Meta tags:
description= شازده کوچولو;
Headings (most frequently used words):
یک, در, شازده, کوچولو, همزیستی, غیرمطلوب, با, ناخودآگاه, تراش, سوخته, ها, گاه, گرازها, روز, مناسب, برای, شنای, قورباغه, ابن, الوقت, سگ, سالی, شروع, دوباره, وبلاگ, نویسی, نگاهی, به, داستان, بلند, مثل, بوم, سفید, ژه, گتسبی, بزرگ, آدمها, خبر, خوب, مرشد, مارگریتا, دنیای, بلور, ملکان, عذاب, ماجرای, عجیب, بنجامین, باتن, داستانهای, دیگر, استخوان, خوک, دستهای, جزامی, بن, جهان, اگنس, همین, جا, کنار, من, گزیده, ای, از, مقاله, درآمدی, بر, ادبیات, پلیسی, دو, دار, کتاب, هیچ, آلیس, امپراطوری, خورشید, دوچرخه, باقی, مانده, فروشگاه, نمیرید, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (97), این (74), #داستان (53), کند (46), شده (45), نوشته (42), بود (36), میرابوطالبی (34), معصومه (33), اما (33), رمان (33), توسط (32), ساعت (31), برای (30), زندگی (28), شود (27), ۱۳۹۲ (25), دارد (24), نمی (22), خود (22), همه (22), ۱۳۹۱ (20), های (20), نشر (18), کرد (16), وقتی (16), مرگ (16), شنبه (15), مجموعه (15), کتاب (14), دیگر (14), دنیای (14), روایت (14), شدن (13), آلیس (13), پلیسی (13), همین (12), مرد (12), خوب (12), خیلی (11), همان (11), هیچ (11), خودش (11), خواننده (11), رضا (11), نیست (11), مثل (11), بین (10), ۱۳۹۰ (10), بعد (10), دوچرخه (10), کنار (10), کرده (10), وجود (10), ادامه (10), ترجمه (10), ندارد (10), کار (10), کننده (10), اصلی (10), طناب (9), آذر (9), ۱۳۹۳ (9), پدر (9), دور (9), نویسنده (9), بالارد (9), داشت (9), شاید (9), عشق (9), راوی (9), آلبن (9), گلابعلی (9), بهمن (8), روز (8), خانواده (8), جنگ (8), فقط (8), دهد (8), عاشق (8), پرتاب (8), گاه (8), میشود (8), مهر (7), گفت (7), حالا (7), باید (7), زیر (7), بسیار (7), اول (7), حتی (7), هستند (7), اگر (7), اولی (7), سنگ (7), چیزی (7), روی (7), مردی (7), داستانهای (7), تنها (7), بلوری (7), تقی (7), شهر (6), کوتاه (6), شهریور (6), اردیبهشت (6), برد (6), چون (6), پیش (6), آمده (6), جایی (6), فکر (6), بوده (6), پشت (6), علی (6), قرار (6), گذشته (6), بودن (6), بیرون (6), طرف (6), آنها (6), گوید (6), توی (6), زنده (6), چنین (6), ادبیات (6), داستانی (6), آید (6), دیگری (6), جهان (6), دست (6), گیاه (6), شامل (6), اگنس (6), زکریا (6), فاطلو (6), خرداد (5), آبان (5), خانه (5), امین (5), چند (5), کوچک (5), بزرگ (5), اینکه (5), نهایت (5), ماند (5), میان (5), هنوز (5), امپراطوری (5), خورشید (5), باشد (5), شخصیت (5), بلور (5), دوست (5), توان (5), زند (5), آرام (5), گردن (5), اعدام (5), جمعیت (5), دومی (5), دار (5), گرفته (5), اند (5), نام (5), محض (5), کنند (5), دوباره (5), گیرد (5), یکشنبه (5), بنجامین (5), ماجرای (5), عجیب (5), مفهوم (5), عشقی (5), چیز (5), بوم (5), سفید (5), روزنه (5), گتسبی (5), سرگردان (5), قصه (4), دوشنبه (4), تیر (4), مرداد (4), موضوع (4), چهارشنبه (4), جیم (4), کودک (4), رسد (4), انگار (4), خواهد (4), خبر (4), ساله (4), واقعی (4), درگیر (4), پناه (4), رها (4), چشمه (4), دیده (4), آدمی (4), باز (4), کنیم (4), راه (4), تمام (4), پیدا (4), صورت (4), گونه (4), وارد (4), ذهن (4), نویسندگان (4), نویسی (4), بلند (4), رفتن (4), فاصله (4), پای (4), یکی (4), لحظه (4), نوسان (4), جمعه (4), ایجاد (4), استفاده (4), یاد (4), عذاب (4), فضای (4), خوبی (4), بهترین (4), 1390 (4), منحصر (4), باتن (4), فیلم (4), خواندن (4), خانقاه (4), آشنا (4), رود (4), مارگریتا (4), پایان (4), رونمایی (4), رمانی (4), طویله (4), ابن (4), الوقت (4), مناسب (4), شنای (4), قورباغه (4), شکار (4), کبک (4), رعنا (4), گرازها (4), ویترین (4), جامعه (3), اسفند (3), فروردین (3), وبلاگ (3), قدیمی (3), نبود (3), ابوموسی (3), زدن (3), فروشگاه (3), هوا (3), حالی (3), بقیه (3), منتظر (3), جهانی (3), چهار (3), تبدیل (3), بدون (3), آدم (3), اینگونه (3), ندارند (3), درک (3), خوانی (3), حوادث (3), همیشه (3), مرگها (3), حاج (3), مرتضایی (3), ایده (3), كارگاه (3), استان (3), سال (3), نظر (3), زده (3), بودند (3), گردنش (3), کیسه (3), تکرار (3), قدر (3), دید (3), نگاه (3), آهسته (3), سیاه (3), نداشت (3), کسی (3), ایران (3), خیابان (3), ژانر (3), واقع (3), داد (3), البته (3), ویلسن (3), دچار (3), ادبی (3), چرا (3), داشته (3), چاپ (3), انتشارات (3), آدمهایی (3), ارتباط (3), سرک (3), خوانده (3), عاشقانه (3), جذاب (3), چنان (3), انتخاب (3), فهمد (3), بچه (3), فرزند (3), پنجم (3), دادن (3), فدای (3), بیماری (3), جزیره (3), همن (3), تجربه (3), اولین (3), فرد (3), ملکان (3), شمس (3), اطلاعات (3), دلیل (3), ثالث (3), سوی (3), بیشتر (3), دنبال (3), مرشد (3), جاهایی (3), آدمها (3), news (3), نشست (3), پنج (3), نقد (3), زیبا (3), جای (3), سالی (3), بینی (3), چقدر (3), بارزنگی (3), میرزا (3), com (2), زبان (2), گذر (2), سید (2), کوچه (2), آبی (2), باقی (2), آرشیو (2), ۱۳۹۴ (2), پیشین (2), پست (2), ماهی (2), هایم (2), گوش (2), دهند (2), نمیرید (2), مادر (2), متوجه (2), شدند (2), تومان (2), خرید (2), زودتر (2), بگویم (2), بدهد (2), تنب (2), سوار (2), بازار (2), رفتند (2), آخرین (2), فروشنده (2), ارزان (2), روستا (2), عقب (2), والدینش (2), یابد (2), انگلستان (2), لونگ (2), بتواند (2), حال (2), حرف (2), متعلق (2), جنگی (2), داند (2), تواند (2), سوم (2), وحشتناک (2), اساس (2), گذرد (2), کردم (2), صفحه (2), خواب (2), تنهایی (2), ساخته (2), اصغر (2), بهرامی (2), داستانهایی (2), داستانها (2), سازد (2), جنس (2), شوهر (2), ردی (2), درونی (2), سعی (2), افق (2), محمد (2), حسینی (2), زاد (2), گزارش (2), محبوبه (2), یكی (2), نفر (2), تیمور (2), آقا (2), محمدی (2), پهلوی (2), گردد (2), نامه (2), گرفتند (2), فرار (2), زهرا (2), اینجا (2), مامور (2), دستی (2), مامورهای (2), پایین (2), موقع (2), خندیده (2), صدای (2), انداختند (2), بازوهایش (2), آوردند (2), خندید (2), فریاد (2), پله (2), صورتش (2), ولی (2), سرش (2), اصلا (2), گذاشت (2), درست (2), کوتاهی (2), قبل (2), کمی (2), پوست (2), مردها (2), شکسته (2), باد (2), آونگ (2), شکل (2), بکشد (2), بالا (2), حکم (2), پرت (2), نگفت (2), ایرانی (2), پردازند (2), مستعان (2), نویسد (2), الله (2), سعید (2), قاسم (2), ابوتراب (2), خسروی (2), سرخ (2), انسان (2), آشوب (2), خالی (2), هندی (2), اصفهان (2), قابل (2), اختیار (2), نوشتن (2), راز (2), سراغ (2), مدتی (2), وحشت (2), تعلیق (2), فضایی (2), نجات (2), عنوان (2), بازی (2), لذت (2), بتوان (2), مهم (2), اجتماعی (2), همچنان (2), مقاله (2), آثار (2), احساس (2), گناه (2), ساخت (2), فاجعه (2), آمریکا (2), اوج (2), آزار (2), گزیده (2), پنجشنبه (2), منظم (2), برادر (2), تغییر (2), کاشیها (2), کشیده (2), سالها (2), کشیدن (2), چیزهایی (2), جملات (2), کارهای (2), نگاهی (2), احساسات (2), آدمهای (2), قلم (2), نظرم (2), کتابهایی (2), روزها (2), فهمیده (2), جزییات (2), ضرباهنگ (2), برود (2), تاثیر (2), سرنوشت (2), بیند (2), محبت (2), بررسی (2), موجودی (2), دنیا (2), دوریس (2), لسینگ (2), طور (2), بخش (2), بعضی (2), آمد (2), ماجرایی (2), شرحه (2), الکساندر (2), پردازد (2), ملاقات (2), تاریخ (2), عجیبی (2), همراه (2), اسکات (2), فیتز (2), جرالد (2), حوریه (2), قطب (2), ربط (2), کلی (2), دهنده (2), درمورد (2), 1392 (2), وار (2), مفهومی (2), ماندن (2), دکتر (2), زمین (2), ابلیس (2), نشان (2), بولگاکف (2), اشاره (2), http (2), www (2), برنامه (2), فرهنگسرای (2), فناوری (2), یادشده (2), یوسف (2), انصاری (2), حضور (2), تفاوت (2), نیک (2), شخص (2), هشت (2), اندازه (2), زمانی (2), غرفه (2), فیس (2), بوک (2), شروع (2), محدودی (2), چطوری (2), برایش (2), خلق (2), بودم (2), تکراری (2), کسل (2), برگشتن (2), زنی (2), مهاجرت (2), زمان (2), مردد (2), برنگشتن (2), زنگی (2), آبادی (2), کمرنگ (2), رکاب (2), برسد (2), میشوم (2), پیدایش (2), شام (2), اثر (2), تریاک (2), مردان (2), تراش (2), سوخته (2), حرفه (2), محله (2), حیران (2), انوار (2), کاری (2), پسری (2), منجلاب (2), شازده (2), کوچولو (2), blogfa, بتول, حیدری, سکانس, طلایی, پرنده, خار, زار, قضایا, شعر, خرده, روایتها, حکایتی, دگر, قصاب, استکان, تلخ, النهرین, ديزگاه, عمو, سراب, کهنه, پیوندها, مینیمال, موضوعی, آرشيو, عناوین, الکترونیک, مطالب, بهشان, گویم, میرند, میسپارم, خندیدند, اُه, الکی, 