Meta tags:
description= » انـعــــکـاس « آخرين خبر، سكوتي است كه در شهر دهان به دهان مي چرخد . . .;
Headings (most frequently used words):
از, به, شهر, دهان, تو, اکتبر, ما, نگاه, ها, انـعــــکـاس, آخرين, خبر, سكوتي, است, كه, در, مي, چرخد, می, رود, فراق, خون, دل, دو, دیده, ام, that, it, 2021, رها, شدیم, مثل, روح, بی, جسدی, هیچ, احیا, دردا, تمام, چیزی, که, اون, نیاز, داریم, عقب, برنمیگردیم, all, the, bright, places, آه, من, یادگاری, گاه, گاهی, جاده, مقصد, بهترند, بپرسين, هم, منتظر, بودیم, پیوندهای, روزانه, نوشته, های, پیشین, آرشیو, موضوعی, برچسب, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
بود (50), شده (25), این (19), نوشته (19), ۱۴۰۱ (18), توسط (16), ساعت (15), لیبــرا (15), اون (13), هیچ (12), ۱۳۹۲ (11), همه (11), های (10), جای (10), بیاد (10), چرا (10), ولی (10), کرد (10), نگاه (10), کرده (10), مرداد (9), حرف (9), بزنه (9), منتظر (9), بودیم (9), تمام (9), وقتی (9), بهش (9), خوب (8), پشت (8), نوشت (8), بودم (8), دست (8), کردم (8), روی (8), حتی (8), روز (7), است (7), اردیبهشت (7), مهر (7), مثل (7), پنجره (7), کنم (7), چیزی (7), نیاز (7), خاطره (7), رها (7), شروع (6), برای (6), باید (6), پنجشنبه (6), بره (6), بشه (6), قبل (6), اما (6), دلم (6), انگار (6), تنها (6), کنه (6), زیر (6), معجزه (6), میشه (6), دیگه (6), شعر (5), شهریور (5), آسانسور (5), پیدا (5), همو (5), باشه (5), بودن (5), کنار (5), دارم (5), صدای (5), بعد (5), عاشق (5), شنبه (5), شدن (5), آخرین (5), خیابون (5), تموم (5), نمی (5), داشت (5), کنی (5), آروم (5), گفتی (5), کافه (5), معلق (5), قدم (5), گاهی (4), فروردین (4), آبان (4), ۱۳۹۳ (4), ۱۳۹۴ (4), ۱۴۰۰ (4), باشی (4), سرد (4), برسه (4), برف (4), درست (4), چشمات (4), حال (4), آدمها (4), بلند (4), لحظه (4), زده (4), دستهای (4), کلید (4), باز (4), خونه (4), طبقه (4), اول (4), فینچ (4), خیلی (4), زنده (4), چیزیه (4), اومد (4), کیک (4), بهم (4), براتون (4), بیرون (4), کنین (4), حسرت (4), هاي (3), سال (3), هوا (3), ديگري (3), برچسب (3), بهتره (3), آرشیو (3), خرداد (3), آذر (3), ۱۳۹۷ (3), همین (3), توی (3), قدیمی (3), بیست (3), دوم (3), بگه (3), داد (3), بمونه (3), بفهمه (3), راه (3), سبز (3), چقدر (3), دسته (3), حالت (3), بعدش (3), اشک (3), خود (3), خودمو (3), حالا (3), سکوت (3), وسط (3), کار (3), خودم (3), بار (3), کاش (3), یادم (3), بارون (3), ساحل (3), اتوبان (3), رفته (3), بسته (3), سمت (3), رابطه (3), زندگی (3), حسی (3), داری (3), جواب (3), اتفاق (3), گفتم (3), خواست (3), کردی (3), یکی (3), بالا (3), باری (3), بگم (3), میدونی (3), همیشه (3), بازی (3), چای (3), تیکه (3), داشتیم (3), روشن (3), حیاط (3), خلوت (3), بیشتر (3), دهم (3), خسته (3), تعهدی (3), انتظار (3), اشتباه (3), خنکای (3), امروز (2), آهنگ (2), روزنوشت (2), سرزمین (2), بزرگان (2), میم (2), نگاشت (2), نگاهی (2), یاد (2), جاده (2), اين (2), روزها (2), پاسخ (2), اسفند (2), تیر (2), بهمن (2), ۱۳۹۵ (2), ۱۳۹۹ (2), پیوندهای (2), روزانه (2), ماجرا (2), کمی (2), شاید (2), وبلاگ (2), خانه (2), انعکاس (2), تنهایی (2), خوانده (2), اصلا (2), خوشش (2), هفدهم (2), بپرسين (2), دير (2), آخرين (2), تلاش (2), آخر (2), اينكه (2), فكر (2), كردم (2), آدمي (2), دلش (2), داده (2), مخاطب (2), داشته (2), كلمه (2), منو (2), انتخاب (2), البته (2), ببره (2), دستام (2), یعنی (2), مست (2), سفیدرود (2), بغل (2), لذتبخش (2), عروسی (2), رقص (2), جیغ (2), قرار (2), خواب (2), فرار (2), داره (2), لذت (2), میاد (2), پیشمو (2), تقلا (2), کسی (2), شهر (2), دیدم (2), شنید (2), کوچه (2), پیچ (2), برداشتی (2), کردن (2), یادمون (2), بیاره (2), ندامت (2), صداش (2), گفت (2), پرسیده (2), رسه (2), نهم (2), داریم (2), چشمهای (2), نگرانش (2), هایی (2), خراش (2), جسم (2), محکم (2), بری (2), کرکره (2), رفت (2), پله (2), خنک (2), طناب (2), نشده (2), نمیده (2), دردا (2), هنگامه (2), قاضیانی (2), پیاده (2), زدیم (2), پذیرش (2), بازش (2), گرفتی (2), ذوق (2), لبخند (2), نگاهت (2), صورتم (2), بهت (2), همیشگی (2), دیده (2), خاطر (2), ریختیم (2), آمریکانوت (2), پوسته (2), ندارم (2), رفتیم (2), چشمهاش (2), ماسک (2), نیست (2), شمرده (2), روح (2), یادت (2), نشست (2), مبل (2), اولین (2), میشد (2), عادی (2), درخت (2), سقف (2), بالای (2), پنجم (2), قلبتون (2), همون (2), نقطه (2), مونده (2), نکنین (2), دوباره (2), نیازه (2), تهش (2), دور (2), نوشن (2), میگم (2), سیگار (2), نظر (2), دختر (2), پسر (2), دارن (2), کنن (2), پوست (2), میریم (2), اکتبر (2), اکشن (2), واقعیت (2), تاثیری (2), مرد (2), خاله (2), سایه (2), ابرهای (2), اومدم (2), دلپذیرتر (2), گرم (2), اونجا (2), دریایی (2), نکته (2), چهره (2), اونا (2), دهان (2), انـعــــکـاس (2), blogfa, com, مير, كفن, پوش, دهاني, سيب, موريانه, چوبي, ايام, شوهري, پرسه, خيال, غزل, dirtyprettythings, معرفي, كتاب, coffeecigarette, دنیای, شما, عشقتان, زندگیست, شیـــــدایـی, حرفهای, خطی, تاكنون, عبدالجبار, كاكائي, پیوندها, شاملو, گیلکی, حلزون, شمس_لنگرودی, زهرا, عبدی, مینا, آقازاده, ميم, داستانك, سخن, دیگری, روزنگاشت, ترانه, ماندگار, نیم, بدونیم, کامپیوتر, داستانک, زبان, زبانی, جور, دیگر, دید, گوشی, خدا, قطره, پنهانی, باشد, سخنان, خاطرات, درون, ثبت, موقت, جرات, ديوانگي, موضوعی, آرشيو, ۱۳۹۱, ۱۳۹۶, ۱۳۹۸, پیشین, یادداشت, خانم, پاپن, هایم, بدترین, چیزهای, بمیرم, شیشه, مترو, آرزو, كنيم, بوديم, عناوین, پروفایل, مدیر, همچنان, دنیا, خداوند, اندیشی, آنکه, مرا, مطالب, هیچی, درد, مرگشه, اینجوری, زنگ, شکوفه, ناپدید, نشنوه, نبینه, نفهمه, ببینه, بشنوه, ازمون, پیش, جوش, فردا, قطار, راهمون, صبح, دانلود, ظهر, ببین, موندیم, جمعه, باورم, كنيد, روي, مزار, فايده, برگردونيم, زندگي, شوك, برقي, سوال, موقع, آدرنالين, سرمه, كاش, بپرسيم, ميبينم, مهمي, چرايي, توجه, مياد, تاب, نميشي, كمتر, مشتاقي, تفاوتي, نمينويسي, نيست, نميخنده, ولي, مهمتر, گاهي, سواليم, سوالي, اغلب, پرسيده, نميشه, ديگر, نيامد, طلبه, ميخونه, ميشه, حرفاش, فهميده, بندي, مزخرفي, جامعه, خوردم, اساسه, پرمخاطب, نبودم, هيچوقت, نابي, همواره, چسبيدگي, ويرگول, قبلش, فاصله, حتمي, حساسيت, فونتش, حتما, دلي, بقيه, شون, كنه, خاص, بعضياشون, بياد, بخونه, بلرزه, اشتياقي, واسه, نوشتن, پستهام, ميكردم, لرزيده, وبلاگتو, آپديت, نميكني, چهارشنبه, سیزدهم, شوقش, بند, خواد, بورد, بنویسه, کیبورد, انگلیسی, فارسی, ندیده, تنگ, ناگهان, پرده, برانداخته, برون, تاخته, واسش, حافظ, خونم, مبهمو, وهمناک, رسم, شاد, بیفتیم, ناموزون, برقصیم, کاری, سالها, میدان, اجباری, روزگار, بعدی, روستا, بچسبه, میکروفونو, گوشخراش, مبهم, روستای, شمالی, گنگم, درس, قرمزهای, زیادی, عبور, عصبی, ترین, روزهای, سنگینی, روحم, برداشته, همصحبتی, اشکهای, ذوقم, باهاش, اشتراک, میذاشتم, بردن, خوابید