Meta tags:
author= بیگانه;
Description= یک نفر که می خواهد حرف بزند. کاش گوشی باشد که بشنود...گرچه این هم جزئی جدایی ناپذیر از روزمرگی های ماست؛همین نشنیدن را می گویم.
توضیح بیش تر این که: یک دختر متولد سوم آبان شصت و هفت،دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان اما در رشته ای بی ربط... از وابستگی، تعلق و پایبندی بیزارم، عاشق مسافرتم و از ثبات و سکون، فراری. هر چه تعداد دوستانم بیشتر باشد، خوشحال تر خواهم بود. گرچه هنوز دوستی واقعی نیافته ام، یعنی کسی که تا حدودی هر چند اندک شبیه خودم باشد. با این حال فعلاً می شود با همین ها ساخت. گهگاه چیزهایی می نویسم که می گویند:رمان، داستان بلند، داستان کوتاه، بلاگ پُست. گهگاه تر هم چیزهایی می کِشم که می گویند: رئال، آبستره، سورئال، کوبیسم، امپرسیون. کلاً دختر خوبی ام، اما متاسفانه آدم چندان خوبی نیستم و سعی هم نمی کنم که باشم. شعار خاصی ندارم جز این که یک بار به یکی از دوستانم گفتم: راحت باش، سخت نگیر و زندگی کن! آدم+عشق+زمین+حال+سکوت+موزیک+سهم+وحشت+راه+بن بست+ مرگ+سفر+دانشگاه صنعتی اصفهان;
Keywords= آدم+عشق+زمین+حال+سکوت+موزیک+سهم+وحشت+راه+بن بست+ مرگ+سفر+دانشگاه صنعتی اصفهان;
Headings (most frequently used words):
با, بیگانه, دختری, در, میان, مردمان, اسباب, کشی, سال, نو, به, پایان, می, رسد, تازگی, کلاه, فرانسوی, شنبه, های, نارنجی, من, یک, ذهن, آشفته, توهم, فلسفه, خودکشی, ممنوع, نسکافه, طعم, مریلین, منسون, nobody,
Text of the page (most frequently used words):
های (39), این (33), است (29), برای (19), آدم (13), #بیگانه (13), باید (12), بود (12), شنبه (12), اما (11), نمی (11), نظر (10), همه (9), بودن (9), بعد (9), امروز (8), کاش (8), کنم (8), سال (7), کرد (7), نیست (7), دور (7), باشد (6), دختر (6), دانشگاه (6), هنوز (6), کسی (6), شود (6), زندگی (6), فریاد (6), دنیا (6), بودم (6), دوست (6), خانه (6), گاه (6), روز (5), حرف (5), گرچه (5), دوستانم (5), چند (5), خود (5), قدر (5), شده (5), راه (5), کردن (5), دهم (5), میان (5), کرده (5), باشی (5), بالا (4), تنهایی (4), عاشق (4), همین (4), بیش (4), خودم (4), حال (4), روی (4), کوچک (4), اند (4), همیشه (4), تمام (4), دارد (4), مرا (4), گفت (4), اگر (4), انسان (4), توانم (4), شوم (4), توانی (4), فیلم (4), فردا (4), دیدن (4), هفته (4), هست (3), دنیای (3), ندارد (3), عشق (3), گویم (3), دوستان (3), ثبات (3), گهگاه (3), نویسم (3), گویند (3), چندان (3), سعی (3), باشم (3), بار (3), یکی (3), قبل (3), nobody (3), بلکه (3), توانستم (3), تنها (3), حتی (3), پشت (3), نیز (3), وجود (3), ذهن (3), دارم (3), حیف (3), زدم (3), دار (3), جای (3), گفته (3), شاید (3), کنی (3), دیگر (3), لحظه (3), ترجیح (3), پیش (3), خیلی (3), نیازمند (3), وقت (3), کار (3), باز (3), گذارم (3), چهره (3), داشتنی (3), گیرم (3), فقط (3), همان (3), طور (3), عذاب (3), دست (3), آور (3), شناسم (3), نمایشگاه (3), استاد (3), زدن (3), روزهای (3), زند (3), شویم (3), پارسی (2), بلاگ (2), قرمز (2), واقعی (2), داغ (2), عکس (2), سنگ (2), جمله (2), طلایی (2), یادداشت (2), پایان (2), رسد (2), اسباب (2), کشی (2), نفر (2), خواهد (2), ناپذیر (2), ربط (2), بیشتر (2), خواهم (2), دوستی (2), شبیه (2), چیزهایی (2), رمان (2), داستان (2), بلند (2), خوبی (2), ندارم (2), گفتم (2), باش (2), wants (2), خشم (2), محبت (2), جایی (2), چون (2), بزنم (2), زبان (2), لااقل (2), آسمان (2), لحظات (2), امروزم (2), کافه (2), جنس (2), سفارش (2), مشغول (2), کاغذ (2), تری (2), کشید (2), لبخند (2), بند (2), کنیم (2), انسانیت (2), تلاش (2), توهم (2), داشت (2), بدون (2), فنجان (2), تکرار (2), طعم (2), مریلین (2), منسون (2), آدمیت (2), احساس (2), ساده (2), کند (2), گزینم (2), خشونت (2), لذت (2), ترین (2), دوستم (2), نزدیک (2), آرامی (2), زیر (2), دهد (2), هستم (2), خوانم (2), دیده (2), زنم (2), داشته (2), رنگ (2), فراموش (2), فکر (2), چاره (2), برم (2), درس (2), ظاهر (2), زنده (2), قابل (2), تحمل (2), چیز (2), ادامه (2), خواهی (2), خوب (2), بدها (2), نوشته (2), خواب (2), شدن (2), کردنش (2), آخر (2), متن (2), امشب (2), خسته (2), مطمئن (2), حالا (2), روزها (2), خندیدن (2), زیاد (2), دیگری (2), برخورد (2), بودند (2), فرانسوی (2), قاشق (2), داشتم (2), بعدی (2), نارنجی (2), شروع (2), کلاس (2), آماده (2), ستون (2), موعد (2), جمعه (2), خوردن (2), بهانه (2), مدت (2), ماندن (2), آشنای (2), خنده (2), جدید (2), نفری (2), کلاه (2), توان (2), تازه (2), قدم (2), ترسیم (2), آغاز (2), نگاه (2), واژه (2), دختری (2), مردمان (2), 1397, ترجمه, فارسی, بازنویسی, اسپایکا, گرافیکس, قفس, فیل, آبی, سوخته, ریشه, جوانه, زمزمه, مدیریت, موفق, تازیانه, اینجا, چراغ, فلورانس, پائیــزی, دلباخته, گاواره, جمهوریت, اخبار, مقاله, مصاحبه, کاریکاتور, طنز, سیاسی, مذهب, نوستالوژی, بیا, بده, کیمیا, ساحل, نشین, اشک, احسان, پرسا, صبور, پتی, آباد, سینمای, ایران, نوای, بوی, سیب, عشاق, مطلب, شعرو, عاشقانه, همفکری, مطالب, گوناگون, لینک, دیروز, تاکنون, 27962, بازدیدها, خبرنامه, بزند, گوشی, بشنود, جزئی, جدایی, روزمرگی, ماست, نشنیدن, توضیح, متولد, سوم, آبان, شصت, هفت, دانشجوی, صنعتی, اصفهان, رشته, وابستگی, تعلق, پایبندی, بیزارم, مسافرتم, سکون, فراری, تعداد, خوشحال, نیافته, یعنی, حدودی, اندک, فعلاً, ساخت, کوتاه, پُست, کِشم, رئال, آبستره, سورئال, کوبیسم, امپرسیون, کلاً, متاسفانه, نیستم, شعار, خاصی, راحت, سخت, نگیر, lonely, cry, but, هزار, افسوس, چنان, سرگرم, دنیاهای, سطحی, خویش, دیوارهای, ذهنشان, دلم, شکایت, آورم, بتواند, ذهنیات, همزمان, نگه, نپاشد, سطح, فهم, مهر, بالارفتن, پرنده, ارتفاع, پرسید, چرا, آغوش, فشرد, همصدا, فریادم, خاموش, زور, متشکرم, دوره, زمانه, عوض, بیشتری, بدهیم, طراحی, نوک, اتود, کشیدم, اندکی, فشار, دادم, محکم, بماند, زنجیر, ثانیه, نگفته, ماندگار, یادمان, ماند, کجاییم, آدمی, فراموشکار, ناهموارترین, پیمودن, بیراهه, هرگز, نباید, پیمود, هنگامی, نشده, هنگام, انسانیتت, رسیدی, معنایی, نخواهد, کافی, میکس, پیراشکی, اساطیری, ولوم, کمال, طلبی, پرتره, جوان, لوحانه, مچاله, جیب, چرک, پیسش, چپاند, افتخار, کور, قوه, تخیل, بخش, نوع, محال, نسکافه, حالی, نهایت, وابسته, وقفه, صدد, گذشته, مأمن, سقف, اهالی, بگویم, خانواده, آزارم, عزیزانم, اکنون, تنهاترین, پاسخ, گویی, دیوانگی, دیگرانم, کارهای, مهم, باشند, بازم, هاست, پناه, گاهی, اگرچه, تنوع, متفاوتی, مدتی, اطرافیانم, عدم, عقیدتی, متهم, مثل, بقیه, کمتر, دردسر, بسازی, اعتمادند, مرور, یاد, خویشتن, اعتماد, تدریج, فهمم, آدمیزاد, کثیف, موجود, زمین, مخالفت, تاب, اعتراض, وای, لعنتی, بگذار, بوده, یابد, دنبال, هیچ, نشانه, عجیب, غریب, برانگیزی, نباش, نابود, بیچاره, قانون, هستی, نباشی, گروه, دسته, بندی, شوی, سرنوشت, دردناکی, شعله, آتش, گداخته, خواهند, نکن, خودت, الیم, بیندیشی, داری, افسرده, هویت, رانده, خوانی, قرص, ناقابل, بیندازد, کشیده, نرم, صدای, تیغ, ریش, تراش, چپش, خطی, بنویسم, عزیزم, البته, اشتباهی, مستقل, آزاد, زیستن, زیادی, نباشد, امتحان, ارزد, تماماً, وسعت, خودکشی, ممنوع, امشبم, گراند, مدونا, کمی, واگویه, مشوش, نترس, خستگی, شیرین, بگیرم, art, philosophy, آرزوی, محالی, رسیدن, جایگاهی, بتوانی, راهی, برگزیده, حقیقتاً, درست, متعلق, توست, مختصّ, پول, علم, احمقانه, لحظاتم, ترسی, زنی, شجاعی, دیوانه, خندیدم, تجربه, خدا, برها, خدای, جهنم, بینم, ظهر, خوابم, دوری, کتابخانه, بروم, بزرگترین, خاورمیانه, بدهم, jour, fête, لباس, ارغوانی, موهای, چشمان, روشن, میزهای, ماهوتی, والان, ابریشمی, دانیل, استیل, تلف, فیلمی, گذاشته, کمدی, بردم, دیدم, اندیشیدم, آشفته, فلسفه, مواد, غذایی, شیرینی, شکلات, فرش, دادند, خورد, ملت, تست, کنید, بخرید, پُر, برنگشتیم, خرجم, جزوه, شارژ, ژتون, غذا, بلیط, اتوبوس, تصاعدی, رود, تعطیلات, گذراندیم, اتفاقات, بدهایش, فال, نیک, گرفتم, قرمزتر, دوستش, زود, گذشت, بستگی, احوالات, آورِ, هشتِ, صبحی, گوید, کوئیزِ, ناگهانی, باشید, نگاهی, قیافه, حالمان, اندازد, دوشنبه, کوئیز, نصفی, مانده, عصرهای, کسل, کننده, آفتاب, رمق, ورق, تکراری, اوقات, بیکاری, دیوار, خوابگاه, برایت, تاریکی, هوا, گردی, قطره, ریز, فواره, وسط, صورت, پاشد, کنارش, شدی, بُرد, نگرفتت, پیروزمندانه, سحرخیزی, ناگوار, چرت, ماهرانه, جلوی, چشم, چای, کلی, دوندگی, دری, بین, ساختمان, دانشکده, نشدنی, اختصاصی, چسبد, طولانی, تصمیم, گرفته, بیشترم, چرخیدن, غوطه, نزدیکی, شان, دستم, محفلی, رفتم, رهایش, نوبت, خوشحالم, برگشتنم, همیشگی, هایشان, قدیمی, نشنیده, مشتاق, فیلسوفان, دانشجو, دوستشان, بخندی, جمع, دکمه, زنگ, آسانسور, خندد, پله, تاریکِ, هفتِ, غروبی, نزدن, بمانم, برگه, سیاه, خطوط, درهم, بونژور, گفتن, صفا, خالی, شال, فردای, صبحش, خوابید, صبحانه, فراغت, بادی, پرده, اتاق, صورتت, شام, منتظر, مانند, ماندنی, سادگی, یکشنبه, تازگی, هایند, دانیم, رمز, دزدیده, پیدا, ناموزون, حرکت, ناهماهنگ, متضاد, نحس, متعفنی, شنا, خلاف, جریان, تاسف, ایم, شاد, اولش, متفاوت, نادیدنی, مانیم, منجلاب, حسادت, کورکورانه, غرق, لای, پِرِس, کشیم, میریم, ککمان, گزد, دیدیم, سرشار, شور, حرارتم, عمری, چنینی, پای, آورد, معنا, رفت, خصم, برداشت, ازای, تعطیلی, گذاشتم, راندم, لغت, بسازم, ردیف, عجب, پیکریست, حریم, اندازه, بری, هایم, ضعیف, کورسوی, عاطفی, گمشده, بخوانی, ببینی, پنج, http, redtie, blogfa, com, پست, آدرس, بخوانید, درباره, یار, صفحه, خانگی, صبا, ویژن, تبلیغ,
