Meta tags:
description= وقتی امیر نباشه تماشا نمی بینم یا شاید می ببینم و دقت نمی کنم. به نظرم وقت هایی هم که تنهایی تماشا نگاه کنم اولین دغدغه ام اینه که مدل جدید عینک مجری;
Headings (most frequently used words):
جادوگر, نوشتن, تنها, چاره, اوقات, من, است, در, واقع, امیدوارم, که, باشد, دور, همچون, معنای, به, تعویق, افتاده, یک, متن, نوشته, های, پیشین, پیوندها,
Text of the page (most frequently used words):
این (14), فاصله (13), هیچ (8), کنم (8), نمی (8), کنه (7), مثل (7), دارم (6), برنامه (6), بشه (6), وقت (6), ۱۳۹۲ (5), آدم (5), اون (5), بعد (5), تماشا (5), دور (5), پور (5), نظرم (5), های (4), وبلاگ (4), متن (4), بودم (4), دیگه (4), اما (4), تونه (4), برای (4), اردیبهشت (3), نوشته (3), چون (3), کردم (3), فکر (3), تنها (3), حرف (3), ذهنم (3), معنای (3), تعویق (3), #افتاده (3), ذهن (3), بار (3), چیز (3), نشدم (3), داشتم (3), روانی (3), داستان (3), تابستان (3), تختی (3), باید (3), مجری (3), بلند (2), قوی (2), است (2), ۱۳۹۴ (2), دوست (2), نوشتن (2), همون (2), خمیر (2), درست (2), یکی (2), خودم (2), توی (2), کرد (2), اینکه (2), خیلی (2), تلاش (2), زنه (2), همه (2), سال (2), کتاب (2), بهار (2), کاتماندو (2), حراج (2), هنری (2), خاورمیانه (2), اگه (2), نویسنده (2), پارسی (2), آدمی (2), چیزی (2), هایی (2), نگاه (2), هاش (2), بود (2), البته (2), لبخند (2), وقتی (2), امیر (2), نباشه (2), شاید (2), ببینم (2), مدل (2), حتما (2), شام (2), واقع (2), همچون (2), blogfa, com, خاطر, فیلم, لعنتی, janatan, seagull, چاغمان, دار, سحر, نزدیک, گلوله, براي, ژنرال, مغولستان, خارجي, يادداشت, هاي, مزمن, گوريل, كافه, كافكا, میچکا, کلی, آئي, كينيتوس, بوي, عود, عطر, ارل, گري, پیوندها, خرداد, تیر, مرداد, مهر, پیشین, عناوین, آرشیو, پروفایل, مدیر, خانه, نويسي, غير, اينكه, فرصت, ميده, قدم, اول, كلمه, مدير, استقبال, ميكنه, شده, شنبه, یکم, ساعت, توسط, ساحره, احتمالا, امروز, خواستم, همین, نوشتم, ضمنا, طبق, رسپی, اینترنتی, پیتزایی, سالی, هست, نیتش, برم, خوشبختانه, خلاف, ناامیدی, موج, گرفته, مایه, فوری, آرد, ناسازگاری, نکرد, عمل, اومد, پفکی, نتیجه, گریزی, خوب, بوده, حتی, موقع, خوردنش, کسی, نبودکه, براش, میز, بچینم, سالاد, بزنم, منتظر, باشم, بگه, پیتزاش, خواد, کیفور, کرده, برداره, همینه, تکرار, لاین, ذاره, یادآوری, نوستالژی, سازه, خاطره, بارونم, ریزی, هدف, گذاری, همچنان, دورم, دورتر, آبی, سالانه, دست, شدن, بدن, هماهنگ, باشند, ورزشکار, حرفه, الان, کاتماندوه, اورست, فتح, جایی, نداره, نقاش, مجسمه, ساز, دکتر, هزار, کدوم, همیشه, رشته, دانشگاهیم, شهری, توش, زندگی, _حتی, تونم, بنویسم, شهرم_, دوستش, نویسم, جاهایی, دونم, چطور, مستند, منیرو, کلا, زیاد, شناسمش, قدیم, مجموعه, کوتاه, ازش, خونده, نداشتمش, نبودند, یعنی, مثلا, گرما, صفر, نبود, چند, خودش, ببره, دورترها, خنده, بگم, بیشتر, گرمند, آخرش, شعر, موندگار, ثبت, زمان, جالب, عروس, سنم, کشتی, گیر, نرسیده, رنگ, عجیب, چشم, بابک, دیده, داشت, گفت, دستتون, کنید, قبلا, بینم, دقت, تنهایی, اولین, دغدغه, اینه, جدید, عینک, نظر, جذابیه, جذاب, ارزه, دفعه, بخوای, بذاری, عینکشو, ببینی, داشتیم, گزارش, دبی, دیدیم, میلیارد, خریدار, هنر, مراسم, دعوتش, چیزهایی, مبهوت, کردن, داره, طوری, باشه, طرف, کلکسیونری, سرمست, خرید, تابلوی, اصل, دعوت, دستش, غذاهای, ساده, نایجل, اسلیتره, رسیپی, امتحان, نکردم, مورد, قرار, ملاقات, دیت, آشپزش, خیالبافی, ولی, همینیه, گفتم, تنهام, عنوان, بعدی, معرفی, حوصلشو, ندارم, چاره, اوقات, امیدوارم, باشد, جادوگر,
Text of the page (random words):
