Meta tags:
description= شادیانه دست نوشته های یک دبیر;
Headings (most frequently used words):
نوشته, های, شادیانه, دست, یک, دبیر, زندگی, ما, خلیج, تا, ابد, فارس, داستان, رابی, چیزهایی, که, با, زلزله, نمی, لرزند, از, چاپلین, می, آموزیم, كمي, بيشتر, فكر, كن, شايد, خيلي, هم, بي, ربط, نباشد, پیام, نوروز, ساحل, صدف, کرم, بچه, قورباغه, خود, آزمون, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
است (40), بود (28), گفت (25), این (22), #قورباغه (20), کرد (20), آموخته (20), موش (19), رابی (18), شده (17), بچه (17), ولي (14), نمی (14), تله (14), های (13), ۱۳۸۹ (13), نوشته (13), کرم (13), کند (12), اين (12), ساعت (11), براي (11), مزرعه (11), پیانو (11), توسط (10), پرستو (10), اختری (10), بعد (10), سال (10), همه (10), ۱۳۹۰ (9), خانه (9), خود (9), تغيير (9), امّا (9), حال (8), خودم (8), دست (8), نمي (7), ساحل (7), برای (7), زندگی (7), خريد (7), دانش (6), تیر (6), شود (6), حالا (6), داد (6), خواهم (6), کرده (6), آنها (6), مرد (6), هستند (6), زندگي (6), مردم (6), دار (6), کنم (6), هرگز (6), دیگر (6), شاگردان (6), آموزان (5), چهارشنبه (5), بوده (5), الف (5), چند (5), رنگين (5), کمان (5), سياه (5), رفت (5), چيز (5), بودند (5), دفعه (5), درست (5), فقط (5), دارد (5), نیست (5), ربطي (5), زلزله (5), بودم (5), کردم (5), نوازی (5), ۱۳۸۸ (4), ۱۳۹۱ (4), جرج (4), طول (4), اقیانوس (4), دهم (4), همديگر (4), شما (4), اما (4), عوض (4), خواب (4), خودش (4), مرواريد (4), زيباي (4), نداشت (4), مثل (4), نبود (4), قول (4), عاشق (4), هيچ (4), چشم (4), دور (4), روی (4), خیلی (4), خواهد (4), پیام (4), ندارد (4), فكر (4), بسته (4), روز (4), خبر (4), چون (4), باشد (4), تمام (4), مادرم (4), کسي (4), بودن (4), آنور (4), داشت (4), توانست (4), برنامه (4), پیش (4), بسیار (4), مادرش (4), دادم (4), شرکت (4), کلاس (3), خانم (3), آذر (3), اسفند (3), فروردین (3), اردیبهشت (3), مرداد (3), شهریور (3), توله (3), اسم (3), نام (3), اکتبر (3), گرفته (3), پاناما (3), کشید (3), جواب (3), آنجا (3), درخت (3), بيد (3), قبل (3), بال (3), نکرده (3), قولش (3), برد (3), زير (3), قولت (3), زدي (3), ديدند (3), درخشان (3), پاي (3), شدند (3), توي (3), هاي (3), کردند (3), مردی (3), صبح (3), داخل (3), صدف (3), آورده (3), اگر (3), هیچ (3), نوروز (3), زمان (3), همیشه (3), شاد (3), باید (3), کردن (3), آمد (3), بيشتر (3), خيلي (3), نباشد (3), برگشت (3), مرغ (3), نيست (3), صداي (3), صاحب (3), افتاده (3), توانم (3), باز (3), شهر (3), مشغول (3), شنبه (3), سخت (3), جدي (3), عشق (3), دهد (3), مرا (3), کنند (3), غارت (3), چرا (3), ژاپن (3), تدریس (3), شاید (3), دیدم (3), آید (3), گفتم (3), تشویق (3), نهایی (3), موتزارت (3), شروع (3), لازم (3), توانایی (3), درس (3), موسیقی (3), داستان (3), نیمکت (2), 3فرزانگان (2), فرزانگان (2), آبان (2), قدیمی (2), یعنی (2), جزایر (2), شاه (2), آلبرت (2), مقام (2), تغییر (2), داده (2), انقلاب (2), نوامبر (2), جشن (2), کلاه (2), اکوادور (2), تولید (2), جنگ (2), ساله (2), 116 (2), خوشحال (2), قناری (2), آرام (2), ماهی (2), رسد (2), دیدند (2), بالا (2), بتواند (2), آنقدر (2), گريه (2), ديگر (2), بار (2), دنيا (2), نتوانست (2), بماند (2), آخر (2), التماس (2), ببخش (2), درآورده (2), بده (2), سرتا (2), هستم (2), کنی (2), نگاه (2), کنار (2), بیند (2), زمین (2), توی (2), بومی (2), موقع (2), دریا (2), دوست (2), وجود (2), زیاد (2), تازه (2), همین (2), کار (2), اوضاع (2), لبخندی (2), یکی (2), دارم (2), داشته (2), شايد (2), ربط (2), حيوانات (2), كردند (2), هفته (2), روزي (2), مراسم (2), تهيه (2), گاو (2), گذشت (2), آمدند (2), گوسفند (2), هنوز (2), خوردن (2), سوپ (2), پريد (2), رساند (2), شنيدن (2), كشيد (2), وقتي (2), بلند (2), آقا (2), موشه (2), خودت (2), ندارم (2), سرعت (2), خريده (2), چهاردهم (2), چاپلین (2), بلکه (2), فرصت (2), شويم (2), انتظار (2), باعث (2), تنها (2), پول (2), حرکت (2), کودکي (2), گرفتن (2), مهم (2), کمک (2), لرزند (2), چیزهایی (2), نشان (2), خوب (2), دارند (2), آرامش (2), میان (2), برود (2), کشف (2), آمریکا (2), بگیرد (2), زدن (2), رسید (2), وقتی (2), یاد (2), پشتکار (2), داشتن (2), نابغه (2), شدم (2), معلّم (2), شاگرد (2), شاگردی (2), کودکان (2), پرده (2), چشمی (2), خواستم (2), بشنود (2), اوّلین (2), البتّه (2), اصلاً (2), مریض (2), نشنیده (2), زیبایی (2), کردی (2), صحنه (2), بنوازد (2), اجرا (2), موهایش (2), مشکلی (2), نیامد (2), تمرین (2), نخواهد (2), برنامهء (2), درون (2), اجازه (2), اصرار (2), تعلیم (2), توضیح (2), پذیرفتم (2), سعی (2), تلاش (2), ابتدایی (2), شاگردانم (2), میلدرد (2), خلیج (2), فارس (2), شادیانه (2), blogfa, com, مکمل, ریاضی, حسین, بیگی, باکس, معلمان, کشور, جذابیت, فیزیک, ارتباط, پیوندها, بهمن, خرداد, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, وبلاگ, پست, الکترونیک, مطالب, دوازدهم, canaria, insularia, لاتین, رسیدن, پادشاهی, ماه, واقع, 1337, 1453, نگاهي, بيندازيد, هستيد, کانگرو, کدام, حیوان, چالرز, مانوئل, ششم, ژانویه, سپتامبر, روس, گیرند, برزیل, شیلی, کشوری, شوند, 100, 150, آزمون, آنه, ويليس, داند, کجا, رفته, شيفتگي, زيبايش, فکر, منتظر, درسته, قورتش, جهيد, بلعيد, ازينکه, بگويد, درخشانم, نديديد, پروانه, بخشيد, مرواريدٍ, روي, برگ, سوسن, نشسته, پايين, پيدا, هايش, خشک, علاقه, زیر, زده, تصميم, گرفت, ببخشدش, آسمان, بيدار, گرم, مهتابي, شاخه, خوابش, آره, ودرخشان, نيستي, خداحافظ, هستي, شکستي, بخشمت, دوم, شدن, فصل, نميکني, هوا, وقت, ريز, یازدهم, دورافتاده, قدم, فاصله, مدام, چیزی, پرت, نزدیک, صدفهایی, افتد, اندازد, بخیر, رفیق, دلم, بدانم, صدفها, اندازم, الآن, دریاست, نیندازم, کمبود, اکسیژن, خواهند, حرف, فهمم, ولی, هزاران, شکلی, توانی, برگردانی, بینی, فرقی, ایجاد, دوباره, صدفی, برداشت, انداخت, فرق, دوشنبه, یکم, هنر, بافتن, پارچه, زیباییست, تشکر, عزیزان, تبریک, گذاشته, بودین, براتون, آرزوی, سالی, سعادت, تندرستی, باشید, کنید, روح, سرسبزی, خویش, دمید, برون, آمدن, کوچه, بست, زمستانی, بهار, پیراهن, گلدار, امید, دوختن, شادیهاست, هفتم, نتيجه, اخلاقي, شنيدي, مشكلي, كسي, پيش, تنهايي, ميكند, زبان, كاري, كار, ندارند, ميانديشد, ميان, اندوه, خانواده, روستا, خاكسپاري, جمع, انجام, خوراك, عزا, قرباني, كرد, بستگان, عيادت, ناچار, غذا, ببرد, خوشي, همسايه, بيمار, چيزي, بهتر, استراحت, ساعتي, بوي, فضاي, پيچيد, فرياد, درد, ميپيچيد, بيمارستان, نيمه, دندانه, اينكه, موذي, آستانه, تاريكي, نديد, ماري, ماز, نيش, نااميد, لانه, فكري, دلواپسي, كند, خميازه, شنيده, ايد, گاوي, بيفتد, خنده, كنان, چريد, شنيد, دعايت, كنم, نيفتي, داني, بالهايش, تكان, برايت, متاسفم, بايد, مواظب