If you are not sure if the website you would like to visit is secure, you can verify it here. Enter the website address of the page and see parts of its content and the thumbnail images on this site. None (if any) dangerous scripts on the referenced page will be executed. Additionally, if the selected site contains subpages, you can verify it (review) in batches containing 5 pages.
favicon.ico: saherehich.blogfa.com/post/8 - sometimes life is not easy eve.

site address: saherehich.blogfa.com/post/8 redirected to: saherehich.blogfa.com/post/8

site title: sometimes life is not easy even with easy life

Our opinion (on Friday 26 June 2026 16:28:41 UTC):

GREEN status (no comments) - no comments

Meta tags:
description=به كار كردن كه بيفتم چند تا كار رو با هم انجام ميدم براي همين بعدش دقيقا يادم نمي آد مشغول چي کاری بودم.;

Headings (most frequently used words):

life, easy, جادوگر, نوشتن, تنها, چاره, اوقات, من, است, در, واقع, امیدوارم, که, باشد, sometimes, is, not, even, with, نوشته, های, پیشین, پیوندها,

Text of the page (most frequently used words):
بچه (32), بود (20), دار (14), های (14), این (13), ترس (11), اون (10), دکتر (10), گفت (9), دیگه (9), داشتم (8), برای (8), دستکش (7), بودم (7), مثل (7), ۱۳۹۲ (6), بعد (6), میکنه (6), نقاش (6), خانم (6), دنبال (6), اما (6), اگه (6), حرف (6), باید (6), چیزی (6), لحظه (6), براي (5), هاي (5), آدم (5), هنوز (5), ذهنم (5), حاج (5), حال (5), ماجرا (5), نیست (5), کنه (5), نشم (5), وقتی (5), حالا (5), بزرگ (5), وبلاگ (4), دارم (4), شده (4), همه (4), سال (4), دست (4), خوش (4), ندارم (4), شاید (4), اصل (4), مشکل (4), میشه (4), چیز (4), خودم (4), نمی (4), اصلا (4), صبح (4), نشه (4), تنگ (4), خیلی (4), پشت (4), جمله (4), چیکار (4), کنم (4), چرا (4), تموم (4), میکنم (4), life (4), easy (4), خاطر (3), است (3), نوشته (3), اينكه (3), خشکم (3), اینکه (3), ظرف (3), كنم (3), خونه (3), امپرسیونیست (3), دوشنبه (3), يادم (3), جربزه (3), اینه (3), رفت (3), جزییات (3), تنها (3), گفته (3), بره (3), داشته (3), دنیا (3), پنتری (3), کرده (3), داده (3), باشه (3), همین (3), زیاد (3), نبود (3), تمام (3), پسر (3), مامان (3), شدم (3), نمیکنه (3), خنده (3), خوبه (3), آشپزخونه (3), میکردم (3), گاهي (3), مدام (3), فیلم (2), بلند (2), کلی (2), عود (2), اردیبهشت (2), مرداد (2), خانه (2), چون (2), فرصت (2), نوشتن (2), همون (2), قدم (2), اول (2), هیچ (2), دیدم (2), دستم (2), بوده (2), بشه (2), اشتباه (2), شايد (2), گردگيري (2), ميكردم (2), نمي (2), كردن (2), واقع (2), تاریخ (2), تصاویر (2), قاطی (2), تعویق (2), تعریف (2), نمیدونم (2), رفته (2), يكي (2), پایان (2), ایسی (2), لایف (2), فهمیده (2), روی (2), نداشتم (2), نميدونم (2), دختره (2), هفته (2), نطفه (2), دقیقه (2), وقت (2), روز (2), دمدمای (2), فردا (2), توی (2), برف (2), بعدش (2), برا (2), یادم (2), تالار (2), وحدت (2), مزه (2), راحله (2), زدم (2), آدمی (2), شلوارهای (2), گفتم (2), نباشه (2), سارتر (2), دوبوار (2), پرورشگاه (2), میرفتم (2), تلفن (2), ممکنه (2), سربازی (2), بری (2), چند (2), احتمال (2), عقیم (2), آزمایش (2), مهم (2), مادر (2), بدون (2), لباس (2), میچسبند (2), میترسیدم (2), شلوار (2), نازا (2), دیر (2), باشم (2), پدر (2), نمیشند (2), خواب (2), مثلا (2), برام (2), مورد (2), میتونه (2), مطمئنم (2), ادامه (2), موقع (2), درست (2), مون (2), بزنیم (2), کنیم (2), خواستگاری (2), مشکلی (2), داشت (2), نظرم (2), احتمالا (2), اینها (2), ازش (2), میزنه (2), خوب (2), شستن (2), اين (2), ياواش (2), انجام (2), امپرسیونیستی (2), میگه (2), چسب (2), محکم (2), تختش (2), حذف (2), كار (2), مشغول (2), بهتره (2), روي (2), گوشه (2), sometimes (2), not (2), even (2), with (2), blogfa, com, لعنتی, janatan, seagull, چاغمان, قوی, سحر, نزدیک, گلوله, ژنرال, مغولستان, خارجي, يادداشت, مزمن, گوريل, كافه, كافكا, میچکا, آئي, كينيتوس, بوي, عطر, ارل, گري, پیوندها, خرداد, تیر, مهر, ۱۳۹۴, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, نويسي, دوست, غير, ميده, كلمه, مدير, استقبال, ميكنه, جمعه, چهارم, ساعت, توسط, ساحره, زده, حسوده, مرده, حسودی, جدا, میشستم, خشك, اوني, بتونم, درش, بيام, پرتش, جاي, دوري, خشک, اونی, بتونه, کار, آلودم, شاهکار, ارتقا, بده, زيادي, اومدند, رفتند, میرن, وقتي, نيست, صندلي, دور, ميز, مرتب, ميچيدم, شنبه, حوصله, تعريف, بقیه, شند, میشم, مخاطب, فکر, اطوارهای, متن, رفتن, مال, بندازم, میندازم, تعلیق, کردن, کدومه, دقیقا, همینقدر, جملات, ادبي, تحمل, فرزندي, اختراع, ديگه, غلطه, ميگشت, نفهمیده, گیر, درس, نامه, کابوس, هزار, جزییاتی, تونستند, حذفش, کننند, اوردم, جربزشو, جريان, تونسته, مجبورش, كنه, تست, نهايي, تشخيص, بيماري, بيمارستان, پارسيان, فقط, زنده, موندن, هوای, آزاد, بزور, رقت, آور, بریزه, لوله, ازمایشگاه, خودش, احتیاجی, عصر, زمستانی, بازی, بند, اومده, رفتیم, تئاتر, شام, پیتزا, بیشتر, دوره, همی, آخر, بودند, سردم, آمد, چرم, مشهدم, کجای, گذاشتم, لازانیای, میداد, رفتید, مکزیکی, سفارش, بدید, رسوند, موردش, پیش, ارولوژیست, هست, بخاطر, نیومده, خندید, کارشون, باشند, خودتم, باشی, رفیق, رقیق, ذهنیشو, اساسی, خوابید, شروع, کرد, نداشتند, میکشیدم, لای, دندونهام, دلم, خواست, آرم, مسواک, صورتی, ادم, میده, اسمش, کنی, نداریم, فعلا, ندن, نخواستم, نکن, هام, تشخیص, خطرناکی, مسئولیتی, نرفتنش, اذیتم, میکرد, دادو, بیداد, ماه, زود, میدم, رفتنش, دستاورد, بزرگی, بودنت, عالمه, پزشکی, باهاش, عوض, نمیکردم, ساختم, فرزندان, زمینم, دزدی, هیوا, مسیح, ارژینال, مادران, زمین, مملکت, کپی, رایت, نداره, اگر, متصل, چیزهای, بدیند, بدترین, نیستند, ورطه, هولناکی, هستند, سیاهی, غلظت, امید, رهایی, اینطورند, فلج, کنندم, میزند, سالگی, نشدن, ریخته, تنم, شلوارها, تنگی, پوشم, معلم, احمق, مدرسه, تئوری, دادند, میگفتند, گناه, داره, نپوشید, شوید, چوب, خدا, صدا, ندارد, تخمدان, زندگی, بدرد, نمیخوره, نمیشناختمم, نداشتن, قانع, راهنمایی, پوشیدم, ترسیدم, بشم, پریودم, نکنه, حامله, کدوم, نقش, جریان, حاملگی, اطلاعات, کمی, پریودش, میشد, ترسید, میگردند, نفرین, فهمیدم, کسی, انتهای, لذت, درونم, هدیه, حتی, پیمانکار, خرابش, نشده, جاش, مونده, پذیراییشو, جارو, میکشم, یکی, آنتیکاشو, میشکونم, کلیدشو, ترسم, پرم, داستان, بخندم, نترسم, الان, بابک, احمدی, جلسه, وسط, سوال, فلسفی, اعضا, جواب, بغل, دستیم, داشتن, طمانینه, لبخند, خوشحالم, پسرم, طلوع, خورشید, ببینه, ساحل, بزنه, دوباره, بترسم, آدمه, زبون, باز, کردنش, عالیه, روزهای, تعطیل, باباش, نیمرو, بخصوص, میخنده, شدنش, میبینی, پارک, دخترت, میخوای, ندوه, آینده, مهریه, تعیین, شوخی, انتخاب, کردیم, مگه, مهمونی, سپیده, راه, نیفتاده, دنبالم, بپوش, شدی, مشخصه, خانواده, ندارند, وقته, همیم, هوا, رسیدم, دفتر, کارش, میزش, نشستم, آیتم, مهران, مدیری, اینترنت, دانلود, بمب, گمانم, قهقهه, میزد, دکترش, اطمینان, بدی, نکرده, مدت, برم, ازدواج, پرسیدم, نگفته, نپرسیدم, خشكم, خبری, همش, زمانی, مادربزرگم, بابام, بالاخره, خودمو, راضي, كردم, صداش, لحني, زندگي, ناز, كرشمه, نگرفته, قبلش, نمیتونه, اینجارو, نيم, ساعتي, برنامه, داريم, قبل, چشمم, خوابالود, ميگم, دورون, لحن, درموني, پيدا, نكردم, خواهش, ترحم, بعضي, نوه, آروم, هميشه, ميشه, ميره, سمت, دستشويي, ميرم, دنبالش, كارهامون, ميديم, ميسوزوندم, مراسم, مقدسي, چيزي, صحنه, خوراک, ميزنه, سعی, دستشویی, شورمش, خوشبختي, ميخواد, جاهايي, ضريح, هايي, برسه, خشکش, شرمنده, میچسبونم, دیشب, نبودند, کارمون, میگرده, كارمون, برگشته, خيلي, احساس, راحتي, كرده, بار, طبق, معمول, خودشو, لوس, ميكرد, آلود, زرد, لاکی, قرمز, فرش, بلوطی, پارکت, جزیی, بودن, انگ, بيفتم, ميدم, همين, دقيقا, کاری, اینطوری, نیاد, بدیش, میگردم, کلید, تصویر, دنبالشم, گرد, عسلي, امسال, مشهد, خريده, گرفتم, كاشي, كشیدم, کتاب, خوندم, آرایش, مهمه, میگم, گوش, ذهنمه, چیزا, مهمند, براش, چیزها, روبه, روشند, چیزیه, بالا, پایین, اینحال, ذهن, نامطمئن, خاص, منتفی, میدونه, هيچ, دستكش, یادش, عصبانيت, بيارمش, پرتابش, همچین, چاره, اوقات, امیدوارم, باشد, جادوگر,


