If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: pandari.blogfa.com - :.

site address: pandari.blogfa.com redirected to: pandari.blogfa.com

site title: :...

Our opinion (on Thursday 18 June 2026 12:24:39 UTC):

website (probably) only for adults * website (probably) only for adults ! YELLOW status (not for everyone) - not for everyone

Meta tags:
description=تاراج نامه: درد دلی با سایه ام - انسانها وقتي که خود مي شنوند چه مي گويند در مي يابند که چه فکر مي کنند.;
keywords=تاراج نامه: درد دلی با سایه ام,pandari, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;

Headings (most frequently used words):

-

Text of the page (most frequently used words):
این (35), است (24), هیچ (15), نمی (15), زندگی (14), کند (14), اند (11), شود (11), اما (11), برای (11), کنم (11), هایی (10), حتی (10), دیگر (10), شاید (10), سایه (10), نیست (9), چیزی (9), های (9), باشد (9), زاد (8), عشق (8), اگر (8), همه (8), ۱۳۹۸ (8), ۱۴۰۰ (8), ترین (7), شده (7), خرداد (7), پایان (7), ۱۳۹۹ (7), تاريخ (6), نويسنده (6), مهم (6), تواند (6), گاهی (6), وقتی (6), اینکه (6), خود (6), بیشتر (6), بلکه (6), آینده (6), دلِ (6), کسی (6), اسفند (5), تجربه (5), انسان (5), درد (5), آبان (5), عادت (5), کنیم (5), دارد (5), بحران (5), گذشته (5), تنها (5), مثل (5), همیشه (5), مرا (5), فکر (5), خودم (5), شنبه (4), گاه (4), آدمی (4), دوست (4), فقط (4), تمام (4), آدم (4), ممکن (4), بعد (4), روز (4), مرداد (4), میانسالی (4), آید (4), همین (4), تازه (4), زمان (4), بار (4), باید (4), شهریور (4), ۱۳۹۷ (4), بهمن (4), ۱۴۰۱ (4), اشتباه (3), شما (3), هنوز (3), نزدیک (3), فاصله (3), رنج (3), آنکه (3), انتخاب (3), شکست (3), چیز (3), سکوت (3), ۱۴۰۴ساعت (3), هستی (3), کرد (3), شدی (3), خاطرات (3), روبه (3), نوعی (3), آگاهی (3), چنین (3), بازگشت (3), دانم (3), کجا (3), تلخ (3), کلمات (3), سنگین (3), صدا (3), حالا (3), خستگی (3), روزها (3), جلو (3), جمله (3), دست (3), هایم (3), وزنه (3), شوند (3), آیند (3), توان (3), حرف (3), ترس (3), افکار (3), دارم (3), فروردین (3), اردیبهشت (3), ۱۴۰۴ (3), مطالب (2), کردید (2), باارزش (2), وارد (2), تان (2), نتیجه (2), دارید (2), داده (2), ارتباط (2), نشدن (2), نهایتِ (2), صمیمیت (2), شدن (2), ندارند (2), برابر (2), لبخند (2), نهفته (2), رهایی (2), زیرا (2), کنار (2), نفرت (2), تحمل (2), رشد (2), چطور (2), ایم (2), بینیم (2), پیدا (2), آمده (2), زده (2), رفته (2), آمدن (2), ماندن (2), رفتن (2), روزی (2), روزگاری (2), بیاید (2), چگونه (2), سال (2), ذهنیتی (2), روی (2), خوبی (2), گذارند (2), بهانه (2), کدام (2), آرام (2), راه (2), شغل (2), درون (2), بود (2), خاطره (2), گزینه (2), نیستند (2), حسرت (2), مسیر (2), دیگری (2), تصمیم (2), طور (2), گرفتم (2), واقعی (2), ذهن (2), رنگ (2), رسد (2), بسیاری (2), عمیق (2), عنوان (2), ندارم (2), کرده (2), پروژه (2), محور (2), نگاه (2), اگرچه (2), پیش (2), آورد (2), لحظه (2), اکنون (2), محدودیت (2), جای (2), آشتی (2), خودِ (2), درک (2), شتابان (2), سکوتِ (2), قاب (2), راهِ (2), دوش (2), وجودم (2), فرار (2), روشن (2), بودم (2), شان (2), انگار (2), روم (2), افتم (2), یاد (2), امید (2), خسته (2), دنبال (2), دوم (2), وقت (2), افکارم (2), کوشم (2), تلاشم (2), بوده (2), هرچه (2), بسته (2), باز (2), ساده (2), کنی (2), کنارم (2), دانی (2), جان (2), دنیای (2), پنهانِ (2), کلمه (2), گذرد (2), ترسم (2), زیادی (2), توانم (2), اضطراب (2), بگیرم (2), قرار (2), داشته (2), باشم (2), فریادی (2), وحشت (2), دیگران (2), چون (2), کنند (2), حقیقت (2), بینم (2), گویم (2), زنم (2), خودت (2), بنویسم (2), فیلم (2), فهرست (2), مهر (2), آذر (2), تاراج (2), نامه (2), دلی (2), قدیمی, ۱۴۰۱ساعت, یکی, داشتنی, خواستید, بدانید, فرد, قلب, ناهشیارتان, وجود, درونی, دوستش, دستش, باشید, دردناک, اتفاقی, وجودش, پونه_مقیمی, جایِ, اعتمادم, ۱۴۰۲ساعت, نرگس_صرافیان_طوفان, برقرار, نکردن, گرم, نگرفتنِ, غرورشان, گیرنده, دیر, اعتمادکننده, عموما, شکننده, ظریفی, دریافته, طاقتِ, رها, چوب, اعتماد, خوردن, کشیدن, صمیمی, اجتناب, کردن, بیش, مکانیسم, دفاعیِ, ضربه, پسِ, سلام, شوق, سـت, ولی, ۱۴۰۳ساعت, اوریانا_فالاچی, ناجوان, مردانه, بیماریست, اقبالی, قبولاند, دردی, مرگی, اثر, افراد, انگیز, زنجیرها, رضا, دهیم, عدالتی, تنهایی, تسلیم, شویم, رحمترین, زهر, زندگیست, آهسته, کشف, مسموم, ذره, بدن, مان, عجین, حرکت, تابع, شرایط, اوست, دارویی, درمانش, آینه, شکستن, تکثیر, بالاخره, نفر, مقدمه, مدتی, مانده, قدمی, هوا, غیبش, آدمها, جمعی, حرفی, میان, شخص, توصیفت, گذشت, چند, ذهنیت, مثبت, منفی, شناخته, منطقی, دوستی, حساب, گوید, بودی, برایش, مهمترین, برعکس, رویایی, درسی, گمانم, یادگار, اهمیت, وگرنه, بروند, دلیل, خواهد, پنجشنبه, برخلاف, تصویری, اغلب, رسانه, فرهنگ, عامه, ارائه, دهند, لزوماً, انفجاری, ناگهانی, افسردگی, آشفتگی, تدریجی, لابه, لای, روزمرگی, ظاهراً, ثابت, خانواده, دستاوردهایی, رؤیا, بودند, ناگهان, زمزمه, مرحله, صرفاً, مجموعه, هاست, فهرستی, مسیرهای, نرفته, شکل, بروز, رفتم, نشانه, بیماری, ضعف, گواه, واقعیت, یگانگی, خودش, لحظاتی, گرفتار, سردرگمی, قابل, قدر, انعطاف, پذیر, رویاهای, ازدست, احیا, حال, نظر, پوچ, همان, وضعیتی, نامند, آغازگر, تغییری, دشمن, پیام, آور