی و برندگی نخ دارد کف پاهایم را خونین می کند اما خوب که دقیق می شوم میبینم که قلبم اینحا آش و لاش شده است خدای نخ در دست خدای نخ در دست پ ن۱ بداهه نویسی از بس که دلم گرفته پ ن۲ اینکه به پایین نگاه می کنم دست خودم نیست نذار دره ی پایین اونقدر عمیق بشه که یه روز فک کنم وقت افتادنه پ ن۲ نشونه ها رو بگیر از توی نوشته ام هر چند می دونم احتمال خوندنت یک در هزاره نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16 10 توسط ضحی که همین دوست داشتن زیباست گفتی من و تو هیچ وقت نمی تونیم عاشق هم باشیم و من تمام چیزهایی را که هر روز با خودم نشخوار می کنم را توی مغزم گرداندم اما هیچکدامشان را نگفتم فقط مثل همیشه حرفی را زدم که می دانستم کمترین ضربه را به احساسم می زند و نشخوار کردم وقتی این جمله را گفتی من جلوی آینه نشسته بودم نگاهی به خودم درون آینه انداختم و به گردنی که هنوز چیزی قد تخم مرغ آب پز صبحانه زیرش باد کرده بود و بعد دوباره تمام نشخوار هایم را پخش آینه کردم عشق در لحظه پدید می آید دوست داشتن در امتداد زمان این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است عشق معیار ها را در هم میریزد دوست داشتن بر پایه ی معیار ها بنا می شود عشق ناگهان و نا خواسته شعله می کشد دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه می گیرد عشق قانون نمی شناسد دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانین عاطفی است عشق فوران می کند چون آتشفشان و شره می کند چون آبشاری عظیم دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه ای بر بستری با شیب نرم عشق ویران کردن خویشتن است دوست داشتن ساخنتی عظیم عشق دق الباب نمی کند مودب نیست حرف شنو نیست درس خوانده نیست درویش نیست حسابگر نیست سر به زیر نیست مطیع نیست عشق دیوار را باور نمی کند کوه را باور نمی کند گرداب را باور نمی کند زخم دهان باز کرده را باور نمی کند مرگ را باور نمی کند عشق در وهله ی پیدایی دوست داشتن را نفی می کند نادیده می گیرد پس می زند له می کند و می گذرد دوست داشتن نیز ناگزیر در امتداد زمان عشق را دود می کند به آسمان می فرستند و چون خاطره ای حرام فرشته ی نگهبانی بر آن می گمارد عشق سحر است دوست داشتن باطل السحر عشق و دوست داشتن از پی هم می آیند اما هرگز در یک خانه منزل نمی کنند عشق انقلاب است دوست داشتن اصلاح میان عشق و دوست داشتن هیچ نقطه ی مشترکی نیست از دوست داشتن به عشق می توان رسید و از عشق به دوست داشتن اما به هر حال این حرکت از خود به خود نیست از نوعی به نوعی ست از خمیره ای به خمیره ای و فاصله یی است ابدی میان عشق و دوست داشتن که برای پیمودن این فاصله یا باید پرید یا باید فرو چکید پ ن اون جمله ای که گفتم عشق وجود نداره فقط یه حس اندوه شدیده که آدم و به هیچ جایی نمی رسونه دستم موقع نوشتن اون جمله و تمام این جمله ها لرزید می دونم که همه ی گفته هام درست نیست که اگر بود دیگه نیازی به علم و معرفت نبود اما من اون حس اندوه شدید رو با تمام وجودم چشیدم و فهمیدم که توی دوست داشتن اندوه شدید نیست شاید یه دلخوری از حرف هاته اما اندوه شدید نیست خیلی بعد نوشت چند وقته که مدام مطالب بلاگم رو دونه به دونه خط به خط فاصله به فاصله می خونم و دلم هی بیشتر و بیشتر می گیره بتسی دلم برات خیلی تنگه همین طور تو بابا شاهد و ژه عزیز و طاهای گلم و مه دخت عاشقم و ملیکای مبهمم و تو هم زهره ی هم اسمم و تو ساجی با شکوهم که غافلگیرم می کنی نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 15 51 توسط ضحی مرثیه می بینم که توی بغلم افتاده ای بی جان و نازک اماهنوز داغی انگار که نمرده ای نمی دانم شاید هم مرده ای می بینم که پوست سفیدت دارد رنگ مهتاب می شود و دامن سپید لباست گل الود زندگی شده است و چشم هایت بسته است اما از پشت همین پلک ها هم می شود دید که به جایی نا معلوم که فقط در خاطر خودت زنده است خیره شده ای و داری زل زل زل نگاه می کنی می بینم که روی گردنت هنوز جای یک بغض هست و بوی این بغض چرک زده از نای و گلوی و حلقت بیرون می زند و من تازه می فهمم که نازنین چقدر ملال پشت بدنت خوایده چقدر به بی خیالی زده ای همه چیز را و بغض گذاشته ای روی بغضت مهربانم میبینم که اینجا تاریک است و ما دو تا تنهاییم و تو نیمه جان در آغوش منی و گرمایت کمی از ظهر تابستان کمتر شده است و من نگران سرد شدن توام و عرق پیشانی ات کمی سرد تر شده است میبینم که لب هایت پر است از حرف های نگفته حرف هایی که قصاص شده اند در نطفه نه به خاطر سنگینی حرف ها به خاطر نبودن گوش های شنوا آهوکم میبینم که ماه غروب می کند بی آنکه خورشید طلوع کند و آسمان و جنگل و فضای تاریک و وحشتناک اطرافمان همه اش شده است یک فضای شش وجهی که هر لحظه وجه ها دارد به هم نزدیک می شود و فضا ترسناک تر شده است و قهوه ای و کوچک مثل تمام کابوس های شبانه ات و لباس سپیدت را می بینم که دارد از شکم سرخ می شود و بوی خون لخته های پریود هایت را می دهد و لباس سپیدت گل آلود تر شده است و من صورت تب زده و مالیخولیایی ات را به لب می گیرم و میبینم که تو سرد تر شده ای مثل تمام جنازه های عالم و صورتت را می بینم که هی سپید و سپید تر می شود و بدنت هی کوفتگی هایش را می پوشاند با سپیدی مرگ چشم هایم زل خورده اند روی تعرق نمور دستانت که پناه می برده به تمام سردی های عالم که شاید داغی مطبوعت را پنهان کنی پوپکم چشم ها می گشایم خود هجده ساله ام را در آغوش دارم کسی خدا را ...
|