150000, بروم, پدرم, پولها, بگیرد, بلیطها, خواستند, بلیط, هواپیما, کیش, بگیرند, ببر, چشم, پدرش, محلی, نزدیک, شلوغ, مدل, خریدند, 200000تومان, بگو, تخفیف, بده, 150000تومان, فروشگاهی, شهرهای, ماشینشان, صندوق, توانستند, بخرند, حسین, مانده, راهی, اردوگاه, خلبان, ژاپنی, مرده, گذراند, هشیارانه, خصلتهای, حیوانی, ارتقا, بخشد, جنازه, متلاشی, باورهای, بلوغ, مادرش, اردوگاهی, اتمام, تحول, چهارده, شانگهای, سلطه, جهتی, باور, چین, دوم, خودم, خونریزی, جذبه, چهارصد, تعدادی, ویرانگر, پشتوانه, آشنایی, مقدمه, زندگینامه, نقل, صبح, بیدار, پهناور, تصورش, خواندم, فیلمی, استیون, اسپیلبرگ, فهمیدم, واقعا, نتیجه, رسی, بیایید, محوریت, مشخصه, بخصوصی, سایر, زنهای, متمایز, رویی, اطرافیان, عموی, مهمانش, دوستش, مرگهای, یقه, پاره, برخورد, آنچنان, موجه, تصویری, نکرده, یودیت, هرمان, روابط, عمومی, پنجمین, جشنواره, انقلاب, نماینده, پروژه, خصوص, آماده, سازی, طرح, نویسان, سرپرستی, دریكی, سرباز, دردوران, حكومت, برمی, اظهارداشت, نخستین, گروه, سربازانی, امام, خمینی, نوفل, لوشاتو, نوشتند, تصمیم, پادگان, شاه, كنند, افزود, فاطمه, برونی, فیروزه, امیر, مالایی, برقعی, عالمی, ذكیه, پاكدامن, فرجامی, دایر, آقامحمدی, معاون, فرهنگی, هنری, مسئول, همدان, رشته, تحریر, خون, دستکشهای, کثیف, فطرتا, معلوم, نگاهش, پرسید, اینا, شناختید, پراکنده, بیاورند, ایستاد, رسید, کردند, قهقهه, طرفین, همهمه, زیاد, فهمید, ندید, سکوی, رفت, کشیدند, جلوی, برداشت, نکرد, چشمهایش, چوبی, پایش, قدم, چرده, پوستش, آفتاب, صبحگاهی, رمق, حسابی, برق, موهای, لبهایش, قلوه, انداختن, لبها, تیره, بدن, لختش, جلوتر, گره, افتاده, مهره, لحظاتی, نفس, کشید, مسیر, حلقش, پاهایش, خواسته, دستهایش, طنابی, بسته, نتوانسته, توانسته, توانست, جوری, بدنش, ورزیده, شانه, پهنش, باعث, دیرتر, تکان, بخورد, روشن, تری, ریش, روزه, اجرای, راستش, تاب, خوردند, سنگی, خواست, کدام, بزند, نفهمید, کنارش, ایستاده, کاملا, بستری, نگارش, کاظم, السلطان, هوشیدریان, 1304, لطف, ترقی, 1309, عباس, خلیلی, 1315, پرویز, قاضی, حسینقلی, علوی, نادر, ابراهیمی, هاشمی, نژاد, هوشنگ, گلشیری, دیوان, سومنات, جولایی, عناصری, جامه, خوناب, سیلاب, شکارگاه, مرثیه, ژاله, قاتلش, دخمه, سمور, کراوات, فیل, تاریکی, جنایت, احتمال, شمهایش, جانی, خطرناک, پیرچاک, خانم, داروغه, شرلوک, هلمس, شکوفایی, ژانرهای, نداشته, عموما, طریق, چندان, مطلوب, اعتماد, خوانها, ادگار, آلن, نظیر, معرفی, کارگاهی, بنیانگذار, شمار, شوالیه, اگوست, دوپن, دزدیده, ماری, روژه, قتلهای, مورگ, سرچشمه, گوتیک, نسبتا, مدید, خوانندگان, همچون, ارواح, منشعب, توفیق, جذب, عنصر, رمز, کنجکاوی, انگیزد, بداند, شگردی, شهرزاد, جان, تودوروف, ساختار, دارند, برند, لذتی, نوع, طرفانه, تعبیر, کانتی, برشمرد, مضامین, فلسفی, موضوعات, روان, شناختی, رویدادهای, غیرواقعی, خیالپردازانه, دفاع, خوش, کارهایشان, عذر, اقبال, مردم, منظر, واکنش, وجدانهایی, سکوت, برابر, ترکتازیهای, سرمایه, داری, افسار, گسیخته, ابتدای, قرن, تقسیم, منابع, ثروت, اکنون, هراسیده, منفعلانه, نظاره, وقوع, راجر, آکروید, کشت, ادموند, منتقد, دهه, 1950, مساعدی, نسبت, سالهای, محبوبیت, یافت, وجدان, جهانیان, سبب, گناهی, مرتکب, سخت, نیز, هراس, قریب, الوقوع, آنکه, امید, جلوگیری, مظان, اتهامند, مجرم, مقصرند, نتیجتا, امنیت, خرمن, دشیل, همت, ترانه, مشیت, علایی, درآمدی, روایتهایی, تخت, فرود, چندانی, عجله, اضطرابی, راحت, شان, ترد, فهمیم, دقیقی, کمک, زور, لای, درز, قسمتی, روای, بدل, خواهر, بگذریم, تخطی, ویژه, دوازده, اتفاقاتی, اغلب, رقیق, ماندگار, نباشد, دستمایه, عادی, جالب, نمونه, بارز, خاصیت, کفشهای, خاکی, 1391, آهنگ, نیره, نورالهدی, خدایا, شکرت, کلمه, نرم, خوانیم, ایم, تندی, دلزده, سردرگم, پایانی, بگذارد, سپارد, تخیل, محمود, پتر, اشتام, حادثه, گذار, بنهای, مان, توصیف, ببرند, گمنام, رهایشان, چنینی, عکس, قوم, صخره, جزئی, آنهاست, بپیوندد, رسیدن, موجود, مورد, سوء, خواهان, مخالف, جلب, رغم, هیکل, گوریلی, وضعیت, مشتاق, عرضه, وابستگی, تولد, نادیده, گرفتن, مستقل, خواند, 1389, افراز, پدرام, لعل, دیدن, فرم, جدید, خواندنی, لقب, ارتباطشان, مجتمع, مسکونی, تنه, ضعیف, تشکیل, دانم, موقعیتهای, جذابی, بخشها, چشمپوشی, موقعیتها, گویی, خلاصه, موقعیت, معشوق, افلاطونی, استثنایی, مطرح, شعار, زدگی, بخشهای, دانیال, جلد, برگزیده, جایزه, 