, برخورد, توانیم, تزلزل, پرسشی, برسیم, نقطه, تغییر, نگرش, آغاز, ببینیم, اهداف, فارغ, التحصیلی, ازدواج, فرزند, ارتقاء, بازنشستگی, خطی, ظاهر, برد, تهی, چرا, رسیدن, خلأ, آشنا, برمی, نجات, طراحی, یافتن, ارزش, فعالیت, قدم, زدن, نوشتن, گفتگو, موسیقی, مهربانی, چیزهایی, انجامشان, داد, نگران, رسند, باشیم, همچنین, پذیرفتن, انکار, کلید, آرامش, مرگ, سمت, کردنِ, سوق, دهد, بدانیم, فرصت, امروز, تأخیر, نیندازیم, گوش, بسپاریم, بازنگری, فرا, خواند, بتوان, جنگیدن, دویدن, سوی, تری, بودن, رسید, بزرگ, دستاورد, راهنمایی, فلسفی, نشر, گمان, دوشنبه, عزیزم, خواهم, روزهایم, تزیین, بهت, هدیه, بدهم, گریز, دیوارهایی, برافراشته, بتوانم, کمی, بردارم, پاسخ, ایستاده, بخشی, رویاها, رویاهایی, کشیده, غبار, گرفته, آرزو, جنسِ, خواب, برطرف, فراموشی, دستِ, خالی, برم, جلوتر, وسعتِ, خواستن, کوچک, یادِ, شعری, گفت, بوریا, خوابیدنِ, تمامِ, چشم, زورِ, شکستنِ, زبانم, لغزد, لباسِ, جذابی, تنِ, بپوشاند, نامرئی, آرزوهایی, راهی, تحقق, تاریک, روند, کدامین, گناه, خواسته, رفیق, همیشگی, رحمیِ, زمانه, همراهی, بینی, ثمر, لحظات, خاطراتِ, تلخی, خاطراتی, گویی, جدا, بلعند, وقفه, بعضی, مثلِ, قیرِ, سوزان, کفِ, چسبند, پاک, برابرشان, ایستاد, تصویر, بویی, درِ, پشتش, اتاقِ, تاریکی, اتاقی, نگفته, اتفاق, نشده, نشانی, تبدیل, معشوقِ, سمّی, لمس, زردیِ, پاشد, شمعِ, روشنِ, خاموش, همچنان, کردنش, هستم, همدم, ادامه, دهم, آغوشِ, نگاهِ, صادقانه, دردهای, بفهمد, جمع, بیند, بینند, مصنوعی, صورتِ, نقش, شریک, خاموشِ, دردهایم, بدون, گفتن, نیامده, هراس, یابم, بزرگترین, نتوانم, آغوش, دنیا, ناگفته, نقبی, عمقِ, فرو, رود, بچه, پندارندش, ناپدید, بماند, خشن, ترسناک, زیرِ, سؤال, برند, پدیده, مشکوک, آمدنی, باشند, مهمانِ, ناخوانده, نگرانی, پیشینه, مانندِ, چیزِ, نیاز, فضا, دوشِ, آویخته, توانند, بردارند, پرتلاشم, کار, لذتی, ندارد, ساعت, تکرارِ, مشغولم, پیشرفتی, احساس, تلاش, ختم, حسِ, عمیقِ, ناتوانی, باقی, ماند, حاضر, شاهدی, روزهای, سرانجامی, هرچقدر, جایی, شروع, سیاه, خوابم, خشک, سرد, جوشد, طولانی, امیدی, نور, پرسد, متوجه, فریادهای, ناتمامِ, خوابیده, افقِ, مبهم, شبِ, همراه, همزمان, دورتر, شوم, سردرگم, جرئت, دلخوشی, زحمت, بدهی, شاهد, منی, حضورِ, مجبور, دوباره, رازِ, رحم, مخفی, pandari, rss, فوتبال, جیب, ملت, خودنویس, کاریکلماتور, سریال, پياده, روهاي, تاريك, موضوعی, آرشيو, تیر, ۱۴۰۲, ۱۴۰۳, بایگانی, سایر, دید, پیوندها, درباره, صفحه, اصلی, تجربیات, خاموشی, گزینم, نگه, فردا, بمیرم, نشناخته, بشنوم, گويم, دريابم, نگوید, نوشته, معرفی, خواهند, چراغی, دیوار, تکیه, نویسم, بلعد, کمک, بتوانیم, یکدیگر, بهتر, دریابیم, بشناسم, انسانها, وقتي, شنوند, گويند, يابند,