Text of the page (random words):
sometimes life is not easy even with easy life جادوگر نوشتن تنها چاره اوقات من است در واقع امیدوارم که باشد sometimes life is not easy even with easy life به كار كردن كه بيفتم چند تا كار رو با هم انجام ميدم براي همين بعدش دقيقا يادم نمي آد مشغول چي کاری بودم اینطوری بهتره هیچ چی یادم نیاد بهتره ذهنم مثل نقاش امپرسیونیستی شده که هی جزییات رو حذف میکنه تنها بدیش اینه که مدام دنبال یه چیزی میگردم دنبال یه کلید یا یه تصویر لحظه ای که دنبالشم داشتم چیکار میکردم اون لحظه گرد روي عسلي ها رو با گردگيري كه مامان امسال از مشهد خريده بود مي گرفتم يا روي كاشي كف ها رو طي مي كشیدم کتاب می خوندم یا آرایش میکردم خوب چه مهمه اینها من هم به ذهنم میگم اما گوش نمیکنه ذهنمه دیگه به خیلی چیزا میگه مهم نیست اما مهمند براش به خیلی چیزها پشت میکنه اما اون ها روبه روشند مدام دنبال یه چیزیه دنبال این که شک کنه و تصاویر و تاریخ ها رو بالا پایین کنه با اینحال همین ذهن نامطمئن این احتمال رو كه اون روز و تو اون لحظه خاص مشغول ظرف شستن باشم منتفی میدونه چون هيچ چي از دستكش آشپزخونه یادش نیست دستکش آشپزخونه ای كه با عصبانيت در بيارمش و پرتابش كنم يك گوشه اي از گوشه هاي خونه به نظرم یه نقاش امپرسیونیست همچین لحظه ای رو با انگ جزیی بودن حذف نمیکنه دستکش های کف آلود زرد روی لاکی قرمز فرش و یا بلوطی پارکت خوب حالا که خبری از دستکش آشپزخونه نیست من چرا همش حس میکنم اون لحظه در حال ظرف شستن بودم زمانی که مادربزرگم مامان بابام _ بالاخره خودمو راضي كردم حاج خانم صداش كنم با لحني كه 84 سال زندگي ناز و كرشمه رو ازش نگرفته گفت خوش به حال بچه ات من داشتم چیکار میکردم اون لحظه در مورد ده دقیقه قبلش مطمئنم ذهنم نمیتونه اینجارو شک کنه هر شب نيم ساعتي اين برنامه رو داريم قبل از اينكه چشمم خوابالود بشه ميگم حاج خانم ياواش ياواش دورون دا هنوز هم لحن درست درموني براي اين جمله پيدا نكردم گاهي با خواهش گاهي با ترحم گاهي مثل مادر بعضي وقت ها مثل نوه آروم تر از هميشه بلند ميشه و ميره سمت دستشويي ميرم دنبالش و كارهامون رو انجام ميديم اگه يه عود هم ميسوزوندم مثل مراسم مقدسي چيزي مي شد صحنه ای خوراک نقاش امپرسیونیستی مدام حرف ميزنه سعی میکنم هر دو مون رو تو دستشویی جا کنم می شورمش برام خوشبختي ميخواد و اينكه دستم به يك جاهايي و ضريح هايي برسه خشکش میکنم میگه شرمنده است چسب های ایسی لایف رو محکم میچسبونم دیشب محکم نبودند چسب ها کارمون تموم میشه و بر میگرده رو تختش كارمون تموم شده بود و برگشته بود رو تختش احتمالا خيلي احساس راحتي كرده بود این بار يا شايد داشت طبق معمول خودشو لوس ميكرد خوش به حال بچه ات خشکم میزنه خوش به حال بچه من خشكم میزنه گفت باید برای آینده مون حرف بزنیم حرف مثلا مهریه تعیین کنیم لباس خواستگاری رو هم که به شوخی انتخاب کردیم مگه کل مهمونی سپیده راه نیفتاده بود دنبالم همین کت رو برای خواستگاری بپوش مثل خانم دکتر ها شدی همه چیز که مشخصه خانواده ها که مشکلی ندارند این همه وقته با همیم حرف بزنیم هوا برف داشت وقتی رسیدم دفتر کارش پشت میزش نشستم داشتم آیتم های مهران مدیری رو که از اینترنت دانلود کرده بود می دیدم بمب خنده بود به گمانم به نظرم زیاد خنده دار نبود اما قهقهه میزد بعد گفت ممکنه بچه دار نشم موقع چک آپ سربازی دکترش گفته