Text of the page (random words):
بیگانه دختری در میان مردمان سفارش تبلیغ صبا ویژن بیگانه دختری در میان مردمان صفحه خانگی پارسی یار درباره اسباب کشی جمعه 89 3 14 3 39 ع بیگانه نظر پست های بعدی را در این آدرس بخوانید http redtie blogfa com پنج شنبه 89 3 13 10 0 ص بیگانه نظر هستم هنوز سال نو به پایان می رسد شنبه 89 1 14 9 25 ع بیگانه نظر دوستی های جدید گاه آدم را از پای در می آورد گاه برای نگاه ها و حرف های نه چندان پر معنا باید چه راه های دور رفت و چه خشم ها و خصم ها را از پیش رو برداشت خنده دار است می توانم به ازای همه ی روزهای تعطیلی که پشت سر گذاشتم و از خود راندم لغت بسازم می توانم برای تک تک آن ها که می شناسم و نمی شناسم واژه واژه جمله ردیف کنم عجب دنیای بی در و پیکریست این زبان حریم من هم به اندازه ی همه ی دور و بری هایم است از این دنیا می توانی حس ضعیف و کورسوی عاطفی گمشده در این متن را بخوانی می توانی ببینی که می نویسم سال هم نو می شود آدم ها همان هایند که بودند نو شدن را نمی دانیم رمز تازه ماندن را از ما دزدیده اند برای پیدا کردنش حتی یک قدم ناموزون یک حرکت ناهماهنگ و متضاد هم از ما سر نمی زند چه آدم های نحس و متعفنی سال نو می شود و ما نو نمی شویم می ترسیم از نو بودن می ترسیم از شنا بر خلاف جریان آب برای تاسف خوردن آماده ایم اما برای شاد بودن نه سال من با دو هفته ی اولش آغاز نمی شود سال را باید با یک نگاه متفاوت آغاز کرد باید شروع کرد به قدم زدن و دیدن دیدن نادیدنی ها می مانیم و در منجلاب حسادت های کورکورانه غرق می شویم لا به لای این همه تکرار عذاب آور پِرِس می شویم آه می کشیم می میریم و ککمان هم نمی گزد کاش می دیدیم چه طور می توان عاشق بود به بودن انسان یک لحظه از این روزهای سرشار از زندگی و شور و حرارتم را به عمری زنده بودن این چنینی نمی دهم تازگی یکشنبه 88 12 23 8 58 ع بیگانه نظر برای آدم های تازه وقت می گذارم به همین سادگی کلاه فرانسوی سه شنبه 88 12 11 9 28 ع بیگانه نظر امروزم طولانی بود تصمیم گرفته ام روزهای بیشترم در دانشگاه باشد و چرخیدن و غوطه خوردن مرا در میان آدم های از جنس خودم گرچه دور اند از من این آدم ها نزدیکی شان نیازمند بهانه ای ست و امروز بهانه دستم بود به محفلی رفتم که مدت ها از آن دور بودم رهایش کرده بودم و حالا باز نوبت دور هم بودن و دور هم ماندن شده است خوشحالم از برگشتنم از دیدن چهره های آشنای همیشگی و خنده هایشان و حرف های آشنای قدیمی که مدت ها بود نشنیده بودم از چهره های جدید مشتاق و فیلسوفان به ظاهر دانشجو سعی می کنی دوستشان داشته باشی و بخندی با این جمع دکمه ی زنگ آسانسور را می زند و می خندد پله های تاریکِ هفتِ غروبی را دو نفری و چند نفری طی کردن و حرف بی ربط نزدن دوست دارم بمانم خانه را می گذارم برای بعد امروز برای من روز فیلم های دیده شده و برگه های سیاه شده با خطوط درهم و بونژور گفتن های با صفا اما خالی از محبت بود شال و کلاه می کنم برای فردای دیگری که صبحش را می توان تا 8 45 و بلکه بیشتر هم خوابید و بعد صبحانه ای در فراغت تمام و بادی که پرده