Text of the page (random words):
تاراج نامه درد دلی با سایه ام تاراج نامه درد دلی با سایه ام انسانها وقتي که خود مي شنوند چه مي گويند در مي يابند که چه فکر مي کنند تجربیات زندگی من را وا داشته بود تا خاموشی گزینم و افکارم را برای خود نگه دارم اما می ترسم فردا بمیرم و خودم را نشناخته باشم پس تصمیم گرفتم بنویسم تا بشنوم چه مي گويم و دريابم چه فکر مي کنم حتی اگر کسی نگوید چه می گویم این نوشته ها مرا به سایه ام معرفی خواهند کرد سایه ای که جلو چراغی به دیوار تکیه داده و هر چه می نویسم می بلعد شاید با کمک هم بتوانیم افکار یکدیگر را بهتر دریابیم و من خود را بشناسم فهرست صفحه اصلی ارتباط با به زاد درباره به زاد پیوندها فیلم هایی که باید دید سایر بایگانی من شهریور ۱۴۰۴ مرداد ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۴ خرداد ۱۴۰۳ آبان ۱۴۰۲ اسفند ۱۴۰۱ خرداد ۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ فروردین ۱۴۰۱ اسفند ۱۴۰۰ بهمن ۱۴۰۰ دی ۱۴۰۰ آذر ۱۴۰۰ آبان ۱۴۰۰ شهریور ۱۴۰۰ خرداد ۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ بهمن ۱۳۹۹ آبان ۱۳۹۹ مهر ۱۳۹۹ شهریور ۱۳۹۹ مرداد ۱۳۹۹ خرداد ۱۳۹۹ فروردین ۱۳۹۹ اسفند ۱۳۹۸ بهمن ۱۳۹۸ دی ۱۳۹۸ آذر ۱۳۹۸ مهر ۱۳۹۸ تیر ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ اسفند ۱۳۹۷ بهمن ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۷ مرداد ۱۳۹۷ آرشيو فهرست موضوعی به کجا چنین شتابان پياده روهاي تاريك مطالب دیگران فیلم و سریال کاریکلماتور خودنویس جیب ملت فوتبال rss pandari من از نهایتِ شب حرف می زنم سایه عزیزم می خواهم سکوتِ این روزهایم را در قاب کلمات تزیین کنم و بهت هدیه بدهم شاید این تنها راهِ گریز من از دیوارهایی باشد که در برابر من قد برافراشته اند شاید فقط همین جا با کلمات بتوانم کمی از این بار سنگین را از دوش بردارم حتی اگر تو هم مثل همیشه در کنار من بی صدا و بی پاسخ ایستاده ای و بخشی از وجودم هر روز از رویاها فرار می کند رویاهایی که روزی با رنگ هایی روشن کشیده بودم شان حالا شده اند قاب هایی که غبار گرفته اند خستگی از آرزو شاید از آن جنسِ خستگی هایی ست که نه با خواب برطرف می شود و نه با فراموشی انگار روزها را با دستِ خالی جلو می برم و هر چه جلوتر می روم وسعتِ خواستن کوچک تر می شود یادِ شعری می افتم که می گفت بوریا بهانه ست برای خوابیدنِ تمامِ چشم ها جمله ای که به زورِ شکستنِ سکوت بر زبانم می لغزد و مرا به یاد می آورد که خستگی می تواند لباسِ جذابی به تنِ امید بپوشاند و او را نامرئی کند و خسته ام از آرزوهایی که دیگر هیچ راهی برای تحقق شان پیدا نمی کنم هر روز به دنبال چیزی می دوم که هیچ وقت به دست نمی آید در دلِ شب های تاریک وقتی افکارم از دست می روند و نمی دانم کدامین گناه در من است که هر چه بیشتر می کوشم فاصله ام با خواسته هایم بیشتر می شود تو رفیق همیشگی که حتی در بی رحمیِ این زمانه همراهی می بینی که این تلاشم ها بی ثمر بوده است و در این لحظات یاد خاطراتِ تلخی می افتم که هر بار مثل وزنه ای سنگین به من نزدیک می شوند خاطراتی که گویی هیچ وقت از من جدا نمی شوند و هرچه بیشتر می کوشم از آن ها فرار کنم بیشتر مرا در خود می بلعند خاطرات اما بی وقفه می آیند