بود و ادامه داده بود احتمالا برای اطمینان باید بری آزمایش بدی و اینها نکرده بود این همه مدت بره دکتر گفت برم دکتر و مشکلی نباشه تا پایان سال بعد ازدواج کنیم اگه بچه دار نشه از خودم پرسیدم اون دیگه چیزی نگفته بود من دیگه چیزی ازش نپرسیدم ترس ترس ها ی متصل به هم چیزهای بدیند بدترین چیز دنیا ترس نیستند ورطه ی هولناکی هستند از سیاهی و غلظت بدون امید به رهایی برای من که ترس ها اینطورند فلج می کنندم خشکم میزند از 14 15 سالگی ترس بچه دار نشدن ریخته بود تو تنم اگه به خاطر شلوارها و لباس های تنگی که می پوشم بچه دار نشم معلم های احمق مدرسه این تئوری ها رو می دادند میگفتند گناه داره این شلوارهای تنگ نپوشید که بچه دار نمی شوید که چوب خدا صدا ندارد که تخمدان ها میچسبند به هم که بچه ها میچسبند به هم و زندگی بدون بچه بدرد نمیخوره سارتر و دوبوار رو نمیشناختمم که خودم رو با بچه نداشتن اون ها قانع کنم راهنمایی میرفتم و میترسیدم شلوار تنگ می پوشیدم و می ترسیدم نازا بشم پریودم دیر می شد و میترسیدم نکنه حامله باشم از کدوم پدر از نقش نطفه پدر در جریان حاملگی اطلاعات کمی داشتم اما مامان وقتی پریودش دیر میشد می ترسید دیگه بچه دار نشه بچه دار نشم چرا ترس ها هی بر میگردند به آدم اصلا من نفرین شدم حالا که بزرگ شدم و فهمیدم که شلوار تنگ کسی رو نازا نمیکنه و بچه در انتهای لذت یک شب به درونم هدیه میشه او باید عقیم باشه چرا تمام نمیشند این ترس ها مثل خانه بزرگ حاج خانم که حتی با اینکه پیمانکار خرابش کرده هنوز هم تو خواب های من تموم نشده سر جاش مونده و من وقتی دارم پذیراییشو جارو میکشم یکی از مثلا آنتیکاشو میشکونم و یا کلیدشو گم میکنم و می ترسم و از خواب می پرم و صبح برام داستان های خنده دار تعریف میکنه از پشت تلفن که بخندم که نترسم چرا تموم نمیشند ترس ها الان که بزرگ شدم و بابک احمدی توی یک جلسه ای وسط سوال های فلسفی اعضا جواب بغل دستیم رو در مورد بچه داشتن خیلی با طمانینه و لبخند داده از اینکه بچه دارم خوشحالم پسرم میتونه طلوع خورشید رو ببینه و یا تو ساحل قدم بزنه و یا حالا من دوباره باید بترسم و بچه دار نشم حالا که مطمئنم بچه خوبه ادامه آدمه موقع زبون باز کردنش عالیه پسر آدم صبح روزهای تعطیل میتونه با باباش برا آدم نیمرو درست کنه بچه خوبه بخصوص وقتی میخنده بچه خوبه وقتی بزرگ میشه و بزرگ شدنش رو میبینی و تو پارک از دخترت میخوای مثل پسر ها ندوه حالا اگه بچه دار نشه چیکار کنم اگر بچه دار نشم چیکار کنم برف بند اومده بود رفتیم تئاتر بعدش برا شام پیتزا پنتری بیشتر بچه های دوره همی آخر هفته ها بودند سردم بود و یادم نمی آمد دستکش های چرم مشهدم رو کجای تالار وحدت جا گذاشتم لازانیای پنتری مزه اگه بچه دار نشه میداد مزه ترس اگه رفتید پنتری به خاطر من هم شده مکزیکی سفارش بدید شب من رو رسوند خونه راحله با راحله در موردش حرف زدم گفت باید بره پیش ارولوژیست بعد گفت آدمی که هست رو بخاطر آدمی که هنوز به این دنیا نیومده از دست نمی دن خندید گفت شاید شلوارهای تنگ کارشون رو کرده باشند و خودتم مشکل داشته باشی رفیق ترس رقیق شد گفتم ذهنیشو که دارم اساسی رفت خوابید ذهنم شروع کرد اصلا بچه نباشه سارتر و دوبوار هم نداشتند نخ میکشیدم لای دندونهام خیلی دلم خواست می رم از پرورشگاه می آرم مسواک زدم پرورشگاه در صورتی به ادم بچه میده که یک چیزی به اسمش کنی ما که چیزی نداریم