Meta tags:
description= لحظه های کش دار - ;
keywords= لحظه های کش دار,ramunaa, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs;
Headings (most frequently used words):
-
Text of the page (most frequently used words):
های (17), این (14), رامونا (13), است (10), نویسنده (10), تاریخ (10), ساعت (10), هیچ (9), اردیبهشت (8), ۱۳۹۸ (8), زندگی (7), برعکس (7), ۱۳۹۴ (7), برای (7), اون (7), نمی (7), اسفند (6), خرداد (6), ۱۳۹۹ (6), زمان (6), اینجا (6), آدم (6), بزرگ (6), کتاب (5), روز (5), ۱۳۹۲ (5), شهریور (5), ۱۳۹۵ (5), همه (5), نیست (5), خلاصه (5), اینکه (5), ولی (5), خیلی (5), مثل (5), خونه (4), مجموعه (4), ۱۳۹۷ (4), ۱۴۰۰ (4), اما (4), چهارشنبه (4), دست (4), خوشم (4), فقط (4), چیز (4), کنه (4), بیرون (4), کردم (4), احمق (4), جادویی (4), قبل (4), آنها (4), بلند (4), آقای (3), خواب (3), شوی (3), هایی (3), فلان (3), پروانه (3), حتی (3), مرداد (3), مهر (3), آبان (3), فروردین (3), شدم (3), بابا (3), کلمات (3), کند (3), چیزی (3), دیگه (3), خودمون (3), میاد (3), همیشه (3), فکر (3), کنم (3), خود (3), شانزدهم (3), کمی (3), نمیشه (3), شما (3), بود (3), راه (3), هایم (3), زیاد (3), قرار (3), غصه (3), دار (3), دسته (3), mozhgan (2), دیوانه (2), مرد (2), چند (2), امروز (2), وقتی (2), خیابان (2), دختر (2), تنهایی (2), خاطرات (2), دلم (2), قهوه (2), کوچک (2), links (2), مرا (2), میان (2), جمله (2), آذر (2), بهمن (2), تیر (2), ۱۳۹۶ (2), ۱۴۰۲ (2), ۱۴۰۳ (2), انسان (2), نام (2), کتابی (2), کودکی (2), جمعه (2), عجیبه (2), همینطور (2), چهاردهم (2), همواره (2), دور (2), قهقهه (2), نزنم (2), اونم (2), آدمه (2), ترکیب (2), خودم (2), شاید (2), عجیب (2), خودت (2), اینه (2), خونم (2), بدون (2), انتخاب (2), چون (2), ترسم (2), نیستم (2), نوشته (2), باشم (2), اصلا (2), نترس (2), باباچاهی (2), گفت (2), یکشنبه (2), بیست (2), قضاوت (2), احترام (2), هرکسی (2), توی (2), جدید (2), شادی (2), اونجا (2), کاش (2), دوست (2), شوم (2), گویید (2), احتمالا (2), دیگر (2), خنده (2), قدر (2), دارند (2), آنقدر (2), درونگرا (2), همان (2), اجازه (2), کنی (2), افراد (2), تلاش (2), بودن (2), نشان (2), دادن (2), انکه (2), باشند (2), دشمن (2), فرضی (2), لحظه (2), igner, برجعلی, زهرمار, سیکلی, گرامافون, تلخ, سولو, قورماغه, روی, تیفال, مداد, رنگی, نبض, واژه, فنجان, گرم, insane, words, زیژخک, تلنگر, متروکه, ego, نیکولا, سایه, روشن, مرده, حوالی, نقطه, کرسی, متن, سقوط, بچه, پانزدهم, رویای, مسخره, همکنون, تله, موش, کیوسک, وزن, لیلی, 2cc, طآمات, وجیزه, دون, ژوان, بازنشسته, کلمه, prose, خوب, زندگیم, پرتقال, تبعیدی, چکانه, پنجره, پرده, راست, گوید, پرسه, ادامه, روند, جینوک, سیگار, آینه, سنجاق, گوژپشت, bossu, اخرین, ارسطو, دامون, پای, پیاده, بلا, ماسکه, ذهنی, گرسنه, مونیا, دویدن, سپیدارهای, آوازخوان, تراژدی, آسمانی, نشدیم, عکس, کرده, صبح, نور, دونفره, بیا, بچینیم, شدند, بهمان, دیالوگ, علمی, تخیلی, categories, آرشيو, ۱۳۹۳, archives, all, street, art, moco, loco, dezeen, magazine, گنجور, ماهنامه, تجربه, kiosk, dmy, daily, profile, email, home, گذرد, کشدارتر, نقل, مجله, جایی, دانم, فلانی, تنها, دختری, شباهتی, نداشت, مطالب, قدیمی, یکم, عاشق, حالم, وقت, قلب, منی, مامان, شیدایی, نگاه, گسلد, آمیزد, معنی, دگرگون, شبانه, فراتر, آنچه, پنداریم, اینو, نویسم, یادم, بمونه, پیش, اومده, میگم, اینم, بگم, درصدی, میذارم, ازت, نیاد, آدمی, باورت, نشه, چیزای, وقته, اینجور, دونم, متوجه, شدی, منظورم, تهش, قهقه, زنم, انگار, جکی, برام, خوندی, حقیقت, عاشقانه, دهم, یعنی, رسیدن, هیچوقت, مسیر, وجود, نداره, البته, زمانه, باهاش, چیکار, تونم, مثالی, براش, بزنم, آور, استفاده, تونه, خوابمون, ماها, بیدارتر, شنبه, هنوزم, مطمیثن, شعر, درست, چیزها, آسون, راحت, طرف, عین, ایستاده, ناچار, طور, شود, بهم, تاحالا, شعری, علی, فال, گرفتی, چهارم, تنگ, نشده, برا, روزی, بازم, اینستگرم, توییتر, فیسبوک, جدیدا, کلاب, هاوس, شون, خوان, نکنن, نظر, بذارن, باشه, خوبی, گویان, ببین, خاصیت, بلاگرهای, روش, خودش, مفهوم, همراه, قضاوتی, کسی, نپرسید, نگفت, واضحتر, بنویس, بفهمیم, کوچیک, ساده, نامفهومی, مینویسم, بهش, توجه, درمونش, یادگرفتم, درمون, داره, عمیق, رفتیم, مدل, فارغ, مکان, هرچیزی, نوجون, عالم, مشکل, غمهای, دستی, واقع, مدلی, بودم, اتاق, آبیم, قبلی, رسه, مقصد, سوم, نیرو, بگیرد, مقابل, نخواسته, مشت, اتفاقی, قلبم, افتاد, دارم, محو, ناپیدا, اتاقم, نیامدم, خوابیدم, کلاس, حاضر, نشدم, بار, آرزوی, نبودنم, ناپدید, شدنم, بالون, ارزوهایی, یکهو, دیشب, آسمان, دیدم, نیستند, باز, صفحه, ندازم, اونور, مدت, زیادیه, نخوندم, بلد, شوید, جایش, ناراحت, نشوید, اینطور, نباشد, تواند, برسد, قوم, خویشان, نزدیک, دوشنبه, پنجم, اگر, نخواهم, محسوب, جمع, نوجوان, حرفهایشان, اشکهایشان, بلندشان, هستم, میفهمم, بخورند, بعدترها, خواهند, خندید, چطور, مگر, زمانی, وبلاگ, نوشتن, شروع, اینترنت, کارتی, سیستم, غریب, وصل, الان, گوشی, راحتتر, سرعت, دهید, بخندم, توانستم, دخترک, بگیرم, بگویم, عوض, فکرش, نیمی, ذات, انگیز, خواهی, داشت, بشوی, تازه, میفهمی, بزرگها, خودخواسته, بدند, نیازی, نگه, داری, بگذارش, دخترکان, پسرکان, کوچکتر, هنوز, بینند, کدام, اینها, کوچکند, خندی, زیر, زمزمه, شکلی, هستند, روزها, برخورد, مطمئن, شده, بیماری, بین, روان, حال, شیوع, بخواهی, آنکه, جایگاهش, داشته, حرف, زنند, شنود, روزانه, خاله, زنکی, کنند, مقابلشان, میگیرد, یکی, داستان, خیالی, هاست, حماقت, تمامی, ندارد,
Text of the page (random words):
لحظه های کش دار لحظه های کش دار تلاش زیاد برای احمق بودن با بزرگ و همه چیز نشان دادن خود این روزها از برخورد آدم ها مطمئن شده ام که یک بیماری جدید در بین روان آن ها در حال شیوع است دسته ای از آدم ها بی انکه بخواهی بی آنکه در جایگاهش باشند بی انکه اصلا اجازه داشته باشند حرف می زنند نه گفت و شنود های روزانه نه قضاوت های خاله زنکی هم نه آنها همیشه فکر می کنند دشمن فرضی دارند و هرکسی که در مقابلشان قرار میگیرد دشمن فرضی یکی از داستان های خیالی آن هاست حماقت این دسته افراد تمامی ندارد آن ها این شکلی هستند تلاش زیاد برای احمق بودن با بزرگ و همه چیز نشان دادن خود فقط کمی به این دسته افراد می خندی یک احمق زیر لب زمزمه می کنی و رد می شوی تاریخ چهارشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 20 32 نویسنده رامونا کدام آدم بزرگ اینها همه کوچکند رامونا دیگر حتی اگر خودم هم نخواهم آدم بزرگ محسوب می شوم در جمع نوجوان ها و حرفهایشان اشکهایشان خنده های بلندشان که هستم میفهمم چه قدر راه دارند و چه قدر قرار است غصه هایی بخورند که بعدترها به آنها هم بلند بلند خواهند خندید دیگر آنقدر ها هم درونگرا نیستم چطور درونگرا باشم مگر زندگی مثل قبل است آن زمانی که من وبلاگ نوشتن را شروع کردم اینترنت کارتی بود با یک سیستم عجیب غریب به نت وصل می شدم الان با