بعضی خاطرات مثلِ قیرِ سوزان به کفِ ذهن می چسبند نه می توان آن ها را پاک کرد و نه می توان در برابرشان ایستاد هر تصویر هر صدا هر بویی می تواند درِ بسته ای را باز کند که پشتش اتاقِ تاریکی ست اتاقی که پر از حرف های نگفته و اتفاق هایی ست که هنوز تمام نشده اند خاطره دیگر نشانی از گذشته ی ساده نیست تبدیل شده به معشوقِ سمّی که هر بار او را لمس می کنی زردیِ تازه ای روی دل می پاشد و تو که همیشه در کنارم بوده ای می دانی که شمعِ روشنِ زندگی ام سال ها پیش خاموش شده و من به اشتباه همچنان در پی روشن کردنش هستم و سایه جان حالا دیگر نمی دانم در این دنیای بی دوست و بی همدم چه طور باید ادامه دهم هیچ کسی نیست که در آغوشِ یک نگاهِ صادقانه دردهای پنهانِ من را بفهمد در جمع های پر از انسان ها حس می کنم که هیچ کس مرا نمی بیند و تنها چیزی که می بینند لبخند مصنوعی ست که بر صورتِ خسته ام نقش بسته تو ای شریک خاموشِ دردهایم تنها کسی هستی که بدون گفتن کلمه ای درک می کنی که چه ها می گذرد و از آینده می ترسم ترس از چیزی که هنوز نیامده و در دلِ خود هراس های زیادی دارد گاهی حتی فکر می کنم که هیچ گاه نمی توانم از این اضطراب های بی پایان رهایی یابم اما شاید بزرگترین ترس من آن باشد که نتوانم آینده ام را در آغوش بگیرم نه برای خودم بلکه برای کسی که قرار است به دنیا بیاید و آن جمله ی ناگفته که گاه مثل نقبی به عمقِ وجودم فرو می رود گاهی حتی فکر می کنم نمی توانم بچه ام را دوست داشته باشم این جمله نه فریادی از نفرت بلکه فریادی از وحشت است وحشت از آن که عشق آن چیزی که دیگران ساده می پندارندش برای من ممکن است ناپدید بماند این افکار خشن و ترسناک اند چون عشق را زیرِ سؤال می برند چون خودِ پدیده ای که قرار است امید باشد را مشکوک می کنند ممکن است این افکار آمدنی باشند مهمانِ ناخوانده ای که از راهِ نگرانی اضطراب و پیشینه ی تلخ می آیند و در این ترس یک حقیقت تلخ نهفته عشق مانندِ هر چیزِ دیگر گاهی نیاز به زمان و فضا دارد تا رشد کند و زمان چیزی ست که حالا من آن را کم دارم و این فکر ها مثل وزنه ای سنگین بر دوشِ من آویخته اند وزنه ای که حتی هیچ کدام از تلاشم ها نمی توانند آن را از دوش بردارند و سایه پرتلاشم کار هم دیگر برای من هیچ لذتی ندارد ساعت ها و روزها به تکرارِ بی پایان مشغولم و هیچ پیشرفتی احساس نمی کنم تلاش هایم به شکست ختم می شوند اما همیشه آن حسِ عمیقِ ناتوانی باقی می ماند تو سایه ی همیشه حاضر شاهدی بر این روزهای بی سرانجامی هرچه می دوم هرچقدر که به جلو می روم باز هم در جایی که شروع کرده بودم خودم را می بینم شکست هایی که مثل سایه ای سیاه به دنبال من می آیند نمی گذارند آرام بگیرم و این روزها دیگر خوابم نمی آید وقتی به خودم نگاه می کنم می بینم که هر کلمه ای که می گویم خشک و سرد است هیچ چیزی در دلِ من نمی جوشد حتی در دلِ شب های طولانی که انگار دیگر هیچ امیدی به نور ندارم در دلِ این شب ها نه کسی از من می پرسد که چه می گذرد نه کسی متوجه است که در سکوتِ من فریادهای ناتمامِ زیادی خوابیده است و آینده ای که از آن حرف می زنم در حقیقت یک افقِ مبهم است که هر لحظه به من نزدیک تر می شود اما هیچ گاه به دست نمی آید این شبِ بی پایان تنها همراه من است و هر روز این فاصله را بیشتر