, باشي, جديد, بدهد, رسيد, اند, لبهايش, ليسيد, كاش, غذاي, حسابي, همين, ترس, بدنش, لرزه, افتاد, رسيده, زنش, خوشحالي, كردن, شكاف, ديوار, سرك, ببيند, سروصدا, چيست, كمي, چارلی, لبخند, ارزانترين, راهي, وسعت, آرزويم, مرگ, يکبار, بگويم, دوستش, فرصتها, گاه, بين, روند, شخص, ديگري, تصاحب, دشوار, ترم, نظر, کامل, زماني, بشويم, روبرو, لبخندي, سوي, زخمها, شفا, پوشي, حقايق, بياورم, خداوند, نيافريد, بينديشم, اتفاقات, کوچک, روزانه, تماشايي, شخصيت, خرد, دستمال, لوله, انتهايش, نزديکتر, سريعتر, راه, رفتن, پدرم, تابستاني, شگفت, انگيزترين, بزرگسالي, گاهي, چيزهايي, نفر, دستي, قلبي, فهميدن, باشيم, احتياج, دوستي, داريم, لحظه, هميشه, عنوان, قادر, کردنش, نيستم, دعا, نبايد, هديه, طرف, مهربان, بسيار, گويد, کردي, قلب, توان, بالاخره, دارو, سلامتي, کتاب, احترام, رختخواب, آشيانه, آموزیم, ریشتر, حتی, جهان, ملتی, فردی, شرافت, ملی, غرور, پنسلوانیا, بیز, نیوجرسی, ونکوور, ناتاشا, آرکانزاس, کرگ, جالب, جوابها, پرسیده, سوال, وبلاگش, کافتری, مغازه, ژاپنی, پرسند, متانت, تحسین, دنیا, گمشدگان, هست, سابقش, نگران, عمری, خبرنگار, معلمی, بفرستند, بازیافت, پناهگاهش, زباله, پلاستیک, کاغذ, جدا, صحبت, میانسالی, رادیوی, گزارشگر, خلق, دیگری, هیروشیمای, چرنوبیل, توانند, فوکوشیما, اتمی, راکتورهای, کالیفرنیا, سونامی, گردش, قدرت, شدت, لرزانده, ریشتری, جالبی, look, like, developing, world, گیر, هایشان, سقف, مردمی, دیدن, تگزاسیم, همکار, یادم, تصویری, ربطی, واقعیت, پلیسی, ماموران, نبودند, جلوی, پلیس, فروشگاهها, اجناس, خودشان, قانون, نظم, حفظ, مامور, آدمهایی, هیلز, بورلی, تمییزی, سازد, فیلمی, درباره, هالیوود, آمریکایی, آمریکای, شکست, سدها, نیواورلئان, کاترینا, توفان, نوزدهم, قتل, رحمانهء, ساختمان, فدرال, آلفرد, مورای, اوکلاهما, گذاری, آوریل, 1995, بمب, دادن, علّتش, ندانستن, معنای, استقامت, باور, خویشتن, حتّی, کسی, نبوده, زیرا, خیر, پربارتر, نیز, سرخ, باد, اندیشیدم, پذیرفتن, چقدر, اجتماعی, مرکز, مراقبت, ببرند, اشکش, روان, دیده, نپوشانده, مسئولین, خدمات, نوازم, استثنایی, امشب, باری, سرطان, امروز, مادرزاد, میکروفون, پخش, دانید, یادتان, بنوازی, چطور, صدایش, اشک, ریزان, رفتم, کمال, مسرّت, آغوش, گرفتم, متأثّر, شدّت, ممتدّ, نیم, دقیقه, اوج, گیری, انتهی, حاضرین, آهنگ, کودکی, سبک, استادانه, آکوردهای, تعلیقی, آنچنان, طلبد, نهایت, شکوه, رقصید, ملایم, سوی, رسا, قوی, آلگرو, انگشتان, آرامی, کلیدهای, نواخت, بشنوم, انگشتانش, چابکی, ماژور, انتخاب, حیرت, ابداً, آمادگی, نداشتم, آنچه, عقب, نشست, نواختن, اعلام, کنسرتوی, مخصوص, لباس, حسابی, تنش, لااقل, شانه, نزده, ژولیده, گویی, عمد, ریخته, نتیجهء, کارشان, گویای, تلاششان, امد, لباسهایش, چروک, تکنوازی, خوبی, خراب, اجرای, جبران, بنوازم, اندیشه, خرابکاری, بکنم, آخرین, کلّ, برخیزم, تشکّر, قطعهء, دبیرستان, والدین, دوستان, منسوبین, قرار, ندایی, اشکالی, تالار, دانم, بیاورد, لطفاً, بدین, شرایط, نیستی, فعلی, ترک, کلاسها, نکردی, عملاً, واجد, مربوط, تعجّب, اعلان, دریافت, زنگ, پرسید, آگهی, اعلانی, دربارهء, آینده, منزل, همهء, فرستادم, تبلیغی, منفی, ادامه, ندهد, کاری, فرض, علّت, نداشتن, تصمیم, ندیدم, بیاید, زنگی, بزنم, دستی, تکان, اتومبیل, خانهء, پیاده, سپس, فطری, حدّ, شناختم, روزی, شنید, زنم, امیدی, ذاتی, انتهای, هفتگی, همواره, ماهها, نمود, گوش, قوز, کشیدم, بگیرند, دوره, مرور, بعضی, قطعات, آهنگی, پیشرفت, کمتر, گام