های اتاق را به صورتت می زند دوستانم برای شام منتظر می مانند و این دوست داشتنی است حیف که ماندنی نیست شنبه های نارنجی من جمعه 88 12 7 10 21 ع بیگانه نظر نمایشگاه بودم امروز نمایشگاه مواد غذایی شیرینی و شکلات و نمایشگاه فرش قاشق قاشق می دادند به خورد ملت که تست کنید و بخرید چندان دست پُر برنگشتیم خرجم این روزها زیاد شده جزوه های دانشگاه و شارژ ژتون غذا و بلیط اتوبوس هم که تصاعدی بالا می رود و آه تعطیلات آخر این هفته را هم هر طور بود گذراندیم با دوستان هفته ام قرمز بود اتفاقات خوب داشتم و بدهایش را به فال نیک گرفتم و قرمزتر شد دوستش داشتم حیف که زود گذشت هفته ی بعدی را نارنجی شروع خواهم کرد بستگی به احوالات درس و استاد و کلاس های خواب آورِ هشتِ صبحی ام دارد استاد می گوید کوئیزِ ناگهانی می گیرم که همیشه آماده باشید و بعد نگاهی به قیافه های خسته و بی حس و حالمان می اندازد و ادامه می دهد دوشنبه کوئیز می گیرم فردا اما هنوز شنبه است از این ستون تا آن ستون هنوز دو روز و نصفی مانده فردا هنوز شنبه است و موعد عصرهای کسل کننده زیر آفتاب بی رمق و ورق زدن یک رمان تکراری برای پر کردن اوقات بیکاری آن هم فقط چون در و دیوار خوابگاه دیگر بعد از سه سال برایت عذاب آور تر از آن است که تا قبل از تاریکی هوا به آن باز گردی و قطره های ریز آب فواره های وسط دانشگاه که به صورت آدم می پاشد و گهگاه که از کنارش رد شدی و بُرد آب نگرفتت پیروزمندانه سر بلند می کنی و فردا هنوز شنبه است و موعد سحرخیزی های ناگوار و چرت زدن های ماهرانه جلوی چشم استاد شنبه است و یک فنجان چای بعد از کلی دوندگی و در به دری بین ساختمان دانشکده ها و بعد از یک دنیا پچ پچ های تمام نشدنی ته کلاس های اختصاصی چه قدر می چسبد یک ذهن آشفته با توهم فلسفه سه شنبه 88 12 4 8 56 ع بیگانه نظر لباس های ارغوانی موهای طلایی چشمان روشن به رنگ آسمان میزهای ماهوتی و والان های ابریشمی برخورد دانیل استیل را می خوانم وقت تلف کردن است فیلم دیدن را بیش تر دوست دارم امروز فیلمی که گذاشته بودند کمدی بود یک فیلم فرانسوی دوستانم را برای خندیدن بردم و خودم بیش تر دیدم و اندیشیدم jour de fête آرزوی محالی است رسیدن به جایگاهی که بتوانی مطمئن باشی راهی که برگزیده ای حقیقتاً درست است اما می توانی مطمئن باشی که این راه متعلق به توست و حالا راه من نیز مختصّ من است کار پول علم عشق و دانشگاه احمقانه است با این وجود امروز به دوستم گفتم که از تک تک لحظاتم لذت می برم گفت نمی ترسی که پشت پا می زنی به همه چیز و بعد گفت که یا خیلی شجاعی و یا خیلی دیوانه و من فقط خندیدم این روزها خندیدن را زیاد تجربه می کنم چاره ی دیگری نیست خدا هم این دور و برها نیست می گویم خدای تو مرا گم کرده به جهنم امشب فیلم می بینم و فردا تا ظهر می خوابم و بعد دوری در دانشگاه می زنم باید به کتابخانه بروم همان که می گویند بزرگترین است در خاورمیانه برخورد را بدهم و art of philosophy بگیرم آخر حرف این که متن امشبم را با بک گراند مدونا نوشته ام اگر کمی شبیه واگویه های یک ذهن مشوش است نترس امشب خسته تر از همیشه ام خستگی چه قدر شیرین است خودکشی ممنوع شنبه 88 11 24 7 35 ع بیگانه نظر تنهایی را دوست ندارم در حالی که بی نهایت