می کنم اما همزمان از خودم هم دورتر می شوم من در این شب ها سردرگم و گم شده ام نه توان بازگشت به گذشته را دارم نه جرئت روبه رو شدن با آینده را و سایه جان تنها دلخوشی من این است که تو همیشه در کنارم هستی بی آنکه حتی به خودت زحمت بدهی شاهد منی شاید همین حضورِ بی صدا تو باشد که مرا مجبور می کند دوباره بنویسم تو ای رازِ پنهانِ این دنیای بی رحم خودت می دانی که در دلِ این کلمات همه ی رنج هایم مخفی است و تاريخ دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ساعت 10 28 نويسنده به زاد به کجا چنین شتابان بحران میانسالی برخلاف تصویری که اغلب رسانه ها یا فرهنگ عامه از آن ارائه می دهند لزوماً انفجاری ناگهانی از افسردگی یا آشفتگی نیست گاهی آرام و تدریجی می آید در لابه لای روزمرگی ها در دل سکوت شب وقتی همه چیز ظاهراً روبه راه است شغل ثابت خانواده دستاوردهایی که روزگاری رؤیا بودند اما ناگهان چیزی در درون انسان زمزمه می کند همه اش همین بود در این مرحله از زندگی آدمی با نوعی آگاهی تازه روبه رو می شود گذشته دیگر صرفاً خاطره نیست بلکه مجموعه ای از انتخاب هاست و هم زمان فهرستی از مسیرهای نرفته گزینه هایی که دیگر ممکن نیستند این آگاهی به شکل حسرت بروز می کند اگر مسیر دیگری را می رفتم اگر آن تصمیم را طور دیگری می گرفتم این حسرت ها واقعی اند نه نشانه ی بیماری یا ضعف بلکه گواه این واقعیت اند که ما فقط یک بار زندگی می کنیم و این یگانگی درد خودش را دارد در چنین لحظاتی ذهن انسان گرفتار نوعی سردرگمی می شود نه گذشته قابل بازگشت است نه آینده آن قدر انعطاف پذیر که همه ی رویاهای ازدست رفته را احیا کند و حال به نظر پوچ یا کم رنگ می رسد این همان وضعیتی ست که بسیاری آن را بحران میانسالی می نامند اما این بحران می تواند آغازگر تغییری عمیق باشد اگر با آن نه به عنوان یک دشمن بلکه به عنوان یک پیام آور برخورد کنیم می توانیم از دل این تزلزل به پرسشی مهم تر برسیم چگونه باید زندگی کنم وقتی می دانم که همه ی گزینه ها را ندارم در این نقطه تغییر نگرش آغاز می شود بسیاری از ما عادت کرده ایم زندگی را پروژه محور ببینیم یک مسیر پر از اهداف فارغ التحصیلی شغل ازدواج فرزند ارتقاء بازنشستگی اما این نگاه خطی و نتیجه محور اگرچه در ظاهر ما را پیش می برد در درون تهی می کند چرا که با هر رسیدن چیزی هم به پایان می رسد و بعد از پایان آن خلأ آشنا سر برمی آورد شاید راه نجات نه در طراحی پروژه های تازه بلکه در بازگشت به لحظه ی اکنون باشد در یافتن ارزش در فعالیت هایی که پایان ندارند قدم زدن نوشتن گفتگو موسیقی مهربانی چیزهایی که فقط باید انجامشان داد بی آنکه نگران به کجا می رسند باشیم همچنین پذیرفتن محدودیت های زمان به جای انکار آن ها می تواند کلید نوعی آرامش تازه باشد آگاهی از مرگ اگرچه تلخ است اما می تواند ما را به سمت زندگی کردنِ واقعی تر سوق دهد وقتی بدانیم که فرصت ها بی پایان نیستند شاید دیگر امروز را به تأخیر نیندازیم بحران میانسالی اگر به آن گوش بسپاریم ما را به بازنگری و آشتی فرا می خواند آشتی با انتخاب ها با محدودیت ها با خودِ اکنون شاید از دل همین بحران بتوان به جای جنگیدن با گذشته یا دویدن به سوی آینده به درک عمیق تری از بودن رسید و این شاید بزرگ ترین دستاورد زندگی