, آسمون, سرخ, نصفه, برد, خوند, ابوسعید, ابوالخیر, دختربچه, دریای, طوفانیه, بارونی, ستار, ابی, احساس, تخته, سنگی, عقرب, کوچولو, دورش, نشستم, حالمو, زیاد, میخواد, بزنم, گاه, مقصد, بهترند, ششم, عصبانیت, چشمهات, هرآنچه, تبدیل, واحد, جزئیات, رسیدم, وجودم, لرزشی, مداوم, کلیدهارو, منتهی, میگذشتم, احتمالا, ریز, خوردنشون, هنگام, شنیدم, کلیدها, دستمال, کاغذی, مچاله, میرفت, یادگاری, پیشنهاد, اندرومدا, زندگیمون, داستان, دقیقا, لوث, درگیر, چارچوب, دار, دغدغه, سرحد, ماکارونی, روغن, تنزل, شکوهمندانه, صرفا, ازش, مقاله, قشنگی, درآورد, ابدی, نظرم, باشن, تئودور, بزنگاه, کنیم, مارو, زور, آفتاب, دریاچه, بزرگترین, ترسمون, اردینری, all, the, bright, places, چشماش, عجز, برنمیگردوند, طولانی, دوستم, نظرت, سرانجام, عقب, برنمیگردیم, یکشنبه, پذیرشه, بهتر, نمیفتاد, هستی, نمیفته, اتفاقی, نیفتاده, جفت, درشتی, آغوشی, رهاش, دستهایی, دنده, دستهاش, جنس, گلوش, میداد, بدبختی, ضربه, روحی, عمیق, نشی, اگه, بغلت, نذاره, چراغ, خاموش, برگشته, گاز, موجود, اینکه, راهش, نکرده, بغض, قفل, چرخونده, آسانسورو, فشار, لحظات, دلهره, آوری, پارکینگ, اونور, آغوش, بیفته, گربه, نبود, ریموت, میزد, خراب, پوسیده, نمونده, چنگ, ننداخته, طرفه, خواسته, نمیاد, صراحت, حماقت, دلت, نیاد, چیو, زخمی, درمان, جراحتی, التیامم, نحیفت, کشیدی, زورت, نرسیده, کمرنگم, نمیشه, یازدهم, ترافیکو, رسونده, آرامش, تلخ, ناگزیر, شدی, رفتی, گوشه, چند, دقیقه, حرفات, بدم, مسخره, آوردیم, گوشیتو, سلفی, عکس, سوالم, سازیم, سپرده, انگیز, لبخندهای, تلخت, خندیدم, نگاهتو, ازم, دزدیدی, دادیش, ریختی, آرومو, صدا, برگشتی, زدی, غریبانه, رسیدیم, نشستیم, امریکانوی, شکلاتی, نگرفتی, کیکو, خودت, گذاشتی, دهنمو, دیوونه, میشم, فکر, بذاره, دهنت, شمعدونیای, چهار, فصل, خیابونو, منوی, ناقص, محیط, آرومشو, صاحب, کتابخون, دوسش, کتاب, خوندیم, کردیم, بوسیدیم, راجع, وام, بانک, رسالت, میزدیم, لیوان, کیف, خال, خالیم, چرم, شدشو, برام, بودی, هدیه, تولدتو, گذاشتم, خاصی, پلکان, استرس, میخوای, بگی, ناآرومه, دوشنبه, چهارم, فهمیدم, خنده, سیاهش, تفاوت, صحبت, مصمم, جوری, بگذره, هیچوقت, نمونه, روبروم, تابستون, کولر, اومدنم, نگاهش, اومده, نشسته, پاییز, کرونا, لای, فهمید, بزرگ, قایم, زدن, لرزید, تعریف, هیجانش, مشخصا, دنبال, تایید, وقت, هیجان, نشه, احیا, پهن, قبله, آرام, رختخواب, ماشینهای, زیرگذر, خودش, قرصها, شاخه, شیروونی, روگذر, زیرگذرهای, چندین, عابر, جداره, میلیاردها, آدم, بودنو, نبودنش, نفس, کشیدنو, نکشیدنش, نوشیدنو, ننوشیدنش, شادیش, هیییییچ, تفاوتی, نخواهد, برمیگردین, صفر, مثبت, منفی, مونه, نفرت, مال, زمانیه, برآورده, برین, ناامید, حرفاتونو, بگیرین, میشین, کنید, همونجور, برداشتین, امیدوار, شدینو, حرفای, قشنگ, شنیدینو, شدین, فیلم, فضایی, قلبی, لبخندی, ممکنه, وایسه, قاب, زندگیش, لجن, کشیده, خودتون, نذارید, برسین, کردین, شناخت, اونورتر, اوج, دلتون, جمله, مرز, ایستادن, رسیده, قلبش, یهو, تپش, هاش, کمتر, پرسید, جوابی, میدونست, بعدترش, طفره, خوابش, نمیبرد, مطمئن, الان, میزی, نشستن, روتین, شدیم, جسدی, دستاتو, امنت, پناهنده, شدم, قریب, یکسال, طول, کشه, بفهمم, پای, خودمه, سادگی, اشتباهمو, اشتباهتری, عوض, دستامو, میگیری, میگی, میکشمت, اعتماد, دود, مطمئنو, امن, دومو, کنیو, بگو, نگام, سیگارتو, خوامت, باش, چایی, سفارش, میدیم, دمی, لاهیجان, ویوی, طاقچه, تار, عنکبوته, میز, میشینیم, سرش, خاکه, اتاق, کوچولوی, رومون, چندتا, مافیا, دوست, داشتنی, پرهیاهو, شیم, کافی, شاپ, دنج, محله, قدیمیه, شهرمونه, 