Meta tags:
description= شهر گم شده اینجا غیر از داستان چیزی پیدا نمی شود;
Headings (most frequently used words):
داستان, از, یک, جدید, بعد, التحریر, های, شهر, گم, شده, اینجا, غیر, چیزی, پیدا, نمی, شود, ديدن, خودم, تعجب, كردم, رکورد, برای, مطلب, قبلی, انسان, مثل, چیز, ناشناخته, است, دو, تابلویی, اتو, گربه, آدم, خوار, بازگشت, محمود, مرادی, پیوندهای, روزانه, نوشته, پیشین, آرشیو, موضوعی,
Text of the page (most frequently used words):
بود (263), اما (98), این (95), توی (79), گفت (77), اين (73), يونيكو (68), های (65), مياكه (64), شده (62), برای (61), همه (58), كرد (58), ایزومی (57), وقت (57), نمي (55), نمی (54), داشت (53), دست (45), کردم (43), مثل (43), اون (42), گربه (41), بعد (40), چیزی (40), خیلی (39), هاي (39), کرد (37), بودم (36), هیچ (34), كنم (34), كيسوكه (34), آدم (33), کنم (32), آتش (31), توي (30), خودم (29), نبود (29), براي (29), آتيش (29), آمد (28), روز (28), داد (28), سال (27), فکر (27), فكر (27), چیز (26), تنها (25), #داستان (24), گفتم (24), نگاه (24), است (24), روشن (23), صدای (23), کار (23), آنها (23), چيزي (23), چند (22), باشه (22), داخل (21), دیگر (21), بلند (21), رفته (20), جزیره (20), کرده (20), روی (20), حرف (20), وقتي (20), روي (20), بايد (20), نوشته (19), حتما (19), فقط (19), ماه (18), بودند (18), شعله (18), باید (18), آنجا (18), همین (18), موسیقی (18), درست (18), همان (18), خودش (18), هيچ (18), درباره (17), ساعت (17), رفت (17), زندگی (17), كرده (17), تونم (17), تمام (17), توانست (17), چيز (17), باشد (16), اصلا (16), وقتی (16), کردیم (16), بار (16), كني (16), نيست (16), خيلي (16), باز (15), راه (15), داشتم (15), بیشتر (15), نظر (15), دارم (15), صحبت (15), هست (15), چطور (14), داشته (14), چشم (14), دلم (14), خواست (14), احساس (14), قدر (14), گرفت (14), دور (13), زبان (13), رفتم (13), بالای (13), نیست (13), چون (13), هایی (13), دوست (13), حالا (13), مورد (13), اتفاق (13), آخر (13), رابطه (13), كنه (13), قبل (12), خانه (12), گرفته (12), واقعا (12), بندر (12), طرف (12), لحظه (12), فرو (12), خاطر (12), همیشه (12), بودیم (12), اتاق (12), یونان (12), حال (12), هيزم (12), محمود (11), ادامه (11), حتی (11), اگر (11), شهر (11), شاید (11), اول (11), خود (11), خوب (11), یکی (11), بیرون (11), هنوز (11), ساحل (11), مرد (11), ميشه (11), تكان (11), يخچال (11), کنیم (10), مرادی (10), تپه (10), دریا (10), نور (10), کردن (10), آورد (10), جور (10), رفتیم (10), پیدا (10), خاموش (10), داره (10), ژاپن (10), آره (10), اونا (10), ذره (10), وجود (10), گذاشت (10), طور (10), كند (10), چوب (10), شايد (10), توسط (9), توانستم (9), نگاهی (9), آرام (9), جای (9), کنار (9), شدم (9), هوا (9), درخت (9), غیر (9), خواد (9), اگه (9), چرا (9), بچه (9), بزرگ (9), اونجا (9), شروع (9), خواندن (9), روزنامه (9), داشتیم (9), دونم (9), افتاد (9), شما (9), زندگي (9), كشيد (9), نامه (8), آسمان (8), بدون (8), بالا (8), بوده (8), زمان (8), ممکن (8), موج (8), کنی (8), گذشته (8), انگار (8), نفس (8), صدا (8), اینجا (8), یادم (8), نظرم (8), گوش (8), یونانی (8), کاملا (8), ببینم (8), خونه (8), دفعه (8), مردم (8), کتاب (8), قرار (8), مرا (8), شود (8), هزار (8), كردم (8), پرسيد (8), همين (8), اينه (8), هميشه (8), هايي (8), كابوس (8), ناشناخته (8), وبلاگ (7), کافه (7), آپارتمان (7), افتاده (7), مانده (7), رسیدم (7), سمت (7), انداختم (7), دستم (7), بین (7), دوباره (7), گذشت (7), پشت (7), گذاشته (7), کوچک (7), جمع (7), خورده (7), مجسمه (7), صورت (7), اند (7), صبح (7), کند (7), درون (7), شاخه (7), نیم (7), الان (7), هایش (7), همسرم (7), دیگه (7), پول (7), نقاشی (7), زدیم (7), متوجه (7), برم (7), خواستم (7), راحت (7), داده (7), كاري (7), دود (7), عميق (7), طولاني (7), اتو (7), پيش (7), بيرون (7), بطري (7), جيب (7), زمانيكه (7), ۱۳۹۰ (6), آبان (6), زیر (6), شدن (6), ناگهان (6), مرگ (6), ذهنم (6), دادم (6), آمده (6), پنج (6), کشیدم (6), ناپدید (6), باعث (6), مدت (6), نزدیک (6), موقع (6), رسید (6), غرق (6), کسی (6), میز (6), باد (6), رنگ (6), کاج (6), کشید (6), بشه (6), جوری (6), نگران (6), مطمئن (6), نشسته (6), بازی (6), ماجرا (6), خوردیم (6), تازه (6), مجبور (6), پیش (6), تصور (6), انجام (6), نداشتیم (6), گرفتم (6), ترک (6), شانه (6), چمدان (6), همدیگر (6), بگویم (6), هفته (6), بيشتر (6), كاملا (6), صداي (6), مدتي (6), خيره (6), آنكه (6), ديگه (6), حتي (6), ديگر (6), يون (6), آروم (6), ميرم (6), ندارم (6), مياد (6), بگم (6), كار (6), اندازه (6), كردن (6), زياد (6), تلاش (5), شدند (5), مرده (5), هایم (5), آیا (5), باقی (5), خواب (5), جیبم (5), گذاشتم (5), نداشتم (5), شنیدم (5), سرانجام (5), بوی (5), سختی (5), دیگری (5), آهنگ (5), زحمت (5), بزرگی (5), توهم (5), نبودم (5), بالاخره (5), کدام (5), شلوار (5), زدم (5), قدم (5), آورده (5), دانم (5), گاهی (5), برق (5), وارد (5), سیگار (5), بیا (5), بریم (5), همون (5), کنه (5), پائین (5), عجیب (5), جایی (5), نداشت (5), زده (5), منو (5), مسئله (5), نوشیدنی (5), زود (5), میشه (5), قابل (5), ژاپنی (5), البته (5), ماهی (5), دفتر (5), درسته (5), کنند (5), بیاید (5), برداشته (5), خواندم (5), ماند (5), دانست (5), طول (5), سخت (5), خودمان (5), تلفن (5), مشخص (5), خواهد (5), عنوان (5), چقدر (5), مدرسه (5), مطلب (5), برام (5), چشمانش (5), عجيبي (5), كنيم (5), حاليكه (5), ساكت (5), نميشه (5), ژاكت (5), نقاشي (5), گاهي (5), بيني (5), ترين (5), توده (5), هايش (5), كنده (5), كسي (5), يكي (5), خوبي (5), كوب (5), داري (5), نوشيد (5), آقاي (5), زيادي (5), كوچكي (5), لهجه (5), كانزائي (5), پوشيد (5), پدر (5), بنویسم (5), ترجمه (4), اردیبهشت (4), ۱۳۹۱ (4), تنهایی (4), تیله (4), چهارشنبه (4), باشید (4), واقعی (4), زنده (4), بشنوم (4), نوک (4), لیس (4), گشتم (4), کجا (4), نگه (4), دیدم (4), سایه (4), بینی (4), موقعی (4), مصر (4), مغازه (4), دنیا (4), اطراف (4), زمین (4), خوردن (4), پرواز (4), حرکت (4), تصمیم (4), بلندتر (4), شنیده (4), دنبال (4), زنگ (4), بزند (4), نتیجه (4), انداخت (4), صحنه (4), یاد (4), پاکت (4), نباش (4), دروغ (4), طوری (4), پسرم (4), پرسید (4), بدهم (4), زیاد (4), غروب (4), تاریک (4), دارد (4), ساده (4), آرامی (4), عشق (4), دادن (4), همسرانمان (4), خیره (4), محلی (4), خواند (4), آشنا (4), روزی (4), کارم (4), انگلیسی (4), خورد (4), باشم (4), لرزش (4), ذهن (4), بسته (4), گوشت (4), فکرم (4), معمولی (4), محل (4), دلار (4), مقدار (4), حساب (4), گفتن (4), قهوه (4), رفتن (4), گونه (4), موضوع (4), چنین (4), بين (4), نام (4), استفاده (4), ترکیه (4), خوام (4), اومد (4), چاپ (4), ذهنش (4), سپس (4), قطعه (4), ويسكي (4), انديشيد (4), ولي (4), چطوري (4), تنگ (4), بكنم (4), فهمم (4), پوچ (4), طوري (4), آنان (4), نشونه (4), سري (4), باره (4), بعضي (4), سينه (4), نيمه (4), تاريكي (4), جاي (4), كنار (4), ماسه (4), رسيد (4), ميان (4), شكل (4), زندگيش (4), ديگري (4), اميد (4), چنين (4), حتماً (4), برداشت (4), آرشیو (3), روزانه (3), مهر (3), ادبی (3), قصه (3), یازدهم (3), برگشتم (3), بخوابم (3), منِ (3), داشتند (3), قلبم (3), زدند (3), شکسته (3), زدن (3), جلو (3), برمی (3), جاده (3), تاریکی (3), دستانم (3), برایم (3), مهم (3), صخره (3), بستم (3), آوردم (3), بگیرد (3), کلکسیون (3), برده (3), خاطرم (3), سکه (3), فرار (3), حبس (3), عصبی (3), واقعیت (3), سرم (3), مونده (3), افتادم (3), نیمه (3), عمق (3), احساسی (3), فراز (3), هواپیما (3), بلکه (3), بدن (3), حیاتی (3), آید (3), دقت (3), وسیله (3), صدایی (3), چراغ (3), کامل (3), توانم (3), جوابی (3), سیگارش (3), دانستم (3), ترین (3), دیر (3), آنقدر (3), صورتش (3), بدنش (3), اومده (3), اسم (3), سوم (3), باغچه (3), دید (3), کنن (3), تماشا (3), وبه (3), خوار (3), قدرت (3), گرفتن (3), دوره (3), زندگیم (3), قطار (3), هنگام (3), برخاست (3), تونیم (3), برگردیم (3), چیکار (3), بهتره (3), پرسیدم (3), وسایل (3), لذت (3), تونی (3), چهره (3), بگیریم (3), نشست (3), کردند (3), نفر (3), عقب (3), فرانسه (3), درد (3), فراموش (3), همراه (3), ترس (3), هزاران (3), غبار (3), زوج (3), چهل (3), چهار (3), خرج (3), میلیون (3), موندن (3), اولین (3), شوهر (3), لباس (3), خراب (3), پدرش (3), نشان (3), خوبی (3), ابد (3), طبیعی (3), حالیکه (3), تعریف (3), عاشق (3), فرق (3), دیدیم (3), مان (3), تواند (3), حقیقت (3), صدمه (3), مرتب (3), اشك (3), خوابه (3), سوار (3), آزاد (3), مرز (3), دیرک (3), نحو (3), برابر (3), راهبه (3), خودتون (3), کنین (3), بهت (3), پیرزن (3), بودن (3), گاه (3), جرعه (3), راستش (3), لاغر (3), اتفاقی (3), بيدار (3), ميشي (3), كمي (3), بست (3), تونيم (3), بازوانش (3), جدي (3), چيكار (3), جريان (3), نزديك (3), اينجا (3), آخرين (3), بهش (3), نيستم (3), زند (3), منظورم (3), كردو (3), دريا (3), ميره (3), انداخته (3), گفتي (3), كبريت (3), افته (3), حركت (3), شبيه (3), خواي (3), هاست (3), نديده (3), خاصي (3), چرمي (3), زماني (3), مرحله (3), مياره (3), سرش (3), خريد (3), فروشي (3), دبيرستان (3), اصلاً (3), پائين (3), گرم (3), سكوت (3), عوض (3), ياد (3), سيگار (3), بزار (3), دنيا (3), پيرل (3), دقيقه (3), جدید (3), التحریر (3), کنید (3), تعجب (3), مرداد (2), ۱۳۹۲ (2), تیر (2), ۱۳۹۶ (2), پیوندهای (2), یکشنبه (2), انجمن (2), شنبه (2), سرزمین (2), تمرین (2), سیاه (2), خون (2), عادت (2), خاموشی (2), بیست (2), ششم (2), منتظر (2), لیوان (2), چنگال (2), گرسنگی (2), مجسم (2), گاز (2), مکیدند (2), دریدند (2), دوردست (2), مغزم (2), ساحره (2), چین (2), نرم (2), هشیاری (2), نشانی (2), کوچکی (2), دقیقه (2), پراکنده (2), کوه (2), جشن (2), فهمیدم (2), آهی (2), سنگ (2), گذر (2), قطع (2), جمله (2), کنارم (2), رها (2), شادی (2), یونوکی (2), صفحه (2), نبودند (2), صمیمی (2), قدیمی (2), کننده (2), جزئیات (2), وزن (2), وحشتناک (2), بخواهم (2), خسته (2), بچسب (2), بوته (2), کوتاه (2), گوشم (2), بودی (2), گرسنه (2), مال (2), تپید (2), سرعت (2), تنم (2), آدمکی (2), گچی (2), راست (2), مخفی (2), وضوح (2), حالت (2), مهمانی (2), روستای (2), عروسی (2), دیده (2), ورزش (2), راهی (2), ایستادم (2), خاصی (2), آنکه (2), دستگاه (2), شبیه (2), فیلم (2), بوزوکی (2), خوابش (2), تنیس (2), اغراق (2), درخشان (2), پنجره (2), آشپزخانه (2), وهم (2), مدرن (2), دلیلی (2), ولی (2), تخت (2), دوازده (2), کور (2), گرد (2), سکوت (2), سالیم (2), رختخواب (2), حمام (2), جفت (2), راحتی (2), نیامد (2), عادی (2), نظرمی (2), وزید (2), تکان (2), نصف (2), خندیدم (2), بدونم (2), بیفتد (2), دلت (2), بگیرم (2), اوضاع (2), بعضی (2), محکم (2), صدایش (2), ببرم (2), صابون (2), مخصوص (2), برایش (2), میندازه (2), بیاد (2), ایوون (2), بزنه (2), هیجانزده (2), نبوده (2), دلواپس (2), کلاس (2), خبر (2), اونو (2), سیخ (2), تونستم (2), کوچولو (2), جیغ (2), بالاترین (2), بشنود (2), فعل (2), ماجرای (2), وضعیت (2), بدتر (2), نسبت (2), بالاتر (2), نوشیدیم (2), هوای (2), آفتاب (2), آخرین (2), باور (2), زمستان (2), تلاطم (2), حامله (2), بشم (2), خودت (2), اشتباه (2), هامون (2), تموم (2), تقریبا (2), نیفتاده (2), سفر (2), بدی (2), توریست (2), تعداد (2), جدی (2), خوبه (2), باهاش (2), نداره (2), کاری (2), مشکل (2), قلاب (2), خواستیم (2), پرسه (2), حفظ (2), آمدند (2), عکس (2), مشکلی (2), آشنایی (2), نسخه (2), زمانی (2), کافی (2), زنم (2), عالم (2), اختیار (2), استراحت (2), جریان (2), اشتباهی (2), سامسونیت (2), آبی (2), شکل (2), بفهمم (2), حمله (2), ارتباط (2), بدهد (2), تبدیل (2), عرق (2), حرفی (2), لوله (2), رئیسم (2), رسیده (2), آمدن (2), آنجاست (2), خلاص (2), جوان (2), هایمان (2), سالی (2), حدود (2), براه (2), انداز (2), ببین (2), فایده (2), ودکا (2), بخوریم (2), باری (2), گذاشتیم (2), همانجا (2), ریز (2), نمیشه (2), گرده (2), علاقمند (2), کلمه (2), برد (2), ازدواج (2), لحن (2), همینطور (2), یافت (2), برود (2), گریز (2), نشون (2), متقاعد (2), دلیل (2), کشیدن (2), مغازله (2), بخشی (2), میان (2), بازوان (2), کارش (2), بکشد (2), شرکت (2), طبق (2), رود (2), مول (2), دقیق (2), رودخانه (2), ساله (2), توکیو (2), هستم (2), مابین (2), تمامی (2), هدف (2), قایق (2), پوشانده (2), وآنجا (2), میدان (2), قهرمان (2), دهانش (2), مردن (2), نقطه (2), مرغ (2), دریایی (2), اجاره (2), صاف (2), شوخی (2), کشتی (2), هستین (2), تونین (2), شماها (2), متروکه (2), بکنین (2), ارزش (2), کاتولیکی (2), گفته (2), زنبور (2), مشغول (2), کوتاهی (2), مربا (2), هستن (2), باشی (2), خوردم (2), خوانده (2), قبلی (2), نشستند (2), شان (2), انگشتان (2), مقابل (2), بخونه (2), آفتابی (2), مثلا (2), آتن (2), برنامه (2), جلب (2), هفتاد (2), یخچال (2), مجموعه (2), نوشت (2), سردت (2), بخواي (2), نخواي (2), خاكستر (2), ملايم (2), آيد (2), قلبش (2), پيدا (2), بميرم (2), بوي (2), فكري (2), بميريم (2), ميگم (2), ميگي (2), بخار (2), راحتي (2), جاري (2), چنگ (2), سرما (2), يافت (2), پوچم (2), تهي (2), ديد (2), تكه (2), خواسته (2), نفسي (2), منظورت (2), ايه (2), گفتنش (2), سخته (2), تابلويي (2), كشيدي (2), چيه (2), موهاي (2), آنچه (2), فهميد (2), فهمي (2), مكث (2), همينه (2), خودشه (2), اقيانوس (2), لندن (2), اضافي (2), نبايد (2), ناراحت (2), قدري (2), راهه (2), ديدن (2), نوك (2), سقلمه (2), خيس (2), ميشم (2), مطلق (2), كابوسه (2), زنه (2), سرد (2), بلندي (2), منه (2), خفه (2), بيفته (2), سايه (2), دوني (2), ازاين (2), بميري (2), لحظاتي (2), حالي (2), مشكل (2), هستي (2), نگاهش (2), اوني (2), احمق (2), منطقه (2), بالاي (2), كنن (2), زلزله (2), جورايي (2), ديدم (2), يادت (2), خاراند (2), سوال (2), سوالي (2), كدام (2), رفتند (2), تونه (2), جوون (2), نيكو (2), نيز (2), سوختن (2), بيش (2), جايي (2), فرصت (2), ملحق (2), وسط (2), بدي (2), شهري (2), موقعي (2), فندك (2), مناسب (2), روشنش (2), شكلي (2), ميتونه (2), اتيش (2), ميده (2), منظور (2), مگه (2), عصر (2), كردند (2), ناميد (2), واقعي (2), گير (2), بدم (2), سختي (2), فروشگاه (2), نزديكي (2), شير (2), عادي (2), اينجاست (2), دراز (2), كوتاه (2), پيراهن (2), سفيد (2), كلاه (2), ايباراكي (2), گروه (2), موسيقي (2), دوستانش (2), فارغ (2), التحصيلي (2), شيريني (2), گيتار (2), هائي (2), كلاس (2), كوچك (2), تعطيلات (2), پايان (2), كيف (2), ساحلي (2), ريخت (2), خاص (2), عجله (2), سخن (2), خانواده (2), چيزيه (2), دهان (2), تندي (2), توني (2), كنين (2), تلويزيون (2), آوردي (2), شوخي (2), دستانشان (2), گرفتند (2), هنر (2), پيشاهنگ (2), باشي (2), استعداد (2), نشده (2), شنيدي (2), ميگن (2), دبير (2), ياس (2), بگويد (2), توان (2), مبارزه (2), سيگارش (2), آيا (2), خرده (2), ساخته (2), صبور (2), روزيش (2), بدست (2), بسه (2), لعنتي (2), منجمد (2), مهمه (2), چیزیت (2), طرفدار (2), لباسامو (2), بياي (2), هدفون (2), پنجشنبه (2), هفتم (2), سواد (2), گویند (2), اینها (2), سالها (2), انسان (2), اقیانوس (2), گیری (2), لواشک (2), شیشه (2), کودکی (2), گویم (2), نوزدهم (2), مبارک (2), معینی (2), بيچاره (2), blogfa, com, اخبارداستانی, نقد, موضوعی, پیشین, پاس, تارخ, قالپاق, کارگاه, زنجان, اشراق, لیلی, تار, مدیریت, مهران, مرتضائی, نویس, رامین, سلطانی, هادی, وحیدی, علیرضا, بازرگان, حسن, رنجی, سیامک, مهاجری, پایگاه, پاتوق, حلقه, خوانی, ریسمانی, داستانک, نویسندگی, خودنویس, انگیزه, چرکنویسی, خودکشی, قعر, هاویه, جامعه, کهنه, رهگذر, کولی, نویسندگان, ملایر, دلفروز, درباب, شعر, عرفان, عناوین, پست, الکترونیک, بازگشت, کنیاک, خالی, نتوانستم, مشرق, گرفتار, محبوس, گوشتم, خوردند, خونم, آلت, تناسلی, لیسیده, پشمالو, مایع, غلیظ, خشن, هايشان, macbeth, russ, freeman, lou, levy, claud, williamson, haig, kennie, tristano, bouzouki, zorba, the, greek, mandolin, little, black, sambo, drachma, denny, harujuku, shibuya, chigasaiki, moldau, giant, triples, tokyo, tama, unoki, salem, izumi, درازکردم, بازوهایم, انگشتانم, اودر, موجودی, فاني, شکننده, یکپارچه, آهنگی, نواخته, عرض, جنوب, شیب, روشنائی, خیابان, ساحلی, سردی, پوسته, سطح, خرچنگی, مهیبش, افکار, فریفت, مقدر, آغاز, احتمال, شنوائی, اطمینان, فتم, سنگین, انعکاس, رویم, توتون, بوسیدن, میزد, طعم, زبانش, گذشتیم, نکند, شادم, جاز, پیانیست, سفید, پنجاه, شصت, تریستانو, هاگ, کلود, ویلیامسون, لِوی, راس, فریمان, آلبوم, انتشارشان, هزینه, فراوان, فروش, کلکسیونرهای, معامله, فضای, منحصر, فردی, کسل, اینطور, قاب, سنگینی, ودنبال, ازعرق, خیس, نکن, سنگی, چسباندمو, گذردتوحالا, هستی, سنگلاخ, ریزشان, ناکجا, آباد, خودِ, ایستاده, دریدَن, استخونات, حیرت, واقعیِ, کجاست, قدمی, شنزاری, هویتم, روم, میرفتم, صورتم, دستِ, سینه, دیوانه, واری, گردش, آدمک, طلسم, فانی, دمیده, پرتو, حقیقی, عضلات, ساختگی, موقت, قربانی, هشداری, راگرفتم, شیبی, شناختم, درختی, بلندی, زانو, هرچه, واضح, سرزنده, ماندم, بکنم, بروم, یزومی, ضعیف, دچار, فشار, تغییر, پیچد, شکی, نواخت, پخش, ماندولین, آنتونی, کوئین, زوربای, رقصید, پیراهن, ضخیمی, پوشیدم, جین, برداشتم, نگرفته, خوابیده, کفش, فرود, گمش, نقره, اعماق, آوری, دیوار, نمادین, نمایش, شبی, غیب, ابری, شام, ایوان, بگردم, درخشانتر, بردارم, یقین, لابه, لای, بیدار, کورمال, پاشیده, سیگاری, مچاله, نشیمن, آشپز, حیات, صندلی, رویشان, تندی, نسیم, ملایمی, ازسمت, برگهای, چمن, وسیع, نوشيدني, ریختم, کمی, آرامش, هیچی, عیبی, صبحه, زیرسیگاری, پسرت, بزگ, موردت, شدی, سری, قرارنیست, بخواد, برگردی, جلوی, برمیام, احساسم, موردباید, قشنگ, موجود, دنیاست, هروقت, بغل, استخوان, بشکند, حرکاتش, صابونش, بشویم, حساس, وقتا, ببینی, صادقانه, حوصله, دومش, وپرسید, نشستم, امیدوار, کردببینم, میفته, غیبشون, مخصوصا, گیریشون, زیادی, میشن, تونن, خودشون, روپیداکنن, حواست, ویه, نتونستم, دوم, ساز, مانی, پشتی, وکتاب, خوندم, مون, جست, وخیز, کارایی, ترسیدم, پرید, موهاش, ببرِ, سامبوی, دویدن, کشیدو, کوچیکش, صداش, شنید, آمدکه, جدول, چطوری, غیبش, خواندیم, امپراتوری, خریده, نرخ, ارزها, دراخما, میشد, دادیم, غذاهای, ارزان, نزدیکی, روستا, هیکل, متناسبی, گفتیم, نبودیم, فراتر, پائیز, پایان, نیستی, برسه, میشیم, بری, وگفت, گیرم, مراقبت, راهم, دکتر, روندزدن, مریضی, نشیم, چیزغیر, نیفته, اتفاقات, غیرمنتظره, آماده, باشیم, توفکر, بتونیم, بیکار, بمونیم, اوجدی, جزایر, نانی, اضافی, جوی, مجانی, میشم, راهنمای, بگذره, زیادمیشه, بربیایم, دربیاری, نقاشیت, کاسبی, بندازی, فکرشو, بکن, نقاش, آدمهایی, نیستن, نتوانستیم, زلال, توانستند, ببینند, آبرنگ, ومناظر, دیدن, گذرانی, موفقیت, محسوب, مهمانمان, ماهیگیر, اختاپوس, یادگیری, جدولی, صرف, افعال, بردو, پیشرفت, بتواندبا, دار, پیشخدمت, توانستیم, وپا, نمانم, تقویت, لعنتی, تعدادی, ایتالیایی, آلمانی, دانستند, بزرگترین, بیکاری, سینما, کتابی, منتظره, ترادژی, آشیل, رمانی, فرودگاه, دوبار, دکه, فروخت, چشمم, نگرفت, موردعلاقه, غلت, مضحک, فروکش, سبک, مضطربم, سپردم, خوابی, عمیق, آبهای, نیلگون, دریای, اژه, پایمان, ازوسایل, شدیدی, عارض, عجیبی, دیگرآن, آدمی, چسبانده, آشفته, هواپیمای, وهیچ, بازگشتی, درکار, پوستی, موقتا, اشغال, خاراندم, چیزاز, متلاشی, کنترلی, تکه, بشکافد, بشوم, تهویه, غرقِ, پیراهنم, بدنم, چسبیده, مرتبه, درآ, غوش, ساعتی, بمیرم, رولور, بگذارم, ماشه, بکشم, جسم, ونیاز, استعفایم, تحویل, شایعات, بهترین, همکارانم, نکردند, تصمیمت, بگیر, نتوانی, بشوی, قمار, وبگویی, جهنم, شرط, بندی, چسبیدن, دردسرش, ارزد, یقینا, زوجی, برداشتن, مصیبت, عجب, گندی, مدتی, طولانی, بلیت, مونه, کافیه, آسیاب, بیفته, بعدا, علاقه, موافقت, پولی, یعنی, آرزوم, عسل, تایی, نیستیم, آزارمون, بررسی, منطق, پیروی, حالی, نمیتونیم, بویا, شبانه, نوشیدیني, خورديم, مقداری, لیکور, هارویوکو, دنيز, صبحانه, نهایت, ناامیدی, مرخصی, پریشان, رهایش, حسابی, مالی, قیچی, اورکت, پوش, درمونده, برنمی, شوهرش, دبیرستان, بایدمی, نداد, ضربه, خشکش, وسایلش, ماشین, چیگا, ساکی, پسرمان, تماس, حاضر, نشد, پای, تهدید, بهونه, موجه, بزارم, دخترم, حرومزاده, برگرده, مخالف, ملافه, شدیم, گرفتیم, بگذاریم, بتوانیم, ومحقرمان, ثابت, ناپذیر, تقدیر, ببرد, استنطاق, کنترلش, گردن, جرا, خاصیه, نشدی, نباشد, خانوادگی, معادله, برملا, همدیگررابطه, عذاب, وجدان, خیانت, کداممان, اغوا, هردویمان, وفادار, گناه, نوازش, آغوش, پیامد, منبع, جسمانی, افزا, عمل, خوشایند, عاری, تظاهری, بهتر, خصوصی, نجوا, نوشیدن, يمان, فهمیدیم, نرسیم, خداحافظی, چیزها, دقیقا, بگوید, روشنی, چیزهايی, نمیتوانستم, چنان, دقتی, متحیر, هردو, شکایتی, متاهلی, احترام, بتواند, احساساتش, بیان, معجزه, عمرشان, بنامد, حسی, جزئی, لطیفه, خندید, دلش, برویم, حین, چشممان, بینمان, بيشتروقت, افتد, مشترکمان, ملاقات, کنارمان, هولناکی, کاملاً, زورگرفته, باشند, ايزومي, طراحی, مجله, طراح, کارمان, شسته, زرق, تخیلی, خبری, شلوغ, دیروقت, بمانم, ناراضی, وخود, ارشدیت, سفارش, انتخاب, همکار, انم, روال, ونشان, سرعتی, ریخت, همسر, پسر, مطالعه, دنجی, وچشم, قشنگی, نفری, امتداد, تاما, بهار, گیلاس, شکوفه, دوچرخه, تماشای, تیم, جاینتز, ترایپلز, بهاری, قادر, درک, اهمیتی, نقشی, اطرافم, استنشاق, بنیادی, نشستیم, اروپا, بادی, جهان, ناپذیری, غریب, بیگانه, دسترس, مبهم
Text of the page (random words):
تحلیل کنید می فهمید چه شخصیتی دارند حالا ببینید من چقدر فکر می کنم از طرف دیگر باز هم فکر می کنم باید خیلی حساب شده حرف زد و نوشت پس نمی دانم چطور باید بنویسم حتی نمی دانم چطور باید بنویسم که دلم می خواهد بنویسم و بگویم اما نمی توانم از طرف دیگر دیگر می خواستم بگویم که انسان مثل منشور دفتر محرمانه یا حتی سیاچاله است نمی دانم چیست که فقط قسمتی از درونیاتش بیرون نفوذ می کند از طرف دیگر دیگر دیگر به این نتیجه رسیدم که اصلا چه نیازی هست که با این همه پیچیدگی و سختی اینها را گفت مردم بدون دانستن اینها هم سالها زندگی کرده اند و هیچ اتفاقی هم نیفتاده حتما باید اتفاقی می افتاد بعد التحریر خوش به حال آدم های با سواد منظور عالم است می گویند هر چقدر سواد آدم بیشتر باشد ساده تر حرف می زند نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱ ۹ ب ظ توسط محمود مرادی دو داستان جدید دو داستان ترجمه از هاروکی موراکامی نویسنده ژاپنی را در وبلاگ قرار می دهم هیچ کدام از این داستانها در دو مجموعه داستان های کوتاهی که برای چاپ به ناشر داده ام چاپ نشده اند باز هم کارهای ترجمه و همین طور داستان های خودم را در این وبلاگ قرار خواهم داد نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ۳۰ ب ظ توسط محمود مرادی داستان تابلویی از یک اتو تابلويي از يك اتو نوشته هاروكي موراكامي ترجمه محمود مرادي چند دقيقه قبل از نيمه شب بود و يونيكو داشت تلويزيون تماشا ميكرد كه تلفن زنگ زد كيسوكه با چشمان نيمه باز و هدفون روي گوش يك گوشه اتاق نشسته بود و در حاليكه سرش را به عقب و جلو تكان مي داد انگشتانش بلندش را روي سيم هاي گيتار برقي به حركت در مي آورد داشت قطعه تندي را تمرين مي كرد و اصلاً حواسش نبود كه تلفن زنگ مي زند يونيكو گوشي را برداشت مياكه با لهجه اوزاكايي تودماغي اش پرسيد بيدارت كردم يونيكو گفت نه هنوز بيداريم من توي ساحلم بايد اين همه چوبو ببيني اين دفعه مي تونيم يه اتيش بزرگ درست كنيم مي توني بياي يونيكو گفت حتماً بزار لباسامو عوض كنم تا ده دقيقه اونجام ساق پوشيد و از روي آن يك شلوار جين و از رو هم يك ژاكت يقه اسكي پوشيد پاكت سيگار را داخل جيب كت پشمي اش چپاند كيف جيبي كبريت و جاكليدي اش را برداشت با پا به پشت كيسوكه سقلمه اي زد كيسوكه هدفون را برداشت يونيكو گفت من ميرم ساحل آتيش روشن كنيم كيسوكه با اخم پرسيد بازم مياكه حتماً داري شوخي مي كني الان وسط زمستونه ساعت دوازده نصف شبه اون وقت تو ميري كه آتيش روشن كني آره تو مجبور نيستي بياي خودم ميرم كيسوكه گفت نه ميام بزار يه دقيقه لباسامو عوض كنم كيسوكه دستگاه آمپلي فاير را خاموش كرد روي زير