1383, مصطفی, مستور, استخوان, خوک, دستهای, جزامی, بوسنیایی, سارایوو, بدنیا, کودکی, فردی, سفر, دایی, پنجره, اوست, اسم, درام, تاثیرگذاری, قدرتی, فیلمش, مقایسه, ذوق, یادمان, فردش, هیچگاه, گرفت, سامرست, موآم, فرانک, اکانر, سوزان, سونتاگ, هاروکی, موراکامی, آموت, فرشته, عطایی, خجسته, خاتون, گدار, آبادیها, افسر, قاتل, برساند, دانست, غیبت, چندین, ماهه, اصل, ریشه, مشخص, بهانه, بازنویسی, بازنگری, ترفند, علت, نتوانستم, بفهمم, جهش, سکته, متن, زاویه, برگردی, ببینی, قسمت, اشرف, تکش, برایمان, بارها, اطمینان, یکبار, گفته, دانسته, گاهی, میکند, الان, کجا, شخصی, ساده, ترین, جمله, توانم, ایراد, بیان, آخر, وفادار, گرفتار, ماجراهای, گوهرها, کشیش, دیوانه, دختر, خبرنگار, جزام, علاوه, جذابیتهای, پیچیده, آدمیانی, روند, مرگی, انتظارشان, کشد, نرسند, گریزند, بمانند, ساندرز, سالمی, استقبال, جنگلهای, آفریقا, جاهای, آلوده, شوند, مومیایی, شدنی, نمرده, جذامیانی, واقعیت, دیر, زعم, گرداند, حسرت, شکایت, جیمز, گراهام, فوق, برگرفته, لینک, بالاست, چهره, ولند, گروهش, خدا, عیسی, رهایی, آرامش, ابدی, رساند, نکته, ظریف, پارادوکسیکال, جاست, رندانه, راهنما, هدایت, مرشدو, میخاییل, حرفهای, پیرزن, وراج, بنشینی, اصول, آنهایی, برایت, حاشیه, پردازی, عالمه, قضاوت, امکان, تصویر, بُلد, خیال, دلخور, شوی, نرفتی, ماجرا, ارزش, دقت, سرعت, کردن, خوشت, دهی, نیاز, کشف, سریع, اشتیاقی, ششم, احمد, غلامی, تازگی, منتشر, ilna, cfm, 133846, علاقه, مندان, توانند, شرکت, تقاطع, کارگر, جنوبی, جمهوری, مراجعه, ولگردهای, دارما, کروآک, اختصاص, همکاری, برگزار, شهریار, وقفی, پور, شریفی, کیهان, بهمنی, اجمالی, رازهای, سانتیمتری, مردعلی, مرادی, فشار, دلکو, هادی, زاده, محراب, سانتاماریا, ملاحت, نیکی, تازه, خبرگزاری, دانشجویان, ایسنا, دومین, منتقدان, ماه, aftabir, article, view, 2014, 52083, تصوری, خیالپردازی, متفاوت, دنیایش, گذاشته, کام, کشاند, آسان, کاروی, مهمانیهای, عظیمی, تنهاست, سالهاست, دیزی, موجبات, فراهم, انتظار, سرانجامی, کریم, امامی, موسسه, امیرکبیر, بچگی, بزرگسالی, شیوه, خطی, راست, اتفاق, افتد, سایرین, سمت, خاصی, ساکت, هیاهوی, همراهی, حضورش, لبخندی, رنگها, حیوانات, فرزین, گازرانی, کریستین, بوبن, همزیستی, غیرمطلوب, ناخودآگاه, راهرو, 557, سالن, شبستان, بسم, گذشت, مشغولم, کارها, مثلا, خوانم, نوشتم, تحلیلگرم, کنم, لاجرم, شخصیتهای, خلاقانه, شخصا, خوشم, جاها, فهمیدیم, گویند, توصیفی, مجاهدین, وای, زیرکانه, هستی, خودخواسته, تبعید, محدوده, جغرافیایی, محدود, آنجا, خسته, آور, شبش, بیست, اید, بلقیس, سلیمانی, کامل, عالی, تردیدها, دریا, مغازه, فایده, فصلی, معنای, بودنش, جریان, فهمم, راستای, شناخت, کمکی, تبریز, حسی, رمانهای, روزهای, زادگاه, رهایش, حکایت, مکان, رفتنی, بزرگتر, امسال, مشتری, کتابهای, خواهم, رگه, اشتباه, نشود, ربطی, جانداری, جنایتی, مخفی, پنهانی, انداخت, چگونه, رعنایی, میزند, تلاش, پاک, داشتنی, صادق, بعدی, فضاهایی, متنوعتر, میبندی, گذاری, لنگ, خونی, میلی, میشد, میبرد, صدا, کشمکشهای, جنایتهایی, پیوند, خورد, خوشبختی, خرد, پخته, نگهش, مثلش, ندیدم, پرکشش, پرحادثه, نثری, خودکشی, اوجی, ورود, دایره, تاریخی, جایگزین, میدهد, جنبه, روانشناسی, شاخصه, پررنگی, بردن, گلابعلیِ, مقبولیت, ظاهرا, تنگ, روانهای, اعتیاد, پناهان, میرود, گرمای, کشنده, ظهر, تابستان, منتقل, نقطه, ضعفی, رنگ, اتحاد, تحت, حواشی, خارج, کششی, جغرافیا, محدودیت, بنویسی, دخلش, خروارها, حماسه, پنهان, دخل, خاطر, زیادی, همشهری, نشده, برآمده, آویزان, صحبت, معمولی, موتور, گیج, پسرک, نشیب, فرازش, گمشده, دوران, گریخته, دنیایی, نیستند, مترصد, فرصتی, ترک, نشناسد, کلاغ, شومی, پسر, شبیه, فلکه, میثم, بخوانید, کشند, فرستند, رویایی, آیلار, مرموز, زمینی, خرابه, پلیس, سراغش, امنی, مردانی, فراری, پناهشان, بکشند, مدیا, لندن, 1394, بهروز,
Text of the page (random words):
در این میان فقط دکتر ساندرز است که به مفهوم واقعی بلوری شدن پی می برد و تنها انسان زنده و سالمی است که خود با پای خود به استقبال بلوری شدن می رود دنیای بلور جی جی بالارد به مفهوم اصلی ای که می خواهد بیان کند تا لحظه آخر وفادار است و گرفتار ماجراهای بی ربط به بلوری شدن نمی شود داستان گوهرها کشیش عشقی دیوانه وار دختر خبرنگار و حتی بیماری جزام همه و همه در اختیار مفهوم دنیای بلور است نوشته شده در شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲ ساعت 15 29 توسط معصومه میرابوطالبی ملکان عذاب ابوتراب خسروی نشر ثالث 1392 ملکان عذاب رمان خوبی است این ساده ترین جمله ای است که درمورد این کتاب می توانم بگویم اما خوب بودن دلیل بی ایراد بودن کار نیست نویسنده بارها اطلاعات رمان را تکرار می کند انگار به خواننده خود اطمینان ندارد که چیزی را که یکبار گفته فهمیده یا نه تکرار دانسته ها آزار دهنده است و روایت را گاهی چنان کند می کند که خواننده گم میکند راوی الان کجا و چه شخصی بود در اولین جهش رمان وقتی راوی بین زکریا و شمس تغییر می کند خواننده دچار سکته در متن می شود هر دو زاویه دید من راوی هستند و باید دوباره به عقب برگردی تا ببینی شمس از همه چیز قسمت اول فاصله دارد و تنها از حوریه و اشرف تکش حرف می زند که هر دو برایمان نا آشنا هستند وارد شدن به فضای خانقاه به بهانه بازنویسی و بازنگری در نوشته های زکریا ترفند خوبی است اما علت اصلی و واقعی درگیر شدن با ماجرای خانقاه را نتوانستم بفهمم خط اصلی روایت که عشق شمس به حوریه عشق زکریا به خجسته زندگی خاتون گدار آبادیها تبدیل شدن پدر زکریا از یک افسر قاتل به یک قطب خانقاه و را به هم ربط دهد و مفهوم کلی رمان را برساند وجود نداشت اگر در تبدیل شدن پدر زکریا به قطب عشقی وجود داشت می شد عشق را خط اصلی و مفهوم کلی کار دانست اما حالا روایت خانقاه تنها غیبت چندین ماهه زکریا و اصل و ریشه او را مشخص می کند همین در کل خواندن ملکان عذاب تجربه خوبی بود نوشته شده در دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۲ ساعت 12 8 توسط معصومه میرابوطالبی ماجرای عجیب بنجامین باتن و داستانهای دیگر ترجمه فرشته عطایی نشر آموت 1390 وقتی اسم بنجامین باتن می آید اولین چیزی که به ذهن می رسد فیلم ماجرای عجیب بنجامین باتن است ماجرای عجیب زندگی بنجامین وقتی با درام عاشقانه همراه می شود فیلم بسیار تاثیرگذاری می سازد اما داستان کوتاه ماجرای عجیب بنجامین باتن از اسکات فیتز جرالد چنین قدرتی ندارد ایده جذاب و منحصر به فرد این داستان وقتی با فیلمش مقایسه می شود توی ذوق می زند اما باید یادمان باشد که اگر این داستان و ایده منحصر به فردش وجود داشت این فیلم هیچگاه شکل نمی گرفت این مجموعه شامل داستانهای دیگری از سامرست موآم فرانک اکانر سوزان سونتاگ هاروکی موراکامی و الکساندر همن است داستان جزیره ها از الکساندر همن است همن نویسنده بوسنیایی است که در سارایوو بدنیا آمده اما در آمریکا می نویسد داستان به کودکی می پردازد که به جزیره منحصر به فردی سفر می کند و دایی اش را ملاقات می کند که مثل پنجره ای رو به گذشته اوست او چیزهایی از تاریخ جامعه ای که متعلق به آن است می فهمد داستان جزیره ها تجربه وحشت عجیبی است که کودک آن را درک می کند نوشته شده در یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 7 57 توسط معصومه میرابوطالبی استخوان خوک و دستهای جزامی مصطفی مستور نشر چشمه 1390 این کتاب روی جلد خود مهر برگزیده جایزه ادبی اصفهان به عنوان بهترین رمان سال 1383 را دارد اما رمان یا مجموعه داستان شرحه شرحه شده آدمهای این کتاب تنها ارتباطشان به هم یک مجتمع مسکونی است و اینکه تنه اصلی این رمان می تواند با این خط ضعیف تشکیل شود را نمی دانم از موقعیتهای جذابی که در بعضی از بخشها وجود دارد نمی توان چشمپوشی کرد اما خیلی از این موقعیتها فدای گزیده گویی و خلاصه نویسی نویسنده شده است موقعیت عاشق و معشوق افلاطونی در کتاب می آمد که ماجرایی استثنایی و جذاب مطرح کند که آن هم فدای شعار زدگی بخشهای دانیال و بیماری آن کودک شده بود دیدن یک فرم شاید جدید کتاب را خواندنی می کرد اما لقب رمان به این کتاب دادن برای من قابل درک نبود نوشته شده در یکشنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 7 47 توسط معصومه میرابوطالبی بن در جهان دوریس لسینگ ترجمه پدرام لعل بخش 1389 نشر افراز بن در جهان ادامه رمان فرزند پنجم دوریس لسینگ است که البته تنها وابستگی آن به رمان فرزند پنجم تولد بن است که می توان با نادیده گرفتن آن رمان را به طور مستقل خواند فرزند پنجم وضعیت بن را در خانواده بررسی می کرد خانواده ای که مشتاق بچه بود و به خود حق داد چنین موجودی را به جهان عرضه کند موجودی که به تنهایی در دنیا رها شد و در بن در جهان همان موجود بی پناه