2021, چهاردهم, آدمیزاد, میره, جنون, اشتباهتر, استیصالشو, ادامه, توانی, داشتم, سینه, کوبیده, دادی, شبیه, مشت, چرای, الکی, فرافکنی, همیشگیش, زدم, آدمو, پیر, میکنه, قبول, بازم, دادم, نداره, نمیگرده, شرایطی, انتخابش, چندماهه, منتظرم, شرایط, برگرده, التماس, نذاشت, نکرد, سنگ, غسالخونه, داشتن, شستنش, چشماشو, اینجا, تهران, دعا, میکردم, that, اقبال, لاهوری, خزم, ماشین, سعی, روزی, منظره, بلواریه, آدمهای, محل, میرن, تره, لباس, گرمی, گرمت, هست, گرما, قلقلک, لمس, پوستمونو, کاپشنایی, خریده, گرمتر, لاهیجانو, آبجوش, فلاسکو, اومدنش, مرغ, شرح, افتدم, نامجو, مرغاهای, میخوند, نسیمو, متل, باد, سردی, عشق, میدن, دستاته, برات, خورد, قلبم, ریخت, رود, فراق, خون, خبر, سكوتي, چرخد,
Text of the page (random words):
انـعــــکـاس انـعــــکـاس آخرين خبر سكوتي است كه در شهر دهان به دهان مي چرخد می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام از در خونه که اومدم بیرون یه باد خیلی خنک رو به سردی از اونا که حس عشق میدن از اونا که دست گرم یکی تو دستاته و این خنکای سرد رو برات دلپذیرتر می کنه خورد به صورتم قلبم ریخت یادم اومد این خنکای نسیمو کنار ساحل متل قو خیلی خوب حس کرده بودیم اونجا که نامجو داشت برای مرغاهای دریایی میخوند گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو اونجا که چای لاهیجانو ریختیم تو آبجوش فلاسکو تا دم اومدنش رفتیم لب ساحل زیر سایه ابرهای پر بارون کنار مرغ های دریایی بی قرار قدم زده بودیم کاپشنایی که خریده بودیم گرم بود دستهای تو گرمتر بود همین گرما بود که قلقلک لمس اون خنکای سرد روی پوستمونو دلپذیرتر می کرد از در خونه اومدم بیرون و نه لباس گرمی به تن دارم نه دستهای گرمت هست منظره رو به رو بلواریه که از آدمهای خسته ای که به سمت محل کار میرن هم خسته تره زیر سایه ابرهای بق کرده می خزم تو ماشین و سعی می کنم یادم بره روزی زندگی رو زنده گی کردم اقبال لاهوری نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان ۱۴۰۱ ساعت 9 17 توسط لیبــرا that s it وقتی خاله مرد از اینجا تا تهران دعا میکردم خاله زنده شه حتی وقتی آروم رو سنگ غسالخونه داشتن می شستنش منتظر بودم چشماشو باز کنه ولی نکرد مرد التماس و انتظار من تاثیری تو واقعیت نذاشت چندماهه هر لحظه منتظرم شرایط برگرده همون شرایطی که من انتخابش کردم ولی بر نمیگرده باید قبول کنم بازم انتظار من تاثیری تو چیزی که از دست دادم نداره پذیرش تنها چیزیه که بهش نیاز دارم تنها چیزیه که واقعیت داره و البته تنها چیزی که آدمو پیر میکنه نوشته شده در شنبه سی ام مهر ۱۴۰۱ ساعت 20 38 توسط لیبــرا 6 اکتبر در جواب یه مشت چرای الکی در پاسخ به فرافکنی های همیشگیش داد زدم دادی که بیشتر شبیه جیغ بود و در ادامه با تمام توانی که داشتم به سینه اش کوبیده بودم استیصالشو دیدم ولی ندامت نه یه ری اکشن اشتباهتر به اکشن اشتباه چه می کنن با آدمیزاد که سر میره و به جنون می رسه نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر ۱۴۰۱ ساعت 22 53 توسط لیبــرا 7 اکتبر 2021 6 روز دیگه برای اولین بار میریم کافی شاپ یه کافه دنج که تو محله قدیمیه شهرمونه از پله های پوست پوست شده اش که میریم بالا با یه خونه قدیمی دوست داشتنی ولی پرهیاهو رو به رو می شیم پسر و دختر دارن مافیا بازی می کنن تو اتاق کوچولوی رو به رومون چندتا دختر و پسر دارن می نوشن منو تو کنار هم دور یه میز قدیمی میشینیم که سر تا سرش خاکه و ویوی پنجره یه طاقچه پر از تار عنکبوته چایی سفارش میدیم چای دمی لاهیجان سیگارتو