باشد راهنمایی فلسفی برای میانسالی نشر گمان تاريخ پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۴ساعت 11 22 نويسنده به زاد آمدن دلیل می خواهد ماندن بهانه رفتن هیچ کدام بالاخره در زندگی هر آدمی یک نفر پیدا می شود که بی مقدمه آمده مدتی مانده قدمی زده و بعد اما بی هوا غیبش زده و رفته آمدن و ماندن و رفتن آدمها مهم نیست اینکه بعد از روزی روزگاری در جمعی حرفی از تو به میان بیاید آن شخص چگونه توصیفت می کند مهم است اینکه بعد از گذشت چند سال چه ذهنیتی از هم دارید مهم است اینکه آن ذهنیت مثبت است یا منفی اینکه تو را چطور آدمی شناخته مهم است منطقی هستی و می شود روی دوستی ات حساب کرد می گوید دوست خوبی بودی برایش یا مهمترین اشتباه زندگی اش شدی اینکه خاطرات خوبی از تو دارد یا نه برعکس اینکه رویایی شدی برای زندگی اش یا نه درسی شدی برای زندگی به گمانم ذهنیتی که آدم ها از خود برای هم به یادگار می گذارند از همه چیز بیشتر اهمیت دارد وگرنه همه آمده اند که یک روز بروند تاريخ سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۴ساعت 7 44 نويسنده به زاد عادت آینه این است که با شکستن تکثیر می شود عادت ناجوان مردانه ترین بیماریست زیرا هر بد اقبالی را به ما می قبولاند هر دردی را و هر مرگی را در اثر عادت در کنار افراد نفرت انگیز زندگی می کنیم به تحمل زنجیرها رضا می دهیم بی عدالتی ها و رنج ها را تحمل می کنیم به درد به تنهایی و به همه چیز تسلیم می شویم عادت بی رحمترین زهر زندگیست زیرا آهسته وارد می شود در سکوت کم کم رشد می کند و وقتی کشف می کنیم که چطور مسموم آن شده ایم می بینیم که هر ذره بدن مان با آن عجین شده است می بینیم که هر حرکت ما تابع شرایط اوست و هیچ دارویی هم درمانش نمی کند اوریانا_فالاچی تاريخ سه شنبه ۱ خرداد ۱۴۰۳ساعت 11 31 نويسنده به زاد دل پر از شوق رهایی سـت ولی ممکن نیست گاهی ارتباط برقرار نکردن نزدیک نشدن و گرم نگرفتنِ آدم ها از غرورشان نیست فاصله گیرنده ها و دیر اعتمادکننده ها عموما آدم های شکننده و ظریفی اند که به تجربه دریافته اند طاقتِ در نهایتِ صمیمیت رها شدن چوب اعتماد را خوردن و رنج کشیدن را ندارند گاهی صمیمی نشدن ها و اجتناب کردن ها بیش از آنکه انتخاب باشد مکانیسم دفاعیِ آدم ها در برابر ضربه ها و شکست هایی ست که در پسِ هر سلام و هر صمیمیت و هر لبخند نهفته نرگس_صرافیان_طوفان تاريخ سه شنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۲ساعت 16 18 نويسنده به زاد هنوز جایِ اعتمادم درد می کند تجربه ی عشق هیچ گاه اشتباه نیست و هر آدمی که شما با او عشق را تجربه کردید یکی از مهم ترین باارزش ترین و دوست داشتنی ترین انسان هایی ست که وارد زندگی تان شده است حتی اگر نتیجه ی عشق آن چیزی نیست که می خواستید فقط بدانید شما عشق را با آن فرد تجربه کردید پس شما با قلب و تمام ناهشیارتان و تمام وجود درونی تان دوستش دارید حتی اگر از دستش داده باشید عشق باارزش ترین و دردناک ترین اتفاقی ست که یک انسان می تواند با تمام وجودش تجربه کند پونه_مقیمی تاريخ شنبه ۶ اسفند ۱۴۰۱ساعت 20 38 نويسنده به زاد مطالب قدیمی تر
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.YELLOW status (not for everyone)website (probably) only for adults