مورد سوء استفاده همه قرار می گیرد او که خواهان محبت است در این رمان محبت جنس مخالف را جلب می کند چون علی رغم هیکل گوریلی اش او یک بچه است بن در جهان توصیف آدمهایی است که یاد گرفته اند از بقیه استفاده ببرند و بعد در جایی گمنام رهایشان کنند و در دنیای این چنینی سرنوشت بن همان چیزی است که خود در نهایت برای خودش انتخاب می کند وقتی عکس قوم خود را روی صخره ها می بیند می فهمد که او هم جزئی از آنهاست و باید به آنها بپیوندد و راه رسیدن به آنها را انتخاب می کند رمان جذاب است و پر از حادثه و آن چنان تاثیر گذار که فکر کنیم ما با بنهای جامعه مان چه می کنیم نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19 29 توسط معصومه میرابوطالبی اگنس پتر اشتام ترجمه محمود حسینی زاد نشر افق 1390 اگنس داستان یک زن نیست داستان یک روایت است که نویسنده ای از ارتباط خودش با اگنس دارد وقتی نمی داند برای این ارتباط چه پایانی باید بگذارد و وقتی خود را به دست حوادث نمی سپارد وارد دنیای تخیل می شود و اگنس را به جایی که باید برود می برد اگنس یک داستان عاشقانه آرام است اما چون نویسنده اصلا درگیر جزییات نمی شود ضرباهنگ تندی دارد و هیچ جا خواننده را دلزده یا سردرگم نمی کند رمان آن قدر نرم و آهسته درگیر عشق می شود که فکر نمی کنیم یک رمان عاشقانه می خوانیم رمان جایی ما را رها می کند که عشق را فهمیده ایم به نظرم اگنس یکی از بهترین کتابهایی بود که این روزها خوانده ام نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 16 16 توسط معصومه میرابوطالبی فقط دو کلمه خدایا شکرت نوشته شده در جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۹۲ ساعت 13 59 توسط معصومه میرابوطالبی همین جا کنار من نیره نورالهدی 1391 نشر آهنگ قلم همین جا کنار من مجموعه داستانی است شامل دوازده داستان شامل آدمهایی که همین جا کنار ما هستند و اتفاقاتی که همین جا کنار ما رخ می دهد اغلب داستانهای اینجا کنار من از احساسات رقیق شده آدمی می گوید که حتی شاید در لحظه اول در ذهن هم ماندگار نباشد اما وقتی در یک داستان همان دستمایه آدمهای عادی قرار می گیرد جالب می شود از نمونه های بارز این خاصیت داستانهای گیاه محض و کفشهای خاکی را می توان نام برد نگاهی ویژه به داستان گیاه محض اگر از جملات رد و بدل شده بین خواهر و برادر بگذریم که گاه از فضای چت تخطی می کند داستان گیاه محض به نظر من یکی از بهترین کارهای این مجموعه است گیاه ترد و کوچک زندگی شخصیت اول داستان را دچار آشوب می کند که در تمام فضای داستان می فهمیم آدم منظم و دقیقی است برادر هم که ارتباط خوبی با او دارد متوجه این موضوع می شود و شاید سعی دارد به این تغییر کمک کند گیاه که به زور از لای درز کاشیها به زندگی سرک کشیده انگار قسمتی از وجود روای است که سالها زیر همان کاشیها زندگی می کرده و حالا با سرک کشیدن این گیاه محض او به چیزهایی در خودش پی می برد مجموعه همین جا کنار من روایتهایی تخت دارد که اوج و فرود چندانی ندارد و از زندگی آدمهایی می گوید که هیچ عجله و اضطرابی برای ادامه اش ندارند و خیلی راحت به زندگی شان نگاه می کنند نوشته شده در پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۱ ساعت 11 18 توسط معصومه میرابوطالبی گزیده ای از مقاله درآمدی بر ادبیات پلیسی مشیت علایی چاپ شده در کتاب خرمن سرخ نوشته دشیل همت انتشارات ترانه ادموند ویلسن منتقد ادبی دهه 1950 آمریکا نظر مساعدی نسبت به این ژانر ندارد می گوید ادبیات پلیسی در فاصله سالهای میان دو جنگ جهانی به اوج محبوبیت خود دست یافت چرا که وجدان جهانیان به سبب گناهی که مرتکب شده بودند آنها را سخت آزار می داد و نیز هراس از فاجعه قریب الوقوع دیگری بی آنکه امید جلوگیری از آن وجود داشته باشد در چنین فضایی همه در مظان اتهامند همه مجرم یا دست کم مقصرند و نتیجتا هیچ کس احساس امنیت نمی کند ویلسن در مقاله دیگری مهم نیست چه کسی راجر آکروید را کشت می گوید نویسندگان آثار پلیسی احساس گناه می کنند و دفاع از خوش ساخت بودن کارهایشان هم در واقع عذر گناه است اقبال مردم به ژانر پلیسی از منظر ویلسن واکنش وجدانهایی است که با سکوت در برابر ترکتازیهای سرمایه داری افسار گسیخته ابتدای قرن برای تقسیم دوباره منابع ثروت جهان دچار عذاب شده و اکنون هراسیده اما همچنان منفعلانه نظاره گر وقوع فاجعه ای دیگر است توفیق داستان پلیسی در جذب خواننده عنصر تعلیق است که با ایجاد فضایی از رمز و