روشن می کنی و بهم می گی می خوامت باش میگم جای دیگه ام جای اشتباه با حسرت نگام می کنی سیگار دومو روشن می کنیو می گی بگو بهم جای اشتباه جای تو نیست چشمات از پشت دود سیگار مطمئنو امن به نظر میاد میگم بهت دستامو میگیری میگی میکشمت بیرون بهم اعتماد کن و به همین سادگی جای اشتباهمو با جای اشتباهتری عوض می کنم 6 روز دیگه شروع میشه و قریب به یکسال طول می کشه تا بفهمم جای من روی پای خودمه دستاتو رها کردم و از نگاه امنت پناهنده شدم به خودم نوشته شده در شنبه نهم مهر ۱۴۰۱ ساعت 19 26 توسط لیبــرا رها شدیم مثل روح بی جسدی خوابش نمیبرد مطمئن بود الان دور به میزی نشستن و عادی و روتین می نوشن بعدترش پرسیده بود از اون شب و طفره رفته بود از جواب دوباره پرسید و جوابی که میدونست رو شنید انگار قلبش یهو آروم شد تپش هاش کم و کمتر شد و با جمله بعدش به مرز ایستادن رسیده بود دیگه تعهدی ندارم نیازه نیازه یه وقتی تا تهش بری حتی از تهش اونورتر تو اوج ول نکنین که حسرت به دلتون بمونه برسین به اون نقطه که شروع کردین تا اون بی تعهدی قبل شناخت هم همو تموم کنین حسرت هیچ لحظه ای رو برای خودتون نذارید هیچ خاطره ای رو قاب نکنین دوباره زندگیش کنین تا به لجن کشیده بشه بعد قلبتون آروم میشه ممکنه حتی وایسه ولی دیگه تقلا نمی کنه رها میشه معلق نه معلق از نگاهی قلبی لبخندی خاطره ای معلق مث فیلم های فضایی معلق در هیچ هیچ هیچ تموم کنید همو همونجور که قدم قدم با هم برداشتین و به هم امیدوار شدینو حرفای قشنگ شنیدینو عاشق شدین قدم قدم روی هم برین همو ناامید کنین حرفاتونو پس بگیرین بعد رها میشین نفرت مال زمانیه که انتظار برآورده نشده مونده براتون حسرت مونده ولی همو که تموم کنین همه چی تموم میشه هیچ حس مثبت و منفی ای نمی مونه براتون برمیگردین به نقطه صفر همون بی حسی اول بی تعهدی اول براتون میشه یکی از میلیاردها آدم بیرون قلبتون که بودنو نبودنش نفس کشیدنو نکشیدنش نوشیدنو ننوشیدنش غم و شادیش براتون هیییییچ تفاوتی نخواهد کرد نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 10 10 توسط لیبــرا ما هیچ ما نگاه خسته بود از طبقه پنجم به حیاط خلوت نگاه کرده بود از پشت پنجره های دو جداره به خیابون از بالای پل عابر پیاده به اتوبان از بالای پل های روگذر به زیرگذرهای چندین طبقه به سقف نگاه کرده بود به شیروونی به اون شاخه محکم درخت به همه قرصها نگاه کرد به بعدش به جسم خودش تو حیاط خلوت وسط خیابون زیر ماشینهای زیرگذر معلق از سقف از درخت آرام در رختخواب پهن شده به سمت قبله نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 9 27 توسط لیبــرا احیا اولین باری که اومده بود نشسته بود روی مبل زیر پنجره پاییز بود و به خاطر کرونا لای پنجره باز آروم نشست از حالت چشمهاش میشد فهمید پشت ماسک یک لبخند بزرگ قایم کرده اما وقتی شروع کرد به حرف زدن صداش می لرزید با تعریف ماجرا هیجانش بیشتر و بیشتر میشد مشخصا دنبال تایید بود دلم می خواست بهش بگم کاش هیچ وقت این ذوق و هیجان عادی نشه و همیشه این روزها یادت بمونه آخرین باری که اومد نشست روی مبل روبروم تابستون بود و کولر روشن قبل اومدنم نگاهش از پنجره رد شده بود و زل زده بود به حیاط خلوت بهم که نگاه کرد از حالت چشمهاش فهمیدم دیگه خنده ای پشت ماسک سیاهش نیست بی تفاوت و سرد شروع به صحبت کرد شمرده شمرده بی روح اما مصمم دلم می خواست بهش بگم کاش یه جوری بگذره که هیچوقت یادت نمونه نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 8 22 توسط لیبــرا دردا گفت چشمات ناآرومه گفتم خوب میشه از پلکان تق و لق کافه که داشتیم بالا می رفتیم گفتی استرس