, متوجّه, تلاشی, بیهوده, قدر, بیشتر, شناخت, لحن, همان, ابتدا, رؤیای, برایش, ترجیح, بخصوص, پسرها, سنین, پایین, تری, آموزش, نزد, آورد, یازده, احساس, متفاوت, بااستعدادی, لذّت, سالها, دریافته, سطح, مدّت, خصوصی, افزایش, درآمدم, ایالت, آیوا, مدرسهء, des, moines, قبلاً, موآن, mildred, honor, خواست, ترغیب, دوستانم, نویسم, واقعی, سیزدهم, آنکه, دوخته, محمدرضا, عالی, پابرهنه, عرب, سوسمار, چونکه, زلالش, بدون, لقمه, شکمبه, سازگار, ابد, پنجشنبه, بیست, سوم, بگذار, مستقیــــــــــم, سمت, جدایی, اینبار, پیچیم, شهریار, بهروز, دبیر,
Text of the page (random words):
در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 2 36 توسط پرستو اختری خلیج تا ابد فارس ای آنکه چشم دوخته ای بر خلیج فارس این لقمه با شکمبه ی تو سازگار نیست چونکه درون آب زلالش بدون شک ماهی ست پابرهنه عرب سوسمار نیست محمدرضا عالی پیام نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 18 10 توسط پرستو اختری داستان رابی این داستان واقعی است این داستان را نه به خواست خود بلکه به تشویق و ترغیب دوستانم می نویسم نام من میلدرد است میلدرد آنور mildred honor قبلاً در دی موآن des moines در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است در طول سالها دریافته ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته ام امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده ام یکی از شاگردان رابی بود رابی یازده سال داشت که مادرش او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد برای رابی توضیح دادم که ترجیح می دهم شاگردانم بخصوص پسرها از سنین پایین تری آموزش را شروع کنند امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد پس او را به شاگردی پذیرفتم رابی درس های پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است رابی هر قدر بیشتر تلاش می کرد حس ّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان می داد امّا او با پشتکار گام های موسیقی را مرور می کرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره می کرد در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم در انتهای هر درس هفتگی او همواره می گفت مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو می زنم امّا امیدی نمی رفت او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت مادرش را از دور می دیدم و در همین حدّ می شناختم می دیدم که با اتومبیل قدیمی اش او را دم خانهء من پیاده می کند و سپس می آید و او را می برد همیشه دستی تکان می داد و لبخندی می زد امّا هرگز داخل نمی آمد یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی لازم بوده که تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمی آید وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود چند هفته گذشت آگهی و اعلانی دربارهء تک نوازی آینده به منزل همهء شاگردان فرستادم بسیار تعجّب کردم که رابی که اعلان را دریافت کرده بود به من زنگ زد و پرسید من هم می توانم در این تک نوازی شرکت کنم توضیح دادم که تک نوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی او گفت مادرم مریض بود و نمی توانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین می کنم خانم آنور لطفاً اجازه بدین من باید در این تک نوازی شرکت کنم او خیلی اصرار داشت نمی دانم چرا به او اجازه دادم در این تک نوازی شرکت کند شاید اصرار او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که می گفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد تالار دبیرستان پر از والدین دوستان و منسوبین بود برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد برنامه های تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود رابی به صحنه امد لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند با خود گفتم چرا مادرش برای این شب مخصوص لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است رابی نیمکت پیانو را عقب کشید نشست و شروع به نواختن کرد وقتی اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده سخت حیرت کردم ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو می نواخت بشنوم انگشتانش به چابکی روی پرده های پیانو می رقصید از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت می طلبد در نهایت شکوه اجرا می شد هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد بعد از شش و نیم دقیقه او اوج گیری نهایی را به انتهی رساند تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کف زدن های ممتدّ خود او را تشویق کردند سخت متأثّر و با چشمی اشک ریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم گفتم هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی رابی چطور این کار را کردی صدایش از میکروفون پخش شد که می گفت می دانید خانم آنور یادتان می آید که گفتم مادرم مریض است خوب البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد او کر مادرزاد بود و اصلاً نمی توانست بشنود امشب اوّلین باری است که او می توانست بشنود که من پیانو می نوازم می خواستم برنامه ای استثنایی باشد چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیده ای نبود که پرده ای آن را نپوشانده باشد مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبت های کودکان ببرند دیدم که چشم های آنها نیز سرخ شده و باد کرده است با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگی ام پربارتر شده است خیر هرگز نابغه نبوده ام امّا آن شب شدم و امّا رابی او معلّم بود و من شاگرد زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد رابی در آوریل 1995 در بمب گذاری بی رحمانهء ساختمان فدرال آلفرد مورای در شهر اوکلاهما به قتل رسید نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت 1 2 توسط پرستو اختری چیزهایی که با زلزله نمی لرزند وقتی توفان کاترینا به نیواورلئان رسید و سدها شکست مردم آمریکا آن آمریکای دیگر را کشف کردند آمریکایی که هالیوود درباره اش فیلمی نمی سازد و به تمییزی بورلی هیلز نیست مردم دیدند که آدمهایی که مامور حفظ نظم و قانون هستند خودشان در حال بار زدن اجناس فروشگاهها هستند پلیس نمی توانست جلوی غارت را بگیرد چون کم نبودند ماموران پلیسی که به غارت مشغول بودند واقعیت آمریکا ربطی به تصویری که از خودش داشت نداشت یادم است همکار تگزاسیم بعد از دیدن مردمی که روی سقف خانه هایشان گیر افتاده بودند گفت we look like developing world کشف جالبی بود حالا یک زلزله نه ریشتری ژاپن را لرزانده است شدت و قدرت زلزله آنقدر زیاد بوده که باعث شده است سرعت گردش زمین به دور خودش تغییر کند و سونامی آن تا آنور اقیانوس آرام و ساحل کالیفرنیا برود راکتورهای اتمی فوکوشیما می توانند چرنوبیل و هیروشیمای دیگری خلق کنند و مردم ژاپن در حال در حال زندگی کردن هستند گزارشگر رادیوی ان پی آر با زن میانسالی صحبت کرد که با آرامش در حال جدا کردن کاغذ و پلاستیک در میان زباله های پناهگاهش بود تا برای بازیافت بفرستند معلمی به خبرنگار گفت که