Meta tags:
description= جادوگر نوشتن تنها چاره اوقات... من است . در واقع امیدوارم که باشد;
Headings (most frequently used words):
براي, مي, جادوگر, است, باشد, وبلاگ, يا, life, easy, اين, شود, نوشتن, تنها, چاره, اوقات, من, در, واقع, امیدوارم, که, دور, همچون, معنای, به, تعویق, افتاده, یک, متن, تو, دختركي, كه, فرياد, كشد, هنوز, اينجا, sometimes, is, not, even, with, شصت, سبابه, يك, چيزي, حال, منو, بد, كرده, كسي, مرده, روزها, لطفا, ناراحت, نشوید, آقای, فرهادی, ابتدا, نداشته, ننويسم, نوشته, های, پیشین, برچسب, ها, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
اين (54), بود (46), این (38), های (36), بچه (35), است (32), هاي (28), بودم (28), اما (27), بعد (25), برای (25), اون (25), مثل (24), براي (23), وبلاگ (22), شده (22), هیچ (22), نمی (22), ترس (21), همه (20), آدم (19), دارم (18), شاید (18), وقت (17), زندگي (17), نوشته (16), حرف (16), شود (16), چون (15), هنوز (15), مورد (15), خودم (15), تنها (15), نشانه (15), داشتم (15), دار (14), #فرهادی (14), ۱۳۹۲ (14), توي (14), کنم (14), گفت (14), دیگه (14), اگر (13), اصلا (13), درست (13), چهارشنبه (13), خیلی (13), كنم (13), دور (13), اگه (13), فاصله (13), سینما (12), نمي (12), كرده (12), چیز (12), زندگی (12), روي (12), داستان (12), ديگه (12), کنه (12), ساعت (11), سال (11), چیزی (11), چرا (11), ذهنم (11), دکتر (11), توسط (10), ساحره (10), خيلي (10), دست (10), باشد (10), توی (10), کرده (10), رفتن (10), احتمالا (10), ندارم (9), شايد (9), بزرگ (9), همین (9), صبح (9), البته (9), چيزي (9), داره (9), باید (9), فیلم (8), هيچ (8), حالا (8), يكي (8), نبود (8), علی (8), درباره (8), دنبال (8), سوری (8), الان (8), ماجرا (8), حال (8), نيست (8), برم (8), نظرم (8), برنامه (8), بشه (8), لحظه (8), هايي (7), اند (7), بوده (7), ندارد (7), خوب (7), ميكنم (7), فرهادي (7), الی (7), داشته (7), باشم (7), خواب (7), بار (7), پشت (7), کردن (7), کردم (7), فکر (7), قبل (7), واقع (7), كاري (7), ميشه (7), عدم (7), رفت (7), دستکش (7), نقاش (7), وقتی (7), خاطر (6), اصغر (6), اردیبهشت (6), مطمئن (6), خودش (6), فيلم (6), كار (6), شهر (6), نیست (6), هزار (6), دیگر (6), حتی (6), مرده (6), فكر (6), نباشه (6), یکی (6), بيشتر (6), زمان (6), روزها (6), زدم (6), داشت (6), چند (6), مشکل (6), جمله (6), زده (6), ميز (6), برام (6), ياد (6), ذهن (6), باشه (6), میکنه (6), خانم (6), بلند (5), دوست (5), نوشتن (5), همون (5), اول (5), ميكنه (5), شنبه (5), دوشنبه (5), ننويسم (5), روز (5), كسي (5), شدن (5), وسط (5), دارند (5), يادم (5), میشه (5), کرد (5), تمام (5), كردم (5), پسر (5), نظر (5), تنهایی (5), شام (5), فقط (5), بودند (5), گرفته (5), میکنم (5), جاي (5), زنده (5), اینها (5), داده (5), آخر (5), گيرم (5), زیاد (5), هست (5), شصت (5), زير (5), ابروها (5), ميدم (5), بالا (5), زنگ (5), لبخند (5), مثلا (5), خوبه (5), اینکه (5), حاج (5), متن (5), اصل (5), گفتم (5), نشم (5), مامان (5), مدت (5), تماشا (5), پور (5), كافكا (4), مرداد (4), خانه (4), اينكه (4), جور (4), نويسم (4), همين (4), بدون (4), امروز (4), احتمالي (4), اينجا (4), حقيقي (4), دیدم (4), فرو (4), دیگری (4), ندیده (4), ببینم (4), صحنه (4), حذف (4), گذشته (4), دستان (4), باعث (4), بزنم (4), جدایی (4), شدم (4), سوري (4), ديدن (4), موقع (4), ببينم (4), گاهي (4), دغدغه (4), نداشتم (4), کتاب (4), پوست (4), بيايد (4), سرم (4), ازش (4), نوشتم (4), سبابه (4), كمي (4), چشم (4), كلاژن (4), كردن (4), درد (4), هميشه (4), هاش (4), دردناك (4), بايد (4), مشاور (4), بره (4), خودتون (4), هارو (4), نداره (4), هام (4), جادوگر (4), خونه (4), خوش (4), اینه (4), تعویق (4), نشه (4), آدمی (4), تنگ (4), چیکار (4), تموم (4), خنده (4), مريلين (4), مونرو (4), تونه (4), قوی (3), مزمن (3), تلخی (3), پایان (3), سندروم (3), مدونا (3), مانی (3), حقیقی (3), خاموش (3), برچسب (3), خرداد (3), تیر (3), كلمه (3), ايميل (3), لطفا (3), شما (3), دفعه (3), حتي (3), برايم (3), باز (3), روشن (3), زبان (3), بيماري (3), همانجا (3), منم (3), كرد (3), نداشته (3), بیست (3), اسم (3), ماني (3), علي (3), رفته (3), نمیکردم (3), کسی (3), شوخی (3), مولف (3), همان (3), ماجرای (3), روی (3), نادر (3), سیمین (3), دوباره (3), عوض (3), چاره (3), داغ (3), غرق (3), آرش (3), زنم (3), زنه (3), پنهان (3), همیشه (3), تازه (3), یادم (3), تهران (3), دیده (3), دیدن (3), ميكردم (3), زودتر (3), هستند (3), هدیه (3), تهرانی (3), آور (3), بازی (3), دقیقا (3), مطمئنم (3), میداد (3), مسئله (3), رنگ (3), دوره (3), اینجا (3), چیزهایی (3), چيزهايي (3), نشده (3), سخت (3), انجام (3), دهم (3), لحن (3), فهمیده (3), سينما (3), تند (3), ندارند (3), رسد (3), احتمال (3), ناراحت (3), مرگ (3), صورت (3), مشكي (3), سياه (3), پيدا (3), راحتي (3), باشند (3), هشتي (3), بهتره (3), پوستم (3), فشار (3), عصي (3), جون (3), خود (3), رضا (3), مهم (3), جدا (3), مسئوليتت (3), سنگينه (3), مادر (3), راضي (3), تصميم (3), تلاش (3), هفته (3), كنيد (3), نگاه (3), دلم (3), ميخواد (3), آرم (3), خشکم (3), دستم (3), ظرف (3), امپرسیونیست (3), وقتي (3), جربزه (3), جزییات (3), دختره (3), گفته (3), كنه (3), دنیا (3), پنتری (3), لباس (3), پدر (3), نمیکنه (3), آشپزخونه (3), بابام (3), میکردم (3), مدام (3), كرانه (3), حراج (3), فصل (3), بوديم (3), قصه (3), ديالوگ (3), واره (3), بالاترين (3), نشدم (3), روانی (3), تابستان (3), تختی (3), مجری (3), کلی (2), عود (2), آزادی (2), مهر (2), ۱۳۹۴ (2), نويسي (2), غير (2), فرصت (2), قدم (2), دوستشان (2), بابت (2), اجازه (2), زود (2), واقعي (2), تبديل (2), شوند (2), نشود (2), جستجو (2), ساده (2), رفتند (2), اوضاع (2), آرام (2), عمل (2), هايم (2), ننوشتنم (2), كاريش (2), نميكنم (2), چهارم (2), شرمنده (2), كاراكتر (2), اشاره (2), نكردم (2), ايران (2), سينماهاي (2), برادرم (2), اکران (2), تصمیم (2), بگیر (2), خواسته (2), هرم (2), خوشحالم (2), سینمای (2), شهرستان (2), ثابت (2), نفهمیده (2), جای (2), نیستم (2), تحمل (2), كلي (2), گویم (2), نشستم (2), بغض (2), پیش (2), گرفتن (2), کار (2), دلبری (2), عشاق (2), حاضر (2), بروم (2), سوسک (2), سختی (2), پیدا (2), تجربه (2), ترسی (2), عجیب (2), فراموشی (2), بعدی (2), کمی (2), ناخن (2), انگشتان (2), کشیده (2), تقصیر (2), نشدن (2), گويد (2), هديه (2), تهراني (2), دارد (2), تشر (2), پارانوييدي (2), ابرو (2), خاص (2), روزهای (2), انفعال (2), خواندم (2), جمع (2), بیلبورد (2), دروغ (2), بند (2), مانده (2), انتهای (2), اتوبان (2), شهری (2), خصوصا (2), بینم (2), رفتم (2), حواسم (2), نكنم (2), آغوش (2), سعي (2), شخصيت (2), ديده (2), الي (2), شوخي (2), بغل (2), فهمیدم (2), میکرد (2), گناه (2), نفهمیدم (2), داستانم (2), نویسم (2), تصویر (2), پارتنر (2), داشتن (2), همی (2), ورزش (2), دلیل (2), رتبه (2), عالی (2), بقیه (2), سينمايي (2), نيمه (2), تاريخ (2), دفتر (2), بخاطر (2), خوانده (2), غبار (2), آخرين (2), ارتفاع (2), پست (2), حاتمي (2), كيا (2), مناسب (2), پخش (2), كلا (2), تلويزيون (2), ماه (2), آمد (2), اینطوری (2), هاست (2), اید (2), تنبلی (2), كفش (2), گردي (2), معلم (2), نگرفته (2), نشوید (2), آقای (2), راه (2), پوشم (2), دستكش (2), عينك (2), جمعيت (2), تكان (2), گرديم (2), گرد (2), گورستان (2), شورمش (2), چراغ (2), منتظر (2), رسيده (2), باد (2), بپيچد (2), چادر (2), گردند (2), برگشته (2), بابا (2), كشيده (2), خصوصی (2), انگشت (2), خجالت (2), نمیکنم (2), اساسی (2), فونت (2), همچین (2), تونستند (2), سمت (2), احساس (2), ذهنمه (2), حركت (2), روزهاي (2), توليد (2), زياد (2), سنم (2), ميره (2), تصوير (2), آدمي (2), شكل (2), كننده (2), بسته (2), كجاي (2), چيزها (2), آند (2), برادر (2), بزرگمه (2), صاحب (2), هندوانه (2), كني (2), توضيح (2), بودن (2), چیزهای (2), توجه (2), عنوان (2), برسه (2), جلسه (2), نيستند (2), جدايي (2), موفقيت (2), مال (2), سازي (2), هاتون (2), ارزه (2), بدرد (2), خداي (2), نكرده (2), نيستيد (2), خودتونو (2), مقايسه (2), امد (2), ميكنيد (2), داريد (2), رابطه (2), کنید (2), خواست (2), بده (2), اواخر (2), هندونه (2), داغون (2), اشتباه (2), گردگيري (2), تاریخ (2), تصاویر (2), قاطی (2), مخاطب (2), تعریف (2), نمیدونم (2), گیر (2), ایسی (2), لایف (2), نميدونم (2), جريان (2), نطفه (2), دقیقه (2), دمدمای (2), فردا (2), برف (2), اومده (2), بعدش (2), برا (2), بیشتر (2), تالار (2), وحدت (2), مزه (2), راحله (2), شلوارهای (2), شروع (2), سارتر (2), دوبوار (2), پرورشگاه (2), میرفتم (2), تلفن (2), ممکنه (2), سربازی (2), بری (2), عقیم (2), آزمایش (2), باهاش (2), خدا (2), میچسبند (2), میترسیدم (2), شلوار (2), نازا (2), دیر (2), کدوم (2), نمیشند (2), بابک (2), میتونه (2), بزنه (2), ادامه (2), شدنش (2), مون (2), بزنیم (2), کنیم (2), خواستگاری (2), مگه (2), مشکلی (2), بمب (2), میزنه (2), شستن (2), بالاخره (2), قبلش (2), ياواش (2), ميرم (2), مراسم (2), امپرسیونیستی (2), جاهايي (2), میگه (2), چسب (2), محکم (2), نبودند (2), تختش (2), طبق (2), مشغول (2), براش (2), گوشه (2), life (2), easy (2), یکم (2), بذارم (2), گذاشتن (2), آخه (2), هنر (2), رسانه (2), ناهار (2), چاي (2), بهش (2), اينا (2), جديد (2), اوباما (2), نتونست (2), دنيا (2), فرق (2), رييس (2), ترومن (2), افتادم (2), طلايي (2), ننوشتم (2), حكم (2), غلطن (2), غلط (2), زماني (2), خشونت (2), سوريه (2), ويدئو (2), فرياد (2), خمیر (2), معنای (2), افتاده (2), بهار (2), کاتماندو (2), هنری (2), خاورمیانه (2), نویسنده (2), پارسی (2), هایی (2), امیر (2), مدل (2), حتما (2), blogfa, com, لعنتی, janatan, seagull, چاغمان, سحر, نزدیک, گلوله, ژنرال, مغولستان, خارجي, يادداشت, گوريل, كافه, میچکا, آئي, كينيتوس, بوي, عطر, ارل, گري, پیوندها, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, ميده, مدير, استقبال, هفتم, نهم, آشنايي, كسب, رونوشت, نوشتنم, بدجور, نخوانيدش, احتماليتان, چيز, بحران, شسته, ننويسيم, گوگل, پيدايشان, خداحافظي, مردند, مينويسم, جرات, بخواهم, كند, عبارت, طرز, ساخت, بلاگفا, كادر, موتور, مشهور, نيستم, عرف, مديران, ديگر, لينكشان, درصفحه, داديا, نقطه, چشمك, شدنشان, تاثيري, ورودشان, ليست, لينك, فضاي, وبلاگي, _مجازي, ازكامپيوتر, ترسي, مكالمه, آموزشي, هزاران, كتاب, آموزش, انگليسي, آمار, بالاي, كامپيوتر, يقيني, كلاس, آنجا, رساند, اكثر, مواقع, رسم, سندرومي, ميتوان, رگم, ترك, ابتدا, نژاد, پانته, بهرام, بازي, محشرشان, كلانشهرهاي, توصيفاتم, دقيق, شان, آوردم, حميد, فرخ, ببخشيد, هنرپيشه, حقيق, ميگويد, گوید, ببین, فرقي, نميكند, حالم, كجا, ناخنهایم, لرز, دستهای, وگرم, زیبا, سالن, خراب, انتظارم, تحلیل, تلویزیونهای, بیگانه, انتخابات, جذابند, نشست, میزگردها, ومن, کیست, آدمیکه, اینبار, مصفا, مصفايي, مهرجويي, پري, تحملش, نداشت, درگيري, پاياني, نيكي, كريمي, اينهاست, خواهم, روانه, روزنامه, فروشی, اطراف, گاندی, شبی, جایزه, گرفتنش, بیدار, حضورش, آوار, گردو, خاکش, کوچکی, آغوشم, فریاد, نزنم, اشک, نریزم, پارانوئید, نیایم, خدای, نبودم, جايزه, سینمارسیده, فیلمی, ببینمش, صدایش, گوشم, برسد, چهار, محل, نشستنم, غیر, شماره, نایاب, جانم, انداخت, برابرش, عیار, شکلات, پطرزبورگ, بزرگراه, بپیچد, گردنم, بعدتر, نپیچدو, منفعلم, تحمیلگر, مولفم, جنس, سرریز, آنقدر, بزرگتر, ملموستر, فراموشش, تقصير, فراموشکاریم, اوست, دنياي, تماشگر, منفعلي, هستم, آشكار, خيانت, اداي, فيلسوفانه, مادرم, غریزه, ذاتی, پارانوئيدي, قشنگي, وترس, تويش, ميشود, ميگويم, زني, كارگر, پول, نميگيرد, بذار, يكدفعه, لبخندهاي, زنان, عاشق, ميزند, تواند, وضع, بيفتد, پارانوییدی, توجیحی, رفتارهای, دوروبرم, کشف, توجیه, گردم, بله, واکنش, سرزمینم, نسبت, رنج, وگرنه, تلویزیونم, رمان, قرن, هجدهمی, گرماي, تير, سبزها, خيابان, نمیدانستم, خبر, بیلبوردها, تردید, شادی, وهم, رفاه, نیم, نگاهم, کردند, آید, مدتها, جایش, شیخ, فضل, نبودن, مسافران, ساکنین, غرب, تحمیل, محتاطانه, شبهنگام, نگردم, آنطورناخنم, سكانس, نميکرم, قبلتر, فرهاد, مهرانفر, نميرفتم, آنوقت, گمان, نميكردم, تلخي, ميتواند, پايان, فهميدم, مخاطبین, منفعل, مخاطبینی, سبز, خیابان, نجات, کنند, دستی, شبيه, پاچينو, بيخواب, معلق, رابين, ويليامز, پیشگوی, ازآدم, زنی, مصاحبه, ادعا, چهرشنبه, برداشت, فهرست, علاقه, اضافه, بارها, سکانسی, حمام, گریه, کندو, آرزو, میکند, پدرش, فامیل, سخنرانی, فمینیستی, قضاوت, مولفی, پریسا, بخت, عزای, سیاهپوش, مچاله, اثنای, آتش, مردمان, زدن, خودمان, پناه, نبردیم, بعدها, آنزمان, آنطور, طلاقه, دنیای, خریدم, نقد, گفتگو, بلعیدم, ادبیات, سینمایی, سالنهایش, کلاس, آموزشی, انجمنش, کمدی, خواندن, دانشگاه, هدفم, متعالیتری, سوق, دکتری, فاند, تافل, هیئت, علمی, آقا, جان, کدام, سالي, هنري, طلاق, مجلات, سبد, خريدم, خلاصه, تدوين, رسيدن, جشنواره, حفظ, زیادی, نشنیده, یادداشت, انجا, گريم, فرامرز, قريبيان, رقص, شنیده, بيشتري, فيلمي, نهایت, پاراگراف, نقدي, سالهاي, حيات, سينمايی, شناختم, شکل, پاراگرافي, حضور, كاراكترفرهاد, شفيعي, سليقه, تلويزيوني, ميدانست, تحميل, تاخته, همكاري, جورهايي, بیینم, دوبله, کننده, بیاید, حداقل, زیرنویس, مناسبی, دانید, دادن, كارها, ترجيح, بنشينم, پولی, بهتر, خودتان, نیمه, تراژیک, ربط, وفادار, بدند, سوسك, آزادي, چيپس, پاشنه, لازانياي, هاني, پارسه, سينماها, اكثرا, داغونند, سانس, صدایشان, سیمایشان, مگر, سینماها, پروسه, احساسات, نوستالژيك, انگيزند, گفتگوهایش, کافه, کاتالوگش, فرانسه, اسپیلبرگ, کند, تیزر, فرانسوی, زبانش, نفس, فارسی, حبس, روم, ششم, مرخصي, آفتاب, مالم, مانتو, شال, دانتل, آرايشي, ميگذارم, كيف, دستي, برق, اندازم, بوق, ترافيك, ورودي, قبرستان, پارك, براحتي, تسليت, گويند, قطره, اشك, گمند, شيشه, خرما, بردارند, ختم, دوستي, صورتم, مسواك, بخش, تاريكي, ريزد, اتاق, مانم, دماي, غروب, دير, سياهم, روشنايي, هايش, برمي, سرد, بمانم, نديده, نباشد, مجبور, كندم, برگشتن, آوارشوم, قبري, سنگ, گريه, ضجه, زمزمه, نامفهوم, هشتم, نيمروي, اداري, بيمزه, مشكوكم, روغن, مايع, چكيد, نمك, سفيده, نپختش, بشقاب, چيزهاي, كنند, نيمروها, مشكوك, شوم, منو, پنجم, متانت, املای, شست, آوری, بنده, تشکر, تذکر, غلطمو, اصلاح, بینمش, میزان, تحصیلات, معلمین, ابتداییم, بکشم, نویس, دوستی, فونتی, نمیشه, خوندش, قبلی, منظورش, عربی, اینقدر, دقتم, عذر, خواهی, اونهایی, بخونند, چپم, ميذارم, پلك, ميشند, سردردم, تهش, مرور, بالاتر, بيان, قيافه, شيك, كمتر, ذائقه, زيبايي, شناسيك, خيابون, نزديك, مراقب, سالمه, نبايد, بيارم, چين, چروك, سختي, حرفها, مهمترين, دليل, سردردمه, مداومي, ضمن, سردردش, كنار, ميآد, تصويري, اذيت, ميندازه, پايين, نميفهميدم, حالش, تصويرم, ميبينم, دلهره, قدر, نيستن, كلكسيوني, ترينش, زدو, ميخوايم, بشيم, هنداونه, بغلم, ميگيرمش, ميزنم, پهن, پهناي, لبخندم, يعني, بزني, همسايه, بدي, اينطوري, تعجب, پيشتر, ميسازه, بابك, احمدي, رولان, بارت, تاويلش, 30000, تومنم, هافكر, موقعيت, نميكنه, پرسيد, صيغه, اوكي, همسرش, ناموفق, استناد, ميگند, زندگيشون, موفق, سبك, ناشي, اونها, زندگيشونو, معيار, متر, سنجند, آرند, ميگيرند, جهته, سردرد, بردن, ابروهاو, كمك, ريزي, بشينم, زنشو, پيش, طوري, شائبه, دخالت, خواهر, شوهري, بوجود, نياد, خواهرانمو, بدم, نيارم, ناراحتي, نخوري, هستيد, دوستتون, اينه, برتريتون, بكشيد, برتري, چالش, بكشید, مالي, وابسته, امنيت, فكري, مالی, مستقل, خوايد, نميكنيد, انتظار, ديگران, براتون, بكنند, حساب, اینجاست, وجود, زندگیتون, دید, دیگران, داد, امثال, مفتش, گرونه, شماهم, عمرا, بخوايد, هزينه, بديد, زمين, بخوريد, بميريد, بتونيد, بنويسيد, بريد, زندگيتونو, بكنيد, درسته, موفقه, بينه, نميخواد, هزينشو, هزينشوووو, ربطي, آدرس, دوروبري, هامو, فرستم, پيشش, تحويل, صاحبش, ماساژ, خطر, نيفته, پورسانت, وبعد, راستم, گذاشته, بدنم, ريلكس, دردم, مادربزرگ, مادري, منه, بيدار, مرد, نوزدهم, طول, حسادت, ميگذشت, هري, پاتر, بنويسد, خجالتشان, جمعه, حسوده, حسودی, میشستم, خشك, اوني, بتونم, درش, بيام, پرتش, دوري, خشک, اونی, بتونه, آلودم, شاهکار, ارتقا, زيادي, اومدند, میرن, صندلي, مرتب, ميچيدم, حوصله, تعريف, شند, میشم, اطوارهای, بندازم, میندازم, تعلیق, کدومه, همینقدر, جملات, ادبي, فرزندي, اختراع, غلطه, ميگشت, درس, نامه, کابوس, جزییاتی, حذفش, کننند, اوردم, جربزشو, تونسته, مجبورش, تست, نهايي, تشخيص, بيمارستان, پارسيان, موندن, هوای, آزاد, بزور, رقت, بریزه, لوله, ازمایشگاه, احتیاجی, عصر, زمستانی, رفتیم, تئاتر, پیتزا, سردم, چرم, مشهدم, کجای, گذاشتم, لازانیای, رفتید, مکزیکی, سفارش, بدید, رسوند, موردش, ارولوژیست, نیومده, خندید, کارشون, خودتم, باشی, رفیق, رقیق, ذهنیشو, خوابید, نداشتند, میکشیدم, لای, دندونهام, مسواک, صورتی, ادم, میده, اسمش, کنی, نداریم, فعلا, ندن, نخواستم, نکن, تشخیص, خطرناکی, مسئولیتی, نرفتنش, اذیتم, دادو, بیداد, میدم, رفتنش, دستاورد, بزرگی, بودنت, عالمه, پزشکی, ساختم, فرزندان, زمینم, دزدی, هیوا, مسیح, ارژینال, مادران, زمین, مملکت, کپی, رایت, متصل, بدیند, بدترین, نیستند, ورطه, هولناکی, سیاهی, غلظت, امید, رهایی, اینطورند, فلج, کنندم, میزند, سالگی, ریخته, تنم, شلوارها, تنگی, احمق, مدرسه, تئوری, دادند, میگفتند, نپوشید, شوید, چوب, صدا, تخمدان, نمیخوره, نمیشناختمم, نداشتن, قانع, راهنمایی, پوشیدم, ترسیدم, بشم, پریودم, نکنه, حامله, نقش, جریان, حاملگی, اطلاعات, پریودش, میشد, ترسید, میگردند, نفرین, لذت, درونم, پیمانکار, خرابش, جاش, مونده, پذیراییشو, جارو, میکشم, آنتیکاشو, میشکونم, کلیدشو, ترسم, پرم, بخندم, نترسم, احمدی, سوال, فلسفی, اعضا, جواب, دستیم, طمانینه, پسرم, طلوع, خورشید, ببینه, ساحل, بترسم, آدمه, زبون, کردنش, عالیه, تعطیل, باباش, نیمرو, بخصوص, میخنده, میبینی, پارک, دخترت, میخوای, ندوه, آینده, مهریه, تعیین, انتخاب, کردیم, مهمونی, سپیده, نیفتاده, دنبالم, بپوش, شدی, مشخصه, خانواده, وقته, همیم, هوا, رسیدم, کارش, میزش, آیتم, مهران, مدیری, اینترنت, دانلود, گمانم, قهقهه, میزد, دکترش, اطمینان, بدی, نکرده, ازدواج, پرسیدم, نگفته, نپرسیدم, خشكم, خبری, همش, زمانی, مادربزرگم, خودمو, صداش, لحني, ناز, كرشمه, نمیتونه, اینجارو, نيم, ساعتي, داريم, چشمم, خوابالود, ميگم, دورون, درموني, خواهش, ترحم, بعضي, نوه, آروم, دستشويي, دنبالش, كارهامون, ميديم, ميسوزوندم, مقدسي, خوراک, ميزنه, سعی, دستشویی, خوشبختي, ضريح, خشکش, میچسبونم, دیشب, کارمون, میگرده, كارمون, معمول, خودشو, لوس, ميكرد, آلود, زرد, لاکی, قرمز, فرش, بلوطی, پارکت, جزیی, انگ, بيفتم, دقيقا, کاری, نیاد, بدیش, میگردم, کلید, دنبالشم, عسلي, امسال, مشهد, خريده, گرفتم, كاشي, كشیدم, خوندم, آرایش, مهمه, میگم, گوش, چیزا, مهمند, چیزها, روبه, روشند, چیزیه, پایین, اینحال, نامطمئن, منتفی, میدونه, یادش, عصبانيت, بيارمش, پرتابش, sometimes, not, even, with, یکشنبه, پرت, نذارم, بقيه, اينها, اساسي, ترين, سئوالات, بلاگر, آيا, تكليفم, قاطي, همينه, فيس, بوك, فرط, سئوال, راهي, فلسفي, سكته, بخورم, بخوابم, باشمممممم, باور, ايلهههههههههههههههه, كاغذي, تحرير, خوري, جلوي, مبل, ميگن, تيبل, ميت, _خدار, شكر, اينقدر, بيكار, بخواد, توشونو, بياره_, جملاتي, ادارم, خونم, مسافرت, مسافرتن, سركاره, سرما, خوردم, ماموريت, چرته, امير, كتوني, بخرم, ماشينند, ساختار, تاويل, كجاست, آخهههههههههههههه, خطي, جدي, قسطي, موراكامي, رديابي, ننوشتن, رسيدم, صبحش, كوه, استراحتگاه, فلاكس, ريخته, سكوت, فرمانرواييش, گسترش, تمرين, ساحت, برطرف, ارتباطات, اينترنتي, وير, پاييزي, ميدونم, نزده, كنگره, همراه, ديدي, سياستمداراي, نسل, فهميدند, شعور, متفاوتي, وارد, حوزه, گيري, تغيير, آره, دوران, نميدونستم, كيه, جيم, كري, كاش, درخشش, ابدي, پاك, ببينيم, خليج
Text of the page (random words):
ا خنده بگم بعد این کتاب تابستان ها بیشتر گرمند و داستان آخرش هم مثل یک شعر موندگار تو ذهنم ثبت بشه اون زمان ها تنها چیز جالب روانی پور برای من این بود که عروس تختی سنم البته به تختی کشتی گیر هیچ وقت نرسیده اما قد بلند لبخند و رنگ عجیب چشم های بابک تختی رو دیده بودم یک بار روانی پور داشت تو تماشا می گفت باید فاصله ذهن و دستتون کم بشه باید این فاصله رو کم کنید فاصله رو با چی می شه کم کرد قبلا ها با لبخند بود به نظرم فکر می کنم اگه فاصله ذهن و دست کم بشه آدم نویسنده می شه یا می تونه تلاش کنه برای نویسنده شدن اگه ذهن و بدن هماهنگ باشند آدم می تونه ورزشکار حرفه ای بشه مثل ع که الان کاتماندوه تا یک بار دیگه اورست رو فتح کنه کاتماندو همون جایی که پارسی پور هر بهار می ره به نظرم آدمی که این فاصله ها رو نداره می تونه نقاش مجسمه ساز دکتر یا هزار چیز دیگه بشه می تونه من اما هیچ کدوم این ها و هیچ چیز دیگه ای نشدم نشدم چون همیشه فاصله داشتم فاصله از خودم از رشته دانشگاهیم شهری که دارم توش زندگی می کنم _حتی نمی تونم بنویسم شهرم_ آدمی که دوستش داشتم چیزی هایی که دارم می نویسم جاهایی که دارم می رم من چیزی نشدم چون فاصله داشتم فاصله بودم ذهنم خیلی تلاش کرده این فاصله رو برداره همینه که هی تکرار می کنه هی به این ور و اون ور می زنه هی حرف می زنه هی دد لاین می ذاره ذهنم یادآوری می کنه نوستالژی می سازه خاطره بارونم می کنه برنامه ریزی و هدف گذاری می کنه من اما همچنان فاصله دارم دورم دورتر از این حرف ها دور مثل معنای به تعویق افتاده یک متن دور مثل همه آدم ها همه اون سال ها و کتاب ها دور مثل بهار آبی کاتماندو مثل حراج سالانه هنری خاورمیانه احتمالا امروز خواستم همین فاصله رو کم کنم که این ها رو نوشتم و ضمنا بر طبق یک رسپی اینترنتی خمیر پیتزایی رو درست کردم که یکی دو سالی هست نیتش رو با خودم این ور و اون ور می برم خوشبختانه بر خلاف ناامیدی موج گرفته توی این متن خمیر مایه فوری با من و با آرد ناسازگاری نکرد عمل اومد و بعد توی فر پف کرد و پفکی شد دارم به این فکر می کنم که نتیجه این فاصله گریزی ام خوب بوده حتی با اینکه موقع خوردنش تنها بودم کسی نبودکه براش میز بچینم سالاد درست کنم از تماشا حرف بزنم و منتظر باشم بگه پیتزاش هیچ سس دیگه ای نمی خواد و بعد من کیفور شم نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 13 16 توسط ساحره هیچ براي تو براي وبلاگ يا براي دختركي كه فرياد مي كشد هنوز اينجا اين مدت غير از مطالبي كه اين جا و اون جا روي كاغذهاي ريز و درشت مي نويسم و ول مي كنم به امان خود خدا چيزي ننوشتم ننوشتم همه حكم ها غلطن همه حكم هام غلطن به يك آن هم غلط بودنشون ثابت مي شه به يك آن مثلا درست اون لحظه اي كه كيبورد ميم ننوشتنم رو از پس فشار دستم چسبوند به ت به يادم امد كه تازگي ها داستان واره اي در مورد مريلين مونرو نوشته ام يا شايد براي مريلين مونرو دروغ چرا تا قبر آآآآآ اصلا اين واره چر چسبيد به داستانم احتمالا ناخودآگاهم خواسته خودش رو از اين جماعت داستان نويس جدا كنه داستان واره اي كه با اين حافظه كوتاه مدت داغون اين اواخر لحظه نوشته شدنش رو به خوبي به ياد مي آرم زماني بود كه خشونت هاي سوريه به بالاترين حد رسيده بود مگه الان در بالاترين حد نيست پس درست زماني بود كه رسانه ها در بالاترين زمان و اندازه خشونت هاي سوريه رو منعكس مي كردند و