به من وابسته است دوستم دارد و بی وقفه در صدد است که خود را به من نزدیک و نزدیک تر کند آه تنهایی چند روز گذشته را خانه بودم خانه مأمن آرامی نیست گرچه شاید برای خیلی ها باشد و باید باشد با این حال زیر سقف خانه ای که به اهالی آن باید بگویم خانواده این جا تنهایی بیش از هر جای دنیا آزارم می دهد در میان عزیزانم اکنون من تنهاترین تنها هستم در جایی دیگر که باشم می توانم زندگی کنم بی آن که نیازمند پاسخ گویی باشم می نویسم می خوانم عاشق می شوم دیده می شوم دیوانگی را فریاد می زنم و آن گاه که دیگرانم کارهای مهم تری داشته باشند به آرامی رنگ می بازم و فراموش می شوم و این وقت هاست که باید فکر چاره بود گاه به کار پناه می برم و گاه گاهی نیز به درس اگرچه کار همیشه هست نیازمند تنوع می شوم و باز می گذارم چهره ی متفاوتی ظاهر شود و تا مدتی اطرافیانم را مشغول می کنم چه می شود کرد باید زنده بود و زندگی کرد گرچه دوستانم گاه مرا به عدم ثبات عقیدتی متهم کرده اند و یکی بار هم یکی گفت نمی توانی مثل بقیه باشی و کمتر دردسر بسازی آه که این دوستان چه قدر دوست داشتنی و قابل اعتمادند به مرور یاد می گیرم که در این دنیا تنها می توانم به خویشتن خود اعتماد کنم به تدریج می فهمم که آدمیزاد کثیف ترین موجود روی زمین است نه تحمل مخالفت دارد و نه تاب اعتراض وای از این ثبات لعنتی فقط بگذار همه چیز همان طور که تا به حال بوده و هست ادامه یابد به دنبال هیچ نشانه ی عجیب و غریب و شک برانگیزی نباش که نابود خواهی شد چه فکر کرده ای بیچاره قانون ساده ی هستی را فراموش کرده ای که اگر خوب نباشی بی شک در گروه بدها دسته بندی می شوی و بدها چه سرنوشت دردناکی در میان شعله های آتش و سنگ های گداخته خواهند داشت سعی نکن خودت باشی که عذاب الیم خواهی شد شاید به این بیندیشی که داری دست نوشته های دختر افسرده ی بی هویت از همه جا رانده ای را می خوانی که پیش از آن که چند قرص خواب آور ناقابل را بالا بیندازد یا قبل از کشیده شدن نرم و بی صدای تیغ ریش تراش بر مچ دست چپش گفته چند خطی بنویسم و بعد نه عزیزم البته که تو در اشتباهی من برای مستقل بودن و آزاد زیستن راه های زیادی می شناسم زندگی دوست داشتنی است یا خب اگر هم نباشد لااقل قابل تحمل است به یک بار امتحان کردنش که می ارزد خانه جای من نیست اما دنیا که تماماً به وسعت خانه ی من نیست نسکافه با طعم مریلین منسون شنبه 88 11 10 9 30 ع بیگانه نظر امروز روز من بود برای تمام لحظات امروزم از خودم متشکرم زن کافه دار می گفت دوره زمانه عوض شده باید جنس های بیشتری سفارش بدهیم و من که مشغول طراحی بودم نوک اتود را روی کاغذ کشیدم و اندکی فشار دادم تا رد محکم تری بر جای بماند باید لحظات را به زنجیر کشید اگر می شد همه ی ثانیه ها و لبخند ها و گفته ها و نگفته ها را به بند کشید و ماندگار کرد چه قدر همه یادمان می ماند که کجاییم و چه می کنیم و باید چه کنیم آدمی فراموشکار است با این حال او آدم است انسانیت ناهموارترین راه برای پیمودن نیست بلکه شاید به گفته ی کسی بیراهه ای است که هرگز نباید پیمود تا هنگامی که انسان نشده ای برای بودن و برای زندگی کردن تلاش می کنی اما آن هنگام که به توهم خود به انسانیتت رسیدی دیگر تلاش معنایی نخواهد داشت و من