Verified site has: 55 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

1-5 6-10 11-15 16-20 21-25 26-30 31-35 36-40 41-45 46-50
51-55


The site also has references to the 1 subdomain(s)

  pandari.blogfa.com  Verify


The site also has 1 references to other resources (not html/xhtml )

 pandari.blogfa.com/rss  Verify


Top 50 hastags from of all verified websites.

Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

Header

HTTP/1.1 301 Moved Permanently
Date Thu, 18 Jun 2026 12:24:39 GMT
Content-Type text/html; charset=utf-8
Transfer-Encoding chunked
Connection close
Location htt????/pandari.blogfa.com/
Server cloudflare
Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=rJelpuWb3qSpIKnXJlgJ0KuCnf%2Bg9ZTjD4af9U5uAawJbQuAtLVeYq6P0Bpx%2BoIC%2Fug8R1VhVmaU%2FlPzRYR7B1DEA4PfDeaEeYUKqoAdIhhY5ppcahwJNv7ja9bleLgYPS4jznY%3D ]
cf-cache-status DYNAMIC
CF-RAY a0da45ac6ccdd0bb-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400
HTTP/2 200
date Thu, 18 Jun 2026 12:24:39 GMT
content-type text/html; charset=utf-8
cache-control private
report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=oN70%2FNDclSpGKJtoxKc8mmxo2nPQ9tOSY6vRMHEb2epxyyNMefNJzgteghCTesvbeso732FbApvLQzayWv1qatpZfXp0nYvISXNOvLNDWD2RU5g%2B2zfJLS%2BdOu%2B292T7Tb5I%2Fbk%3D ]
vary Accept-Encoding
server cloudflare
cf-cache-status DYNAMIC
nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
content-encoding gzip
cf-ray a0da45ad3f2c9d54-CDG
alt-svc h3= :443 ; ma=86400

Meta Tags

title=":"
http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
name="description" content="تاراج نامه: درد دلی با سایه ام - انسانها وقتي که خود مي شنوند چه مي گويند در مي يابند که چه فکر مي کنند."
name="keywords" content="تاراج نامه: درد دلی با سایه ام,pandari, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs"
name="GENERATOR" content="BlogFa.com"

Load Info

page size9815
load time (s)0.458454
redirect count1
speed download21430
server IP 188.114.97.0
* all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"