عمری به تدریس در شهر مشغول بوده است و حالا نگران دانش آموزان سابقش هست که در میان گمشدگان هستند دنیا در حال تحسین آرامش و متانت مردم ژاپن است و همه دارند می پرسند چرا ژاپنی ها مغازه ها را غارت نمی کنند جک کافتری در وبلاگش این سوال را پرسیده است و جوابها جالب هستند کرگ از آرکانزاس ناتاشا از ونکوور کن از نیوجرسی و بیز از پنسلوانیا و خیلی های دیگر فقط یک جواب دارند حس غرور ملی و شرافت فردی خوب است ملتی بتواند به مردم جهان نشان دهد که چیزهایی دارد که در هیچ زلزله ای نمی لرزند حتی اگر زلزله نه ریشتر باشد نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 14 28 توسط پرستو اختری از چاپلین می آموزیم آموخته ام که با پول مي شود خانه خريد ولي آشيانه نه رختخواب خريد ولي خواب نه ساعت خريد ولي زمان نه مقام خريد ولي احترام نه کتاب خريد ولي دانش نه دارو خريد ولي سلامتي نه و بالاخره مي توان قلب خريد ولي عشق را نه آموخته ام که تنها کسي که مرا در زندگي شاد مي کند کسي است که به من مي گويد تو مرا شاد کردي آموخته ام که مهربان بودن بسيار مهم تر از درست بودن است آموخته ام که هرگز نبايد به هديه اي از طرف کودکي نه گفت آموخته ام که هميشه براي کسي که به هيچ عنوان قادر به کمک کردنش نيستم دعا کنم آموخته ام که مهم نيست که زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد همه ما احتياج به دوستي داريم که لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم آموخته ام که گاهي تمام چيزهايي که يک نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او و قلبي است براي فهميدن وي آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در يک شب تابستاني در کودکي شگفت انگيزترين چيز در بزرگسالي است آموخته ام که زندگي مثل يک دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديکتر مي شويم سريعتر حرکت مي کند آموخته ام که پول شخصيت نمي خرد آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد پس چه چيز باعث شد که من بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم آموخته ام که چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد آموخته ام که اين عشق است که زخمها را شفا مي دهد نه زمان آموخته ام که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم آموخته ام که زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم آموخته ام که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند بلکه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد آموخته ام که آرزويم اين است که قبل از مرگ مادرم يکبار به او بيشتر بگويم دوستش دارم آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن نگاه را وسعت داد چارلی چاپلین نوشته شده در سه شنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 14 24 توسط پرستو اختری كمي بيشتر فكر كن شايد خيلي هم بي ربط نباشد موش از شكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سروصدا براي چيست مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بسته اي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود موش لبهايش را ليسيد و با خود گفت كاش يك غذاي حسابي باشد اما همين كه بسته را باز كردند از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه ي حيوانات بدهد او به هر كس كه مي رسيد مي گفت توي مزرعه يك تله موش آورده اند صاحب مزرعه تله موش خريده است مرغ با شنيدن اين خبر بالهايش را تكان داد و گفت آقا موشه برايت متاسفم از اين به بعد بايد خيلي مواظب خودت باشي