فعلا اصلا ندن نخواستم دمدمای صبح دیگه بچه نداشتم دست دست نکن دکتر رو ها فردا که داشتم میرفتم تالار وحدت دنبال دستکش هام پشت تلفن گفتم ممکنه دکتر سربازی اشتباه تشخیص داده باشه و مشکل دیگه ای باشه مشکل خطرناکی چیزی باید بری دکتر بی مسئولیتی دکتر نرفتنش اذیتم میکرد کلی دادو بیداد تا چند ماه بعد رفت دکتر برای من که زود وا میدم همین رفتنش دستاورد بزرگی بود دکتر گفته بود احتمال عقیم بودنت زیاد نیست و یک عالمه حرف و آزمایش پزشکی مهم نبود زیاد من بچه رو باهاش عوض نمیکردم یک جمله هم برای خودم ساختم من مادر تمام فرزندان زمینم جمله دزدی نبود هیوا مسیح تو جمله ارژینال پسر تمام مادران زمین بوده این مملکت هم کپی رایت نداره حوصله تعريف كردن بقیه ماجرا رو ندارم در واقع جربزه شو ندارم تاریخ ها و تصاویر قاطی می شند من قاطی میشم مخاطب شاید فکر میکنه اطوارهای اول متن و رفتن دنبال نقاش مال اینه که من اصل ماجرا رو به تعویق بندازم من اصل ماجرا رو به تعویق میندازم اما نه برای تعلیق من جربزه تعریف کردن اصل ماجرا رو ندارم هنوز شاید هم مشکل اینه که نمیدونم اصل ماجرا کدومه دقیقا همینقدر میشه گفت طي يك سال بعد كه من داشتم جملات ادبي براي تحمل بي فرزندي اختراع ميكردم رفته بود با يكي ديگه رفته بود غلطه مي رفت و بر ميگشت نفهمیده بودم بس که در گیر جزییات بودم جزییات درس و پایان نامه و ترس و کابوس و ایسی لایف حاج خانم و هزار چیز دیگه جزییاتی که تنها نقاش های امپرسیونیست تونستند حذفش کننند شاید هم فهمیده بودم و به روی خودم نمی اوردم جربزه شو ندارم جربزشو نداشتم نميدونم به اون دختره هم جريان رو گفته يا نه نميدونم اون دختره تونسته مجبورش كنه براي تست نهايي تشخيص بيماري يكي از دوشنبه هاي هر هفته بره بيمارستان پارسيان و نطفه ی بچه من رو که فقط 15 دقیقه برای زنده موندن تو هوای آزاد وقت داشته بزور فیلم و چیز های رقت آور دیگه بریزه تو لوله ازمایشگاه نمیدونم خودش فهمیده اصلا دیگه احتیاجی به دکتر نیست و بچه اش همون عصر یک روز زمستانی تا دمدمای صبح فردا رو فرصت داشته توی این دنیا بازی کنه دوشنبه هاي زيادي اومدند و رفتند می آن و میرن وقتي حاج خانم گفت خوش به حال بچه يادم نيست داشتم گردگيري ميكردم و يا صندلي هاي دور ميز رو مرتب ميچيدم يادم نمي آد دوشنبه بود يا سه شنبه شايد ذهنم اشتباه میکنه و جدا دستکش دستم بوده و داشتم ظرف میشستم خشك تر از اوني بودم كه بتونم درش بيام و پرتش كنم يه جاي دوري از خونه خشک تر از اونی بودم که نقاش امپرسیونیست بتونه دست به کار بشه و دستکش های کف آلودم رو تا حد شاهکار ارتقا بده خشکم زده بود از اینکه دیدم این زن بعد این همه سال هنوز هم حسوده به بچه مرده من هم حسودی میکنه نوشته شده در جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 14 42 توسط ساحره هیچ وبلاگ نويسي رو دوست دارم چون به غير از اينكه به آدم فرصت نوشتن ميده در همون قدم اول با كلمه مدير وبلاگ از آدم استقبال ميكنه خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ پیوندها بوي عود عطر ارل گري آئي كينيتوس میچکا کلی كافه كافكا گوريل يادداشت هاي مزمن مغولستان خارجي يك گلوله براي ژنرال دل قوی دار سحر نزدیک است چاغمان janatan seagull به خاطر یک فیلم بلند لعنتی blogfa com
Thumbnail images (randomly selected): * Images may be subject to copyright.GREEN status (no comments)