دارم انگار میخوای چیزی بگی گفتم نه حرف خاصی ندارم رسیدیم و جای همیشگی نشستیم امریکانوی تو و چای و کیک شکلاتی همیشگی من اومد شروع کردی به تیکه کردن کیک و گفتی آخر یاد نگرفتی کیکو خودت تیکه کنی یه تیکه کیک گذاشتی دهنمو گفتی دیوونه میشم فکر می کنم کسی بعد از من کیک بذاره دهنت به شمعدونیای پشت پنجره نگاه کردم چهار فصل این خیابونو دیده بودیم منوی این کافه خیلی ناقص بود ولی به خاطر محیط آرومشو صاحب کتابخون کافه دوسش داشتیم تو این کافه کتاب خوندیم بازی کردیم غر زدیم اشک ریختیم بوسیدیم و حالا داشتیم راجع به وام بانک رسالت حرف میزدیم نگاهت رفت تو لیوان آمریکانوت دست کردم تو کیف سبز خال خالیم که دسته چرم پوسته پوسته شدشو برام درست کرده بودی هدیه تولدتو گذاشتم کنار آمریکانوت نگاهت اومد تو صورتم چشمات بهت زده بود گفتی چه غریبانه خندیدم نگاهتو ازم دزدیدی دادیش به خیابون اشک ریختی آرومو بی صدا برگشتی لبخند زدی و گفتی بازش کنم بازش کردی مث همیشه مسخره بازی در آوردیم گوشیتو برداشتی و سلفی گرفتی از من عکس گرفتی و سوالم این بود چرا چرا خاطره می سازیم ولی خودمو سپرده بودم به لحظه به حال خوب تو به ذوق غم انگیز و لبخندهای تلخت گوشه خیابون چند دقیقه ای حرف زدیم حرفات درست بود پذیرش تنها چیزیه که بهتره بهش تن بدم پیاده شدی و رفتی این اتوبان همیشه ترافیکو با هنگامه قاضیانی به ته رسونده بودم آروم بودم یه آرامش تلخ و ناگزیر 01 05 09 دردا هنگامه قاضیانی نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 8 41 توسط لیبــرا تمام چیزی که به اون نیاز داریم معجزه تمام چیزی بود که بهش نیاز داشت وقتی همه راه ها رو خراب کرده باشی وقتی نه پل که حتی یه طناب پوسیده نمونده باشه که بهش چنگ ننداخته باشی وقتی یه طرفه خواسته باشی درست کنی و نشده باشه و با حسی که دلم نمیاد به صراحت بگم حماقت دلت نیاد همه چیو رها کنی معجزه تنها چیزیه که بهش نیاز داری معجزه ای که میدونی رخ نمیده میدونی هیچ زخمی رو درمان نمی کنه میدونی هیچ جراحتی رو حتی التیامم نمیده رد طناب هایی که با دستهای نحیفت کشیدی و زورت نرسیده حتی کمرنگم نمیشه نیاز داری رها نشی حتی اگه رها کردی یکی پیدا بشه و محکم بغلت کنه و نذاره بری بغل تمام چیزی بود که بهش نیاز داشت ولی چراغ رو خاموش کرده بود برگشته بود گاز رو چک کرده بود و هیچ موجود زنده ای برای اینکه سد راهش بشه پیدا نکرده بود با بغض در رو بسته بود کلید رو توی قفل چرخونده بود و کلید g آسانسورو فشار داده بود تو تمام لحظات دلهره آوری که کرکره پارکینگ داشت بالا می رفت با چشمهای نگرانش اونور در رو نگاه می کرد شاید معجزه آغوش اتفاق بیفته اما حتی گربه عاشق راه پله خنک هم اون روز نبود این آخرین باری بود که ریموت رو میزد و کرکره رو چک می کرد تمام شده بود و هیچ اتفاقی نیفتاده بود خاطره جفت چشمهای درشتی که نگرانش بود خاطره آغوشی که رهاش نمی کرد خاطره دستهایی که به جای دنده توی دستهاش بود و همه خاطره هایی که از جنس بودن بود داشت گلوش رو خراش میداد این آخرین خراش ها بود آخرین تلاش جسم بدبختی که نمی خواست ضربه روحی عمیق رو بفهمه و در پی فرار بود بهش گفتم منتظر معجزه ای هستی که اتفاق نمیفته جواب داد بهتر بود از اول معجزه ای اتفاق نمیفتاد گاهی تمام چیزی که به اون نیاز داریم پذیرشه نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 7 31 توسط لیبــرا به عقب برنمیگردیم پرسیده بود به نظرت این رابطه به سرانجام می رسه بعد از یک نگاه طولانی گفت اصلا دوستم داری نه ندامت چشماش نه عجز صداش حسی که از دست رفته بود رو برنمیگردوند نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 