Meta tags:
Description= من فعلا خودم را گم کرده ام، از من نپرسید! سوتک;
Keywords= سوتک;
Headings (most frequently used words):
من, خیلی, سوتک, نون, حلال, به, خاطر, یک, مشت, ریال, روضه, دیدنی, دور, نزدیک, هنوز, نفس, می, کشم, شازده, کوچولوی, بازی, کودکانه, جرم, خواص, بی, بصیرت, بودن, یا, نبودن, غاده, کاروان, آزادی,
Text of the page (most frequently used words):
این (30), بود (29), شده (25), است (18), نمی (17), خیلی (13), کنم (13), سوتک (12), حتی (12), های (11), نظر (11), اما (11), ارسال (10), توسط (10), شهدا (9), بعد (9), برای (8), کردم (8), اگر (8), شود (8), یادم (8), باید (8), نیست (8), هنوز (7), عصر (7), بار (7), شاید (7), ذهن (6), همه (6), بودم (6), انگار (6), کرده (6), وقت (6), زبان (5), نوشتن (5), بودن (5), بازی (5), کودکانه (5), خودم (5), فکر (5), کار (5), برایم (5), جمله (5), دست (5), هزار (5), باشد (5), تنها (5), خراب (5), کند (5), پسرک (5), غاده (4), کاروان (4), شازده (4), #کوچولوی (4), نزدیک (4), روضه (4), دیدنی (4), گفته (4), بزنم (4), همان (4), فیلم (4), پخش (4), فقط (4), یکی (4), مصطفی (4), خواندم (4), بنویسم (4), قدر (4), حالا (4), بحث (4), اول (4), چند (4), همین (4), وقتی (4), خاطرات (4), حسن (4), اولین (4), جنگ (4), پیام (4), نوشته (3), آزادی (3), دور (3), جای (3), دوست (3), چیزی (3), کردند (3), روی (3), نبود (3), خواهم (3), پیدا (3), دانم (3), آمد (3), یاد (3), وبلاگ (3), توانم (3), امام (3), زمان (3), مثل (3), باور (3), خیر (3), ندارم (3), درست (3), وسط (3), فلان (3), زندگی (3), بشود (3), توی (3), داد (3), دایره (3), نداشتم (3), صبح (3), نوشت (3), نگاه (3), سال (3), باقری (3), کاری (3), بگویم (3), زنده (3), راه (3), بیشتر (3), کرد (3), برایت (3), اخلاقی (3), بازرگانی (3), تبلیغات (3), حسابی (3), سوم (3), جالب (3), تبلیغ (3), دنیای (2), ساده (2), عناوین (2), توجیه (2), میان (2), خانه (2), نبودن (2), جرم (2), خواص (2), بصیرت (2), نفس (2), کشم (2), خاطر (2), مشت (2), ریال (2), نون (2), حلال (2), دیشب (2), راحت (2), مرحله (2), فهمیدم (2), آورد (2), گفت (2), ایران (2), خواست (2), تمام (2), نشده (2), گفتم (2), زیاد (2), شکل (2), کلت (2), آمدم (2), پایین (2), موقع (2), ماشین (2), گذاشتند (2), داستان (2), پایم (2), نکرده (2), دفعه (2), باز (2), شروع (2), زیر (2), کردن (2), نوشتنم (2), الکی (2), دیگر (2), لازم (2), کجا (2), هست (2), لشکر (2), بخواهم (2), شخصی (2), بکنم (2), خدا (2), حال (2), عاقبت (2), مسلم (2), ماند (2), ادعایی (2), هیچ (2), کاش (2), بیفتد (2), موضوع (2), چیز (2), درباره (2), آخر (2), ساختن (2), پیش (2), قشنگ (2), اوقات (2), فدای (2), اعصاب (2), گاهی (2), آدم (2), خودش (2), ساله (2), نقاشی (2), سفارش (2), کشیدن (2), شدم (2), لطفا (2), غلامحسین (2), افشردی (2), دیده (2), گرفت (2), داشت (2), چنان (2), حرفه (2), تاکیدی (2), اسطوره (2), زدایی (2), جبهه (2), عادی (2), دفاع (2), مقدس (2), آمده (2), بودند (2), کنند (2), کتابهای (2), حوصله (2), جدی (2), منطقه (2), هفته (2), شنیدنی (2), آفتاب (2), ببینی (2), محرم (2), علی (2), البته (2), تصویری (2), نسل (2), ارتباطات (2), بودیم (2), کلاس (2), ممنوعه (2), سید (2), http, www, blogskin, شبان, نامه, وارونه, مجازی, تراوشات, دیگران, فلسفه, پرت, پلاهای, آشفته, آرشیوشده, 169, لعنتی, جایی, آغوش, کودکی, تمرینی, دوباره, خوابم, نبرد, مدام, جوابم, ممکنه, عمل, ولی, نمیذاری, طرحش, ذوق, شوق, گذاشت, فیلمی, اناشید, شور, فلسطینی, تقریبا, نصف, بفرسته, داری, بــ, صحبتمان, طول, نکشید, یعنی, بگوید, قبل, اسرائیلی, تیراندازی, تصویر, بعضی, مجروحین, برانکارد, دویدم, کوچکم, برداشتم, نیتم, پایش, نرود, اتاق, ستاد, سوار, فریاد, بروم, دنبال, دیوانه, دستم, هربار, چمران, نیامده, دارم, مورد, مختارنامه, دلتنگ, وبلاگنویسی, صفحه, مدیریت, عوض, جوری, موضوعاتی, ذهنم, درگیر, سوژه, امروز, دیدن, افتادم, مدت, پست, نگفته, حسی, حسش, بیاید, گویم, آید, قبول, دلیل, بیاور, کوفه, محاصره, خواستند, نتوانستند, برسند, عملکرد, شکر, نبوده, معلوم, بهترین, کوفیان, مصلحت, اندیش, سکوت, زبانم, لال, ابن, کاریش, بگو, جور, اصلا, سلیمان, صرد, خزاعی, خوشم, داغ, حمایت, خیال, شوم, توابین, داشته, باشم, دعاهایی, لقلقه, اتفاق, جوش, آورده, ناراحت, عصبانی, دیگری, نسبت, اتفاقی, بدون, اراده, اختیار, خاصی, انجام, اهمیت, ندارد, تغییر, دهد, فنجان, اسباب, دوران, کودکیم, شکسته, داستانِ, کتاب, بچگیم, دوستم, بحثم, پازلی, کلی, گذاشته, مدتی, نشینم, شخم, زنم, مسائل, افتاده, اعصابم, خرد, برعکس, اتفاقات, کوچک, مزه, قند, دلم, سالی, دقیق, مضمونش, بچگانه, تلنگر, سرت, خردگی, خرابکاری, حواس, پرتانه, بنشینم, غصه, بخورم, مثلا, چرا, حواسم, عامل, شدن, روز, هوس, کنه, قدیمی, بذاره, الان, واسه, خانومی, دیگه, تحویلم, گیره, امشب, مرضیه, خرجش, آبنبات, بشینه, بغلم, کاغذ, دفترچه, دعای, کمیلی, نقاشیای, باشه, بگیرم, ضایع, نشم, تنگش, اگزوپری, هیچی, بلد, نبودم, آخرش, راضی, خلاصه, کوچولو, سوالش, کوچولویی, جوابی, براش, پاشو, وایسا, ببینم, وایسادم, کوچیک, بزرگ, کشید, غلط, لعن, نفرین, شبکه, اجتماعی, بهونه, مقصر, ننوشتن, هایند, پیر, یادش, روزگاری, صدا, بیایی, اینجا, خاک, گرفته, گوشه, تونم, انگشت, روش, مرا, بشویید, ریزجثه, همیشه, کمتر, سنش, حسابش, جاها, کسی, جدیش, خبرنگار, معمولی, اطرافیانم, بالقوه, باشند, زمینه, نقدهای, نیمه, صحنه, هایی, دیدم, مستند, مریزاد, چقدر, چهره, بازیگران, شبیه, شخصیت, اصلی, حرف, راوی, شمارش, معکوسی, ماههای, انداخته, بودنش, گوید, حرفی, شهادت, زند, جمعه, شبها, آخرین, روزهای, زمستان, روایتی, شهید, موج, جدیدی, افتاد, اخراجیهای, نمکی, استارت, داشتند, سازی, تقدس, رزمندگان, کارها, نظرم, لوث, لوس, گرچه, کتابها, دورتر, شدند, خاطراتی, نحوه, چینش, طرز, بیان, آنها, طوری, کتابهایی, اوایل, رمانهای, مربوط, بعدتر, یاران, همسرانشان, مباحث, گذرم, اردوهای, راهیان, نور, شنیدن, موقعیت, آرایش, نیروها, تازه, دبیرستانی, علاقمند, خوب, رمان, جنگی, خریدم, دبیرستان, نمایشگاهی, مناسبت, مدرسه, زده, دخترک, چادر, جلوی, چشمانت, بدود, ناز, بریزد, راهی, خرابه, شوی, محکم, زمین, بخوری, دستهای, حائل, صورتت, زخمی, علقمه, آوری, ظهر, چله, تابستان, سایه, باریک, جوب, عطشت, برابر, لحظه, تاسوعا, نباشد, هیئت, شیرخوارت, پاهای, خوابش, ببرد, سرش, عقب, برود, سفیدی, زیرگلویش, اصغر, نهم, آقای, صداوسیما, ارزشی, پیشکش, چهارتا, سالم, کنید, هستند, خیل, تبلیغاتی, جایگاه, پدر, مادر, خانواده, متزلزل, روابط, انسانی, ارزشهای, بسته, چیپس, پفک, رایتل, خردکن, تبلیغاتش, لااقل, تبلیغش, ترویج, تلفن, اپراتور, فاصله, دروغ, فخرفروشی, باب, محصولی, فرهنگی, دارد, دانشجوی, اشتباه, نکنم, استاد, تاکید, برایمان, ضبط, تحلیلش, کنیم, چندان, بهش, اصطلاح, صنعت, سرگرمی, شنیدم, خرج, صرف, هزینه, هنگفت, صرفا, مردم, فرض, حین, برنامه, نباید, اندازه, مسئولیت, پذیر, وجدان, داشتیم, شیشه, پنجره, اسکناسی, بیرون, تکان, جلو, نرفت, صدایش, بلند, خاموشش, چهارم, دبستان, چهارراه, پشت, چراغ, قرمز, اسپند, دود, میوه, کلاه, نوید, شاهد, برگ, ریزان, کلبه, احزان, انگاره, دیوونه, مداد, کاغذی, آهستان, دستنوشته, بتکده, کشکول, مرصاد, آسمانی, ریوار, نسیم, وصل, شبانه, روزی, طلبه, احمدک, چای, نبات, جسد, گوربان, نمک, گویه, غلامعلی, مجاهد, تهانی, سلام, آقا, فتح, قدس, مکه, مادرانه, اینک, بین, رود, حرفای, خودمونی, آسمان, آرمان, شهر, آتش, عشق, ضحی, فراق, وطنم, نسیمی, بهشت, نقد, ملس, طعم, شیرین, دقیقه, نافذ, خود, نگاهم, عمو, اکبر, آغاز, عزم, ظهور, خانوم, ناظم, ممنوع, رضوان, کمیل, پاک, رند, بیابان, گرد, کالبد, شکافی, جون, مرغ, آدمیزاد, پیاده, عرش, رسان, پارسی, بلاگ, صبا, ویژن,
Text of the page (random words):