ويدئو بمب هاي شيميايي مثل ويديو بيگ بنگ تئوري و بريكينگ بد و اين ها اين ور و اون ور پخش مي شد اوباما كه تازه بعد از قتل اون پسر بچه سياه پوست از يكي از مرگ هاي زندگيش گذر كرده بود رفت پشت تريبون و گفت مي زنيم و پوتين هم زد يك پيك ديگه ديگه ودكا و خاويار و پنير و احتمالا قهقهقه و گفت غلط كردين و دختره تو ويدئو كه يادآوري مي شود در آن صحنه هايي هست كه ممكنه براي همه مناسب نباشه يا ناراحت كننده باشه و يا بچه ها و سالمندان و اون هايي كه مريضي قلبي و قبلي دارن نبيينند فرياد مي زد من زنده ام من زنده ا من زنده من زند من داشتم يك داستان در مورد مريلين مونرو مي نوشتم بعد اوباما نتونست كنگره رو با خودش همراه كنه به بابام گفتم ديدي نتونست بزنه دنيا فرق كرده و سياستمداراي نسل جديد بالاخره فهميدند كه به اين راحتي ها هم نيست و رييس دنيا نيستند و شعور متفاوتي داره وارد حوزه تصميم گيري ميشه و تغيير و اين ها بابام گفت آره با دوران ترومن فرق كرده من نميدونستم ترومن كيه ياد جيم كري افتادم و با خودم گفتم اي كاش يك بار ديگه برم درخشش هاي ابدي يك ذهن پاك رو ببينيم و ياد مريلين مونرو و ياد خليج خوك ها و ياد قصه ام افتادم كه الان يك جاهايي بين كاغذ پاره هام داره خاك ميخوره قصه اش ديالوگ طلايي داشت قصه ام ديالوگ طلايي داشت يك چيزي تو مايه هاي پيشنهادي بهت ميكنم كه نتوني ردش كني يا تولدت مبارك آقاي رييس جمهور يا من بهترينم حتي اگه ببازم نمي نويسم ديالوگ رو كه تو خماري تاييد مخاطب احتمالي بمونم مخاطبي كه با لبخند ميگه ببين كجاي قضيه رو گرفته لعنتي كلا تو توهمم ديگه در جريان رديابي نوشتن ها و ننوشتن هاي اين مدت به يك ايميل هم رسيدم كه براي ب زده بودم كاري باهاش نداشتم و اگه كاري هم داشتم بهش زنگ مي زدم هنوز ايران بود صبحش هم خودش زنگ زده بود روز قبلش هم با هم كوه بوديم و توي استراحتگاه از فلاكس چاي داغ ريخته بوديم و حرف زده بوديم و بعد سكوت اومده بود و فرمانرواييش رو گسترش داده بود تمرين نوشتن تجربه ساحت جديد برطرف كردن ترس احتمالي از ارتباطات اينترنتي وير پاييزي زير پوست چه ميدونم چرا ايميل زدم وقتي هيچ كاري ندارم چرا نوشتم وقتي حرف نزده بودم اون چيزهايي هم كه هر وقت كاغذي روي ميز كار ميز تحرير ميز ناهار خوري و يا حتي ميز جلوي مبل پدر كه بهش ميگن تيبل ميت گيرم مي آد مي نويسم _خدار و شكر هنوز كسي اينقدر بيكار نشده كه بخواد ته توشونو در بياره_ مدت هاست جملاتي بيشتر از اين ها نداره ادارم خونم سرم درد ميكنه مامان اينا رفتن مسافرت مامان اينا هنوز مسافرتن ب سركاره سرما خوردم سرم درد ميكنه ب رفت ماموريت كافكا در كرانه خوبه كافكا در كرانه چرته امير رفت تهران حراج اول فصل آخر فصل وسط فصل شروع شد يه چيزي درست كردم يه چيزي درست ميكنم كتوني بخرم لباس ها تو ماشينند دارم ميرم ورزش اين ساختار و تاويل متن كجاست آخهههههههههههههه احتمالا هم يكي دو خطي جدي تر در مورد كافكا در كرانه و مرگ قسطي و موراكامي و اين چت و پرت هارو بذارم تو وبلاگ كه چي اين ها تو وبلاگ گذاشتن داره آخه نذارم تو وبلاگ كه چي بقيه چيزها تو وبلاگ گذاشتن داره آخه اينها اساسي ترين سئوالات هر بلاگر و هر آدمي آيا خيلي تكليفم با هنر روشن بود رسانه هم قاطي ماجرا شد اصلا براي همينه كه فيس بوك ندارم چون اگه داشته باشم از فرط سئوال ها و چند راهي هاي فلسفي سكته مي كنم تنها دلم ميخواد برم خونه و يك ناهار و چاي داغ بخورم و سرم رو بذارم بخوابم و با بعد كاري نداشته باشمممممم باور ايلهههههههههههههههه نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۲ ساعت 10 18 توسط ساحره هیچ sometimes life is not easy even with easy life به كار كردن كه بيفتم چند تا كار رو با هم انجام ميدم براي همين بعدش دقيقا يادم نمي آد مشغول چي کاری بودم اینطوری بهتره هیچ چی یادم نیاد بهتره ذهنم مثل نقاش امپرسیونیستی شده که هی جزییات رو حذف میکنه تنها بدیش اینه که مدام دنبال یه چیزی میگردم دنبال یه کلید یا یه تصویر لحظه ای که دنبالشم داشتم چیکار میکردم اون لحظه گرد روي عسلي ها رو با گردگيري كه مامان امسال از مشهد خريده بود مي گرفتم يا روي كاشي كف ها رو طي مي كشیدم کتاب می خوندم یا آرایش میکردم خوب چه مهمه اینها من هم به ذهنم میگم اما گوش نمیکنه ذهنمه دیگه به خیلی چیزا میگه مهم نیست اما مهمند براش به خیلی چیزها پشت میکنه اما اون ها روبه روشند مدام دنبال یه چیزیه دنبال این که شک کنه و تصاویر و تاریخ ها رو بالا پایین کنه با اینحال همین ذهن نامطمئن این احتمال رو كه اون روز و تو اون لحظه خاص مشغول ظرف شستن باشم منتفی میدونه چون هيچ چي از دستكش آشپزخونه یادش نیست دستکش آشپزخونه ای كه با عصبانيت در بيارمش و پرتابش كنم يك گوشه اي از گوشه هاي خونه به نظرم یه نقاش امپرسیونیست همچین لحظه ای رو با انگ جزیی بودن حذف