گوشی راحتتر ولی با همان سرعت قبل چه خنده دار بود غصه هایم اجازه دهید بلند بلند به آنها بخندم و کاش می توانستم دست دخترک آن زمان را بگیرم بگویم آنقدر قرار است عوض شوی که فکرش را هم نمی کنی با اینکه نیمی از ذات زندگی غم انگیز است زندگی ات را اما دوست خواهی داشت خلاصه که آدم بزرگ که بشوی تازه میفهمی خیلی از آدم بزرگها خودخواسته بدند و نیازی هم نیست که احترام را برای آنها نگه داری بگذارش برای همان دخترکان و پسرکان کوچکتر که هنوز غصه و شادی های کوچک را بزرگ می بینند تاریخ دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت 0 39 نویسنده رامونا برسد به دست قوم و خویشان خیلی دور خیلی نزدیک احتمالا همینطور است که شما می گویید اما می تواند احتمالا اینطور که شما می گویید هم نباشد ناراحت نشوید به جایش زندگی را کمی بلد شوید تاریخ یکشنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۰ ساعت 18 24 نویسنده رامونا این است انسان مدت زیادیه کتابی نخوندم باز می کنم ده صفحه می خونم می ندازم اونور کلمات مثل قبل جادویی نیستند هیچ چیز مثل قبل جادویی نیست جز بالون ارزوهایی که یکهو دیشب در آسمان دیدم امروز سه بار آرزوی نبودنم را ناپدید شدنم را کردم سر کلاس هایم حاضر نشدم خوابیدم از اتاقم زیاد بیرون نیامدم من دوست دارم محو و ناپیدا شوم کاش اتفاقی جادویی در قلبم می افتاد جادویی پر از نیرو که دست هایم را بگیرد و در مقابل هر چیزی که نخواسته ام مشت کند تاریخ جمعه سوم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 18 40 نویسنده رامونا این راه کج می رسه به مقصد هیچ جا اینجا نمی شه مثل اتاق آبیم توی خونه قبلی که هیچ جا اونجا نمیشه در واقع هیچ جا من اون مدلی که اونجا بودم نمی شه اون مدل فارغ از زمان و مکان و هرچیزی اون دختر نوجون احمق با یه عالم مشکل و شادی و غمهای دم دستی غم که عمیق شد از اون خونه رفتیم توی خونه جدید یادگرفتم غم درمون داره بهش توجه کردم و درمونش کردم خلاصه که هیچ جا این نوشته های کوچیک و ساده و نامفهومی که اینجا مینویسم نمیشه چون اینجا کسی نپرسید و نگفت واضحتر بنویس بفهمیم چی می گی خاصیت بلاگرهای اینجا این بود که هرکسی به راه و روش خودش با مفهوم همراه می شد بدون قضاوتی حتی شما اون بیرون رو ببین بیرون از اینجا رو می گم اون بیرون اینستگرم توییتر فیسبوک این جدیدا کلاب هاوس همه شون می خوان هم رو قضاوت نکنن و به نظر هم احترام بذارن باشه بابا تو خوبی گویان بازم خلاصه اینکه دلم تنگ نشده برا هیچ روزی اما هیچ جا اینجا نمیشه تاریخ یکشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۹ ساعت 8 17 نویسنده رامونا تاحالا با مجموعه شعری از علی باباچاهی فال گرفتی باباچاهی بهم گفت نترس از چه طور می شود اصلا نترس همیشه و به ناچار کمی آن طرف عین خودت ایستاده ای ولی من هنوزم می ترسم مطمیثن نیستم این شعر رو درست نوشته باشم یا نه از خیلی چیزها می ترسم زندگی آسون نیست راحت هم نیست ای بابا تاریخ سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۹ ساعت 23 57 نویسنده رامونا ز زمان ماها رو بیدارتر می کنه مثل قهوه ولی می تونه خوابمون هم کنه و چون از خواب آور ها استفاده نمی کنم نمی تونم مثالی براش بزنم خلاصه که انتخاب خود آدمه که زمان باهاش چیکار کنه البته که شاید هم این زمانه که انتخاب می کنه و این یعنی اینکه برای رسیدن به یه چیز هیچوقت فقط یک مسیر وجود نداره تاریخ چهارشنبه دهم اردیبهشت ۱۳۹۹ ساعت 17 42 نویسنده رامونا حقیقت اینه که من هیچ عاشقانه ای رو نمی خونم بدون اینکه قهقهه نزنم نمی دونم متوجه جمله م شدی منظورم