سوتک سفارش تبلیغ صبا ویژن سوتک پارسی بلاگ درباره ما پیام رسان خانه پیاده تا عرش کالبد شکافی جون مرغ تا ذهن آدمیزاد بیابان گرد رند پاک دیده شب نوشت سید کمیل رضوان زن بودن ممنوع خانوم ناظم منطقه ممنوعه آفتاب شب عزم ظهور آغاز راه عمو اکبر نگاهم برای تو خود نوشت نافذ طعم شیرین دو دقیقه نقد ملس نسیمی از بهشت در فراق وطنم ضحی آتش عشق آرمان شهر زیر آسمان خدا حرفای خودمونی من اینک از بین نمی رود مادرانه با سید علی تا فتح قدس و مکه سلام آقا تهانی دل گویه های یک غلامعلی مجاهد نم نمک گوربان جسد زنده وقتی نیست چای نبات احمدک طلبه ای از نسل سوم اولین وبلاگ شبانه روزی در ایران نسیم وصل ریوار آسمانی مرصاد کشکول بتکده دستنوشته های یک آهستان مداد کاغذی انگاره های یه دیوونه کلبه احزان در برگ ریزان ذهن نوید شاهد نوشته های یک آی بی کلاه میوه ممنوعه نون حلال پسرک شاید سوم یا چهارم دبستان بود سر چهارراه پشت چراغ قرمز اسپند دود می کرد یکی از ماشین ها شیشه پنجره را پایین داد و اسکناسی بیرون گرفت رو به پسرک پسرک سر تکان داد و جلو نرفت صدایش بلند شد که خاموشش کرده م کاش اندازه پسرک مسئولیت پذیر بودیم و وجدان کاری داشتیم ارسال شده در 94 6 29 7 45 عصر توسط سوتک نظر به خاطر یک مشت ریال یادم نیست اولین بار اصطلاح صنعت سرگرمی را کی و کجا شنیدم اما برایم جالب بود البته خیلی هم دور از ذهن نبود که این همه خرج و صرف زمان و هزینه هنگفت صرفا برای پر کردن وقت مردم و بر فرض تبلیغات پیش و پس و حین برنامه نباید باشد اما چیزی که برایم جالب تر بود و هیچ وقت چندان جدی بهش نگاه نکرده بودم بحث تبلیغات بود دانشجوی ارتباطات بودیم و اگر اشتباه نکنم سر کلاس ارتباطات تصویری بود که استاد حسابی روی این موضوع تاکید داشت حتی برایمان پیام بازرگانی ضبط کرد و آورد سر کلاس که تحلیلش کنیم بعد از آن بود که پیام های بازرگانی برایم جالب شد و خیلی اوقات کاری نداشتم که چه محصولی تبلیغ می شود و بیشتر نگاه می کردم که چه فرهنگی را دارد تبلیغ می کند چند وقتی است این تبلیغات رایتل حسابی اعصاب خردکن شده است برایم البته نه این که بخواهم بگویم همه تبلیغاتش اما لااقل دو سه تبلیغش حسابی ترویج بی اخلاقی است تلفن تصویری و اپراتور نسل سوم آمده است که فاصله آدم ها را کم کند یا دروغ و فخرفروشی را باب کند و هستند خیل تبلیغاتی که جایگاه پدر و مادر را در خانواده متزلزل می کند و یا روابط انسانی و ارزشهای اخلاقی را فدای یک بسته چیپس و پفک می کنند آقای صداوسیما ساختن فیلم ارزشی و اخلاقی و پیشکش لطفا چهارتا پیام بازرگانی سالم پخش کنید ارسال شده در 91 11 22 9 10 عصر توسط سوتک نظر روضه دیدنی روضه دیدنی است نه شنیدنی باید وسط هیئت پسرک شیرخوارت روی پاهای تو خوابش ببرد و سرش از عقب برود و سفیدی زیرگلویش را ببینی تا برایت شب علی اصغر شود حتی اگر شب نهم محرم باشد باید وسط آفتاب ظهر چله تابستان سایه آب باریک توی جوب را ببینی و عطشت هزار برابر شود تا همان لحظه برایت تاسوعا شود حتی اگر محرم نباشد باید محکم زمین بخوری و حتی با دستهای حائل کرده ات باز سر و صورتت زخمی شود تا سر از علقمه در آوری باید دخترک سه ساله چادر به سر جلوی چشمانت بدود برایت ناز کند و زبان بریزد تا راهی خرابه شوی