راز کنجکاوی او را بر می انگیزد تا بداند بعد چه می شود شگردی که شهرزاد با استفاده از آن جان خود را نجات داد و تودوروف هم از آن با عنوان رمان تعلیق یاد می کند ساختار داستان پلیسی خوب به گونه ای است که برای خواننده حکم یک بازی را پیدا می کند و البته همه بازی را دوست دارند و از آن لذت می برند داستان پلیسی برای خواننده لذتی ایجاد می کند که شاید بتوان آن را از نوع لذت بی طرفانه یا محض به تعبیر کانتی آن برشمرد مضامین فلسفی و موضوعات مهم اجتماعی یا روان شناختی در رمان پلیسی جایی ندارند همچنان که رویدادهای غیرواقعی و خیالپردازانه سرچشمه های ادبیات پلیسی را باید در رمان گوتیک سراغ کرد که مدتی نسبتا مدید خوانندگان بسیار داشت و گونه های دیگر همچون ژانر وحشت و ارواح در واقع از آن منشعب شدند ادگار آلن پو با نوشتن داستانهای کوتاهی نظیر قتلهای خیابان مورگ راز ماری روژه نامه دزدیده شده و معرفی کارگاهی به نام شوالیه اگوست دوپن بنیانگذار ادبیات پلیسی به شمار می آید ادبیات پلیسی در ایران شکوفایی دیگر ژانرهای داستانی را نداشته و عموما از طریق ترجمه های نه چندان مطلوب و قابل اعتماد در اختیار کتاب خوانها قرار گرفته است نویسندگان ایرانی که منتظر چنین بستری بوده اند به نگارش داستانهای پلیسی می پردازند کاظم مستعان السلطان هوشیدریان در 1304 داروغه اصفهان شرلوک هلمس ایران را می نویسد لطف الله ترقی در خانم هندی 1309 و عباس خلیلی در پیرچاک هندی 1315 پرویز قاضی سعید با چهار جانی خطرناک و در کوچه های خالی عشق حسینقلی مستعان با شهر آشوب بزرگ علوی در چ شمهایش نادر ابراهیمی در انسان جنایت احتمال قاسم هاشمی نژاد در فیل در تاریکی هوشنگ گلشیری در داستانهای کوتاه مردی با کراوات سرخ و دخمه ای برای سمور آبی و ابوتراب خسروی با مرثیه ای برای ژاله و قاتلش در دیوان سومنات رضا جولایی در شکارگاه و سیلاب از مجموعه جامه به خوناب عناصری از رمان پلیسی را به کار گرفته اند نوشته شده در جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 10 37 توسط معصومه میرابوطالبی دو دار هر دو مرد در هوا تاب می خوردند کسی از میان جمعیت سنگی پرت کرد طرف مردها اینکه می خواست سنگ را به کدام مرد بزند هیچ کس نفهمید خود پرتاب کننده هم چیزی نگفت فقط مردی که کنارش ایستاده بود به صورت پرتاب کننده نگاه کرد پرتاب کننده کاملا آرام بود گردن یکی از مردها در همان لحظه اول شکسته بود و بعد بدن لختش با باد جلوتر آمده بود و مثل یک آونگ نوسان داشت طناب دار برای هر دو مرد یک شکل بود اما برای این یکی گره دار درست افتاده بود پشت مهره اول و در جا گردن را شکسته بود اما دومی نه دومی تا لحظاتی زنده بود نفس می کشید و طناب کم کم مسیر حلقش را گرفته بود پاهایش را این طرف و آن طرف کرده بود و خواسته بود دستهایش را از میان طنابی که آنها را به هم بسته بود بیرون بکشد اما نتوانسته بود که اگر توانسته بود شاید می توانست یک جوری خودش را از همان طناب دار بالا بکشد بدنش ورزیده بود و شانه های پهنش باعث شده بود دیرتر از اولی توی باد تکان بخورد پوست روشن تری داشت و اگر ریش چند روزه اش را قبل از اجرای حکم اعدام زده بود لک کوچک روی گونه راستش پیدا می شد اولی سیاه چرده بود پوستش توی آفتاب صبحگاهی که هنوز رمق درست و حسابی نداشت برق می زد موهای فر کوتاهی داشت و لبهایش قلوه ای و سیاه بود قبل از انداختن طناب به دور گردنش لبها سیاه بودند اما نه این قدر فقط کمی تیره تر از پوست صورت اولی را با کیسه ای روی سر آوردند برای همین پرتاب کننده سنگ هم صورتش را ندید ولی وقتی پای سکوی اعدام رفت و کیسه را از روی سرش کشیدند پرتاب کننده سنگ صورتش را دید همان موقع بود که سنگ جلوی پای مرد کنار دستی اش را برداشت و منتظر ماند اولی اصلا به جمعیت نگاه نکرد سرش پایین بود و چشمهایش فقط پله های چوبی زیر پایش را می دید که خش خش می کرد و او آهسته روی آن قدم می گذاشت سر دومی را که از کیسه بیرون آوردند خندید با صدای بلند خندید قهقهه می زد مامورهای اعدام از طرفین بازوهایش را گرفتند دومی فریاد می زد و چیزی را پشت سر هم تکرار می کرد اما همهمه جمعیت آن قدر زیاد بود که حتی اولی هم که فقط چند پله از او فاصله داشت نمی فهمید او چه می گوید اولی آرام ایستاد و طناب را انداختند دور گردنش دومی هم وقتی به طناب دار رسید آرام شد طناب را که انداختند دور گردنش دو مامور بازوهایش را رها کردند پرتاب کننده سنگ همان موقع خندیده بود با صدای بلند