شلواري اش شلوار پوشيد و يك ژاكت كركي كه زيپ آن را تا روي چانه بالا كشيد يونيكو شالي دور گردنش پيچيد و يك كلاه بافتني به سر گذاشت وقتي راه ساحل را درپيش گرفتند كيسوكه گفت شماها ديوونه اين مگه آتيش چه چيز جالبي داره شب سردي بود اما اصلاً باد نمي وزيد و كلماتي كه از دهان آنان خارج مي شد منجمد مي شد و در هوا معلق مي ماند يونيكو گفت آهنگ هاي پيرل جم چي داره فقط يه عالمه سر و صدا كيسوكه گفت پيرل جم توي دنيا ميليون ها نفر طرفدار داره يونيكو گفت آتيش هم پنج هزار سال توي دنيا طرفدار داشته كيسوكه پرسيد تو یه چیزیت میشه مردم تا مدت ها بعد از اين كه پيرل جم از بين رفت آتيش روشن مي كنن تو هم یه چیزیت میشه كيسوكه دست راستش را از جيب بيرون آورد و آن را روي شانه يونيكو گذاشت و گفت مسئله اينجاست كه من هيچ كار لعنتي ندارم كه پنج هزار سال قبل از اين يا بعد از اين بكنم هيچ كاري هيچ چيز الانه كه برام مهمه كي ميدونه دنيا كي به آخر ميرسه كي ميتونه به فكر آينده باشه چيزي كه مهمه اينه كه ميتونم الان شكمم رو سير كنم يا نه اون هم همين الان درسته آنها پله ها را تا بالاي موج شكن بالا رفتند مياكه پائين سر جاي هميشگي اش در ساحل بود چوب هاي آب آورده را از هر شكل و اندازه جمع مي كرد و تل هيزم مرتبي مي ساخت معلوم بود كه يكي از كنده هاي بزرگ را با زحمت زيادي آنجا كشانده بود نور ماه خط ساحل را همانند تيغه تيز شمشيري ساخته بود و امواج زمستاني كه روي ماسه ها مي ريخت به نحو غريبي فرو مي خفت مياكه تنها توي ساحل بود مياكه در حاليكه نفس اش را به شكل بخار سفيدي بيرون مي داد گفت خوبه ها يونيكو گفت باور نكردنيه هر چند وقت يه بار اين اتفاق مي افته يادت هست كه يه طوفان اومد با موج هاي بزرگ تازگي ها مي تونم از روي صدا بفهمم كه مثلا امروزممکنه آب چوب خيلي زيادي بياره كيسوكه در حاليكه دست هايش را به هم مي ماليد گفت بسه بسه ما مي دونيم كه تو چقدر خوبي حالا بزار گرم بشيم سرماي لعنتي تخماي آدم رو هم منجمد مي كنه هي سخت نگير بايد از راهش وارد بشي اول بايد نقشه بريزي بعد كه همه چيز رو براه شد همه چيز طبق برنامه پيش ميره و آروم روشنش مي كني نبايد عجله كني گداي صبور بالاخره روزيش رو بدست مياره كيسوكه گفت آره روسپی صبور هم بالاخره روزيش رو بدست مياره مياكه سري تكان داد و گفت بس كن تو خيلي جوون تر از اوني كه دائم از اين جوك هاي بي ارزش بگي مياكه در روي هم چيدن كنده هاي بزرگ و خرده چوب هاي كوچك مهارت زيادي به خرج داده بود تا توده هيزم شبيه مجسمه هاي مدرن شده بود چند قدم به عقب برداشت و با دقت به شكلي كه ساخته بود نگاه كرد بعضي از قطعه چوب ها را جا به جا كرد و به سمت ديگر چرخيد تا نگاه ديگري به آن بيندازد مثل هميشه تنها كاري كه بايد انجام مي داد اين بود كه به نحوه تركيب چوب ها نگاه كند تا ظريف ترين حركات شعله هائي را كه بلند مي شد در ذهنش پديد آيد مثل مجسمه سازي كه مي تواند حالت پيكره اي را كه در توده اي از سنگ پنهان است تصور كند مدت زماني گذشت و هنگاميكه همه چيز باب طبع او در آمد سري تكان داد و انگار كه با خودش سخن بگويد گفت خودشه كامله بعد ورق هاي روز نامه اي را كه همراه آورده بود لوله كرد و در ميان شكاف پائين توده هيزم فرو كرد و با يك فندك سيگار پلاستيكي آتش زد يونيكو سيگارش را از جيب بيرون آورد و يكي از آنها راگيراند و كبريت كشيد چشمانش را تنگ كرد و به پشت خميده و سر طاس مياكه خيره شد اين همان لحظه نفس گير كل اين ماجرا بود آيا آتش خواهد گرفت و آيا شعله هاي بلند آن به هوا بر خواهد خاست آن سه در سكوت به كوهه هيزم خيره شدند ورقه هاي روز نامه آتش گرفت و براي لحظه اي شعله هاي لرزان از آن برخاست شعله ها ضعيف شد و به خاموشي گرائيد و پس از آن ديگر اتفاقي نيفتاد يونيكو فکر کرد که همه چيز خراب شد هيزم ها خيس تر از آني بوده كه به نظر مي رسيد داشت كم كم نا اميد مي شد كه باريكه اي از دود سفيد از تل هيزم برخاست و چون بادي نبود تا آن را پراكنده كند همچون رشته اي بدون انقطاع مستقيماً به آسمان رفت جايي داخل هيزم ها حتماً آتش گرفته بود اما هنوز هيچ خبري از شعله ها نبود هيچ كس حرفي نمي زد حتي كيسوكه پر حرف دستانش را در جيب كتش فرو كرده بود و سخت سكوت كرده بود مياكه روي ماسه ها نشست يونيكو سيگاردر دست دست ها را روي سينه گذاشته بود و هراز گاهي مثل آنكه يادش بيايدکه سيگار آنجاست به سيگارش پك مي زد مثل هميشه يونيكو به ياد داستان برافروختن آتش جك لندن افتاد داستان درباره مردي كه در سرزمين هاي پر برف آلاسكا سفر مي كرد و تلاش هايش براي افروختن آتش بود خورشيد داشت غروب مي كرد اگر نمي توانست آتش را روشن كند يخ مي زد و مي مرد يونيكو داستان زياد نخوانده بود اما آن داستان كوتاه را از زمانيكه معلمشان آن را به عنوان موضوع انشای تعطيلات تابستاني سال اول دبيرستان به او داده بود بار ها و بار ها خوانده بود هنگام خواندن داستان صحنه هاي آن به روشني در ذهنش شكل مي گرفت و او مي توانست ترس و اميد و ياس مرد را مثل آنكه ترس و اميد و ياس خودش باشد حس كند و مي توانست تپش قلب مرد را