نمیکنه دستکش های کف آلود زرد روی لاکی قرمز فرش و یا بلوطی پارکت خوب حالا که خبری از دستکش آشپزخونه نیست من چرا همش حس میکنم اون لحظه در حال ظرف شستن بودم زمانی که مادربزرگم مامان بابام _ بالاخره خودمو راضي كردم حاج خانم صداش كنم با لحني كه 84 سال زندگي ناز و كرشمه رو ازش نگرفته گفت خوش به حال بچه ات من داشتم چیکار میکردم اون لحظه در مورد ده دقیقه قبلش مطمئنم ذهنم نمیتونه اینجارو شک کنه هر شب نيم ساعتي اين برنامه رو داريم قبل از اينكه چشمم خوابالود بشه ميگم حاج خانم ياواش ياواش دورون دا هنوز هم لحن درست درموني براي اين جمله پيدا نكردم گاهي با خواهش گاهي با ترحم گاهي مثل مادر بعضي وقت ها مثل نوه آروم تر از هميشه بلند ميشه و ميره سمت دستشويي ميرم دنبالش و كارهامون رو انجام ميديم اگه يه عود هم ميسوزوندم مثل مراسم مقدسي چيزي مي شد صحنه ای خوراک نقاش امپرسیونیستی مدام حرف ميزنه سعی میکنم هر دو مون رو تو دستشویی جا کنم می شورمش برام خوشبختي ميخواد و اينكه دستم به يك جاهايي و ضريح هايي برسه خشکش میکنم میگه شرمنده است چسب های ایسی لایف رو محکم میچسبونم دیشب محکم نبودند چسب ها کارمون تموم میشه و بر میگرده رو تختش كارمون تموم شده بود و برگشته بود رو تختش احتمالا خيلي احساس راحتي كرده بود این بار يا شايد داشت طبق معمول خودشو لوس ميكرد خوش به حال بچه ات خشکم میزنه خوش به حال بچه من خشكم میزنه گفت باید برای آینده مون حرف بزنیم حرف مثلا مهریه تعیین کنیم لباس خواستگاری رو هم که به شوخی انتخاب کردیم مگه کل مهمونی سپیده راه نیفتاده بود دنبالم همین کت رو برای خواستگاری بپوش مثل خانم دکتر ها شدی همه چیز که مشخصه خانواده ها که مشکلی ندارند این همه وقته با همیم حرف بزنیم هوا برف داشت وقتی رسیدم دفتر کارش پشت میزش نشستم داشتم آیتم های مهران مدیری رو که از اینترنت دانلود کرده بود می دیدم بمب خنده بود به گمانم به نظرم زیاد خنده دار نبود اما قهقهه میزد بعد گفت ممکنه بچه دار نشم موقع چک آپ سربازی دکترش گفته بود و ادامه داده بود احتمالا برای اطمینان باید بری آزمایش بدی و اینها نکرده بود این همه مدت بره دکتر گفت برم دکتر و مشکلی نباشه تا پایان سال بعد ازدواج کنیم اگه بچه دار نشه از خودم پرسیدم اون دیگه چیزی نگفته بود من دیگه چیزی ازش نپرسیدم ترس ترس ها ی متصل به هم چیزهای بدیند بدترین چیز دنیا ترس نیستند ورطه ی هولناکی هستند از سیاهی و غلظت بدون امید به رهایی برای من که ترس ها اینطورند فلج می کنندم خشکم میزند از 14 15 سالگی ترس بچه دار نشدن ریخته بود تو تنم اگه به خاطر شلوارها و لباس های تنگی که می پوشم بچه دار نشم معلم های احمق مدرسه این تئوری ها رو می دادند میگفتند گناه داره این شلوارهای تنگ نپوشید که بچه دار نمی شوید که چوب خدا صدا ندارد که تخمدان ها میچسبند به هم که بچه ها میچسبند به هم و زندگی بدون بچه بدرد نمیخوره سارتر و دوبوار رو نمیشناختمم که خودم رو با بچه نداشتن اون ها قانع کنم راهنمایی میرفتم و میترسیدم شلوار تنگ می پوشیدم و می ترسیدم نازا بشم پریودم دیر می شد و میترسیدم نکنه حامله باشم از کدوم پدر از نقش نطفه پدر در جریان حاملگی اطلاعات کمی داشتم اما مامان وقتی پریودش دیر میشد می ترسید دیگه بچه دار نشه بچه دار نشم چرا ترس ها هی بر میگردند به آدم اصلا من نفرین شدم حالا که بزرگ شدم و فهمیدم که شلوار تنگ کسی رو نازا نمیکنه و بچه در انتهای لذت یک شب به درونم هدیه میشه او باید عقیم باشه چرا تمام نمیشند این ترس ها مثل خانه بزرگ حاج خانم که حتی با اینکه پیمانکار خرابش کرده هنوز هم تو خواب های من تموم نشده سر جاش مونده و من وقتی دارم پذیراییشو جارو میکشم یکی از مثلا آنتیکاشو میشکونم و یا کلیدشو گم میکنم و می ترسم و از خواب می پرم و صبح برام داستان های خنده دار تعریف میکنه از پشت تلفن که بخندم که نترسم چرا تموم نمیشند ترس ها الان که بزرگ شدم و بابک احمدی توی یک جلسه ای وسط سوال های فلسفی اعضا جواب بغل دستیم رو در مورد بچه داشتن خیلی با طمانینه و لبخند داده از اینکه بچه دارم خوشحالم پسرم میتونه طلوع خورشید رو ببینه و یا تو ساحل قدم بزنه و یا حالا من دوباره باید بترسم و بچه دار نشم حالا که مطمئنم بچه خوبه ادامه آدمه موقع زبون باز کردنش عالیه پسر آدم صبح روزهای تعطیل میتونه با باباش برا آدم نیمرو درست کنه بچه خوبه بخصوص وقتی میخنده بچه خوبه وقتی بزرگ میشه و بزرگ شدنش رو میبینی و تو پارک از دخترت میخوای مثل پسر ها ندوه حالا اگه بچه دار نشه چیکار کنم اگر بچه دار نشم چیکار کنم برف بند اومده بود رفتیم تئاتر بعدش برا شام پیتزا پنتری بیشتر بچه های دوره همی آخر هفته ها بودند سردم بود و یادم نمی آمد دستکش های چرم مشهدم رو کجای تالار وحدت جا گذاشتم لازانیای پنتری مزه اگه بچه دار نشه میداد مزه ترس اگه رفتید پنتری به خاطر من هم