باید روضه دیدنی است نه شنیدنی ارسال شده در 91 9 6 1 5 صبح توسط سوتک نظر خیلی دور خیلی نزدیک تازه دبیرستانی شده بودم که به کتابهای جبهه و جنگ علاقمند شدم خوب یادم هست که اولین رمان جنگی که خریدم همان هفته اول سال اول دبیرستان بود از نمایشگاهی که به مناسبت هفته دفاع مقدس در مدرسه زده بودند حوصله مباحث جدی جنگ را نداشتم هنوز هم اگر گذرم به اردوهای راهیان نور بیفتد حال و حوصله شنیدن موقعیت منطقه و آرایش نیروها و را ندارم کتابهایی که می خواندم اوایل رمانهای مربوط به جنگ بود و بعدتر شد خاطرات شهدا از همین کتابهای یاد یاران و خاطرات شهدا از زبان همسرانشان و گرچه شاید این کتابها آمده بودند که هر چه بیشتر شهدا را به ما نزدیک کنند اما من هر چه می خواندم انگار شهدا دورتر می شدند شاید خاطراتی که گفته شده بود خیلی ساده و عادی بود اما نحوه چینش خاطرات و شاید طرز بیان آنها برای من طوری بود که شهدا را بیشتر اسطوره ای می کرد چند سال بعد موج جدیدی راه افتاد در اسطوره زدایی از جبهه و جنگ و شهدا درست یادم نیست اما توی ذهن من اخراجیهای ده نمکی استارت این کار بود و بعد چنان تاکیدی داشتند در عادی سازی و تقدس زدایی از رزمندگان و شهدا و دفاع مقدس که کارها به نظرم هم لوث می شد و هم لوس چند وقتی است جمعه شبها آخرین روزهای زمستان پخش می شود روایتی از زندگی شهید حسن باقری کاری به نقدهای حرفه ای و نیمه حرفه ای ندارم حتی نمی خواهم بگویم که اولین صحنه هایی که از این فیلم دیدم فکر کرده بودم مستند است حتی نمی خواهم بگویم دست مریزاد که چقدر چهره بازیگران شبیه شخصیت های اصلی است همه حرف من در جمله های آخر راوی است شمارش معکوسی که برای ماههای زنده بودن حسن راه انداخته است و با چه تاکیدی تنها از زنده بودنش می گوید و حرفی از شهادت نمی زند این که غلامحسین افشردی ریزجثه که همیشه کمتر از سنش حسابش می کردند این که خیلی جاها دیده نمی شد و کسی جدیش نمی گرفت این که تنها یک خبرنگار معمولی بود و این که تنها یکی دو سال وقت داشت تا از غلامحسین افشردی بشود حسن باقری شهدا را در ذهن من چنان نزدیک کرده است که حتی فکر می کنم شاید خیلی از اطرافیانم یک حسن باقری بالقوه باشند فقط زمان لازم است و زمینه ارسال شده در 91 8 29 11 46 صبح توسط سوتک نظر من هنوز نفس می کشم این قدر خاک گرفته که هر گوشه ش رو نگاه می کنم می تونم با انگشت روش بنویسم لطفا مرا بشویید یادش به خیر روزگاری چه سر و صدا و بر و بیایی بود اینجا پیر شده م انگار ته نوشت گاهی شاید به غلط لعن و نفرین می کنم این شبکه های اجتماعی رو بهونه می کنم که مقصر همه ی ننوشتن هایند ارسال شده در 91 8 11 1 43 صبح توسط سوتک نظر شازده کوچولوی من امشب یه دوست پیدا کردم مرضیه دو ساله خرجش یه آبنبات بود که راحت بشینه تو بغلم و بعد دو تا کاغذ از دفترچه و دعای