به هر حال من كه ربطي به تله موش ندارم و تله موش هم ربطي به من ندارد گوسفند وقتي خبر تله موش را شنيد با صداي بلند گفت آقا موشه من فقط مي توانم دعايت كنم كه توي تله موش نيفتي چون خودت مي داني كه من ربطي به تله موش ندارم و تله موش هم ربطي به من ندارد گاو هم با شنيدن اين خبر خميازه اي كشيد و گفت تا حالا شنيده ايد گاوي در تله موش بيفتد و خنده كنان چريد موش نااميد از همه جا به لانه اش برگشت تا فكري براي دلواپسي خود كند نيمه هاي شب زن صاحب خانه با صداي بر هم خوردن دندانه هاي تله موش از خواب پريد و با فكر اينكه موش موذي در تله افتاده خودش را به آستانه ي در رساند ولي در تاريكي نديد كه ماري در تله افتاده است و ماز پاي زن را نيش زد مرد مزرعه دار با صداي فرياد زن از خواب پريد و زن را مه از درد به خود ميپيچيد به بيمارستان برد بعد از چند روز زن كه هنوز حال خوشي نداشت به خانه برگشت زن همسايه به مزرعه دار گفت كه براي بيمار چيزي بهتر از استراحت و خوردن سوپ مرغ نيست و ساعتي بعد بوي سوپ مرغ در فضاي خانه پيچيد چند روزي گذشت بستگان مزرعه دار براي عيادت زن به خانه ي آنها آمدند و مرد ناچار شد براي تهيه غذا گوسفند را سر ببرد بعد از چند هفته روزي در ميان اندوه خانواده زن از دنيا رفت مردم روستا براي مراسم خاكسپاري در خانه ي مزرعه دار جمع شدند و پس از انجام مراسم براي تهيه ي خوراك عزا مزرعه دار گاو را قرباني كرد حالا موش به تنهايي در مزرعه زندگي ميكند و به حيوانات زبان بسته اي كه فكر مي كردند كاري به كار تله موش ندارند ميانديشد نتيجه اخلاقي اگر شنيدي مشكلي براي كسي پيش آمد و ربطي به تو ندارد بيشتر فكر كن شايد خيلي هم بي ربط نباشد نوشته شده در چهارشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 10 26 توسط پرستو اختری پیام نوروز زندگی هنر بافتن پارچه ی زیباییست زندگی دوختن شادیهاست و به تن کردن پیراهن گلدار امید و برون آمدن از خانه ی آن کوچه ی بن بست زمستانی در صبح بهار روح سرسبزی را باید در خویش دمید پیام نوروز این است دوست داشته باشید و شاد زندگی کنید زمان همیشه از آن شما نیست با تشکر از همه ی شما عزیزان که پیام تبریک نوروز گذاشته بودین براتون آرزوی سالی پر از سعادت و تندرستی دارم نوشته شده در دوشنبه یکم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 1 2 توسط پرستو اختری ساحل و صدف مردی در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می زد مردی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می شود و چیزی را از روی زمین بر می دارد و توی اقیانوس پرت می کند نزدیک تر می شود می بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می اندازد صبح بخیر رفیق خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد دوست من حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد تو که نمی توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت برای این یکی اوضاع فرق کرد نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 12 6 توسط پرستو اختری کرم و بچه قورباغه آنجا که درخت بيد به آب مي رسد يک بچه قورباغه و يک کرم همديگر را دیدند آن ها توي چشم هاي ريز هم نگاه کردند و عاشق هم شدند کرم رنگين کمان زيباي بچه قورباغه شد و بچه قورباغه مرواريد سياه و درخشان کرم بچه قورباغه گفت من عاشق سرتا پاي تو هستم کرم گفت من هم عاشق سرتا پاي تو هستم قول بده که هيچ وقت تغيير نمي کنی بچه قورباغه گفت قول مي دهم ولي بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند او تغيير کرد درست مثل هوا که