شده مکزیکی سفارش بدید شب من رو رسوند خونه راحله با راحله در موردش حرف زدم گفت باید بره پیش ارولوژیست بعد گفت آدمی که هست رو بخاطر آدمی که هنوز به این دنیا نیومده از دست نمی دن خندید گفت شاید شلوارهای تنگ کارشون رو کرده باشند و خودتم مشکل داشته باشی رفیق ترس رقیق شد گفتم ذهنیشو که دارم اساسی رفت خوابید ذهنم شروع کرد اصلا بچه نباشه سارتر و دوبوار هم نداشتند نخ میکشیدم لای دندونهام خیلی دلم خواست می رم از پرورشگاه می آرم مسواک زدم پرورشگاه در صورتی به ادم بچه میده که یک چیزی به اسمش کنی ما که چیزی نداریم فعلا اصلا ندن نخواستم دمدمای صبح دیگه بچه نداشتم دست دست نکن دکتر رو ها فردا که داشتم میرفتم تالار وحدت دنبال دستکش هام پشت تلفن گفتم ممکنه دکتر سربازی اشتباه تشخیص داده باشه و مشکل دیگه ای باشه مشکل خطرناکی چیزی باید بری دکتر بی مسئولیتی دکتر نرفتنش اذیتم میکرد کلی دادو بیداد تا چند ماه بعد رفت دکتر برای من که زود وا میدم همین رفتنش دستاورد بزرگی بود دکتر گفته بود احتمال عقیم بودنت زیاد نیست و یک عالمه حرف و آزمایش پزشکی مهم نبود زیاد من بچه رو باهاش عوض نمیکردم یک جمله هم برای خودم ساختم من مادر تمام فرزندان زمینم جمله دزدی نبود هیوا مسیح تو جمله ارژینال پسر تمام مادران زمین بوده این مملکت هم کپی رایت نداره حوصله تعريف كردن بقیه ماجرا رو ندارم در واقع جربزه شو ندارم تاریخ ها و تصاویر قاطی می شند من قاطی میشم مخاطب شاید فکر میکنه اطوارهای اول متن و رفتن دنبال نقاش مال اینه که من اصل ماجرا رو به تعویق بندازم من اصل ماجرا رو به تعویق میندازم اما نه برای تعلیق من جربزه تعریف کردن اصل ماجرا رو ندارم هنوز شاید هم مشکل اینه که نمیدونم اصل ماجرا کدومه دقیقا همینقدر میشه گفت طي يك سال بعد كه من داشتم جملات ادبي براي تحمل بي فرزندي اختراع ميكردم رفته بود با يكي ديگه رفته بود غلطه مي رفت و بر ميگشت نفهمیده بودم بس که در گیر جزییات بودم جزییات درس و پایان نامه و ترس و کابوس و ایسی لایف حاج خانم و هزار چیز دیگه جزییاتی که تنها نقاش های امپرسیونیست تونستند حذفش کننند شاید هم فهمیده بودم و به روی خودم نمی اوردم جربزه شو ندارم جربزشو نداشتم نميدونم به اون دختره هم جريان رو گفته يا نه نميدونم اون دختره تونسته مجبورش كنه براي تست نهايي تشخيص بيماري يكي از دوشنبه هاي هر هفته بره بيمارستان پارسيان و نطفه ی بچه من رو که فقط 15 دقیقه برای زنده موندن تو هوای آزاد وقت داشته بزور فیلم و چیز های رقت آور دیگه بریزه تو لوله ازمایشگاه نمیدونم خودش فهمیده اصلا دیگه احتیاجی به دکتر نیست و بچه اش همون عصر یک روز زمستانی تا دمدمای صبح فردا رو فرصت داشته توی این دنیا بازی کنه دوشنبه هاي زيادي اومدند و رفتند می آن و میرن وقتي حاج خانم گفت خوش به حال بچه يادم نيست داشتم گردگيري ميكردم و يا صندلي هاي دور ميز رو مرتب ميچيدم يادم نمي آد دوشنبه بود يا سه شنبه شايد ذهنم اشتباه میکنه و جدا دستکش دستم بوده و داشتم ظرف میشستم خشك تر از اوني بودم كه بتونم درش بيام و پرتش كنم يه جاي دوري از خونه خشک تر از اونی بودم که نقاش امپرسیونیست بتونه دست به کار بشه و دستکش های کف آلودم رو تا حد شاهکار ارتقا بده خشکم زده بود از اینکه دیدم این زن بعد این همه سال هنوز هم حسوده به بچه مرده من هم حسودی میکنه نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14 42 توسط ساحره هیچ جادوگر جادوگر ها در طول تاريخ مورد حسادت خيلي ها واقع شده اند از جمله كلي زمان بايد ميگذشت تا يكي پيدا شود و هري پاتر بنويسد و از خجالتشان در بيايد نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11 41 توسط ساحره هیچ شصت و سبابه شصت و سبابه دست سمت چپم رو درست ميذارم زير هشتي ابروها و ابروها رو از همون جا ميدم بالا پلك ها كه كمي كشيده ميشند احساس ميكنم سردردم بهتره ته تهش هم احتمالا اين تو ذهنمه كه به مرور زمان اين حركت باعث بالا رفتن ابروها ميشه ابروها بالاتر كه به نظر بيان قيافه شيك تر ميشه گردي صورت كمتر به چشم مي آد و صورت به ذائقه زيبايي شناسيك اين روزهاي آدم هاي توي خيابون نزديك تر ميشه حواسم هست مراقب باشم الان ديگه 28 سالمه و توليد كلاژن پوستم مثل 5 سال قبل يا همين سال قبل هم نيست نبايد زياد روي پوستم فشار بيارم چون باعث چين و چروك ميشه چون كلاژن به سختي توليد ميشه چون سنم داره ميره بالا چون اما در حال حاضر و با همه اين حرفها مهمترين دليل اين حركت كم كردن سردردمه سر درد كم اما مداومي كه اين روزها دارم و در ضمن به تصوير آدمي كه به اين شكل با سردردش كنار ميآد فكر ميكنم تصويري كه هميشه برام اذيت كننده بوده من رو ياد آخرين روزهاي زندگي عصي جون ميندازه سر رو به پايين انگشت سبابه و شصت زير هشتي ابروها چشم هاش بسته با كمي فشار و من كه نميفهميدم به كجاي زندگي ...
|