23 14 توسط لیبــرا all the bright places به نظرم همه آدمها باید یه فینچ داشته باشن تئودور فینچ که در بزنگاه سر برسه و یادمون بیاره که زندگی رو قبل از تموم شدن باید زنده گی کنیم که مارو به زور ببره زیر بارون زیر آفتاب تو دل دریاچه که یادمون بیاره بزرگترین ترسمون باید اردینری بودن باشه بهتره فینچ زندگیمون مثل فینچ داستان دقیقا قبل از لوث شدن رابطه و درگیر شدن تو یه زندگی چارچوب دار که دغدغه اش به سرحد ماکارونی و روغن تنزل پیدا کرده خیلی شکوهمندانه بره و رابطه رو صرفا با یه حال خوب که بشه ازش مقاله قشنگی هم درآورد ابدی کنه به پیشنهاد اندرومدا نوشته شده در شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 7 44 توسط لیبــرا نگاه تو و آه من یادگاری کلیدها کف آسانسور روی یک دستمال کاغذی مچاله شده به سمت طبقه دوم میرفت تا به دست تو برسه صدای ریز به هم خوردنشون هنگام باز و بسته شدن در آسانسور و رد کردن طبقه اول رو می شنیدم وقتی کلید رو برداشتی من احتمالا از پیچ کوچه 13 رد شده بودم آخرین بار از اون کوچه از اون پیچ و خیابون منتهی به اون میگذشتم نه دستام که کل وجودم در لرزشی مداوم صدای آسانسور و کلیدهارو می شنید دستهای تو عصبانیت چشمهات از هرآنچه از دست رفته بود و تبدیل به کلید کف آسانسور شده بود صدای باز و بسته شدن واحد 3 همه جزئیات رو دیدم و به خونه رسیدم نوشته شده در شنبه ششم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 12 11 توسط لیبــرا گاه گاهی جاده ها از شهر مقصد بهترند دلم میخواد حرف بزنم زیاد با کسی که بفهمه حالمو لب ساحل سفیدرود رو یه تخته سنگی که یه عقرب کوچولو دورش تقلا می کرد رو به روی پل اتوبان نشستم احساس می کنم دارم خودمو پیدا می کنم خود ده سال پیشمو که عاشق دختربچه ها بود عاشق دریای طوفانیه روز بارونی عاشق صدای ستار ابی خود ده سال پیشمو که بلند بلند شعر می خوند آخ ابوسعید ابوالخیر که پشت پنجره می خوابید زل می زد به آسمون سرخ بارون زده نصفه شب و لذت می برد داره لذت بردن یادم میاد بار سنگینی از روی روحم برداشته شده بود و کاش همصحبتی بود که اشکهای ذوقم رو باهاش به اشتراک میذاشتم از خط قرمزهای زیادی عبور کردم عصبی ترین روزهای خودم بودم فرار از خودم به آدمها از آدمها به خواب از خواب به کار از کار به درس حالا اما تمام شده مثل سکوت بعد از یه عروسی تو یه روستای شمالی گنگم سکوت لذتبخش و کمی مبهم انگار که هر لحظه آهنگ بعدی با جیغ و دست و رقص توسط تنها دی جی بد صدای روستا قرار باشه بچسبه به میکروفونو بره و گوشخراش برسه به ما ولی ما به رسم عروسی و شاد بودن بیفتیم وسط و ناموزون برقصیم کاری که همه این سالها کردم رقص وسط میدان اجباری روزگار حالا اما مست این سکوت لذتبخش و مبهمو وهمناک انگار خودمو کنار سفیدرود از پشت بغل کردم و دارم واسش بلند بلند حافظ می خونم ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه انگار دستام برای این کیبورد انگلیسی برچسب فارسی ندیده به خود تنگ شده انگار کن دلم می خواد دست به کی بورد ببره و بنویسه البته وقتی اشک شوقش بند بیاد نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 23 51 توسط لیبــرا بپرسين از هم نوشته بود چرا وبلاگتو آپديت نميكني دلم لرزيده بود به تمام اشتياقي فكر كردم كه واسه نوشتن يا انتخاب تك تك پستهام انتخاب ميكردم به مخاطب خاص بودن بعضياشون كه بياد بخونه و دلش بلرزه به دلي بودن بقيه شون كه حال منو خوب كنه به حساسيت سر فونتش كه حتما ٨ ٥ باشه چسبيدگي ويرگول به كلمه قبلش و فاصله حتمي از كلمه بعدش پرمخاطب نبودم هيچوقت اما مخاطب هاي نابي داشته