اینه که تهش قهقه رو می زنم تو انگار کن که یه جکی چیزی برام خوندی خیلی وقته اینجور شدم ولی وقتی به خودمون فک می کنم فقط فکر اونم نه فکر به چیزای عجیب فقط به من به خودت شاید باورت نشه ولی از ترکیب خودمون خوشم میاد و این عجیبه که من از ترکیب خودم با آدمی خوشم میاد اینم بگم همیشه یه درصدی اون ته میذارم برای اینکه یه روز دیگه ازت خوشم نیاد آدمه دیگه اونم من پیش اومده که میگم خلاصه که از خودمون خوشم میاد اینو می نویسم که یادم بمونه که قهقهه نزنم دیگه تاریخ چهارشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۸ ساعت 2 32 نویسنده رامونا زندگی شبانه کلمات چیزی فراتر از آنچه در روز می پنداریم است شب همواره معنی دگرگون می کند شب می گسلد و به هم می آمیزد و روز همواره از دور دست به کلمات نگاه می کند تاریخ چهارشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۸ ساعت 2 26 نویسنده رامونا یک روز به شیدایی مامان تو قلب منی همینطور تو بابا این وقت شب حالم عجیبه دیوانه شدم و عاشق تاریخ جمعه یکم شهریور ۱۳۹۸ ساعت 1 38 نویسنده رامونا مطالب قدیمی تر زمان برای همه ی انسان ها می گذرد اما زمان ما کشدارتر است به نقل از مجله ای جایی چه می دانم فلانی رامونا نه تنها نام من نیست که نام دختری است از مجموعه کتابی که کودکی اش هیچ شباهتی به کودکی من نداشت home email profile mozhgan daily 2 dmy kiosk ماهنامه تجربه گنجور dezeen magazine moco loco street art all links archives خرداد ۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۲ خرداد ۱۴۰۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ اسفند ۱۳۹۹ دی ۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ اسفند ۱۳۹۸ شهریور ۱۳۹۸ تیر ۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۳۹۸ فروردین ۱۳۹۸ بهمن ۱۳۹۷ آبان ۱۳۹۷ شهریور ۱۳۹۷ خرداد ۱۳۹۷ دی ۱۳۹۶ خرداد ۱۳۹۶ مهر ۱۳۹۵ شهریور ۱۳۹۵ مرداد ۱۳۹۵ تیر ۱۳۹۵ فروردین ۱۳۹۵ بهمن ۱۳۹۴ آذر ۱۳۹۴ آبان ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۴ مرداد ۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۳۹۴ فروردین ۱۳۹۴ اسفند ۱۳۹۳ آذر ۱۳۹۲ آبان ۱۳۹۲ مهر ۱۳۹۲ شهریور ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ آرشيو categories دیالوگ های علمی تخیلی پروانه های میان کتاب ها و برعکس جمله های فلان و بهمان و برعکس کتاب هایی که پروانه شدند و برعکس بیا از نو کتاب ها را بچینیم و برعکس حتی تنهایی های دونفره و برعکس پروانه های میان صبح ها و نور ها و برعکس از مجموعه ی مرا فلان کن از مجموعه ی مرا فلان کرده ای خواب ها و کتاب ها در زندگی و برعکس آسمانی که نشدیم و بر عکس links تراژدی های کوچک دویدن با سپیدارهای آوازخوان مونیا ذهنی گرسنه بلا ماسکه پای پیاده دامون اخرین ارسطو آقای گوژپشت mr le bossu سنجاق های من آینه ها قهوه سیگار جینوک و پرسه هایی که تا ادامه می روند پنجره ی دلم بی پرده راست می گوید چکانه خاطرات یک تبعیدی پرتقال من من و روز های خوب زندگیم prose چند کلمه خاطرات یک دون ژوان بازنشسته وجیزه های یک تنهایی طآمات 2cc ای لی بر وزن لیلی آقای کیوسک تله موش همکنون رویای مرد مسخره دختر بچه خیابان پانزدهم وقتی در متن خیابان سقوط می شوی امروز لی لی چی می خونه لی لی با لی لی کرسی خواب حوالی چند نقطه مرد مرده رامونا و سایه روشن ها نیکولا ژی ego متروکه تلنگر زیژخک دیوانه 00 00 insane words یک فنجان کتاب گرم نبض واژه مداد رنگی قورماغه ای روی تیفال آقای سولو سیکلی با یک گرامافون تلخ برجعلی زهرمار ðe igner mozhgan
|