خندیده بود جمعیت که داشت پراکنده می شد مامورهای اعدام به طرف دو مرد رفتند تا آنها را پایین بیاورند پرتاب کننده سنگ هم با جمعیت در حال رفتن بود که مرد کنار دستی اش پرسید اینا رو می شناختید پرتاب کننده سنگ نگاهش کرد نه مرد گفت پست فطرتا معلوم نیست چی کار کرده بودند خون از پشت گردن اولی زده بود بیرون و دستکشهای مامور اعدام را کثیف کرده بو د نوشته شده در سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23 23 توسط معصومه میرابوطالبی کتاب هیچ به گزارش روابط عمومی پنجمین جشنواره داستان انقلاب محبوبه حاج مرتضایی نماینده و یكی از نویسندگان این پروژه در خصوص آماده سازی این رمان گفت ایده و طرح این داستان توسط 10 نفر از داستان نویسان كارگاه قصه نویسی در استان قم به سرپرستی تیمور آقا محمدی بوده و داستان این رمان به حوادث سال 57 دریكی از سرباز خانه ها دردوران حكومت پهلوی برمی گردد این نویسنده در ادامه اظهارداشت این داستان به نخستین گروه سربازانی كه به امام خمینی ره در نوفل لوشاتو نامه نوشتند و تصمیم گرفتند كه از پادگان محمد رضا شاه پهلوی فرار كنند بر می گردد حاج مرتضایی در ادامه افزود این داستان بلند توسط فاطمه برونی محبوبه حاج مرتضایی معصومه میرابوطالبی زهرا آقا محمدی فیروزه امیر مالایی زهرا برقعی عالمی ذكیه پاكدامن و فرجامی در یكی از كارگاه های قصه و رمان كه در استان قم دایر شده بود زیر نظر تیمور آقامحمدی معاون فرهنگی هنری و مسئول كارگاه قصه و رمان استان همدان به رشته تحریر در آمده است خبر در اینجا نوشته شده در سه شنبه ۵ دی ۱۳۹۱ ساعت 22 16 توسط معصومه میرابوطالبی آلیس یودیت هرمان ترجمه محمد حسینی زاد نشر افق آلیس مجموعه داستانهایی با محوریت شخصیت آلیس است آلیس هیچ مشخصه بخصوصی ندارد تا او را از سایر زنهای کتاب متمایز کند اما حوادث او را همیشه سر راه مرگ قرار می دهند و آلیس در تمام داستانها با مرگ رو به رو است و رو در رویی آلیس با مرگ اطرافیان است که آلیس را برای ما می سازد مرگ یک عموی هم جنس باز در گذشته مرگ یک عاشق قدیمی مرگ یک دوست قدیمی که مهمانش هستند مرگ شوهر دوستش و در نهایت مرگ شوهر آلیس که آخرین داستان کتاب است و در آن می توان ردی از مرگهای گذشته را پیدا کرد آلیس نه یقه پاره می کند و نه بر سر و صورت خود می زند برخورد آلیس با مرگها آنچنان درونی و آرام است که خواننده با خود فکر می کند اگر خودش هم با این مرگها موجه شود همین گونه خواهد بود مرگها و حس آلیس در نهایت تصویری بودن روایت شده و نویسنده سعی نکرده وارد ذهن آلیس شود و آن را درونی کند مجموعه داستان آلیس را که می خوانی به این نتیجه می رسی که زندگی ادامه دارد حتی با این همه مرگ پس با این همه مرگ باز هم بیایید زندگی کنیم نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۱ ساعت 16 30 توسط معصومه میرابوطالبی امپراطوری خورشید جی جی بالارد نشر چشمه ترجمه علی اصغر بهرامی در مقدمه رمان دنیای بلور نوشته بالارد نشر چشمه زندگینامه بالارد از زبان خودش نقل شده است او زندگی اش را اینگونه دیده که یک روز صبح از خواب بیدار می شود و دیگر هیچ آدمی دور و بر او وجود ندارند او به تنهایی در یک دنیای پهناور به زندگی اش ادامه می دهد درک این زندگی و تصورش وحشتناک است اما وقتی امپراطوری خورشید را خواندم که بر اساس همین رمان فیلمی هم استیون اسپیلبرگ ساخته فهمیدم واقعا بالارد اینگونه زندگی کرده است امپراطوری خورشید در چین می گذرد و در جنگ جهانی دوم جایی که من خودم فکر نمی کردم اینگونه درگیر جنگ و خونریزی بوده باشد جذبه این رمان چهارصد و تعدادی صفحه به شخصیت اول آن است که بی پشت و پناه در جنگی ویرانگر رها می شود بی هیچ پشتوانه ای و بی هیچ آشنایی و چون امپراطوری خورشید را بالارد بر اساس زندگی واقعی خود نوشته پس می شود زندگی بالارد در یک دنیای بدون آدم را باور کرد تحول چهار ساله برای یک کودک ده ساله و تبدیل او به یک مرد چهارده ساله در شانگهای زیر سلطه امپراطوری خورشید بسیار خوب در آمده و از جهتی بسیار وحشتناک است بالارد هشیارانه خصلتهای حیوانی جیم را ارتقا می بخشد تا بتواند در میان آن همه جنازه در حال متلاشی شدن زندگی کند در حالی که حرف زدن و باورهای جیم هنوز متعلق به همان کودک پیش از جنگ است جیم در جنگی به بلوغ می رسد که او را از پدر و مادرش دور کرده است برای همین این جنگ و اردوگاهی را که در آن زندگی می کند خانواده خود می داند و انگار با اتمام جنگ او ...
|