کمیلی که با نقاشیای کودکانه ی من خراب شد یادم باشه یه کم نقاشی یاد بگیرم که دفعه بعد ضایع نشم دل تنگش شده م شده بود شازده کوچولوی من و من اگزوپری سفارش نقاشی می داد و من هیچی بلد نبودم آخرش خودش راضی شد به کشیدن کشیدن من خلاصه شدم تو یه دایره ی کوچولو و بعد سوالش که تو کوچولویی جوابی نداشتم براش گفت پاشو وایسا ببینم و تا وایسادم به جای دایره ی کوچیک یه دایره ی بزرگ کشید گاهی آدم هوس می کنه یه نوشته قدیمی رو بذاره رو وبلاگ شازده کوچولوی من الان واسه خودش خانومی شده و دیگه تحویلم نمی گیره ارسال شده در 90 5 14 4 37 عصر توسط سوتک نظر بازی کودکانه کم نشده که بعد از یک خرابکاری حواس پرتانه بنشینم و هی غصه اش را بخورم که مثلا چرا حواسم نبود و فلان چیز خراب شد و و همین بشود عامل خراب شدن یک روز قشنگ خیلی اوقات هم شده که هی به خودم تلنگر بزنم که فدای سرت اما انگار اعصاب خردگی ش می ماند یادم نیست چه سالی بود حتی دقیق یادم نیست که جمله ای که گفته بود چی بود اما مضمونش این بود که زندگی هم مثل بازی های بچگانه است وقتی بعد از مدتی می نشینم و خاطرات را شخم می زنم که برای چه مسائل الکی و پیش پا افتاده ای اعصابم خرد شده و یا حتی برعکس با چه اتفاقات کوچک و بی مزه ای قند توی دلم آب کرده بودم حس می کنم چه قشنگ گفته بود بازی کودکانه را این که فلان چیز اتفاقی خراب شد یا فلان کار بدون اراده و اختیار تو به شکل خاصی انجام شد آن قدر اهمیت ندارد که چیزی را در زندگی تو تغییر دهد درست مثل این که فنجان اسباب بازی دوران کودکیم شکسته باشد یا درباره آخر داستانِ یکی از کتاب های بچگیم با دوستم بحثم بشود یا پازلی که کلی وقت گذاشته بودم برای ساختن خراب شده باشد کاش می شد درست در وسط اتفاق که یا جوش آورده ام یا ناراحت و عصبانی شده ام حالا یا از دست خودم یا دیگری یادم بیفتد که چند وقت دیگر همین حس کودکانه بودن را نسبت به همین موضوع پیدا می کنم ارسال شده در 89 10 28 1 59 عصر توسط سوتک نظر جرم خواص بی بصیرت نه این که ادعایی داشته باشم باور کن نه خیلی وقت است که هیچ ادعایی ندارم حتی در دعاهایی که لقلقه ی زبان هم می خواندم اما هر کار می کنم نمی توانم بی خیال شوم این توابین را هر جور که فکر می کنم حس می کنم اگر مسلم را تنها نمی گذاشتند امام هم تنها نمی ماند و باور کن اصلا دست خودم نیست از اول هم از این سلیمان بن صرد خزاعی خوشم نمی آمد حتی آن موقع که هنوز داغ بود و دم از حمایت مسلم می زد حالا تو هزار بار هم بگو عاقبت به خیر شد من این عاقبت را خیر نمی دانم باور کن فقط یک حس شخصی است کاریش هم نمی توانم بکنم بحث من و تو و او نیست که اگر بخواهم بحث شخصی بکنم اول از همه هزار بار خدا را شکر می کنم که زمان امام نبوده ام که معلوم نیست خودم هم در بهترین حال مثل کوفیان مصلحت اندیش سکوت می کردم یا