همین لحظه های بدون انسانیت را ترجیح می دهم یک فنجان کافی میکس داغ با پیراشکی یک لحظه ی اساطیری تکرار ناپذیر با طعم مریلین منسون با ولوم بالا من این را ترجیح می دهم آدمیت بدون احساس کمال طلبی را ترجیح می دهم پرتره ی زن جوان را به زن کافه دار می دهم و او با لبخند ساده لوحانه اش کاغذ را مچاله می کند و در جیب پیش بند چرک و پر لک و پیسش می چپاند با این وجود من این را بر می گزینم آدمیت را با افتخار بر می گزینم انسان بودن کور کردن قوه های تخیل و خشونت است و خشونت لذت بخش ترین نوع احساس انسان بودن محال است آدم باش nobody شنبه 88 11 10 10 57 ص بیگانه نظر دلم می خواهد فریاد بزنم شکایت کنم کاش می توانستم هر چه در ذهن دارم بر زبان آورم اما حیف که دنیا کوچک تر از آن است که بتواند تمام ذهنیات لااقل یک نفر را همزمان در خود نگه دارد و از هم نپاشد و آدم ها از آن هم کوچک تر و سطح فهم و مهر و عشق آدم ها حتی به قدر بالارفتن یک پرنده ی کوچک در آسمان هم ارتفاع ندارد کاش می توانستم فریاد بزنم و کسی نمی پرسید چرا کاش فریاد می زدم و کسی مرا در آغوش می فشرد کاش فریاد می زدم و کسی با من همصدا می شد کاش فریاد می زدم و کسی فریادم را خاموش می کرد اما نه از روی زور یا تر س یا خشم بلکه از روی محبت کاش می توانستم اما هزار افسوس که آدم ها آن چنان سرگرم دنیاهای کوچک و سطحی خویش اند که جایی برای یک دختر تنها حتی در پشت دیوارهای ذهنشان نیز وجود ندارد چون یک دختر همیشه یک دختر است nobody wants to be lonely nobody wants to cry but قبل بیگانه یک نفر که می خواهد حرف بزند کاش گوشی باشد که بشنود گرچه این هم جزئی جدایی ناپذیر از روزمرگی های ماست همین نشنیدن را می گویم توضیح بیش تر این که یک دختر متولد سوم آبان شصت و هفت دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان اما در رشته ای بی ربط از وابستگی تعلق و پایبندی بیزارم عاشق مسافرتم و از ثبات و سکون فراری هر چه تعداد دوستانم بیشتر باشد خوشحال تر خواهم بود گرچه هنوز دوستی واقعی نیافته ام یعنی کسی که تا حدودی هر چند اندک شبیه خودم باشد با این حال فعلاً می شود با همین ها ساخت گهگاه چیزهایی می نویسم که می گویند رمان داستان بلند داستان کوتاه بلاگ پُست گهگاه تر هم چیزهایی می کِشم که می گویند رئال آبستره سورئال کوبیسم امپرسیون کلاً دختر خوبی ام اما متاسفانه آدم چندان خوبی نیستم و سعی هم نمی کنم که باشم شعار خاصی ندارم جز این که یک بار به یکی از دوستانم گفتم راحت باش سخت نگیر و زندگی کن یادداشت ها اسباب کشی سال نو به پایان می رسد همه 11 یادداشت خبرنامه بازدیدها امروز 0 دیروز 1 تاکنون 27962 لینک های دوستان جمله های طلایی و مطالب گوناگون همفکری عاشقانه می گویم عشاق عکس مطلب شعرو بوی سیب نوای دل پتی آباد سینمای ایران سنگ صبور ساحل نشین اشک احسان پرسا کیمیا بیا تو دم در بده نوستالوژی دل مذهب عشق جمهوریت اخبار داغ مقاله مصاحبه عکس کاریکاتور و طنز سیاسی گاواره عاشق دلباخته فلورانس پائیــزی دنیای واقعی اینجا چراغ قرمز ندارد تازیانه مدیریت موفق زمزمه دنیای امروز ما تنهایی ها تا ریشه هست جوانه باید زد سوخته روز آبی قفس فیل ها بالا 1397 ترجمه به فارسی گرافیکس بازنویسی اسپایکا پارسی بلاگ
|