تغيير مي کند دفعه ي بعد که آنها همديگر را ديدند بچه قورباغه دو تا پا درآورده بود کرم گفت تو زير قولت زدي بچه قورباغه التماس کرد من را ببخش دست خودم نبود من اين پا ها را نمي خواهم من فقط رنگين کمان زيباي خودم را مي خواهم کرم گفت من هم مرواريد سياه و درخشان خودم را مي خواهم قول بده که ديگر تغيير نميکني بچه قورباغه گفت قول مي دهم ولي مثل عوض شدن فصل ها دفعه ي بعد که آن ها همديگر را ديدند بچه قورباغه هم تغيير کرده بود دو تا دست درآورده بود کرم گريه کرد اين دفعه ي دوم است که زير قولت زدي بچه قورباغه التماس کرد من را ببخش دست خودم نبود من اين دست ها را نمي خواهم من فقط رنگين کمان زيباي خودم را مي خواهم کرم گفت و من هم مرواريد سياه و درخشان خودم را اين دفعه ي آخر است که مي بخشمت ولي بچه قورباغه نتوانست سر قولش بماند او تغيير کرد درست مثل دنيا که تغيير مي کند دفعه ي بعد که آن ها همديگر را ديدند او دم نداشت کرم گفت تو سه بار زير قولت زدي و حالا هم دل من را شکستي بچه قورباغه گفت ولي تو رنگين کمان زيباي من هستي کرم جواب دا آره ولي تو ديگر مرواريد سياه ودرخشان من نيستي خداحافظ کرم از شاخه ي بيد بالا رفت و آنقدر به حال خودش گريه کرد تا خوابش برد يک شب گرم و مهتابي کرم از خواب بيدار شد آسمان عوض شده بود درخت ها عوض شده بودند همه چيز عوض شده بود اما علاقه ي او به بچه قورباغه تغيير نکرده بود با اين که بچه قورباغه زیر قولش زده بود اما او تصميم گرفت ببخشدش بال هايش را خشک کرد بال بال زد و پايين رفت تا بچه قورباغه را پيدا کند آنجا که درخت بيد به آب مي رسد يک قورباغه روي يک برگ گل سوسن نشسته بود پروانه گفت بخشيد شما مرواريدٍ ولي قبل ازينکه بتواند بگويد سياه و درخشانم را نديديد قورباغه جهيد بالا و او را بلعيد و درسته قورتش داد و حالا قورباغه آنجا منتظر است با شيفتگي به رنگين کمان زيبايش فکر مي کند نمي داند که کجا رفته جي آنه ويليس نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۸۹ ساعت 2 5 توسط پرستو اختری خود آزمون 1 جنگ صد ساله چند سال طول کشید الف 116 سال ب 99 سال ج 100 سال د 150 سال 2 کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شوند الف برزیل ب شیلی ج پاناما د اکوادور 3 روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند الف ژانویه ب سپتامبر ج اکتبر د نوامبر 4 اسم شاه جرج ششم چه بود الف چالرز ب جرج ج آلبرت د مانوئل 5 نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است الف قناری ب کانگرو ج توله سگ د موش خوشحال هستيد به جواب ها نگاهي بيندازيد 1 جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید از سال 1337 تا سال 1453 2 کلاه پاناما در اکوادور تولید می شود 3 انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود 4 اسم شاه جرج آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پادشاهی به جرج تغییر نام داده است 5 اسم لاتین توله سگ insularia canaria است که یعنی جزایر توله سگ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 18 8 توسط پرستو اختری مطالب قدیمی تر خانه پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین شهریور ۱۳۹۱ تیر ۱۳۹۱ مرداد ۱۳۹۰ تیر ۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ فروردین ۱۳۹۰ اسفند ۱۳۸۹ آذر ۱۳۸۹ آبان ۱۳۸۹ مهر ۱۳۸۹ شهریور ۱۳۸۹ مرداد ۱۳۸۹ تیر ۱۳۸۹ خرداد ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ فروردین ۱۳۸۹ اسفند ۱۳۸۸ بهمن ۱۳۸۸ دی ۱۳۸۸ آذر ۱۳۸۸ پیوندها ارتباط جذابیت های فیزیک باکس مع...
|