زبانم لال در لشکر ابن زیاد بحث عملکرد است هر چه هست هر کار می کنم نمی توانم قبول کنم حالا تو هزار دلیل و توجیه بیاور که کوفه در محاصره بود و خیلی ها خواستند و نتوانستند به لشکر امام برسند ارسال شده در 89 10 19 6 50 عصر توسط سوتک نظر بودن یا نبودن یک بار و دو بار نگفته ام که نوشتن حسی است و باید حسش بیاید هزار بار دیگر هم لازم باشد می گویم اما این که این حس نوشتن از کجا می آید نمی دانم اما امروز حس نوشتنم آمد آن هم با دیدن یک پست و من یاد شروع این وبلاگ افتادم و خیلی الکی بعد از مدت ها حس نوشتنم آمد صفحه مدیریت که باز شد دست و پایم را گم کردم انگار چه قدر عوض شده این جا حالا چه باید بنویسم چه جوری باید بنویسم و شروع کردم زیر و رو کردن تمام موضوعاتی که ذهنم را درگیر کرده بود شاید سوژه ای شود برای نوشتن هنوز هم دست و پایم را پیدا نکرده ام انگار هنوز هم نوشتن یادم نیامده انگار فقط می دانم دوست دارم در مورد مختارنامه بنویسم و این که چه قدر دلتنگ وبلاگنویسی شده ام یک دفعه ارسال شده در 89 10 18 4 44 عصر توسط سوتک نظر من غاده و کاروان آزادی دویدم و کلت کوچکم را برداشتم آمدم پایین نیتم این بود مصطفی را بزنم بزنم به پایش تا نرود مصطفی در اتاق نبود آمدم دم ستاد و همان موقع مصطفی سوار ماشین شد من هر چه فریاد می کردم که می خواهم بروم دنبال مصطفی نمی گذاشتند فکر می کردند من دیوانه شده ام کلت دستم بود هربار که داستان چمران را از زبان غاده می خواندم این جای داستان را نمی فهمیدم با ذوق و شوق سی دی را آورد و فیلم را برایم گذاشت فیلمی از کاروان آزادی با اناشید پر شور فلسطینی تقریبا نصف فیلم پخش شده بود که گفت اگر ایران هم خواست کاروان بفرسته دوست داری من بــ هنوز جمله اش تمام نشده بود که گفتم نه صحبتمان زیاد طول نکشید یعنی هر بار که خواست چیزی بگوید قبل از آن که جمله اش شکل جمله شود فقط می گفتم نه اسرائیلی ها تیراندازی می کردند و تصویر بعضی از شهدا و مجروحین روی برانکارد یکی در میان پخش می شد دیشب راحت خوابم نبرد مدام به خودم فکر می کردم و او به این که در جوابم گفته بود ممکنه تو مرحله عمل جا بزنم ولی تو حتی نمیذاری تو مرحله نظر هم طرحش کنم به این که دیشب فهمیدم من هم اگر جای غاده بودم همان کار را می کردم ارسال شده در 89 5 21 12 50 عصر توسط سوتک نظر 1 2 3 نون حلال به خاطر یک مشت ریال روضه دیدنی خیلی دور خیلی نزدیک من هنوز نفس می کشم شازده کوچولوی من بازی کودکانه جرم خواص بی بصیرت بودن یا نبودن من غاده و کاروان آزادی تمرینی برای دوباره نوشتن خانه ی کودکی جایی میان آغوش تو این توجیه های لعنتی همه عناوین 169 عناوین آرشیوشده پرت و پلاهای یه ذهن آشفته فلسفه به زبان ساده دل نوشته ها تراوشات دیگران دنیای بی سر و ته مجازی دنیای وارونه ی ما شبان نامه http www blogskin ir
|