كه با مرگ دست به گريبان بود حس كند و مهمتر از همه اين بود كه مرد در ارزوي مرگ بود يونيكو نمي توانست بگويد چگونه اما اين را از همان اول مي دانست مرگ در واقع همان چيزي بود كه مرد مي خواست او مي دانست كه سرانجام مناسب براي او همين است اما بايد با تمام توان مبارزه مي كرد او بايد با آن دشمن سرسخت مبارزه مي كرد تا زنده بماند و آنچه كه يونيكو را متاثر مي كرد اين تضاد عميق بود دبير اين ديدگاه او را مسخره كرد مرگ همون چيزيه كه مرد مي خواد اين عقيده برام تازه است عجيبه بايد بگم که كاملاً بكره دبير نوشته هاي او را با صداي بلند در كلاس خواند و همه خنديدند اما يونيكو مي دانست كه همه آنها در اشتباهند اگر اين چنين نبود پايان داستان چطور مي توانست چنين زيبا و دلنشین باشد كيسوكه به خود جرات داد و گفت ببینم آقاي مياكه فكر نمي كني كه آتيش خاموش شده باشه نگران نباش آتيش ميگيره كم كم مي خواد شعله ور بشه ببين چطور دود مي كنه شنيدي كه ميگن هر جا دود باشه آتيش هم هست خب شنيدي كه يه چيز ديگه هم هست كه ميگن هر جا حال باشه حال کردن هم هست ببینم تو هميشه اينجوري صحبت مي كني نه خب بگو ببينم چطور ميتوني اينقدر مطمئن باشي كه آتيش خاموش نشده مي دونم مي خواد آتيش بگيره چطوري اين هنر رو به دست آوردي آقاي مياكه من بهش نميگم هنر من موقعي اينا رو ياد گرفتم كه پيشاهنگ بودم وقتي پيشاهنگ باشی چه دوست داشته باشي يا نه همه چيز رو درباره آتيش روشن كردن ياد مي گيري البته همه اش اين نيست يه كمي هم استعداد دارم نمي خوام خودنمايي كنم ولي در مورد آتيش روشن كردن من استعداد خاصي دارم كه خيلي از مردم عادي ندارن بايد بهت تبريك بگم اما فكر نمي كنم با اين استعدادت بتوني پولي هم دربياري مياكه با خنده گفت نه نمي تونم همانطور كه مياكه پيش بيني كرده بود شعله هاي كوچكي همراه با صداي ترق و تروق ضعيفي در ميان توده هيزم سو سو زد يونيكو نفسي طولاني را كه در سينه حبس كرده بود بيرون داد حالا ديگر جاي نگراني نبود آتش آنها روشن شده بود آنان در برابر شعله هاي نوخاسته دستانشان را دراز كردند و تا لحظاتي بعد و زمانيكه شعله ها ذره ذره نيرو مي گرفتند كاري جز تماشا كردن نداشتند يونيكو مي انديشيد كه حتما مردمان پنج هزار سال پيش هم زمانيكه دستانشان را به طرف شعله ها مي گرفته اند چنين احساسي داشته اند كيسوكه مثل آنكه ناگهان فكري به ذهنش خطور كرده باشد با لحن بشاشي گفت مياكه من فهميدم كه تو اهل كوب اي آشنايي چيزي توي زلزله ماه قبل كانزائي نداشتي مياكه گفت مطمئن نيستم سال هاست كه ديگه با كوب ارتباطي ندارم سال ها ولي حتما لهجه کانزائيت رو از دست ندادي اينو خودم نمي تونم بگم كيسوكه با لهجه كانزائي اغراق شده اي گفت من كه ميگم داري شوخي مي كني ببر صداتو كيسوكه تنها چيزي كه نمي خوام بشنوم اينه كه يه احمق ايباراگي با من به لهجه من در آوردي كانزائي حرف بزنه شما دهاتياي غربي بهتره گورتونو گم كنين و فقط تو بيكاری با موتورهاتون اينور و اونور پرسه بزنين كيسوكه گفت وايسا نمي خواستم ناراحتت كنم تو آدم خيلي آرومي به نظر مياي اما خيلي بد دهني تازه اونجائي هم كه گفتي ایباراكيه نه ايبارا گي تنها كاري هم كه شما كانزائي ها بلدين اينه كه به همين راحتي ما دهاتيا رو تحقير كنين من تسليمم اما جدي كسي صدمه نديده حتماً بايد كسي رو توي كوب بشناسي اخبار تلويزيون رو ديدي مياكه گفت بيا موضوع بحث رو عوض كنيم ويسكي مي خوري حتما يون يونيكو گفت فقط يه ذره مياكه بطري فلزي كوچكي را از جيب ژاكت چرمي اش بيرون آورد و آن را به كيسوكه داد كيسوكه در آن را باز كرد و بدون آنكه لب هايش به دهانه بطري بخورد مقداري از ويسكي را به دهان اش سرازير كرد ويسكي را فرو داد و نفس تندي كشيد و گفت عاليه مالت خالص بيست و يه ساله ست معركه ست مي توني صداي غرش دريا و فرشته هاي اسكاتلندي رو بشنوي بس كن كيسوكه اين ارزونترين چيزيه كه ميشه خريد نوبت يونيكو رسيد او بطري را از كيسوكه گرفت ذره اي داخل در بطري ريخت وجرعه هاي كوچكي از آن نوشيد صورتش را در هم كشيد اما گرماي خاص پائين رفتن مايع ازگلو تا معده اش را دنبال كرد درون بدنش كمي گرم شد بعد مياكه به ارامي نوشيد و كيسوكه در پي او جرعه ديگري نوشيد زمانيكه بطري داشت دست به دست مي شد بر بلندي و اندازه آتش افزوده مي شد نه يك باره بلكه به صورتي تدريجي و مرحله به مرحله و اين عالي ترين چيزي بود كه در آتش هايی که میاکه روشن می کرد وجود داشت انتشار شعله ها آرام آرام و ملايم بود مثل مغازله اي عاشقانه نه چيز خشني در آن وجود داشت و نه عجله اي و تنها هدف آن گرم كردن دل ها بود يونيكو در مقابل آتش زياد سخن نمي گفت و به سختي حركت مي كرد شعله ها همه چيز را در سكوت در خود فرو مي پذيرفت همه آنها را مي نوشيد مي فهميد و مي بخشيد و يونيكو مي انديشيد كه يك خانواده خانواده اي حقيقي احتمالاً چنين چيزي می توانست باشد يونيكو در ماه مي سومين سال دبيرستان به اين شهر آمده بود و با دفتر چه حساب بانكي و مهر پدرش سيصد هزار ين از بانك برداشته بود همه لباس هايي را كه مي توانست در يك كيف بوستونی چپانده بود