دور همچون معنای به تعویق افتاده یک متن جادوگر نوشتن تنها چاره اوقات من است در واقع امیدوارم که باشد دور همچون معنای به تعویق افتاده یک متن وقتی امیر نباشه تماشا نمی بینم یا شاید می ببینم و دقت نمی کنم به نظرم وقت هایی هم که تنهایی تماشا نگاه کنم اولین دغدغه ام اینه که مدل جدید عینک مجری برنامه رو ببینم به نظر من زن جذابیه شاید هم جذاب نباشه اما می ارزه هر دفعه بخوای وقت بذاری و مدل عینکشو ببینی یک بار هم که با امیر داشتیم گزارش مجری برنامه رو از حراج هنری خاورمیانه تو دبی می دیدیم فکر کردم حتما یکی از میلیارد های خریدار هنر اون شب برای شام بعد مراسم دعوتش می کنه در واقع مجری برنامه ای که خیلی وقت ها چیزهایی برای مبهوت کردن داره حتما باید این طوری باشه و از طرف کلکسیونری سرمست خرید یک تابلوی اصل به شام دعوت بشه با اینکه برنامه ای که من هیچ وقت از دستش نمی دم غذاهای ساده نایجل اسلیتره البته هیچ وقت رسیپی هاش رو امتحان نکردم و در مورد قرار ملاقات و دیت های آشپزش هم خیالبافی نمی کنم ولی داستان همینیه که گفتم وقتی تنهام و تماشا به عنوان برنامه بعدی معرفی می شه به نظرم می آد هیچ حوصلشو ندارم نمی دونم چطور شد مستند منیرو روانی پور رو نگاه کردم کلا زیاد نمی شناسمش قدیم ها یک مجموعه کوتاه ازش خونده بودم که دوست نداشتمش به نظرم داستان هاش قوی نبودند یعنی مثلا مثل گرما در سال صفر پارسی پور نبود که یک تابستان و چند تابستان بعد من رو با خودش ببره دورترها و من هی با خنده بگم بعد این کتاب تابستان ها بیشتر گرمند و داستان آخرش هم مثل یک شعر موندگار تو ذهنم ثبت بشه اون زمان ها تنها چیز جالب روانی پور برای من این بود که عروس تختی سنم البته به تختی کشتی گیر هیچ وقت نرسیده اما قد بلند لبخند و رنگ عجیب چشم های بابک تختی رو دیده بودم یک بار روانی پور داشت تو تماشا می گفت باید فاصله ذهن و دستتون کم بشه باید این فاصله رو کم کنید فاصله رو با چی می شه کم کرد قبلا ها با لبخند بود به نظرم فکر می کنم اگه فاصله ذهن و دست کم بشه آدم نویسنده می شه یا می تونه تلاش کنه برای نویسنده شدن اگه ذهن و بدن هماهنگ باشند آدم می تونه ورزشکار حرفه ای بشه مثل ع که الان کاتماندوه تا یک بار دیگه اورست رو فتح کنه کاتماندو همون جایی که پارسی پور هر بهار می ره به نظرم آدمی که این فاصله ها رو نداره می تونه نقاش مجسمه ساز دکتر یا هزار چیز دیگه بشه می تونه من اما هیچ کدوم این ها و هیچ چیز دیگه ای نشدم نشدم چون همیشه فاصله داشتم فاصله از خودم از رشته دانشگاهیم شهری که دارم توش زندگی می کنم _حتی نمی تونم بنویسم شهرم_ آدمی که دوستش داشتم چیزی هایی که دارم می نویسم جاهایی که دارم می رم من چیزی نشدم چون فاصله داشتم فاصله بودم ذهنم خیلی تلاش کرده این فاصله رو برداره همینه که هی تکرار می کنه هی به این ور و اون ور می زنه هی حرف می زنه هی دد لاین می ذاره ذهنم یادآوری می کنه نوستالژی می سازه خاطره بارونم می کنه برنامه ریزی و هدف گذاری می کنه من اما همچنان فاصله دارم دورم دورتر از این حرف ها دور مثل معنای به تعویق افتاده یک متن دور مثل همه آدم ها همه اون سال ها و کتاب ها دور مثل بهار آبی کاتماندو مثل حراج سالانه هنری خاورمیانه احتمالا امروز خواستم همین فاصله رو کم کنم که این ها رو نوشتم و ضمنا بر طبق یک رسپی اینترنتی خمیر پیتزایی رو درست کردم که یکی دو سالی هست نیتش رو با خودم این ور و اون ور می برم خوشبختانه بر خلاف ناامیدی موج گرفته توی این متن خمیر مایه فوری با من و با آرد ناسازگاری نکرد عمل اومد و بعد توی فر پف کرد و پفکی شد دارم به این فکر می کنم که نتیجه این فاصله گریزی ام خوب بوده حتی با اینکه موقع خوردنش تنها بودم کسی نبودکه براش میز بچینم سالاد درست کنم از تماشا حرف بزنم و منتظر باشم بگه پیتزاش هیچ سس دیگه ای نمی خواد و بعد من کیفور شم نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 13 16 توسط ساحره هیچ وبلاگ نويسي رو دوست دارم چون به غير از اينكه به آدم فرصت نوشتن ميده در همون قدم اول با كلمه مدير وبلاگ از آدم استقبال ميكنه خانه پروفایل مدیر وبلاگ آرشیو وبلاگ عناوین نوشته ها نوشته های پیشین اردیبهشت ۱۳۹۴ مهر ۱۳۹۲ مرداد ۱۳۹۲ تیر ۱۳۹۲ خرداد ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ پیوندها بوي عود عطر ارل گري آئي كينيتوس میچکا کلی كافه كافكا گوريل يادداشت هاي مزمن مغولستان خارجي يك گلوله براي ژنرال دل قوی دار سحر نزدیک است چاغمان janatan seagull به خاطر یک فیلم بلند لعنتی blogfa com
|