    No Images


    Verified site has: 10 subpage(s). Do you want to verify them? Verify pages:

    1-5 6-10


    Top 50 hastags from of all verified websites.

    Supplementary Information (add-on for SEO geeks)*- See more on header.verify-www.com

    Header

    HTTP/1.1 301 Moved Permanently
    Date Fri, 26 Jun 2026 16:28:40 GMT
    Content-Type text/html; charset=utf-8
    Transfer-Encoding chunked
    Connection close
    Location htt????/saherehich.blogfa.com/post/8
    Server cloudflare
    Cf-Cache-Status DYNAMIC
    Report-To group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=1jUotzHNzxdtcOm0hBCaEn3bMbJaHfvrZwIiPSnZgCQ5xU4W%2FVoToXnErxScOzAw01EhZpkSq2FvATs35DWQ5kjhzl2z%2B9PH0DzbBB2C0RkpNDR67uZsH9zU3WrLsoeMpuODY%2FZ5i8Q%3D ]
    Nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    CF-RAY a11d96222a8566e0-AMS
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400
    HTTP/2 200
    date Fri, 26 Jun 2026 16:28:41 GMT
    content-type text/html; charset=utf-8
    cache-control private
    nel report_to : cf-nel , success_fraction :0.0, max_age :604800
    vary Accept-Encoding
    server cloudflare
    cf-cache-status DYNAMIC
    report-to group : cf-nel , max_age :604800, endpoints :[ url : htt????/a.nel.cloudflare.com/report/v4?s=3lvXfK5P3WYzTZEGETescdIEz95BKCAS6qm%2FZyAQGsj6pcOQe0VHElVmV4v3EKaw%2BIUqrdMw6yBPMBl8aTAeFG5dUogE%2BRyEWZ0Rra62cO85eHJyhBA1drhpeccaHkF1F1YrD7XJ%2BYQ%3D ]
    content-encoding gzip
    cf-ray a11d96239c599cd3-AMS
    alt-svc h3= :443 ; ma=86400

    Meta Tags

    title="sometimes life is not easy even with easy life"
    http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=utf-8"
    name="viewport" content="width=device-width, initial-scale=1"
    http-equiv="content-language" content="fa"
    name="description" content="به كار كردن كه بيفتم چند تا كار رو با هم انجام ميدم براي همين بعدش دقيقا يادم نمي آد مشغول چي کاری بودم."
    name="generator" content="blogfa.com"
    property="og:title" content="sometimes life is not easy even with easy life"
    property="og:site_name" content="جادوگر"
    property="og:description" content="به كار كردن كه بيفتم چند تا كار رو با هم انجام ميدم براي همين بعدش دقيقا يادم نمي آد مشغول چي کاری بودم."

    Load Info

    page size7208
    load time (s)0.525214
    redirect count1
    speed download13729
    server IP 188.114.97.0
    * all occurrences of the string "http://" have been changed to "htt???/"