و از خانه فرار كرده بود از قطاري به قطار ديگر سوار شده بود تا آنكه تصادفاً در راه توكوروزاوا به اين نقطه ساحلي در استان ايباراكي رسيده بود به شهري كه هرگز در عمرش نام آن را هم نشنيده بود در بنگاهي روبروي ايستگاه آپارتماني تك خوابه پيدا كرده بود و هفته بعد در يك خوارو بار فروشي نزديك بزرگراه ساحلي كاري گرفته بود و براي مادرش نوشته بود نگران من نباشيد و لطفاً دنبالم نگرديد من خوبم از مدرسه كسل شده بود و نمي توانست پدر را تحمل كند وقتي كه كوچك بود به خوبي با او كنار مي آمد توي تعطيلات آخر هفته و روز هاي تعطيل انها با هم خيلي جاها رفته بودند و يونيكو زمانيكه دست در دست پدر در خيابان راه مي رفت احساس قدرت و غرور مي كرد اما زمانيكه در پايان دوره راهنمائي عادت ماهيانه اش شروع شد و علائم بلوغ در او ظاهر شد و سينه هايش شروع به رشد كرد پدر جور ديگري به او نگاه مي كرد و زمانيكه سال سوم متوسطه بود و قد او از صد و هفتاد و شش گذشت ديگر اصلاً با پدر حرف نمي زد علاوه براين نمره هائي كه مي گرفت چندان تعريفي نداشت سال هاي آخر هم كه وارد دبيرستان شد ه بود موقع فارغ التحصيلي شمردن جايگاهش از ميان شاگرد آخر هاي كلاس راحت تر بود و زورکی داشت درس مي خواند نمي شد گفت كه او كودن بود فقط نمي توانست تمر كز كند هيچ وقت نمي توانست چيزي را كه شروع كرده بود به آخر برساند وقتي سعي مي كرد تمركز كند سرش به شدت درد مي گرفت نفس كشيدن برايش مشكل مي شد و ضرباهنگ قلبش نامنظم مي شد مدرسه رفتن براي او یک شكنجه كامل بود پس از اقامت در اين شهر طولي نكشيد كه با كيسوكه آشنا شد كيسوكه دوسال از او بزرگتر بود و موج سوار فوق العاده اي بود كيسوكه بلند قد بود موهايش را خرمائي رنگ كرده بود و دندان هاي مرتب قشنگي داشت كيسوكه به خاطر موج هاي خوب ايباراكي آنجا آمده بود و يك گروه موسيقي راك را با دوستانش راه انداخته بود در يك كالج نيمه خصوصي ثبت نام كرده بود اما به ندرت آنجا مي رفت و اميد فارغ التحصيلي اش صفر بود پدر و مادر او مغازه شيريني فروشي آبرو مندي در شهر ميتو داشتند و كيسوكه نيز به عنوان آخرين راه مي توانست پيشه خانوادگي را برگزيند اما او اصلا ً قصد سر و سامان گرفتن و كار به عنوان مالك يك شيريني فروشي را نداشت تنها چيزي كه مي خواست گشت و گذار با دوستانش با وانت داتسونش بود و موج سواري و گيتار زدن توي گروه موسيقي آما توريشان نوعي زندگي بي قيد و بند كه هر كس مي توانست بفهمد براي هميشه دوام نمي آورد يونيكو زماني با مياكه آشنا شد كه با کیسوکه هم خانه شده بود مياكه دهه چهارم زندگيش را پشت سر گذاشته بود و آدمي بود لاغر اندام و ريزه با صورت باريك و دراز و موهاي كوتاه و عينك آدم تر و تميزي بود اما ريشش آن قدر بلند بود كه هر روز موقع غروب آفتاب چهره اش از سايه پوشيده مي شد پيراهن كتاني يا پيراهن هاوائي رنگ و رو رفته اي مي پوشيد كه هيچ وقت آن را داخل شلوار گشاد كهنه اش تو نمي گذاشت و گيوه هاي سفيد مندرسي به پا مي كرد زمستان ها ژاكت چرمي چروك اي به تن مي كرد و كلاه بيس بال به سر مي گذاشت هيچ وقت يونيكو نديده بود كه او لباس ديگري بپوشد با ين حال هر چيزي كه مي پوشيد كاملا تر و تميز بود كساني كه با لهجه كانزائي صحبت كنند در آن منطقه زياد نبودند به همين خاطر توجه مردم خيلي زود به مياكه جلب شد يكي از دختر ها در محل كار يونيكو به او گفته بودكه اون همين نزديكي ها توي يه خونه اجاره اي زندگي مي كنه نقاشي مي كنه فكر نمي كنم مشهوري چيزي باشه هيچ وقت هم كاراش رو نديدم اما زندگيش بد نيست به نظر مياد كه از عهده زندگيش بر مياد گاهي وقت ها ميره توكيو و آخر وقت با وسايل نقاشي چيزي بر مي گرده خداي من فكر كنم پنج سالي هست كه اينجاست همه اش هم توي ساحل آتيش روشن مي كنه فكر ميكنم عاشق اين كاره منظورم اينه كه هر وقت داره آتيش درست مي كنه یه برق ای توي نگاهش هست زياد حرف نمي زنه يه جورايي آدم مرموزيه ولي آدم بدي نيست مياكه حداقل سه بار در روز به فروشگاه مي آمد صبح ها نان و شير و يك روزنامه مي خريد ظهر غذاي حاضري بسته بندي مي گرفت و عصر يك قوطي سرد آب جو و خوراكي سبك مي گرفت هر روز همان ها بين او و يونيكو هيچ وقت بيش از حرف هاي عادي و مودبانه رد و بدل نمي شد پس از مدتي يونيكو خود را مجذوب او يافت يك روز صبح كه آنها در فروشگاه تنها بودند يونيكو فرصت را غنيمت شمرد و از مياكه در مورد زندگيش پرسيد كه چرا با وجود اين كه در آن نزديكي زندگي مي كرد مرتب آنجا مي آمد چرا مقدار زيادي شير و آب جو نمي خريد و توي يخچال نگه نمي داشت اين طور راحت تر نبود البته براي فروشگاهي ها زياد فرق نمي كرد اما با اين حال خب شما راست مي گين عاقلانه تر اينه كه اين ها رو بخرم و نگهداري كنم اما نمي تونم چرا نمي تونين خب به خاطر اين كه دوست ندارم نمي تونم يونيكو گفت نمي خواستم فضولي كنم خودتون رو ناراحت نكنين من همينطوي ام وقتي چيزي رو نمي دونم نمي تونم جلوي خودموبگيرم و سوال نكنم اصلا نمي خواستم ناراحتتون كنم مياكه براي لحظه اي مكث كرد و سرش را خاراند سپس به سختي گفت راستشو بخواين من اص...
|