ام همواره طلبه اي كه نوشته بود ميخونه و حال دلش خوب ميشه و با حرفاش فهميده بودم دسته بندي مزخرفي كه جامعه از آدمها به خوردم داده چقدر بي اساسه برف آدمي كه ديگر برف نيامد و برف آدمي هم ولي مهمتر از همه به اين فكر كردم چقدر گاهي منتظر يك سواليم سوالي كه اغلب پرسيده نميشه كه چرا نمينويسي چرا حالت خوب نيست چرا چشمات مثل قبل نميخنده چرا بي تاب نميشي چرا امروز كمتر مشتاقي چرا بي تفاوتي چرا چرايي كه از توجه مياد از اينكه تو مهمي تو رو ميبينم تو كاش بپرسيم از هم قبل اينكه دير بشه سوال به موقع مثل اون آدرنالين آخر تو سرمه مثل آخرين تلاش شوك برقي برگردونيم همو به زندگي دير كه بشه مثل اون دسته گل روي مزار بي فايده است باورم كنيد بپرسين از هم برچسب ها روزنوشت نوشته شده در جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 5 21 توسط لیبــرا منتظر بودیم ببین چقدر منتظر موندیم منتظر بودیم صبح شه شب شه دانلود شه 12 شه ظهر شه پیدا شه درست شه سبز شه سبز شه سر راهمون منتظر بودیم برف بیاد آسانسور بیاد فردا بیاد قطار بیاد پیش بیاد جوش بیاد راه بیاد خوشش بیاد خوشش بیاد ازمون منتظر بودیم برسه بمونه بفهمه ببینه بشنوه نشنوه نبینه نفهمه بره اصلا بره گم شه بره ناپدید شه منتظر بودیم زنگ بزنه شکوفه بزنه در بزنه داد بزنه یخ بزنه حرف بزنه حرف بزنه بگه چه مرگشه حرف بزنه بگه چی شد که اینجوری شد حرف بزنه بگه چی شد که درد شد سرد شد شب شد هیچی شد نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 9 53 توسط لیبــرا مطالب قدیمی تر و این انعکاس تنهایی من است همچنان که دنیا انعکاس تنهایی خداوند است و تو می اندیشی که این همه را خوانده ای بی آنکه همه ی مرا خوانده باشی خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها پیوندهای روزانه كه آرزو مي كنيم كس ديگري بوديم از توی شیشه های مترو همین جای ماجرا باید کمی بمیرم شاید بدترین چیزهای هر از گاهی یادداشت های خانم پاپن هایم آرشیو پیوندهای روزانه نوشته های پیشین آبان ۱۴۰۱ مهر ۱۴۰۱ شهریور ۱۴۰۱ مرداد ۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ فروردین ۱۴۰۱ مرداد ۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ خرداد ۱۳۹۹ اسفند ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ آذر ۱۳۹۶ مرداد ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ دی ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ تیر ۱۳۹۴ بهمن ۱۳۹۳ دی ۱۳۹۳ آبان ۱۳۹۳ مهر ۱۳۹۳ بهمن ۱۳۹۲ دی ۱۳۹۲ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ فروردین ۱۳۹۲ اسفند ۱۳۹۱ آرشيو آرشیو موضوعی پاسخ نوشت بي هوا نوشت این سرزمین من است میم نوشت اين روزها كه جرات ديوانگي كم است از دل ديگري ثبت موقت نی نی درون من خاطرات جاده ای شعر سخنان بزرگان یاد من باشد دو قطره پنهانی در گوشی با خدا جور دیگر باید دید روز نگاشت از زبان بی زبانی داستانک کامپیوتر بهتره که بدونیم گاهی نیم نگاهی ترانه های ماندگار برچسب ها شعر 25 روزنگاشت 12 روز نگاشت 8 از دل دیگری 8 از دل ديگري 4 بی هوا نوشت 4 میم نوشت 4 سخن بزرگان 2 داستانك 2 ميم نوشت 2 بي هوا نوشت 2 مینا آقازاده 1 زهرا عبدی 1 این سرزمین من است 1 شمس_لنگرودی 1 روز حلزون 1 روزنوشت 1 آهنگ گیلکی 1 شعر نوشت 1 شاملو 1 پیوندها سال هاي تاكنون عبدالجبار كاكائي پشت و رو حرفهای خط خطی شیـــــدایـی برای شما که عشقتان زندگیست دنیای من شروع خوب coffeecigarette ده از ده معرفي كتاب dirtyprettythings شعر و غزل امروز پرسه در خيال ايام بي شوهري موريانه هاي چوبي مير كفن پوش با دهاني پر از سيب blogfa com
|